ناصر بن آل شبانه الموسوی البحرانی ([۲۴]) (متوفی ۱۳۳۱ هـ)
نام کامل وی، ناصر بن احمد بن عبدالصمد آلشبانه الموسوی، البحرانی، البصری است.وی در سال ۱۲۶۰ در بحرین متولد شد.برخی از مقاطع تحصیلی را با موفقیت پشت سرگذاشت، سپس عازم نجف اشرف شد. در آن سامان با بزرگان و فقهای بزرگ ارتباط برقرار کرد و از محضر بزرگانی چون راضی بن محمد بن محسن المالکی النجفی و مهدی بن علی بن جعفر کاشف الغطاء المالکی النجفی بهرهها برد و از این دو فقیه بزرگ اجازه روایت و اجتهاد دریافت کرد.پس از مدتی و بنا به دعوت بزرگان بصره عازم این شهر شد و پس از اقامت در این شهر، مردم به وی مراجعه میکردند و او به عنوان عالم برجسته و مرجع دینی مردم شناخته میشد و به بالاترین مقام دینی و نفوذ بالای اجتماعی رسید.وی از نفاق در دین رویگردان بود و از حاکمان و ارباب باطل و هر کس که به دین ضربه میزد، ابراز انزجار میکرد و تلاش میکرد تا احکام شرع مقدس اسلام به شکل صحیح و مطلوبی در جامعه پیاده شود.
آثار وی عبارتاند از:۱. رساله فی مقدمه الواجب.۲. کتاب التوحید.۳. منظومه فی الامامه.۴. جامع الشتات.۵. کشکول.
وی مکاتباتی نیز با برخی از فقها و بزرگان مانند؛ سید حسین قزوینی و شیخ جواد شبیبی داشته است.سرانجام در سال ۱۳۳۱ هـ در شهر بصره درگذشت.
جعفر بن محمد [أبوالمکارم] البحرانی ([۲۵]) و ([۲۶]) (متوفی ۱۳۴۲ هـ)
وی در سال ۱۲۸۲ هـ در بحرین و در روستای «جدعلی» به دنیا آمد.مدتی در جزیره «ستره» اقامت کرد، سپس به قطیف رفت و در «العوامیه» ساکن شد. دروس مقدماتی و ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفت و برای تکمیل آن و کسب بیشتر علوم و معارف اهلبیت: به نجف اشرف رفت.با پشت سر گذاشتن مراحل و مقاطع مختلف تحصیلی و در سایه تلاش و مجاهده فراوانی که داشت، در زمره فقها و شعرای بزرگ شیعه محسوب گردید.اساتید:
وی از محضر فقهای بزرگ و نامدار عصر خود، بهرههای زیادی برد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:پدرش محمد (متوفی ۱۳۱۸ هـ)، احمد بن صالح آل طعان البحرانی، حسین اصفهانی نجفی، علی آل شبیر الجزائری و دیگران.وی در «العوامیه» علاوه بر تصدی امام جمعه، به بحث و تألیف و نشر احکام اسلامی همت گماشت و به مقامات عالیهای دست یافت. وی دارای نفوذ کلام و هیبت بسیار زیادی بود.آثار وی عبارتاند از:
۱. جزوه الحق و قبسه ضیاء الصدق؛ رسالهای است در تقلید و احکام مربوط به آن.۲). قصد السبیل.۳. در الجواهر.۴. ملتقی البحرین؛ این رساله شامل اجازه روایتی وی به سید مهدی بن علی الغریفی است.۵. الناصریه؛ مجموعهای است که در آن به مسائل و سئوالات ناصر التولابی، پاسخ داده است.۶. کتاب «وفاه الرضا (علیه السلام) »؛ کتابی در مورد شهادت حضرت امام رضا (علیه السلام) است.۷ – دیوان اشعار.
مؤلف کتاب «معجم الرجال الفکر والادب» مینویسد:بحرانی؛ دارای چهل تألیف در موضوعات گوناگون است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:۱ – بهجه القلوب فی الطهاره و الصلاه ۲ – ارصاد الادله فی القبله ۳-مناسک الحج ۴- اغاثه الغریق فی صلاه الآیات ۵- عقود الجمال فی تاریخ فاطمه الزهراء (س) ۶- عین الانسان فی ترجمه الامام الحسن المجتبی (علیه السلام) ۷- کعبه الاحزان فی مقتل سید الشهداء (علیه السلام) ۸- مظهر الاشجان فی تاریخ الامام الرضا (علیه السلام) .سرانجام، وی در ماه محرم الحرام سال ۱۳۴۲ هـ درگذشت.
الشیخ حسین بن محمد البحرانی ([۲۷]) (متوفی ۱۱۲۵ هـ)
صاحب کتاب روضات مینویسد:شیخ ناصر بن نصرالله قطیفی به من گفت: شیخ حسین بحرانی، در زمانی که به سفر حج میرفت به شهر قطیف آمد و بر سید محمد صندید قطیفی وارد شد.سید محمد، کتابهای نفیس و کم نظیری داشت. وقتی که شیخ حسین بحرانی، کتابی در مورد حدیث را دید، از سید محمد درخواست کرد تا کتاب را به او بدهد و او تا زمانی که در قطیف سکونت دارد، از آن کتاب بهرهبرداری کند. این پیشنهاد شیخ حسین بحرانی با مخالفت سید محمد رو به رو شد و کتاب را به شیخ حسین نداد.
وقتی مناسک و موسم حج به پایان رسید، به قطیف آمد و به منزل سید محمد رفت و از او خواست تا کتاب را به او بسپارد و از آن استنساخ نماید. پس از اصرار زیاد، سید محمد، کتاب را به شیخ داد. وی از آن نسخه برداری کرد و آن را با اصل کتاب مطابقت داد (مقابله خوانی کرد) آنگاه کتاب را به سید برگردانید. سید محمد از او پرسید: آیا نسخه دیگری از این کتاب را یافتی؟ [که در این مدت کم به من برگرداندی] شیخ حسین بحرانی جواب داد: خیر! من این کتاب را مطالعه کردم و مطالب آنرا حفظ کردم و در حافظه خود نوشتم. این کار شیخ حسین بحرانی، موجب تعجب و شگفتی سید محمد شد. وقتی نسخه شیخ حسین را با نسخه اصلی مقابله کردند، دیدند که هیچ گونه اختلافی با نسخه اصلی ندارد مگر در موارد جزئی. شیخ حسین بحرانی، این کار را در مدت سه روز انجام داد.
نام آن کتاب «النفحه القدسیه فی الصلاه الیومیه» بود.شیخ محمد شویکی خطی، در قالب قصیدهای در مورد شیخ حسین بحرانی، میگوید:
حبّذا نفحه قدس لا تضاها
فـی صـلاه أرضـت الـرب إلـیها
بنـت یـومین و یوم برزت
فی صدور الطرس تهدی من تلاها
تـطرب الرأی و الراوی لا
عـجـــب مـمـن رآها و رواها ([۲۸])
عبدالله بن یوسف هجری بحرانی ([۲۹]) و ([۳۰])
وی از فاضلان، صالحان و مقدسان روزگار خود، در شهرهای بحرین، بوده است.میرزا عبدالله افندی اصفهانی، صاحب کتاب ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، مینویسد:
در دشتستان، کتاب «جامع مصائب الانبیاء و فی مقتل النبی یحیی (علیه السلام) » را که از آثار اوست دیدم. کتابی بسیار خوب و ارزندهای بود. در این کتاب، حالات پیامبران را، به گونهای که در روایات ما آمده است، ذکر کرده است. در ضمن آن به برخی از حوادث زندگی رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) و شرح آن اشاره کرده است. علت تألیف این کتاب، این بوده است که در میان مردم مشهور بود که سر مبارک حضرت یحیی (علیه السلام) را با ارّه بریدند و شیخ ناصر «أوالی بحرانی» نیز در ضمن چکامهای در سوگ حضرت یحیی (علیه السلام) بدین موضوع اشاره کرده بود. با توجه به این شهرتی که دارد، مردم از شیخ عبدالنبی بن یوسف هجری بحرانی، در مورد چگونگی آن سؤال کردند. شیخ عبدالنبی در پاسخ به سؤال مردم این کتاب را نوشت و بطلان آن نظریه را به اثبات رسانید و تصریح کرد که، کسی که سرش را با ارّه بریدند، زکریّا بن آذن از آل عمران بوده است نه حضرت یحیی بن زکریّا (علیه السلام) .
السید محمد ابوالفلفل
نام کامل وی، السید محمد بن السید مال الله ابوالفلفل القطیفی است.وی از شاعران بزرگی است که در مصائب امام حسین (علیه السلام) و یارانش، مرثیههای زیادی سروده است.در سایر علوم نیز ید طولایی داشت، اما شعرش و معلومات شعری او بر دیگر کمالات وی غلبه داشت.
از قطیف به عراق رفت و در شهر کربلا، کنار حرم جدش سیدالشهداء، امام حسین (علیه السلام) ، ساکن شد. سید محمد در تمامی ایام، چشمانی اشکبار داشت و در مصائب جدش سیدالشهداء، امام حسین (علیه السلام) ، اشک میریخت و [معتقد بود] که شایسته است هر مؤمنی، برای فاجعه کربلا، به جای اشک خون گریه کند.سید، هرگز غذای خوشمزه نخورد، آب گوارا ننوشید و تمام عمر شریفش را در ماتم و عزا سپری کرد و همراه افلاکیان و زمین و آسمان، جمادات و نباتات [در مصائب سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) ] میگریست.
شیخ علی حمامکی، از محصلین حوزه نجف اشرف و از اخیار، نقل میکرد که مرحوم شیخ جعفر شوشتری، از افاضل و مفاخر عصر خود که در سفر زیارتی امام رضا (علیه السلام) درگذشت، میگفت: سید محمد ابوالفلفل قطیفی نقل میکرد:شبی از شبها، در قطیف، برکهای از آب را خواب دیدم که در کنار آن خانمی موقّر و دارای هیبت و عظمت نشسته است. این خانم اشک میریزد و در دستش پیراهن خونآلودی است که میخواهد آن را در آب برکه بشوید و اشک میریزد و مدام این بیت شعر را زمزمه میکند:و کیف یطوف القلب منی ببهجه
و مُهجه قلبی بالطفوف غریب؟
سید محمد میگوید:به طرف او رفتم، سلام کردم و از او پرسیدم:[خانم] شما کیستید و این پیراهن از کیست؟[آن خانم] در جواب من گفت:اما من [اگر نمیشناسی] جدهات فاطمه زهرا ۳ هستم و این پیراهن، پیراهن خونین فرزندم حسین (علیه السلام) است که هرگز از آن جدا نمیشوم.در همین زمان، سید محمد از خواب بیدار میشود و قصیده پرشوری در مصائب سیدالشهداء (علیه السلام) میسراید و در ضمن آن، این بیت را به نقل از حضرت فاطمه زهرا ۳ میآورد که مطلع آن این است: «أراک متی هبت صباً و جنوب»سید محمد، قصیده «رائیه» را در بیان مصائب جد غریبش امام حسین (علیه السلام) و یارانش به زیبایی سرود:
عشقوا القنا للدفع لا عشقوا القنا
لـلـنفع لـکن أمـضی الـمـقدور
ماشاقهم للخلد الّا دعوه الرحمن
لـا ولـــدانـــها و الـــحــور
فتمثلت لهم القـصور و مـا بـهم
لو لا تمـثـلـت الـقـصـور قـصـور ([۳۱])
السد محیمد بن السید المعصوم ([۳۲])
نام کامل وی سید محمد بن سید معصوم القطیفی است.وی عالم، فاضل و دارای شخصیت بزرگواری بود.فاضل معاصر و پرهیزگار، حاج میرزا حسین نوری طبرسی در کتاب «دارالسلام» پس از نقل رؤیایی که درباره این سید بزرگوار دیده است، مینویسد:هذا السید کان جلیل القدر، عظیم الشأن.یعنی این سید جلیل القدر و دارای شأن بزرگی است
استاد، علامه شیخ عبدالحسین تهرانی، به خوبی از او یاد میکرد و میگفت:کان تقیاً صالحاً و شاعراً و مجیاً و ادیباً و غریقاً فی بحار محبه اهلبیت (علیهم السلام) .بیشتر فکر وذکر او در مورد اهلبیت: بود تا این که او را در صحن شریف دیدیم و از او مسئلهای را پرسیدیم. او به خوبی جواب داد و در خلال جواب به بیتی که خود سروده بود، اشاره کرد و ابیات دیگر شاعران را به عنوان شاهد مثال بیان نمود. با بیان مصائب اهلبیت: حالش منقلب میشد و به دلیل حال مناسبی که به او دست داده بود، بهترین اشعار را در مورد اهلبیت: سرود که اشعارش مجالس را دگرگون میکرد.
سپس به مسئله تشرف وی و دو نفر از فضلا به محضر حضرت ولیعصر (عج) در مسجد کوفه و در شب جمعه اشاره میکند.السید عبدالله البلادی البحرانی ([۳۳])
نام کامل وی، السید عبدالله بن السید علوی البلادی البحرانی ملقب به «عتیق الحسین» است.وی مردی فاضل، متقی، زاهد و عابد بود. او پس از تصرف و اشغال بحرین به دست بیگانگان، به بهبهان آمد و از محضر شیخ عبدالله سماهیجی استفاده کرد.پس از رحلت استادش، شیخ عبدالله سماهیجی، امامت جمعه و جماعت این شهر را به عهده گرفت و تا زمان رحلتش این وظیفه را به خوبی انجام داد.بیشتر سادات بهبهان که اهل علم و فضل هستند، از نوادگان و احفاد او هستند که برخی از آنان در «ابی شهر» و برخی در نجف اشرف ساکن و هر کدام از آنها از عالمان بزرگ و صالح به شمار میآیند.
در مورد آثار وی، اطلاعات دقیقی در دست نیست، مگر برخی از حواشی که به او منسوب است. وی از گروهی از علما و بزرگان بحرین مانند؛ شیخ احمد آلعصفور، پدر صاحب حدائق، و شیخ یوسف، صاحب حدائق، اجازه روایت داشته است.پدرش؛ سید علوی، نیز از بزرگان و علما بود و فرزندانش نیز از عالمان متقی و پرهیزگار بهبهان میباشند مانند؛ سید اسماعیل مجتهد بهبهانی و از أبیشهر، عالم جلیل علم الهدی، و در نجف اشرف، بسیاری از آنان به تحصیل علوم دینی مشغول هستند. نسب این سادات شریف، نجیب و بزرگوار به بسیاری از علما و فضلای بحرین و سید بن ابراهیم بن امام موسی بن جعفر (علیه السلام) میرسد.
پی نوشت ها
([۲۴]) استاد جعفر سبحانی، موسوعه طبقات الفقهاء، ج ۱۴، ص ۸۷۲، ناشر مؤسسه امام صادق (علیه السلام) ، قم.([۲۵]) استاد جعفر سبحانی، موسوعه طبقات الفقهاء، ج ۱۴، ص ۱۴۴، ناشر مؤسسه امام صادق (علیه السلام) ، قم.([۲۶]) نام کامل وی، جعفر بن محمد بن عبدالله بن احمد بن عبدالله بن علی التغلبی البحرانی الستری العوامی معروف به (أبوالمکارم) است.([۲۷]) نام کامل وی، حسین بن محمد بن احمد بن ابراهیم البحرانی است.([۲۸]) محمد رضا حکیمی، موسوعه عظماء الشیعه، ج ۶، ص ۱۴۴، مؤسسه انتشاراتی اعلمی، بیروت.([۲۹]) میرزا عبدالله افندی اصفهانی، ریاض العلماء وحیاض الفضلاء، ج ۱، ص ۷۷، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.([۳۰]) نام کامل وی، شیخ ابو علی عبدالنبی بن احمد بن عبدالله بن یوسف هجری بحرانی است.([۳۱]) محمد رضا حکیمی، موسوعه عظماء الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۸۶، مؤسسه انتشاراتی اعلمی بیروت.([۳۲]) محمد رضا حکیمی، موسوعه عظماء الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۹۸، مؤسسه انتشاراتی اعلمی، بیروت.([۳۳]) محمد رضا حکیمی، موسوعه عظماء الشیعه، ج ۱۰، ص ۱۵۴، مؤسسه انتشاراتی اعلمی، بیروت.
برگرفته از کتاب “شیعیان بحرین” نوشته ی علی انصاری بویر احمدی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد