6 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

عدالت و سیاست

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

جستار گشاییدغدغه ای که باعث می شود ما انسان ها به بحث عدالت بیندیشیم ، دغدغه « به زیستن » است . عدالت امری عمومی ، فرا تاریخی و انسانی است ؛ یعنی مربوط به مذهب خاص ، دین خاص ، و دوره تاریخی خاص نیست بلکه همواره در میان همه ادیان و مکاتب مطرح بوده و خواهد بود . عدالت امری تلقی می شود که در صورت رعایت آن زندگی ما بهتر از آنچه که هست می شود که ما چگونه نظمی برقرار کنیم که عادلانه باشد ؟ انسان موجودی است که نمی تواند به تنهایی زندگی کند .ارسطو می گفت : اگر موجودی بتواند به تنهایی زندگی کند ، یا خداست یا دد است . انسان زندگی اش در تعامل با دیگران شکل می گیرد و دارای اهدافی است که لازمه دست یابی به آن ، برقراری نظم در جامعه می باشد . نظم دو صفت عادلانه یا غیرعادلانه دارد . در هر جامعه ای نظم عادلانه نظمی است که بیشترین خرسندی را برای افراد آن جامعه فراهم آورد و در مقابل ، اگر مردم جامعه از نظم موجود خرسند نباشند نشان دهنده این است که احتمالاَ در آن جامعه نظم عادلانه ای وجود ندارد . انسان هایی که در سطح کلان در جامعه زندگی می کنند باید از نظم جامعه هم راضی باشند و هم خرسند . زیرا خرسندی یک انبساط خاطر به همراه دارد .نظم عادلانه چیست ؟ یا نظمی که حاصل آن به بیشترین خرسندی است ، چگونه نظمی است ؟ در پاسخ به این سؤال ابتدا باید مفهوم عدالت و سپس محل نزاع در بحث عدالت مشخص شود . در علوم سیاسی دو دسته مفاهیم داریم : مفاهیم کلیدی و اصلی و مفاهیم ثانوی و فرعی . مفاهیم کلیدی مفاهیم بنیادی و در عین حال اندک هستند ، قدرت ، عدالت و سعادت از مفاهیم کلیدی اند . اگر بتوانیم با عدالت کنار بیاییم و به آن آگاهی بیابیم ، بسیاری از مفاهیم ثانوی همچون امنیت ، آزادی ، رفاه ، مشروعیت حکومت مطلوب ، استبداد و دیکتاتوری نیز روشن می شود . سعادت در فلسفه سیاسی اسلام با عدالت گره خورده است . . پاسخ ما به نظم عادلانه در گرو این نکته است که علت نابرابری و بی عدالتی را چه چیز بدانیم ؟ انسان نمی تواند به تنهایی زندگی کند و برای تداوم زندگی باید دارای نظم باشد و در هر نظمی این نابرابری وجود دارد ؛ در هر نظمی یکی دستور دهنده است و دیگری فرمان بر .نظم ، بدون مقررات و قانون ایجاد نمی شود و در هر قانونی یک رشته دستورهاست ؛ لذا بحث عدالت به وجود می آید . پلیس دستور می دهد و رانند اطاعت می کند ، حکومت دستور می دهد و مردم اطاعت می کنند . ما مرتب در حال اطاعت کردن و امر دادن هستیم . نظم ، فرادستی و فرودستی دارد ، و حکومت موظف است نظم را برقرار کند تا افراد به اهدافی که برای خود تعریف کرده اند ، برسند .
عدالت در لیبرالیسم و سوسیالیسملیبرالیسم که مبتنی بر آزادی و اصالت آزادی است ، معتقد است باید از عدالت دست برداریم زیرا نمی توان نابرابری را از بین برد و از بین بردن نابرابری نابودی و حکومت و بی نظمی را در پی دارد . در اندیشه های مارکسیستی و سوسیالیستی که اصالت با برابری و عدالت است ، در پایان تاریخ به نفی حکومت می رسند و آن را شر می دانند و می گویند : حکومت ابزار دست ثروتمندان است ، لذا جامعه ایده آل جامعه ای است که دولت ندارد ، آیا نظم دارد یا نه ؟ اگر نظم دارد ضامن این نظم چیست ؟ آیا می توان نظمی را تصور کرد که در آن فرادستی و فرودستی نباشد ؟ در این جا بحث فرادستی و فرودستی ارزشی نیست . همین که یکی نظام باشد و دیگری اطاعت کند و اگر کسی تخلف کرد تنبیه شود ، مسأله حکومت به میان می آید . از این رو اندیشه هایی که روی برابری متمرکز شدند ، در آخر چاره ای جز قول به نفی حکومت ندارند .البته از گذشته تاکنون چنین نبوده است . چون خود مارکسیست ها حکومت تشکیل داده اند و معتقدند : در آینده تاریخ به عدالت خواهیم رسید . لیبرالیست ها نیز از همان اول معتقد بودند عدالت به معنای برابری امری غیرقابل تحقق و مخالف جامعه است ، اما اسلام به گونه ای دیگر به مسأله نگاه می کند ؛ یعنی در پایان تاریخ به عدالت خواهیم رسید اما به فقدان دولت دچار نمی شویم ، زیرا حضرت مهدی ( عج ) وقتی که ظهور می کند ، باز دولت و حکومت تشکیل می دهد . چرا پاسخ ها به مسأله عدالت متفاوت است ؟
پاسخ های متفاوت به مسأله عدالتتفاوت پاسخ ها به مسأله عدالت به علت نابرابری و بی عدالتی بر می گردد . در تفکر اسلامی اصل نابرابری پذیرفته می شود و نابرابری دارای دو نوع عادلانه و ظالمانه است . نابرابری ، عادلانه است یعنی بدون آن نظم برقرار نمی شود . اما نابرابری ظالمانه آن است که وقتی فرد قدرت را در دست گرفت از آن سوء استفاده کرده ، فاصله اقتصادی ، سیاسی و .. خود را با دیگران افزایش دهد .در این جا بحث از نابرابری های ظالمانه است اما چرا نابرابری در جامعه پیش می آید ؟ بسیاری کمبود منابع با ارزش مثل ثروت ، قدرت ، شهرت و احیاناً منزلت و شأن و جایگاه اجتماعی را علت نابرابری می دانند . برای مثال در یک کشور برای منصب ریاست جمهوری یک نفر مورد نیاز است و ماهیت آن به گونه ای است که در هر دوره بیش از یک نفر نمی تواند باشد یا تعداد محدودی می توانند نماینده مجلس شوند اما متقاضی زیاد است قدرت منبعی باارزش و کم است و همه آنها که می خواهند رئیس جمهور یا نماینده مجلس شوند نمی توانند به این مقام برسند .حال این مطلب را می توان دو گونه مطرح کرد : یکی این که کسی که می خواهد رئیس جمهور شود فقط می تواند از یک نژاد و رنگ خاص باشد ؛ نظیر نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی و دیگر این که شما کدام نابرابری را عادلانه می دانید و کدام یک را ظالمانه ؟ آیا نابرابری که توجیهی برای آن وجود داشته باشد ، عادلانه است و در غیر این صورت ظالمانه ؟ وقتی در نظام آپارتاید فقط سفید پوستان می توانند مناصب حکومتی را عهده دار شوند ،چون برای آن توجیهی ندارند ، آن را نابرابری ظالمانه تلقی می کنیم .برخی از افراد ممکن است نابرابری های ظالمانه را عادلانه ببینند که یکی از علل آن می تواند ناآگاهی و جهل باشد : ممکن است گروه هایی این نابرابری ظالمانه را بپذیرند و جاهایی هم ممکن است افراد نابرابری های عادلانه را ظالمانه بدانند ؛ عده ای نابرابری ها را این گونه توجیه می کنند که چون ثروت کم است ، پس عده ای ثرتمند و عده ای دیگر فقیر می شوند که در این صورت ، نابرابری به وجود می آید یا این که اگر همه مشهور باشند شهرت بی معنا می شود . منزلت و جایگاه نیز در جامعه کم است که این موجب نابرابری می شود .تئوری مارکسیستی مبتنی بر همین کمبود منابع در حوزه ثروت است . عده ای چون هابز علت نابرابری را عوامل روانی می دانند و می گویند : چون انسان موجودی حریص ، قناعت پذیر و متجاوز به حقوق دیگران است ، در نتیجه نابرابری به وجود می آید .هابز می گفت : انسان گرگ انسان است . متفکران از این عامل روانی تفسیرهای مختلفی ارائه داده اند . از آن جا که حرص و آز و تجاوز گری در درون انسان هست پس بعدی که انسان تحت تأثیر آن به دنبال عدالت می رود چیست ؟برخی مثل ماکیاول آن را چنین تفسیر کرده اند که آدم ضعیف به دنبال عدالت می رود و آدم قوی بحث عدالت را مطرح نمی کند چون او حق و حقوق دیگران را هم غصب کرده است . پس مقوله های عدالت ، اخلاق و … برای انسان های ضعیف است .
طبع انسان و نسبت آن با عدالتاز سوی دیگر ، این حرص و آز و تجاوز طلبی در طبیعت انسان است . اما انسان غیر از طبیعت فطرتی نیز دارد . فطرت انسان عدالت خواهی است . انسان ها در درون خود جدالی بین خود الهی با خود غریزی و طبیعت حیوانی دارند . اگر در وجود انسان خود الهی مسلط گردد فرد عادل می شود اما اگر بخش طبیعی از وجود انسان غالب گردد انسان موجودی حریص و تجاوز گر می شود . استاد مطهری با استفاده از آیه شریف « نسو الله فانساهم انفسهم » این دیدگاه را مطرح می کند . در کتاب فطرت و انسان کامل ایشان آمده است : برخی مردم هستند که خدا را فراموش می کنند ؛ و سپس خودشان را فراموش می کنند آخر چگونه می شود یک انسان خود را فراموش کند . استاد مطهری پاسخ می دهند که انسان وقتی خود الهی را فراموش می کند خود حیوانی بر او غالب می شود . پس یک تحلیل هم این است که نابرابری ها ناشی از عامل روانی است . آن وقت اینها در عرصه حکومت نیز همان عامل روانی را می آورند و می گویند : انسانی که در رأس قدرت قرار می گیرد ، اگر حرص و آز در او غلبه کند در سطح جامعه عدالت برقرار می شود ؛ اما اگر در درون خود عدالت را برقرار کند در سطح جامعه عدالت برقرار می شود ؛ گروه دیگری ریشه نابرابری ها را در عوامل حقوقی و قانونی می دانند و نابرابری را مربوط به مقرراتی می دانند که در سطح جامعه هست .پس اگر ما می خواهیم به ریشه های بی عدالتی بپردازیم باید قوانین ناعادلانه را شناسایی کنیم . به هر کدام از دیدگاه های فوق که قائل باشید در عرصه عدالت نظریه ای خاص ارائه می دهید . جواب این سؤال که راه حل برقراری عدالت چیست و نظم عادلانه چه نظمی می باشد ، اگر عدالت نابرابری ظالمانه را کمبود منابع با ارزش بدانید پاسخ ممکن است چند گونه باشد : یکی این که عدالت در صورتی تحقق پیدا می کند که تولید منابع زیاد شود و هر کس هرچه قدر می خواهد بردارد . در احادیث مهدویت داریم وقتی امام زمان ( عج ) ظهور می کنند ، زمین تمام منابع خودش را در اختیار حضرت قرار می دهد تاهرکس هر چه قدر می خواهد بردارد . پاسخ دوم : این که آنچه را که هست ، به تساوی و به میزان استحقاق بین افراد تقسیم کنیم . اما چه کسی استحقاق را تشخیص می دهد و ملاک شما برای تشخیص استحقاق چیست ؟ عدل به چه معناست ؟ وضع شی ء در موضعش یعنی چه ؟ عدل آن است که هر چیزی در جای خودش باشد ، اما چه کسی هر چیزی را مشخص می کند ؟ ممکن است مارکسیست ها بگویند هر چیزی را که داریم ، باید مساوی تقسیم کنیم و هر چه فرد به اندازه توان کار کند و در قبال آن در حد نیازش مزد بگیرد . با این کار معادله کار و پاداش به هم می خورد . فردی که می داند به اندازه نیازش امکانات می گیرد ،آیا به اندازه توان کار می کند ؟ این تفکر اسلامی پذیرفته نیست . در تفکر اسلامی هرکس مسؤول اعمال دنیوی و اخروی خود است .با توجه به آنچه گفته شد عدالت چیست ؟ ونظم عادلانه چه معیارهایی دارد ؟ در این جا به بیان روش دست یابی به پاسخ می پردازیم . در این راستا سؤالی که مطرح می شود این است که این عدالت را با این ابعاد و پیچیدگی ها چگونه می توان مطالعه کرد ؟
بهترین روش مطالعه مسأله عدالتبهترین روش مطالعه مسأله عدالت مطالعه بین رشته است بدین معنا که اگر بعد حقوقی عدالت بررسی شود ، می نمی توانیم بگوییم بی ربط است زیرا قانون می تواند ظالمانه باشد . به همین ترتیب لازم است ابعاد سیاسی ، اقتصادی ، روان شناختی ، جامعه شناختی ، دینی و … مسأله عدالت نیز مورد توجه و بررسی قرار گیرد . به این نکته باید به لحاظ روشی توجه داشت . نکته دوم توجه به جایگاه دانش هایی است که در آن جا مسائلی مثل عدالت را مطرح کنیم . این دانش ها به شدت فرهنگی هستند .باید توجه داشت که علوم به سه نوع مکانیکی ، ارگانیکی و فرهنگی تقسیم می شوند . دانش های مکانیکی و ارگانیکی بین المللی هستند ولی دانش های فرهنگی ، بومی و محلی می باشند . دانش های مکانیکی پدیده های بی جان را مطالعه می کنند . دانش های ارگانیکی موجود ، زنده و در حال رشد را مورد بحث قرار می دهند . اما دانش های فرهنگی دانش های بومی هستند زیرا به مطالعه اعتباریات و تولیدات معنایی می پردازند . مثلاً وقتی می گویید این تسبیح است به یک شی ء خاص اعتبار بخشیده اید یا وقتی می گویید این پرچم است به پارچه که پدیده ای مکانیکی است معنا بخشیده اید . یا کاغذ که پدیده ای مکانیکی است و زمانی که به آن معنای مذهبی داده شود برای شما معنایی خاص دارد اما برای کس دیگر این معنا را ندارد . در علوم انسانی با دانش های فرهنگی روبرو هستیم . فردی چیزی را عدالت می شمارد حال آنکه برای دیگری عدالت نیست .بر این اساس مکاتبی که در حوزه عدالت شکل گرفته اند ، بسیار زیاد می باشند که در اینجا به اهم آنها اشاره می شود .
عدالت در مکاتبنخست مکتب ذات گرایان : ذات گریان عدالت را دارای یک ذات می دانند که باید به آن رسید . افلاطون مشهورترین فردی است که قائل به این دیدگاه بود . به اعتقاد وی در علم مثل نمونه کامل هرچیز وجود دارد . اما مسأله این است که چه کسی می تواند بفهمد در عالم مثل چه خبر است ؟ آن نمونه آرمانی چیست ؟ افرادی که از عالم مثل خبر دارند ، خیلی کم اند . این افراد فیلسوفان هستند ایشان درباب حکومت می گویند : باید با فیلسوفان حاکم باشند یا حاکمان فیلسوف .دوم – مکتب قراردادگرایان : قرارداد گرایان از روسو تا جان روالز که فیلسوف عدالت لیبرالی است ، معتقد است عدالت آن چیزی است که ما بر آن توافق می کنیم . عدالت امری صد در صد توافقی است. ممکن است امری در جامعه برای گروهی عدالت محسوب شود و برای گروه دیگر عدالت نباشد . در این دیدگاه با یک هرج و مرج رو به رو هستیم ؛ یعنی در هر جامعه ای عدالت متفاوت است . قرارداد گرایان روی دموکراسی تأکید کرده می گویند برای اینکه ما به بهترین توافق برسیم و خرسندی در بیشترین حد تأمین گردد باید آزادی وجود داشته باشد .سوم – مکتب قدرت گرایان : عدالت ، اخلاق و … همه ساخته دست ثروتمندان مقتدر برای چپاول فقراست . راه حل مقابله با بی عدالتی کسب قدرت است زیرا افراد ضعیف در این تنازع بقا از بین می روند .چهارم – مکتب اخلاق گرایان : اخلاق گریان ، عدالت را احساس اخلاقی می دانندو برای بحث عدالت ، گسترش اخلاق را توصیه می کنند .پنجم – مکتب اسلام : در مکتب اسلام در عدالت جای گاهی رفیع دارد و پرداختن به آن مجالی مفصل می طلبد .
منبع: روزنامه سیاست روز
 

نوشته قبلی

اروپای مسلمان

نوشته‌ی بعدی

روز قدس به روایت امام خمینی‌(ره)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

روز قدس به روایت امام خمینی‌(ره)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

طلوع فصل نوین خلیج فارس

طلوع فصل نوین خلیج فارس

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

مسلم بن عقیل پیش از واقعه عاشورا

معنای امامت در اسلام

علم ائمه در آیات و روایات

پاسخ به یک شبهه

پاسخ به یک شبهه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا