عصمت حضرت زهرا و دیگر انسان ها
حضرت زهرا
شیعیان علاوه بر عصمت انبیا و أئمه، به عصمت حضرت فاطمه زهرا نیز معتقد هستند و با دلایل مختلفی آن را اثبات مىکنند که در اینجا به برخى از آنها اشاره میکنیم.
ادلّه عصمت حضرت زهرا
۱ـ آیه تطهیر
{إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً}.([۱])
همانطور که گذشت بر اساس این آیه، اراده تخلّفناپذیر خداوند بر این تعلّق گرفته است که هرگونه پلیدى را تنها از اهل بیت بزداید و آنان را به طور کامل پاک و منزّه گرداند. چنین برداشتى از آیه با بررسى واژههاى به کار رفته در آن، همچون اراده، رجس، اذهاب و تطهیر تأیید میگردد و جاى تردیدى باقى نمىگذارد.
روایتی از پیامبر در کتب اهل تسنن نقل شده است که رسول خدا پس از قرائت آیه فرمودند:
«فأنا و اهل بیتى مطهرون من الذنوب».([۲])
بىتردید، فاطمه زهرا از اهلبیت پیامبر است و اگر در بیان فضیلت او دلیل دیگرى نبود، همین آیه کافى بود که او را در صدر زنان عالَم بنشاند.
پیامبر اکرم اهل بیت را به همگان معرفى نموده و راهِ هرگونه توجیهى را بسته است. بر اساس حدیث کساء، رسول خدا پارچهاى را بر روى خود و على و فاطمه و فرزندانشان، حسن و حسین انداخت و فرمود: «اللهم انّ هؤلاء اهلُ بیتى»([۳]) یا «اهل محمد»([۴]) و در پاسخ به ام سلمه ـ که پیوستن به اصحاب کساء را درخواست نمود ـ فرمود: «انک إلى خیر انک من أزواج النبی» یا «أنت على مکانک و انک على خیر»؛ تو همواره به راه خیر و رستگارى بودهاى! امّا این فضیلت ویژه من و این چند نفر است.([۵])
سیوطی در تفسیرش به طرق مختلف از ام سلمه به این مضمون مینویسد:
من در خانه بودم که آیه {انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت} نازل شد و در خانه، فاطمه و على و حسن و حسین بودند. پیامبر آنها را زیر کسائی که داشتند جمع نمود و سپس فرمود: «هؤلاء أهل بیتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا».([۶])
وی نام بسیاری از دانشمندان و راویان اهل سنت را میآورد که آنها نیز شأن نزول آیه را در مورد همین پنج تن میدانند. وی از عایشه نیز به همین مضمون نقل میکند.([۷]) پیامبر گرامى اسلام براى آنکه وظیفه خویش را در تبیین آیات الهى به گونه شایستهاى بجاى آورند، به این مقدار بسنده نکرده و با به کارگیرى شیوهاى فراموش نشدنى و در مدت زمانى طولانى آن هم به صورت هر روزه، به معرفى اهلبیت پرداختند.
در روایتى از ابن عباس و دیگران نقل شده است رسول خدا تا شش ماه یا هشت ماه یا نُه ماه، هر روز یا روزى پنج مرتبه (بنا به اختلاف در نقل حدیث)، هنگام فرا رسیدن وقت نماز به در خانه على و فاطمه‘ میآمد و مىفرمودند:
«السلام علیکم یا أهل البیت و رحمه الله و برکاته الصلاه رحمکم الله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا…».([۸])
بنابراین تردیدی در عصمت حضرت زهرا و اینکه آن حضرت به طور قطع از اهل بیت است، باقی نمیماند.
۲ـ روایات مربوط به عصمت اهل بیت
علاوه بر آیه تطهیر، روایاتى که شیعه و سنى از رسول خدا نقل نمودهاند، همچون احادیثی که به طور صریح لفظ عصمت آمده یا مانند احادیث معروف ثقلین و سفینه و… که بیانگر عصمت اهل بیت است، به طریق أولی شامل حضرت فاطمه زهرا میشود؛ زیرا حضرت زهرا به طور یقین از اهل بیت است.
۳ـ روایات مخصوص به حضرت زهرا
محدّثان شیعه و سنّى روایت نمودهاند که پیامبر فرمود:
«ان الله (تبارک و تعالى) یغضب لغضب فاطمه ویرضى لرضاها».([۹])
در این روایت رضا و غضب فاطمه زهرا پیشنیاز رضایت و خشنودى خداوند معرفی شده است. این حقیقت، تفسیری جز عصمت همه جانبه آن حضرت را بر نمىتابد؛ زیرا خداوند جز به اعمال صالح خشنود نمىگردد و هیچگاه به گناه و سرپیچى از فرمانش رضایت نمىدهد. اگر حضرت زهرا به گناه دست مىزد یا حتّى فکر انجام آن را در سر مىپروراند، به چیزى راضی گردیده بود که خدا از آن راضی نیست، در حالیکه در این روایت، رضایت الهى پیوندى ناگسستنى با رضایت فاطمه یافته است.
آلوسى در تفسیر آیه۴۲ سوره آل عمران، از یکسو حضرت مریم را معصوم از گناه شمرده و از تمامى پلیدىهاى حسّى، معنوى و قلبى پاک مىداند و از سوى دیگر، دیدگاه کسانى را که وى را سرور تمامى زنان جهان، از آغاز تا انجام مىشمارند، رد مىکند و با اقامه شواهد گوناگونى چنین نتیجه مىگیرد که این ویژگى شایسته فاطمه زهرا است:
«الذی یدور فی خلدی أن أفضل النساء فاطمه».([۱۰])
پر واضح است که جمع میان این دو سخن، جز با پذیرش عصمت حضرت زهرا سازگار نیست؛ زیرا نویسنده از یک طرف بر عصمت حضرت مریم اقرار دارد و از طرف دیگر حضرت زهرا را برتر از او دانسته است پس معلوم میشود که حضرت زهرا به طریق اولی معصومه است یا با توجه به تشکیکی بودن مقوله عصمت حضرت زهرا از درجه بالاتری از عصمت برخوردار است.
۵٫ انسانهاى دیگر
آیا مقام عصمت، به پیامبر و ائمه اختصاص دارد یا انسانهای دیگر نیز میتوانند به این مقام برسند؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت، عصمت مقامى نیست که در انحصار انبیا و ائمه قرار داشته و دست سایر انسانها از رسیدن به آن کوتاه باشد.([۱۱])
عصمت به صورت مطلق و گسترده، مربوط به گروه معدودی به نام انبیا و امامان است، ولی عصمت نسبی یعنی مصونیت در برابر برخی از گناهان، اختصاصی به آن گروه ندارد. بسیاری از انسانها، در برخورد با برخی گناهان مانند سرقت مسلحانه در نیمه شب یا قتل انسانهای بیگناه و خود کشی، مصونیت دارند و دارای حالت درونی خاصی هستند که عوامل پیدایش این نوع گناهان در محیط ذهن آنها آن چنان محکوم و مورد تنفّر بوده که به فکر آنها نیز نمیافتند.([۱۲])
از آنجا که یکی از موارد منشأ عصمت، «اراده و اختیار» آدمى است([۱۳])؛ هر انسان صاحب ارادهاى مىتواند با ریاضت شرعى و تهذیب نفس و با الگو قرار دادن ائمه معصومین در عقاید و اخلاق و افکار، روحیات و اعمال خود به برخی از مراتب عصمت دست یابد.([۱۴])
پس مىتوان گفت: هر امام و پیامبرى معصوم است اما هر معصومى لازم نیست امام و پیامبر باشد.
نکتهاى که ذکر آن در اینجا لازم مىنماید، این است که این مطلب با آنچه در کتابهاى کلامى آمده و بعضى عصمت را موهبتى الهى دانستهاند نه یک امر اکتسابى([۱۵])، منافات ندارد؛ زیرا آنچه بخشش الهى است، عصمت کامل و منزه بودن از گناه و خطا در سراسر عمر و از ابتداى طفولیت تا آخر پیرى است اما آنچه قابل کسب است این است که انسان پس از رسیدن به علم زیاد و تقواى قوى، بتواند احتمال ارتکاب گناه و خطا را از بین ببرد. مانند حضرت زینب و حضرت ابوالفضل که سیره زندگی آنان نشان میدهد که به مراتب بالایی از عصمت دست یافتهاند. در بین علما هم بزرگانی بودهاند که گفته شده سالهای زیادی کار مکروه هم انجام ندادند.([۱۶]) چنانچه بسیارى از علما و بزرگان تالى تلو معصوم خوانده شدهاند.([۱۷])
الف ـ تفاوت عصمت معصومان و انسانهای دیگر
مقصود از عصمتِ معصومان ـ پیامبران و ائمه و حضرت زهرا ـ تنها عصمت از گناهان ـ آن هم پس از سنین متعارف بلوغ و تکلیف ـ نیست؛ بلکه عصمت از سهو و خطا در زمان طفولیت را نیز شامل میشود. روشن است که چنین عصمتى در امت اسلام، منحصر در چهارده معصوم است.([۱۸])
اما انسانهای دیگر با «تهذیب نفس» مىتوانند در آینده مصون بمانند و نیز ممکن است گذشته را با کفّارات و… جبران کنند اما نمىتوانند آن را به گونهاى ترمیم نمایند که نسبت به گذشته، عصمت تحصیل شود؛ زیرا نمىتوان واقع شده را تغییر داد. البته اگر انسانى قبل از بلوغ در سایه تعلیم، تربیت، تهذیب و تزکیه به جایى برسد ـ که در هنگام بلوغ نیز معصوم باشد ـ عصمتش فراگیر خواهد بود؛ مانند امامزادگان و بسیاری از تربیتیافتگان در دامنهای پاک؛ زیرا کم نبودهاند عالمان تقواپیشهاى که سالیان متمادى نه تنها از حرام، بلکه از امور مکروه نیز چشم پوشیدند و حتى به خوردن و آشامیدن خود نیز رنگ الهى دادند.([۱۹])
اگر افرادى در مقام وقوع نیز به چنین مقام ویژهاى نایل آیند، بر اساس روایات و ادعیه، باز با هدایت و یارى پیامبران و ائمه خواهد بود: «بکم فتح الله و بکم یختم».([۲۰])
از آنجا که آنان منشأ خیر و سبب وصول آدمى به مراتب بالا و مقامات انسانىاند، باز در این جهت بر تمامى انسانهاى برتر، مقدماند.([۲۱])
[۱]) احزاب /۳۳٫
[۲]) الدرالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۹٫
[۳]) همان، ص ۱۹۸؛ مفاتیح الجنان، ص ۱۳۴۲٫
[۴]) الدرالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۸٫
[۵]) همان؛ بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۱۴۱٫
[۶]) ر.ک: الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۹۸٫
[۷]) ر.ک: همان، ج۵، ص ۱۹۸ـ۱۹۹٫
[۸]) همان، ص ۱۹۹٫
[۹]) کنز العمال، ج ۱۲، ص ۵۱٫
ـ شیخ صدوق، أمالی، ص ۴۶۷، ح ۶۲۲/۱، باب «فضائل فاطمه»؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۹، ح ۶ و ص ۵۱، ح ۱۷۶؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۳۰۳، ح۲، باب معنی الجبار؛ شیخ مفید، امالی، ص ۹۵، ح ۴، دارالمفید، بیروت؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۳، ص۱۵۶، دارالفکر، بیروت؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج ۳، ص ۱۵۴، باب ذکر مناقب فاطمه زهرا؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص ۲۰۳، باب مناقب فاطمهًْ بنت النبی؛ عبد الله بن عدی، الکامل، ج ۲، ص ۳۵۱، ح ۱۱۲ / ۴۸۱؛ ابن الاثیر، أسد الغابهًْ، ج ۵، ص ۵۲۲، دارالکتب العربی، بیروت؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱، ص۱۰۸، «ما اسند علی بن ابی طالب»، ح ۱۸۲؛ و ج۲۲، ص۴۰۲، «و من مناقب فاطمه» (محقق کتاب)
[۱۰]) ر.ک: روح المعانى، ج ۳، ص ۱۵۵ـ۱۵۶٫
[۱۱]) ر.ک: سیره رسول اکرم در قرآن، ج ۹، ص۲۰ـ۲۲؛ علامه طباطبایى، ولایت نامه، ص۵۸ـ۴۸، ترجمه: همایون همتى، تهران: امیرکبیر، چ ۱٫
[۱۲]) محمد سعیدی مهر، آموزش کلام اسلامی، ج ۲، ص۷۲، قم: کتاب طه، چ۳، ۱۳۸۳٫
[۱۳]) ر.ک: فصل دوم، بحث مربوط به منشأ عصمت.
[۱۴]) همانطور که خدای متعال در چند آیه از قرآن مسلمانان را امر به عصمت کرده و اهمیت آن را بیان فرموده و در بعضی از آیات عصمت را شرط ورود در زمره مؤمنین و دریافت اجر عظیم الهی و داخل شدن در رحمت و فضل الهی و صراط مستقیم بیان فرموده است: {و اعتصموا بحبل الله جمیاً ولا تفرّقوا …} (آل عمران / ۱۰۳)؛ {و جاهدوا فی الله حق جهاده …. فأقیموا الصّلاه و آتوا الزّکاه واعتصموا بالله هو مولاکم …} (حج / ۷۸)؛ {ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار ولن تجد لهم نصیراً * الاّ الذین تابوا و اصلحوا و اعتصموا بالله واخلصوا دینهم لله فأولئک مع المؤمنین و سوف یؤت الله المؤمنین اجراً عظیماً}. (نساء / ۱۴۵/ ۱۴۶)؛ {فأما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم و رحمه منه و فضل و یهدیهم الیه صراطاً مستقیما} (نساء / ۱۷۵). (محقق کتاب)
[۱۵]) ر.ک: منشور جاوید، ج۵، ص۲۱٫ شیخ مفید، علامه حلى، فاضل مقداد و برخى دیگر عصمت را موهبتى الهى دانستهاند.
[۱۶]) ر.ک: esgraaq.com ؛ webmaster@qomicis.com.
[۱۷]) ر.ک: www.porseman.org.
[۱۸]) محمد تقی مصباح یزدی، جزوه راه و راهنماشناسى، ص ۶۷۶ـ۶۷۵، تهران: امیرکبیر، س۱۳۷۵٫
[۱۹]) ر.ک: www.al-shia.com.
[۲۰]) شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۳۰۸، بیروت؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۶۱۵، مؤسسه نشر اسلامی؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۹۹، دارالکتب الاسلامیهًْ. (محقق کتاب)
[۲۱]) انسان و خلافت الهى، ص۱۲۵ـ۱۵۵٫www.porseman.org.
منبع: برگرفته از کتاب عصمت از دیدگاه شیعه و اهل تسنن؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهد کتاب اینجا را کلیک کنید


















هیچ نظری وجود ندارد