11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

عظمت تمدن اسلامی در تاریخ

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اسلام آیینى جاویدان است که جامع جمیع احکام مورد نیاز بشری بوده و با سرشت انسان ها انطباق کامل دارد.مسلمانان کنجکاو با تأثیرپذیرى از قرآن و حدیث به تفحص و پژوهش در علوم گوناگون پرداختند، مسافرین پژوهنده به منظور کسب معلومات و پى بردن به فرهنگ و اختراعات ملل تازه مسلمان شده به راه مى افتادند و با زانو زدن در محضر دانشوران و درک معلومات آنان، محصولات آموخته هاى خویش را به نقاط دیگر جهان اسلام انتقال مى دادند، بدین ترتیب ضمن شکوفایى علمى، دانش هاى دیگران را تقویت و بارور مى نمودند. این حرکت فرهنگى و فکری مؤید آن است که جامعه اسلامى، باز، پویا و دارای آزادی اندیشه بود.(۱) از سوی دیگر مسلمین، ضمن کشورگشایى نه تنها به ویرانى روى نیاوردند بلکه راه را براى یکپارچه شدن اقوام و فرهنگ ها هموار کردند پیروان دیگر مذاهب مورد تعقیب و آزار واقع نشدند و کسى را به اجبار مسلمانان ننمودند اما فرهنگ هاى تحت قلمرو را تعدیل نموده و تحت پوشش اندیشه اسلامى قرار دادند.(۲)دین اسلام به کوشش دانشمندان، با جدیت وصف ناپذیرى دنیا را از رخوت و خاموشى رهانید و مردم را به از خواب گران غفلت، به بیدارى و پیشرفت واداشت. اعتقاد به توحید و یکتاپرستى و ایمان به آیینى که انسان را به سوى دانستن، فهمیدن، تأمل کردن و سنجیدن ترغیب نموده و او را متوجه شگفتى هاى جهان آفرینش مى کند و نیز روى آوردن به خلق و خویى که بتواند راه دشوار کوشش هاى علمى را قابل تحمل کند و معارف و کمالات علمى را برای گره گشایى از گرفتارى هاى جوامع بکار گیرد از جمله عواملى بود که مسلمین را به سوى یک نهضت علمى و فکرى پربار و گسترده سوق داد.در واقع پویش معنوى اسلام و نیروى محرکه اصول و مبادى آن، چنان جانى در پیروان خود دمید که طالب کشف حقیقت و نشر معرفت گردیدند و تحولى بنیانى را پدید آوردند و ریشه هاى عمیق خود را چنان گسترش دادند که حیرت جهانیان را سبب شدند، حیات درخشان این تمدن هنگامى آغاز شد که نخستین دوران فتوحات پایان یافته و عصر توسعه داخلى آغاز شده بود، یعنى مى توان سال ۱۵۰ هجرى را نقطه شروع و قرون سوم و چهارم هجرى را از حیث وسعت و خلاقیت ها و ابتکارات زمان اوج آن تلقى کرد، اعراب، ایرانى ها، ساکنین بین النهرین و ماوراء النهر، مردمان شامات و مصر، شمال آفریقا و جنوب اروپا و مناطقى از شبه قاره هند هر کدام سهم خویش را در تشکیل چنین تمدنى عرضه کردند، صناعت، تجارت، معمارى، هنرها و انواع علوم زیستى، علمى، فنون جغرافیا و نجوم جان گرفته و شکوفا شد.این تمدن در دومین قرن طلوع خود، دو برابر وسعت قاره ی اروپا از کرانه هاى اقیانوس اطلس تا دیوار چین و از سواحل مدیترانه تا صحراى آفریقا، را در بر گرفت. تمدنى که وارث فرهنگ و تمدن کهن گردید و از سقوط حتمى فکرها و نظام های انسانى جلوگیری کرد و پایه گذار تمدن جدید و پدیدآورنده ی تکامل علمى و صنعتى دوره ی پس از رنسانس اروپا گشت. مسلمانان در این خیزش مهم، اگر چه وارث علوم پیشینیان شدند ولى معارف گذشته را مورد بازخوانى و اصلاح قرار دادند، نتیجه های علمى را کنترل کردند و اشتباهات را تصحیح نمودند و با زمینه ی جدید به دست آمده، نظام علمى نوینى را ساختند حتى نوشته هاى ارسطو و بطلیموس را با دید انتقادى بررسى کردند، حقیقت جویى شجاعانه و سرسختانه، آنان را بدون تردید به سوى مشاهده ی علمى سوق مى داد.(۳)زیگرید هونکه، دانشمند اروپایى، یادآور مى شود: مسلمانان به نوشته هاى پراکنده و نامفهوم مشاهیر یونان روشنى و نظم بخشیدند، دانشورى به نام نوى برگر مى نویسد: به عکس روش منجمد و خشک روم شرقى که به اختصار از نوشته هاى دیگران تکه هایى جمع کردند و بدون تفاهم و رابطه، کنار همدیگر گذاشته و کتابى مخلوط و درهم و بر هم در مى آوردند، مسلمانان واقعا کتابهایى گرد آورده اند که در مطالب خود محیط هستند و تماما تحت اسلوبى معین است به طورى که همه بخش های تخصصى کتاب در زمینه اصلى، مانند عناصر مختلف هستند که در حقیقت واحد زنده اى را با ربط طبیعى و منطقى تشکیل مى دهند. با توجه به این ها بود که اروپا در آن زمان حق تقدم دانشمندان اسلامى را مى شناخته و از ایشان معلومات پزشکى کسب مى کرده است، بیش از آن چه از کتاب هاى گمراه کننده و نامنظم و نا آشکار یونانیان مى توانست کسب کند.(۴)در همان ایامى که مسلمانان برای بیماران با اختلال های عصبى و روانى بیمارستانهایى را در نظر گرفته و این رنجوران را در بخش اعصاب محافظت و معالجه مى کردند، در اروپا حتى بیماری هاى بدنى هم شناخته شده نبودند و ریشه امراض جسمى را جن زدگى و حلول ارواح پلید در بدن بیمار تلقى مى کردند و علاج آن را نیز در بیرون کردن شیطان از بدن بیمار توسط زور و کتک مى دانستند! حتى در قرن نوزدهم طبیبانى در اروپا بودند که مى گفتند: بیماران همان گناهکاران هستند و راه مداواى آنان، راندن شیطان از جسمشان است.(۵)این حقایق نشان داد که اسلام با تمدن و علم مخالف نیست بلکه برعکس وسیله ی شایسته و اطمینان بخشى براى ترقى و توسعه و کسب کمالات است و مسلمین به اتکاى جوهر اسلام و بعد حقیقت جویى این آیین توانستند تمدنى را پایه ریزى کنند که براى اولین بار در تاریخ فرهنگ بشری، نسیم خودآگاهى را به تشنگان معرفت و بصیرت بشارت دهد و نشان بدهد که واقعیت های معنوی، اجتماعى و اقتصادى در محیط هاى گوناگون علمى و سیاسى بطور توأم با هم وجود دارند و البته ایمان و فضیلت هاى اخلاقى ماده اولیه و زیربناى این تمدن است و اسلام خواسته است انسان را به عنوان وجود مفیدى براى جامعه ی در حال تحرک و جوشش و جنبش تربیت کند.(۶) عقب افتادگى هاى بعدى جهان اسلام بدین خاطر بود که مسلمانان با ارزش هاى معنوى و اساسى و عناصر تشکیل دهنده فکر، جوهر و ذات اسلام قطع رابطه کردند.منبع اصیل این حرکت قرآن و حدیث است و این دو سرچشمه ى ارزشمند نقش مولد در ایجاد و پرورش علوم اسلامى داشتند و از همان قدم اول بعثت پیامبر اکرم (ص) با نزول آیات «اقرا باسم ربک الذی خلق الذی علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم»(7) شروع گردید و غالب آیات قرآن بر این موضوع تأکید دارد و برترى دانش را گوشزد مى کند. قرآن نه تنها مردم را به یاد گرفتن دانش فرا مى خواند بلکه به تفکر و تدبر در کائنات و تجربه و مشاهده ی ژرف طبیعت دعوت مى کند، پیامبر اکرم (ص) نیز همچون قرآن در سخنان گهربار خود به جنبه هاى نظرى و عملى علوم اشاره دارد و براى فراگیرى علوم مرزهاى زمانى و مکانى قائل نیست: اطلبوا العلم و لو بالصین، اطلبوا العلم من المهد الی اللحد و نیز علما را وارثان فرستادگان الهى مى داند.حضرت على (ع) فرموده اند: دین هنگامى کامل مى شود که علم بیاموزید و دانش خود را به کار بندید و امام باقر (ع) اصرار دارند: زکات دانش این است که آن را به دیگران تعلیم دهید و امام صادق (ع) از این که مؤمنان از تحصیل علم باز بمانند اظهار ناراحتى مى نمایند.(۸)تمدن اسلامى مشعل فروزانى بود که جهان را از جهالت و گمراهى رهایى بخشید و پایه هاى مدنیت اصیلى واقع شد که مسلمانان به اهل عالم هدیه دادند و آنان که مى خواهند با پرده های ضخیمى این خیزش علمى را محو سازند و به جای آن تمدن هاى قدیمى و منقرض شده را مطرح کنند و گذشته هاى باستانى آلوده به اوهام و خرافات را به تمدن هاى جدید پیوند زنند بى انصاف و مغرض اند.(۹) حرج سارتن اعتراف مى نماید:انسان از مشاهده ی تمدن اسلامى به حیرت مى افتد و مورخ معاصر غربى هر قدر نسبت به پیشرفت هاى عصر خویش مغرور باشد ناچار اذعان مى دارد که این کوشش به قدرى عظیم بوده که هیچ قومى نمى توانسته است مدت زیادى رنج ها و مرارت هاى آن را تحمل کند مگر آن که با شوقى خوشبینانه به دنبال آن بوده باشد.(۱۰)در پرتو روح فرهنگ پرورى اسلام، مسلمانان با الهام از تعلیمات قرآن، سنت نبى اکرم و سیره ی معصومین، تلاش وسیعى را در کشف و استخراج تمدن های گوناگون، تلفیق اندیشه ها و مکتب هاى علمى و فکرى آغاز کردند و مجموعه ای گرانقدر از معلومات بشرى را در اختیار گرفتند، آن گاه ذوق و ابتکار خود را به کار انداختند و با نوآورى هاى خویش سطح فرهنگ و تمدن بشری را ارتقا دادند، در این خیزش علمى دانشمند ایرانى در کنار متفکر مصری، فیلسوف مغربى و اسپانیایى، هماهنگ با متفکر شرقى و هندی کار مى کرد و جندی شاپور به بیت الحکمه پیوند خورده بود و نظامیه های بغداد و نیشابور و آکادمى های علمى طلیطله، قرطبه و مدارس عالى بنگال، سند، بلخ و بخارا و رصدخانه هاى مهم مراغه، سمرقند و قاهره علیرغم فاصله هاى زمانى و مکانى، در جهتى واحد و به دنبال هدفى مشترک حرلت مى کردند و تجربیات و محصول کشف و اختراع را در اختیار یکدیگر مى نهادند و در واقع نوعى یگانگى علمى و فکری را پدید آوردند. همیلتون گیب مى نویسد:در پایان قرن چهارم هجرى وسعت جغرافیایى جهان اسلام کمى بیشتر از سال ۱۳۵ هجرى بود اما در این هنگام تمدن عظیمى بنا شده بود که حیات عقلى آن درخشان و از نظر زندگى اقتصادى توانگر بود و قانون آمرانه ای اجزاى آن را به هم محکم چسبانیده و این تمدن عبارت شده بود از تجسم مرئى و قدرت دنیوى و معنوى اسلام که به تدریج رو به انحطاط نهاد.(۱۱)زیکرید هونکه متذکر مى شود: این نهضت فرهنگى عظیم اسلامى چنین مى نماید که گویى عجیب ترین مظاهر تاریخ عقل بشریت را به وجود آورد، سرعت سیر صعودى این تمدن که به صیانت حاملین آن از تمدن هاى ملت هاى کهن منتهى شد چنان است که نفس انسان را مى رباید و در تاریخ بى نظیر است.(۱۲)وی مى افزاید: مسلمانان پایه گذار واقعى تحقیقات علمى عینى اند.(۱۳)سرانجام تمدن اسلامى حلقه اتصال بین تمدن های باستانى مصر، یونان، هند، ایران و تمدن جدید اروپایى شناخته شد. بامات سوئیسى مى گوید: این تمدن است که تمدن یونانى را از نابودی نجات داد و آثار تمدن درخشان خود را به اروپا تسلیم کرد و اکنون ما به تمدن اسلامى و هدایای گرانبهایش پایداریم.(۱۴) گوستاولوبون هم خاطر نشان مى نماید: تمدن اسلامى به قدری که در شرق تأثیر بخشید در غرب مؤثر واقع شد و بدین وسیله اروپا داخل در تمدن گردید.به قول «هونکه» خاطره ی زمانى که مسلمانان رهبر تمدن جهان بودند و به اروپا که در آن زمان فقیرتر از آنان بود، کمک مى کردند، زنده مانده است.سدیلو گفته است: مسلمانان در قرون وسطى در فنون و علوم مختلف، یگانه ی روزگار بودند هر کجا قدم گذاشته اند دانش هاى خود را انتشار دادند تا این که علومشان به اروپا رسید و باعث ترقى آن شدند. ارومینگ نوشته است: کاخ تمدن ما را دست های توانای با علم و فن مسلمین بنا کردند و ملل اروپایى هرکجا باشند مدیون مسلمین هستند. ماکس میرهوف مى گوید: علوم اسلامى همچون ماه تابانى تاریک ترین شب های اروپاى قرون وسطى را منور ساخت. اگر چه با ظاهر شدن علوم جدید این ماه کم رنگ شد ولى همان پرتوافشانى بود که ما را در شب هاى تار هدایت کرد تا به اینجا رسانید و مى توانیم بگوئیم که هنوز هم تابش آن با ماست. گوستاولوبون واقعیتى جالب را مطرح مى نماید:تمام دانشگاههاى اروپایى تا پانصد الى ششصد سال بر اساس ترجمه هاى دانشمندان اسلامى دایر بود و مدار علوم مردم اروپا صرفا علوم مسلمین بوده است.(۱۵)متأسفانه مسلمانان با فاصله گرفتن از ارزش های اسلامى و تفرقه از یک سو، سلطه استعمار و نیرنگ هاى دشمنان و هجوم قبایل و طوایف نه تنها موجب افول تمدن مذکور شدند بلکه پایه هاى عزت، عظمت و سرافرازی خود را مورد تهدید جدیدى قرار دادند.
فراز و نشیبمسلمانان در سال ۹۲ هجرى اندلس را فتح کردند و دو قرن بعد سیسیل و مالت را که از مناطق اروپایى است به تصرف درآوردند که از این رهگذر بر فرهنگ و تمدن اروپائیان اثر گذاشتند. اما در سال ۱۰۶۰ م طى جنگ هایى، سیسیل از مسلمانان باز پس گرفته شد و ۲۵ سال بعد اسپانیا از دست مسلمین خارج شد و در پى آن جنگ های صلیبى رخ داد که این عوامل کاهش نفوذ مسلمانان را نشان مى داد. بار دیگر مسلمانان به فتوحاتى دست یافتند و صلیبى ها درسال ۱۲۹۱ م از مشرق عقب نشستند و سلطان محمد فاتح، پادشاه دولت عثمانى در سال ۱۵۱۹ م قسطنطنیه را که مقر و کانون مهم روم شرقى بود فتح کرد و در سال ۱۶۸۲ م مسلمین وین را به محاصره درآوردند که این بار ترس و هراس، سردمداران اروپا را فرا گرفت و دوران نفوذ و سیطره ى مجدد مسلمان ها آغاز شد.در پى آن اروپا به آفریقا و آسیاى شرقى روى آورد ا ما کاروزار اروپا بر سر تصرف این قلمروها، به پیروزى مسلمین منجر شد. در سال ۷۸۹ م با حضور ناپلئون در اسکندریه، یورش غرب آغاز گردید. هلندى ها در سال ۱۸۰۰ م بر اندونزى واقع در آسیاى جنوب شرقى چیره شدند و فرانسوى ها در سال ۱۸۳۰ م الجزایر را به تصرف خود در آوردند و روس ها در میانه قرن نوزدهم قفقاز و ترکستان را اشغال نمودند و انگلستان در سال ۱۸۵۷ م هند را تصرف کرد و غربى ها موفق گردیدند اقیانوس هند و اطلس، دریاى مدیترانه و ورودى هاى دریای سرخ را در اختیار بگیرند.انگلیسى ها در سال ۱۸۹۷ م نخست مصر و سپس سودان را به اشغال خود درآوردند در سال ۱۹۱۷ م متفقین وارد بیت المقدس شدند و در سال ۱۸۸۴ م، دژ استعمار در سرزمین فلسطین به وجود آمد، آرى دولت بریتانیا غده ی سرطانى رژیم اشغالگر قدس را در قلب جهان اسلام تثبیت کرد بنابراین جهان اسلام مراحل گوناگون و فراز و نشیب هاى زیادى را پشت سر نهاده است. در مرحله اول تاریخ اسلام با دعوت رسول اکرم (ص) از شهر مکه آغاز گردید و در همین برهه مهم تاریخى حرکت فرهنگى و فکرى مسلمین شروع شد. در دومین مرحله حکومت اسلامى با رهبرى حضرت رسول اکرم (ص) در یثرب شکل گرفت و ازآن پس این شهر، مدینه النبى نامیده شد و در واقع مدنیت اسلامى با چنین حرکتى پایه گذاری گردید.در سومین مرحله اسلام نخست در عربستان گسترش یافت و سپس در جهان آن روزگار چون بین النهرین، ایران، روم، مصر، حبشه، ماوراءالنهر، چین، شمال آفریقا و سرانجام جنوب اروپا پرتو افشانى نمود، اوج این مرحله در قرون اول و دوم هجری بود.در مرحله ى چهارم به دلیل مجاورت فرهنگ و تمدن نوپای مسلمانان با تمدن هاى دیگر جهان، کوشش هایى براى تبادل هاى فرهنگى صورت گرفت، این نهضت علمى و فرهنگى تا قرون سوم و چهارم ادامه یافت خودجوشى و شکوفایى تمدن اسلامى از قرن سوم آغاز گشت و تا قرن پنجم هجری استمرار پیدا کرد در ششمین مرحله ما شاهد رشد و درخشش فرهنگ عمیق اسلام، حکمت، عرفان و ادبیات هستیم و این قلمرو از چنان پشتوانه شگرفى برخوردار شد که هیچ فرهنگى یارای مقایسه با آن را نداشت، بزرگانى از این قله بر خاستند و چشمه هاى جوشانى از معرفت و معنویت را به سوى دشت هاى تشنه ی انسان ها جارى نمودند و ستاره های قدر اول آسمان عرفان و حکمت شدند. در قرن هفتم هجری چنین روندى اوج گرفت، در مرحله هفتم شاهد تلاش هاى هنرى و رونق معماری در جهان اسلام هستیم زیرا در قرون قبل، بنیان های فکری و علمى آنان فراهم گردید و علوم عقلى و تجربى به کمال رسید، و با این و صف هنر اسلامى درجات تعالى خود را گذرانید و آثار ارزشمندى در جاى جاى کشورهاى مسلمان برجاى نهاد.پس از این مراحل شکوفا و درخشان، عصر رکود و بازگشت جهان اسلام آغاز مى گردد، در این مرحله صلیبى ها به مدت دویست سال و مغول ها و تیموریان حدود سیصد سال نشاط و توان فکرى و روحى مسلمین را مورد تهدید قرار دادند و خرابى هاى فراوانى بر جای نهادند. میراث فرهنگى و تمدن اسلامى در خاورمیانه و شمال آفریقا به دست صلیبیان تخریب شد و آنچه را مسلمین در آسیای مرکزی، جبال قفقاز، خراسان و عراق ساخته بودند، مغول ها ویران نمودند. آنان با قساوت و بى رحمى های بى سابقه بر فرهنگ بالنده ى اسلامى روح نا امیدى دمیده و با تخریب شهرها و آثار تمدنى و جلوه هاى هنری، اساس مدنیت مسلمانان را دچار تزلزل ساختند.با این که مسلمین بر اثر روح اسلام، راه حرکت، ترقى، تحول، جوشش و آفرینش هاى هنرى و علمى را پیش گرفته بودند ولى این تهاجم خونین و ویرانگر، آثارى منفى بر پیکره ى تمدن اسلامى بر جای نهاد که منجر به پیدایش جمود و رکود در سده هشتم و نیمه نخست قرن نهم هجرى گردید.پس از این روال که زوال تأسف بارى را به همراه داشت، خیزش و پویایى دنیاى مسلمین بار دیگر آغاز شد، زیرا صلیبى ها در سوریه و فلسطین توسط صلاح الدین به سال ۵۸۳ هـ ق مطابق ۱۱۸۷ م دچار شکست سختى شدند. مغولان نیز در عین جالوت به دست ممالیک مصر در سال ۱۲۶۰ م دچار هزیمت گردیدند، چنین فتحى محیط آرام و امنى را در شامات، روم و شمال آفریقا پدید آورد که بسیاری از مواریث فرهنگى و هنرى باقى مانده را حفظ کرد. در کنار دلاوری هاى صلاح الدین ایوبى و پایداری ممالیک مصر باید از تدبیر و قدرت خواجه نصیرالدین طوسى، خواجه شمس الدین صاحب دیوان، عطاملک جوینى و خواجه رشید الدین فضل الله همدانى نام برد که براى حفظ آنچه از مغولان باقى مانده بود، عرصه هاى خطر را استقبال کردند و اغلب جان بر سر این راه نهادند. با روى کار آمدن گورکانیان در هند، صفویان در ایران و عثمانى ها در قلمرو غربى جهان اسلام، به تدریج نهال های شکوهمندى در جهان اسلام سر بر آورد که رفته رفته به درخت هاى پربار و تنومندی تبدیل گردید و با ادامه این وضع توأم با مباهات، اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان اسلام رونق گرفت.(۱۶)مسمانان در این مقاطعى که بدان ها اشاره کردیم در زمینه هاى گوناگون علمى آثارى ارزشمند تالیف کردند و ابداعات و اختراعاتى در علوم پزشکى، مهندسى، ستاره شناسى و داروسازى از خود به یادگار نهادند، آثارى را نیز از زبان یونانى و لاتینى ترجمه کردند و این موضوعى است که دانیل ژاکار تاریخ نگار و نویسنده ى حماسه علوم عرب مورد توجه قرار داده و بسیارى از مورخان و دانشمندان اروپایى بدان تصریح کرده اند.اما چرا این جامعه ى علمى که تا آن حد به شکوفایى رسیده بود رو به افول نهاد، براى این ضایعه مى توان دلیل های فراوانى آورد، از جمله آنها موقعیت جغرافیایى جهان اسلام است که مورد هجوم اقوام گوناگون قرار گرفت، نظام سیاسى و اجتماعى و نهادهایى که از دانش و اندیشه حمایت مى کردند راه زوال را طى کردند و زبان عربى نیز با بى مهری مواجه گردید، تجارت سنتى که توسط مسلمین صورت مى گرفت و در انحصار آنان بود به دلیل توسعه علوم و فنآورى هاى دیگر پایان یافت و دوران رونق آن به سر آمد، البته این ها عوامل داخلى است و باید نقشه هاى دشمنان و نیرنگهاى اقوام مهاجم را بدان افزود.هجوم استعمار دومین رکود را برای جهان اسلام به وجود آورد. پس از رنسانس کشورهاى قدرتمندى در اروپا سر بر آوردند و این قدرتها براى به دست آوردن مواد خام ارزان از قبیل مناج معدنى و انرژى های فسیلى و نیز بازارهاى مصرف براى فروش کالاهاى ساخت کارخانجات خود، هجوم به مناطق اسلامى را آغاز کردند. کمتر کشور اسلامى در آسیا و آفریقا از این یورش مصون بود و اوج سلطه غرب در قرن نوزدهم است اگر چه آغازش قرن پانزدهم میلادى مى باشد.این بار صلیبى هاى سیاسى پیچیده تر از نبردهاى صلیبى اولى که شکل و انگیزه ى مذهبى داشت و بدون بیرق به میدان آمدند و از سلاح گرم به جاى شمشیر استفاده کردند و از این وضع بدتر، این که برای استحاله فرهنگى و تخریب عقیدتى مسلمانان مهیا شدند. این حرکت فراگیر غربى آثار منفى خود را بر جهان اسلام باقى گذاشت و به تعبیر متفکر بزرگ مسلمانان، محمد قطب، مسلمانان را به عصر جاهلى جدیدى سوق داد. شکل تازه اى از استعمار فکرى یا استعمارى که ظاهرى آراسته به استدلال فکرى و فلسفى و مبتنى بر تفکر جدایى دین ازاجتماع و سیاست داشت، آنان به مسلمانان چنین القا کردند که براى گام نهادن در مسیر ترقى باید از فرهنگ و ارزش هاى خویش دست بردارند!این تبلیغات مسموم استکبار که موثر و کاراتر از سلاح هاى آتشین آنان بود، شمارى از افراد ساده اندیش و گروهى از سرخوردگان سیاسى و اجتماعى جوامع مسلمان را به سوى خود جلب و جذب نمود و بدین گونه پدیده اى خطرناک و آفت زا در جهان اسلام رخ نمود که قبلا سابقه نداشت. بدین معنا که جمعى از مسلمان زادگان، مبلغ بى جیره و مواجب تفکر خطرساز غربى ها شدند. استعمار با این شیوه ى خطرناک به خوبى موفق شد جهان اسلام را به استحاله وا دارد و لذا این راه و رسم استعماری را با تاکتیک های گوناگون پى گرفتند. این دوره از رکود، آشفته تر از عقبگرد پس از حمله اول صلیبى و یورش خونبار مغول ها بود زیرا در آن زمان مهاجمان زمین گیر شدند و مغلوب فرهنگى مسلمانان گردیدند ولى در فاجعه دوم در آغاز غلبه فرهنگى با افراد مهاجم بود که فناورى را توام با فرهنگ بى دینى و بى غیرتى آورده بودند.
پی نوشت :

(۱). اسلام، دیروز و فردا، لویى گارده – محمد ارغون، ترجمه: محمدعلى اخوان، ص ۱۷ – ۱۶٫(۲). اسلام بررسى تاریخى، همیلتون کیبون، ترجمه منوچهر امیرى، ص ۲۴٫(۳). فرهنگ اسلام در اروپا، زیکرید هونکه، ترجمه مرتضى رهبانى، ص ۱۷۸ و ۱۸۵٫(۴). همان، ص ۲۸۸٫(۵). همان، ص ۲۵۱٫(۶). از اظهارات انوارالجندى عضو شورای عالى مسائل اسلامى در قاهره، مندرج در کتاب اسلام دیروز و فردا، ص ۲۷۰ و ۲۷۱٫(۷). سوره علق، آیات ۵ – ۱٫(۸). در این باره بنگرید به اصول کافى، ج ۱: فضل العلم، احیاء العلوم، عزالى، ج ۱ ص ۱۵ – ۱۲، بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۷۷٫(۹). نقشه هاى استعمار در مبارزه اسلام، محمد محمود صواف، ترجمه: سید جواد هشترودی، ص ۱۶۶٫(۱۰). تاریخ علم، مقدمه، جرج سارتن، ج ۱، ص ۵۲۴٫(۱۱). اسلام بررسى تاریخى، ص ۳۰، معالى الاسلام، عائل عتیر، ص ۶۱٫(۱۲). فرهنگ اسلام در اروپا، ص ۳۵۲٫(۱۳). همان، ص ۴۱۹٫(۱۴). تمدن اسلام و غرب، ص ۷۳۱٫(۱۵). روح الدین الاسلامى، ص ۲۵۵، میراث اسلام، ص ۱۳۴؛ تمدن اسلام و عرب، ص ۷۳۵٫(۱۶). نک: پویایى فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، على اکبر ولایتى، ج ۴٫

 

نوشته قبلی

موقعیت جغرافیایی، ویژگی های جمعیتی و منابع ثروت در جهان اسلام

نوشته‌ی بعدی

مطالعات اسلام شناسی و شیعه شناسی در دانشگاه های کانادا

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

مطالعات اسلام شناسی و شیعه شناسی در دانشگاه های کانادا

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا