9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

عقاید و مذاهب در جهان اسلام

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در ایام مأمون، مسلمین با همان شور و شوقی که به هندسه و منطق روی آوردند به عقاید و مذاهب هم توجه کردند. خود خلیفه با بردباری و خردمندی به دلایل و اقوال دو طرف گوش می کرد و آنها را در مناظرات از بد بدزبانی و درشتخویی منع می کرد (۱) با اینهمه، آن وسعت نظر و تسامحی را که مأمون نسبت به اهل کتاب داشت نسبت به زنادقه نمی توانست نشان دهد. عیب عمده یی که از این گونه تسامح حاصل می شد آن بود که غالباً، مخصوصاً در مورد شاعران و ادبا، منجر می شد به فساد اخلاق و بی بندوباری. (۲) زندقه یی که بین ادباء این عصر رواج داشت در واقع چیزی بود از همین گونه. درست است که زنادقه هم مثل مجوس از ثنویت دم می زدند اما انکار شرایع و تحقیر نسبت به انبیاء و وحی و همچنین بی بندوباری در مسائل اخلاقی آنها را نزد مسلمین منفور می کرد و تحمل ناپذیر. بعلاوه، نام زنادقه اختصاص به ثنویه ی مانوی نداشت: دهریه، اباحیه، شکاکان، و بعضی فلاسفه، حتی بعضی صوفیه نیز – لااقل بعدها – به همین نام خوانده شدند. قبل از مأمون، مخصوصاً در دوره ی مهدی خلیفه، زنادقه بعنوان یک دسته خطرناک مورد تعقیب واقع شدند. مأمون نیز نسبت به آنها تسامح را غالباً جایز نمی شمرد.در واقع این زنادقه – خواه مانویه و خواه سایر آنها – دشمن مشترک تمام اهل کتاب تلقی می شدند. از این رو مؤلف کتاب پهلوی شکندگمانیک وچار هم فی المثل مثل موسی بن میمون حکیم اسرائیل در رد عقاید و آراء آنها می کوشید. زنادقه نیز مانند براهمه منکرنبوت بوده اند و غالباً‌ می گفته اند در آداب و رسوم زندگی حاجت به بعثت انبیاء نیست (۳) چون آنچه انبیا می آورند یا با عقل موافق هست یا نیست. اگر هست به پیغمبران چه حاجت، از آنکه همه ی عقلا خود آن را ادراک توانند کرد، اما اگر گفته پیغمبران با عقل موافق نباشد قبول آن گفته ها جایز نیست. در رد این قول زنادقه، متکلمین اسلام احتجاجات می کردند و استدلالات از جمله گفته می شد چرا نشاید که پیغمبران چیزی بیاورند که موافق عقل عامه نباشد از آنکه بسا چیزها هست که عقول عامه به حکمت آنها واقف نیست بی آنکه خلاف عقل باشند (۴) گذشته از اینها، زنادقه غالباً وجود آفات و شرور عالم را دستاویزی جهت انکار خالق یا تدبیر و حکمت او تلقی می کرده اند. در این باب از جوابهای قاطع تمثیلی است که در توحید مفضل هست، که امام صادق (علیه السلام) در طی آن می گوید این طایفه بمنزله ی آن جماعت از کورانند که به خانه یی در آیند آراسته که در آن هر چیزی به جای خویش است و کوران در آن خانه از هر سویی حرکت کنند و چون به اسباب و لوازم خانه که هر یک جای خویش است و هر کدام را فایده یی و سودی مخصوص هست برخورد کنند آنهمه را مایه ی زحمت شمارند و بر خداوند خانه خشم و نفرین کنند و سازنده ی خانه را متهم دارند که چیزهای بی فایده در آنجا گرد آورده است. این طایفه نیز در انکار حکمت و در افتراق بین شرور و خیرات به این کوران می مانند (۵) در احتجاج با زنادقه و منکران مبدأ و معاد نکته سنجی های جالب به ائمه و متکلمان اسلام منسوبست که حاکی است از دید فلسفی مسلمین. چنانکه یکجا امام صادق (علیه السلام) به ابن ابی العوجاء – از زنادقه مشهور – که منکر معاد بود، گفت اگر فرجام کار چنان باشد که تو گویی هم ما نجات خواهیم یافت و هم تو و اگر نه چنان باشد که تو گویی ما نجات یابیم و تو هلاک شوی. (۶) این گفته ی حکمت آمیز صورتی کهنه از همان بیان معروف پاسکال دانشمند فرانسویست که حکماء اروپا شرطیه ی پاسکال (Pari de Pascal) خوانده اند – و قرنها قبل از پاسکال در نزد مسلمین گفته شده است. (۷) آن زندقه یی که در جاهلیت بین بعضی طوایف عرب رایج بوده است یا از مقوله ی عقاید دهریه و معطله؟ به این نکته هنوز بتحقیق نمی توان جواب قاطع داد. اما دهریه ی عرب اعتقاد به دهر و انتساب حیات و مرگ خویش را به آن ظاهراً بهانه یی می شمرده اند برای تن زدن از قبول قیود دینی و اخلاقی. اگر دهریه قائل به ابدیت ماده و معتقد به حصر معرفت بر مجرد حس بوده اند (۸)، ربطی به معطله ی اعراب جاهلی ندارد که این قول آنها در واقع منشأ تمایلات اباحی آنها بوده است و بدینگونه بنظر می آید که زندقه ی اعراب جاهلی از همان نوع بی بند و باریهائی بوده است که در عهد اموی امثال ولیدبن یزید و خالد بن عبدالله قسری، و در عهد منصور و مهدی عباسی امثال ابودلامه، بشاربن برد، مطیع بن ایاس کنانی، حماد عجرد، و یحیی بن زیاد را به عنوان زندیق و ظریف مشهور ساخت و آن در واقع با زندقه مانویه که امثال صالح – بن عبدالقدوس، عبدالکریم بن ابی العوجاء و احتمالاً عبدالله بن مقفع داشته اند تفاوت بسیار داشت. در مبارزه ی با این تمایلات اباحی و دهری نه مهدی خلیفه کوتاه آمد و نه حتی مأمون. با اینهمه، آشنائی بعضی از مسلمین با مقالات فلاسفه ی یونان و تأمل در دعاوی براهمه و مانویه نوعی زندقه بوجود آورد تقریباً از آنگونه که بعدها اروپا به عنوان نیهلیسم می شناخت و آن، هم مبدأ و معاد را انکار می کرد هم نبوت و تشریع را. از آنجمله محمد بن زکریای رازی، ابن الراوندی، و از بعضی جهات ابوالعلاء معری را می توان از این گونه زنادقه شمرد. محمد بن زکریا (متوفی ۳۱۳) که قائل به قدمای خمسه – خدا، نفس، ماده، زمان و مکان – بود چنانکه از اعلام النبوه النبوه ابوحاتم رازی که در رد اوست بر می آید منکر تمام انبیاء بود و سخنان آنها را متناقض و نامعقول می یافت. بعلاوه، کثرت و وفور شرور عالم را بهانه یی برای رد و انکار عنایت الهی و حکمت بالغه می دید. وقتی کلام ابن میمون حکیم یهودی را که در رد وی می گوید این نادان وجود را فقط در شخص خویش در نظر می گیرد و چون کاری بخلاف مرادش برآید یقین می کند که وجود یکسره شراست، در صورتی که اگر انسان وجود را نیک اعتبار کند و دریابد که نصیب او از وجود اندک است حقیقت بر او روشن می شود (۹) مطالعه کنیم یک بار دیگر متوجه می شویم که زندقه دشمن مشترک همه ادیان بوده است و در مبارزه با آن یهود و نصارا هم با مسلمین همداستان بوده اند. در این گفت و شنود قرنهای کهن، در قلمرو اسلامی همان احتجاجات و استدلالات مطرح است که چندین قرن بعد لایب نیتس حکیم آلمانی را به رد کلام پیربل فیلسوف فرانسوی وا می دارد (۱۰) ابن الراوندی (متوفی ۲۴۵ یا ۲۵۰) نیز بنابر مشهور قائل به قدم ماده بوده است و عالم را محتاج صانع نمی شمرده است. بعلاوه، در طی رسالات خویش، هم به انکار نبوت پرداخته است، هم با انکار معاد و انکار حکمت و رحمت الهی. در کتابی به نام التعدیل و التجویر گفته است کسی که بندگان خویش را به بیماری و ناداری دچار می کند و بعد هم آنها را دچار عذاب جاودانی می سازد نه حکیم است نه رحمت دارد و نه حد و اندازه عقوبت و گناه را می شناسد (۱۱) درین بیان ابن الراوندی همان اعتراض مشهور ثنویه را می توان یافت که حتی در دینکرت آمده است و پیداست که زندقه – در مفهوم فلسفی خویش – از آراء ثنویه – مانویه و حتی مجوس – جدا نبوده است. از سعی ارزنده یی که ابوالحسین خیاط با تألیف کتاب الانتصار در رد عقاید وی کرده است پیداست که معتزله اقوال او را تا چه حد مایه ی خطر می دیده اند. ابوعلی جبائی، زبیری و ابوهاشم نیز در رد اقوال وی کوشیده اند و زندقه ی او حاکی است از ورود اندیشه ی «مانعه» و لاادریه ی امثال پیرون یونانی در ذهن مسلمین. یک شاهد دیگر از ورود این شک و بدبینی در اذهان بعضی از مسلمین عبارتست از ابوالعلاء معری که لزومیات و رساله الغفران او مشحون از اقوال زنادقه است و یاقوت در معجم الادباء تعداد زیادی از اینگونه سخنان او را نقل می کند (۱۲) درینگونه سخنان، وی بر همه ی اهل عقاید و ادیان تاخته است و حتی بعضی جاها – مثل رازی و ابن الراوندی – به تکذیب و انکار انبیاء پرداخته. با چنین عقاید و افکار که در آثار او هست نباید تعجب کرد که این شاعر نابینا تا بدان حد نزد عالمه مسلمن مورد طعن و لعن واقع شده باشد. نزد عامه ی مسلمین که در امر دیانت به جزم و یقین تام قائل بوده اند البته هرگونه چون و چرا در آن امر را انحراف و ضلال می شناخته اند و بهمین سبب در بین همه ی طبقات – در بین اطباء، در بین حکماء، در بین صوفیه وعاظ، و در بین ادباء ـ کسانی گهگاه متهم به الحاد و زندقه گشته اند. چنانکه ابوحیان توحیدی از متکلمین و ادباء متهم به اخفاء زندقه ی خویش بوده است. از صوفیه امثال ابوحفص حداد و حسین بن منصور حلاج متهم بزندقه شده اند. ابن الحداد که حافظ وفقیه بود به سبب آشنائی با کتب ابن سینا و فلاسفه، در ردیف ابن الرواندی تلقی شد. ابن مشاط واعظ از بعضی سخنانش که در بغداد می گفت چنان بوی زندقه می آمد که موجب فتنه می شد (۱۳) در واقع وقتی جنب و جوش مانویه و براهمه با سختگیریهای مهدی و منصور و مأمون خاتمه یافت، فلسفه تا حدی مسؤول عمده ی انتشار الحاد و زندقه در بین مسلمین شمرده شد. از این رو بود که عامه ی مردم غالباً‌ نسبت به اعتقاد فلاسفه نظر خوشی نداشتند و گهگاه آنها را اهل تعطیل و ضلال می خواندند. اگر لشکریان یک امیر محلی از تقویض وزارت به حکیم ابن سینا کراهیت نشان می داده اند و اگر شیخ شهاب الدین سهروردی – حکیم اشراق – نزد بعضی فقها متهم به الحاد می شد اینهمه حاکی از بدبینی نسبت به مباحثاتی بود که ورود آنها در بین مسلمین مسؤول عمده ی چون و چراهائی بود که در اذهان عامه ممکن بود در مسائل مربوط به اعتقاد راه بیابد.
پی‌نوشت‌ها:

۱٫ ابن طیفور، کتاب بغداد / ۲۳ – ۲۲٫۲٫ Sarton, Introduction I / 524.3. بیرونی، الهند / ۲ – ۵۱ .۴٫ کشف المراد / ۲۱۷٫۵٫ بحارالانوار ۲ / ۱۹٫۶٫ ایضاً ۲ / ۱۱٫۷٫ این استدلال را در نهج البلاغه، احیاء العلوم، و کتاب میزان غزالی نیز می توان یافت، مقایسه شود یا:M. Asin Palacios, Los Precedentos Musulmanes del Pars de Pascul, Santander 1920 / 58. کتاب الامانات و الاعتقادات، لیدن، ۱۸۸۰ / ۲۵ – ۶۳٫۹٫ دلاله المتحرین، پاریس ۳ / ۱۸ .۱۰٫ رجوع شود به مقاله ی نگارنده، مجله ی یغما. در ذیل آن مقاله اسم شارح گلشن راز بجای شیخ محمد لاهیجی بغلط عبدالرزاق چاپ شده است، باید اصلاح کرد.۱۱٫ الانتصار / ۲٫۱۲٫ معجم الادباء ۱ / ۹۴ – ۱۸۹٫۱۳٫ مرآه الزمان ۱ / ۳۴۴ و ۲۶۲٫
منبع مقاله: زرین کوب، عبدالحسین؛ (۱۳۶۲)، کارنامه ی اسلام، تهران: امیرکبیر، چاپ نوزدهم

 

نوشته قبلی

فلسفه و کلام عصر عباسی

نوشته‌ی بعدی

ملل و نحل در عصر عباسی

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

ملل و نحل در عصر عباسی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا