2 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

علی(علیه السلام) و صفات ویژه او (۴)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ولاء امامت و پیشواییدومین ولاء خاص ، ولاء امامت و پیشوایی است. به عبارت دیگر مقام مرجعیت دینی ، یعنی مقامی: که دیگران باید از وی پیروی کنند، او را الگوی اعمال و رفتار خویش قرار دهند و دستورات دینی را از او بیاموزند، و به عبارت دیگر زعامت دینی، چنین مقامی مستلزم عصمت است، و چنین کسی قول و عملش سند و حجت است برای دیگران « لَقَد کانَ لَکُمْ فی رسولِ اللهِ أُسوهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یرجوااللهَ وَ الیومَ الاخر وَ ذکر الله کثیراً»(60)برای شما در « رفتار» فرستاده خدا الگو ای نیکوست برای آنان که امیدوار به خدا و روز دیگرند و خدا را بسیار یاد کنند. قَلْ اِنْ کَنتُمْ تُحِبونَ اللهَ فَاتَّبعُونی یُحبِِبکُمْ اللهُ وَ یَغْفِرْلَکُمْ ذُنُوبَکم(۶۱)!ترجمه : بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید، تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد در این آیات رسول الله را الگویی معرفی کرده که مردم باید رفتار و اخلاقشان را با رفتار و اخلاق او تطبیق دهند و او را مقتدای خویش سازند و این خود دلیل عصمت آن حضرت است از گناه و خطا زیرا اگر گناه و خطایی ممکن بود از او صادر گردد، دیگر جا نداشت خدای متعال او را پیشوا و مقتدا معرفی کند. این مقام پس از پیغمبر به علی (ع) رسید. زیرا قرآن کریم حضرت علی (ع) را جان و نفس پیامبر معرفی می کند: فَمَن حاجَّک فیهِ مِنْ بَعدِ ما جائَکَ مِنَ العِلمِ فُقُلْ تَعالوا نَدْعَ اَبنائنا و أَبناءَکُم نساء نا و نساءَکم وَ اَنفُسَنا وَ اَنْفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الکاذبینَ(۶۲) ترجمه : پس هر کس بعد از علمی که از سوی خدا در مورد عیسی (ع) به تو رسیده در مورد او (حضرت عیسی) با تو به مجادله و گفتگو برخیزد، بگو ما پسران خود را بخوانید ، ما نفوس خود را می خوانیم شما هم پسران خود را بخوانید، ما زنان خود را می خوانیم، شما هم زنان خود را بخوانید، ما نفوس خود را می خوانیم، شما هم نفوس خود را بخوانید، سپس نفرین نموده و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم.مصداق انفسنا در این آیه پیامبر گرامی اسلام و امیر المؤمنین است. هم چنین در حدیث معروف و مشهور منزله ،‌نیز یکی از انواع ولائی را که اثبات می کند. ولاء امامت و پیشوایی است علیٌ مّنّی بِمَنزلهِ هارونَ مِنْ موسی ، الّا اَنَّه لا نبی بعدی: (۶۳)ترجمه : علی (ع) نسبت به من « پیامبر» به منزله هارون نسبت به موسی (ع) است جز آنکه بعد از من پیغمبری نباشد: همانطوری که بنی اسرائیل بعد از موسی ، باید از هارون پیروی می کردند و او را الگوی اخلاق و رفتار خویش قرار می دادند و از او پیروی می کردند پس از پیامبر گرامی اسلام نیز الگوی اخلاق و رفتار و کسی که باید از او پیروی و متابعت نمود، حضرت علی می باشد ، امامت و پیشوایی ومقتدایی دینی، به طوری که آنچه پیشوا می گوید و هر طور عمل می کرد سند و حجت الهی تلقی شود، ‌نوعی ولایت است زیرا نوعی حق تسلط و تدبر و تصرف در شئون: مردم است . به طور کلی هر معلم و مربی از آن جهت که معلم و مربی است، ولی و حاکم و متصرف در شئون متعلم و فرد تحت تربیت و پرورش است ، چه رسد به معلم و مربی ای که از جانب خدا این حق به او داده شده باشد.آیه کریمه « إِنَّما وَلیُّکم اللهُ وَ رَسولُهُ وَ الذینَ آمنوا الذینَ یقیمونَ الصلوهَ و یُؤتونَ الزکوه و هم راکعون. ترجمه : ولیتان خداست و فرستاده اش و آنان که ایمان آورده اند که نماز را به پا می دارند و زکات را در حال رکوع ادا می کنند(۶۴).ناظر به چنین ولایتی است. البته مقصود این نیست که این آیه شامل برخی دیگر از اقسام ولایت که بعداً ذکر خواهیم کرد نیست . مقصود این است که این آیه شامل ولاء امامت و پیشوایی و مرجعیت دینی هست. شهادت انبیاء به ولایت حضرت علی (ع) شهادت به ولایت امامت و پیشوایی مولای متقیان و اسوه بوده حضرت علی (ع) بر تمامی مردم ، مسلمان و غیر مسلمان و بر پیروان همه ادیان است.
« ولاء زعامت»سومین قسم از اقسام ولاء خاص ، ولاء زعامت است.ولایت زعامت یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی. اجتماع نیازمند به رهبر است. آن کس که باید زمام امور اجتماع را به دست گیرد و شؤون اجتماعی مردم را اداره کند. و مسلط بر مقدرات مردم است ولی امر مسلمین است . پیغمبر اکرم در زمان حیات خودشان ولی امر مسلمین بودند و این مقام را خداوند به ایشان عطا فرموده بود و پس از ایشان طبق دلایل زیادی که غیر قابل انکار است به علی و فرزندان او رسیده است . « اَطیعوا اللهَ و اَطیعوا الرَّسولَ وَ اُولِی الأمر منکم»(65)« اطاعت کنید خدا و پیغمبر را و کسانی را که اداره کار شما به دست آنهاست» و هم چنین آیه شریفه « الیومَ یئسَ الذینَ کَفَروا امِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُمْ وَ اخشونِ اَلیَومَ اَکْمَلتُ لَکُم دینَکُمْ وَ اَتْمَتُ عَلیکم نِعمتی وَ رَضیت لَکُمْ الأسلامَ دیناً(۶۶)« امروز دین شما را کامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم». و حدیث شریف غدیر و عموم آیه « اِنَّما وَلِِیُّکُمُ اللهُ » ناظر به چنین ولایتی است در این جهت که پیغمبر اکرم چنین شأنی را داشته و این یک شأن الهی بوده است. یعنی حقی بوده که خداوند به پیغمبر اکرم عنایت فرموده بود نه این که از جانب مردم به آن حضرت واگذار شده باشد- میان شیعه و سنی بحثی نیست. اهل سنت با ما تا اینجا موافق اند سخن در این است که پس از پیغمبر اکرم تکلیف ولایت زعامت چیست؟ افراد مردم برای این که اجتماع متزلزل نشود و هرج و مرج به وجود نیاید، باید از کسی و مقامی به عنوان حاکم و ولی امر اطاعت کنند تکلیف چنین مقامی چیست ؟ آیا اسلام در این باره تکلیفی معین کرده است و یا به کلی سکوت اختیار کرده است، و اگر تکلیف معین کرده چگونه است؟ آیا به مردم اختیار داده. که بعد از پیغمبر هر که را می خواهند خود انتخاب کنند و بر دیگران اطاعت او واجب است و یا این که پیغمبر اکرم قبل از رحلت ، شخص معینی را برای جانشینی خود در این مقام بزرگ و با اهمیت تعیین کرد؟کلمه امام هم چنان که در مورد پیشوایی گفته می شود که دین را باید از او گرفت در مورد زعامت اجتماعی و سیاسی نیز به کار رفته است. رسول اکرم فرمود: ثَلاثٌ لا یَغِلُّ عَلیهن قلبُ امرءِ مُسلِمٍ: اِخلاصُ العَمَلِ للهِ ، وَ النَّصیحَهُ ائمه المُسلمینَ وَ اللُّزومُ لِجَماعَتِهِم(۶۷)هرگز قلب یک مسلمان نسب به سه چیز خیانت و تردید روا نمی دارد. اخلاص نیت برای خدا ، خیرخواهی برای زعمای مسلمین در راه رهبری مسلمین ،‌همراهی با جماعت مسلمین.علی (ع) در یکی از نامه هایش که در نهج البلاغه ثبت شده می فرماید:
فَإنَّ اعظمَ الخیانِهِ خیانهُ الاُمِه و افظعُ الغَشِ غَشُّی الأئمهِ: (۶۸)
بزرگترین خیانتها خیانت به جامعه است وشنیع ترین دغلبازیها، دغلبازی با پیشوایان مسلمین است در این جمله نیز کلمه امام به اعتبار رهبری اجتماعی اطلاق شده است.در تاریخ مسلمین زیاد می خوانیم که مسلمانان . حتی ائمه اطهار خلفای عصر خود را با کلمه « امام» خطاب می کردند. چیزی که هست امام به این معنی گاهی امام عدل است و گاهی امام جور و مسلمانان در قبال هر یک از آنها وظایفی دارند، پیغمبر اکرم درحدیث مشهوری که فریقین روایت کرده اند فرمود: اَفضَلُ الجَهادِ کَلِمَهُ عدلٍ عِندَ امامٍ جائرٍ(۶۹)بالاترین جهاد، یک سخن حق است در برابر یک پیشوای جور ، اما این که امیر المؤمنین ولاء زعامت و رهبری اجتماعی و سیاسی را داشتند هم به لحاظ عقلی می توان این مطلب را دریافت ، چرا که علی (ع) از هر جهت « علم و عقل و درایت و ….) بر تمام مردم برتری داشتند و از همه نسبت به این امر اولی و شایسته تر بود. و این مطلب را حتی ابن ابی الحدید معتزلی مشارح نهج البلاغه بیان نموده آنجا که می گوید: اَلحَمدِللهِ الَّذی قَدَّمَ المَفضُولَ عَلَی الفاضِلِ. ستایش مخصوص خدایی است که مفضول « پایین و پست» را بر فاضل « صاحب فضیلت و برتری» مقدم و پیش انداخت و مراد این است که علی (ع) فاضل است و ابوبکر و عمر مفضول هستند اما خداوند به زعم او مفضول « ابوبکر و عمر» را بر فاضل « علی علیه السلام» مقدم انداخته است.و این اعترافی است از سوی ابن ابی الحدید بر برتری مولا علی (ع) نسبت به دیگران برای زعامت و رهبری سیاسی و اجتماعی . و هم احادیث زیادی که در کتب معتبر اهل سنت نقل شده دلالت بر این مطلب دارد. در مسند احمد حنبل به نقل از مجمع الزوائد جلد ۵ – صفحه ۱۸۵ آمده : یا عَلیُّ اِنْ وَلَیتَ هذا لامرَ بعدی فَأخرج اهلَ نجرانَ مِنْ جَزیرهِ العرب: ای علی اگر بعد از من متصدی و زمامدار امر خلافت شدی، پس اهل نجران « گروه مسیحی این منطقه» را از جزیره العرب بیرون کن. و هم چنین این روایت که پیامبر خطاب به علی (ع) فرمود: یا عَلیُِّ حَقُّکَ عَلی المسلمینَ کَحَقِّ الوالد عَلی وَلَدِهِ(۷۰)ای علی حق تو بر مسلمین همانند حق پدر است بر فرزندش.یعنی همانطوری که پدر صاحب اختیار و سرپرست فرزند می باشد علی (ع) نیز سرپرست و رهبر اجتماع می باشد در احتجاج طبرسی جلد صفحه ۳۰۷، ۱ صفحه آمده که : جمعی از مسیحیان به همراه راهب خود به مدینه آمده و به مسجد وارد شدند و همراه خود قطعات طلا و اموال گران قیمتی آورده بودند، راهب در مسجد خود را به جمعیتی که در مسجد در حضور ابوبکر نشسته بودند رسانید و پس از ادای احترام گفت: کدام یک از شما خلیفه پیامبر و امین دین است؟حاضران به ابوبکر اشاره کردند. راهب به ابوبکر متوجه شد و گفت: نام تو چیست؟ابوبکر : نام من عتیق است.راهب: دیگر چیست؟ابوبکر : نام دیگرم « صدیق» است.راهب: دیگر چیست؟ابوبکر : نام دیگری ندارم.راهب: مقصود من تو نیستی ، شخص دیگری استابوبکر منظورت چیست؟راهب: من به همراه جمعی از روم آمده ام و بار شتر من طلا و نقره است منظور من از پیمودن راه طولانی و آمدن به اینجا این است که مسائلی از خلیفه پیامبر بپرسم، که اگر پاسخ صحیح داد، آیین اسلام را بپذیرم و از اوامر خلیفه رسول خدا اطاعت نمایم و ضمناً اموالی را که با خود آورده ام آن را بین مسلمین تقسیم کنم و اگر خلیفه نتوانست پاسخ دهد، به وطن بازگردم.ابوبکر: در امان هستی بپرس.راهب: به من خبر بده.۱-آن چیست که برای خدا نیست.۲-و نزد خدا نیست۳-و خدا آن را نداندابوبکر در پاسخ سه سؤال متحیر شد، پس از سکوت طولانی به بعضی از اصحاب گفت که عمر را حاضر کنید عمر را اطلاع دادند و به مجلس آمد، راهب رو به عمر کرد و سؤالات خود را مطرح نمود، او نیز از پاسخ درمانده شد، سپس عثمان را خبر دادند و به مسجد آمد، راهب از او پرسید، او نیز در جواب درمانده شد، همهمه در مسجد افتاد و می گفتند خدا همه چیز را می داند و همه چیز در نزد اوست این چه سؤالهای نامناسبی است که راهب می پرسد؟راهب گفت: اینها پیروان بزرگواری هستند ولی متأسفانه به خود مغرور شده اند. سپس تصمیم گرفت تا به وطن بازگردد در این هنگام سلمان با سرعت به حضور امام علی (ع) آمد و جریان را به او خبر داد و از آن حضرت استمداد نمود تا آبروی اسلام را حفظ کند. امام علی با دو فرزندش حسن و حسین وارد مسجد شد، وقتی که جمعیت مسلمین او را دیدند، شادمان شدند و تکبیر گفتند برخواستند و با احترام آن حضرت را به نزد خویش خواندند ابوبکر به راهب گفت: کسی که تو می خواستی حاضر شد، هر چه سؤال داری از او بپرس راهب به آن حضرت رو کرد و گفت: نام تو چیست؟علی : نام من نزد یهود « الیا» و نزد مسیحیان « ایلیا» و نزد پدرم « علی» و نزد مادرم « حیدر»راهب: چه نسبتی با پیامبر داری؟علی : او برادر و پسر عموی من است و من داماد او هستم.راهب: به حق عیسی مقصود و گم شده من تو هستی، اکنون به من خبر بده: آن چیست که برای خدا نیست و در نزد خدا نیست و خدا آن را نداند؟ علی : آن که برای خدا نیست فرزند و همسر است و آن که در نزد خدا نیست ظلم است که در نزد خدا نسبت به بندگان نیست و آن خدا آن را نمی داند، شریک است که او در ملک خود آن را برای خود نمی داند. راهب تا این پاسخ ها را شنیده برخاست و کمر بند خود را باز کرد و کنار گذاشت و سر امام علی(ع) را در آغوش گرفت و بین دو چشم آن حضرت را بوسید و گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و محمد رسول خدا است و تو جانشین رسول خدا و امین این امت و معدن حکمت این دین و سرچشمه علم و برهان هستی، نام تو در تورات « الیا» و در انجیل « ایلیا» و در قرآن « علی» ودر کتابهای پیشین «حیدر» است. من تو را وصی به حق پیامبر یافتم و تو بعد از پیامبر سزاوار مقام رهبری می باشی، و سزاوار است که تو در این مجلس بنشینی، بگو بدانم سرگذشت تو با این قوم چیست؟امام علی پاسخ کوتاهی به او داد. آنگاه راهب برخاست و همه اموال خود را به آن حضرت تقدیم کرد. امام علی (ع) آن را گرفت و در همان مجلس بین مستمندان مدینه تقسیم نموده راهب و همراهان در حالی که مسلمان شده بودند به وطن بازگشتند.
«ولایت تکوینی»ولایت تکوینی یا ولایت تصرف، بالاترین مراحل ولایت است.ولایت تصرف یا ولایت تکوینی نوعی اقتدار و تسلط فوق العاده بر جهان و عالم خلقت است. ولایت تکوینی از یک طرف مربوط است به استعدادهای نهفته در این موجودی که به نام انسان در روی زمین پدید آمده و کمالاتی که این موجود شگفت بالقوه دارد و قابل به فعلیت رسیدن است و از طرف دیگر مربوط است به رابطه این موجود با خدا ، مقصود از ولایت تکوینی این است که انسان در اثر پیمودن صراط عبودیت به مقام قرب الهی نائل می گردد و اثر وصول به مقام قرب البته در مراحل عالی این است که معنویت انسانی که خود حقیقت و واقعیتی است، در وی متمرکز می شود و با داشتن آن معنویت، قافله سالار معنویات، مسلط بر ضمائر و شاهد بر اعمال و حجت زمان می شود. صاحب ولایت تکوینی « انسان کامل» است که نفوذ غیبی دارد بر جهان و انسان و ناظر بر نفوس و قلوب است یعنی می تواند در دلها تأثیر بگذارد و میل انسان نسبت به چیزی را عوض کند یا حب و بغضی انسان را نسبت به شخصی یا چیزی تغییر دهد و یا در ذهن و فکر انسان تأثیر بگذارد.و مطلبی را از ذهن او محو و پاک نماید یا به ذهن او القا نماید.البته مقصود از این ولایت این نیست که صاحب این ولایت سمت سرپرستی و قیمومت. نسبت به جهان پیدا کند به طوری که او گرداننده زمین و آسمان و خالق و رازق و محیی و ممیت مِن جانب الله باشد. اگر چه خداوند، جهان را بر نظام اسباب و مسباب قرار داده و موجوداتی که قرآن آنها را ملائکه می نامد« مدبرات امر» و « مقسمات امر» به اذن الله می باشند و این هیچگونه منافاتی با شریک نداشتن خداوند در ملک و خالقیت ندارد و هم چنین با این که « به هیچ وجه هیچ موجودی « ولی» به معنای یار و یاور خدا و حتی آلت و ابزار خدا به شما نمی رود » منافات ندار وَ لَم یَکُن لَهُ شریکٌ فِی المُلکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلیٌّ مِنَ الذُّلِ وَ کَبِّرهُ تکبیراً(۷۱)خداوند شریک و یاوری در اداره امور ندارد.قرآن در عین این که خداوند را در حد اعلای غنا وبی نیازی معرفی می کند و در عین این که مثلاً می فرماید: اَللهَ یَتَوَفّی الاَ نَفسَ حینَ مَوتِها(۷۲)خداوند جانها را می گیرد هنگام مردن را باز می فرماید: قَلَ یَتَوَفیکُم مَلکُ المَوتِ الذی وُکِّلَ بِکُمْ(۷۳)بگو ملک الموت، جان شما را می گیرد که مأمور این کار شد.در جای دیگر می فرماید: اَلَّذینَ تَتَوَفیهُم المَلائکهُ ظالمی اَنفُسِهِم(۷۴)کسانی که ملائکه جان آنها را می گیرند در حالی که به خودشان ظلم کرده اند.قرآن در عین این که می فرماید: خداوند بر همه چیز حفیظ است می فرماید: وَ یُرسِلُ عَلَیکُم حَفَظَهً حتی إذا جاءَ اَحَدَکُم المَوتُ تَوَفَّتهُ رُسُلُنا می فرستد بر شما حافظان و نگهبانانی تا این که مرگ به سراغ یکی از شما بیاید جان او را فرستادگان ما می¬گرند.در این آیه کریمه رسولانی را ، هم به عنوان نگهبان و هم قبض کننده ارواح معرفی می کند. پس از نظر توحیدی،‌ وجود وسائط و نسبت دادن تدبیر امور به غیر خداوند ولی به اذن و اراده خداوند مانعی ندارد.
پی نوشت ها :

. بحار چاپ کمپانی، جلد ۹، صفحه ۴۰۱-کشف الغمه، جلد (۱)، صفحه ۱۰۵۲٫ سوره نساء ، آیه ۱۲۳۳٫ سوره عصر ، آیه ۲-۱۴٫ معالم الزلفی -صفحه۱۲۰و بحار الانوار جلد ۳۹-صفحه۲۸۹۵٫ محمد حسن مظفر دلائل الصدق ،‌چاپ قاهره – ج۲، ص۴۹۷۶٫ منتهی الامال -ج ۱ – ولادت امیر المؤمنین -ص ۲۷۳۷٫ قمقام زخارص ۵۶۱- زبه نقل از قصه کربلا تألیف علی نظری منفرد۸٫ تتمه المنتهی الامال ، ج ۱ ،ص۲۳۸ و ۲۳۹، ابوالفرج اصفهانی ، مقاتل الطالبین ، ص۳۹۶۹٫ دکتر حسین جاسم تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم ترجمه دکتر سید محمد تقی آیت الهی ، ص۸۴، به نقل از سیره پیشوایان، تألیف مهدی پیشوایی۱۰٫ تاریخ یعقوبی ، ج۳، ص۲۲۳، فقیهی علی اصغر آل بویه ، ص۴۱۵۱۱٫ خوارزمی ، رسائل مصر ، ص۸۳ تا ۷۶ ، فقیه علی اصغر آل بویه ، ص۴۵۳ به نقل از سیره پیشوایان ، مهدی پیشوایی۱۲٫ سوره نساء ،اآیه ۱۱۷۱۳٫ الیقین سید بن طاووس حسنی ، ص۲۶۱۴٫ الیقین،سید بن طاووسی حسنی ،ص۲۶ و هدایه الکبری، حسین بن حمدان حضینی،ص۴۰۱۵٫ الیقین سید بن طاووس حسنی ، ص۲۵۱۶٫اقتباس از کتاب تعلیم وتربیت در اسلام نوشته شهید مطهری۱۷٫ سوره تحریم – آیه ۶۱۸٫سوره ی طه- آیه ۱۳۲۱۹٫ مهدی پیشوایی سیره پیشوایان ، ص۲۶۲۰٫ ابن اثیر-الکامل فی التاریخ-بیروت جلد۲-صفحه۵۸ ابن هشام-عبدالملک-السیره النبویه جلد ۱-صفحه ۲۶۲ طبرسی-محمد بن تاریخ الام و المولی-بیروت دارالقاموسی-جلد۲-صفحه۲۱۳۲۱٫ ابوالفرج اصفانی-مقاتل الطالبین-نجف اشرف- صفحه ۱۵۲۲٫ نهج البلاغه صبحی صالح ، خطبه ۱۹۲۲۳٫ علی بن عیسی اربلی-کشف الغمه-چاپ بنی هاشمی-تبریز-جلد ۱-صفحه ۶۱و۶۰۲۴٫ سوره یونس-۳۵۲۵٫ بقره-۴۴۲۶٫ سوره احزاب-آیه ۲۱۲۷٫ قلم ، آیه ۴۲۸٫ سوره آل عمران – آیه ۱۵۹۲۹٫ تفسیر المیزان- ذیل آیه ۲۸ – آل عمران۳۰٫ انجیل یوحنا، باب ۱۵-جمله ۱۶۳۱٫ سوره آل عمران ، آیه ۸۱۳۲٫ خطبه الغدیر- الغدیر – ۱ ص ۱۲۱ الی ۱۱۵ ، تفسیر نخر راضی ج ۳، ص۶۳۶، دعای ندبه ،‌مفاتیح الجنان ، شیخ عباس فمی، خطبه غدیر- الغدیر -جلد۱۳۳٫ تفسیر نمونه ، ج۱ ، ص۴۴۰۳۴٫ بقره – ۱۲۴۳۵٫ طه – آیه ۱۲۳۶٫ سوره دهر، آیه ۲۲۳۷٫ سوره بقره ، آیه ۳۵۳۸٫ سوره تحریم، آیه ۱۰۳۹٫ سوره بقره ، آیه ۲۶۰۴۰٫ قصص – ۲۱۴۱٫ بقره – ۲۰۷۴۲٫ سوره ص- آیه ی ۳۵۴۳٫ نهج البلاغه- قصار الحکم – شماره ۷۷۴۴٫ ناسخ التواریخ- ره توشیه راهیان نور- ویژه ای ماه مبارک رمضان-۱۴۲۲ ق و ۱۳۸۰ش۴۵٫ به نقل از کباب ولاء ها و ولایتها ، شهید مطهری صفحه ۱۵۴۶٫ تفسیر المیزان – ذیل آیه ۲۸- آل عمران۴۷٫ ولاء ها و ولایتها- صفحه ۱۶- شهید مطهری۴۸٫ سوره حجورات ، آیه ۱۰۴۹٫ جامع الصغیر- جلد ۲-صفحه ۱۵۵۵۰٫ توبه – ۷۱۵۱٫ آل عمران – ۴۲۵۲٫ تحریم – ۱۲۵۳٫ تحریم ۱۱۵۴٫ شوروی – ۲۳۵۵٫ مائده -۵۵۵۶٫ الکشاف « چاپ مصر – سال ۱۳۷۳ – جلد ۱- صفحه ۵۰۵۵۷٫ التفسیر الکبیر ، فخر رازی ، ج۲۷، ص۱۶۶۵۸٫ الکنی و القاب ،‌محدث قمی ،‌و نور الابصار شبلنجی، ص۱۰۴۵۹٫ الکنی و القاب ،‌محدث قمی ،‌و نور الابصار شبلنجی، ص۱۰۴۶۰٫ بقره – ۳۷۶۱٫ مفاتیح الجنان – زیارت مخصوصه امیرالمؤمنین۶۲٫ مفاتیح الجنان – زیارت مخصوصه امیر المؤمنین۶۳٫ منتهی الامال – جلد ۱- صفحه ۳۴۵- سوگنامه آل محمد – صفحه ۵۳-۵۴ روضه الشهداء صفحه ۱۷۲-۱۷۳۶۴٫ مفاتیح الجنان – زیارت مطلقه امیر المؤمنین۶۵٫ احزاب – ۲۱۶۶٫آل عمران – ۳۱۶۷٫ آل عمران – ۶۱۶۸٫ فردوس دیلمی – جلد ۳-صفحه ۶۲-شماره ۴۱۷۱۳ و جامع صغیر سیوتی – جلد ۲-صفحه ۱۷۷-۵۵۹۸ و کنز العمال -جلد ۱۱- صفحه ۶۰۳-حدیث ۳۲۹۱۵ و ینابیع الموده باب ۵۶ ،‌ج۲، ص۹۷، شماره ۲۳۷۶۹٫ مائده -۵۵۷۰٫ نساء – ۵۹۷۱٫ مائده -۳۷۲٫ کافی – جلد ۱-صفحه ۴۰۳۷۳٫ نامه ۲۶- نهج البلاغه۷۴٫ کافی – جلد ۵- صفحه ۶۰

 
 

نوشته قبلی

ابتلاء در قرآن

نوشته‌ی بعدی

علی(علیه السلام) و صفات ویژه او (۳)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

نوشته‌ی بعدی

علی(علیه السلام) و صفات ویژه او (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا