1 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home غدیر خم

غدير خم عيد امامت و ولايت

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

خلافت از نظر دانشمندان شيعه، يك منصب الهى است كه از جانب خداوند به بافضيلت ترين و داناترين امت داده مى شود. امام، به عنوان برقرار كننده حكومت و زمامدارى، مبين و بازگو كننده آئين اسلام است كه پيامبر خدا، بر اثر نبودن فرصت و يا نامساعد بودن شرايط، موفق به بيان آنها نشده و بيان آن را به عهده اوصياى خود نهاده است، اما خلافت از نظر دانشمندان اهل تسنن، يك منصب عرفى و عادى است و هدف از اين مقام، جز حفظ كيان و شئون مادى مسلمانان چيزى نيست و خليفه وقت براى اداره امور اقتصادى، سياسى و قضايى از طريق مراجعه به افكار عمومى انتخاب مى شود.در ديدگاه شيعه امام شرايطى دارد؛ 1- بايد معصوم باشد. 2-داناترين فرد نسبت به شريعت باشد. 3- امامت، يك مقام انتصابى است نه انتخابى.شيعه دوازده امامى، بر آن است كه پس از رسول خدا (ص) رهبرى جهان اسلام، با امير مؤمنان على (ع) و آنگاه با يازده فرزند پاكش است.
پيامبر (ص) رهبر جامعه جهانى اسلامپيامبر گرامى كه رهبر جامعه جهانى اسلام بود، بر همين روال عمل مى فرمود: هرجا كه براى نخستين بار، فروغ اسلام مى تابيد، هرچند هم كوچك، آن گرامى، حاكمى شايسته بر آن مى گماشت تا زمام امور را به دست گيرد. براى لشكرهايى كه به جهاد اعزام مى كرد، فرمانده سپاه معين مى فرمود و گاه چند نفر را به ترتيب معاون آن فرمانده قرار مى داد تا اگر يكى كشته شود، سپاه بى سرپرست نماند. همچنين كسانى را مى شناسيم كه آن گرامى به هنگام مسافرت از مدينه آنان را به عنوان جانشين و نماينده خويش مى گمارد تا مدينه در غيبت آن بزرگ، بى زمامدار نماند. كدامين سوى از اين احتمال ها كه مى شماريم با خرد راست مى آيد؟ آيا پيامبر (ص) براى جامعه مسلمين، پس از خويش، اهميتى قائل نبود؟ و يا لايق ترين جانشين را نمى شناخت؟ شيعه اماميه با توجه به اين حقايق، به پى جويى در متون و مدرك هاى نخستين و اصلى اسلام مى پردازد و در اين پى جويى، به منابع سرشار بر مى خورد و سرانجام به اين نتيجه مى رسد كه از پيامبر (ص)، فرمان هاى روشن در زمينه تعيين جانشين رسيده و به جاى مانده است. چنان كه آيه ولايت، حديث، غدير، حديث سفينه، حديث ثقلين، حديث منزلت، حديث دعوت عشيره و ديگر چيزهايى كه در كتاب بزرگ به گستردگى به محك و بحث و تحقيق گذاشته شده است.
سرگذشت غديرپيامبر (ص)، در سال دهم هجرت، مدينه را به قصد مكه براى انجام مراسم حج ترك كرد. اين حج، در آخرين سال عمر پيامبر(ص) انجام شد و به همين جهت در تاريخ، آن را حجة الوداع مى گويند. همراهان پيامبر را كه به شوق همسفرى با آن حضرت و ديدن و فراگرفتن حجى درست، به ركابش شتافته بودند تا 120 هزار نفر نوشته اند. در اين سفر پيامبر (ص) سخنان مهمى ايراد كردند و در آن مردم را به تقوا و رعايت حقوق يكديگر سفارش دادند. در بازگشت به مدينه فرشته وحى نازل شد و مأموريتى خطير به دوش پيامبر(ص) گذاشت، آيه اى چنين نازل شد: “يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس ان الله لايهدى القوم الكافرين(1)””اى رسول، آنچه كه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، به مردم برسان و اگر نرسانى رسالت خود را انجام نداده اى و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى كند.” پيامبر دستور داد كاروان توقف كند. كاروان در نقطه اى به نام “غدير خم” توقف كرد. حضرت دستور داد آنها كه جلوتر رفته اند، برگردند و آنها كه پشت سر هستند، خود را برسانند. فرمان توقف هنگامى صادر شد كه هوا به شدت گرم بود، به طورى كه مردم قسمتى از رداى خود را بر سر و قسمتى را زير پا افكنده بودند و بدين طريق خود را از اشعه سوزان خورشيد در امان نگه مى داشتند. جايگاه بلندى از جهاز شتران ترتيب دادند و پيامبر (ص) بر بالاى آن رفت و با صداى رسا خطبه اى به شرح زير ايراد كردند؛ “حمد و سپاس از آن خداست. از او كمك مى جوييم و به او ايمان داريم و بر او توكل مى كنيم. از بدى هاى خود و اعمال ناشايست خويش به او پناه مى بريم. خدايى كه جز او هادى و راهنمايى نيست، هر كس را كه هدايت كرد، گمراه كننده اى براى او نيست. گواهى مى دهيم كه جز او خدايى نيست و محمد بنده خدا و فرستاده اوست و پس از ستايش خداوند، چنين ادامه مى دهد: – من و شما، هر دو، مسئوليم، چه مى گوييد؟- در اين موقع صداى جمعيت به تصديق بلند شد و گفتند ما گواهى مى دهيم كه تو رسالت خود را انجام دادى، و كوشش كردى خدا تو را پاداش نيك دهد. پيامبر فرمود: “آيا گواهى نمى دهيد كه معبودى جز خدا نيست و محمدبنده خدا و پيامبر اوست. بهشت و دوزخ و مرگ حق است و روز رستاخيز فرا خواهد رسيد و خداوند افرادى را كه در دل خاك مدفون شده اند، زنده خواهد كرد؟” پيامبر(ص) فرمودند: من در ميان شما دوچيز گرانبها و سنگين به يادگار مى گذارم، چگونه با آنها معامله خواهيد كرد؟ يك نفر از بين جمعيت پرسيد: “مقصودت از اين دو چيز گرانبها چيست؟” پيامبر (ص) فرمود: يكى كتاب خدا كه يك طرف آن در دست خدا، و طرف ديگر آن در دست شماست، و ديگرى عترت و اهل بيت من. خداوند به من خبر داده كه اين دو يادگار، هرگز از هم جدا نخواهند شد. هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد، و در عمل به هر دو، كوتاهى نورزيد كه هلاك مى شويد. در اين لحظه دست على(ع) را گرفت و آنقدر بلند كرد كه سفيدى زير بازوى هر دو براى مردم نمايان گشت. او را به همه مردم معرفى كرد. سپس چنين فرمود: “اى مردم! سزاوار ترين فرد بر مؤمنان از خود آنها كيست؟” ياران پيامبر(ص) پاسخ دادند: خداوند و پيامبر از او بهتر مى دانند. پيامبر(ص) فرمود: خدا مولاى من و من مولاى مؤمنان هستم و بر خود آنها سزاوارتر مى باشم. سپس با صداى رسا فرمودند: “من كنت مولاه فهذا على مولاه” “هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست” اين جمله را سه بار(2) و به قول احمد حنبل (يكى از ائمه اربعه اهل سنت) چهار بار تكرار كرد و سپس فرمود: خدايا، هر كس على را دوست بدارد، دوست بدار و هركس على را دشمن بدارد، دشمن بدار، خدايا ياران على را يارى كن و دشمنان او را خوار و ذليل نما. پروردگارا على را محور حق قرار بده.(3)
بررسى و تحليل تازه اى در آيه تبليغما اگر از تمامى رواياتى كه درباره شأن نزول آيه فوق، و همچنين رواياتى كه درباره داستان غدير آمده است، صرف نظر كنيم و تنها به محتواى خود آيه و آيات بعد از آن نظر دقيق كنيم، مى توانيم از عمق اين آيات وظيفه خود را در برابر مسأله خلافت و جانشينى پيامبر اسلام(ص) روشن سازيم. آيه فوق 3 ويژگى مهم دارد:1- مسأله اى كه از نظر اسلام فوق العاده اهميت داشته است تا آنجا كه به پيامبر دستور داده مى شود آن را ابلاغ كند، و اگر ابلاغ نكند رسالت پروردگار را ابلاغ نكرده است، و به تعبير ديگر چيزى بوده است همسنگ مسأله نبوت كه اگر انجام نشود، رسالت پيامبر ناتمام مى ماند! (و ان لم تفعل فما بلغت رسالته.)2- تعبيرات آيه نشان مى دهد كه مسأله مورد نظر آيه، مسأله اى بوده است كه بعضى در برابر آن موضعگيرى سختى داشته اند تا آنجا كه ممكن بوده است، جان پيامبر(ص) به خاطر آن به خطر بيفتد و لذا خداوند حمايت خاص خود را از پيامبرش در اين باره بخصوص اعلام مى دارد و به او مى فرمايد: “خداوند تو را از مردم و خطرات احتمالى آنها محفوظ مى دارد.”3- اين مسأله حتماً مربوط به نماز و روزه و حج و جهاد و زكات و امثال آن از اركان تعليمات اسلام نبوده است، چرا كه آيه در سوره مائده است و مى دانيم سوره مائده آخرين سوره اى است كه بر پيامبر اسلام(ص) نازل شد. يعنى در اواخر عمر پربار پيامبر بود كه تمام اركان مهم اسلام تبيين شده است. مجموع اين آيات 3گانه نشان مى دهد كه منظور از آن چيزى جز ابلاغ خلافت و جانشينى پيامبر(ص) نبوده است.
ولايت، اكمال ديندر همان روز كه پيامبر(ص) اين خطبه را ايراد فرمود، جبرئيل فرود آمد و به پيامبر چنين بشارت داد: “اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى” خداوند امروز آئين خود را تكميل كرد و نعمت خويش را بر جامعه با ايمان به تمامى ارزانى داشت. در اين هنگام صداى تكبير پيامبر بلند شد و گفت: خدا را سپاسگزارم كه آئين خود را تكميل گردانيد و نعمت خود را به پايان رسانيد و از رسالت من و ولايت على خشنود گشت. ياران پيامبر(ص) گروه گروه به على(ع) تبريك گفتند و او را مولاى هر مرد و زن باايمان مى خواندند.
تفسير “ولايت و مولى” در حديث غديرحديث متواتر غدير را اجمالاً دانستيم و جمله معروف پيامبر كه در همه كتاب ها آمده است: (من كنت مولاه فعلى مولاه) حقايق بسيارى را روشن مى سازد. گرچه بسيارى از نويسندگان اهل سنت اصرار دارند كه “مولى” را در اينجا به معنى “دوست و يار و ياور” تفسير كنند، زيرا يكى از معانى معروف “مولى” همين است.ما هم قبول داريم كه يكى از معانى “مولى”، دوست و يار و ياور است، ولى قرائن متعددى در كار است كه نشان مى دهد “مولى” در حديث بالا به معنى “مولى” و سرپرست و رهبر است، اين قرائن به طور فشرده چنين است:1- مسأله دوستى على(ع) با همه مؤمنان، مطالب مخفى و پنهان و پيچيده اى نبود كه به اين همه تأكيد و بيان نياز داشته باشد و احتياج به متوقف ساختن آن قافله عظيم در وسط بيابان خشك و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعتراف هاى پى در پى از جمعيت داشته باشد.2- جمله (الست اولى بكم من انفسكم) “آيا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر و اولى نيستم” كه در بسيارى از متون اين روايات آمده است، هيچ تناسبى با يك دوستى ساده ندارد، بلكه مى خواهد بگويد، همان اولويت و اختيارى كه من نسبت به شما دارم و پيشوا و سرپرست شما هستم، براى على(ع) ثابت است، هر گونه تفسيرى براى اين جمله غير از آنچه گفته شده دور از واقع بينى است.3- تبريك هايى كه از سوى اين واقعه تاريخى به على(ع) گفتند، مخصوصاً تبريكى كه عمر و ابوبكر به او گفتند، نشان مى دهد مسأله چيزى جز نصب خلافت نبوده است كه در خور تبريك و تهنيت باشد، زيرا اعلام دوستى كه براى همه مسلمانان به طور عموم ثابت است، تبريك ندارد.در مسند امام (احمد بن حنبل) آمده است كه عمر بعد از آن بيانات پيامبر(ص) به على (ع) گفت: “گوارا باد بر تو اى فرزند ابى طالب” صبح كردى و شام كردى در حالى كه مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى!4- اشعار حسان بن ثابت گواه ديگرى بر اين مسأله است.5- مصادرى كه اين كلام را نقل كرده اند، بسيار متعدد و متنوعند. مهمترين آنها به اين قرار است: ترمذى، السنن، ج،5 ص،633 ابن ماجه السنن ج،1 ص ،45 ابن حنبل، المسند، ج9 ص،43 طبرانى، المعجم الصغير، ج،1 ص،71 ابن عساكر، تاريخ دمشق، ج ،42 ص،188 ذهبى، تاريخ الاسلام، ج،3 ص ،629 ابن كثير، البدايه و النهايه، ج ،7 ص ،341 خوارزمى، المناقب، ص ،157 كلينى، الكافى، ج،1 ص،287 شيخ طوسى، تهذيب الحكام، ج ،3 ص 144.6- جمع كردن نزديك به 120 هزار نفر در هواى گرم و در بيابانى بى آب و علف جز امامت و رهبرى مسأله ديگرى نيست.7- عمامه گذاردن بر سر امام على(ع) بعد از خطبه العمائم تيجان العرب و با توجه به اين كه در فرهنگ عرب، عمامه تاج شمرده مى شد و نشان دهنده سيادت و سرورى بوده است، تنها به معناى تثبيت ولايت و امامت على(ع) مى تواند باشد.پس از اين واقعه، مسلمانان روز هجدهم ذى الحجه را روزى كه پيامبر(ص) اين خطبه را ايراد فرمود و على(ع) را جانشين خود معرفى كرد، عيد مى گرفتند و هنوز نيز تشيع اين روز را جشن مى گيرد. (عيد غدير)حادثه غدير و سخنان آن روز از جمله فرازهايى از تاريخ اسلام است كه تقريباً تمام سيره نويسان و مورخان در آن اتفاق نظر دارند.در پايان فرارسيدن اين عيد سعيد و بزرگ غديرخم، عيد امامت و ولايت را به امام زمان(عج)، مسلمانان جهان و بالاخص شيعيان ايران تبريك عرض مى كنيم.
منابع :1- مائده ‎ 672- فراز هايى از تاريخ پيامبر اسلام، ص ،512 سبحانى3- ابن كثير، البدايه و النهايه، ج ،5 ص 2144- فروغ ابديت، استاد جعفر سبحانى، ج،2 ص 4685- منتخب الاثر، آيت الله صافى، ص 1016- سوره مائده، آيه 677- فرازهايى از تاريخ اسلامى، جعفر سبحانى، ص 5138- البدايه و النهايه، ابن كثير، ج ،5 ص 2149- سوره مائده، آيه 310- مسند، احمد بن حنبل، ج،4 ص 281
 

نوشته قبلی

جايگاه امامت از ديدگاه امام رضا عليه السلام

نوشته‌ی بعدی

تقيه و شرايط آن نزد شيعه

مرتبط نوشته ها

جلوه های آخرالزّمانی زندگی های ما
غدیر خم

پیام غدیر

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

غدیر در آئینه انصاف

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

عید غدیر در سیره اهل بیت (ع)

غدير خم و سقيفه بنى ساعده
غدیر خم

غدير خم و سقيفه بنى ساعده

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم
غدیر خم

تبیین نظام سیاسى اسلام در غدیر خم

طبرى و طرق حدیث غدیر
غدیر خم

طبرى و طرق حدیث غدیر

نوشته‌ی بعدی

تقيه و شرايط آن نزد شيعه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا