۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بیراهه انحراف

غلو از دیدگاه تشیع

عقاید غلات واقعى
0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

غلو از دیدگاه تشیع

مبارزه پیشوایان تشیّع با غلوّ

پیشوایان تشیع خلفاء واقعى و جانشینان برحق پیامبر اسلام  هستند؛ اینان که تنها عالمان به قرآن کریم و پیروان واقعى سیره و سنت حضرت رسول بوده‏اند، از همان آغازین روزهاى صدر اسلام مبارزه با غلوّ را آموخته و عامل به آن بوده‏اند.

پیامبر اعظم درباره معایب و مفاسد و خطرات غلوّ فرموده ‏اند:

«صنفان من أمّتى لا نصیب لهم فى الاسلام، الناصبُ لاَِهِل بیتى حرباً و غالٍ فى الدین مارق منه.»[۱]

دو گروه از امت من، نصیبى از اسلام ندارند، کسانى که با اهل‏بیت من علم جنگ برافرازند و دیگرى که در دین خدا غلوّ کنند و از دین بیرون روند.

کلام نورانى پیامبر اسلام  درباره غالیان و کسانى که با اهل‏بیت مخالفت ورزند و مبارزه نمایند، داراى اهمیت فوق‏العاده‌ای است؛ زیرا هر دو گروه را مى‏فرمایند که هیچ نصیبى از اسلام ندارند؛ اگر با اهل‏بیت مبارزه کنند همچون بنى‏امیّه و اگر غلوّ نمایند مانند کسانى هستند که اصلاً اسلام نیاورده‏اند. و در شرک و جاهلیت أولی باقی مانده‌اند.

تمام پیشوایان مکتب تشیع -که خود وارثان پیامبر اسلام و از آن دودمان بوده‏اند- داراى خصال پسندیده، صفات کمال و علو درجه هستند و نیاز و نقصانى در آنان راه ندارد، تا بوسیله غلوّ پیروان جبران گردد.

مبارزه پیشوایان و امامان مکتب اهل‏بیت با غلوّ سابقه‏اى به درازاى عمر اسلام دارد.

امام على   فرمود:

«پروردگارا! من از غلات بیزارم، همانگونه که عیسى بن مریم از نصارا بیزار بود؛ خداوندا! آنان را براى همیشه خوار کن و احدى از آنان را یارى نفرما.[۲]

بزرگترین صحابى پیامبر، اوّل مسلمان، امیرالمؤمنین على  فرمود:

دو نفر به من ظلم کرده‌اند: دوست افراط‏گر و غالى و دشمن کینه‏توز.[۳]

امام صادق  فرمودند:

من بنده‏اى از بندگان خدا هستم که آنها را برگزیده خویش قرار داد… ما نیز در قبال هر چه که انجام مى‏دهیم، مسئول هستیم؛ هر کس که غلوّکنندگان را دوست بدارد، ما را دوست ندارد. غلوّکنندگان کافر، اهل تفویض و مشرک هستند. خداوند غلوّکنندگان را لعنت نماید… با غلوّکنندگان همنشین نباش؛ با آنان سر غذایى منشین؛ با آنها آب نیاشام؛ با آنها دست نده؛ چیزى به عنوان میراث براى آنها ارث نگذار… به غلو کنندگان بگو که به درگاه خداوند توبه کنند، زیرا اهل فسق و شرک هستند.[۴]

پیشوایان و امامان معصوم شیعه که خود از وارثان علم نبوى و متصل به منبع علم الهى بوده‏اند، با شناخت کاملى که از حدود و ثغور غلو، بیشترین مبارزه را با پدیده غلو و غالیان داشته‏اند.

پیروان مکتب تشیع، توسط ائمه معصوم از خطر غلو به خوبى آگاهى داشته و به شدت از آن بیزارى جسته‏اند.

ابوبصیر به امام صادق   عرض کرد:

بعضى از افراد چیز عجیبى مى‏گویند، مى‏گویند: شما عدد قطره‏هاى باران و ستاره‏هاى آسمان و برگ‏هاى درختان و وزن آبهاى دریا و شماره ذرات خاک را مى‏دانید!

امام دست خود را به سوى آسمان بلند کرد و عرض:

سبحان‏اللّه! سبحان‏اللّه! نه به خدا قسم اینها را جز خدا کسى نمى‏داند.[۵]

برخى از علوم اختصاص به خداوند سبحان داد. اگر خداوند مصلحت بداند، همه یا مقدارى از آن را به پیامبران و یا ائمه معصوم عطا مى‏فرماید، مانند علم غیب و یا علم به زمان دقیق و تفصیلى ظهور مهدى موعود.

ممکن است کسانى تصور کنند که ندانستن علم غیب براى پیامبر یا مام عیب است و آن چنان در حق آنان افراط نمایند که در نهایت علم امام و پیامبر را به اندازه علم خداوند بدانند و قدم در راه غلوّ بگذارند.!! لازم است بدانند که برای پیامبران الاهى و امامان معصوم داشتن کامل احکام دین، شریعت، رهبرى و حکومت‏دارى –جمیع علوم الاهی- ضروری است؛ به گونه‏اى که در هیچ موضوعى احتیاج و نیاز به علم و راهنمایى دیگران نداشته باشند. اگرچه ائمه معصوم بسیارى از امور غیبى را مى‏دانسته‏اند.

در اخبار و روایات مأثوره آمده است:

عدم علم امام به امور غیبى نقصان و خللى در علم امامت و هدایت جامعه ایجاد نمى‏کند. چرا که داشتن مثلاً علم غیب نه از شرائط امامت است و نه از لوازم آن.[۶]

مکتب تشیّع برخوردار از آموزه‏هاى جهان شمول و متعادل است نه گرفتار افراط مى‏شود و نه دچار تفریط. بنابراین لازم است به همه برادران مسلمان توصیه کنیم در قضاوت و نظردهى نسبت به اهل‏بیت نه به طریقى سخن بگوییم که صبر و علم و حلم و ویژگى‏هاى منحصر به فرد آنها کتمان گردد و مقام شامخ و حقیقى آنان پایین آورده شود و نه چنان مبالغه کنیم که گرفتار غلوّ شویم.

امام علی فرمود:

«سَیَهْلِکُ فِىَّ صِنْفانِ: مُحِبٌ مُفْرِطٌ یَذْهَبُ بِهِ الْحُبُ اِلى غَیْر الْحق و مُبْغضٌ مُفْرِطٌ یَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ اِلى غَیْرِ اَلْحَقّ و خَیرُ الناسِ فِىَّ حالاً النَّمَطُ الاوسَطُ فَالْزَمُوهُ.»[۷]

دو کس درباره من به هلاکت مى‏افتند: یکى دوست افراطى که محبت افراطیش او را به سوى غیر حق سوق مى‏دهد و دیگر دشمن افراطى که کینه افراطى‏ وی او را به راه غیر حق مى‏برد. بهترین مردم درباره من گروه میانه‏رو هستند، پس شما از این گروه باشید.

قال على :« اِیّاکُمْ و الغُلُوِ فینا…»[۸]

از غلو درباره ما اهل‏بیت بپرهیزید.

امامان معصوم نسبت به حفظ سلامت و ساختار طریقه اعتدالى همخوان با اصول و قواعد ارزشى اسلامى حساسیت فوق‏العاده‏اى داشته‏اند. پیشوایان تشیع -که انسان‌هاى حقیقت جو، ژرف‏بین و داراى دیدگاه متعالى الهى بوده‏اند- آینده‏نگرى خردمندانه‏اى در موضوع غلو و غالى‏گرى داشته‏اند. رهبران الهى تشیع از طرفى با خودنگرى، خودشیفتگى، محدود نگرى، واگرایى و تبارگرایى همراه با رعب و وحشت أموى -که سرمست خیالات و اندیشه‏هاى انحرافى خود بودند- مخالفت و مبارزه نموده‏اند. از طرفى دیگر هرگز خطاى فکرى قدرت‏طلبان غالى، شبهه ‏جویان فرافکن، باطل‏ گرایان حق نما و همه کسانى را که با برجسته ‏سازى‏هاى افراطى و کاذب مصلحت و حیات فردى و اجتماعى حوزه اندیشه و دین را به خطر انداخته بودند، برنتافته و با مظاهر جبر، تفویض، تشبیه، تناسخ، حلول، غلوّ و… مبارزه‏اى علمى و عملى داشته‏اند.

ائمه معصوم تشیع در برخورد با موضوع غلو آن چنان شدت عمل نشان داده‏اند که عقل‏گرایان بیگانه و معاند را نیز به تحسین وا داشته است.

یونس بن ظبیان یکى از غلات در زمان امام رضا  بوده است.

امام رضا  در برخورد با دوست او که مشغول گفتن سخنى غلوآمیز از یونس بن ظبیان بود با عصبانیت فرمود:

از نزد من بیرون برو که خدا تو را و کسى که این حدیث را براى تو گفت و نیز یونس را هزار مرتبه لعنت کند؛ در پى هر لعنتى هزار لعنت باشد و هر لعنتى از این لعنت‏ها تو را به قهر جهنم فرو برد. این را بدان که یونس با ابن خطاب در بدترین عذابها با هم هستند و یاران این دو با آن شیطانى که این حدیث را براى تو گفت، با فرعون و آل فرعون در شدیدترین عذابها هستند، اینها را من از پدرم شنیدم.[۹]

امام صادق   خطاب سدیر صیرفی فرمودند:

اى سدیر! چشم و گوش و مو و پوست و گوشت و خون من از اینان (غلات) بیزار است، خدا و پیامبرش از آنها بیزارند. اینها بر دین من و دین پدرانم نیستند. به خداوند سوگند! خداوند در روز قیامت من و آنها را با هم جمع نخواهد کرد مگر آنکه بر آنها غضبناک باشد.[۱۰]

امام صادق در مورد خطر غلات به مفضل مى‏فرماید:

اى مفضل! با آنها نشست و برخاست نکنید و با آنها نخورید و نیاشامید، با آنها مصافحه نکنید و به آنها ارث ندهید.[۱۱]

ائمه  پیوسته خطاى فکرى و خطر فساد و افساد غالیان را متذکر شده‏اند.

امام صادق  فرمودند:

از غلات نسبت به جوانان خود بر حذر باشید که مبادا آنان را فاسد سازند.[۱۲]

همچنین فرموده‏اند:

کمترین چیزى که به وسیله آن انسان از ایمانش خارج مى‏شود، آن است که در مجلس یک غالى بنشیند، سخنانش را گوش دهد و آنها را تصدیق کند.[۱۳]

امام حسن عسکرى   در مورد غلات فرمود:

از آنها دورى کنید که لعنت خدا بر آنها باد و اگر هر یک از آنها را یافتى، سر او را با سنگ بشکن.[۱۴]

اهل‏بیت تقدس صورى و ظاهرى غلات را خطر جدى و واقعى برای اسلام مى‏دانستند. دلیل لعن و نفرین غلات توسط پیشوایان تشیع، عدم اصلاح غلات بوسیله پند و اندرز و دلیل و برهان بود؛ زیرا آنها پا را از حدود فراتر گذاشته و غیر قابل تحمل مى‏شدند. به همین دلیل ائمه به شدت با آنان مبارزه مى‏کردند.

حضرت امام رضا  در مورد غلات و مفوضه فرمود:

غلات کافر هستند و مفوضه مشرک. کسى که با آنها بنشیند، با آنها مخلوط شود، با آنها بخورد، با آنها بیاشامد، با آنها وصلت کند، کسى از آنها را به ازدواج در آورد… یا آنها را امین بر امانت بشمارد، گفتارشان را تصدیق کند یا به کوچکترین کلمه‏اى آنها را یارى کند، از تحت ولایت خداوند و ولایت پیامبرش و ولایت ما اهل‏بیت خارج شده است.[۱۵]

امام حسن عسکرى  در مورد فارس بن حاتم قزوینى، که از غلات خطرناک بود و مردم را فریب مى‏داد، فرمود:

هر کس مرا از دست او راحت کند و او را بکشد، بهشت را براى او ضامن مى‏شوم.

سرانجام یکى از اصحاب آن حضرت به نام جنید او را کشت.[۱۶]

مسرورانه و مشفقانه به تمامى اسلام‏پژوهان و شیعه‏پژوهان اطمینان مى‏دهیم که در تمامى آثار، کتب، تألیفات، مقالات، مناظرات مربوط به شیعه امامیه اثنى‏عشریه، در تمامى منابع فرقه حقیقى شیعه، حتى یک مورد که ادعاى الوهیت و غلو نسبت به على   و اهل‏بیت در آن باشد یافت نخواهد شد.

ادعاى غلو در حق شیعیان گناهى نابخشودنى است. در جهان کنونى که دروازه اطلاعات به روى همه باز است و جمیع منابع شیعه امامیه در دسترس مى‏باشد، اگر راست مى‏گویند تنها یک منبع معتبر و مورد تأیید شیعه را به ما نشان بدهند. آیا نویسنده منصفى مى‏تواند ادعا کند که فریاد بلند تشیع مبنى بر شیعه نبودن اهل حق (على الهى‏ها) را نشنیده و نخوانده است؟

مگر نه این است که پیشوایان و بزرگان مکتب تشیع با دلائل مستند و برهان قاطع، پیوسته اعلام داشته‏اند که از غالیان متنفر و منزجر بوده‏اند؟

پیوسته اعلام داشته‏اند که نه تنها غلات از شیعه نیستند بلکه از دشمنان تشیع و دست پرورده‏هاى مخالفان و معاندان تشیع بوده و هستند.

دانشمندان مکتب اهل‏بیت سوگمندانه این حقیقت تلخ را بیان مى‏دارند که اینگونه نسبت‏هاى ناروا، به این مکتب و فرهنگ الهى، تنها با هدف تحقیر و توهین و برچسب انحراف و خروج از مذهب صورت می‌گیرد.

شگفتا! چه داورى و معامله تلخى است که نسبت به امامان هدایت و عالمان بزرگ شیعه روا مى‏دارند. افتخار شیعیان همواره تکیه بر قرآن کریم، سیره و سنت رسول‏اللّه و اهل ‏بیت اطهر او بوده است. اجتهاد پویا و عقل‏گرایانه، آزاداندیشى علمى و تطورات فکرى منطقى و استدلالى در تمسک به معارف متعالى اسلام که در تقابل جدى و ضدیت کامل با غلوّ است، از افتخارات شیعیان مکتب اهل‏بیت بوده و خواهد بود.

برادر مسلمان! رونق و رواج بازار شبهه‏پراکنى، بر ضد ارزش‌ها و عقاید دینى از نقشه‏هاى استثمار و استکبار جهانى است که قصد صید ماهى از آب گِل‏آلود را دارند. آیا جریان تهاجم و شبیخون وسیع فرهنگى برضد آموزه‏ها و سنت‏هاى دینى کاملاً ملموس و محسوس نیست؟

آیا جزمیّت و مطلق‏انگارى دیدگاه‏هاى گذشته‏گان مانع گسترش روز افزون اسلام و جلوى ایجاد عرصه تدبّر علمى و بى‏طرفانه براى وصول به «اتباع أحسن» را نگرفته است؟

برادر مسلمان! امید آن داریم که در عصر انفجار اطلاعات، امواج سهمگین شبهات مطبوعاتى و الکترونیکى و توطئه‏هاى دشمنان اسلام و مسلمین باعث انسداد باب انصاف و عقلانیت نگردیده و به دور از هرگونه نسبت‏هاى ناروا و مطلق پندارى‏هاى غیر واقعى همچون اتهام واهى غلوّ به شیعیان، در پرتو سیرت و سنت رسول‏ خدا و اهل‏بیت اطهرش و در پرتو آموزه‌هاى وحیانى قرآن کریم موفق به فراگیر نمودن فهم دینى و گسترش اسلام عزیز گردیم.

غلوّ از دیدگاه علماء و متفکرین تشیع

حساسیت پرچم‏داران مکتب تشیع در مورد عقاید غلات به قدرى زیاد است که نه تنها متقدمان و متأخران از علماى سلف شیعه بلکه معاصران نیز به صورت مستقل به این پدیده شوم پرداخته، ردیّه‏ها و نقدهاى متعددى نیز در این رابطه تألیف نموده‏اند.

برخى از اندیشمندان معاصر شیعى که به صورت خاص غلو را مورد تحقیق و پژوهش قرار داده و به طور مستقل در ردّ آن کتاب نوشته‏اند:

میرزا خلیل کمره‏اى[۱۷]؛ دکتر احمد وائلى[۱۸]؛ دکتر محمدجواد مشکور[۱۹]؛ دکتر عبدالحمید گلشنى ابراهیمى[۲۰]؛ نعمت اله صغرى[۲۱] و…

علماء و دانشمندان شیعه ظهور و بروز غالى‏گرى را از آسیب‏ها و امراض خطرناک فکرى در ابعاد فردى و اجتماعى دانسته‏اند. عالمان شیعى با الهام از برائت و بیزارى پیشوایان خود، وظیفه خویش را مبارزه همه جانبه علمى با غلات دانسته و ردیه‏ها و کتاب‌هاى مستقلى در تقبیح و ردّ بر آنان به رشته تحریر در آورده‏اند.

اندیشمندان شیعى در نوشته‏ها و کتاب‏هاى خود گروه‏هاى مختلف غالى و عقاید آنان را مورد بررسى دقیق قرار داده، با بیان شواهد محکم، دلائل متقن از آیات قرآن، روایات و احادیث پیامبر اسلام و اهل‏بیت، سست و بى‏اساس بودن معتقدات و انگیزه‏هاى باطلشان را اثبات نموده‏اند.

برخى از قدیمى‏ترین دانشمندان شیعى که ردّیه و کتاب مستقل برضد غلات نوشته‏اند:

یونس بن عبدالرّحمن قمى؛[۲۲] ابوالحسن على بن مهزیار اهوازى؛[۲۳] فضل بن شاذان جلیل نیشابورى؛[۲۴] ابوجعفر محمد بن اورمه قمى؛[۲۵] ابواسحاق کاتب ابراهیم بن ابى‏حفض؛[۲۶] حسن بن على بن فضال کوفى متوفى ۲۲۴ ه ق؛[۲۷] ابوجعفر محمد بن حسن بن فزوخ؛[۲۸] ابوالقاسم سعد بن عبدالله بن ابى خلف اشعرى قمى؛[۲۹] ابومحمد حسن بن موسى نوبختى؛[۳۰] ابوالمعالى محمد حسینى علوى.[۳۱] [۳۲]

نسبت غلوّ به شیعیان

غالى شمردن شیعیان از طرف قلم بدستان و مزدوران قدرت‌هاى حاکم و غاصب صورت مى‏گرفته است. هدف اصلى آنان مخدوش نمودن چهره و سیماى نورانى اهل‏بیت و پیروان آنان بوده است؛ آنان تلاش می‌کردند تا دوستداران و پیروان اهل‏بیت را در زمره گمراهان نشان دهند. با عنایت و التفات به مبارزه و شورش شیعیان برضد حاکمان ستمگر و بى‏عدالت، انگ غلوّ را به عنوان حربه‏اى علیه آنان به کار گیرند، تا سبب دوام حکومت نامشروعشان را فراهم آورند.

نویسندگان آنان سعى داشتند، آغاز تشیع را با پیدایش غلات یکى دانسته و از قداست شیعیان در انظار عمومى بکاهند تا بدین وسیله به اهداف خویش که جلوه دادن تشیع به عنوان مکتبى افراطى، فرقه‏اى ضاله و خارج از دین اسلام است، نائل آیند.

آشوب طلبان فتنه‏جو -که خود داراى اندیشه‏هاى التقاطى و در واقع باطل‏گرایان حق‏نما هستند- چنان با لطایف الحیل مکتب الهى تشیع را نسبت به غلوّ مورد هدم و هجمه و تخریب قرار داده و القاء شبهه نموده‏اند که عالمان غیر معتقد به غالى‏گرى در تشیع نیز به گونه‏اى غیر مستقیم شیعه را دخیل دانسته‏اند.

بعضى گفته‏اند؛ اصل غلوّ عقاید معتدل شیعه بوده است که اذهان ضعیف و نیز مغرض، آنها را از حد منطقى خود خارج کرده و به غلوّ کشانیده است.[۳۳]

در پاسخ به این گروه باید گفت:

اصل غلو از ابتداى تاریخ بشر و از همان زمانهاى بـت‏پرستى و از زمان فراعنه مصر که ادعاى «اَنا ربّکم الاَْعْلى» داشتند و از زمانى که یهود «عُزَیْرُ» را پسر خداوند و از زمانى که مسیحیان مسیح را پسر خداوند و… مى‏دانستند وجود داشته است. بنابراین اصل غلو، مبالغه‏هاى بیش از حد، اوهام خیالات و خرافات مختلف در ادوار مختلف تاریخ بشر بوده است.

انگ غلو به راویان و محدثان شیعه

آنانى که خلافت و حکومت، بیشتر از حقیقت و اسلامیت برای آنها اهمیّت داشت و ذوقیات خود را بر واقعیات تحمیل مى‏کردند؛ ترفندهاى خاصى مانند بدعت و غلو را بهانه‏اى برای عدم پذیرش روایت شیعیان قرار مى‏دادند؛ زیرا اینان مستندات محکمى در اینکه همه راویان و محدثان شیعى را متهم به بدعت کنند، نداشتند و از طرفى به دنبال راهى براى مبارزه با آنان بودند، به ناچار بدعت را به دو قسمت «صغرى» و «کبرى» تقسیم کرده و تشیع را بدعت صغرى شمرده‏اند.[۳۴] از نظر آنان مرتکب غلو شده و یا نشده باشند فرقى نداشته و روایتشان به دلیل بدعت صغرى از اعتبار ساقط مى‏شود.

این عمل نوع محدودنگرى افراطى، واگرایى، فتنه‏جویى و خارج شدن از طریقه و نظریه اعتدال است. این روش را مى‏توان از مبانى اسلام أموى دانست که هرگز درکى از مصالح عمومى اسلام نداشته و بانادیده گرفتن اصول و قواعد ارزشى، تصمیم و موضع نادرست اتخاذ مى‏نمودند.

آیا در تبارشناسى و ساختارشناسى قواعد علم حدیث شیعه بودن راوى جرم محسوب مى‏شود؟ مگر شرائط راوى غیر از این است که:

«العقل و الضبط و العداله و الاسلام مشروط لابد منها لقبول الروایه»[۳۵]

عقل و ضبط و عدالت و اسلام براى پذیرش روایت شرط است.

اگر این چهار شرط ملاک پذیرش روایت است، چگونه است که شیعه بودن را بدعت صغرا به حساب می‌آورند و هر گاه روایت مستند و صحیح منقول از راویان مکتب تشیع، طبق ذوقیات آنان نباشد، از پذیرش آن احادیث خوددارى مى‏نمایند.

دانشمندان اهل سنّت در رشته حدیث، قواعد و ضوابطى را در نقل حدیث شرط نموده‏اند:

«اجمع الجماهیر من ائمه الحدیث و الفقه عَلى اِنَّهُ یشترطُ فى الراوى اَن یکون عدلاً ضابطاً لما یروى بان یکون مسلماً بالغاً عاقلاً سلیماً مِن اسباب الفسق و خوارم المرؤه متیقظاً غیر مغفل حافظاً اَن حدّث عن حفظه ضابطاً لکتابه من التبدیل و التغییر اَن حَدّث عنه عالماً بما یحیل المعنى ان روى به.»[۳۶]

پیشوایان حدیث و فقه اجماع دارند که راوى نسبت به آنچه روایت مى‏کند، باید عادل و ضابط باشد. مسلمان بالغ، عاقل، به دور از اسباب فسق و از بین برنده مروت باشد. متوجه گفتارش باشد و از آن غافل نشود. اگر از حفظ نقل مى‏کند، حافظه قوى داشته باشد. اگر از روى نوشته نقل مى‏کند، نوشته‏اش را از هر نوع تغییر و تبدیل نگه دارد و اگر نقل به معنا مى‏کند به آنچه موجب تغییر معنا مى‏شود آشنا باشد.

این تمام شرائطى بود که کلیه بزرگان فقه و حدیث بر آن اجماع دارند که اگر راوى مسلمان و داراى چنین اوصافى بود، روایتش مورد پذیرش قرار مى‏گیرد.

امّا صد افسوس که اساس عملکرد برخى در این رابطه، تهاجم همه جانبه برضد مکتب و فرهنگ اصیل اهل‏بیت است و به محض شیعه بودن راوى، فوراً در آن شبهه نموده و آن را ردّ مى‏نمایند. این جمله «روایاتهم هى مِن مرویاتهم العجیبه»[۳۷] و امثال این جمله‏ها به کرات در کتب متعدده آنان دیده مى‏شود.

نباید اینگونه باشد که به محض اختلاف در نظریه‌های فقهى و کلامى و مکتبى، مخالف خود را مُبدع و اندیشه او را بدعت به حساب آوریم. اگر عقیده و میزان اعتقاد او در مسئله‏اى با ما همخوان نبود، وى را متهم به غلو نماییم. محدودنگرى، واگرایى، کثرت تهمت‌ها آن هم از نوع پرتاب کنندگى علیه راویان شیعه، به منظور مبارزه با علماء و پیشوایان این مکتب، تعجب برخى از عالمان اهل‏سنّت را نیز به دنبال داشته است تا جایى که مجبور به عکس‏العمل شده‏اند. «التحقیق اِنّه لا یزد کل مکفَّر ببدعه، لاَِن کلّ طائفه تدعّى ان مخالفیها مبتدعه و قد تبالغ فتکفر مخالفیها، فلو اخذ ذالک على الاطلاق لاِستلزم تکفیر جمیع الطوائف، فالمعتمد اِن الذى ترّد روایته من انکرا مراً متواتراً مِن الشرع معلوماً مِن الّذین بالضروره و کذا من اعتقد عکسه، فاما من لم یکن بهذه الصفه وانضم الى ذالک ضبطه لما یروى مع ورعه و تقواه فلا مانع من قبوله.»[۳۸]

تحقیق این است که کسانى که به بهانه بدعت تکفیر شده‏اند، روایاتشان ردّ نمى‏شود؛ زیرا هر گروهى ادعا مى‏کند که مخالفان او بدعت‏گذار هستند.چه اینکه در اندیشه خود زیاده‏روى مى‏کنند و در نتیجه مخالفان خود را کافر مى‏پندارند و اگر بنا باشد هر کسى را که متهم به بدعت شد، کافر بدانیم لازم مى‏آید که تمام گروه‌هاى اسلامى کافر باشند. بنابراین معیار در ردّ روایت این است اگر کسى که راوى است امرى را انکار کند که به تواتر ثابت شده باشد که آن ضرورى دین است یا عکس آن را معتقد باشد و از طرفى ضابط و عادل باشد. مانعى از پذیرش روایت او نداریم.

بنابراین بسیارى از متهمان به بدعت افراد مورد اعتمادى هستند.

تمهت و افتراء نسبت به تشیع

عقاید و دیدگاه تشیع در مورد غلوّ و غلات بسیار واضح و جاى هیچ ابهامى باقى نگذاشته است. با این وجود برخى قلم به دستان نابخردانه شیعه را در باب غلو مورد هجمات فراوان قرار داده‏اند. شگفتا که بدون ارائه هیچ گونه دلیل و مدرکى شیعه را هم‏ردیفِ غلات قرار داده‏اند. به این جمله توجّه کنید:

«امامیه گروهى از غلوکنندگان هستند.»[۳۹]

آیا پژوهشگرى همچون «زبیدى» با این جمله به جز تخریب و تضعیف مکتب امامیه قصد دیگرى دارد؟

وی می‌نویسد:

آنان به دلیل پیروى از على   و مقدم دانستن او بر سایر اصحاب رسول‏اللّه شیعه نامیده شدند… و در نهایت برخى از آنها در حق على  غلوّ کردند و علاوه بر آن بعضى از صفات خداوند مانند تقدیس الوهیت را به او نسبت دادند.»[۴۰]

دیدگاه علماى تشیع نسبت به غلوّ و غلوّ کنندگان

عالم و دانشمند برجسته و سرشناس مکتب تشیع شیخ مفید مى‏نویسد:

غلو کنندگان کسانى هستند که تظاهر به اسلام مى‏نمایند و آنان کسانى هستند که الوهیت و نبوت را به حضرت امیر و فرزندانش نسبت داده‏اند و آنها را بیش از حدِ فضل و فضیلت موجود در آنها وصف نموده‏اند. بدین شکل آنان را از جایگاه و مقام اصلى خود خارج ساختند؛ آنان گمراه و کافر به شمار مى‏آیند.»[۴۱]

دیدیم که دانشمند مقدّس و وارسته شیعى، چگونه غلات را کافر و گمراه مى‏داند.

مجدداً دقت بفرمایید.

آراء و افکار بابیها رنگ و بوى غلوّ دارد، که باعث دورى مذهب آنان از روح اسلام هم شده است. علماى جامعه الازهر مصر و علماى شیعه عراق و ایران همه به کافر بودن بابیها و بهائیها متفق‏القول هستند…[۴۲]

دکترا حمد امین به حرکت غلوکنندگان اعتراض کرده و آنها را افرادى ساده اندیش مى‏داند که على  را در مقام الوهیت قرار داده‏اند، تشیع از آنها برائت مى‏جوید و نماز بر آنها را جایز نمى‏داند.[۴۳]

تهمت غلو به شیعیان

شیعه پیوسته مورد آماج حملات کینه‏توزان و بدخواهان بوده است.

یکى از این موج‏هاى سهمگین اتهام غلو به شیعیان مخصوصاً بزرگان و علماى تشیع است امّا در بازار بى‏حیایى گاهى وقاحت به جایى مى‏رسد که اهل‏بیت پیامبر  و ائمه معصوم نیز از خنجر کین دشمنان در امان نمى‏ماند. مصیبت آنجا مضاعف مى‏گردد که با گذشت زمان، روشن شدن حقائق و امکان تحقیق عالمانه و منصفانه هنوز برخى نویسندگان نه تنها عالمان مکتب تشیع بلکه پیشوایان و ائمه معصوم این مکتب را متهم به غلو مى‏کنند. نویسندگانى همچون عبدالسلام رستم، اهل‏بیت را نیز از غلات به شمار مى‏آورد.[۴۴]

شگفتا! نویسندگانى چون عبدالله قمیصى عقایدى را به عنوان عقاید غلو آمیز به شیعیان نسبت مى‏دهد که تعجب هر اسلام‏شناس منصفى را بر مى‏انگیزد.

یکى از بزرگان شیعه به نام بیان ادعاى خدایى کرد و مى‏گفت: منظور از آیه «هذا بَیانٌ لِلنّاسِ» اوست.

از نظر شیعیان پیامبر پدیدآورنده عالم است و همه امور بدست على  است و على از نظر صفات و ذات نامحدود است.

شیعیان معتقد به حلول و تشبیه و خدایى بعضى از انسانها و نیز موصوف کردن خداوند به صفات نقص هستند.

شیعه معتقد به تناسخ و حلول است.[۴۵]

بعضى از شیعیان در توجیه حقانیت على  براى خلافت، غلو کردند و به او بعضى از صفات مقدّس و برخى نیز بعضى از صفات الوهیت را نسبت دادند.[۴۶]

شیعیان به برترى دادن على  بر دیگران اکتفا نکردند و… بلکه او را به مرحله خدایى رساندند.[۴۷]

شیعه گونه جدیدى از دین اسلام را که از بدعتهاى مختار سرچشمه مى‏گرفت، عرضه کرد وبدین ترتیب اختلافات شیعه و سنى زیادتر شد.[۴۸]

بعضى شیعیان، ائمه را تا حد خدایى بالا مى‏برند.» در محدوده تشیع نظریاتى یافت مى‏شود که قایل به تجسد الوهیّت در على   و ائمه هستند و اکثر فرق غلات از این مذهب نشأت گرفتند.[۴۹]

این در حالى است که دیدگاه پیشوایان و بزرگان مکتب تشیع در مورد عقاید غلوآمیز و غالیان بسیار روشن و مبارزات شیعیان با غالیان در ادوار مختلف تاریخ ثبت، گسترده و فراگیر است.

ماجراى اتهام نسبت غلوّ به شیعیان حکایت غم‏انگیزى و رازهاى سر به مُهرى دارد.

برخى برادران پیروان مکتب خلفا(اهل‏سنّت) بدون هیچ گونه دلیلى و بدون در نظر داشت معناى لغوى و اصطلاحى «غلوّ» و تنها به دلیل شیعه بودن و پاى‏بندى به مکتب اهل‏بیت (تشیع)، شیعه را به دلایل زیر متهم به غلو مى‏کنند؛

مقصود از غالى در تشیع، در اصطلاح حدیث اهل‏سنّت، کسى است که دیگران را به تشیع دعوت کند، یا امام على را افضل از خلفاى پیشین بداند.[۵۰]

لازم است از اینان پرسیده شود، آیا در منابع و مستندات تاریخى خودتان نیامده است که پیامبر اسلام  حقانیت و دعوت به تشیع را بیان فرموده است؟

آیا احادیث پیامبراسلام  در برتری على  در کتب معتبر تاریخى و حدیثى خود را مورد مطالعه قرار نداده و مشاهده نکرده‏اید؟

به طور قطع باید گفت از ترس حساسیت جمعى امت اسلام، هنوز پیامبر اسلام را به غلوّ در حق تشیع متهم نکرده‏اند.

بسیارى از اندیشمندان بر این باورند که متهم نمودن شیعه به غلوّ و متهم نمودن تابعین از تشیع و حتى تابعین تابعین را بدون اینکه عملاً غلوّ کرده باشند یا نه امرى رایج بوده است.

به این مورد دقت بفرمایید:

تهانوى حدیث‏شناس معروف از حدیث‏شناس دیگرى به نام احمد شاکر چنین نقل مى‏کند:

«فَبدِعهُ الصُغرى کغلو التشیع او التشیع بلا غلو فهذا کثیرٌ فى التابعین و تابعیهم»[۵۱]

بدعت کوچک مانند شیعه غالى یا شیعه بدون غلو، این نسبت در میان تابعین و تابعین تابعین بسیار بوده است.

آنان بدون رعایت موازین شرعى و بدون تشخیص شیعه واقعى از غیر واقعى و بدون در نظر آوردن دیدگاه پیشوایان و بزرگان شیعه در مورد غلوّ، کمترین بهانه‏اى را مستمسک براى هجمه به شیعیان قرار مى‏دادند. آنقدر نام شیعیان را همراه جمله «اِنّهُ کان مِن الغالین» ذکر کرده‏اند، که این شبهه در بین آنان فراگیر شده که شیعیان اهل غلوّ هستند.

گروه‏هاى زیر در نسبت دادن غلوّ به شیعیان نقش داشته‏اند:

۱ـ حکام و گروه‏هاى مخالف امام على   که هر سخن حق و فضیلت به جایى درباره او را غلوّ مى‏دانند؛

۲ـ افرادى که تحت تأثیر تبلیغات و سمپاشى فراوان دشمنان اهل‏بیت قرار گرفته و بدون بررسى و دقت نظر شیعیان را منحرف دانسته و نابودى شیعیان را از هر طریق ولو با نسبت دادن غلوّ به آنان، جایز مى‏دانند.

۳ـ اشخاصى و افرادى که با مبانى کلامى شیعه آشنایى نداشته و به دلیل عدم درک و فهم ویژگى‏هاى منحصر به فرد اهل‏بیت، در مقایسه نظرات و دیدگاههاى خود با مکتب تشیع، این برترى ایدولوژیک و قداست ویژه اهل‏بیت نزد شیعیان را غلو به حساب مى‏آورند؛

۴ ـ افراد کم‏سوادى که با متون و منابع قدیمى خود آشنا نبوده و گمان مى‏کنند فضائل خاص امامان شیعه و این مناقب ویژه فقط در منابع شیعى یافت مى‏شود؛

۵ـ مزدوران قلم به دستى که بویى از انسانیت نبرده و براى نابودى مسلمانان سعى در دامن زدن مسائلى دارند که اختلافات و دشمنى را آشکار و شعله‏ورتر مى‏سازد.

۶ـ کسانى که موارد نادر غلوّ در بین بعضى از عوام شیعه را مطلع شده‌اند امّا از اصل اعتقاد تشیع و مبارزه و حساسیت و ضدیت مکتب و بزرگان شیعه با به غلوّ اطلاعات کافى ندراند؛

۷ـ افرادى که شناخت کامل از فِرق‌های مختلف شیعى و شیعه واقعى و فرقه ناجیه نداشته و عقاید فرقه ضاله «على الهى» و دیگر غالیان را به همه شیعیان نسبت مى‏دهند در حالى که شیعه اثنى عشرى که پیروان واقعى مکتب اهل‏بیت هستند، از فرقه‏ها و گروه‏هاى غالى و منحرف بیزارى و برائت جسته و آنان را مطرود مى‏دانند؛

۸ـ کسانى که خداشناسى آنان بسیار ضعیف است و مقام و عظمت واقعى خداوند متعال را به قدرى تنزل داده‏اند که هر گاه اوصاف و مناقب ویژه اهل‏بیت بیان گردد، ادعا مى‏کنند که غلوّ شده و بنده خدا در مرتبه و منزلت خدایى قرار گرفته و به همان اندازه تقدیس شده است؛

۹ ـ معاندان و دشمنانى که از نسبت دادن هر دروغ، تهمت و شبهه‏اى به شیعه واهمه نداشته و جریان غلوّ را دستاویز و مستمسکى براى کوبیدن و هجمه به شیعیان را پیشه خود ساخته‏اند. انگیزه و هدف اصلى آنان ضربه زدن و منزوى نمودن شیعیان و تلاش برای منحرف، بدعت‏گزار و غالى نشان دادنِ شیعیان و نابود کردن آنان است.

این در حالى است که علامه امینى در کتاب شریف الغدیر بیش از یکصد مورد مستند از غلوّ درباره اصحاب و بزرگان خلفاء اهل‏سنّت را نقل کرده و حدود یکصد صفحه از غلوّ در مورد زید بن خارجه، خالد بن ولید، سعد ابن ابى وقاص، ابوحنیفه، احمد بن حنبل، مالک، غزالى و عبدالقادر جرجانى نقل مى‏کند که به بعضى از آنها نسبت مستجاب‏الدعوه بودن، زنده‏کننده مردگان، تکلم با مردگان و… داده شده است.[۵۲]

 

 

اعترافات برخى بزرگان معاصر اهل‏سنّت

کسانى که بدون تعصب و غرض‏ورزى، به بررسى واقعیت‌های اسلامى پرداخته‏اند، در تحقیقات بدست آمده آنان نه تنها تحریف و اتهامى اضافه ننموده‏اند، بلکه اعترافاتى گویا و قابل توجّه داشته‏اند.

برخى از آنها را به صورت بسیار خلاصه ذکر مى‏نماییم:

دکتر حامد حنفى داوود معتقد است:

بیش از سیزده قرن از حیات تاریخ اسلام سپرى مى‏شود. در این سیزده قرن بیشتر علما، از روى هوی و هوس حکم‏هایى را بر ضد شیعه صادر کردند. این روش غلط باعث پیدایش این شکاف وسیع در میان فرقه‏هاى اسلامى شده است به همین دلیل بسیارى از علمای این فرقه‏ها را معارف از دست داد. زیانى که علم و دانش متحمل آن شد، از زیانى که شیعه از تهمتها، گزافه‏ها و خرافاتى که دشمنان آنان به ناحق به آنها نسبت دادند، کمتر نیست. به همین خاطر مى‏توان به خواننده‏اى که اهل دقت است، خاطر نشان کرد: شیعه آن چنان که محققان تحریف‏گر و مغالطه‏گر تصور مى‏کنند، مذهب نقلى محض یا مذهبى که بر آثار دینى مخلوط به خرافات، اوهام و اسرائیلیات استوار باشد، نیست. مبانی شیعه از عبداللّه بن سبأ یا دیگر شخصیت‏هاى خیالى تاریخ گرفته شده است. بلکه شیعه، نخستین مذهب اسلامى است که یک جا و با هم به منقول و معقول عنایت ویژه داشته است. اگر این جمع میان معقول و منقول از امتیازات شیعه نبود، این روحیه نوگرایى در اجتهاد و پیشرفت مسائل فقهى با زمان و مکان را که با اصل شریعت جاودانه اسلامى منافاتى ندارد در مذهب آنان نمى‏دیدیم.[۵۳]

نه تنها محققین و روشن‏فکران اهل‏سنّت همچون «دکتر حامد حنفى»[۵۴] بلکه رهبران دینى اهل‏سنّت نیز به حقانیت تشیع پى برده‏اند و اعتراف دارند.

شیخ محمود شلتوت مفتى دانشگاه الازهر: این شخصیت علمى، مذهبى و برجسته اهل‏سنّت فتوا داده است:

مذهب جعفرى که به مذهب شیعه دوازده امامى معروف است، مانند مذاهب اهل تسنن تعبد را شرعاً جایز مى‏داند. به همین خاطر باید مسلمانان این را بدانند و از تعصبات باطل خود نسبت به یک مذهب خاص دست بردارند. همه مجتهدند و نزد خداوند پذیرفته شده هستند و هر کس که مجتهد نیست، مى‏تواند از آنان تقلید کند و طبق فتواى فقهى آنان عمل کند. در این باره فرقى میان عبادات و معاملات نیست.[۵۵]

با اندکى تأمل و دقت در سخنان فوق مظلومیت تشیع که آماج حملات متعصبان بوده است، مشهود مى‏گردد.

سخنان استاد عبدالفتاح عبدالمقصود در معرفى تشیع به عنوان مذهبى الهى و سالم، قابل توجّه و داراى نکات فراوانى است.

وی معتقد است:

به نظر من، شیعه نماد صحیح اسلام و آینه صیقل داده شده آن است. هر که بخواهد اسلام را ببیند، باید به اعتقادات و کردارهاى شیعه بنگرد. تاریخ گویاترین شاهد برای خدمات بزرگ شیعه در عرصه دفاع از اعتقادات اسلامى است. علماى بزرگ شیعه در عرصه‏هاى گوناگون نقشى را ایفا کردند که هیچ کس از عهده آن بر نمى‏آمد، جنگیدند، تاختند و در راه اعتلاى اسلام، انتشار تعالیم گرانبهاى آن، آگاه کردن مردم و راهنمایى آنان به سوى قرآن فداکاریهاى بزرگى کردند.[۵۶]

گستره فداکارى و تلاش شیعیان در تاریخ، از چنان عظمتى برخوردار بوده است که با وجود این همه تهمت و افتراء هنوز هم اندیشمندان بزرگ فرقه‏هاى اسلامى با همه وجود، خدمات بسیار گرانبها و تلاش‌هاى علمى فوق‏العاده در راه اعتلاى اسلام عزیز و حقانیت و سلامت تشیع را، به صراحت بیان مى‏دارند.

دکتر ابوالوفاء الغنیمى التفتازانى استاد فلسفه اسلامى دانشگاه قاهره معتقد است:

بسیارى از پژوهشگران چه در شرق و چه در غرب، چه قدیم و چه معاصر، به احکام اشتباهى علیه شیعه بر مى‏خورند؛ احکامى که به ادله یا شواهد روایى مورد اعتمادى مستند نبود. این احکام میان مردم رایج شده بود و هیچ کس از خود نمى‏پرسید: آیا نسبت دادن این احکام غلط، صحیح است یا اشتباه؟ از عواملى که باعث شده است، پژوهشگران انصاف را رعایت نکنند، همین جهل و نادانى است؛ جهلى که از عدم اطلاع و تخصص در منابع شیعى و اکتفا به منابع دشمنان شیعه نشأت مى‏گیرد. استعمار غرب نیز عامل دیگر این بى‏انصافى است. استعمار زمان ما، اختلاف میان شیعه و سنى را گسترش داد و شدت بخشید تا امت اسلامى در دام تفرقه و از هم‏گسیختگى بیفتد.

متأسفانه برخى از پژوهشگران و محققان مسلمان نیز بدون این که حقیقت اهداف خاورشناسان را بدانند، از آراء و نظریه‌های آنان تبعیت کردند… شیعیان از روى شاهد و ادله‏اى که در کتاب و سنت وجود دارد، از على  پیروى مى‏کنند و شیعه او هستند.[۵۷]

 

 

[۱]. حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۲۶، بیروت.

[۲]. بحارالانوار، ج ۲۱۵ ص ۲۶۶٫

[۳]. همان، ص ۲۵۵٫

[۴]. اسد حیدر، الامام صادق ج ۴ ص ۱۵۰٫

[۵]. رجال کشى، ص ۲۵۳، چاپ نجف، مطبعه آداب.

[۶]. شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۳۸٫ شیخ طوسى، تلخیص الشافى، ص ۲۵۲٫

[۷]. نهج‏البلاغه، خطبه ۱۲۷٫

[۸]. غرر الْحِکم وَ درر الْکلم، ج ۲ ص ۳۲۴٫

[۹]. علامه مجلسى، بحارالانوار ج ۲۵ ص ۲۶۴ ح ۳، اختیار معرفه الرجال، ص ۲۳۲٫

[۱۰]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۹۸٫

[۱۱]. اختیار معرفه الرجال، ص ۱۹۳٫

[۱۲]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۵ ص ۲۶۵٫

[۱۳]. همان ص ۲۷۰٫

[۱۴]. اختیار معرفه الرجال، ص ۳۲۳٫

[۱۵]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۷۳، حدیث ۱۹٫

[۱۶]. اختیار معرفه الرجال، ص ۳۲۵٫

[۱۷]. آر ائمه الشیعه فى الغلاه.

[۱۸]. هویت تشیع.

[۱۹]. تاریخ شیعه و فرقه‏هاى اسلام.

[۲۰]. الف: غلات شیعه، ب: غلو و غالیان.

[۲۱]. غالیان.

[۲۲]. از اصحاب امام رضا کتاب الرّدُ على الغلاه.

[۲۳]. از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادى^ کتاب «الرّدُ على الغلاه».

[۲۴]. از اصحاب امام جواد کتاب الرّدُ على الغالیه المحمدیه.

[۲۵]. از اصحاب امام هادى کتاب «الرّد على الغلاه».

[۲۶]. از اصحاب امام حسن عسکرى، کتاب الرّد على الغالیه و ابى‏الخطاب.

[۲۷]. کتاب الرّد على الغالیه.

[۲۸]. متوفاى سال ۲۹۰ هجرى قمرى، کتاب الرّد على الغلاه.

[۲۹]. متوفاى ۲۹۹ ه ق کتب الف الرّد على الغلاه (ب) المقالات و الفِرَق.

[۳۰]. متکلم برجسته شیعى متوفاى اوائل قرن چهارم کتب الف الرّد على اصحاب التناسخ و الغلاه (ب) الرّد  عَلى فِرق الشیعه ما خلا الامامیه منهم.

[۳۱]. کتاب بیان الادیان.

[۳۲]. تهرانى، آقا بزرگ، الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج ۱۰ صص ۱۸۴، ۲۱۲، ۲۱۴، ۲۱۶٫

[۳۳]. جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران، ص ۱۱۰، تهران سازمان تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۸ شمسى، به نقل از شبهه افکنان.

[۳۴]. تهانوى به نقل از احمد شاکر: فبدعهُ الصغری کغلوّ التّشیع او التّشیع بلا غلّو… القواعد فى علوم الحدیث، ص ۲۲۹٫

[۳۵]. قواعد فى علم الحدیث ص ۱۹۷٫

[۳۶]. تهانوى، القواعد فى علوم الحدیث ص ۱۹۷٫

[۳۷]. التغییر الوسیط، ج ۴ ص ۲۰۰؛ التفسیر، الحدیث ج ۱۱ ص ۱۳۳٫

[۳۸]. ابن حجر عسقلانى، شرح مشرح نخبه الفکر، ص ۵۲۲٫

[۳۹]. زبیدى، تاج العروس.

[۴۰]. دکتر حلمى، نظریه تطوّر المجتمع الاسلامی العربى، ص ۴۸٫

[۴۱]. شیخ مفید، شرح عقاید صدوق، باب غلا.

[۴۲]. دکتر احمد محمود، حاشیه نظریه الامامیه، ص ۴۳۶٫

[۴۳]. دکتر احمد امین، فجرالاسلام، ص ۲۳۷۱٫

[۴۴]. هاشم عثمان، العلویون بین الاسطوره و الحقیقه، ص ۱۷ به نقل از عبدالسلام، رستم، ابوجعفر المنصور، ص۲۰٫

[۴۵]. قمیصى، عبداللّه، الصراع بین الاسلام و الونیه، ج ۱، مقدمه چاپ قاهره، ۱۳۵۶ ق.

[۴۶]. دکتر وائلى، احمد، هویت تشیع ص ۱۶۸ به نقل از تطور المجتمع الاسلامى العربى ص ۴۸٫

[۴۷]. التبیه و الرّد على الاهواء و البدع، مقدمه ناشر.

[۴۸]. ولها وزن، الاحزاب المعارضه السیاسیه الدینیه فى صدر الاسلام ص ۳۸٫

[۴۹]. گولر زیهر، العقیده و الشریعه، ج ۱ ص ۲۰۵٫

[۵۰]. قواعد فى علوم الحدیث، ص ۲۳۲ – ۲۲۹٫

[۵۱].

[۵۲]. الغدیر، ج ۱۱ ازحدود صفحه ۱۰۳ تا ۱۹۵ و صفحات متعدد دیگر.

[۵۳]. رضوى، مرتضى، فى سبیل الوحده الاسلامیه، ص ۷۵٫

[۵۴]. دکتر حامد حنفى داوود رییس دانشکده ادبیات عرب دانشگاه عین‏الشمس.

[۵۵]. راضى چین، سبیل النجاه، ص ۱۱۱٫

[۵۶]. رضوى، مرتضى، التقریب بین المذاهب السبعه، ص ۷۵٫

[۵۷]. رضوى، مرتضى، فى سبیل الوحده الاسلامیه، ص ۶۶ ـ ۶۷٫

منبع: کتاب غلو از دیدگاه تشیع؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برای مشاهد کتاب اینجا را کلیک کنید

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: غلو
نوشته قبلی

غلات منتسب به تشیع (فرقه‏ هاى ساختگى)

نوشته‌ی بعدی

حضرت زهرا (س) و دفاع از حریم تشیّع (۲)

مرتبط نوشته ها

فرقه بهائیت در ترازوی نقد
بیراهه انحراف

فرقه بهائیت در ترازوی نقد

تکفیر اهل قبله
بیراهه انحراف

تکفیر اهل قبله

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن
بیراهه انحراف

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏
بیراهه انحراف

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏

پدیدۀ زشت تکفیر مسلمانان
بیراهه انحراف

پدیدۀ زشت تکفیر مسلمانان

نواصب
بیراهه انحراف

نواصب

نوشته‌ی بعدی
حضرت زهرا (س) و دفاع از حریم تشیّع (۲)

حضرت زهرا (س) و دفاع از حریم تشیّع (۲)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا