او مؤلف آثار مهمى است از جمله:۱- شرح معانى الآثار، ۲- شرح مشکل احادیث رسول الله صلى الله علیه و آله، ۳- احکام القرآن، ۴- اختلاف الفقهاء، ۵- النوادر الفقهیه، ۶- الشروط الکبیر، ۷- الشروط الاوسط، ۸- شرح الجامع الصغیر، ۹- شرح الجامع الکبیر، ۱۰- المختصر الصغیر، ۱۱- المختصر الکبیر، ۱۲- مناقب ابى حنیفه، ۱۳- تاریخ الکبیر، ۱۴- الرد على کتاب المدلسین، ۱۵- کتاب الفرائض، ۱۶- کتاب الوصایا، ۱۷- حکم اراضى مکه، ۱۸- کتاب العقیده. ۲طحاوى در علم کلام رساله کوچکى به نام «بیان السنه و الجماعه» تالیف کرد که به عقیده الطحاویه معروف است، و در مقدمه آن مىگوید:«این رساله عقاید اهل سنت و جماعت را طبق آراى ابو حنیفه، ابو یوسف و محمد شیبانى بیان خواهد داشت» .طحاوى بر آن نبود که عقاید ابو حنیفه را توجیه و تبیین کند، یا با طرح ادله نو، مسائل قدیم کلامى را حل و فصل نماید، بلکه غرض او تنها این بود که تلخیصى از آراى ابو حنیفه فراهم آورد و موافقت آن را با نظرات ماثور اهل سنت و جماعتبیان کند.اختلاف میان طحاوى و ماتریدى- که هر دو از مراجع سرشناس فقه حنفى بودند- کاملا آشکار است. طحاوى، که یکى از اصحاب راستین سنت و جماعت است، موافق بحث عقلى یا تفکر نظرى درباره اصول ایمان نبود، بلکه ترجیح مىداد بدون چون و چرا به آن اصول اعتقاد داشته باشد و آنها را تصدیق کند، در عقاید او به بررسى انتقادى روش، منابع و اسباب معرفت، یا مبناى نظام کلامى او هیچ اشارهاى نشده است. بنابر این مىتوان گفت که نظام تفکر او جزمى است، در حالى که نظام فکرى ماتریدى انتقادى است. روش انتقادىاى که در علم حدیث از آن تبعیت مىکند، در علم کلام به چشم نمىخورد. بنابر این در حالى که ماتریدى و طحاوى هر دو به یک مکتب تعلق دارند و با خلوص نیت از آراى استاد خود پیروى مىکنند، از لحاظ خلق و خوى، وجهه نظر و شیوه تفکر با یکدیگر فرق دارند.حاصل آنکه طحاوى مبدع آیین یا نظام جدیدى در علم کلام نیست، بلکه با صدق و امانت، آراى مهم استاد خویش را در مسائل کلامى به زبان خود تلخیص کرده است.در واقع «طحاویه» به معناى مکتب جدیدى در علم کلام اسلامى نیست، بلکه بیان دیگر همان نظام کلامى ابو حنیفه است. اهمیت آراى طحاوى در این است که موقف و وجهه نظر استاد خویش را کاملا روشن مىکند. وى در برطرف کردن تردیدها و ابهامات و روشن کردن موقف ابو حنیفه- به سان ماتریدى- نقش به سزایى داشت. تاثیر طحاوى را بر علم کلام، از تفریظات متعددى که درباره عقاید او نوشته شده است مىتوان فهمید. ۳
پی نوشت :
۱- تاریخ فلسفه در جهان اسلامى، ج ۱، ص ۳۴۷٫۲- فهرست ابن ندیم، ص ۲۹۲٫۳- تاریخ فلسفه در اسلام، ج ۱، ص ۳۴۹- ۳۴۸، ۳۶۱- ۳۶۰٫منبع:فرق و مذاهب کلامى، ص ۲۴۲ارسال توسط کاربر محترم:j133719

















هیچ نظری وجود ندارد