فضایل امام حسن مجتبی از دیدگاه اهل سنت
فضایل امام حسن مجتبی از دیدگاه اهل سنت
عن عقبه بن الحارث قال: صلّی ابوبکر ثمّ خرج یمشی فرأی الحسن یلعب مع الصبّیان فحمله علی عاتقه و قال: بأبی شبیه بالنّبی لاشبیه بعلی؛ و علی یضحک. هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین.[۱]
ترجمه: «عقبه بن حارث گفت: ابوبکر نماز را خواند. سپس از مسجد خارج شد و امام حسن را دید که با کودکان بازی میکند. او را گرفت و روی شانه خود قرار داد و گفت: پدرم فدای کسی که شبیه پیامبر است، نه شبیه پدرش علی؛ و علی داشت میخندید. این حدیث طبق شرط بخاری و مسلم صحیح است».
صحیح البخاری فی باب مناقب الحسن و الحسین روی بسنده و عن أنس قال: لم یکن أحدٌ اشبه بالنّبی من الحسن بن علی [۲]
ترجمه: «بخاری در صحیح خود در باب مناقب الحسن و الحسن بر سند خود از أنس روایت کرده که گفت: هیچ کسی شباهتش بیشتر از حسن بن علی به رسول خدا نبود».
قال ابو هریره فما کان أحدٌ أحب الی من الحسن بن علی بعد ما قال رسول الله : «اللهم انّی أحبه فاحبّه و احبّ من یحبّه.[۳]
ترجمه: «ابو هریره گفت: پیش من کسی محبوبتر از حسن بن علی نبود بعد از آنی که رسول خدا فرمود: خدایا من حسن را دوست دارم تو هم او را دوست دار و دوست دار کسی را که او را دوست میدارد».
عن الزبیر: انّ رسول الله قبّل حسناً و ضمّه الیه و جعل یشمّه و عنده رجل من الانصار فقال الانصاری: انّ لی ابناً قد بلغ ما قبّلته قطّ فقال رسول الله أرأیت ان کان نزع الرحمه من قبلک فما ذنبی. هذا حدیث صحیح الاسناد علی شرط الشیخین.[۴]
ترجمه: «زبیر گفت: رسول خدا حسن را میبوسید و او را به سینه خود میفشرد و میبوئید. در خدمتش مردی از انصار بود که از عمل پیامبر تعجب کرد و گفت: من پسری دارم که به حد بلوغ رسیده و تا کنون او را نبوسیدم.
پیامبر اکرم فرمود: این که خداوند رحمت و عاطفه را از دل تو بریده و برگرفته من چه گناهی دارم.
حاکم گوید: این حدیث طبق شرط بخاری و مسلم صحیح است».
عن البراء بن عازب قال: قال رسول الله للحسن: «هذا منی و أنا منه و هو یحرم علیه ما یحرم علی»[۵]
ترجمه: «براء بن عازب گفت: رسول خدا به حسن فرمود: حسن از من است و من از حسن و هر چه بر من حرام است بر او نیز حرام است».
عن أبی هریره قال: قبّل رسول الله الحسن بن علی و عنده الاقرع بن حاسب التمیمی جالساً فقال الاقرع: انّ لی عشره من الولد ما قبّلت منهم احداً فنظر الیه رسول الله ثم قال: من لایرحم لایرحم[۶]
ترجمه: «ابوهریره گفت: رسول خدا حسن بن علی را بوسید و اقرع بن حاسب تمیمی نشسته بود. حاسب با دیدن این امر خطاب به رسول خدا گفت: من ده فرزند دارم که یکی از آنها را هم نبوسیده ام.
رسول خدا به او نگاهی کرد و فرمود: کسی که رحم نمیکند، مشمول رحمت خداوند قرار نمیگیرد».
عن عایشه انّ النّبی کان یأخذ حسناً فیضمّه الیه ثم یقول: اللهم انّ هذا ابنی و أنا احبه فأحبه و أحب من یحبه.[۷]
ترجمه: «عایشه گفت: پیامبر اکرم حسن را میگرفت و به سینهاش میچسباند. سپس میفرمود: خدایا! این پسر من است و من او را دوست میدارم و تو هم او را و کسانی که او را دوست میدارند، دوست بدار».
عن خالد ابن معدان قال: وفدالمقدام بن معدی کرب و عمرو بن الاسود الی معاویه فقال معاویه للمقدام: اعلمت ان الحسن بن علی توفی؟ فرجع المقدام فقال له معاویه: أتراها مصیبه؟
فقال: و لم لا أراها مصیبه و قد وضعه رسول الله فی حجره و قال هذا منی و حسین من علی.[۸]
ترجمه: «خالد بن معدان گفت: مقدام بن معدی کرب و عمرو بن الاسود بر معاویه وارد شدند. معاویه به مقدام گفت: از فوت حسن بن علی اطلاع داری؟ مقدام گفت:
«انا لله و انا الیه راجعون» معاویه به او گفت: آیا فوت او را مصیبت میدانی؟
مقدام گفت: چرا آن را مصیبت ندانم؛ زیرا رسول خدا در حالی که او را در دامن خود داشت فرمود: حسن از من است و حسین از علی».
امام حسن مجتبی از دیدگاه دیگر صحابه
عن ابن عباس قال: ما ندمت علی شی فأتنی فی شبابی الا انّی لم اجح ماشیاً و لقد حج الحسن ابن علی خمساً و عشرین حجه ماشیاً و انّ النّجائب لتقاد معه و لقد قاسم الله ماله ثلاث مرّات حتی انّه یعطی الخف و یمسک النّعل.[۹]
ترجمه: «ابن عباس گفت: من به هیچ چیز جز به این که در جوانی با پای پیاده به حج نرفتم افسوس نخورده ام و حسن بن علی ۲۵ بار پای پیاده به حج رفت. در حالی که مرکبهای خوب در جلو او کشیده میشد و سه بار همه اموالش را با فقراء تقسیم کرد به طوری که یک لنگه را میداد و لنگه دیگر را نگه میداشت».
عن محمّد بن علی قال: قال الحسن انی لاستحی من ربّی ان القاه و لم امش الی بیته. فمشی عشرین مرّه من المدینه علی رجلیه.[۱۰]
ترجمه: «محمّد بن علی، یعنی امام باقر، گفت: امام حسن فرمود: شرم از خداوند دارم که او را ملاقات کنم در حالی که به خانه او نرفته ام پس بیست مرتبه پیاده از مدینه به مکّه رفت».
روی عن الحسن بن علی انّه کان مارّاً فی بعض حیطان المدینه فرأی اسود بیده رعیف یأکل لقمه و یطعم الکلب لقمه الی آن شاطره الرغیف فقال له الحسن ما حملک علی أن شاطرته و لم تغابنه فیه بشیء.[۱۱]
ترجمه: «از حسن بن علی روایت شده است که روزی از بعضی باغات مدینه میگذشت. دید غلام سیاهی گرده نانی به دست گرفته لقمهای خود میخورد و لقمه دیگر به سگی که در کنارش نشسته میدهد. فرمود: برای چه این کار را میکنی؟ عرض کرد: از نگاه سگ شرم کردم که خود بخورم و به او ندهم.
امام به او فرمود: غلام چه کسی هستی؟ گفت: غلام ابان بن عثمان. فرمود: این باغ مال کیست؟ گفت: مال ابان بن عثمان. امام حسن به او فرمود: از جایت تکان نخور تا من برگردم. سپس آن حضرت تشریف برد و آن غلام و آن باغ را از أبان خرید و بعد پیش غلام برگشت و فرمود: ای غلام تو را خریدم. غلام از جای خود برخاست و گفت: شنیدم ای مولای من! امام فرمود: این باغ را نیز خریدم و تو در راه خدا آزاد هستی و این باغ نیز از آن تو است.
قال جویریه: لمّا مات الحسن بکی مروان فی جنازته. فقال الحسین أتبکیه و قد کنت تجرعه ما تجرعه؟ فقال: انی کنت أفعل ذلک الی احلم من هذا. و اشار بیده الی الجبل[۱۲]؛ «جویریه گفت: چون امام حسن فوت کرد، مروان در تشییع جنازه او شرکت کرده و میگریست. امام حسین فرمود: آیا گریه میکنی در حالی که دل او را پر از خون نمودی؟ و مدام جرعههای غیظ به او خورانیدی؟ مروان در حالی که اشاره به کوه میکرد گفت: من این را با کسی کردم که حلم و بردباری او از این کوه بیشتر بود».
بخششهای بی نظیر
دستگیری امام مجتبی از فقرا و بخششهای بی سابقه و انفاقهای بسیار بزرگ آن حضرت به حدی بود که در تاریخ زندگانی هیچ یک از بزرگان به چشم نمیخورد. به گونهای که آن حضرت را با لقب «کریم اهل بیت» خوانده و نوشته اند.
امام حسن در طول عمر خود دو مرتبه تمامی داراییها و اموال خویش را در راه خدا انفاق کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرد و نیمی از آن را در راه خدا ایثار کرد.[۱۳]
الحلم الحسنیه
شهر شام؛ مرکز حکومت معاویه و کانون تحرّکات، سم پاشی و تبلیغات بر ضد اهل بیت رسول خدا به شمار میرفت.
روزی پیر مردی جاهل از اهالی شام به مدینه آمد. او در مسیر راه امام حسن را که بر مرکب سوار بود، شناخت و تا توانست از آن حضرت و پدر بزرگوارش امیر المؤمنین بدگویی کرد و نسبتهای ناروا داد.
اصحاب خواستند متعرض او شوند ولی امام مانع شدند و در حال خرسندی به کنار پیر مرد شامی آمد، سلام کرد و فرمود:
ای پیر مرد! گویا غریب میباشی و در مدینه آشنایی نداری و اموری در مورد ما بر تو اشتباه شده است. اگر میل داری، به منزل ما بیایید؛ زیرا که ما منزل وسیع و ثروتی بسیار داریم و محلّی را نیز برای مرکب شما در نظر میگیریم و تا هر وقت که مهمان ما باشید به شما بد نخواهد گذشت.
اگر نیازمند باشی تو را بی نیاز میکنیم و اگر مدیون باشی آن را ادا مینماییم و اگر نیاز به راهنمایی داشته باشی تو را راهنمایی میکنیم.
هنگامی که آن پیرمرد نا آگاه این کلمات پر مهر را از امام شنید، منقلب شد و به گریه افتاد. پس از شترش پیاده و بوسه بر دست آن حضرت زد و گفت:
«الله اعلم حیث یجعل رسالته»[۱۴] «خدا بهتر میداند که مقام رسالت خود را در وجود چه کسی قرار دهد» سپس گفت: آن قدر در شام از بدیهای شما و پدر بزرگوارتان شنیده بودم که دلم مملو از بغض و عداوت شما شده بود ولکن اکنون دانستیم که سخن شامیان بر خلاف حقیقت بوده و خدا شاهد است که تا چند لحظه قبل مبغوض ترین افراد در نزد من شما و پدرتان بودید؛ اما اکنون محبوب ترین انسانها در نزد من هستید. سپس او تا مدتی مهمان خانه امام مجتبی بود و چون خواست به طرف شام باز گردد گفت: بهترین سوغات که این سفر نصیبم شد آن بود که دلم از محبت امام خویش سرشار و از بعض و عداوت دشمن او مالامال گشت.[۱۵]
پی نوشت ها
[۱] . مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۱۶۸ – مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۸ – تاریخ بغدادی، ج ۱، ص ۱۳۹٫
[۲] . صحیح البخاری، کتاب بدء الخلق، ترمذی، ج ۲، ص ۱۳۵ – مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۱۶۸٫
[۳] . صحیح البخاری، فی کتاب اللباس، احمد بن حنبل، مسند، ج ۲، ص ۲۳۱ – المستدرک، ج ۳، ص ۱۶۹ – تذکرۀ الخواص، ص ۱۹۶٫
[۴] . مستدرک الصحیحین، ج ۳، ص ۱۷۰٫
[۵] . کنز العمال، ج ۷، ص ۱۰۷، ذخائر العقبی، ص ۱۲۳، کشف الخفا، ج ۱، ص ۲۰۵٫
[۶] . الجوهرۀ فی سنب علی ، ص ۲۳ – الاصابۀ، ج ۱، ص ۷۴٫
[۷] . کنز العمال، ج ۷، ص ۱۰۵ – هیشمی، مجمع الزوائد ج ۹، ص ۱۷۴٫
[۸] . مسند احمد بن حنبل، ج ۴، ص ۱۲۲ – فیض القدیر، ج ۳، ص ۴۱۵٫
[۹] . سنن بیهقی، ج ۴، ص ۳۳۱ – البدایۀ، ج ۸، ص ۳۷ – تاریخ الخلفا، السیوطی، ص ۱۹۰٫
[۱۰] . حلیۀ الاولیاء، ج ۲، ص ۳۷ – اخبار الدول، ص ۱۰۶٫
[۱۱] . تاریخ بغدادی، ج ۶، ص ۳۴ – نور الابصار، ص ۱۱۰٫
[۱۲] . ترجمه الحسن من تاریخ دمشق، ص ۱۵۶ – البدایۀ و النهایۀ، ج ۸، ص ۳۸ – الصواعق المحرقه، ص ۱۳۸٫
[۱۳] . سبط ابن جوزی، تذکره الخواص، ص ۱۹۶ – تاریخ خلفا، سیوطی، ص ۱۹۰٫
[۱۴] . انعام / ۱۲۴٫
[۱۵] . علی بن عیسی، کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۳۵٫
منبع: برگرفته از کتاب فضائل ائمه اطهار از دیدکاه اهل سنت؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای مشاهده کتاب اینجا راکلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد