9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

فطرت خداجویی ودین باوری در انسان

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

معنای لغوی واصطلاحی فطرت : 1-معنای لغوی:راغب‏اصفهاني درمفردات درباره‏معناي فطرت چنين مي‏گويد:الفطره ابداعه علي هيئة مترتبة لفعل من الافعال»فطرت ابداع وایجاد خداوند است بشر رابه شکل خاص که فعلی از افعال ازاو صادر میشود.بعبارتی خداوند خلق را فطر نموده است و اين فطر يعني ايجاد كردن شي‏ء به شكلي بديع و تازه بر كيفيتي كه فعلي از افعال ازآن صادرگردد.(1)واما ابن اثير در نهايه، در توضيح ماده «فطر»به دنباله معنای حديث نبوي: كُلُ مَولُودٍ يُولَدُ عَلَي الفِطّرَه،مي‏گويد:(انّه يولد علي نوحٍ من الجبلّة والطّبع‏المتهّيئ بقبول الدّين)یعنی هر انسانی به نوعی خاص ازخلقت وطبیعتی که آمادگی برای پذیرش دین داشته باشد به وجود میایند(2):
معنای اصطلاحی فطرت: واژه فطرت داراي سه اصطلاح است:1- اصطلاح عام كه هرگونه گرايش اصيل و ذاتي حيواني و انساني را شامل مي‏شود؛2 ـ اصطلاح خاص كه صرفا شامل گرايشهاي انساني است؛3 ـ اصطلاح اخص كه منحصرا به معناي گرايش به خداوند و دين است.(3)تبصر ه:با این وصف اگر معنای عام تری برای فطرت جستجوکنیم که همه این موارد را شامل شود میتوان گفت که: فطرت همان خلق وخوی وسرشت اولیه را گویند که د ر نهاد بشر به عنوان خلقت اولیه به ودیعه نهاده شده است. حال این سرشت اولیه چه گرایش بسوی خیر وصلاح وخوبی هاو گرایش های معنوی باشد ویاگرایش به سوی خواهشهای نفسانی وتمایلات حیوانی .در آیه ای که فطرت به معنای خلقت اولیه آمده است میخوانیم: قُلِ الَذِیّ فَطَرَکُمً اَوٌلَ مَرٌهً(4): یعنی بگو آنکه شمارا اولین بار خلق نمود. با این وصف گرچه همه گرایش های انسان را میتوان امر فطری دانست اما گرایشهای معنوی وخیرراازفطریات حقیقی وانسانی به حساب میآوریم. اما گرایشهای حیوانی صرف را، میتوان جزء مشترکات فطرت انسانی وحیوانی به حساب آورد.
گرایشهای فطری انسان در مباني اسلامي، انسان به عنوان موجودي شناخته مي‏شودكه از درون داراي تمايلات و گرايشهايي است. گرايشهاي دروني انسان دو گونه است:1- گرايشهاي حيواني كه وجه اشتراك انسان و حيوان است، نظير غريزه حب ذات و صيانت از نفس و غريزه جنسي، اين گرايشها معمولاً پايگاه فيزيولوژيك دارند؛2-گرايشهاي انساني كه اختصاص به انسان دارد و از عمده‏ترين وجوه مميزه روح انسان از حيوان مي‏باشد، مانندحقيقت جويي، فضيلت خواهي، زيبايي خواهي، خداخواهي و پرستش و تمايل به جاودانگي،که مهمترین اين گرايشها هستند.(5)ودر حیوانات ما این گرایشها را نمی بینیم.در اینجا با توجه به مباحثي كه دانشمندان اسلامی در بحث فطرت يا ويژگيهاي انساني ،وبا استفاده از آیات قرآن مطرح نموده‏اند مي‏توان گفت دو برداشت در مورد گرايش دروني يا ويژگيهاي فطري بشر وجود دارداین برداشت ها عبارتند از:1- بشر فطرتاَََ متمايل به خير و كمال است؛يعني گرايش طبيعي اوليه او به خير است و رفتارهاي غيرمنطبق با اين كمال جويي و حقيقت‏ طلبي، يا مظهر جهل و اشتباه انسان دريافتن مصاديق است يا ناشي از فساد عارضي است كه عوامل خارجي مانع از تحقق فطرت خدایی شده و بر آن پشت نموده ‏اند. در مجموع ظاهرا چنين به نظر مي‏رسد كه ديدگاههاي شهيد مطهري در كتاب فطرت و نيز موضع آقاي مصباح يزدي دركتاب جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن و همچنین دیدگاه مؤلفان كتاب فلسفه تعليم و تربيت دفتر همكاري حوزه و دانشگاه بر اين روش است و حضرت امام خميني(ره) نيز در موارد مكرر به كمال جويي فطري بشر اشاره داشته اند و فزونخواهي و قدرت طلبي انسانها را نيز نشانه‏هايي از دريافت جاهلانه مصاديق فطرت كمال‏جو، معرفي مي‏کنند.(6)حال به آیاتی که درمورد فطرت ازنوع گرایش کمال جویی وخیرخواهی است میپردازیم:صریحترین آیه ای که در آن فطرت به معنی خداجویی ودین خواهی آمده آیهء فاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْهَا لاَتَبْديلَ لِخَلْقِ اللّه ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ اَكْثَرَ النَّاسِ لاَيَعْلَمُونَ(7)است.یعنی :ای رسول من !رویت رابسوی دین پاک الهی بازگردان،دین فطری الهی که خداوند مردم را بر آن دین بوجود آورد، هیچ تبدیل وتحولی در خلقت الهی صورت نمی گیرد واین دین پابر جا می ماند اما بیشتر مردمان نمیدانند. با دقت در مفهوم این آیه چنین استنباط میشود که دین خواهی در فطرت بشر نهفته است واین را ماازکلمه( ناس) که عام است وهمه بشر را شامل میشود می فهمیم، دراین آیه قشر خاص از انسانها استثنا نشده تا بگوییم دین خواهی فقط فطری کسانی است که از نظر ارثی موحد بوده اند بلکه همه ناس اعم کسانی که والدین موحد یا مشرک داشته باشند بر دین حنیف بوجود میایند. ومطلب دیگری که ازاین آیه مبارکه بدست میایداینکه افرادی که از دین واز فطرت خدایی سر باز میزنند، مورد نکوهش قرار گرفته اند وتعبیر لا یعلمون دال بر عدم آگاهی کسانیست که به این فطرت پشت کرده اند واز آن گریزانند. اکنون این سوال پیش میاید که چه عواملی وجود دارد که بشر از فطرت الهی ودین حنیف بسوی انحراف کشانیده میشوند ودر راه شیطانی وکفر وانکار وحدانیت الهی ودشمنی با دین (که در فطرت شان بوده است )گام مینهند؟حدیثی ازپیامبر اسلام(ص)داریم که ما رادر حل وجواب از این سوال رهنمون میشودوازطرفی تاییدبر موضوع فطرت ازدیدگاه آیه مذکور است:آنجا که فرموده است :کُلُّ مَوًلُوًدیُولِدُ عَلَیً الًفِطًرَه اِلا اَنَ اَبَواهُ یُهَوِدَاَ نهُ اَویُنَصِرَا نَهَ اَو یَُمَجِّسَانَهُ : یعنی هر مولودی بر فطرت الهی متولد میشودمگر اینکه پدر ومادر او گاهی اورا یهودی وگاهی نصرانی وگاهی مجوسی میسازد. درین حدیث به طور واضح،عامل انحراف از فطرت را به عامل بیرونی ودر واقع همان محیط تربیتی که روانشناسان به آن اشاره دارند نسبت داده است، از جمله محیط تربیتی محیط خانوادگی است یعنی پدر ومادر ، در ابتدای پیدایش کودک، اگر بالفرض یهودی یا نصرانی یا مجوسی ویا غیر آن از سایر مکاتب ضد دینی باشند ، بدیهی است که فرزندان شان را با همان طریقه ومسلک که خود شان هستند تربیت میکنند. آنگاه نمیتوان گفت که فطرت دین خواهی وجود نداشته بلکه عامل باز دارنده آن، که همان اعتقاد والدین باشد باعث شده که این مولود از چشمه جوشان فطرت باز بماند وبه لجن انحراف وضلالت غرق شود .علاوه بر این از لابلای همان آیه مبارکه هم استفاده میشود که اگر کسانی از مسیر فطرت دوری گزینند ودر تقابل بادین ووحدانیت خدا، ازمسیرفطرت ودین پاک الهی محروم شوند به خاطر جهل ونادانی است .پس فطرت اصلی بر دین داری ودین خواهی است مگر اینکه بواسطه عوامل بیرونی ،افراد ازاین فطرت باز میمانند .وغیر ازآن، عوامل متعدددیگر هم وجود دارد، من جمله: وسوسه های شیطانی وهوای نفسانی وتمایلات دیگر مانند حب دنیا وحب ریاست و.. که در آیات دیگرقرآن فراوان به این موضوعات اشاره شده وعلمای اخلاق هم به طور وافی به این عوامل پرداخته اند وما خواننده گان این سطور را به کتب اخلاقی ارجاع میدهیم تا مطلب برای شان روشن گردد.غیر از آیه مذکور(8) آیات دیگری داریم که به فطری بودن دین از حیث (مفهوم )دلالت دارند گرچند کلمه فطرت در این آیات تصریح نشده است اما دربسیاری از آیات به مفهوم فطرت اشاره شده مانند اینکه در آيات متعددي از قرآن با عنوان«ذِكر» بر میخوریم، حتي خود پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله اكرم نيز با عنوان «مذكِّر» خطاب شده است.آنجا که پیامبر(ص)را مورد خطاب قرار مي‏دهد و مي‏فرمايد: «فَذَكِّرْ اِنَّمَا اَنْتَ مُذَكَّر»؛(9) يادآوري كن كه تو فقط يادآوري‏كننده هستي. اين خطاب قرآن به پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به اين معني اشاره مي‏كند كه گويا انسانها چيزهايي را در بدو تولّد و پيش از آن مي‏دانسته و با آنها متولّد شده‏اند، آنچنان كه با يادآوري پیامبر به‏واسطه وحي‏آنها رابه‏ياد مي‏آورند. یعنی همان چیز های فطری شان را پیامبر برای شان تذکر میدهدکه منظور خداجویی ووابستگی به همان دین حنیف است تا آنها را بیاد بیاورند وفطرت شان بیدار گردد.واگر در فطرت شان چیزی نباشد چه چیز را بیاد خواهند آورد تا پیامبر به آنها تذکر دهد؟از جمله آیاتی که ازحیث مفهوم به موضوع فطرت اشاره دارد آيه ميثاق و اقرار به ربوبيت خداوند است که به نوعي پيمان، بين انسان و ذات احديت اشاره دارد. «وَاِذْ اَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَتَّهُم وَ اَشْهَدَهَمْ عَلي اَنْفُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بِلي شَهِدْنَا اَنْ تَقُولُوا يَومَ الْقِيَامَةِ اِنَّا كُنَّا عَنْ هذَا غَافِلينَ».(10)واین عهد وپیمان درباره وحدانیت الهی واعتقاد به ذات احدیت درقبل از تولد انسان (در عالم ذر )به عنوان یک امر فطری وجبلی در نهاد انسان قرارداده شده است.وهمچنین نظیر آیه فوق، آیات دیگرکه درسوره یس آمده بر نوعي عهد و پيمان بر پرستش خداوند و نپرستيدن شيطان دلالت دارد وبه گونه روشن،فطری بودن توحید را باز گویی میکند.«اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَيْكُمْ يَا بَني آدَمَ اَنْ لاَتَعْبُدوا الشَّيْطَانَ اِنَّهُ لَكُمْ عَدُوَّ مُبينٌ، وَ اَنْ اعْبُدُوني هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقيمٌ».(11)یعنی آیا عهد نکردم با شما ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید که دشمن آشکار برای شماست واینکه مرا عبادت کنید واین راه راست ومستقیم است. این ها آیاتی بود که فطرت ،به معنای گرایش به دین وخداجویی وحقیقت خواهی را اشاره دارد .2-فطرت و سرشت ذاتي بشر خصلتي دوگانه دارد؛دومین نظریه در گرایش انسان اینکه هم كمال‏جويي و گرايش به خوبی ها در وجوداو نهفته است و هم شيطان صفتي و درنده خويي و تمايلات شرورانه درنهادش وجوددارد. اين ديدگاه، فطرت يا ماهيت وجود انسان را به صورت بالقوه قادر و توانا براي فعليت يافتن دوگانه، در دوجانب خير و شر،مي‏داند و سرشت هردو گونه فعليت را در وجودش مي‏يابد كه براي تحقق يكي و زيرپاگذاشتن آن ديگري، شرايط و لوازم و تكاليفي مقدر شده است.برداشت اوليه و ظاهري از آيات هفتم و هشتم سوره مباركه شمس كه از الهام تقوا و فجور در نفس انسان خبر مي‏دهد، مي‏تواند مفهوم اين دیدگاه تلقی شود. چنانچه دراین سوره میخوانیم: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوّيهَا فَاَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْويهَا»(12)یعنی الهام فجور وتقوی که از مفاهیم خیر وشر است در فطرت انسان وجود دارد و برای انسان از طرف حضرت باری تعالی الهام گردیده است. علامه طباطبایی درین زمینه میفرماید: انسان ، كه با الهام خدايي ،تقوا را از فجور و كار نيك را از كار زشت تميز مي‏دهد ، اگر بخواهد رستگار شود بايد باطن خود را تزكيه كند ، و آن را با پرورشي صالح بپروراند و رشد دهد ، با تقوا بيارايد ، و از زشتي‏ها پاك كند ، و گر نه از سعادت و رستگاري محروم مي‏ماند ، هر قدر بيشتر آلوده‏اش كند ، و كمتر بيارايد محروميتش بيشتر مي‏شود .(13) پس دانسته میشود که تمیز بین زشتی وپاکی از الهامات الهی وجزء سرشت وفطرت بشری بوده ودرنهاد بشر نهفته است.اما این الهام چگونه وکی اتفاق می افتد؟ درین زمینه هم علامه طباطبایی درباره الهام ومعنی لغوی آن فرموده است :كلمه الهام كه مصدر الهم است ، به معناي آن است كه تصميم و آگهي و علمي از خبري در دل آدمي بيفتد ، و اين خود افاضه‏اي است الهي ، و صور علميه‏اي است يا تصوري و يا تصديقي كه خداي تعالي به دل هر كس كه بخواهد مي‏اندازد ، و اگر در آيه شريفه هم تقواي نفس را الهام خوانده ، و هم فجور آن را ، براي اين بود كه بفهماند مراد از اين الهام اين است كه خداي تعالي صفات عمل انسان را به انسان شناسانده ، و به او فهمانده عملي كه انجام مي‏دهد تقوي است و يا فجور است ، علاوه بر تعريفي كه نسبت به متن عمل و عنوان اولي آن كرده ، عنواني كه مشترك بين تقوا و فجور است ، مثلا تصرف مال را كه مشترك بين تصرف در مال يتيم و تصرف در مال خويش است ، و همخوابگي را كه مشترك بين زنا و نكاح است ، به او شناسانده ، علاوه بر آن اين را هم به او الهام كرده كه تصرف در مال يتيم و همخوابگي با زن اجنبي فجور است ، و آن دوي ديگر تقوا است ، و خلاصه كلام اينكه منظور از الهام اين است كه خداي تعالي به انسانها شناسانده كه فعلي كه انجام مي‏دهند فجور است يا تقوا ، و برايش مشخص كرده كه تقوا چگونه اعمالي ، و فجور چگونه اعمالي است . (14)در آيه شريفه با آوردن حرف فاء بر سر آن ، مساله الهام را نتيجه تسويه قرار داده ، و فرموده : و نفس و ما سويها ، و چون نفس را تسويه كرد فالهمها … پس به او الهام كرد … ، و اين براي آن بود كه اشاره كند به اينكه الهام فجور و تقوا همان عقل عملي است ، كه از نتايج تسويه نفس است ، پس الهام مذكور از صفات و خصوصيات خلقت آدمي است ، همچنان كه در جاي ديگر فرمود : فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم . و اضافه فجور و تقوا به ضميري كه به نفس بر مي‏گردد ، براي آن بوده كه اشاره كند به اينكه مراد از فجور و تقواي الهام شده ، فجور و تقواي مختص به نفسي است كه در آيه آمده ، يعني نفس انساني و نفس جن ، چون بر اساس آنچه از كتاب عزيز استفاده مي‏شود طايفه جن نيز مكلف به ايمان و عمل صالح هستند . (15)و تعبير از اصلاح نفس و افساد آن به تزكيه و تدسي مبتني بر نكته‏اي است كه آيه فالهمها فجورها و تقويها بر آن دلالت دارد ، و آن اين است كه : كمال نفس انساني در اين است كه به حسب فطرت، تشخيص دهنده فجور از تقوي باشد ، و خلاصه آيه شريفه مي‏فهماند كه دين ، يعني تسليم خدا شدن در آنچه از ما مي‏خواهد كه فطري نفس خود ما است ، پس آراستن نفس به تقوا ، تزكيه نفس و تربيت آن به تربيتي صالح است ، كه مايه زيادتر شدن آن ، و بقاي آن است ، همچنان كه در جاي ديگر به اين نكته تصريح نموده مي‏فرمايد : و تزودوا فان خير الزاد التقوي و اتقون يا اولي الالباب.و وضع نفس در فسق و فجور بر خلاف وضعي است كه در صورت تقوا دارد(16).نوع دیگر ازآیات که به فطرت اشاره نموده آياتی است که درآنها استفهام تقريري به‏كار رفته و سؤالاتي بدون جواب مطرح شده است مانند:«هَلْ يَسْتَويِ الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذينَ لاَيَعْلُمونَ»؛(17)«اَمْ نَجْعَلُ الَّذينَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كِالْمُفسِدينَ فِي الاَْرْضِ اَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقينَ كَالْفُجَّارِ»(18)؛«اَفَمَنْ يَعْلَمُ اَنَّمَا اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ اَعْمي».(19)از مجموع این نوع استفهام هاي بدون جواب بر اين مطلب پی میبریم كه جواب آنها بر همگان آشكار و فطرتا معلوم است.واین موضوعات: یعنی تشخیص عدم تساوی میان عالم وجاهل ویامصلح ومفسدومتقین وفاجرین و تاریکی وروشنایی و..از فطریات است، ومیتواند گواه روشنی برموضوع مورد بحث ما باشد.اين آيات همگي بر اين مطلب دلالت دارند كه انسان از نوعي فطرت برخوردار است كه گويا پيش از تولّد با انسان همراه بوده است وازآنجا که مادرصدد اثبات فطریات هستیم برای ما فرقی نمیکند که این گرایشات از نوع گرایش خیر محض باشد یا گرایش دوگانه.تا اینجا دلایل فطری بودن دین ووحدانیت الهی را بادلایل متعدد وبا استفاده از آیات که اشاره بر مسئله فطرت داشتند باز گونمودیم.آیات سلبی فطرت:اماآیات دیگری هم درقرآن وجود دارد که دلالت برسلب فطریات در هنگام پیدایش انسان دارد:دراین آیات به مفاهیم که به ظاهرمنافی فطرت ودر تناقض باآیات قبلی است برمی خوریم که غور وبررسی عمیق تری را میطلبد وراه حل میان این دسته از آیات با آیات قبلی را باید جستجو نماییم. مانند این آیه که به خالي بودن لوح نفس از كليه معلومات، در آغاز تولّد و پيدايش تدريجي معلومات پس از آن از طريق حواس و فكر اشاره دارد: «وَاللّهُ اَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ اُمَّهَاتِكُمْ لاَتَعْلَمُونَ شَيْئَا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالاَْبْصَارَ وَالاَْفِْئدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».(20)یعنی خداوند شما را از شکم های مادران تان بگونه ای خارج نمود که چیزی را نمی دانستید وبرای تان گوش وچشم ها وقلب های داد شاید شکرگذار باشید.معنای لاتعلمون شیئااین است که طفل هیچ چیزی را در حیطه علمی درک نمیکند نه به علم تصوری ونه تصدیقی پس اگر چنين باشد كه طفل در بدو تولد داراي هيچ تصور وتصديقي نيست، در اين صورت، نه فقط دانش، بلكه ارزشها و گرايشات انساني نيز در آغاز پيدايش از او نفي مي‏شود؛ زيرا ارزش بودن يك ارزش در انسان، به عنوان يك ارزش فطري و نه به عنوان يك غريزه و ميل ناآگاهانه حيواني، پس از علم وي به ارزشمندي آن، حاصل مي‏شود و با نفي هر نوع علم و آگاهي، ارزشها نيز منتفي مي‏شوند. گرايشات فطري نيز اين‏گونه است؛ زيرا هر گرايشي، اعمّ از فطري يا غير فطري، پس از علم نفس به غايت آن و ارزشمندي آن غايت، براي انسان حاصل مي‏شود. بر اين اساس، نفس انساني در آغاز پيدايش، هيچ تصور يا تصديق فطري و نيز هيچ ارزش يا گرايش فطري را دارا نمي‏باشد. تنها چيزي كه انسان در آغاز و نيز درهنگام كهنسالي، يعني پس از ضعف قوي و از دست دادن معلوماتش، داراست علم حضوري نفس به خودش مي‏باشد.واین ادّعاي خالي بودن ذهن انسان در آغاز پيدايش همان چيزي است كه روان‏شناسان نیز برآن تأكيدكرده‏اند.روانشاسان مشهورمن جمله (جان لاک) معتقد بود که ذهن نوزادهمانند لوح سفیدی است ودر واقع تجربه های که از راه حواس حاصل میشود شخصیت اورا از دیگران ممتاز ومتفاوت میسازد،اوبراین اساس بر مسئولیت پدر ومادر تاکید میکردومعتقد بود که ایشان باید ازهمان آغاز تولد محیط مساعدی برای رشد کودکان شان فراهم کنند تا کودک به تجارب لازم دست یابد(21) .یک شبهه:حال اگر چنين است فطري بودن دين و ارزشهاي انساني به چه معني خواهد بود؟ همچنين اقرار انسان به ربوبيت الهي در عالم ذرّ و اعتراف وي به تبعيت نكردن از شيطان چگونه تفسيري معقول مي ‏يابد؟ واین آیات که فطری بودن دین را در بدو تولدظاهرا نفی میکندچگونه توجیه کنیم وراه حل این تناقض چیست؟ با اینهمه دلایل متعدد که تاکنون ذکر نموده ایم چگونه بین این دوگروه از آیات راجمع نماییم تا تناقض صورت نگیرد ؟جواب:برای حل این معضل وثبوت فطری بودن دین طبق آیات که متذکر شدیم چنانچه در تفسير الميزان در ذيل آيه فوق هم آمده است،دونوع جواب میدهیم:1- سياق آيه، اشاره آن به مبادي علم حصولي (حس و فكر) و نيز پيدايش تدريجي معلومات در آنها، دلالت بر اين معني دارد كه آنچه در اين آيه از انسان دربدوتولد نفي شده‏است علم حصولي است. بنابراين، انسان در آغازبه هيچ چيزي كه مبدأ آن حس يا عقل باشد علم حصولي ندارد.بدين ترتيب، بنا به تصريح كلام وحي، هيچ معلوماتی، اعمّ ازمعلومات بديهي و فطري يا غير بديهي و نيز اعمّ از اينكه متعلّق شناخت‏آن عالم‏طبيعت، ماوراي طبيعت، انسان يا ذات احديت و امثال‏آن باشد، درآغازتولد براي انسان به علم حصولي معلوم نخواهد بود.(22)به نظر میرسدکه استعداد و ملکه دین خواهی وخدا پرستی به صورت بالقوه در وجود انسان وجود دارد ، منتهی در هنگام طفولیت به فعلیت نرسیده وزمانی که انسان به مرحله عقل وتکلیف شرعی برسد فعلیت میابد بشرطی که موانع بر سرراه نباشد وقبل از آن بواسطه عوامل محیطی دچار انحراف از مسیر فطرت نشده باشد .2- برای حل این معضل وتناقض باید منظور از فطری بودن دین را مشخص نماییم وآن اینکه: منظوراز فطري نه آن است كه در آغاز تولّد همراه انسان است و نه آن كه هر انساني در هر مرتبه‏اي آن را تصديق مي‏كند، بلكه آن است كه در مسير تكويني انسان به سمت كمال، پس از رسيدن وي به مرتبه بلوغ عقلاني، در پرتو اعمال صالحه فطرت خداجویی ودین خواهی( به شرط عدم موانع) شكوفا مي‏گردد و از لوازم ذاتي آن مرتبه محسوب میگردد.درین صورت مانقش تربیت را هم بطور مشهود در میابیم وهمان فطرت را که مدعیش هستیم درهنگام بروز وشکوفایی عقلی در وجود انسان قابل باروری می بینیم .به بیان دیگر: اینکه، فطري بودن دين نه به اين معناست كه انسان در هر مرتبه‏اي و با هر بينش و هرگونه عملي متوجه و متمايل به آن است، بلكه به اين معناست كه دين به عنوان مجموعه‏اي از اصول، سنن و قوانين عملي، كه اتخاذ آنها به دليل مبتني بودن بر حوايج حقيقي، سعادت حقيقي انسان را تضمين و او را به كمال حقيقي مي‏رساند، از مقتضيات تكويني خلقت انسان است و از آنجا كه حوايج در صورتي حقيقي‏اند و رفع آنها انسان را به سعادت حقيقي مي‏رساند كه نفس انساني آن را طلب و عقل وي آن را تصديق كند، پس دين از مقتضيات خلقت انسان در مرتبه عقل و نه قبل از آن، است. اين همه بيانگر اين معناست كه هر مرتبه لوازمي دارد كه منفك از آن مرتبه نيست. انسان در حالي كه طفل است خير و شرّ خويش را به وسيله تجهيزات غريزي تشخيص مي‏دهد و بر همين حال است تا به مرحله بلوغ و رشد عقلاني برسد و ادراك حق و باطل برايش ميسور گردد. در اين هنگام، بسياري از مصاديق خير و شرّ در نزد وي تغيير مي‏يابند. اگر بر همان مسير قبلي، يعني پيروي از هواهاي نفساني و پافشاري بر مشتهيات نفساني، اصرار ورزد از اتّباع حق غافل مي‏گردد و تارها بر فطرت فعليت يافته خود مي‏تند. پس انسان، با رسيدن به بلوغ عقلاني، به اولين منزل و مرتبه ويژه انسانيت مي‏رسد و از اين اولين منزل، نسيم روح‏بخش فطرت وزيدن آغاز مي‏كند .نتیجه :از مجموع بحث فشرده که در باره فطرت مرقوم گردید به این تنیجه میرسیم که فطرت دین خواهی وخداجویی وهمچنین الهام فجور وتقوا وعهدی که خداوند در عالم ذر از انسان گرفته همه وهمه به شهادت آیات قرآن فطریات را به اثبات میرساند اما این گرایش ها وخواهشهای فطری بصورت بالقوه در ذات وسرشت آدمی موجود است وهنگام بلوغ عقلی در صورت عدم مانع به فعلیت میرسد وانسان به مقتضای فطرتش متدین وخداشناس میشود واین گونه راه حل هم مورد تایید روانشناسان تربیتی است وهم با آیات به ظاهر نافی فطرت که ذهن را خالی از هر گونه معلومات میداند قابل جمع است .
پي نوشت ها :

1.راغب اصفهاني، مفردات الالفاظ القرآن، ص 396،2. ابن اثير، نهاية في غريب الحديث والأثر، الجزء الثالث، ، ص457،3.دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، فلسفه تعليم و تربيت، ج 1، ص 436.4.سوره اسراءآیه 515. دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، فلسفه تعليم و تربيت، ج 1، ص 436. و نيز ، ر.ك: مصباح يزدي، محمدتقي؛ جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، ص 1856.امام خميني، چهل حديث، حديث حادي عشر.7.سوره روم:آیه 308.منظور همان آیه 30ازسوره روم است : فَاَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْهَا.9.سوره غاشيه آيه 2110.سوره اعراف، آيه 17211.آيات 60 و 61 سوره يس12.سوره شمس، آيات 7 و 813.ترجمة الميزان ج : 20ص :49714.ترجمة الميزان ج : 20ص :50015.همان ص 50116.ترجمة الميزان ج : 20ص :50217. سوره زمر، آيه 918.سوره ص، آيه 2819.سوره رعد، آيه 19:20سوره نحل آيه 7821. جمعی از نویسندگان ،روانشناسی رشد تهران 1370سازمان مطالعه وتدوین کتب دانشکاه ها(سمت)22.علامه ‏طباطبائي، الميزان، (عربي)، ج 21، ص 312 منا بع:1-قرآن کریم2-چهل‏حديث، امام‏خميني(ره)؛ مؤسسه تنظيم و نشر آثار، 13713-فلسفه تعليم و تربيت دفتر همكاري حوزه و دانشگاه؛ ؛ جلد اوّل، سمت، 13724-الميزان في تفسير القرآن،(عربی-فارسی) طباطبايي محمدحسين؛ ؛ انتشارات اميركبير، 13635جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن ـ مصباح، محمدتقي؛ ؛ سازمان تبليغات اسلامي، 13686 روانشناسی رشد جمعی از نویسندگان ، تهران 1370سازمان مطالعه وتدوین کتب دانشکاه ها(سمت)7- فلسفه تعليم و تربيت، ج 1، ص 436.دفتر همكاري حوزه و دانشگاه،8-راغب اصفهاني، مفردات الالفاظ القرآن، ص 396،9 ابن اثير، نهاية في غريب الحديث والأثر، الجزء الثالث، المكتبة الاسلامية، ص457، بيروت، لبنان
 

نوشته قبلی

بررسی اصل علیت (با توجه به دیدگاه اشاعره و قرآن )

نوشته‌ی بعدی

متن کامل خطبه ی شعبانیه

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

متن کامل خطبه ی شعبانیه

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا