خطبه ۱۲۶ نهج البلاغهیکسانی مردمان در برابر قوانین و بهره مندی مساوی و عادلانه مسلمانان از داراییهای عمومی از احکام حتمی اسلامی است و سنت و شیوه حکومتی پیامبر اکرم (ص) بر همین قاعده و منش بود. اما پس از پیامبر(ص) برخی از حاکمان از این قانون و سیره عدول کردند و بعضی از مسلمانان را بر بعض دیگر برتری بخشیدند و سهم بیشتری از بیت المال به آنان اختصاص دادند و امتیازهایی برایشان قائل شدند. مثلا: «مهاجرین» را از «انصار» برتر نشاندند و «قریشیان» را بر غیر آنان ممتاز ساختند و «عربان» را بر «عجمان» برتر نهادند. امیر عادلان (ع) تا که به حکومت رسید بر همه امتیازها و تبعیضهای ناروا قلم بطلان کشید و مسلمانان را همگان در یک صف و بر یک مکان نشاند.این اقدام حضرت ـ که از نخستین برنامه های حکومتی ایشان بود و خبر اجرای آن را از ابتدای کار به گونه علنی و آشکار برای همگان بیان فرموده بود ـ به کام «عدالت ناخواهان» و برتری طلبان و امتیازجویان تلخ آمدوبنای ناسازگاری نهادند. پاره ای از آنان گریختند و در دامان معاویه پناه جستند؛ همو که بی پروا و گشاده دست ثروتهای کلان. بر سر طمع ورزان می افشاند و دین و شرافتشان را ـ اگر دین و شرافتی می داشتند ـ از آنان می ستاند! برخی نیز پیمان خویش را با امیرمومنان (ع) شکستند و به جنگ با آن حضرت برخاستند. و نیز پاره ای از فتنه گران. به فتنه انگیزی در جامعه پرداختند. و بعضی هم. بیشرمانه رو در روی امام (ع). به اعتراض ایستادند و ناخشنودی و بلکه خشم پلید خود را از این مساوات و عدالت ابراز کردند و بی شرم و کتمان و به صراحت و نه کنایت خواهان امتیاز و تبعیض شدند. برخی از یاران امیرمومنان (ع) ـ که اگرچه خیرخواه بودند؛ اما هنوز. انسان که باید منزلت «عصمت و امامت» حضرت را نمی شناختند و ایمان و یقینشان به پایه عقیده «شیعه راستین» نرسیده بود که امام (ع) را «معصوم» و مصون از هر خط بدانند و عمل وی را عین صواب و مطابق حکم خداوند و پیامبر اکرم (ص) بشمارند ـ ناصحانه! به حضرت گفتند: ای امیرمومنان! شما که عموم مردم را می شناسی ؛ ثروت و نعمت دنیا را دوست دارند. آیا بهتر نیست به آن گروه از معترضان که از جدایی شان خشنود نمی شوی و می خواهی که در کنارت بمانند مال بیشتری بدهی و از بیت المال برای اشراف عرب و سران قریش و برخی دیگر سهمی بیش از دیگران مقرر فرمایی. تا دشمنی نورزند و رهایت نکنند و به دشمنانت نپیوندند؛ بلکه یاری ات کنند تا کارها سامان یابد و حکومت نونهادت استوار گردد آنگاه به تساوی و مساوات رفتار کنی ۱امیر عدالتمندان (ع) از آن اعتراضها و نیز از این پیشنهاد ناروا برآشفت و در پاسخشان به عتاب فرمود:ایا از من می خواهید تا با ستم بر ملتم که راهبری شان را عهده دارم یاری (فزونی طلبان و عدالت ناخواهان) را بطلبم و پشتیبانی شان را بجویم!والله! که هرگز چنین نمی کنم و تا همیشه روزگار بر این مدار نمی گردم و تا آن هنگام که ستارگان پی یاپی. در گردش اند چنین منش و روشی را برنمی گزینم.اگر این مال و ثروت از آن خودم بود همگان را در تقسیم آن یکسان می داشتم و به همه بهره برابر می رساندم تا چه رسد که این مال مال خداست (و او به تساوی و عدالت در میان بندگانش فرمانم داده است)!هان! بدانید که بخشیدن مال به گونه ناسزاوار و به نامستحق آن تبذیر است و اسراف (و افراط است و بیرون شدن از عدالت) و این عطای نابجا گرچه (در زمانی کوتاه) آن بخشنده (افراط گر را) در این جهان (و در دیدگان ظاهربینان و نزد دنیامحوران) بلندمرتبه می گرداند؛ اما وی را در جهان آخرت (و نزد ملکوتیان) پایین مرتبه می سازد. و نزد مردمان گرامی اش می نمایاند و در پیشگاه خداوند سرافکنده و زبونش می گرداند.و (این سنت الهی و قانون بی دگرگونی خداوندی را بگویمتان که:) هر کس مالش را در مورد ناشایست و نابایست به کار ببرد و به ناسزاواران و نامستحقان ببخشد خداوند او را از سپاسگزاری آن نااهلان محروم می کند و دوستی و احترام و سپاسشان را نصیب دیگران می سازد. از این روست (و نتیجه آن سنت الهی چنین است) که اگر روزی (روزگار از آن اسرافگر ریاکار برگردد ـ که چه بسیار هم برمی گردد ـ و) پای او بلغزد (و پایگاهش واژگونه شود) و به یاری و یاوری آنان محتاج گردد آنها را بدترین و لئیم ترین رفیقان خواهد یافت! ۲
پی نوشتها:
۱٫ اینان و همانندانشان این اعتراض و پیشنهاد و همانند آن را در باب عزل فرمانداران ناشایست حکومت پیشین همچون معاویه نیز به امیرمومنان (ع) داشتند: که مثلا: آیا بهتر نیست معاویه و مانند او را فعلا به حال خود بگذاری تا پایه های حکومتت قوت گیرد آنگاه عزلشان کنیپاسخ امام (ع) در آن باب نیز مانند جوابشان در این خطبه است.۲٫ و آنگاه است که آن «مگسان گرد شیرینی» را جفا کارترین و بی وفاترین و نامهربانترین مردمان و خویشتن را زیانکارترین آدمیان خواهد دید؛ کسی که این جهان و آن جهان را توامان باخته است! و چه زیان سنگینی!
منبع:روزنامه جمهوری اسلامی

















هیچ نظری وجود ندارد