اشاره۱. قرائت آقای بجنوردی از مساله تعدد قرائتها، قرائتی جدید و دارای نکاتی درخور توجه است; از جمله اینکه ایشان در چندجا تاکید می کنند که قرائتها همان برداشت مجتهدان است; پس روشمند و مطلوب و روی حساب و کتاب است. مجتهدان پای بند به اصول و موازین هستند و بر مبنای اصول صحیح علمی به شناخت دین روی می آورند. از این جهت باید از آقای بجنوردی تقدیر کرد که قرائتی از مساله قرائتها عرضه کرده اند که در آن پای بندی به اصول و موازین و روش صحیح علمی، مورد تاکید واقع شده است.۲. در عین حال باید توجه داشت که همه مطرح کنندگان مساله قرائتهای متعدد از دین چنین دیدگاهی ندارند. اغلب کسانی که تعدد قرائتها را مطرح می کنند، مقصودشان چیزی به مراتب متفاوت از اختلاف مجتهدان است. از نظر آنان، تمام اختلاف مجتهدان در چارچوب یک قرائت جای می گیرد. مقصود آنان اختلافات مبنایی و اصولی در فهم و برداشت از دین است. آنان معتقدند در دنیای نسبیت نباید از پایه و اصول واحد سخن گفت، نباید از برداشت ثابت و حکم قطعی شرعی سخن گفت. در دنیای نسبیت همه چیز سیال می شود و هیچ حکم هنجاری و حتی توصیفی ثابتی از دین باقی نمی ماند و هرکس بنا بر یافته های تجربی خویش به فهمی دیگر از دین می رسد. برخلاف تصور آقای بجنوردی، برای تعدد قرائتها در نظر آنان هیچ حد و حصر و مرزی وجود ندارد. آنان فهم اهل بیت را در کنار فهم اهل سنت از دین یکسان تلقی می کنند. در نظر آنان می توان قرائتهای لیبرال و سوسیال را یکسان به دین نسبت داد و هیچ ترجیحی برای یک قرائت نسبت به بقیه وجود ندارد.۳. برداشت آقای بجنوردی از مساله قرائتها هرچند ناصواب است، اما اصل سخن به لحاظ منطقی قابل پذیرش است; یعنی این مطلب که تغییر زمان و مکان در تغییر موضوعات نقش دارد و موجب اختلاف حکم و طبیعتا اختلاف فتوای مجتهدان می شود، سخنی معقول و پذیرفتنی است; اما ربطی به مساله قرائتها ندارد.















هیچ نظری وجود ندارد