11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

قیامهای علویان در زمان امام رضا علیه السلام (۲)

0
SHARES
16
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

فصل دوم : دوران هادی(۱۷۰ ـ ۱۶۹ ق)اوضاع سیاسی ، اجتماعیدر سال ۱۶۹ قمری مهدی عباسی درگذشت و پسرش هادی به خلافت رسید ، سیاست مسالمت آمیز مهدی در قبال علویان با مرگ وی پایان یافت .هادی بر علویان سخت گرفت وبی رحمی کرد ، هدایا و مقرری آنان را قطع کرد ، بر آنان جاسوس گماشت وبه کار گزارانش دستور داد تحرکات ایشان را زیر نظر بگیرند وبرآنان سخت گیری کنند .(۶۱) هادی جوانی ناپخته ، فاقد صلاحیت ،بوالهوس وبی بندوبار بود ، علاوه بر این او فردی سنگ دل ، بد خوی ، سخت گیر وکج رفتار بود (۶۲)و همواره بزمهای ننگین آوازه خوانی و میگساری را بر پا می کرد ومجذوب خوانندگانی همچون ابراهیم موصلی می شد واز بیت المال مسلمانان مبالغ گزافی را به عنوان پاداش به خوانندگان هدیه می داد (۶۳)باچنین طرز رفتار و روش پیدا بود که او از عهده ی مسئولیت سنگین اداره امور جامعه ی اسلامی بر نخواهد آمد ، به همین دلیل در دوران خلافت او ، کشور اسلامی که در آغاز نسبتا آرام بود وهمه ی ایالات واستانها به اصطلاح ، مطیع حکومت مرکزی بودند ، بر اثر رفتار زننده و زشت وی دستخوش اضطراب وتشنج گردید واز هر سو موج نا رضایتی عمومی پدیدار گشت . عاملی که بیش از هر چیز به نارضائی وخشم مردم دامن زد ، سخت گیریهایی بود که خلیفه نسبت به بنی هاشم و فرزندان علی علیه السلام اعمال می کرد.قیام شهید فخ ( ۱۶۹ ق ) علویان حجاز که از ظلم و بی داد بی داد به تنگ آمده بودند ، به بزرگ وشیخ خود ، حسین بن علی رو کردند وبرای رهایی از ترس و شدتی که به آنان دچار شده بود ند ، او را به قیام تشویق نمودند . شمار زیادی از شیعیان عراق نیز در موسم حج با حسین ملاقات کردند وبا او بیعت کردند که در موسم حج سال آینده قیام کنند ، آنان توافق کردند که شعارشان این باشد «کسی که شتر قرمز را دید » با سرعت گرفتن بروز حوادث ، رهبران علوی در قیام شتاب کردند .حسین بن علی بعد از آگاهی از خطر رو به افزایش در برابر علویان پذیرفت که زمان قیام را به جلو اندازد . وی زمان قیام را در سحرگاه روز سیزدهم ذی قعده سال ۱۶۹قمری اعلام کرد .در ابتدای امر بر مدینه چیره شد و مسجد نبوی را مرکز حرکت قرار داد(۶۴)مردم مدینه با وی بیعت کردند ، اما پاسخ مثبتی از سوی بسیاری از آنان دریافت نکرد . در نخستین روز قیام چند درگیری بین عباسیان و انقلابیون رخ داد که به شکست عباسیان انجامید .در دومین روز قیام نیز به درگیری ونهایتا شکست عباسیان ختم شد ، بعد از آن علویان توانستند بر مدینه مسلط شوند وتا مدت ده روز آنجا را اشغال کنند .پس از آن علویان طبق قرار قبلی به سوی مکه حرکت کردند .(۶۵)لشکریان حسین در دره فخ از نواحی مکه ، اردو زدند ، اما اهالی مکه دعوت حسین را بی پاسخ گذاشتند .در این وقت سپاه عباسی به منطقه رسید و در هشتم ذی حجه دو سپاه رو در روی هم قرار گرفتند .سپاه عباسی مرتب به حسین ویارانش امان می داد(۶۶)اماآنان امان عباسیان رانمی پذیرفتند .عباسیان نیز به سبب برخورداری از نیرو وامکانات فراوان عرصه را بر حسین ویارانش تنگ کرده وگروهی از پشت سر به سپاه حسین حمله بردند وآنها را محاصره کردند . گفته شده است که حدود یکصد تن از اصحاب حسین کشته ، جمعی به اسارت درآمدند وبسیاری نیز گریختند.
هدف قیام شهید فخ اهداف قیام حسین بن علی را می توان از سخنان، اشعار و عملکرد او یا افرادی که در زمان او یا نزدیک به عصر او ، درباره ی قیامش اظهار نظر کرده اند تشخیص داد.کتابهایی که در این زمینه نگاشته شده اند بخوبی این اهداف را بیان کرده اند. به طور کلی می توان اهداف او را در چند سطر خلاصه کرد: ۱٫برخورد با حکومت ظلم و جور به ویژه سختگیریهای هادی عباسی و کارگزاران حکومتی او. ۲٫گرفتن انتقام از غاصبان حکومتی به خاطر جنایت های گذشته و دفاع از خون های ریخته شده.(۶۷) ۳٫٫تشکیل حکومت اسلامی و برپایی قسط و عدل.۴٫ برگرداندن حقوق غصب شده ی ائمه ی اطهار علیهم السلام در غالب شعار «الرضا من آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم».5..امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود الهی.(۶۸)
امام کاظم علیه السلام وقیام فخ حادثه ی شهادت حسین صاحب فخ بی ارتباط با روش پیشوای هفتم نبود ، زیرا نه تنها آن حضرت از آغاز تا تشکیل نهضت از آن اطلاع داشت بلکه با حسین بن علی در ارتباط بود . گرچه امام کاظم علیه السلام شکست نهضت را پیش بینی می کرد ولی وقتی از مصمم بودن حسین آگاه شد به او فرمود: «گرچه تو شهید خواهی شد ولی باز در جهاد و پیکار کوشا باش . این گروه مردم پلید و بدکارند که اظهار ایمان می کنند ولی در باطن ایمان و اعتقادی ندارند ، اِنّا لِلّهِ و اِنّا اِلَیهِ رَاجِعُون ، من در مصیبت شما گروه فامیل پاداش خود را نزد خدای عزوجل می جویم.»(69) گرچه حضرت امام موسی علیه السلام به ظاهر دعوت را نپذیرفت اما دلسوزی و خیر خواهی و دعا برای حسین و یارانش ، بیانگر این نکته است که ایشان از روی تقیه دعوت را نپذیرفت و چون از نتیجه ی آن آگاه بوده است ، برای جلوگیری از شرارت بنی عباس ناگزیر در حضور مردم ، دعوت را رد کرده است تا بعدها ارتباط امام کاظم علیه السلام و قیام کنندگان فاش و مشخص نشود.(۷۰)موافقت امام علیه السلام با این قیام و تأیید آن از نقل دیگری به دست می آید که وقتی سرهای بریده ی حسین و یارانش را به مدینه بردند ، امام کاظم علیه السلام در آن مجلس حاضر بودند و فرمودند: «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ رَاجِعُون ، مَضَی وَ اللّهِ مُسلِمًا صَالِحًا صَوّامًا آمِرًا بِالمَعرُوف نَاهِیًا عَنِ المُنکَر مَا کَانَ فِی اَهلِ بَیتِهِ مِثلِه… » «همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم ، او از نزد ما رفت در حالی که به خداوند مسلم ، صالح و روزه دار و آمر به معروف و ناهی از منکر بود و در خاندانش کسی مثل او نبود.»(71)
موضع دستگاه خلافت نسبت به شهید فخ هادی عباسی که می دانست پیشوای هفتم بزرگترین شخصیت خاندان پیامبر است و سادات و بنی هاشم از روش او الهام می گیرند ، پس از حادثه ی فخ سخت خشمگین شد ، زیرا اعتقاد داشت در پشت پرده از جهاتی رهبری عملیات را آن حضرت بر عهده داشت . به همین دلیل امام هفتم را تهدید به قتل کرده و گفت :« به خدا قسم حسین به دستور موسی بن جعفر بر ضد من قیام کرده و از او پیروی نموده است . زیرا امام و پیشوای این خاندان کسی جز موسی بن جعفر نیست . خدا مرا بکشد اگر او را زنده بگذارم.» این تهدید ها گرچه از طرف امام با خونسردی جواب داده می شد لکن در میان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و شیعیان و علاقه مندان آن حضرت سخت ایجاد وحشت کرد ، ولی پیش از آنکه هادی موفق به اجرای مقاصد پلید خود گردد ، طومار عمرش در هم پیچیده شد و خبر مرگش موجی از شادی و سرور در مدینه برانگیخت(۷۲)فصل سوم : دوران هارون (۱۹۳-۱۷۰ق)اوضاع سیاسی ، اجتماعیهارون در آغاز حکومتش می خواست سیاست خشن هادی را در برابر علویان با همراهی ایشان جبران کند ؛ از این رو با آنان ملایمت و همدردی نشان داد ؛ به آنان امان داد ؛ از علویان ساکن در بغداد رفع مانع کرد ؛ آنان را به مدینه باز گرداند و استاندار مدینه را که ایشان را شکنجه داده بود ، برکنار کرد.(۷۳) اما با توجه به عملکرد هارون بعد از تثبیت قدرتش به نظر می رسد که این ابراز ملایمت و همدردی فقط به خاطر کسب وجهه ی معنوی در میان مردم ومحکم کردن پایه های حکومت خود بوده است . رسول جعفریان در حیات فکری و سیاسی امامان شیعه می نویسد« اعمال فشار های رشید نسبت به شیعیان قابل قیاس با دوره های پیشین نبوده و از لحاظ گستردگی و شدت باید با دوره هایی مانند دوران متوکل مقایسه شود .»(74)با توجه به مطالب یاد شده ، طبیعی بود که علویان از وضع موجود ناراضی باشند ، قیام هایی که در همین فصل به آنها خواهیم پرداخت نتیجه ی این نارضایتی علویان بود . علاوه بر حرکت های علویان نا آرامی هایی از جانب خوارج در بخش هایی از حکومت عباسی نیز به چشم می خورد که در این تحقیق مجال پرداختن به آنها نیست .خوارج کسانی بودندکه استبداد و نافرمانی خلفا را در زمینه ی احکام شرعی نمی پذیرفتند ، آنان در دوران هارون از سال ۱۷۸ قمری در منطقه ی جزیره فعال شدند و قدرت خود را به ارمنستان وآذربایجان گسترش دادند . (۷۵)نا آرامی در افریقیه و مشرق به خصوص خراسان ، اختلافات گسترده ای را در سرزمین تحت حکومت هارون به وجود آورده بود . درگیری در دمشق نیز به بالاترین حد خود رسیده بود . مسئله ی فخ نیزکه در زمان هادی اتفاق افتاد ، دامنه دار بود و اثرات آن در زمان هارون هم مشاهده می شد . دو تن از رهبران علوی که از آن واقعه نجات یافتند به افریقیه و دیلم رفتند و موجبات قیام را در آن سرزمین ها به وجود آوردند که در همین فصل به توضیح مختصر این قیام ها خواهیم پرداخت.سختگیری های هارون نسبت به علویان و امام کاظم علیه السلام و زندانی کردن امام و کنترل ایشان ، امام علیه السلام را به مبارزه ی منفی علیه خلافت وادار می کرد ، ما به خاطر اینکه در بخش بعدی به مقایسه ی زندگی سیاسی امام هفتم و امام هشتم علیهما السلام می پردازیم از ذکر موضع امام کاظم علیه السلام در اینجا چشم پوشیده و این بحث را به بخش بعد موکول می کنیم.
قیام ادریس بن عبدالله (۱۷۲ق) ادریس پسر ششم عبدالله محض بود . او در قیام فخ نیز حضور فعال داشت و پس از شکست قیام متواری شد و همراه غلامش راشد به مصر رفت و در آنجا توسط قبائل بربر مورد استقبال قرار گرفت و بربرها با او بیعت کردند . این خبر هارون را سخت نگران کرد و به فکر خنثی کردن حرکت ادریس افتاد. طولی نکشید که توانست توسط «شماخ» که از دوستان مهدی بود او را بکشد . شماخ خود را به عنوان طبیب به ادریس معرفی کرده و با او انس گرفت و سپس او را مسموم کرد(۷۶).با کشته شدن ادریس قائله ختم نشد ، زیرا فرزند ادریس توانست دولتی قدرتمند در مغرب به نام شیعه پایه گذاری کند. این دولت مستقل شیعه در سال ۱۷۲ قمری تاسیس شد.اقدامات ادریسپس از آنکه کار ادریس در مغرب پیشرفت کرد و بیشتر قبائل و طوائف بربر با او بیعت کردند ادریس به فکر جهاد افتاد ، به این منظور سپاهی تشکیل داد و به تامس رفت و دژهایی را فتح کرد. بیشتر مردم این شهر یهودی و مسیحی بودند که با دعوت ادریس به اسلام گرویدند. مدتی بعد ادریس نبرد خویش را آغاز کرد و قلعه های دیگری نیز فتح کرد . ادریس در سومین نبرد خود به تلمستان رفت که حاکم آن شهر با ادریس از در مصالحه درآمد و با وی بیعت کرد . ادریس وارد شهر تلمستان شد و مسجدی در آنجا بنا کرد از اقدامات دیگر ادریس ضرب سکه به نام حکومت خویش در دو شهر ترغه و ولیلی بود ، که این مطلب حاکی از استقلال این دولت شیعی در آن مناطق است. .(۷۷)
واکنش عباسیان در مقابل قیام ادریس عباسیان به علت دوری مسافت و مشکلات فراوانی که در این ناحیه (شمال آفریقا ) داشتند ، نمی توانستند ترتیب لشکر کشی بزرگ و مفصلی را به مغرب بدهند و اگر اینچنین می کردند احتمال پیروزی آنها بسیار اندک بود ، زیرا باید در منطقه ناآشنا با قومی مصمم که تا پای جان از ادریس حمایت می کرد، نبرد می کردند که نتیجه ی آن قابل پیش بینی بود . بر این اساس هارون الرشید دو راه برگزید : نخست تقویت حکومتی به نام بنی اغلب در مصر برای ضعیف کردن حکومت ادریس و رو در رو کردن آنان با ادریسیان و دوم ترور ادریس ، که سرانجام توانست ادریس را به طرز ناجوانمردانه ای به قتل برساند. (۷۸)
قیام یحیی بن عبدالله (۱۷۵ق ) یحیی چهارمین پسر عبدالله محض بود و مانند برادرش ادریس از جمله افرادی بود که در قیام فخ نقش اساسی داشت . او مشاور نظامی و سیاسی حسین صاحب فخ بود. بعد از شکست قیام فخ ، یحیی و جمعی از علویان به مکه گریختند و سپس به همراه حاجیان به سرزمین های دیگر رفتند. یحیی ابتدا به حلوان و از آنجا به دیلم و گیلان رفت و در مناطق کوهستانی دوردست به دعوت به سوی خود پرداخت(۷۹). او توانست طرفدارن زیادی جمع کند(۸۰)خبرچینان و جاسوسان خبر رفت و آمد یحیی به دیلم را به هارون گزارش می کردند . هارون برای یافتن یحیی از هیچ اقدامی فرو گذار نکرد . وی فضل بن یحیی را با لشکری به دیلم فرستاد و فضل کوشید از راه های گوناگون یحیی را به تسلیم وا دارد . یحیی هم سر انجام پذیرفت صلح کند ، به شرط آن که هارون او را امان دهد و به خط خود برای وی ، امان نامه بنویسد و عده ای از قضات و فقها وبنی هاشم بر آن شهادت دهند . هارون شرط را پذیرفت و خط امان را همراه با هدایا و جوایز زیاد به دیلم فرستاد و گفته شده که هنگام ورود یحیی به بغداد هارون به گرمی از او استقبال کرد و هدایا ی فراوانی به او بخشید .(۸۱)
رفتار دستگاه خلافت بعد از صلح با یحیی یحیی در بغداد به شدت تحت نظر بود . هارون پیوسته به دنبال بهانه ای بود تا یحیی را از سر راه بردارد . یحیی تحت مراقبت جعفر بن یحیی برمکی بود . وی با یاد آ وری انتسابش به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از او تقاضای آزادی کرد . جعفر نیز اجازه داد که او به حجاز و حج برود . اما هارون متوجه شده و جعفر را توبیخ کرد و در این زمان تصمیمش برای توطئه بر ضد یحیی بیشتر شد . هارون یحیی را از حجاز احضار کرده و او را نزد غلامش زندانی کرد . در مدتی که یحیی در زندان بود هارون نیرنگ های زیادی به کار برد تا یحیی را به شهادت برساند اما موفق نشد . سر انجام هارون از علمای درباری کمک گرفت و امان نامه را نقض کرد . پس از آن همه نیرنگ هارون در چند نوبت یحیی را امان داده و آزاد کرد و بار دگر بر او خشم گرفت و او را زندانی کرد(۸۲) درباره ی نحوه ی شهادت وی اقوال مختلفی نقل شده است . در جایی علت مرگ خوراندن زهر یا خفه کردن (۸۳)در جای دیگر گرسنگی و تشنگی نقل شده و نقلی هم علت مرگ او را زندانی شدن در چاه و مردن در همان جا ذکر می کند(۸۴). به هر حال قیام یحیی زمینه ی مناسبی برای تشکیل دولت علویان طبرستان بود . به هر صورت یحیی بن عبدالله در راه عقیده و بدین جهت که نخواست با هارون همکاری کند و با پای مردی در راه قیام ، در سال ۱۷۶ قمری به جوار حق شتافت .بخش سوم:قیام های شیعی عصر امام رضا علیه السلام ( ۲۰۰ـ ۱۹۹ق)فصل اول: مقایسه اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام کاظم و امام رضا علیهما السلامگفتار اول : زندگی سیاسی امام کاظم علیه السلامگفتاردوم : زندگی سیاسی امام رضا علیه السلامفصل دوم : قیام های علویان در زمان امام رضا علیه السلامفصل اول: مقایسه ی اوضاع سیاسی ، اجتماعی عصر امام کاظم و امام رضا علیهما السلامدر بخش نخست که به صورت کلی و مختصر رابطه ی متقابل عباسیان و علویان، تا عصر امام رضا علیه السلام مورد بررسی قرار گرفت ، روشن شد که چگونه بنی عباس که با کمک علویان به حکومت رسیده بودند ، بعد از تثبیت قدرت خود ، به مبارزه علیه علویان اقدام کرده و سعی داشتند که آنان را از صحنه ی رقابت خارج سازند .از سوی دیگر؛ علویان نیز که به دو شاخه ی زیدی و امامی تقسیم شده بودند،هر یک به روش خاص خود در برابر عباسیان قد برافراشته و برای رسیدن به حقوق ازدست رفته ی خود،تلاش می کردند .در این بخش بر آنیم تا ادامه ی این درگیری ها و ارتباط خصمانه را در قالب مبارزات شیعه بر علیه عباسیان،در عصر امام رضا علیه السلام مورد بررسی قرار دهیم .اما پیش از آن لازم است بر زندگی سیاسی ، اجتماعی امام کاظم و امام رضا علیهما السلام و اوضاع سیاسی حاکم در عصر این دو امام بزرگوار ، مروری کوتاه داشته باشیم .گفتار اول : زندگی سیاسی امام کاظم علیه السلامدر زمان برخی از ائمه ی بزرگوار دین ، شرایط خاصی از لحاظ سیاسی ، بر جامعه حکم فرما بوده است و تغییر اوضاع سیاسی امت برای ایشان ،آسان تر از سایر ائمه بوده است . امام موسی بن جعفر علیهما السلام از زمره ی این ائمه بود . زیرا این گونه تصور می شدکه ایشان همان قائم آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم است(۸۵). امام موسی بن جعفر علیه السلام اقدام به طرح نقشه ای کرده بود تا اوضاع سیاسی امت را تغییر دهد. این نقشه از پنهان کردن امامت امام موسی کاظم علیه السلام توسط امام صادق علیه السلام شروع شد، و با رویدادهای زندگی آن حضرت و سر انجام با شهادت ایشان،پایان یافت. از خلال روایت هایی که از دوره ی امام کاظم علیه السلام نقل شده ،چنین دریافت می شود که جنبش مکتبی که امام موسی بن جعفر علیهما السلام آن را رهبری می کرد،به مثابه ی دولتی بود که درداخل دولت رسمی وظاهری قرار داشت . این جنبش مکتبی در نهایت پنهان کاری همراه با سازماندهی نیرومندی فعالیت می کرد. برخی از خدمتکاران دستگاه خلافت،خود عضو این جنبش بودند ، بنابراین دستگاه بنی عباس پیوسته مشغول تجسس وفرستادن جاسوس و مراقبت از وزرا وخدمتکاران بود. (۸۶)بیم دستگاه خلافت از یک واکنش همه گیر موقعی آشکار می شود که با سعایت برخی افراد ،امام هفتم که هدایتگر این مکتب بود دستگیر و زندانی وممنوع الملاقات گردید . البته زندانی شدن امام کاظم علیه السلام،به معنی رکود حرکت مکتبی وی نبود . زیرا آن حضرت در زندان هم با طرفداران خود ارتباط داشته وبا پیام های آسمانی، امت را تدریجا به سوی تعالی وکمال سوق می داد . قابل ذکر است که این ارتباط کاملا به صورت عادی بوده است نه از طریق امور غیبی؛ به عنوان مثال فردی از دوستداران امام مدت زیادی به عنوان خدمتکار سندی بن شاهک ( زندانبان امام ) به سر می برد ، تا بتواند به زندان امام راه یابد وضمن ارتباط با ایشان ، ارتباط امام ودوستدارانش را در بغداد فراهم سازد .(۸۷) نمونه ی اینگونه ارتباط را ما نیز در دوره ی معاصر شاهد بودیم ، امام خمینی ( ره )، در طول مدت تبعید خود درحالی که کیلومتر ها از مردم ایران فاصله داشت ، سکان هدایت کشتی انقلاب ایران را در دست داشت و از فاصله ی دور رهبری جامعه ی اسلامی را، عهده دار بودو هیچ مانع و قدرتی نتوانست ارتباط بین امام و مردم راقطع کند .امام کاظم علیه السلام ومبارزه منفی علیه دستگاه خلافتعصر امام کاظم علیه السلام دوران بسیار سختی برای شیعیان بود. از این روی ، دراین دوران حرکت های اعتراض آمیز متعددی از ناحیه ی شیعیان وعلویان نسبت به خلفای عباسی صورت گرفت که از مهمترین آنها قیام حسین بن علی (شهید فخ ) و نیز جنبش یحیی و ادریس فرزندان عبدالله بود. در واقع مهمترین رقیب عباسیان ، علویان بودند واین طبیعی بود که حکومت ، آنان را سخت تحت نظارت بگیرد(۸۸) کتب تاریخ وحدیث ، برخوردهای متعدد خلفای عباسی با موسی بن جعفر علیهما السلام را نقل کرده اند که عمده ترین آنها برخوردهای هارون است. در عین حال بایدتوجه داشت که امامان شیعه همگی بر لزوم رعایت تقیه پافشاری کرده ومی کوشیدند تا تشکل شیعه را به طور پنهانی اداره نمایند. رهبری این حرکت وظرافتی که در هدایت آن به کار برده شد عامل مهم استواری شیعه در تاریخ است. رعایت اصل تقیه در میان شیعیان سبب می شد تا دشمن تصورکند که شیعیان کمترین اقدام سیاسی بر ضد آنها نخواهند داشت ونهایت آن که ، امامان خود را تنها به عنوان امام فکری و معنوی می پذیرند ، به همین دلیل خلفا به علویان زیدی مذهب که به طور دایم در پی شورش سیاسی بودند توصیه می کردند که همانند عموزادگان خود (یعنی موسی بن جعفر علیه السلام وطرفدارانش ) باشید تا سالم بمانید .(۸۹) با اینکه امام علیه السلام همواره شیعیان را به تقیه توصیه می کردند اما از مبارزه هم دست بر نمی داشتند ،نمونه هایی از مبارزه ی امام علیه السلام وبرخورد او با دستگاه حاکم عباسی در تاریخ ، نقل شده است. ازآن جمله ، نوعی مبارزه ی منفی است ، مبارزه ای که گر چه در قالب نقشه های براندازی نیست ، بر عدم مشروعیت نظام تاکید کرده ومی کوشد تا اعتماد مردم را نسبت به حکومت سست کند. نکته مهم در مبارزه ی منفی ، عدم همکاری با حکومت است ، امری که به خودی خود ، عدم مشروعیت هیات حاکمه را نشان می دهد. نمونه ای از این عملکرد را می توان در برخورد امام علیه السلام با صفوان بن مهران دید .هنگامی که امام علیه السلام صفوان را از کرایه دادن شترهایش به هارون برای انجام مناسک حج منع کرد وفرمود : اگر این کار را انجام دهد در صف آنان قرار می گیرد. (۹۰)نوع دیگر برخورد امام کاظم علیه السلام با خلافت عباسی حرکتی بود که امام علیه السلام در برخورد با علی بن یقطین داشت واز وی خواست تا در دربار عباسی بماند وبکوشد تا شیعیان را از گرفتاری نجات دهد ، علی بن یقطین در شمار اصحاب خاص امام علیه السلام بود که در دستگاه عباسی دارای نفوذ زیادی بود .او در دوره ی مهدی و هارون نفوذ فراوانی داشت واز آن به نفع شیعیان بهره گیری می کرد .(۹۱)
مبارزه با علمای درباری مبارزه با علمای خود فروخته و فاسدی که خود را در خدمت دربار عباسی قرار داده بودند ، نمونه ی دیگری از مبارزات امام کاظم علیه السلام است که در کلمات آن حضرت دیده می شود . وجود این افراد در دستگاه خلافت ، مشروعیت آن را از نظر عوام تضمین می کرد و به طور طبیعی عاملی در مقبولیت حکومت بود ، به همین جهت چنین افرادی در دستگاه خلافت از محبوبیت فراوانی برخوردار بودند . نمونه ای از برخورد امام با این مساله، این روایت است که حضرت فرمودند : « رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : اَلفُقَهَاءُ اُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَم یَدخُلُوا فِی الدُّنیَا » « فقها تا هنگامی که داخل دنیا نشده اند امنای پیامبرانند » سوال شد : چگونه در دنیا داخل می شوند ؟ حضرت فرمودند : « اِتِّبَاعُ السُّلطَانِ . فَاِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ فَاحذَرُوهُم عَلَی اَدیَانِکُم »« وقتی که پیروی از حکام نمایند . در این زمان بر دین خود از آنان بترسید.(۹۲) »
امام کاظم علیه السلام و مباحث کلامی و فکری از جمله مذاهب اسلامی که در اواخر قرن اول هجری پیدا شدو پس از آن هم سهم عمده ای در درگیری های فکری جامعه ی اسلامی داشت ، مذهب اعتزال بود. اصل اساسی این مذهب توجیه مسائل دین در سایه ی عقل بود . در برابر معتزله گروه هایی از اهل حدیث بودند که گرفتار احادیث جعلی فراوانی بوده و در مساله ی توحید گرفتار شبهات و مشکلات بسیاری بودند . به هر روی در جامعه ی آن زمان مبحث توحید و صفات خدا اهمیت فراوانی داشت ، طبعا راهنمایی های امام کاظم علیه السلام می توانست شیعیان را از تاویلات و توجیهات رایج نجات دهد(۹۳)در روایتی آمده است که از آن حضرت درباره ی صفات خداوند پرسیدند . آن حضرت در پاسخ فرمودند :« لا تَجاوَزُوا عَمّا فِی القُرآن» « از آنچه در قرآن است پا فراتر نگذارید .» حضرت زمانی که می خواست صفات خدا را برشمارد ، تنها از مضامین قرآن بهره می گرفت و در مقابل اهل حدیث که ازمشبهه بوده و می کوشیدند برای خدا صفات انسانی و مادی بتراشند موضع گرفته و خدا را از هر نوع تشبیه و صفت مادی مبرا می ساختند .(۹۴)اقدام دیگری که امام در برابر مکاتب کلامی انجام داد ، این بود که به اصحاب خود دستور می داد که به بحث با مخالفان بپردازند . البته این دستور فقط در مورد کسانی از اصحاب که اعتقاد راسخی داشتند صورت می گرفت و در مورد بقیه ی شیعیان که هنوز پایه های اعتقادی آنها محکم نشده بود ، می فرمودند : « با کسانی که اعتقادات نادرست دارند ، همنشینی نکنید (۹۵)»این تلاش ها از سوی امام و اصحاب ایشان با وجود همه ی محدودیت ها ، سبب شد تا عقاید اهل بیت علیهم السلام ، بنیاد فکری شیعه را تشکیل داده و اسلام دور از تحریف از طریق اهل بیت علیهم السلام به نسل های بعدی انتقال یابد .
امام کاظم علیه السلام و قیام های علویان از حوادث دیگری که در زمان امام کاظم علیه السلام رخ داد می توان به قیام های علویان اشاره کرد . حرکت امام کاظم علیه السلام در این زمینه در راستای همان حرکت کلی بود که از زمان امام سجاد علیه السلام شروع شد و توسط امام صادق علیه السلام به اوج خود رسید ، یعنی امام می کوشید ضمن ابراز حقوق حقه ی خویش از درگیری مستقیم با حکومت خودداری کند ، زیرا درگیری رودررو با حاکمان وقت می توانست تمام زحماتی را که برای سازماندهی هسته ها و پایگاه های مردمی شیعه در زمان ائمه ی قبل از ایشان کشیده شده بود ، به خطر اندازد و شیعه و اساس مذهب تشیع را مورد حمله قرار دهد . با این وجود امام به هیچ وجه بی میل نبودندکه برای ایجاد فاصله بین مردم ودستگاه حکومتو نیز احیاء احساسات مذهبی و وجدان انقلابی مسلمین از قیام های علوی سالم و ضد عباسی حمایت کنند و البته این حمایت همچون گذشته باید در پرده ای از مخفی کاری و بر اساس اصل مسلم تقیه صورت می گرفت .(۹۶) گرچه در زمان امام موسی علیه السلام قیام های متعددی بر پا شد و حتی قیام ادریس توانست در بخشی از سرزمین ها حکومت شیعی تشکیل دهد ، اما طرح ونقشه ی امام این نبود که مانند ادارسه حکومتی تشکیل دهد ،بلکه هدف امام متحول ساختن همه ی امت بود . این هدف بدون تقویت محرومان و سازماندهی ایشان امکان نداشت . امام می خواست آنها را به ارزش های خاصی مجهز کند تا بتواند انقلابی بر ضد سلطه جویان طاغوتی و ستمگران بر پا کند .(۹۷)اوضاع اقتصادی شیعیان در زمان امام کاظم (علیه السلام)امام هفتم (علیه السلام)علاوه بر مبارزات و فعالیت های فرهنگی،از اقدامات اقتصادی شیعیان و رسیدگی به آنها نیز غافل نبود. در پرتو امامت و رهبری ایشان و محبوبیت گسترده ی آن حضرت در بین مسلمانان ، آنها خمس اموال خود ودیگر اموال متعلق به بیت المال را به محضر آن حضرت می فرستادند و از چهار سوی کشورپهناور اسلامی اموال و وجوه اسلامی به سوی امام موسی بن جعفر علیه السلام سرازیر می شد، به طوری که ایشان صندوق بیت المال تشکیل داده بودند.نقل کرده اند که هنگام شهادت امام (علیه السلام ) مبلغ هفتاد هزار دینارنزد زیاد بن مروان قندی و مبلغ سی هزار دینار در تحویل علی بن ابی حمزه (که از نمایندگان حضرت بودند) بود. علاوه بر اینها مبلغ سی هزار دینار نیز در تحویل عثمان بن عیسی رواسی نماینده ی امام در مصر بود(۹۸). علت اینکه این مبالغ در دست نمایندگان بود و به راحتی به دست امام نمی رسید ، این بود که دستگاه خلافت امام را شدیداً تحت نظر داشت و امام در اجرای برنامه های اقتصادی خود آزاد نبودند. این نکته نیز قابل ذکر است که امام از حقوق شیعیان به طور غیر مستقیم دفاع می کردند. به عنوان مثال علی بن یقطین که از شیعیان امام بود و قبلا نیز اشاره کردیم که به فرمان امام در دستگاه عباسی مشغول فعالیت بود ، در مورد همکاری با بنی عباس از امام کسب تکلیف نمود، امام فرمودند: « اگر ناگزیری این کار را انجام دهی ، مواظب اموال شیعیان باش.» علی بن یقطین فرمان امام را پذیرفت و روی همین اصل مالیات دولتی را بر حسب ظاهر از شیعیان وصول می کرد ولی مخفیانه به آنان مسترد می نمود(۹۹)
پاسدار دانشگاه جعفری از آنجا که در زمان امام کاظم علیه السلام هر گونه اقدام حاد و برنامه ای که حکومت عباسی از آغاز ، روی آن حساسیت نشان می داد ، به صلاح نبود . بنابراین امام کاظم علیه السلام دنباله ی برنامه ی علمی پدر را گرفت و حوزه ای – نه به وسعت دانشگاه جعفری- تشکیل داد و به تربیت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضیلت پرداخت . گروه زیادی از یاران و شیعیان خاص امام و رجال خاندان هاشمی در محضر آن حضرت گرد می آمدند و سخنان گهربار و پاسخ های آن حضرت را یادداشت می نمودند و هر حکمی که در مورد هر پیشامدی صادر می نمود ، ضبط می کردند(۱۰۰)موسی بن جعفر علیهما السلام نه تنها از نظر علمی تمام دانشمندان و رجال آن روز را تحت الشعاع قرار داده بود ، بلکه از نظر فضائل اخلاقی وصفات برجسته ی انسانی نیز زبانزد خاص و عام بود . به طوری که تمام دانشمندانی که با زندگی پر افتخار آن حضرت آشنایی دارند ، در برابر عظمت شخصیت اخلاقی وی سر تعظیم فرود آوردند .(۱۰۱)گفتار دوم : زندگی سیاسی امام رضا علیه السلامبخشی از زندگی امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به دوران پیش از امامت ایشان مربوط می گردد که ۳۵ سال بوده است .در این مدت ، از خلفای عباسی ، منصور ، مهدی ، هادی و هارون حاکمیت داشته اند .پس از شهادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام وآغاز دوره ی امامت علی بن موسی علیه السلام ،آن امام علیه السلام بیست سال دیگر زیسته است . از این مدت ده سال در عصر خلافت هارون ، پنج سال در عصر پر فراز و نشیب امین ، و سر انجام پنج سال را با زمامداری مامون ، سپری کرده است (۱۰۲)
امام در عصر هارون آن بخش از زندگانی امام رضا علیه السلام که در عصر هارون سپری شد ، به گونه ای بود که در آن ، موقعیت مبارزه علنی ورسمی ،برای آن حضرت علیه السلام پدید نیامد وبیشتر فعالیت های شیعی و تلاشهای عقیدتی و مبارزات سیاسی در نهان ، رهبری می شد .دستگاه خلافت هارونی ،مصلحت را در این دیدکه شیوه ی گذشته ی خود را تغییر دهد ، چرا که سیاست گذشته وروش سختی که نسبت به هفتمین امام علیه السلام اتخاذ کرده بود ، دیگر به صلاح حکومت نبود وبیش از گذشته ، موجودیت عباسیان را با خطر روبرو می کرد . قیامها رو به فزونی گذاشته و توجه مردم در سرزمینهای مختلف به خاندان پیامبر بیشتر شده بود وشرایط عمومی به زیان نظام حاکم رقم می خورد . از این روی در آن دوره ده ساله ، هارون کمتر خود را روبروی امام علیه السلام قرار می داد .روایتی که مرحوم صدوق نقل کرده است ، مؤید این مطلب میباشد : یحیی بن خالد برمکی در مقام سعایت و بدگویی به هارون گفت : پس از موسی بن جعفر اینک پسرش جای او نشسته و ادعای امامت می کند. هارون پاسخ داد: آنچه با پدرش کردیم کافی نیست ؟ میخواهی یکباره شمشیر بردارم و همه ی علویان را بکشم ؟(۱۰۳) البته امام رضا علیه السلام نیز از اینکه هارون به ایشان آزاری نمی رساند ، مطمئن بود .و علناً اظهار امامت می کرد و در این مورد بر خلاف پدران بزرگوارش تقیه نداشت. صفوان بن یحیی می گوید : وقتی امام موسی کاظم علیه السلام از دنیا رفت ، امام رضا علیه السلام برای مردم صحبت کرد ومساله ی جانشینی وامامت خود را بیان کرد .وی می گوید من از این امر نگران شدم و به آن حضرت علیه السلام عرض کردم : شما امر بزرگی را آشکار کردید و ما از ظلم هارون بر شما می ترسیم .امام علیه السلام فرمودند : « او هر چه می خواهد کوشش کند ، او را بر من راهی نیست ».(104)
اوضاع سیاسی عصر هارون کشور اسلامی در سالهای آخر زمامداری هارون دستخوش تحولات سیاسی و شورشهای نظامی گردید واز هر جا سر و صدای مخالفت بلند شد .از یک سو « رافع بن لیث» نواده « نصر بن سیار» ، حاکم ماوراءالنهر ، جمعی را گرد خود جمع کرد وسمرقند و برخی دیگر از نواحی خراسان را متصرف شد . سر کشی و طغیان او به حدی بود که خلیفه را در خطبه ها و نامه های خود از مقام خویش عزل کرد وبا نیروهای دولتی حاکمان خراسان ، جنگید وبسیاری از آنان را کشت .(۱۰۵) از سوی دیگر در خراسان ، مردم ستمدیده از ظلم و اجحاف استاندار خلیفه ، علی بن عیسی عباسی به ستوه آمده پرچم مخالفت بر افراشتند ، چندان که هارون مجبور شد وی را از سمت خود برکنار کند .(۱۰۶)در نواحی سیستان نیز ، حمزه بن عبدالله خارجی قیام کرد و مردم آن سامان را از پرداخت خراج به کارگزاران ستمگر خلیفه بازداشت .وی بیش از سی هزار نیرو گرد آورد وآنان را در چند تیپ سازماندهی کرد وهر تیپ را مامور کرد به منطقه ای از خاک خراسان یورش برند وهر کجا با عمال حکومت برخوردند آنان را بکشند و اموالشان را به غنیمت گیرند .(۱۰۷) ناحیه آذربایجان نیز با قیام خرمیان درسال ۱۹۲ق.به آشوب کشیده شد .(۱۰۸) سرزمین شام هم در سال ۱۷۴ قمری صحنه درگیری وکشمکش میان دو قبیله بزرگ یعنی مضریان ویمانیان بود . دراین جنگها تعداد زیادی از دو طرف کشته شدند .(۱۰۹) نارضایتی و دلسردی از دستگاه خلافت حتی به درون دربار راه یافت .برخورد خصمانه و دور از انتظار هارون با استوار کنندگان پایه های حکومتش ،یعنی برمکیان و به زندان افکندن سران آنان ، زنگ خطر رابرای همه ی درباریان و چاکران به صدا درآورد و موجبات دلسردی ونفرت آنان رانسبت به هارون فراهم ساخت؛ به گونه ای که خود هارون در هنگام عزیمت به خراسان درد دل خود را با صباح طبری اینگونه بیان داشته است :« همگیشان نفسهای مرا می شمارندو روزهای مرا شماره میکنند و از طول عمرم به تنگ آمده اند (۱۱۰)همه ی این حوادث ، از وجود و گسترش جو نا امنی و بی ثباتی سیاسی در جامعه خبر می داد .هارون در سالهای پایانی عمر خود ، به حکومت عباسیان و آینده ی آن می اندیشید . به همین منظور در سال ۱۷۵ قمری فرزندش محمد امین را که هنوز بیش از پنج سال از عمرش نگذشته بود ، برای جانشینی پس از خود ، معرفی کرد .(۱۱۱) هفت سال بعد ، یعنی در سال ۱۸۲ قمری با معرفی عبد الله مامون به جانشینی امین ، در تثبیت حکومت عباسی کوشید(۱۱۲). به گفته ابن خلدون در سال ۱۸۶ قمری هارون در مکه عهد نامه ای را در حضور شخصیت ها و رجال سیاسی ، قضایی ، نظامی و…، به امضای دو فرزندش امین و مامون رساند و نسخه ای از آن را در خانه کعبه به دیوار آویخت . در این قرارداد ، ضمن معرفی فرزندانش برای اداره دستگاه خلافت ، یکی پس از دیگری ، از آنان پیمان گرفت که نقض عهد نکنند ، آنگاه هارون دستور داد تا متن آن را برای حاضران در موسم حج بخوانند تا پس از بازگشت حاجیان ، موضوع جانشینی امین ومامون میان همه ی مردم منتشر شود .
اوضاع فرهنگی عصر هارون سیاست درهای باز حکومت عباسیان ، دانشمندان ، حکما و فیلسوفان را از نقاط مختلف جهان همراه با عقاید و آراء گوناگون کلامی و فلسفی آنان ،وارد جهان اسلام کرد و موجب بروز شبهات و ابهامات زیادی در اعتقادات مسلمانان گشت .در آن شرایط ناپایدار سیاسی که گردانندگان دستگاه خلافت تنها در اندیشه ی تحکیم قدرت سیاسی خود بودند ، این تهاجمات فرهنگی بر آشفتگی اوضاع مسلمانان می افزود .
پیدایش واقفیه پیشوای هشتم در آغاز امامت خود علاوه بر رویارویی با گروههای فکری و اعتقادی موجود در جامعه ی اسلامی ، با اختلافات و کشمکشهای فکری جدیدی نیز مواجه شد .متاسفانه منشا این اختلافات ، اصحاب و یاران پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بودند .موضوع اختلاف نیز یکی از مسائل مهم اعتقادی ،یعنی « امامت » بود .بنا بر نوشته ی مورخان ، پس از شهادت امام کاظم علیه السلام میان شیعیان و اصحاب امام علیه السلام درباره ی مساله ی امامت دو نظریه پیدا شد :۱٫اکثریت شیعیان نسبت به شهادت امام کاظم علیه السلام قطع پیدا کردند و پس از آن حضرت به امامت فرزندش علی بن موسی علیه السلام معتقد شدند .از این رو به آنان «قطعیه »گفته اند .۲٫ تعداد اندکی از آنان در امامت موسی بن جعفر توقف کرده وآن حضرت را در سلسله ی امامت ، آخرین فرد پنداشتند این افراد به نام » واقفیه وممطوره » معروف شدند .(۱۱۳) برخی از اینان نسبت به رحلت امام کاظم علیه السلام شک و تردید داشتند و می گفتند :ما نمی دانیم او رحلت کرده یا زنده است و غیبت نموده است .گروهی دیگر ، مدعی شدند آن حضرت علیه السلام از دنیا نرفته است . او زنده و در پس پرده غیبت پنهان است تا روزی که به امر خداوند ظاهر شود و او همان « قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم » و مهدی موعود است .(۱۱۴)از آن جا که برخی از پایه گذاران جریان انحرافی وقف ، از چهره های سرشناس و شخصیت های معروف و نزدیک به امامان علیه السلام بودند ، افکار آنان پیامدهای ناگواری در جامعه بر جای گذاشت که کمترین آن تضعیف موقعیت امامت شیعی ، ایجاد اختلاف میان مسلمانان و مشغول ساختن افکار عمومی به مسائل انحرافی وغفلت از نیرنگ ها و توطئه های اساسی دشمن بود . این پدیده ی شوم به قدری ناگوار بود که امامان علیهم السلام از آن به فتنه تعبیر کرده اند.(۱۱۵)فعالیت های سیاسی امام رضا علیه السلام در دوران هاروندرمتون روایی و تاریخی شیعه روایات زیادی وجود دارد که مبارزات علنی امام رضا علیه السلام در زمینه ی تبیین و تثبیت امامت خود و نفی امامت دیگران را به خوبی آشکار می سازد . امام رضا علیه السلام در آغاز امامت خود ، روی اساسی ترین و حیاتی ترین مسئله ی جامعه یعنی رهبری ،که محل برخورد افکار و تضارب آراء و گروه های مختلف فکری و سیاسی جامعه ی آن روز بود ، انگشت گذاشت و با صراحت ، خود را پیشوای جامعه معرفی کرد . فعالیت های آشکار و بی پرده ی امام رضا علیه السلام در بعد سیاسی آن چنان بود که نزدیکان آن حضرت را وحشت زده کرد به طوری که آنان در شرایط خفقان آور حکومت عباسی بر جان امام بیمناک شدند و از او خواستند از مبازرات علنی دست بردارد و همچون اجدادش تقیه کند . صفوان بن یحیی می گوید : « امام رضا علیه السلام پس از رحلت موسی بن جعفر علیهما السلام مطالبی گفت که ما بر جانش ترسیدیم »و به او عرض کردیم : مطلب مهم و بزرگی را آشکار کردی ما از این ستمگر ( هارون ) برجان تو بیمناکیم . امام فرمودند :«هر چه می خواهد تلاش کند ،او راهی بر من ندارد » .(116)سعایت درباریان و مزدوران هارون نیز از شواهد دیگری است که پرده از تلاشهای سیاسی آشکار امام علیه السلام برمی دارد به گونه ای که آنها از فعالیتهای امام علیه السلام احساس خطر کرده وبارها از او نزد خلیفه بدگویی کردند خلیفه نیزهرچند در ابتدا سعی می کرد برخورد تندی با حضرت نداشته باشد ولی سرانجام وجود آن حضرت را نتوانست تحمل کند و تصمیم به قتل او گرفت ولی توطئه اش خنثی شد .(۱۱۷)
فعالیتهای فرهنگی امام رضا علیه السلام فعالیتهای فرهنگی امام رضا علیه السلام در برابر جریانات انحرافی و گروه های مخالف مکتب اهلبیت علیهم السلام در آغاز امامت خود به همان اندازه معترضانه و روشنگرانه بود که فعالیت های سیاسی آن حضرت . امام در آن شرایط حساس که اصل امامت از هر سو مورد تهاجم جناحهای فکری قرار گرفته بود ، به تنهایی به میدان آمد وحقایق را بی پرده برای مردم باز گفت وبا دلیل استوار و حجت قوی دشمنان را در هر مورد خلع سلاح کرد .پیشوای هشتم در برابر اندیشه ی وقف و سردمداران آن ، موضع گرفت و آن را مخالف با اسلام قلمداد کرد .به عنوان نمونه می توان به این مورد اشاره کرد ؛ فضل بن شاذان نقل می کند : از امام رضا علیه السلام درباره ی واقفی ها سئوال شد ، حضرت فرمود :« آنان در زندگی ، حیران و سرگردانند و به هنگام مرگ ، زندیق از دنیا می روند.(۱۱۸) » منع از پرداخت زکات به آنان از مواضع دیگر امام علیه السلام نسبت به واقفیها بود هنگامی که ازان حضرت سوال شد : آیا به کسانی که گمان می کنند پدرتان زنده است، می توانم زکات بدهم ؟ امام فرمود: چیزی به آنان نده ، چون آنها کافر، مشرک و زندیق هستند.(۱۱۹) فعالیت های فرهنگی و تبلیغاتی امام رضا علیه السلام در برابر گروه های منحرف از خط امامت به واقفیه محدود نمی شد ، بلکه سایر گروه ها را نیز همچون ، صوفیه ، غلات ، مفوضه ، خوارج ، مدعیان امامت و… در بر می گرفت.
امام رضا علیه السلام در عصر امین در دوران حکومت امین ، برخوردی میان امام رضا علیه السلام وماموران حکومت عباسی ، در تاریخ به چشم نمی خورد . شاید این امر بخاطر وجود اختلاف و درگیری بین امین ومامون باشد .این اختلاف ومناقشه به حدی بود که دستگاه خلافت فرصتی برای ایذاء و آزار علویان به خصوص امام رضا علیه السلام پیدا نمی کرد .از این روی فاصله ی بین مرگ هارون وحکومت مامون را می توان سالهای آزادی نسبی امام علیه السلام وفرصت خوبی برای فعالیتهای فرهنگی آن حضرت به شمار آورد .در گیریهای دو برادر برسر خلافت بین سالهای( ۱۹۳ـ ۱۹۸ ق ) صورت پذیرفت وسرانجام در سال۱۹۸ قمری باکشته شدن امین وقدرت یافتن مامون پایان پذیرفت(۱۲۰).بدین ترتیب اختیارات کامل کشور اسلامی در دست مامون قرار گرفت .
امام رضا علیه السلام در عصر مامون با استقرار مامون بر تخت خلافت فصل جدیدی در زندگی امام رضا علیه السلام آغاز شد .فرزندان بزرگوار علی علیه السلام همواره مورد شکنجه وآزار خلفای وقت بودند وسرانجام هم به دست آنان به شهادت می رسیدند. اما آنچه از تاریخ برمی آید این است که مامون روش متفاوتی را در برخورد با علویان اتخاذ کرد. وی به تشیع اظهار علاقه می کرد و گردانندگان دستگاه خلافتش که غالباً ایرانی بودند نیز، نسبت به آل علی و امامان شیعه علیهم السلام علاقه و محبتی خاص داشتند. بنابر این هیچ گاه نتوانست روش پدران خود را ادامه دهد وهمانند آنها امامان شیعه را آشکارا مورد آزار و شکنجه قرار دهد.مامون تصمیم گرفت امام رضا علیه السلام را به مرو ، مقر حکومت خویش فرا خواند تا از نزدیک بر کارهای آن حضرت نظارت کند.پس از آن نیز با طرح مسأله ی ولایتعهدی کوشش کرد تا به نوعی زیرکانه ، ضمن نظارت بر کارهای امام رضا علیه السلام ، از اقدامات علویان علیه حکومت خویش بکاهد.بررسی مسأله ی ولایتعهدی از زوایای مختلف ، خود مقاله ای جداگانه می طلبد ، اما اشاره به این نکته ضروری است که ، بدون شک طرح این مسأله از جانب مأمون نشان دهنده ی این است که نه تنها امام هشتم علیه السلام مخالف فعالیت های سیاسی نبودند بلکه خود نیز در فرصت های مقتضی ، به انجام چنین فعالیت هایی دست می زدند .اما پاسخ این سئوال که چرا خود امام رضا علیه السلام ویا ائمه ی دیگر ، به تشکیل حکومت مستقل دست نمی زدند ؟، در بخش بعدی این تحقیق خواهد آمد .
پی نوشت ها :

۶۱٫ یعقوبی ، تاریخ ، ترجمه ی محمد ابراهیم آیتی ، انتشارات علمی فرهنگی ، تهران ، چ ۶ ، ۱۳۷۱، ج۲، ص ۴۰۷٫۶۲٫ پیشوایی ، مهدی ، همان، ص ۴۲۳ .۶۳٫ طبری ، همان ، ج ۱۲ ، ص ۵۲۲۳ .۶۴٫بلعمی ، تاریخنامه ی طبری ، سروش ، تهران ، چ دوم ،۱۳۸۰ش ، ص ۱۱۷۸٫۶۵٫ابن اثیر ، همان ،ج ۱۰، صص ۳۸ – ۳۵ .۶۶٫ اصفهانی ، ابوالفرج ، همان ،ص ۴۱۶٫۶۷٫ اصفهانی ، ابوالفرج ، همان ، ص ۴۱۶ .۶۸ . کاظمی پوران ، محمد ، همان ، ص ۱۵۵٫۶۹ . همان . ص ۴۱۳ .۷۰ . همان ، ص ۱۵۸ .۷۱٫ اصفهانی ، ابوالفرج ، همان ، صص ۴۲۰ و ۴۲۱٫۷۲ . پیشوایی ، مهدی ، همان ، ص ۴۲۸ .۷۳ .طقوش ، محمد سهیل ، همان ، ص ۸۹ .۷۴٫٫ جعفریان ، رسول ، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه ، انصاریان ، قم ، چ هشتم ، ۱۳۸۴ش ، ص ۳۹۱ .۷۵ . طقوش ، محمد سهیل ، همان ، ص ۹۲- ۸۹ .۷۶٫ تمیمی ، نعمان بن محمد ، شرح الاخبار فی فضائل ائمه الاطهار ، موسسه الاعلمی للمطبوعات ، لبنان ، چ دوم ، ۱۴۲۷ ق ، ج ۳ ، ص ۳۳۱ .۷۷ . کاظمی پوران ، محمد ، همان ، ص ۲۰۰ .۷۸ . همان ، ص ۲۰۱ .۷۹ . تمیمی ، نعمان ، همان ، ص ۳۳۰ .۸۰٫ ابن اثیر ، همان ، ج ۹ ، ص ۶۶ .۸۱٫ همان ، ج ۱۶ ، ص ۶۸ .۸۲٫ ذهبی ، تاریخ الاسلام ، دار الکتب العربی ، بیروت ، چ اول ، ۱۴۱۱ ق ، ج ۱۱ ، ص ۱۲ .۸۳ . اصفهانی ، ابوالفرج ، همان ، ص ۴۴۹ .۸۴ . تمیمی ، نعمان ، همان .۸۵٫ مدرسی ، محمد تقی ، امامان و جنبش های مکتبی ، ترجمه ی حمید آژیر ، آستان قدس رضوی ، مشهد ، چ چهارم ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۸۳٫۸۶ . همان ، صص ۱۸۵ – ۱۸۶٫۸۷ . همان ، ص ۲۱۴ .۸۸ . جعفریان ، رسول ، همان ، ص ۳۸۵ .۸۹ . همان ، ص ۳۹۸ .۹۰٫ همان ، ص ۴۰۶ .۹۱ . همان ص ۴۰۷ .۹۲ . همان ، ص۴۰۸ .۹۳ . همان ، ص۴۰۹ .۹۴٫همان،صص۴۰۹ و۴۱۰۹۵٫ همان ، ص ۴۲۱ .۹۶ . کاظمی پوران ، محمد ، همان ، ص ۲۲۸ .۹۷٫مدرسی ، محمد تقی ، همان ، صص ۲۱۲ – ۲۱۳ .۹۸٫ پیشوایی ، مهدی ، همان ، ص ۴۶۳ .۹۹٫ همان ، ص ۴۵۷ .۱۰۰ . همان ، ص ۴۱۵ .۱۰۱ . همان ص ۴۱۶ .۱۰۲ . همان ، ص ۴۶۷٫۱۰۳ . همان ، ص ۴۶۹ .۱۰۴٫ اربلی ، علی بن عیسی ، کشف الغمّه فی معرفه الائمه ، مکتبه بنی هاشمی ، تبریز ، ۱۳۸۱ق ، ج ۲ ، ص ۲۷۳ .۱۰۵٫ نرشخی ، ابوبکر محمد بن جعفر ، تاریخ بخارا ، ترجمه ی ابو نصر احمد بن محمد قبادی ، نشر تهران ، توس ، ۱۳۶۳ ش ، ج ۲ ، ص ۲۸۷ .۱۰۶ . طبری ، همان ، ج ۱۲ ، صص ۵۳۴۵ ـ ۵۳۴۸ .۱۰۷ . بی نا ، تاریخ سیستان ، تحقیق ملک الشعرای بهار ، کلاله ی خاور ، تهران ، چ دوم ، ۱۳۶۶ ش ، صص۱۵۶ ـ۱۶۰ .۱۰۸٫ دینوری ، همان ، ص ۴۳۲ .۱۰۹٫ همان ، ص ۴۲۸ .۱۱۰ . طبری ، همان ، ج ۱۲، ص ۵۳۶۲ .۱۱۱ . ابن کثیر ، البدایه والنهایه ، دارالفکر ، بیروت ، ۱۴۰۷ ق ، ج ۱۰ ، ص ۱۶۵ .۱۱۲٫ همان ، ص ۱۷۹ .۱۱۳ . شهرستانی ، محمد ، همان ، ج اول ، ص ۱۶۸ .۱۱۴ . نوبختی ، حسن بن موسی ، فرق الشیعه ، ترجمه ی محمد جواد مشکور ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، تهران ، ۱۳۸۱ ش ، ص ۷۱ .۱۱۵٫ موسوی خوئی ، سید ابوالقاسم ، معجم رجال الحدیث ، مدینه العلم ، بیروت ، چ دوم ، ۱۴۰۳ ق ، ج ۳ ، ص ۱۷۶ .۱۱۶٫ مجلسی ، همان ، چ سوم ، ج ۴۹ ، ص ۱۱۵ .۱۱۷ . همان ، ص ۱۱۶ .۱۱۸٫ همان ، ج ۴۸ ، ص ۲۶۳ .۱۱۹ . همان .۱۲۰٫ پیشوایی ، مهدی ، همان ، ص ۴۷۲ .ادامه دارد

 

نوشته قبلی

قیامهای علویان در زمان امام رضا علیه السلام (۳)

نوشته‌ی بعدی

قیامهای علویان در زمان امام رضا علیه السلام (۱)

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

قیامهای علویان در زمان امام رضا علیه السلام (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا