بِسْمِ اللّهِ الرّحْمنِ الرّحِیمِ
{إِنّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ * وَ مَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ * لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزّلُ الْمَلاَئِکَهُ وَالرّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبّهِم مِن کُلّ أَمْرٍ * سَلاَمٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْر} (قدر/۱ـ۵)
«به نام خداوند بخشنده مهربان. ما [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم. و چه تو را دانا کرد که بدانی شب قدر چیست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح، آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر] هر کار نازل میشوند. شبی است سرشار از سلامت [و برکت و رحمت] تا طلوع سپیده».
قرآن کتاب انسانسازی است. این کتاب آسمانی برای معرفی و بیان نیازهای بشر از جمله توحید، نبوت، امامت، مسائل اخلاقی و… نازل شده است.
در بین سورهها و آیات، مطالب متنوعی دربارهی انبیا و اوصیای الهی بیان شده است که به سرگذشت و فضائل آنان میپردازد. اما هیچ سورهای به صورت کامل در وصف پیامبری و حتی حضرت خاتم الأنبیاء و یا ائمه اطهار(علیهم السلام) نازل نشده است. به عنوان مثال سورهی انسان ـ که به معرفی اهلبیت و پیامبر اکرم(ص) پرداخته ـ تنها ۱۸ آیه از آن اختصاص به آنان دارد؛ آن هم به صورت مشترک و نه جداگانه؛ آیههای دیگری که در سورههای مختلف قرآن در شأن و فضیلت اهلبیت(علیهم السلام) نازل شده است نیز چنین است.
اما این روال کلی در یک مورد استثنا شده است و آن شخصیت والای حضرت فاطمهی زهر(علیها السلام) است. که خداوند در دو سوره از قرآن، به صورت کامل به معرفی و شرح فضیلت آن بانو میپردازد. اوّل سورهی قدر و دوم سورهی کوثر. البته جدای از آیاتی که در خلال سورهها به معرفی حضرت صدیقهی طاهره(علیها السلام) میپردازد.
شأن نزول سورهی قدر
مرحوم محمد تقی مجلسی(رحمه الله) در کتاب «روضه المتقین» و همچنین مرحوم ملامحسن فیض کاشانی در «تفسیر صافی» دربارهی شأن نزول این سوره چنین مینویسند: «پیامبر اکرم(ص) در یکی از شبها خواب وحشتناکی دیدند. به این صورت که آن حضرت رحلت فرموده و بنی امیه یکی پس از دیگری از منبر آن حضرت بالا میروند، بر مردم حکومت میکنند و مسیر اسلام را تغییر داده، مردم را منحرف و مسخ (معنوی) میکنند. حضرت از خواب بیدار شدند، در حالی که خیلی ناراحت بودند.» (تفسیر صافی/ج۵/ص۳۵۱)
البته ناراحتی پیامبر اکرم(ص) شخصی نبود، بلکه به جهت آن بود که: چرا مردم به سوی حق حرکت نمیکنند و در مسیر گمراهی قرار گرفته و آن همه زحمت و رنجهایی را که در طول ۲۳ سال متحمل شدهاند، هدر میدهند؟! جبرئیل نازل شد و سورهی قدر را نازل نمود. (کافی/ج۴/ص۱۵۹)
تفسیر سورهی قدر
در تفسیر این سورهی شریفه، فرات بن ابراهیم (م ۳۰۷ ق) و دیگر مفسران ذیل سورهی مبارکه از لسان مبارک امام صادق(ع) گفتهاند مراد از «لیله القدر» حضرت صدیقهی طاهره(علیها السلام) است؛ یعنی: ای پیامبر! ما به تو فاطمه(علیها السلام) را ارزانی داشتیم. تمام این قرآن در فضیلت زهرای تو است. ما به تو «لیله القدر» دادیم یعنی تمام قرآن فضیلت زهرای اطهر(علیها السلام) است، بنابراین همهی حقایق و معارف موجود در قرآن را به تو عطا کردیم و آن را در ظرف وجود شریف فاطمه(علیها السلام) گنجانیدیم؛ از اینرو حضرت زهر(علیها السلام) در بردارندهی تمامی نورها، حقیقتها، معارف و… است. امام صادق(ع) فرمودند: «اللیله فاطمه والقدر الله فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد أدرک لیله القدر»:
لیل فاطمه(علیها السلام) است و قدر خداوند است پس هر کس فاطمه(علیها السلام) را آن چنان که شایسته شناخت اوست بشناسد، شب قدر را درک کرده است. (تفسیر فرات الکوفی/۵۸۱؛ بحارالانوار/۴۳/۶۵).
در تعبیر امام صادق(ع) فاطمه(علیها السلام) به الله اضافه شده است، یعنی فاطمه(علیها السلام) منسوب به خدا است، فاطمه(علیها السلام) خدایی است و تنها خدا باید او را معرفی نماید.
شباهتهای حضرت فاطمه(علیها السلام) به شب قدر
از لابلای روایات اهلبیت(علیهم السلام) شباهتهای متعددی بین فاطمهی زهر(علیها السلام) و شب قدر میتوان به دست آورد که در اینجا به ۸ وجه آن اشاره میشود.
1. ناشناخته ماندن قدر و جایگاه حضرت فاطمه(علیها السلام)
شب قدر از نظر ارزش و اهمیت برای مردم مجهول است و کسی نمیداند ارزش حقیقی آن شب چیست؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: {وَ مَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ} (قدر/۲).
حضرت صدیقهی شهیده نیز ارزشش ناشناخته است؛ یعنی شخصیتی است ملکوتی و آسمانی که قدر و جایگاه ایشان ناشناخته و نامعلوم است. نه تنها در این دنیا! بلکه در سرای آخرت نیز به طور کامل شناخته نمیشود و تنها خدا، پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) عارف به مقام والای او هستند.
چنانچه امام صادق(ع) در این باره میفرمایند: «إنّما سمّیت [فاطمه] لأن الخلق فطموا عن معرفتها»: همانا دلیل تسمیه حضرت زهر(علیها السلام) به فاطمه این است که خلق از شناخت ایشان عاجزند. (تفسیر فرات کوفی/۵۸۱)
۲. برتر از انبیای الاهی
شب قدر با فضیلتترین شب سال است که در بهترین ماه سال قرار گرفته است. فاطمه زهر(علیها السلام) نیز از تمام انبیاء و اوصیاء و ملائک مقرب، بالاتر و برتر است؛ مگر پیامبر اکرم(ص) که از همهی آفریدگان برتر است، و حضرت مولا علی(ع) که با فاطمهی زهر(علیها السلام) در یک رتبهاند.
زیرا بنا به فرمایش امام صادق(ع) در صورت نبود امیرالمؤمنین(ع)، هم کفوی برای حضرت زهر(علیها السلام) از حضرت آدم(ع) تا قیامت نبود. (علل الشرایع/ب۱۴۲/ح۳) همچنین بنا به فرمایش امام باقر(ع) اطاعت حضرت زهر(علیها السلام) بر سایر انبیاء و ملائکه واجب است. (دلائل الامامه/ص۲۸؛ ر.ک: فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفی/ص۷)
۳. ارزش محبت حضرت فاطمه(علیها السلام)
فضیلت و عبادت در شب قدر، بهتر و ارزشمندتر از عبادت در هزار ماه دیگر است. محبت و دوستی حضرت صدیقه(علیها السلام) نیز از هرگونه عبادتی که در هزار ماه انجام شود، بالاتر و ارجمندتر است؛ بلکه اگر عابد در قلب خود محبتی به حضرت فاطمه(علیها السلام) نداشته باشد نماز، روزه، حج، ریاضت و مجاهدهاش هیچ ارزش و اثری ندارد. (ینابیع الموده/قندوزی حنفی/ج۲/ص۳۳۲)
امتهای پیشین نیز مأموریت داشتند نسبت به ساحت قدسی آن حضرت، محبت و معرفت داشته باشند. امام صادق(ع) فرمودند: «وهی الصدیقه الکبری وعلی معرفتها دارت القرون الأولی»: فاطمه(علیها السلام) راستگویی بزرگ است که امور ملتهای پیشین بر مدار معرفت و شناختشان نسبت به آن حضرت دائر بوده است. (الامالی الطوسی/۶۶۸؛ بحارالانوار/۴۳/۱۰۵)
۴. محبت فاطمهی زهر(علیها السلام) معراج انبیاء
شب قدر، معراج تمام انبیاء و اولیاء الهی است. ولایت و محبت حضرت زهر(علیها السلام) به تمام انبیاء ارائه شد و آنان موظف به پذیرش آن شدند. میزان پذیرش ولایت صدیقهی طاهره، فاطمهی زهر(علیها السلام) ملاک تعیین قدر و منزلت انبیاء گردید. چنانکه در روایت آمده است: «ما تکاملت النبوه لنبی حتی اقر بفضلها ومحبتها»: «نبوت و رسالت برای هیچ پیامبری تکامل نیافت مگر این که آن پیامبر به فضیلت، برتری و محبت حضرت طاهره(علیها السلام) اعتراف نمود. (مجمع النورین المرندی/۴۰ ؛ الاسرار الفاطمیه/۸۲)
۵. حضرت فاطمه(علیها السلام)، بستر امامت
شب قدر ظرف نزول قرآن است؛ زیرا در این شب، تمام آیههای قرآن نازل گردید. وجود نازنین حضرت فاطمهی زهر(علیها السلام) نیز ظرف امامت و مصحف است؛ یعنی ائمه اطهار(علیهم السلام) در دامان مطهر و پرمهر آن حضرت تربیت شدند. همان بزرگانی که هم پایهی قرآن هستند و پیامبر اکرم(ص) در طول عمر شریف خود مکرر به آن دو سفارش میفرمود. بنابراین حضرت فاطمهی زهر(علیها السلام) علاوه بر این که ظرف امامت است، ظرف مصحف نیز میباشد (برای توضیح بیشتر به کتاب «فاطمه(علیها السلام) کوثر رسول(ص) مبحث مصحف فاطمه(علیها السلام) تألیف استاد حاج شیخ حسین گنجی (دامت برکاته) مراجعه نمایید.»
6. محل نزول آیات الهی
آیههای قرآن و مقدرات عالم و حقایق هستی در شب قدر نازل میشود. یکی از معانی {إِنّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ} (قدر/۱) ـ که در شأن حضرت فاطمه زهر(علیها السلام) وارد شده است ـ این است که آیههای کریمهی قرآنی بر قلب مطهر ایشان نازل میشد و مقدرات عالم نیز بر قلب آن حضرت و دیگر معصومین(علیهم السلام) وارد میشود و سپس به سایر خلق میرسد. (کافی/کتاب الحجه/باب فی شأن انا انزلناه فی لیله القدر)
در زیارت مطلقهی امام حسین(ع) خوانده میشود: «اراده الرب فی مقادیر أموره تهبط إلیکم وتصدر من بیوتکم والصادر عما فصّل من أحکام العباد»؛ «خواست خدا در سنجش و تقدیر کارهایش بر شما وارد میشود و از خانههای شما صادر میگردد، و نیز تفصیل و تفسیر احکام از ناحیه شما صادر میشود.» (کامل الزیارات/۳۶۶؛ بحارالأنوار ۹۸/۱۵۳)
۷. جداکنندهی حق از باطل
یکی دیگر از شباهتهای حضرت زهر(علیها السلام) با شب قدر این است که در شب قدر {فِیهَا یُفْرَقُ کُلّ أَمْرٍ حَکِیمٍ} (دخان/۴): «در آن شب هر امری بر اساس حکمت الهی تدبیر و جدا میگردد.» فاطمهی اطهر(علیها السلام) نیز جداکنندهی حق از باطل است.
امام صادق(ع) در این باره میفرمایند: «فطمت من الشر» (علل الشرایع/ب۱۴۲/ح۳) حضرت زهر(علیها السلام) از شر جدا شدهاند. و طبق فرمایش امام باقر(ع) تک تک مؤمنین را از کافرین جدا نموده و شفاعت میکند. (تفسیر فرات کوفی/ص۲۹۹)
امیرالمؤمنین(ع) نیز میفرماید: روزی وارد منزل شدم، مشاهده کردم پیامبر اکرم(ص) نشسته و حسن و حسین‘ دو طرف آن حضرت و فاطمهی زهر(علیها السلام) در مقابل رسول الله(ص) قرار دارند. پیامبر(ص) فرمودند: «یا حسن و یا حسین أنتما کفتا المیزان وفاطمه لسانه لا تعدل الکفتان الا باللسان ولا یقوم اللسان الا على الکفتین»: حسن و حسینم شما دو نفر همانند دو کفهی ترازو هستید و فاطمه زبانه و شاخص میزان است. تعادل دو کفهی ترازو تنها به شاخص است و قوام و برقراری زبانه نیز تنها بر دو کفه ممکن است.» (کشف الغمه/۲/۱۲۹؛ الفصول المهمه ابن صباغ ۱/۶۶۶)
بنابراین حضرت زهر(علیها السلام) میزان و معیار حق است. به همین جهت پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «ان الله لیغضب لغضب فاطمه ویرضى لرضاها»: خداوند بر اثر خشم فاطمه غضبناک میشود و با رضایت او راضی میگردد. (معانی الاخبار/۳۰۳؛ الامالی المفید/۹۵؛ کنزالعمال ۱۲/۱۱۱؛ بشاره المصطفی/۳۲۴؛ بحارالأنوار/۴۳/۱۹)
بنابراین ملاک حق، رضایت و خشنودی زهر(علیها السلام) است و میزان باطل، خشم و غضب آن حضرت.
8. قبر پنهان فاطمه(علیها السلام)
شب قدر در طول سال مخفی است و هیچ کس نمیداند کدامین شب، شب قدر است. قبر بیبی دو عالم(علیها السلام) نیز مخفی است و همچون شب قدر تنها ولیّ خدا از آن خبر دارد و بر بقیهی مردم پوشیده و پنهان است. این نکته خود رمز و رازی دارد که در آن مظلومیت و حقانیت شیعه نهفته است. راوی میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: «لاىّ عله دفنت فاطمه(علیها السلام) باللیل ولم تدفن بالنهار؟ قال: لأنها اوصت ان لا یصلى علیها الرجلان الاعرابیان». «چرا حضرت فاطمه(علیها السلام) در شب دفن شد و روز به خاک سپرده نشد؟ حضرت فرمودند: زیرا وصیت نموده بود که آن دو اعرابی [یعنی ابوبکر و عمر] بر او نماز نگزارند. (علل الشرایع۱/۱۸۵؛ بحارالانوار ۳۱/۶۱۹)
فاطمهی زهر(علیها السلام) در وصیت نامه خود چنین نوشته بود: «… یا علی! من فاطمه دختر محمد(ص) هستم که خداوند مرا به ازدواج تو در آورد، تا در دنیا و آخرت همسر تو باشم» آنگاه ادامه میدهد: «أنت أولى بی من غیری حنّطنی و غسّلنی و کفّنی باللّیل و صلّ علیّ و ادفنّی باللّیل ولا تعلم احدا…»: یا علی! تو نسبت به من از دیگران اولی هستی. حنوط و غسل مرا انجام بده و مرا شب کفن کن و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن نما و احدی را نیز باخبر مکن». (بحارالانوار ۴۳/۲۱۴؛ مجمع النورین/۱۵۴)
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۸

















هیچ نظری وجود ندارد