مقدمه تشکیل مجالس و انجمنهای علمی و ادبی در دورههای مختلف اسلامی و در مکان های مختلف، کم و بیش رواج داشته است و فراز و فرود آن به میزان آزادی در جامعه و نیز به روحیه علم دوستی و دانشپروری خلیفگان و امیران بستگی داشته است. البته این جریان، مولود تمدن و فرهنگ اسلامی نبوده است. در واقع، برپایی این گونه مجالس در پی رسم و عادت دیرینه عرب دوره جاهلی انجام می گرفته است. عرب ها غالباً محفل های ادبی داشتند که در آن محافل، مشاعره و سخنوری می کردند و در شبنشینیهای خود و درباره مسائل اجتماعی و ادبی صحبت می کردند. همچنین در بازارها و به مناسبت های مختلف نیز مجالس موسمی برگزار میشد. یکی از آنها، بازار عکاظ بود.(۱)هر کس که در پی تحصیل شهرت بود یا میخواست با کسی مباهات کند و مفاخر خود را بگوید، به آن محل میشتافت.به هر حال، اقوام عرب پیش از اسلام، با اهداف متفاوتی مجالس مناظره برپا میکردند.(۲) برپایی این مجالس و محافل علمی در طول دوره های اسلامی همچنان ادامه داشت، البته با این تفاوت که موضوعات مورد بحث به مرور تغییر یافت. بیشتر موضوعات مورد بحث در دورههای نخست، بر سر قرائت های مختلف قرآن و تفسیر و نیز در روشهای فنی استنباط احکام اسلامی و فقهی بود. و در دورههای بعدی رویکرد مجالس و محافل علمی بهسوی مباحث علمی و عقلی گرایش یافت و از سده سوم موضوعات ادبی نیز جای خود را در این محافل و مجالس باز کرد. رویکرد به رأی و عقلگرایی، برپایی مجالس و محافل علمی در این دوره ها بیشتر شدو حتی در دوره متوکل و جانشینان وی (دوره سر کوب عقلگرایی) نیز متوقف نشد. این روند همچنان ادامه یافت تا نوبت به دولت آلبویه رسید. ویژگیهای خاص مجالس و انجمن های علمی و به طور کلی حوزه های فکری، دوره آلبویه را از دیگر دوره ها متمایز می سازد.حاکمیت روح تسامح و تساهل مذهبی، فراوانی مجالس و انجمن های علمی در این دوره و نیز استفاده گسترده از استدلاهای عقلی در فهم مبانی دینی، مهمترین ویژگیهای مجالس این دوره بود.در این دوره، روش استدلال عقلی، جایگاه ویژهای داشت و به رغم مخالفت های اصحاب حدیث، تقریباً در کلیه مبانی فقهی و اعتقادی راه یافت.(۳)با این اوصاف به بررسی مجالس و انجمنهای علمی و فرهنگی دوران آلبویه میپردازیم.
الف) تعریف مجلس مجلس در لغت به محل نشستن و اجتماع افراد جهت شور، مذاکره، مشاوره و مکالمه گویند.(۴) و مراد از مجلس در اصطلاح، انجمن و جلسه درس و محفل یا محل برگزاری جلسه در تالار یا کلاس درس میباشد.. معمولاً علوم دینی چون حدیث، فقه و تفسیر قرآن را در مسجد تدریس میکردند. منازل خلفا، امیران، وزیران و دانشمندان، کتابخانهها و دارالعلمها و حتی کتابفروشیها نیز از جمله مراکزی بودند که مجالس و حلقههای بحث و مناظره در آن تشکیل میشد و گروههای همتای و همطراز در آن مکانها به مجادله علمی مینشستند.
ب) مکانهای تشکیل مجالس
۱٫ مساجد مساجد از ابتدا جایگاه اساسی برای آموزشهای اسلامی بود. پیامبر(ص) در مسجد مینشست و مسلمانان برای آموختن آموزههای اسلامی، گرد او حلقه میزدند. این کردار در میان مسلمانان سنت گردید بهگونهای که پس از آن حضرت نیز حلقههای درس در مساجد برپا میشد. معلمان قرآن و قاریان، راویان حدیث و مفسران، نحویان و لغویان هر کدام در مسجد ستونی داشتند که بر آن تکیه میزدند و طالبان علم گرد آنها جمع شدند.(۵) سدهها گذشت و موقعیت مساجد بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تعلیم و تربیت حفظ شد.(۶) و اساتیدی که در مسجد، به ویژه مساجد جامع تدریس میکردند، اعتبار و اهمیت بالایی داشتند، بهگونهای که خطیب بغدادی در دوره مورد بحث، هنگامی که در سفر حج، از آب زمزم مینوشید سه چیز از خداوند طلب کرد، که یکی از آن سه، این بود که تدریس در مسجد جامع بغداد به او واگذار شود.(۷) بنابر برخی از گزارشها خواندن شعر و آموزش آن و نیز دانش عروض نیز گاهی در مساجد انجام میگرفت.(۸) تاریخ بغداد نیز از چند شاعر نام میبرد که در سدههای پنجم در جامع منصور در بغداد و در روزهای جمعه به تدریس دیوان شعر خود میپرداختند.(۹)
۲٫ کاخها خلفا بهویژه از دوره عباسی به بعد و بر اثر همنشینی با دانشمندان و عالمان و نیز امیران به تقلید از ایشان و یا به واسطه روحیه علم دوستی و تساهلگری کوشش میکردند کاخهایشان کانون درخشش فرهنگ و آگاهی و پایگاه دیدار دانشمندان و ادیبان باشد.(۱۰) نخستین و شناختهشدهترین گونه از مجالس رسمی و منتسب به دربار به دستور خلیفگان عباسی در بغداد انجام میشد. از یحیی بن اکثم گزارش شده است هنگامیکه مأمون به بغداد انتقال یافت، از او خواست دانشمندان فقه و دیگر رشتهها را برای یک نشست، گرد آورد تا با آنان درباره حدیث و فقه و دیگر رشتهها گفتوگو کند. خلیفه در پایان مجلس آرزویش را مبنی بر برپایی همیشگی این نشستها به ابناکثم ابراز داشت. این نشستها پس از آن، شکل مناظره گرفت و به طور مستمر ادامه یافت.(۱۱)معتضد بالله نیز بر مساحت کاخ شماسیه خود در بغداد افزود و یادآور شد که میخواهد در آنجا خانهها ، اتاقها و غرفههایی بسازد تا سرآمدان هنر و صنعت و پیشوایان مکتبهای علوم نظری و علمی در آن جای گیرند و در پی آن با برخورداری از زندگی و دستمزدی نیکو، راه برای آموزش هنرجویان و دانشآموزان و استادکاران هموار شود.(۱۲)
۳٫ منازل وزیران و امیران امیران و وزیران آلبویه چون بسیاری دیگر از امیران دولتهای متقارن آن، فرهنگ و دانش را زینت محافل خود کرده بودند.عضدالدوله به شیوه دوران عظمت و جلال خلفای عباسیان، مجالس شبانگاهی داشت که حاضران، صرف نظر از جام شراب و موسیقی و شعر خوانی، به مباحث علمی نیز میپرداختند. سلطان در قصر، در اتاقی مجاور محل سکونت خویش، جایی را برای علما و فضلا و سایر افرادی که خصوصیت ویژهای داشتند، در نظر گرفته بود تا فارغ از ازدحام و مزاحمت و گرفتاریهای روزمره در کمال آرامش با متخصصان رشتههای مختلف به فحص و بحث بپردازد. معمولاً وی جلسات فضلا و دانشمندان را بر مجالس اشراف و امرا ترجیح میداد. (۱۳) ابومحمد مهلبی وزیر معزالدوله نیز مجالس شبانه بسیاری داشته که ابو حیان توحیدی برخی از گفتوگوهای آن را ثبت کرده است.(۱۴)ابن سعدان وزیر نیز به رغم فضایی آکنده از توطئه و دسیسه که رقیبان در دربار علیه او ایجاد کرده بودند، به تشکیل مجالس عالمانه با دانشوران و دانشمندان همت مینمود. بنابر گزارش ابوحیان توحیدی در الامتاع، ابنسعدان مردی زاهد و پارسا بود، در عین حال علایق فلسفی نیز داشت و با فلاسفه همدل بود و همین گرایش، او را به برقراری مجالس علمی ترغیب میکرد. وی به برپایی این انجمنها فخر میفروخت و دانشمندان و یارانِ فرزانه مجالس صاحب بن عباد و ابنعمید و مهلبی و دیگر وزیران نامدار را در مقایسه با مجلس خود به چیزی نمیگرفت.(۱۵)
۴٫ منازل دانشمندان برخی از بزرگان و دانشمندان نیز منازل خود را برای تدریس یا مناظره با ارباب مذاهب اختصاص داده بودند. منزل شیخ مفید از جمله این مکانها بود که مناظرههای شیخ در آن انجام میگرفت.(۱۶) گاه نیز مناظرههای شیخ در منازل دیگر بزرگان که محل اجتماع علمای مذاهب بود، انجام میگرفت. وی در کتاب الفصول المختاره که تقریر مباحث مجالس اوست، به بسیاری از این مکانها اشاره کرده است.(۱۷)در کتابهای تاریخی، از مجلس ابوسلیمان سجستانی بهعنوان یکی از مجالس معروف زنان آلبویه شده است. ابوسلیمان ـ محمد بن طاهر بن بهرام ـ یک چشم داشت و به بیماری خوره(جذام) مبتلا بود. بیماری وی انگیزه خانهنشینی و بریدن او از مردم را برایش فراهم کرد و او برای تدریس در منزل خود مینشست و دانشپژوهان و بزرگان به منزل وی رفت و آمد کرده و به فراگیری علم میپرداختند.(۱۸)منزل شریف رضی و شریف مرتضی نیز محل آمد و شد دانشپژوهان و عالمان برگزیده بود. منازل این دو عالم به کتابخانه و دیگر تجهیزات و لوازم علمی، مجهز بود که در بخش دارالعلمها به معرفی آنها خواهیم پرداخت.
۵٫ دکانها و محلهای کسب و فن دکانهای وراقان(۱۹) پایگاهی برای علما و ادبا بود که در آن گرد میآمدند و بحث و مناظره میکردند و این حاکی از آن است که نوعاً خود وراقها نیز در شمار علما و ادبا بودند. دکان ابنسمح در باب الطّاق، محل تجمع دانشوران مسیحی بود. او خود از شاگردان ابنعدی بود که در مجلس ابنسعدان نیز شرکت میکرد.(۲۰)ابن ندیم، نویسنده کتاب الفهرست نیز از وراقان بنام قرن چهارم و از بزرگترین کتابشناسان آن عصر بود. وی به یحیی بن عدی نزدیک بود و با اعضای مجلس او (ابنسوار و عیسی بن علی و ابوسلیمان سجستانی) مراوده داشت. او در دارالروم (محلهای در جانب شرقی بغداد) ساکن بود که مسیحیان نیز در گوشه و کنار آن میزیستند. دکان صحافی او مانند اماکن دیگری که ابوحیان توحیدی میستاید، میعادگاه مناسب دانشوران بود.(۲۱)تشکیل مجالس بحث، منحصر به صحافیها نبود و به دیگر مراکز خرید و فروش نیز راه یافته بود. در یک مغازه سفال و کوزهفروشی، جوانان ادبدوست، گرد میآمدند و ابوالعتاهیه شعرهای خود را برای آنان میخواند، آنگاه آنان سفال شکسته برمیداشتند و شعرهای ابوالعتاهیه را روی آن مینوشتند.(۲۲)ابوبکر صَبَعی (م۳۴۱ ق/۹۵۷م) خود رنگرزی میکرد و در مغازهاش رنگ میفروخت. او از فقیهان برجسته شافعی بود که بسیار حدیث شنیده بود و مغازه او انجمن دانشمندان، حدیثخوانان و حدیثدانان بود. ابوعبدالله بن یعقوب نیز در آستانه درِ مغازهاش مینشست، برای مردم حدیث میخواند.(۲۳)
پی نوشت ها :
*کارشناس ارشد تاریخ تمدن ملل اسلامی از دانشگاه آزاد اسلامی شهرری.** دانشیار دانشگاه تهران۱٫ حنا فاخوری، تاریخ ادبیات زبان عربی، ص ۲۵٫۲٫ جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ص ۴۲۹٫۳٫ بهعنوان نمونه شیخ مفید بهعنوان نماینده و سخنگوی مکتب عقل گرای بغداد،در شیوه اجتهادی خود برای عقل جایگاه بلندی قایل بودو یکی از راه های رسیدن به شناخت مفاهیم کتاب و سنت را عقل می دانست؛و حتی بر این عقیده بود که اگر حدیثی مخالف احکام عفل باشد مردود است. (ر.ک: محمدبنحسن طوسی، الفهرست، ص ۱۵۷-۱۵۸؛ ابنشهر آشوب، معالمالعلماء، ص ۱۹۲).۴٫ علیاکبر دهخدا، لغتنامه، مدخل مجلسج ۳، ص ۳۴۷۳٫۵٫ ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ذیل نام، غالب شخصیتها.۶٫ همان.۷٫ حموی، معجم البلدان، ج ۱، ص ۲۴۶٫۸٫ راغباصفهانی، محاضرات الادبا.۹٫ احمدبنعلی بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۷، ص ۷۸، ص ۲۴۹ / ج ۸، ص ۲۲۷٫۱۰٫ احمدشلبی، تاریخ آموزش در اسلام، ترجمه محمدحسین ساکت، ص ۷۵٫۱۱٫ احمد بن طاهر الکاتب بنطیفور، بغداد، ص ۷۵٫۱۲٫ همان.۱۳٫ عبدالرحمنبنعلی ابنجوزی، المنتظم، ج ۷، ص ۱۱۵٫۱۴٫ رک: ابوحیان توحیدی، البصایر، ۱/۲۲۸، ۶/۱۲۰و۱۲۱٫۱۵٫ ابوحیان توحیدی، الصداقه والصدیق، ص ۸۳٫۱۶٫ عبدالرحمنبنعلی ابنجوزی، المنتظم، ج ۷، ص ۳۴۰٫۱۷٫ ر.ک: سید مرتضی، الفصول المختاره.۱۸٫ ابن ندیم، الفهرست، ۳۲۲٫۱۹٫ وراقی آن زمان تقریبا به جای ناشر فعلی بود.۲۰٫ جویلل کرمر، احیای فرهنگی در عهد آلبویه، ص ۱۹۳٫۲۱٫ همان.۲۲٫ محمدبن اسحاق ابنندیم، الفهرست، ص ۱۸۱٫۲۳٫ تاجالدین سبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج ۲، ۱۸۳ـ۱۸۴٫ منبع: نشریه تاریخ در آینه پژوهش شماره ۲۶

















هیچ نظری وجود ندارد