مظلوميت امام حسن عسکري× و زندانيهاي گوناگون
حضرت امام حسن عسکري× از 6 سال امامتشان، سه سال در زندان تحت فشار و مراقبت سخت بودند و در اين مدت با برخورد نيکو و حسن اخلاق، همراه با دانش و زهد با مردم ملاقات ميکردند و بسياري از اوقات مشغول عبادت بودند. خلفاي معاصر آن حضرت، امام× را در زندانهاي گوناگون شکنجه ميدادند که به آنها اشاره ميشود:
- 1. معتز امام حسن عسکري×را با جمعي از طالبيون زنداني کرد. داوود بنقاسم ميگويد: ما با تعدادي از افراد در زندان بوديم و زندانبان ما صالح بن وصيف بود. روزي ديدم که امام حسن عسکري×را وارد زندان کردند و در زندان شخص جاسوسي بود که خود را علوي معرفي ميکرد.
امام حسن عسکري به ما فرمود: «اگر در ميان شما بيگانه نبود، به شما خبر ميدادم که در چه زماني آزاد خواهيد شد. آنگاه به آن شخص اشاره کرد که بيرون برود. او بيرون رفت و امام فرمود: اين شخص از شما نيست. در مورد او احتياط کنيد و در لباس او کاغذي وجود دارد که گزارش کار شما را براي خليفه نوشته است». يکي از افراد ما لباس او را جستجو کرد، همان گزارش را در آن يافت.([1])
- گروهي از نزديکان خليفه عباسي نزد رئيس زندان (صالح بن وصيف) آمده و گفتند: در زندان، زندگي را بر ابو محمد (حسن عسکري) تنگ و سخت کن! صالح در پاسخ گفت: دو نفر را مأمور مخصوص او کردهام تا بر او سخت بگيرند، ولي آن دو نفر آنچنان تحت تأثير معنويت او قرار گرفتهاند که در عبادت و نماز به مرحلة عظيمي رسيدهاند؛ سپس دستور داد آن دو نفر را احضار کردند و در حضور گروه عباسي به آنها گفت: واي بر شما دربارة اين مرد (امام حسن عسکري) چه ميگوييد و کارتان با او به کجا رسيده است؟ آن دو نفر در پاسخ گفتند: در مورد مردي که شب و روز را به عبادت و روزه به پايان ميرساند و به جز عبادت به چيزي اشتغال ندارد، چه بگوييم وقتي که او به ما مينگرد، لرزه بر اندام ما ميافتد و بي اختيار ميشويم. وقتي گروه نزديکان خليفه چنين شنيدند سرافکنده شدند.([2])
- امام حسن عسکري×را مدتي به شخصي با تجربه، سختگير و خشن به نام «نحرير» سپردند. او آن حضرت را شکنجه ميداد و زندگي را بر ايشان سخت ميگرفت. همسر او که بانويي با ايمان بود به او گفت: از خدا بترس، تو نميداني که چه شخصي در زندان توست. سپس آن زن پارهاي از عبادات و مقام ارجمند آن حضرت را براي شوهرش بيان کرد و آنگاه نحرير گفت: سوگند به خدا او را در باغ وحش جلوي درندگان ميافکنم. نحرير با اجازه مقامات بالا، همين کار را انجام داد، آن حضرت را به درون باغ وحش برد و هيچگونه شکي نداشت که درندگان او را ميخورند. پس از ساعتي آن حضرت را ديدند که نماز ميخواند و درندگان در اطراف او آرام گرفتهاند. آنگاه نحرير دستور داد تا آن حضرت را بيرون آورند.([3])
- 4. معتمد عباسي مدتي امام حسن عسکري×را تحت نظر علي بن جرين، زنداني نمود. او همواره از ابن جرين احوال حضرت را ميپرسيد و ابن جرين ميگفت: آن حضرت روزها روزه ميگيرد و شبها نماز ميخواند.([4])
- بار ديگر امام حسن عسکري×را مدتي زير نظر علي بن اوتاش زنداني کردند. او فردي بيرحم و خونخوار بود و از دشمنان سرسخت آل محمد’به شمار ميآمد. به او دستور داده بودند هرگونه که خواست آن حضرت را مورد شکنجه و آزار قرار دهد؛ ولي حالت معنوي امام حسن عسکري× به گونهاي بود که يک روز بيشتر طول نکشيد تا علي بن اوتاش تحت تأثير قرار گرفته و در برابرش زانوي عجز و تواضع به زمين زد و حتي به احترام حضرت چشمش را بلند نميکرد و همين علي بن اوتاش وقتي که از حضور امام بيرون آمد، از نظر شناخت و معرفت و گفتار، يکي از بهترين انسانهاي مؤمن شده بود.([5])
[1]. انوار جاویدان و تاریخ چهارده معصوم، میر عظیمی، سید مختار، ج 2، ص338ـ339.
[2]. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص293.
[3]. بحارالانوار، ج 50، ص268 و 306.
[4]. بحارالانوار، ج 50، ص314.
[5]. بحارالانوار، ج 50، ص307.
















هیچ نظری وجود ندارد