بعد از مرگ یزید با پسرش معاویه بن یزید در شام بعیت شد. اما معاویه بن یزید کم سن و سال بود و شخصی عجیب می نمود علاوه بر این که منابع تاریخی از او کمتر سخن گفته اند.علی الجمله او پس از مدتی، امر خلافت را به مسلمین واگذار کرد و در خانه متحصن شد و سه ماه پس از آغاز خلافت مرد.من حیث المجموع پس از مرگ یزید هرج و مرج در مملکت اسلامی حاکم شد و مدعیان خلافت سر بر افراشتند. نوشته اند که حتی عبیدالله بن زیاد در بصره از مردم بیعت گرفت اما بعد موقعیت را مناسب ندید و به شام فرار کرد.[۱]اما عبدالله بن زبیر از این هرج و مرج استفاده کرد. مردم در عراق، حجا، مصر و حتی شام با او بیعت کردند و شهر دمشق هم به دست نمایندۀ زبیریان(ضحاک بن قیس فهری) تسخیر شد و در منابر اسلامی برای او خطبه خواندند.شاید اگر جریانات سیاسی و نظامی به همان منوال پیش می رفت و عبدالله بن زبیر کمی هوشمندانه تر عمل می کرد، الان به جای تاریخ امویان مشغول نوشتن تاریخ زبیریان بودم. اما مروان بن حکم و بعد از او پسرش این معادلات را به هم زدند و آب از جوی رفته را، باز گرداندند. و تاریخ امویان حجم عظیمی از تاریخ اسلامی را به خود اختصاص داد.
پینوشتها:
[۱] همان،ص۵۰۴
منبع:کتاب تاریخ مسلمین

















هیچ نظری وجود ندارد