۲۸ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

مفهوم شناسی «ختم» و «طبع» بر قلب از منظر قرآن(۴)

0
SHARES
8
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

د) حجاب نفاق
آیه (ذلک بأنهم آمنوا ثم کفروا فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون) (منافقون/۳)؛ «این بدان سبب است که آنان ایمان آورده و سپس به انکار پرداخته اند و در نتیجه بر دل هایشان مهر زده شده و [دیگر] نمی فهمند.»، ناظر به حال منافقان است. منافق برای بهره مندی ازآثار دنیوی دین، دینداری خود را در گفتار و کردار نشان می دهد، در حالی که در دل دیندار نیست. بزرگ ترین گناهان قلبی و سخت ترین بیماری های روانی که صاحبش را از انسانیت به کلی ساقط می سازد و او را جزء شیاطین، بلکه در پست ترین درکات دوزخ قرار می دهد، نفاق می باشد و قرآن مجید، جای چنین افرادی را در قعر جهنم و در پایین ترین درکات آتش معین فرموده است؛ (ان المنافقین فی الدرک الأسفل من النار) (نساء/۱۴۵) «منافقان در فروترین درجات دوزخ اند.» منافقین در دل خدا و آخرت را باور ندارند، ولی در ظاهر خود را نزد مسلمانان صاحب ایمان وانمود می کنند تا از احکام اسلام که به نفعشان تمام می شود برخوردار شوند. خداوند در سوره بقره در مورد چنین افرادی می فرماید: (و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزئون) (بقره/۱۴) «و چون با کسانی که ایمان آورده اند برخورد کنند، می گویند ایمان آوردیم و چون با شیطان های خود خلوت کنند، می گویند در حقیقت ما با شماییم، ما فقط [آنان را] ریشخند می کنیم.» منافقین از جمله کسانی هستند که بر دل هایشان مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمی کنند. نخستین نشانه نفاق، دوگانگی ظاهر و باطن است که با زبان مؤکداً اظهار ایمان می کنند، ولی در دل آنها مطلقاً خبری از ایمان نیست. این دوگانگی درون و بیرون، محور اصلی نفاق را تشکیل می دهد. این گروه، نخست ایمان آوردند و سپس کافر شدند؛ (ذلک بأنهم آمنوا ثم کفروا فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون) (منافقون/۳). این گروه به خاطر انکار توحید خداوند، انکار نبوت و پیامبری که آنها را به حق دعوت می کند، تفقه نمی کنند. ظاهر آیه نشان می دهد که آنها مؤمن بودند و بعد که طعم ایمان را چشیدند و نشانه های حقانیت آیین خدا را مشاهده کردند، با وجود ایمان و تشخیص حق، به آن پشت پا زدند و راه کفر را در پیش گرفتند. اما کفری که همراه با نفاق است، آشکار و صریح، آن گونه که کافران ابراز می داشتند نیست. بعید نیست در بین منافقین کسانی بوده باشند که ایمان اولشان حقیقی و جدی بوده، ولی بعدا از دین برگشته باشند. ظاهر چنین می رساند که منظور از جمله «آمنوا ثم کفروا» اظهار شهادتین باشد، اعم از اینکه از صمیم قلب و ایمان درونی باشد و یا از نوک زبان بدون ایمان درونی و کافرشدن آنها به آن جهت بوده که اعمالی نظیر استهزای به دین خدا و یا رد بعضی از احکام آن را مرتکب شده باشند و نتیجه اش خروج ایمان از دل هایشان است. «طبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون» نشان از عدم تفقه منافقین است. این به سبب مهری است که بر دل هایشان خورده و دلالت بر آن دارد که مهر بر دل باعث می شود که دل آدمی حق را نپذیرد و چنین دلی برای همیشه مأیوس از ایمان و محروم از حق است. (همان، ۵۶۳/۱۹) اینکه نفاق سبب می گردد تا انسان حق را نپذیرد، بدان جهت است که روح نفاق سبب می شود تا انسان با هر دسته و گروهی هم صدا شود و در هرمحیطی به رنگ آن محیط درآید و با هر جریانی حرکت کند و در نتیجه، اصالت و استقلال عقل و روح خود را از دست می دهد. روشن است که چنین انسانی همیشه مطابق با گروهی که با آنها هم صداست، دائماً درحال تغییر روش است. تعجبی نیست که چنین انسانی با این اوصاف، قدرت بر قضاوت صحیح و استفاده از نیروی عقل را ندارد. (مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۳۳۴/۱)
هـ) حجاب جهل مرکب
در قرآن برای هدایت و بیداری مردم از غفلت، هر گونه مثالی آورده شده است. حقایق در لباس های مختلف همچون آیات آفاقی و انفسی، وعد و وعیدها، بشارت و انذار، امر و نهی و زمانی هم از طریق فطری و عاطفی و گاه از راه های استدلال برای مردم بیان شده است، ولی گروهی آن چنان جاهل و غافل هستند که اگر هر آیه و نشانه ای آورده شود، می گویند شما اهل باطل هستید؛ (و لقد ضربنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل و لئن جئتهم بأیه لیقولن الذین کفروا ان انتم الا مبطلون*کذلک یطبع الله علی قلوب الذین لا یعلمون) (روم/۵۸-۵۹) «و به راستی در این قرآن برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم، و چون برای ایشان آیه ای بیاوری، آنان که کفر ورزیده اند، حتماً خواهند گفت: «شما جز بر باطل نیستید.» این گونه خدا بر دل های کسانی که نمی دانند مهر می زند.» جمله «کذلک یطبع الله علی قلوب الذین لا یعلمون» اشاره به یکی از بدترین انواع جهل است که آن را «جهل مرکب» می نامند، یعنی در عین اینکه جاهل هستند، خود را عالم می پندارد و اگر کسی بخواهد او را از جهلش بیدار کند، گوش شنوایی ندارد و به همین دلیل چنین شخصی در جهل مرکبش ابدالدهرمی ماند. اما اگر طرف خطاب «جاهل بسیط» باشد، کسی که می داند نمی داند و در عین حال حاضر به پذیرش حق باشد، هدایت او بسیار آسان است. هنگامی که جهل به صورت مرکب با روح عدم تسلیم آمیخته گردد، پرده بر دل می افتد و مهر بر قلب نهاده می شود. (همان، /۳۲۷) در واقع چنین فردی با سوء اراده و اختیار خود در این مسیر غلط گام برداشته و قدم در راه شر و بدی نهاده است. روایت است از پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمودند: «هر گاه کسی شر و بدی را اراده کند، بر قلبش مهر می خورد؛ نه می شنود و نه تعقل می کند و این همان «اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و ابصارهم و اولئک هم الغافلون» است. (عروسی حویزی، ۹۰/۳) در شر و بدی قلب به فساد کشیده می شود. به دنبال اصرار بر گناه است که در قلب حالتی پدیدارمی گردد که خیری مانند هدایت و ایمان را نمی پذیرد. خاصیت هر عمل ناشایست، جحد و انکار حق، چنین است که بر قلب اثر می گذارد. تکرار این اعمال، اثر مزبور را تشدید می کند، تا جایی که طبیعت نخستین آن را تغییر می دهد و قلب، حالت و طبیعت خاصی پیدا می کند که آن حالت مانع از شناخت می گردد.
و) حجاب راحت طلبی
گاه طبع بر قلب ناشی از علاقه ای است که انسان به راحت طلبی و تن پروری و زندگی مرفه آمیخته با عیش و نوش دارد، در حالی که همه اینها مانند حجابی هستند که بر عقل انسان پرده می اندازند، تا جایی که انسان نمی فهمد که سعادتش تنها در خوردن و خوابیدن نیست و گاهی سعادت او در این است که در میدان جهاد گام بردارد. رفاه طلبان هرگز حاضر نیستند در بحران ها ایثارگری کنند. حاضرند در صف کودکان و بیماران درآیند، ولی از جهاد معاف شوند؛ (و اذا أنزلت سوره آمنوا بالله و جاهدوا مع رسوله استأذنک اولو الطول منهم و قالوا ذرنا نکن مع القاعدین*رضوا بأن یکونوا مع الخوالف و طبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون) (توبه/۸۶-۸۷) «و چون سوره ای نازل شود که به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید، ثروتمندان از تو عذر و اجازه خواهند گرفت و گویند: «بگذار ما با خانه نشینان باشیم.» راضی شدند که با خانه نشینان باشند، بر دل های آنان مهر نهاده شده، در نتیجه قدرت درک ندارند.» اینان دچار جفایی شده اند که بر اثر اعراض آنها از ذکر خداوند و اصرار بر گمراهی و نفاق، بر نفسشان عارض شده است و این نظیر (کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون) (مطففین/۱۴) است. (معرفت، ۲۵۹/۳)
ز) حجاب اعتداء
علاوه بر یهود پیمان شکن، منافقین، کافران و راحت طلبان، معتدین نیز از دسته افرادی هستند که مطبوع القلب اند. هنگامی که دلایل روشن معجزات و دلایل منطقی و آیینی که محتوایش بر حقانیت فرستاده خدا شهادت می داد برای آنان آمد، آنها سرتسلیم فرود نیاورند و همچنان بر تکذیبی که از قبل داشتند، پافشاری کرده و از حدود الهی تجاوز نمودند. این اعتداء، سبب مهر بر قلب هایشان شد؛ (ثم بعثنا من بعده رسلاً الی قومهم فجاءوهم بالبینات فما کانوا لیؤمنوا بما کذبوا به من قبل کذلک نطبع علی قلوب المعتدین) (یونس/۷۴) «آن گاه پس از وی رسولانی را به سوی قومشان برانگیختیم و آنان دلایل آشکار برایشان آوردند، ولی ایشان بر آن نبودند که به چیزی که قبلاً آن را دروغ شمرده بودند ایمان بیاورند. این گونه بر دل های تجاوزکاران مهر می نهیم.» تجاوز و اعتداء، حجابی بر دل می نهد و مهری بر قلب می زند که انسان هر قدر آیات الهی را ببیند، حق را از باطل تشخیص نمی دهد. این مهر الهی که بر دل های این گروه تجاوزگر می خورد، ممکن است هم جنبه مجازات الهی داشته باشد، هم اثری از آثار ادامه تجاوز باشد. منظور از تجاوز دراین آیه، تجاوز در برابر حق، ادامه عصیان و گناه و دشمنی با رسولان الهی است. (مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۳۷۴/۱)
۴- موانع طبع قلب
نکته قابل توجه در موانع طبع آن است که با دوری کردن تمام آنچه که در علل و عوامل طبع بر قلب یاد شده، زمینه جلوگیری از طبع قلب به وجود می آید. دراین جا تنها به دوری گزیدن از کبر، استجابت دعوت خداوند و پیامبر، به خصوص در امر جهاد، و شناخت صحیح از زندگی دنیا اشاره می شود:
الف) دوری از تکبر
همان گونه که کبرموجب طبع بر قلب می شود، دوری از این صفت ناپسند نفسانی و روی آوردن به تواضع باعث می گردد تا از مطبوع شدن قلب جلوگیری شود. امام موسی کاظم (ع) خطاب به هشام بن حکم فرمودند: «یا هشام! ایاک و الکبر، فانه لا یدخل الجنه من کان فی قلبه مثقال حبه من کبر« (ابن شعبه حرانی، /۲۹۱)؛ «ای هشام! از کبر دوری کن، زیرا هر کس به اندازه حبه ای از صفت کبر در قلب او باشد، وارد بهشت نمی شود.» خداوند نیز در آیات قرآن به این مطلب که صفت کبر انسان را وارد جهنم می کند اشاره کرده است؛ (فادخلوا أبواب جهنم خالدین فیها فلبئس مثوی المتکبرین) (نحل/۲۹) «پس از درهای دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید و حقا که چه بد است جایگاه متکبران.»
ب) استجابت دعوت خدا و پیامبر
آیه شریفه (یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم) (انفال/۲۴)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید! چون خدا و پیامبر شما را به چیزی فراخواندند که به شما حیات می بخشد، آنان را اجابت کنید.» از جامع ترین آیات قرآنی است. آیه فوق با صراحت می گوید که پاسخگویی به دعوت پیامبر اسلام، حرکت به سوی حیات معنوی، مادی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به معنای واقعی کلمه است. تنها کسانی که دعوت پیامبر را در همه امور، به خصوص امر جهاد پاسخ دهند، رستگار هستند؛ (لکن الرسول و الذین آمنوا معه جاهدوا بأموالهم و أنفسهم و أولئک لهم الخیرات و أولئک هم المفلحون*أعدالله لهم جناب تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها ذلک الفوز العظیم) (توبه/۸۸-۸۹)؛ «ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته اند و اینانند که همه خوبی ها برای آنان است اینان همان رستگارانند. خداوند برای آنها باغ هایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند بود؛ و این است رستگاری (و پیروزی) بزرگ!»
ج) شناخت درست از زندگی دنیا
آنانی که به زندگی دنیا مطمئن هستند و به آن دل بستند؛ (ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطمأنوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون) (یونس/۷)، قلب های خود را با حب به دنیا مطبوع کردند، در حالی که زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه چیز دیگری نیست؛ ( ما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الآخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون)(عنکبوت/۶۴). قرآن در معرفی دنیا می گوید: (اعلموا أنما الحیاه لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد کمثل غیث أعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفراً ثم یکون حطاماً… و ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور) (حدید/۲۰) «بدانید که زندگی دنیا در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزون جویی در اموال و فرزندان است، [مثل آنها] چون مثل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن [باران] به شگفتی اندازد، سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینی، آن گاه خاشاک شود… و زندگانی دنیا جزکالای فریبنده نیست.» دنیا چیزی است که گاهی با بازی و یا سرگرمی و زمانی با زینت و گاهی با تفاخر و تکاثر، انسان را از هدف نهایی اش که لقای خداوند است، باز می دارد. البته زندگی دنیا ذاتاً فریبکار نیست و از این رو نشئه کنونی برای اهل تقوا فریبنده نیست و اهل دنیا نیز با آرزوهای خود فریب می خورند. انسان در دنیا مانند مسافری است که ایام زندگی دنیا، مدت مسافرت او را تشکیل می دهد. مسیر مسافرت دنیا به دلیل آمیخته بودن با انواع گناهان و خطرات تهدید کننده، به دریای عمیقی شبیه است. او باید کشتی وجود خود را به ساحل امن برساند. در سخن امام موسی کاظم (ع) به هشام بن حکم، به زیبایی رابطه انسان با دنیا بیان شده است؛ «یا هشام! ان لقمان قال لابنه: یا بنی ان الدنیا بحر عمیق، قد غرق فیها عالم کثیر فلتکن سفینتک فیها تقوی الله، و حشوها الایمان و شراعها التوکل، و قیمها العقل و دلیلها العلم، و سکانها الصبر.» (ابن شعبه حرانی، /۲۸۳) در این موعظه، دنیا به دریای متلاطمی که موجب غرق و هلاکت بسیاری از انسان ها شده، تشبیه شده است. مردم تنها با کشتی تقواست که می توانند از این دریای پر خطر عبور کنند و بر ساحل نجات و سعادت اخروی پا بگذارند. لقمان تصریح می کند که محموله و زاد و توشه کشتی نجات تقوا، ایمان است. کشتی تقوا با محموله ایمان، اگر توکل به خدا بادبان آن، گوهرالهی عقل ناخدا و مدبر آن، علم و آگاهی راهدارش، و صبر سکان آن باشد، سالم به مقصد می رسد.
 
منبع:نشریه پژوهش های قرآنی ،شماره۶۰-۵۹٫ ادامه دارد…

نوشته قبلی

مفهوم شناسی «ختم» و «طبع» بر قلب از منظر قرآن(۵)

نوشته‌ی بعدی

مفهوم شناسی «ختم» و «طبع» بر قلب از منظر قرآن(۳)

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

مفهوم شناسی «ختم» و «طبع» بر قلب از منظر قرآن(۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا