۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

مقایسه حقوق زن در اسلام و غرب

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

وضعیت نظام حقوق زن در غربدر دنیای غرب از قرن هفدهم به بعد پا به پای نهضتهای علمی و فلسفی نهضتی در زمینه مسائل اجتماعی و به نام حقوق بشر شکل گرفت . نویسندگان و متفکران قرنهای هفدهم و هجدهم افکار خود را درباره حقوق طبیعی و فطری و غیرقابل سلب بشر پشتکار عجیبی در میان مردم پخش کردند . ژان ژاک روسو ولتر و منتسکیو از این دسته متفکران و نویسندگان اند . اصل اساسی مورد توجه این گروه این نکته بود که انسان بالفطره و به فرمان خلقت و طبیعت واجد یک سلسله حقوق و آزادیهاست . این حقوق و آزادیها را هیچ فرد یا گروه به هیچ عنوان و یا هیچ نام نمی تواند از فرد یا قومی سلب کنند . حتی خود صاحب حق نیز می تواند به میل و اراده خود آن را به غیر منتقل نماید و خود را از آن محروم کند . این نهضت فکری و اجتماعی ثمرات خود را ظاهر ساخت . اولین بار در انگلستان ( ۱۶۶۸ ) و سپس در آمریکا ( ۱۷۷۶ ) و بعد در فرانسه به صورت انقلابها و تغییر نظامها و امضای اعلامیه ها بروز و ظهور نمود و به تدریج به نقاط دیگر سرایت کرد .اما آن که به نام « اعلامیه حقوق بشر » در جهان معروف شد ، آن چیزی است که پس از انقلاب کبیر فرانسه به نام اعلان حقوق منتشر شد . این اعلامیه مشتمل است بر یک مقدمه و هفده ماده .ماده اول آن این است : « افراد بشر آزاد متولد شده و مادام العمر آزاد مانده و در حقوق با یکدیگر مساویند … »در قرن ۱۹ میلادی وافکار تازه ای در زمینه حقوق بشر در مسائل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رخ داد که منتهی به به ظهور سوسیالیسم و لزوم تخصیص منافع به طبقات زحمتکش و انتقال حکومت از دست سرمایه دار به دست کارگر گردید .تا اوایل قرن نوزدهم هرچه در اطراف حقوق بشر بحث شده است مربوط می شود به حقوق ملتها و یا حقوق طبقات رنجبر و زحمتکش در برابر کارفرمایان و اربابان .در قرن بیستم برای اولین بار مسأله « حقوق زن » در برابر حقوق مرد عنوان شد و در اعلامیه جهانی حقوق بشر – که پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۸ میلادی از طرف سازمان ملل متحد منتشر گشت – تساوی حقوق زن و مرد صریحاً اعلام شد .( مرتضی مطهری ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۲ و ۱۳ )البته جریانهای فمینیستی در غرب – که جهان را از دیدگاه زنان می نگرد و دیدگاه انتقادی و فعالانه ای به سود زنان دارد و در پی آن است که جهان بهتری را برای زنان بسازد که از نظر آنها بدین ترتیب جهان برای بشریت نیز بهتر خواهد شد – تقریباً از دهه ۱۶۳۰ شروع شده بود و به عنوان یک جریان باریک ولی مستمر ادامه داشت . از ۱۷۸۰ تا زمان کنونی دو سده می گذرد که نوشته های فمینیستی بیش از پیش به صورت یک کوشش مهم دسته جمعی درآمده است و تعداد مشارکت کنندگان در این جریان و پهنه انتقادهایشان روز به روز گسترده شده است .بیشترین مدارک و نوشته های راجع به فعالیت فمینیستی به دوران آزادیخواهانه تاریخ غرب نوین تعلق دارد : نخستین غلیان تولید در این زمینه در دهه های ۱۷۸۰ و ۱۷۹۰ پیش آمده ؛ در دهه ۱۸۵۰ کوشش های بسیار سازمان یافته تر و متمرکز تر از گذشته انجام گرفتند ؛ بسیج توده ای برای کسب حق رأی برای زنان در اوایل سده بیستم رخ داد . ( جورج رتیزر ، ۱۳۸۲ ، ص ۴۶۴ ) .در خلال فراز و نشیب هایی که برای این جریان پیش آمد زنان نظریه های فمینیستی را خلق کردند . سهیم ترین مبنا در دیدگاههای فمینیستی مسأله تشابه و تمایزات مردانه و زنانه است . از دید آنان وجود بی عدالتی در کنار افراط در تقسیم کار جنسیتی و جداسازی حوزه فعالیت مردانه و زنانه سبب کنار گذاشتن زنان از همه عرصه های پیشرفت شده بود .از آن جا که این محرومیت نهادینه زنان از تحصیل ، ارائه نقش اجتماعی و کارهای دستمزدی به جنس و جنسیت زنان مستند می شد ، فمینیست ها را بر آن داشت که درباره واژه های جنس و جنسیت و به طور اساسی « زن بودن » به بازنگری جدی دست بزنند . هدف از این بازنگری محدود کردن مفهوم « زن بودن » بود .در این میان لغو نقش های جنسیتی در زمینه تقسیم کار ، یکی از هدفهای فمینیسم به حساب می آید . آنان معتقد بودند که در حقیقت نقش جنسیت از تقسیم کار اجتماعی مبتنی بر جنسیت ناشی می شود که در این تقسیم کار ، کارهای تولیدی به عهده مردان نهاده شده است و کارهای درون خانه و کودک پروری به وسیله زنان صورت می گیرد . ( کتاب نقد ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۴ ) .بدین ترتیب حضور زنان در نیروی کار در دهه های ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰ رشد تصاعدی یافت و در دهه های پس از جنگ جهانی دوم زنان دارای تحصیلات بالا افزایش یافتند . از بین رفتن مرزهای جنسیتی ، تقویت ایده تشابه عامل بین زنان و مردن را در همه میدان ها رواج داد .در نتیجه کار به آن جا رسید که فهرست طولانی تفاوت های مردانه و زنانه در ساختار روانی و جسمانی باطل اعلام شد و دانش فمینیستی فقط در بخش محدودی این تفاوت ها را پذیرفت . ( کتاب نقد . ۱۳۸۲ ، ص ۲۷ ) همان طور که قبلاً گفته شد پس از جنگ جهانی دوم و پس از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ تلاش های زیادی در جهت تثبیت فرهنگ تساوی ، تشابه و همانندی حقوق بین زن و مرد و نگرش تبعیض آمیز در عادات و رسوم ، رفتار ، قوانین و مقررات ، صورت گرفته است و اسناد بین المللی بسیاری در این زمیته تدوین و به امضا و تصویب دولت ها رسیده است . ( کتاب نقد ، ۱۳۸۲ ، ص ۴۹ )در همه نهضتهای اجتماعی غرب از قرن هفدهم تا قرن حاضر ، محور اصلی دو چیز بود : « آزادی » و « تساوی » و نظر به اینکه نهضت حقوق زن در غرب دنباله سایر نهضتها بود و به علاوه تاریخ حقوق زن و مرد در اروپا از نظر آزادیها و برابریها فوق العاده مرارتبار بود ، در این مورد نیز جز درباره « آزادی » و « تساوی » سخن نرفت .پیشگامان این نهضت مدعی شدند که بدون تأمین آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد سخن از آزادی و حقوق بشر بی معنی است و این مسأله که آیا نظام حقوق خانوادگی بالطبع و نظام مستقلی است و منطق و معیاری جدا از منطق و معیار سایر مؤسسات اجتماعی دارد یا نه ؟ مورد توجه داقع نشد .در این نهضت عملاً یا سهواً « تساوی » به جای « تشابه » به کار رفت و « برابر » با « همانندی » یکی شمرده شد . « انسان » بودن موجب فراموشی « زن » بودن وی گردید . از این رو این نهضت نه به دنبال برابری و عدالت حقوقی و نفی تبعیض ، بلکه به دنبال تشابه مکانیکی و همانندی حقوق زن و مرد ، بدون توجه به تفاوت استعدادها و شرایط وجودی و تکوینی آنها بود .حقیقت این است که غرب بدون توجه به این مسائل و به دلیل وجود برخی عوامل می خواست ازعنوان « آزادی » و « تساوی » زن استفاده کند.یکی از آن عوامل مطامع سرمایه داران بود . کارخانه داران برای اینکه زن را به کار خانه بکشند و از نیروی اقتصادی زن ، آزادی زن ، تساوی حقوق زن با مرد را عنوان کردند و توانستند به این خواسته ها رسمیت قانونی بدهند .ویل دورانت در فصل نهم از کتاب لذات فلسفه می گوید : « تا حدود سال ۱۹۰۰ زن به سختی دارای حقی بود که مرد ناگزیر باشد از روی قانون آن را محترم بداند . » آنگاه درباره علل تغییر وضع زن در قرن بیستم بحث می کند ، می گوید : « آزادی زن از عوارض انقلاب صنعتی است و … »تکامل ماشینیسم و رشد روز افزون تولید به میزان بیش از حد نیاز واقعی انسانها و ضرورت تحمیل بر مصرف کننده با هزاران افسوس و نیرنگ برای تبدیل انسانها به صورت عامل بی اراده مصرف بار دیگر ایجاب کرد که سرمایه داری از وجود زن بهره کشی کند اما نه از نیروی کار و قدرت او به صورت کارگر ساده و شریک با مرد در تولید ، بلکه از نیروی جاذبه و زیبایی او و از گرو گذاشتن شرافت و حیثیتش در تحمیل مصرف بر مصرف کننده و همه اینها به حساب آزادی او و تساوی با مرد گذاشته شد .در بخش های دیگر از جمله سیاست نیز وسیله ای برای اجرای مقاصد مرد قرار گرفت و از وجود زن بهره کشی شد اما در زیر سرپوش آزادی و تساوی !شک نیست که این نهضت ( فمینیسم ) در قرن بیستم یک سلسله معضلات را از زن گرفت ولی یکسری مشکلات جدید برای او به ارمغان آورد زیرا در گذشته انسان بودن زن فراموش شده بود و حالا عمداً یا سهواً زن بودن زن و وضع طبیعی و فطری اش ، رسالتش، تقاضاهای غریزی اش و استعدادهای ویژه اش به فراموشی سپرده شده است . ( مرتضی مطهری ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۳ تا ۱۹ )در صورتی که تأکید این نهضت ( فمینیسم ) بر ستادی یا بهتر بگوییم تشابه زن و مرد بدون درنظر گرفتن تفاوت های طبیعی و فطری و روحی ، رفتاری است که خود منشاء نوعی تبعیض ، تحقیر و پیدایش شکل های دیگری از ظلم نسبت به قشر زنان می شود . شاهد این مسأله گزارشات مراکز پزشکی ، حقوقی و جزایی دولت های صنعتی مبنی بر افزایش نرخ خانواده های تک والدینی ، افزایش ناهنجاری های اخلاقی ، رشد میزان موالید نامشروع ، افزایش میزان بیماری های روانی در زنان به دلیل وجود فشارهای زیاد در جهت تأمین معیشت و عدم تناسب بین وظایف شخصی و حمایت های اجتماعی است . ( کتاب نقد ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۳۵ ) در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها زن را در وضع بسیار مناسبی قرار می دهد که نه شخص کوبیده شود و نه شخصیتش ! اگر چه فمینیسم در تشخیص این واقعیت که زنان به دلیل زن بودن ستم کشیده اند ، موفق بود ولی مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند . زیرا که زن و مرد دو ستاره اند و در دو مدار مختلف ، هر مدام باید در مدار خود حرکت نمایند ( یس / ۴۰ ) آنچه در غرب ناراحتی آفریده است قیام بر ضد فرمان فطرت و طبیعت است نه جیز دیگر . ( مرتضی مطهری ، ۱۳۷۸ ، ص ۲۰ تا ۳۲ ) .حال باید گفت : « آری روزگاری زنان ادعا می کردند مجبور نیستند زن باشند و حال بسیاری از آنها فریاد بر می کشند ، دیگر بس است . »« چرا که مرد بودن وقتی که شخص درواقع یک زن است ، کار خسته کننده ای است . »به عبارت دیگر این زنان به رغم لفاظی های مساوات طلبانه به این حقیقت پی برده اند که رابطه « مرد در برابر مرد » به راستی تا چه اندازه ناخوشایند است .بشر تجربه گر امروز به واقعیت هایی رسیده است که روزی انبیای بزرگ الهی از مخزن غیب او را آگاه کرده و از زحمت تجربه فارغش ساخته بودند .امروزه بخشی از زنان به آسایش بیشتری رسیده اند ، ولی دستان حمایت گر مردانی را که می توانستند فرزندان آنها باشند و هر دو در کنار یکدیگر به آرامش برسند ، از دست داده اند . آن الگوی دین که از فراسوی زمان می درخشد ، هدیه آرامش و آسایش توأم به زنان و مردان است و این هدیه در سایه حمایت از مردان ، محبت زنان ، تلفیق عاطفه و عقلانیت و مشارکتی انسانی در همه عرصه ها با شعار توسعه عبودیت حاصل خواهد شد . ( کتاب نقد ، ۱۳۸۲ ، ص ۴۱ ) .
وضعیت نظام حقوق زن در اسلاماسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته و با آتچه در جهان امروز می گذرد مغایرت دارد . اسلام برای زن و مرد در همه موارد یک نوع حقوق و تکالیف و مجازاتها قائل نشده است . پاره ای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پاره ای از آنها را برای زن و در نتیجه در مواردی برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است .شک نیست که لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی و برابری آنها از لحاظ انسانیت ، برابری آنها در حقوق انسانی است نه تشابه حقوق !قرآن کریم می فرماید : « خلقکم من نفس واحده » یعنی او شما ( اعم از زن و مرد ) را از یک حقیقت آفرید . و پیامبر اعظم ( ص ) فرمودند : « الناس کلهم سواء کالانسان المشط» « یعنی مردم اعم از زن و مرد ، مانند دانه های شانه با هم برابرند .آنچه قابل توجه است این مطلب می باشد که کمیت غیر از کیفیت است ، مسلم این است که اسلام حقوق تکوینی برای زن و مرد قائل نشده است ولی اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست . اسلام اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد نیز رعایت کرده است . اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست ، با تشابه حقوق آنها مخالف است . ( مرتضی مطهری ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۳ تا ۱۵ ) لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانی به هیچ شکل تشابه صد در صد آنان در حقوق نیست . چون قواعد و مقررات حقوقی همیشه برای « بشر بما هوبشر » وضع نمی شود بلکه بسیاری از قواعد و مقررات برای تنظیم روابط بین افراد مختلف وضع می شود . زن و مرد در حقوق عمومی و حقوق انسانی برابرند . اما با توجه به تفاوت های موجود و غیرقابل انکار و غیرقابل زوال مگر با مسخ هویت زنانگی یا مردانگی – هیچ گونه تقسیم کار و وظیفه و اختصاص کارکردها نباید در میان باشد . تساوی غیر از تشابه است . تساوی برابری و تشابه ، یکنواختی است . اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی و ارزشی برای مردان در مقایسه با زنان قائل نیست گرچه با توجه به ملازم حق و تکلیف ممکن است به دلیل تکالیف بیشتری که آن هم براساس استعدادهای متفاوت زن و مرد بر عهده مردان گذاشته است گاه اختیارات بیشتری نیز قائل شده است . ( کتاب نقد ، ۱۳۸۲ ، ص ۷۹ و ۸۰ ) .منبع:روزنامه سیاست روز
 

نوشته قبلی

الهیات رهایی بخش

نوشته‌ی بعدی

تمدن شرعی

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

تمدن شرعی

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا