مناشده يوم الرحبه
در دوران خلافت امام على ×، معاويه و طرفداران او تلاش میکردند تا مشروعيت حكومت امام را زير سؤال ببرند و چنين القا كنند كه حكومت على× هم همانند حكومت معاويه است؛ لذا آن حضرت را متهم كردند كه به رسول خدا | تهمت مىزند كه مى گوید: رسول خدا | او را بر ديگران مقدم داشته است؟!
به دنبال اين جريان، امام على × در جمع مردم در رحبه كوفه حضور يافت و ضمن يك سخنرانى فرمود:
«انشدكم اللّه ايّكم سمع رسولاللّه | يقول: من كنت مولاه فعلى مولاه. فقام اثنا عشر رجلاً فشهدوا بها و انس بن مالك فى القوم لم يقم. فقال: يا انس ما يمنعك ان تقوم فتشهد و لقد حضرتها؟ فقال: يا اميرالمؤمنين كبرت و نسيت. فقال اللّهم ان كان كاذبا فارمه بها بيضاء لا تواريها العمامة. قال طلحة بن عمير: فواللّه لقد رايت الوضح به بعد ذلك ابيض بين عينيه و روى عثمان بن مطرّف انّ رجلاً سأل انس بن مالك فى آخر عمره عن على بن ابى طالب فقال: انى آليت الا اكتم حديثا سئلت عنه فى علىّ بعد يوم الرحبة، ذاك رأس المتقين يوم القيامة سمعته و اللّه من نبيّكم.»([1])
شما را به خدا چه كسى از شما از رسول خدا | شنيده است كه آن حضرت درباره من فرمود: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست؟
دوازده نفر برخاستند و بر اين حادثه شهادت دادند. حضرت نگاهى به جمعيت كرد و ديد انس بن مالك در بين جمعيت است. رو به انس کرد و فرمود: اى انس! با اين كه تو در حادثه غدير حضور داشتى چرا شهادت نمىدهى؟
انس گفت: اى اميرالمؤمنين! من پير شدهام و فراموش كردهام؟!
على × فرمود: خدايا! اگر دروغ مىگوید او را به بيمارى برصى مبتلا كن كه نتواند با عمامه آن را بپوشاند.
طلحة بن عمير مىگوید: به خدا قسم! بعد از اين جريان، انس به بيمارى برصى دچار شد كه تا بين دو چشم او را فرا گرفته بود.
عثمان بن مطرف مىگوید: در روزهاى پايان عمر انس كسى از او درباره على چيزى پرسيد، انس گفت: بعد از جريان رحبه قسم ياد كردم كه اگر از احاديث درباره على از من بپرسند چيزى را پنهان نكنم. به خدا قسم از پيامبرتان شنيدم كه مىفرمود: على × در قيامت سرور و سالار پرهيزكاران است.


















هیچ نظری وجود ندارد