فاجعهای با عمق و عظمت حادثۀ کربلا در طول تاریخ بشریت اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد. در فرازی از زیارت عاشورا میخوانیم: «يا ابا عبدالله لقد عظمت الرزية وجلّت وعظمت المصيبة بك علينا وعلى جميع أهل الاسلام وجلّت وعظمت مصيبتك في السموات على جميع أهل السموات…» اي ابا عبدالله همانا مصیبت و ماتم تو بسیار بزرگ و باعظمت است. هم بر ما شیعیان و هم برای تمامی مسلمانان عالم، بلکه تحمل این مصیبت عظمی بر آسمانها و اهل آسمان نیز ناگوار و دشوار است.
اگر خداوند متعال بخواهد انتقام این فاجعه را از پدید آورندگان آن بگیرد آیا تنها با کشتن قاتلان آنها جبران خواهد شد؟
در عظمت حادثۀ کربلا و مصیبت وارده بر عالم خلقت مرور چند نکته لازم است:
1. محور این مصیبت که کنگرههای عرش الاهی را متزلزل ساخت، امام معصوم(علیهم السلام) است که خود محور عالم خلقت است.
2. شناسایی زمینهها و ریشههای حادثۀ عاشورا مهمتر از اصل حادثه میباشد، یعنی شناسایی کسانی که مقدمۀ چنین فاجعهای را به وجود آوردند ولو این که دهها سال قبل از حادثه کربلا بوده باشند، افرادی جز عاملان سقیفه نیستند و لذا در زیارت عاشورا میخوانیم:
«فلعن الله امّة أسّست أساس الظلم والجور عليكم أهل البيت ولعن الله أمّة دفعتكم عن مقامكم وازالتكم عن مراتبكم الّتي رتّبكم الله فيها». پس خداوند متعال لعنت کند آن گروهی که اساس ظلم و ستم بر شما اهلبیت(علیهم السلام) را بنا نهادند و خدا لعنت کند آن امتی که شما را از مقام و منزلت خود منع نموده و جایگاهی که خدا مخصوص به شما گردانیده بود را از شما گرفتند.
3 ـ خداوند متعال در قرآن حق قصاص را برای ولی مقتول روا میداند و میفرماید: {وَمَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيّهِ سُلْطَاناً} (اسراء/33) برای ولی کسی که مظلومانه کشته شده، حق قصاص و سلطه قرار دادیم.
بنابراین تنها کسی میتواند منتقم خون امام معصوم(علیه السلام) باشد که خود محور عالم هستی و امام معصوم بوده و از فرزندان او نیز باشد، به همین دلیل در دعاها و زیارتهای مختلف حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه شریف) را منتقم واقعی و حقیقی خون امام حسین(علیه السلام) میدانیم و چنین میخوانیم: «أين الطالب بدم المقتول بکربلاء». کجاست آن که از خون شهید کربلا انتقام خواهد گرفت. (فرازی از دعای ندبه/مفاتیح الجنان)
آری، این امام زمان حضرت صاحب الأمر(عجل الله تعالی فرجه شریف) است که هم از عمق فاجعه کربلا آگاه است و هم قاتلان اصلی را میشناسد و اوست که میتواند به نحو کامل و ریشهای از پدید آورندگان حادثۀ کربلا و غاصبان خلافت الاهیّه انتقام بگیرد و جهان را از لوث وجود آنان و جنایات بیشمار آنها که هنوز هم ادامه دارد پاک نماید.
و اما مختار که داستان فداکاریهای او قرنهای متمادی است که بر سر زبانهاست، تنها کشندۀ قاتلان ظاهری امام حسین(علیه السلام) بود که با نفرین امام حسین(علیه السلام) بر قاتلان جنایتکار کربلا مسلط شد تا همین زندگی ظاهری دنیوی را هم بر آنان تلخ و جانفرسا نماید.
امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا چندین مرتبه سخنرانی فرموده و کوفیان را ارشاد نموده و هشدار دادند، اما هنگامی که از هدایت آنان نا امید شدند در فراز پایانی دومین خطبه در روز عاشورا چنین فرمودند: بار پروردگارا! جوان ثقفی (مختار) را بر آنان مسلط فرما تا آنان را از کاسۀ تلخ زهرآگین بچشاند، چون آنان ما را تکذیب کردند و ما را مخذول و منکوب نمودند، اما تو پروردگار ما هستی و ما بر تو توکل نمودهایم و به سوی تو انابه و بازگشت داریم که به سوی توست همه بازگشتها … (بحار الأنوار/ج 45/ص10)
اما منتقم اصلی در روایات متعدد حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) معرفی شده است که خداوند متعال در فرج آن عزیز تعجیل فرماید، در روایت است: زمانی که قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه شریف) ظهور میفرمایند، بین رکن و مقام در کنار خانۀ کعبه ایستاده و پنج ندا سر میدهند:
1. «ألا يا أهل العالم أنا الامام القائم»: آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم.
2. «ألا يا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم»: آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده.
3. «ألا يا أهل العالم انّ جدّي الحسين(علیه السلام) قتلوه عطشاناً»: آگاه باشید ای اهل عالم من همان کسی هستم که جدّم حسین(علیه السلام) را با لب تشنه به شهادت رساندند.
4. «ألا يا أهل العالم انّ جدّي الحسين(علیه السلام) طرحوه عرياناً»: بدانید ای جهانیان که جدّ من حسین(علیه السلام) را عریان بر روی خاک افکندند.
5. «ألا يا أهل العالم انّ جدّي الحسين(علیه السلام) سحقوه عدواناً»: آگاه باشید ای اهل عالم که جدّم حسین(علیه السلام) را از روی کینه و عداوت پایمال کردند. (الزام الناصب/ج2/ص282)
درخواست توفیق از خداوند متعال
در دو فراز زیبای زیارت عاشورا نیز به منتقم خون امام حسین(علیه السلام) یعنی حضرت بقيةالله الأعظم(عجل الله تعالی فرجه شریف) اشاره شده است:
1. «فاسئل الله الذي أكرم مقامك وأكرمني بك أن يرزقني طلب ثارك مع إمام منصور من أهل بيت محمّد(صلی الله علیه و آله)».
2. «واسئله أن يبلغني المقام المحمود لكم عند الله وأن يرزقني طلب ثارکم مع إمام مهديّ ظاهرٍ ناطقٍ بالحقّ منكم».
و رسیدن به این مقام بس بلند و پسندیده یعنی انتقام واقعی از قاتلام امام حسین(علیه السلام) آن هم در رکاب فرزند عزیزش حضرت مهدی(علیه السلام)، یکی از توفیقات الاهی است که باید همواره از خدای منّان بخواهیم که نصیب و روزی ما کند. «ان شاء الله»
این جمعهها که ختم به مختار میشود
این دل عجیب طالب دیدار میشود
ای منتقم بیا که به عالم خبر دهیم
شیعه عزیز و دشمن او خار میشود
حجة الاسلام والمسلمین شیخ مجید فولادی
و فاز الفائزون بولايتم
تمام آروزی انسان این است که در روز قیامت به مقام فائزان و رستگاران حقیقی برسد که امام هادی(علیه السلام) در این فراز از زیارت جامعه کبیره راه رسیدن به این مقام عالی مرتبه را بیان میفرمایند که تنها راه رسیدن به رستگاری داشتن ولایت اهلبیت(علیهم السلام) است. فاز از فوز گرفته شده که در لغت به معنای: الظفر بالخير مع حصول السلامة (مفردات راغب/ج 1/ص 647). (رسیدن به پیروزی با خیر و سعادت بهمراه سلامتی) یعنی شخص فائز کسی است که با خیر و سعادت به همراه سلامت کامل به مقصد و مقصود خویش میرسد.
مرحوم مجلسی اول میفرماید: هیچ انسانی به رتبهای نمیرسد مگر به سبب اعتقاد به امامت شما اهل بیت و محبت و متابعت از شما (روضة المتقین/ج ) یعنی ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) که شرط لازم اسلام است دارای سه جزء میباشد: اعتقاد به امامت الاهیه ائمه اطهار(علیهم السلام)، محبت به ایشان و متابعت از آنها که هر شخصی به هر مقدار که در این سه مرحله معرفتش و تلاشش را زیاد کند به همان مقدار در روز قیامت رستگار خواهد شد.
در حقیقت این فراز از زیارت جامعه نکته بسیار مهمی را به شیعیان گوشزد میکند که هر کسی که فائز و رستگار شده تنها و تنها بخاطر ولایت اهل بیت(علیهم السلام) است نه صرفاً با نماز و روزه و سایر اعمال عبادی دیگر، چرا که ولایت اهل بیت باطن و حقیقت عبادات است و به آنها معنا میدهد و روح میبخشد و بدون ولایت، این اعمال در حقیقت کالبدی است بدون روح و کسی که ولایت انسان کامل و حجت خدا بر روی زمین را نداشته باشد ولو تمام عمرش را عبادت کند خداوند از او قبول نمیکند که این مضمون در روایات متواتری وارد شده است. چنانچه امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: «لا يقبل الله اعمال االعباد الا بمعرفته» (اصول کافی/ج 1/ص 203). خداوند اعمال بندگان را قبول نمیکند مگر با معرفت به ائمه اطهار(علیهم السلام).
در روایات دیگری که حتی اهل تسنن نیز نقل کردهاند، صراحتاً بیان شده که منظور از فائزون و رستگاران، تنها شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام) هستند: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): شيعة عليّ هم الفائزون (امالی صدوق/ص 361؛ ینابیع المودة/ج 1/ص 175).
طبق این روایت و روایات دیگر دانسته میشود که بنیانگزار تشیع که همان اسلام راستین است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بودهاند که به امر خداوند متعال امیرالمومنین(علیه السلام) را به امامت بلافصل بعد از خودشان منصوب کردند و در همان زمان حیات پیامبر بارها میفرمودند که پیروان امیرالمومنین رستگاران و سعادتمندان حقیقی هستند. طبق روایات حضرت ابراهیم نبی(علیه السلام) وقتی که از طرف خداوند باخبر شد که شیعیان امیرالمومنین(علیه السلام) دارای چه مقامی هستند در همان زمان آرزو کرد که ای کاش من هم از شیعیان او باشم که خداوند متعال طبق این آیه شریفه {وَإِنّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ} (صافات/83)
آرزوی او را محقق کرد. (البرهان فی تفسیر القرآن/ج 4/ص 600). لذا دانسته شد که فائزون چه مقامی دارند که در رتبه اعلای آن انبیائی چون حضرت ابراهیم(علیه السلام) به خاطر پذیرفتن ولایت امیرالمومنين(علیه السلام) قرار دارند.
ماهنامه امام شناسی شماره 30

















هیچ نظری وجود ندارد