25 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

منع پرداخت زکات و پیامدهاى آن

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

پرداخت نکردن زکات و دیگر حقوق واجب مالی آثار و پیامدهای زیادی را درپی دارد که اولین پیامد منع پرداخت این حقوق، کاهش اموال و یا از بین رفتن آن‌هاست. دلیل این که بسیاری از کسانی که به زکات و انفاق در راه خدا اعتقاد نداشته و یا اعتقاد دارند ولی از پرداخت این حقوق امتناع می‌ورزند، آن است که فکر می‌کنند اگر این حقوق الهی را از اموالشان خارج و در راه خدا مصرف نمایند مال و سرمایه آنان کم می‌شود؛ لذا برای اینکه از سرمایه و ثروت آنان کاسته نشود زکات و دیگر حقوق مالی واجب و مستحب را ادا نمی‌کنند؛ در حالی که واقعیت امر برعکس آن چیزی است که اینان فکر می‌کنند؛ زیرا عدم پرداخت این حقوق الهی نه تنها موجب حفظ ثروت و زیادی آن نمی‌گردد، بلکه خداوند از راه‌هایی که انسان متوجه آن نیست به همان اندازه و گاه بسیار بیشتر از اموال شخص کم خواهد نمود.
امام صادق (ع) می‌فرماید:«مَن مَنَعَ حَقّا لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ أنفَقَ فی باطِلٍ مِثلَیهِ»؛ «کسی که حقی از حقوق الهی را نپردازد، دو برابر آن را در راه باطل از دست خواهد داد». [۱]
و نیز آن حضرت فرمود:«ما ضاعَ مالٌ فِی بَرٍّ و لا بَحرٍ إلاّ بِتَضییعِ الزَّکاهِ»؛ «مالی در بیابان یا دریا از بین نمی‌رود، مگر به جهت تضییع و ندادن زکات آن». [۲]
بسیاری از ضررهای مادی و معنوی که به مال و جان برخی افراد وارد می‌شود به علت عدم پرداخت حقوق واجب الهی است. اگر مالی گم می‌شود یا به سرقت می‌رود و یا انسان گرفتار درد و مرضی می‌شود که برای برطرف کردن آن باید اموال زیادی را هزینه کند علت آن در بسیاری از موارد، آن است که این افراد حقوق واجبی را که خدا بر عهده آنان گذاشته است، پرداخت نمی‌کنند؛ لذا خداوند حوادثی را برای این افراد پیش می‌آورد تا مجبور شوند به همان مقدار یا چند برابر آن مال را در راهی که دوست ندارند، هزینه نمایند و یا به هدر دهند.منع پرداخت زکات اگر فراگیر شود، نه تنها موجب خسارت و نقص اموال مانعان زکات می‌گردد، بلکه گاه خداوند برکت و نعمت خود را از زمین گرفته و گروه بسیاری را گرفتار گرسنگی و خشکسالی می‌نماید.
در روایتی از پیامبراکرم (ص) می‌خوانیم:«إِذا مُنِعَتِ الزَّکاهُ مُنِعَتِ الاَرضُ برکات‌ها»؛ «هرگاه زکات پرداخت نشود، برکت از زمین گرفته می‌شود». [۳]
پرداخت نکردن زکات، موجب عدم پذیرش تمام عبادات و حتی کفر نسبت به خداوند می‌شود. پیامبراکرم (ص) در خطبه حجه الوداع خطاب به مسلمانان فرمود:«أَیها النّاسُ، اَدُّوا زَکاهَ اَموالِکم؛ فَمَن لا یزکی لا صَلاهَ لَهُ و مَن لا صَلاهَ لَهُ لا دینَ لَهُ و مَن لا دِینَ لَهُ لا حَجَّ لَهُ و لا جَهادَ لَهُ»؛ «ای مردم، زکات اموال خود را پرداخت کنید؛ زیرا کسی که زکات نمی‌پردازد نمازی برای او نیست و کسی که نمازی برایش نباشد، دینی برایش نیست و کسی که دین نداشته باشد، حج و جهادی برای او نخواهد بود». [۴]
همچنین آن حضرت در وصیتی خطاب به علی (ع) فرمود:«یا عَلی، کفَرَ بِاللّهِ العَظیمِ مِن هذِهِ الاُمَّهِ عَشَرَهٌ ـ و عَدَّ مِنهُم ـ مانِعَ الزَّکاهِ، ثُمَّ قال: یا عَلی، ثَمانِیهٌ لا یقبَلُ مِنهُمُ الصَّلاهُ ـ وعَدَّ مِنهُم ـ مانِعَ الزَّکاهِ، ثُمَّ قال: یا عَلی، مَن مَنَعَ قیراطا مِن زَکاهِ مالِهِ فَلَیسَ بِمُؤمِنٍ و لا مُسلمٍ و لا کرامَهَ، یا عَلی، تارِک الزَّکاهِ یسأَلُ اللّهَ الرِّجعَهَ اِلَی الدُّنیا، و ذلِک قولُهُ عَزَّوَجَلَّ: «حَتّی اِذا جاءَ اَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعون * لَعَلّی اَعمَلُ صــلِحـًا فیما تَرَکتُ …»؛ [۵]
«یا علی! ده طایفه از این امت به خداوند بزرگ کفر ورزیده‌اند و یکی از این ده گروه مانعان زکات‌اند. سپس فرمود: هشت گروه هستند که نمازشان پذیرفته نمی‌شود و یکی از آنان مانعان زکات‌اند. سپس فرمود: یاعلی! هر کس قیراطی از زکات مالش را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزش و کرامتی برای او نیست. ای علی! تارک زکات به هنگام مرگ تقاضای بازگشت به این دنیا می‌کند، چنان که خداوند عزوجل می‌فرماید: زمانی که وقت مرگ یکی از آنان می‌رسد می‌گویند: پروردگارا! مرا بازگردان تا اعمال صالحی را که در دنیا ترک کردم، انجام دهم». [۶]
البته مقصود از کفر در روایت مذکور کفر اصطلاحی که موجب خروج فرد از اسلام شود، نیست؛ مگر اینکه شخص علاوه بر منع زکات، اصل آن را نیز انکار نماید که در این صورت، کافر شده و از شمار مسلمانان خارج می‌گردد.پیامد دیگر منع پرداخت زکات، عذاب دردناک اُخروی است.
قرآن کریم در این باره می‌گوید:«ولا یحسَبَنَّ الَّذینَ یبخَلونَ بِما ءاتیهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ هُوَ خَیرًا لَهُم بَل هُوَ شَرٌّ لَهُم سَیطَوَّقونَ ما بَخِلوا بِهِ یومَ القِیـمَه»؛ «گمان نکنند کسانی که نسبت به آنچه خدا از فضل خویش به آنان داده بخل می‌ورزند این به سود آنان است؛ بلکه این برای آنان شرّ است؛ به زودی در قیامت همین اموال به صورت طوقی بر گردنشان افکنده می‌شود.»[۷]
در تفسیر این آیه از اهل‌بیت ^روایت شده است که هرکس زکات اموال خود را نپردازد، خداوند آن اموال را در آخرت به مارهایی آتشین مبدّل می‌نماید که به گردن مانعان زکات حلقه می‌زنند. سپس به آنان گفته می‌شود: همان‌گونه که در دنیا به هیچ قیمت این اموال را از خود دور نمی‌کردید، اکنون نیز آن‌ها را بر گردن خود بیفکنید. [۸]
 
«قارون» و امتناع از پرداخت زکات
قارون یکی از نزدیکان و بستگان حضرت موسی‌بن عمران (ع) بود و از نظر اطلاعات و آگاهی از تورات نیز معلومات قابل ملاحظه‌ای داشت. نخست جزء پیروان حضرت موسی (ع) بود و در صف مؤمنان قرار داشت، ولی ثروت زیاد و امتناع از پرداخت حقوق فقیران و مستمندان، در نهایت او را به مبارزه با خدا و پیامبر خدا و به آغوش کفر و ارتداد از دین کشاند.طبق نقل مفسران و مورخان، علت کافر شدن قارون این بود که وقتی دستور زکات از سوی خداوند به حضرت موسی (ع) ابلاغ گردید، آن حضرت برای گرفتن زکات به سراغ قارون رفت و به وی گفت: خداوند به من دستور داده، زکات را برای نیازمندان بگیرم. قارون با اندک تأمل و حسابی که کرد، فهمید باید مبلغ هنگفتی را بدین جهت بپردازد؛ لذا از پذیرش این امر الهی خودداری کرد و راه مبارزه با موسی (ع) را در پیش گرفت و به مردم و ثروتمندان بنی‌اسرائیل اعلام کرد که موسی (ع) می‌خواهد به اسم زکات اموال شما را بگیرد و خود مصرف نماید [۹].برای اینکه موسی (ع) را از این تصمیم خود منصرف نماید، تصمیم گرفت که ساحت مقدس آن پیامبر الهی را آلوده نماید؛ لذا با دادن رشوه به زن بدکاره‌ای او را وادار کرد که آن پیامبر خدا را به عمل ناشایست متهم نماید؛ ولی خداوند پیامبر خویش را از این اتهام حفظ نمود و قارون را به سزای مخالفت با قوانین الهی و قرار گرفتن در مقابل پیامبر خویش به عذابی سخت گرفتار کرد و به زمین فرمان داد تا او را با تمام قصرها و دارایی‌اش به قعر خود فرو برد. [۱۰]
قرآن در آیاتی به طور اجمال به داستان وی اشاره کرده، می‌گوید:«اِنَّ قـرونَ کانَ مِن قَومِ موسی فَبَغی عَلَیهِم وءاتَینـهُ مِنَ الکنوزِ ما اِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنواُ بِالعُصبَهِ اولِی القُوَّهِ … * قالَ اِنَّما اوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی … فَخَسَفنا بِهِ وبِدارِهِ الاَرضَ فَما کانَ لَهُ مِن فِئَهٍ ینصُرونَهُ مِن دونِ اللّهِ وما کانَ مِنَ المُنتَصِرین»؛ «قارون از قوم موسی بود؛ اما بر آن‌ها ستم کرد. ما آن قدر از گنج‌ها به او داده بودیم که حمل صندوق‌ها یا کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود. قارون گفت: این ثروت را به وسیله دانشی که دارم به دست آورده‌ام. سپس ما قارون و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم و یاوری نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کند و خود نیز نمی‌توانست خویشتن را یاری نماید». [۱۱]
سخنی که قارون در مقابل حضرت موسی (ع) بیان نمود و گفت: «إنَّما اُوتِیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی؛ من این ثروت را به وسیله علم و دانشی که داشتم به دست آورده‌ام». امروزه نیز بسیاری از کسانی که به پرداخت زکات یا خمس اعتقاد ندارند یا نمی‌خواهند این حقوق الهی را پرداخت نمایند، همان سخن قارون را بر زبان آورده یا از دل می‌گذرانند؛ گرچه نوع گفتن و ابراز این عقیده ممکن است متفاوت باشد؛ از جمله اینکه می‌گویند: چرا ما اموالی را که با زحمت فراوان و با مصرف نیرو و انرژی به دست آورده‌ایم به این سادگی در اختیار دیگران بگذاریم یا می‌گویند: دیگران نیز مانند ما بروند درس بخوانند و تلاش نمایند تا مانند ما اموالی به دست آورند؛ لیکن این‌گونه افراد بدانند اگر آنان علم و دانشی دارند و یا قدرت و توانی برای کار کردن دارند این علم و دانش و توان را خداوند در اختیار آنان گذاشته و خداوند زمینه را آماده کرده است تا آنان به این علم و دانش و توان دست یابند و بتوانند با استفاده از آن به این ثروت دست پیدا کنند و همان خدایی که زمینه به دست آوردن این ثروت را برای آنان فراهم کرده است به آنان فرمان داده که بخشی از این اموال را باید به خود او باز گردانند. حال آیا انسان باید از بازپرداخت مال به صاحب اصلی آن امتناع ورزد و بگوید که این اموال مال من است و من خود با تلاش و کوشش آن را به دست آورده‌ام؟
 
داستان «ثعلبه بن حاطب»
«ثعلبه‌بن حاطب» یکی از انصار و یاران پیامبر (ص) بود و زندگی فقیرانه‌ای داشت؛ امّا پیوسته به خدمت پیامبر اسلام (ص) می‌رسید تا پیامبر برای او دعا کند تا از فقر نجات یابد و خداوند به او ثروتی بدهد، ولی پیامبر (ص) به او می‌فرمود: ای ثعلبه! مال کمی که بتوانی شکرش را بجا آوری بهتر است از مال فراوانی که نتوانی حق آن را ادا نمایی و بهتر است در زندگی خود به پیامبر خدا تأسی کنی و به همین زندگی ساده قانع باشی؛ اما ثعلبه دست بردار نبود و همواره خدمت پیامبر (ص) می‌رسید و خواسته خود را تکرار می‌کرد. روزی به پیامبر (ص) عرض کرد: به خدایی که تو را به رسالت مبعوث کرده، سوگند یاد می‌کنم که اگر خداوند به من سرمایه بدهد حقوق آن را می‌پردازم. پیامبر (ص) برای او دعا کرد و زمانی نگذشت که بر اثر دعای آن حضرت خداوند از راه دامداری ثروت فراوانی به او داد و گوسفندانش کم کم زیاد شد، به گونه‌ای که ناچار از مدینه خارج شد و در یکی از آبادی‌های اطراف مدینه مسکن گزید و بر اثر افزایش گوسفندان و کار زیاد به تدریج نماز جماعت را رها کرد و تنها در نماز جمعه شرکت می‌کرد و آن چنان سرگرم دنیا شد که نماز جمعه را نیز رها کرد.روزی پیامبر (ص) یکی از مأموران جمع‌آوری زکات را به سراغ ثعلبه فرستاد تا زکات گوسفندانش را دریافت کند، لیکن ثعلبه نه تنها زکات اموالش را نداد، بلکه اصل مشروعیت زکات را نیز زیر سؤال برد و گفت: زکات چیزی جز «جزیه» نیست؛ یعنی ما مسلمان شده‌ایم که جزیه نپردازیم و اگر قرار باشد ما هم مانند اهل‌کتاب چیزی بپردازیم چه فرقی میان ما و آنان است. وقتی این خبر به پیامبر (ص) رسید فرمود: وای بر ثعلبه! وای بر ثعلبه![۱۲] به دنبال این جریان آیات ۷۵ تا ۷۸ سوره توبه در مورد او نازل شد و عمل وی را به شدت مذمت نمود.اگر به اطراف خود نگاه کنیم و شاید اگر به خودمان بنگریم، همان عمل ثعلبه و طرز تفکر او را در ذهن خود مشاهده کنیم چه بسیارند افرادی که در شرایط عادی یا به هنگام تنگدستی در صف مؤمنان داغ و انقلابی قرار دارند.
در همه جلسات مذهبی حاضرند. و برای هر کار نیک و کمک به مستمندان و فقیران گریبان چاک می‌زنند و گاه که می‌بینند، دیگران از دستگیری مستمندان امتناع می‌ورزند، این سخن را بر زبان جاری می‌کنند که ای کاش ما می‌داشتیم. ای کاش خدا به ما بدهد که به اینان کمک نماییم؛ اما هنگامی که به مال یا پست و مقامی دست پیدا می‌کنند، یک مرتبه تغییر چهره و حتی تغییر ماهیت می‌دهند و آن شور و عشقی که نسبت به خدا و دین داشتند در آنان فروکش می‌کند. دیگر در جلسات مذهبی و سازنده خبری از آنان نیست، یاد و نام فقرا را فراموش می‌کنند. گویا اصلاً در دنیا فقیری وجود ندارد. از پرداخت حقوق الهی ـ که خداوند بر آنان واجب نموده ـ امتناع می‌ورزند و تمام پیمان‌هایی را که قبلاً با خدا بسته بودند به دست فراموشی سپرده و حتی گاه به باد انتقاد می‌گیرند.
همه ما باید از سرنوشت ثعلبه‌ها عبرت بگیریم و از خدا بخواهیم که اگر به ما مال دنیا یا پست و مقامی عطا نماید، ظرفیت و عمل به شرایط و حقوق این مقام و ثروت را نیز عطا کند.
منابع
[۱]. الکافی، ج ۳، ص ۵۰۶؛ وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۳. [۲]. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷؛ بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۳۹۳. [۳]. وسائل‌الشیعه، ج ۹، ص ۲۶. [۴]. جامع احادیث‌الشیعه، ج ۹، ص ۳۱. [۵]. مؤمنون ۲۳ ۹۹ – ۱۰۰. [۶]. وسائل‌الشیعه، ج ۹، ص ۳۴. [۷]. آل‌عمران ۳ ۱۸۰. [۸]. مستدرک‌الوسائل، ج ۷، ص ۱۹. [۹]. اعلام القرآن، ص ۸۰۲ ـ ۸۰۳. [۱۰]. مجمع‌البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۴۱۸؛ اعلام‌القرآن، ص ۸۰۲ – ۸۰۳. [۱۱]. قصص ۲۸ ۷۶ و ۷۸ و ۸۱. [۱۲]. جامع البیان، ج ۱۰، ص ۲۴۲؛ مجمع‌البیان، ج ۵ ـ ۶، ص ۸۱ ـ ۸۲؛ تفسیر این کثیر، ج ۲، ص ۳۸۸.
 
برگرفته از کتاب”سیمای شیعه از نگاه اهل بیت” نوشته ی سید جعفر صادقی فدکی
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
 
 

نوشته قبلی

اهمیت زکات در اسلام و دیگر ادیان آسمانى

نوشته‌ی بعدی

حج و حکم آن

مرتبط نوشته ها

فلسفه و علل مهدویت در اسلام
انقلاب مهدوی

فلسفه و علل مهدویت در اسلام

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)
انقلاب مهدوی

ویژگی های یاران خاص امام زمان (ع)

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

حج و حکم آن

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا