۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

مهارت غلبه برفقرمالی در قرآن (۱)

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مهارت غلبه برفقرمالی در قرآن (۱)

پیش‌گفتار
ازناملایمات زندگی آدمی،پدیده فقر و نیاز مالی است که روح بشر را آزار می‌دهد و گاه به خاطرعدم مهارت انسان‌ها درمقابله با این پدیده،فقر آنها را از مسیر فطریشان که رسیدن به سعادت و رستگاری است،بازمی‌دارد و به سوی خطرات مهلکی سوق می‌دهد. درروایتی،به خطرات فقر تصریح شده است. پیامبراسلام«ص» فرمود: «کاد الفقر ان یکون کفراً» (ری‌شهری،/۴۴۸) «نزدیک است که فقر به کفر انجامد.» ازاین‌جهت که پدیده فقرمالی، آزاردهنده روح آدمی و زمینه‌ساز سقوط او از مسیر فطری است، پیامبراسلام از کفر و فقر مالی به خدا پناه می‌برد و می‌گوید: «اللّهم إنّی اعوذبک من الکفر والفقرِ. فقال رَجُلٌ: أیعدلان؟ قال: نعم.» (همان) «بارخدایا، من از کفر و فقر به تو پناه می‌برم. مردی عرض کرد:آیا این دو باهم برابرند؟ فرمود: آری.» دراین نوشتار برآنیم مهارت‌های غلبه بر فقر مالی(۱) را از نگاه قرآن جستجو نموده و به راهکار قرآنی درمقابله با این پدیده برسیم تا ازخطرات ناشی از فقر و نیاز مالی در امان باشیم.
مهارت‌های سه‌گانه چیره شدن بر فقر مالی
با مطالعه آیات کریمه به سه نوع مهارت شناختی، رفتاری و معنوی چیره شدن برفقر روبرو می‌شویم.
الف) مهارت شناختی
شناخت،منشأ رفتار، احساسات و عقاید انسان است. در هر قلمرو ازامور زندگی ازجمله چیره شدن برفقر، بشر نیازمند به شناخت و آگاهی است. بدون آگاهی و شناخت دقیق از ماهیت فقر و فلسفه آن،بشر توان مقابله با آن را نخواهد داشت.از این‌جهت، قرآن‌کریم در گام اول، بشر را به حقیقت اموال دنیوی و ویژگی‌های آن آگاه می‌کند.
۱٫احتیاج و فقر،ذاتی بشر
وجدان آدمی،این حقیقت را درک می‌کند؛ انسان موجودی است که هم در پیدایش و اصل وجودی خویش نیازمند بوده است و به او لباس هستی بخشیده شده است و هم در ادامه هستی، نیازمند به رزّاق و افاضه فیض حیات می‌باشد. درآیات کریمه هم به این واقعیت تصریح شده است که انسان مخلوق و محتاج است و خداوند رازق اوست. «یا أیّها النّاس اعبدوا ربّکم الّذی خلقکم والّذین من قبلکم» (بقره/۲۱) «ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید؛ آن‌کس که شما، و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید.» «کیف تکفرون بالله و کنتم أمواتًا فأحیاکم» (بقره/۲۸) «چگونه به خدا کافر می‌شوید؟ درحالی‌که شما مردگان (و اجسام بی‌روحی) بودید، و او شما را زنده کرد.» «إنَّ الله هو الرَّزَّاق ذو القوَّهِ المتین» (ذاریات/۵۸) «خداوند روزی‌دهنده و صاحب قوت و قدرت است.» از آنجایی‌که قرآن،کتاب زندگی سالم و دور از اضطراب و فشارهای روانی است،به فقرذاتی بشر تصریح نموده تا آدمی، زمانی‌که گرفتار فقرمالی است، فقر و نیاز او را غمگین ننموده و او را به خود مشغول نکرده و زمانی‌هم که در رفاه مالی به سر می‌برد،خود را مالک حقیقی اموال به حساب نیاورد، بلکه مالک حقیقی را به خدا بداند. به خاطرهمین مهم، خداوند شناخت‌دهی نموده و بشر را به واقعیت نیازمندی او رهنمون و به فقر مطلق او تصریح نموده و فرموده است: «یا أیّها النّاس أنتم الفقراء إلی الله والله هو الغنیُّ الحمید» (فاطر/۱۵) «ای مردم! شما همگی، نیازمند به خدایید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هرگونه حمد و ستایش است.» آری،آدمی وقتی به حقیقت فقر ذاتی خویش پی ببرد و بدان باورداشته باشد،هم درهنگام احتیاج و گرفتاری مالی سر تسلیم در برابرآن فرو نمی‌آورد، بلکه برفقرغلبه پیدا می‌کند، و هم درصورت دارایی اموال باز خود را در برابرخدا فقیر دانسته و اموال را از آنِ مالک حقیقی آن می‌داند.
۲٫ اموال؛وسیله آزمایش
عامل مهمی که در سلامت و عدم سلامت زندگی افراد نقش قابل‌توجهی دارد،نوع نگاه به پدیده‌های زندگی است. اگر انسان نگاهش به دارایی و اموال، سبب برتری بر دیگران باشد و آنها را موجب دوستی خدا بردارنده آن بداند، قطعاً فقر و احتیاج،او را آزار داده و همیشه نیاز و احتیاج را موجب خواری و ذلیل بودن خویش می‌پندارد، ولی اگر نوع نگاهش به اموال و متاع دنیوی، وسیله آزمایش و عذاب برخی از انسان‌ها باشد،نه تنها احتیاج و نیاز او را آزار نداده، بلکه سعی و تلاش نموده درمیدان آزمایش که سنت الهی است- و نمونه‌ای از آزمایش الهی فقر و احتیاج مالی است- سربلند و سرفراز بیرون آید. خداوند سبحان،درکتاب زندگی،آیاتی را بر رویکرد دوم متمرکز ساخته است تا بشر با این نوع رویکرد بتواند بر احتیاج و نیاز،فائق آید و در پرتو عقیده به آزمایشی بودن اموال، فقر را تحمل نماید تا از خطرات آن مصون بماند؛ «واعلمو أنَّما أموالکم و أولادُکُم فتنه» (انفال/۲۸) «و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است.» «إنَّما أموالکم و أولادُکُم فتنه» (تغابن/۱۵) «اموال و فرزندان، فقط وسیله آزمایش هستند.» در دو آیه فوق، اموال از ابزار آزمایش الهی معرفی شده است. فتنه دراصل به معنای آزمایش است. کلمه فتنه، همان مفهوم امتحان و آزمایش را دارد، البته فتنه را از این‌جهت فتنه گویند که چیزی است که انسان را به خود مشغول می‌کند و امتحان بودنش به همین است. (مطهّری، آشنایی با قرآن، ۱۸۲/۴) راغب اصفهانی برای واژه فتنه، معانی متعددی ذکر نموده که ازجمله آنها،آزمون است. واژه فتنه مثل واژه بلاء است و هر دو واژه هم در سختی و هم در آسایش که انسان از آن ناگزیر است بکار می‌رود، ولی معنی فتنه و بلاء در شدّت و سختی آشکارتر و بکاربردنش بیشتر است. (راغب اصفهانی) روشن است که وقتی آدمی به سنّت الهی آزمایش اعتقاد داشته باشد و اموال و فقر را از ابزار این سنت الهی بداند، این عقیده توان تحمل فقر را در آدمی بوجود می‌آورد و انسان را از ناملایمات و اثرات بد فقر نجات می‌دهد. به همین‌خاطر، خالق هستی، بشر را به این نوع نگاه رهنمون ساخته تا در پرتو این نوع بینش و شناخت، خویش را از خطرات و رنج فقر مالی برهاند.
۳٫بهره‌های دنیا اندک و رزق نیکو نزد خدا
دنیا با آخرت تفاوت‌های متعددی دارد که نمونه آن اندک و فانی بودن بهره‌های دنیا و ابدی بودن بهره‌های اخروی است. هر انسان عاقلی که قرآن را پذیرفته و دستورات آن را سعادت‌بخش دو سرای خویش می‌داند،و جهان پس از مرگ را باوردارد،هیچ‌وقت راضی نمی‌شود بهره اندک دنیوی را بر بهره‌های ابدی اخروی ترجیح دهد. درمقابل، انسان‌های کافر، بهره‌های دنیوی را بر بهره‌های اخروی ترجیح می‌دهند؛ «و ویلٌ للکافرین من عذابٍ شدیدٍ، الّذین یستحبّون الحیاه الدُّنیا علی الآخره» (ابراهیم/۳-۲) «وای بر کافران از مجازات شدید(الهی)! همان‌ها که زندگی دنیا را برآخرت ترجیح می‌دهند.» خداوند درآیات متعددی به ناچیز بودن زندگی دنیا و ماندگاری زندگی اخروی تصریح نموده تا بشر با این نوع مهارت شناختی،برفقرمالی فائق آید. در دو آیه ذیل، به تفاوت فوق تصریح شده است: «قُل متاع الدُّنیا قلیلٌ و الآخرهُ خیرٌ لمن التَّقی» (نساء/۷۷) «بگو سرمایه زندگی دنیا ناچیز است، و سرای آخرت برای کسی که پرهیزگارباشد بهتر است.» (و آیه۳۸ توبه) «و رزقٌ ربّک خیرٌ وأبقی» (طه/۱۳۱) «و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.» دراین دو آیه،اندک بودن متاع دنیا و بهتر و پایدارتر بودن رزق آخرت بیان شده است. آری،امیدواری به رزق پایدار و بهتر،درقبال بهره اندک و فانی دنیوی توان غلبه بر پدیده فقر مالی را در آدمی تقویت می‌نماید و او را از هرگونه غم و اندوه و خیره شدن به اموالی که در دست دیگران است، رها می‌سازد. همچنین،خداوند در آیاتی پیامبراسلام را مورد خطاب قرار داده که اموال دیگران تو را به اعجاب واندارد. «فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم إنَّما یرید الله لیعذّبهم بها فی الحیاه الدُّنیا و تزهق أنفسهم وهم کافرون» (توبه/۵۵) «و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد، خدا می‌خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند و جانشان برآید درحالی‌که کافرند.» «اعجاب مفهومی عمیق‌تر از این دارد که انسان فقط از چیزی خوشش بیاید. هرگاه چیزی انسان را تحت تأثیر قرار دهد و او را منفعل کند،می‌گوییم او را به اعجاب واداشته است.» (مصباح یزدی،/۴۳) و در تعبیری صریح‌تر فرمود: «ولا تمدَّنَّ عینیک إلی ما متَّعنا به أزواجاً منهم زهره الحیاه الدُّنیا لنفتنهم فیه و رزق ربّک خیرٌ و أبقی» (طه/۱۳۱) «و هرگزچشمان خود را به نعمت‌های مادی،که بر گروه‌هایی از آنان داده‌ایم میفکن،اینها شکوفه‌های زندگی دنیاست تا آنان را درآن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.» «البته باید توجه داشت که این‌گونه خطاب‌های قرآنی در ظاهر به شخص پیامبر«ص» است، اما همان‌گونه که از ائمه اطهار«ع» روایت شده،اینها از باب (ایاک اعنی و اسمعی یاجاره) و به قول خودمان (به در می‌گوید که دیوار بشنود) است.» (همان،/۴۰)
۴٫ رزّاقیت خدا
یکی دیگر از مهارت‌های شناختی ارائه شده بر قرآن‌کریم بر غلبه نمودن فقرمالی، باور داشتن به رزاقیت خداوند متعال است. به این‌معنا که روزی‌دهنده همه موجودات خداوند است. در آیاتی به این واقعیت (رزاقیت خداوند) تصریح شده است. «و ما من دابَّهٍ فی الأرض إلا علی الله رزقها» (هود/۶) «هیچ جنبنده‌ای درزمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست.» «و کأیِّن من دابَّهٍ لا تحمل رزقها الله یرزقها و إیّاکم و هو السَّمیع العلیم» (عنکبوت/۶۰) «چه بسا جنبنده‌ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی می‌دهد،و او شنوا و داناست.» «و جعلنا لکم فیها معایش و من لستم له برازقین» (حجر/۲۰) «و برای شما،انواع وسایل زندگی در آن قرار دادیم، و همچنین برای کسانی که شما نمی‌توانید به آنها روزی دهید.»
۵٫ امید به گشایش
مطابق آموزه‌های دینی،پایان‌پذیری سختی‌ها و مشکلات از اصول مسلم و قطعی زندگی آدمی است. اینکه انسان بپندارد که سختی‌ها و به خصوص مشکلات مالی پایدارهستند،خود این پندار مضاعف‌کننده سختی‌هاست، به علاوه آنکه توان تحمل را از انسان می‌رباید. کتاب زندگی در آیاتی آدمی را به پایان‌پذیری سختی‌ها رهنمون ساخته تا آدمی در پرتو امید به گشایش،تحمل ناخوشایندهای زندگی را درخود فراهم آورد؛ «فإنَّ مع العسریسرًا، إنَّ مع العسر یسرا» (انشراح/۶-۵) «به یقین،با (هر) سختی آسانی است. (آری) مسلماً با (هر) سختی آسانی است.» «قرآن نمی‌فرماید که بعد از سختی،آسانی است. تعبیر قرآن این است که با سختی،آسانی است. یعنی آسانی در شکم سختی و همراه آن است.» (مطهری،مجموعه آثار، ۱۷۵/۱) و همچنین فرمود: «سیجعل الله بعد عسرٍ یسرا» (طلاق/۷) «خداوند بعد ازسختی،آسانی قرار می‌دهد.» توجه به موقتی بودن سختی‌ها و گشایش آینده،توان انسان را افزایش می‌دهد و از شدّت فشار روانی می‌کاهد و آن را تحمل‌پذیرمی‌سازد. به همین‌جهت، معصومین علیهم‌السّلام، با توجه‌دهی به همین اصل،افراد گرفتار را آرام می‌ساختند. عن محمدبن عجلان قال: «کنت عند ابی عبدالله«ع» فشکا إلیه رجل الحاجه. فقال: اصبر فإن الله سیجعل لک فرجاً» (مجلسی، ۲۱۹/۶۸) محمدبن عجلان گوید: نزد امام‌صادق«ع» بودم که کسی از نیازمندی خود به حضرت شکایت کرد. حضرت در پاسخ فرمود:بردبار باش که به زودی،خداوند فرج تو را خواهد رساند. علی«ع» فرمود: «عند تناهی الشِّده تکون الفرجهُ و عند تضایق حلق البلاء یکون الرَّخاء». (نهج‌البلاغه،/حکمت۳۵۱) «چون سختی‌ها به نهایت رسید،گشایش پدید آید. و آن‌هنگام که حلقه‌های بلا تنگ گردد، آسایش فرا رسد.»
۶٫ ترک مقایسه صعودی اموال
انسان‌هایی که طالب دنیا هستند،وقتی زیبایی و اموال دیگران را مشاهده می‌کنند،به مقایسه صعودی و چشم دوختن روی می‌آورند. منظور از مقایسه صعودی،آن است که انسان وضع مالی و مادی اندک خویش را با کسانی که وضع مالی بهتری دارند،مقایسه کند. قرآن،گزارش می‌دهد قارون اموال فراوان و زندگی اشرافی و خیره‌کننده‌ای داشت و انسان‌های طالب دنیا به مقایسه صعودی و چشم دوختن به آن روی آوردند؛«و آتیناه من الکنوز ما إنَّ مفاتحه لتنوء بالعصبه أولی القوَّه» (قصص/۷۶) «ما آنقدر ازگنج‌ها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود!» «قال الَّذین یریدون الحیاه الدُّنیا یا لیت لنا مثل ما أوتی قارون إنَّه لذو حظٍّ عظیم» (قصص/۷۹)«آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد!» عامل مهمی که می‌تواند فقر مالی فردی را بر آدمی قابل تحمل سازد،ترک مقایسه صعودی و چشم نیندوختن به اموال دیگران است.به خاطرهمین مهم،خداوند پیامبراسلام را مورد خطاب قرارداده و از چشم دوختن به مال دیگران نهی کرده است؛ «فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم» (توبه/۵۵) «مبادا اموال و فرزندانشان مایه شگفتی تو گردد.» «ولا تمدَّنَّ عینیک إلی ما متَّعنا به أزواجًا منهم زهره الحیاه الدُّنیا» (طه/۱۳۱) «و هرگز چشمان خود را به نعمت‌های مادی،که به گروه‌هایی از آنان داده‌ایم،میفکن، اینها شکوفه‌های زندگی دنیاست.»
رابطه ترک مقایسه صعودی و تحمل فقر مالی فردی
براساس بعضی ازآیات کریمه،شخص خردمند (اولوا الألباب) با مشاهده دارایی و اموال دیگران، به مقایسه صعودی روی نمی‌آورد، بلکه براساس آموزه‌های قرآنی، اموال و متاع دنیا را در برابر نعمت‌های اخروی اندک می‌شمارد و ایمان و عمل صالح را بهتر از دارایی و اموال دنیایی می‌داند. «قل متاع الدُّنیا قلیلٌ والآخره خیرٌ لمن اتَّقی» (نساء/۷۷) «به آنها بگو:سرمایه زندگی دنیا ناچیز است؛و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگارباشد، بهتر است.» «و قال الَّذین أوتوا العلم ویلکم ثوابُ الله خیرٌ لمن آمن و عمل صالحا ولا یلقَّاها إلا الصَّابرون» (قصص/۸۰) «اما کسانی که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: وای بر شما!ثواب الهی برای کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند بهتراست. اما جز صابران آن را دریافت نمی‌کنند.» براساس همین نوع بینش توحیدی،فقر مالی آنها را آزار نداده، بلکه با چنین بینشی توان تحمل فقر در آنها افزایش می‌یابد، درحالی‌که در مقایسه صعودی اولاً مقایسه‌کننده گرفتار ندامت می‌شود که خود عاملی بر افزایش نگرانی است؛ «و أصبح الَّذین تمنَّوا مکانه بالأمس یقولون و یکأنَّ الله یبسط الرِّزق لمن یشاء من عباده و یقدر لولا أن منَّ الله علینا لخسف بنا» (قصص/۸۲) «و آنها که دیروز آرزو می‌کردند به جای او باشند گفتند: وای برما! گویی خدا روزی را بر هرکسی از بندگانش بخواهد گسترش می‌دهد یا تنگ می‌گیرد. اگر خدا به ما منت ننهاده بود ما را نیزبه قعر زمین فرو می‌برد.» ثانیاً به دنبال مقایسه صعودی و چشم دوختن به اموال دیگران، حزن و اندوه است که مثل ندامت خود عامل افزایش نگرانی است؛ «لا تمدَّنَّ عینیک إلی ما متَّعنا به إزواجٌا منهم ولا تحزن علیهم» (حجر/۸۸) «هرگز چشم خود را به نعمت‌های (مادی) که به گروه‌هایی از آنها دادیم،میفکن،و به خاطر آنچه آنها دارند،غمگین مباش.» آیه،بیانگراین مطلب است که اگر چشم به اموال دیگران بدوزی، دچارحزن و اندوه می‌شوی. ثالثاً یکی دیگراز پیامدهای مقایسه صعودی، حسرت است. کسی که مقایسه صعودی می‌کند، فهرست زیادی از نداشته‌ها را برای خود تهیه می‌کند و همیشه افسوس نداشتن آنها را می‌خورد و روشن است که افسوس، عاملی برافزایش نگرانی از فقرمالی است. درروایت آمده است کسی که چنین باشد، مثل کسی است که می‌خواهد جان بدهد؛ «إنّ جبرئیل هبط إلی رسول‌الله«ص» فقال: إنَّ الله عزوجلّ یقرأ علیک السّلام و یقول لک:اقرأ بسم‌الله الرّحمن‌الرّحیم ولا تمدَّنَّ عینیک إلی ما متَّعنا به أزواجا منهم» فأمرالنبیَّ«ص» منادیاً ینادی: من لم یتأدَّب بأدب الله تقطَّعت نفسه علی الدنیا حسراتٍ.» (مجلسی، ۳۴۸/۷۱) «روزی جبرئیل بر پیامبراسلام نازل شد و گفت: ای پیامبر خدا،خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌گوید بخوان به نام خداوند بخشنده بخشایشگر،هرگز چشمان خود را به نعمت‌های مادی که به گروه‌هایی از کافران داده‌ایم، میفکن. پس ازنزول این آیه شریفه،پیامبرخدا به کسی امر کردند این پیام را به گوش مردم برساند که هرکس با ادب الهی تربیت نشود،از حسرت به دنیا جانش به شماره می‌افتد.» رابعاً مقایسه صعودی منجر به حسادت می‌گردد و روشن است که حسادت هم عامل افزایش نگرانی است. «أم یحسدون النَّاس علی ما آتَاهم الله من فضله» (نساء/۵۴) «یا اینکه نسبت به مردم،بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده،حسد می‌ورزند؟» قال رسول‌الله«ص»: «قال الله عزوجل لموسی بن عمران: یابن عمران لاتحسدون النّاس علی ما آتیتهم من فضلی، و لا تمدّن عینیک إلی ذلک و لا تتبعه نفسک فإن الحاسد ساخطٌ لنعمی صادٌّ لقسمِیَ الّذی قسّمت بین عبادی». (حرعاملی، ۲۹۳/۱۱) «ای پسرعمران! نسبت به آنچه از فضلم به مردم داده‌ام، حسادت نورز و چشم‌هایت را به آن مدوز و نفست را در پی آن روان مساز که شخص حسود،دشمن نعمت من و سدکننده روزی‌ای است که من میان بندگانم تقسیم می‌کنم.» باتوجه به پیامدهای مقایسه صعودی،راز ترک مقایسه آشکار می‌شود که عبارت است از اینکه شخص مقایسه کننده گرفتار ندامت،حزن و اندوه،حسرت و حسادت می‌گردد. شخص مؤمن براساس آموزه‌های دینی از مقایسه صعودی اجتناب نموده و به خاطر اجتناب از آن،گرفتار فشارهای روانی پیامدهای مقایسه صعودی نخواهد شد، بلکه براساس آموزه‌های دینی رو به مقایسه نزولی آورده و از همین شگرد،تحمل فقر مالی را درخویش افزایش می‌دهد. در روایات معصومین«ع» به مقایسه نزولی دعوت شده است. ابوذرگوید: پیامبراسلام مرا به هفت چیز سفارش فرموده است: «اوصانی رسول‌الله«ص» بسبعٍ: ان أنظر إلی من هو دونی، و لا أنظرإلی من هو فوقی.» (شیخ صدوق، ۳۴۵/۲) «پیامبرخدا«ص»، مرا به هفت چیز سفارش فرمود: اینکه به کسی که پائین‌تر از من است نگاه کنم و به کسی که بالاتر از من است ننگرم.» امام‌صادق«ع» به حمران‌بن اعین می‌فرماید: «یا حمران! أنظر إلی من هو دونک فی المقدره و لاتنظر إلی من هو فوقک فی المقدره» (حرّانی،/۶۵۲) «ای حمران! به کسی که در زندگی از تو پائین‌تر است نگاه کن. به کسی که در زندگی از تو بالاتر است ننگر.» از همین‌روی گفته می‌شود که ترک مقایسه صعودی و انجام مقایسه نزولی یکی دیگر از مهارت‌های شناختی است که توان تحمل فقرمالی را در آدمی افزایش می‌دهد.
مفهوم رزق
رزق:بخشش مدام و پیوسته است که گاهی دنیوی و زمانی اخروی است و گاهی نصیب و بهره را هم رزق گویند، و همچنین به چیزی که به معده می‌رسد و با آن تغذیه می‌شود، رزق گویند. (راغب اصفهانی) «عن علی«ع»: عیاله الخلائق، ضمن أرزاقهم، و قدّر أقواتهم» (محمدی ری‌شهری/۲۳۴) «علی«ع» فرمود: مردم،نان‌خورهای خدایند، خداوند روزی آنها را ضمانت و خوراکشان را مقدر فرموده است.» عده‌ای خیال می‌کنند که رزق فقط در پرتو تلاش و کوشش به دست می‌آید،غافل از آنکه عامل دیگری که عبارت از اراده خدا باشد،در روزی‌دهی انسان دخالت دارد. دلیل بر ادعای مذکور، آیاتی است که قبض و بسط روزی را به دست خدا می‌داند. «والله فضَّلَ بعضکم علی بعضٍ فی الرّزق» (نحل/۷۱) «خداوند،بعضی از شما را بر بعضی دیگر ازنظر روزی برتری داد.» «الله یبسط الرِّزق لمن یشاء و یقدر» (رعد/۲۶) «خدا روزی را بر هرکسی بخواهد (و شایسته بداند) وسیع و برای هرکسی بخواهد (و مصلحت بداند) تنگ قرار دهد.» «إنَّ ربَّک یبسط الرِّزق لمن یشاء و یقدر إنَّه کان بعباده خبیرا بصیراً» (اسراء/۳۰) «به یقین پروردگارت روزی را برای هرکسی بخواهد، گشاده یا تنگ می‌دارد،او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.» آیات قصص/۸۲،عنکبوت/۶۲، سبأ/۳۹-۳۶، روم/۳۷، زمر/۵۲ و شوری/۱۲ نیز بر این مطلب دلالت دارد. ازعوامل دخیل در روزی انسان‌ها،اراده و مشیت خداست. آری،اگرانسان باورداشته باشد که علاوه بر کار و تلاش، اراده خداوند در روزی‌دهی انسان‌ها سهم غیرقابل انکار دارد، و خصوصاً آنکه بداند خداوند به احوال بندگان آگاه است و اوست که مصلحت فقر و غنای انسان‌ها را می‌داند،با این عامل شناختی می‌تواند فقر را تحمل نموده تا فقر و نیاز، خللی در ایمان و نوع نگرش او بر زندگی سالم و آرام وارد نکند.
ب) مهارت‌های رفتاری
۱٫کار و تلاش
ازمهارت‌های رفتاری ارائه شده در قرآن برای غلبه بر فقر و نیاز،کارو تلاش است. چه‌آنکه به قدر تلاش و کوشش به انسان‌ها بهره داده می‌شود؛ «و أن لیس للإنسان إلا ما سعی» (نجم/۳۹) به همین‌خاطر،خداوند در سوره جمعه به طور صریح و آشکار، دعوت به تلاش و کوشش برای طلب روزی نموده و فرموده است: «فإذا قضیت الصَّلاه فانتشروا فی الأرض وابتغو من فضل الله» (جمعه/۱۰) «و هنگامی‌که نماز (جمعه) پایان گرفت (شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید.» با نگاه به آیات کریمه،درمی‌یابیم که قرآن هرگز ما را به چشم‌پوشی از مواهب الهی دعوت نکرده و فقر را یک ارزش و نعمت به حساب نیاورده است،بلکه دعوت به بهره‌برداری از مواهب الهی و زینت‌ها نموده است. درخطابی به پیامبراسلام«ص» فرمود: «قل من حرَّم زینه الله الَّتی أخرج لعباده والطَّیِّبات من الرّزق قل هی للّذین آمنوا فی الحیاه الدُّنیا» (اعراف/۳۲) «بگو:چه کسی زینت‌های الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است! بگو: اینها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند.» به خاطر همین مهم که اموال و امکانات مادی نقش غیرقابل انکاری برای یک زندگی سالم و آرام دارد، حضرت سلیمان از خداوند تقاضای ملک و سلطنت بزرگ می‌کند. «قال ربّ اغفرلی وهب لی ملکاً لا ینبغی لأحدٍ من بعدی» (ص/۳۵) «گفت پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ‌کس نباشد، که تو بسیاربخشنده‌ای.» راز دعوت قرآن به تلاش و کوشش،برای این است که انسان با تلاش و کوشش بر فقر و نیاز مالی چیره گردد و با تلاش و کوشش،هم به امکانات وسیع مادی برسد و هم هویت انسانی خویش را در برابر بیگانه و اجنبی حفظ کند،چه آنکه آدمی وقتی فقیر و محتاج باشد،ناگزیر است دست نیازخویش را پیش بیگانه دراز کند و روشن است که این نوع رفتار، درواقع وارد شدن لطمه به هویت انسانی شخص مؤمن است. درروایات هم بر غلبه نمودن بر فقرمالی به وسیله تلاش و کوشش دعوت و تشویق شده است که دو نمونه از آن روایات عبارت است از: امام‌صادق«ع» فرمود: «لا تکسلوا فی طلب معایشکم فإن آبائنا کانو یرکضون فیها و یطلبونها.» (حرعاملی، ۳۸/۱۲) «در تحصیل روزی تنبلی نکنید؛ زیرا پدران ما در این راه می‌دویدند و آن را طلب می‌کردند.» «عن أبی عبدالله«ع» قال: إشتدَّت حال رجلٍ من اصحاب النبی«ص» فقالت له امرأته: لو اتیت رسول‌الله«ص» فسألته فجاء إلی النبی«ص» فلمّا رآه النبی«ص» قال: من سألنا أعطیناه و من استغنی أغناه الله، فقال الرّجل: ما یعنی غیری فرجع إلی ارأته فأعلما، فقال: إنّ رسول‌الله«ص» بشرا فأعلمه فأتاه فلمّا رآه رسول‌الله«ص» فقال: من سألنا أعطیناه و من استغنی أغناه الله، حتی فعل الرَّجل ذلک ثلاثاً ثم ذهب الرَّجل فاستعار معولاً ثمَّ أتی الجبل،فصعده فقطع حطبا ثمَّ جاء به خباعه بنصف مُدٍّ من دقیقٍ فرجع به فأکله به ثمَّ ذهب من الغد، فجاء بأکثر من ذلک خباعه،فلم یزل یعمل و یجمع حتّی اشتری معولاً ثمّ جمع حتی اشتری بکرین و غلاماً ثمّ جمع حتی اشتری بکرین و غلاماً ثم أثری حتّی أیسرفجاء الی النبی«ص» فأعلمه کیف جاء یسأله و کیف سمع النَّبی«ص» فقال النبی«ص» قلت لک: من سألنا اعطیناه و من استغنی أغنا الله.» (کلینی، ۲۰۸/۳) امام‌صادق«ع» فرمود: «مردی از اصحاب پیامبر«ص» حال زندگیش سخت شد،همسرش گفت: کاش خدمت پیامبر«ص» می‌رفتی و از او چیزی می‌خواستی، مرد خدمت پیامبر«ص» آمد و چون حضرت او را دید فرمود: هرکه از ما سؤال کند به او عطا کنیم و هرکه بی‌نیازی جوید خدایش بی‌نیاز کند. مرد با خود گفت: مقصودش جز من نیست. پس به سوی همسرش آمد و به او خبر داد. زن گفت رسول‌خدا«ص» هم بشراست (و ازحال تو خبرندارد)، او را آگاه ساز،مرد خدمت پیامبر آمد و چون حضرت او را دید فرمود: هرکه از ما سؤال کند به او عطا کنیم و هرکه بی‌نیازی جوید، خدایش بی‌نیاز کند،و تا سه بار آن مرد چنین کرد. سپس رفت و کلنگی عاریه کرد و به جانب کوهستان روانه شد. بالای کوه رفت و قدری هیزم برید و بیاورد و به نیم چارک آرد فروخت و آن را به خانه برد و بخورد،فردا هم رفت و هیزم بیشتری آورد و فروخت و همواره کار می‌کرد و اندوخته می‌نمود تا خودش کلنگی خرید،بازهم اندوخته کرد تا دو شتر و غلامی خرید و ثروتمند و بی‌نیاز گشت. آن‌گاه خدمت پیامبر«ص» آمد و گزارش داد که چگونه برای سؤال آمد و چه از پیامبر«ص» شنید. پیامبر«ص» فرمود: «من که به تو گفتم هرکه از ما سؤال کند به او عطا کنیم،و هرکه بی‌نیازی جوید،خدایش بی‌نیاز کند.» در این روایت،به وضوح کار و تلاش به عنوان غلبه بر فقر و نیاز مالی ذکرشده است. مهارت رفتاری که مرد فقیررا بر نیاز احتیاج چیره کرد،کار و تلاش بوده است.
پاسخ به یک سؤال
چرا در آیات و روایات بسیاری، روزی به دست خدا معرفی شده است که معنای آن بی‌ثمر بودن تلاش در راه کسب معاش است؟! «در پاسخ این سؤال باید به دو نکته توجه داشت: ۱٫دقت در منابع اسلامی،نشان می‌دهد که آیات و یا روایاتی که درنظر سطحی و ابتدایی-چه دراین بحث،چه در بحث‌های دیگر-متضاد به نظر می‌رسد، هرکدام به یکی از ابعاد مسئله‌ای که دارای بعدهای مختلفی است نظر دارند که غفلت از این ابعاد،موجب توهم تناقضی شده است. آنجا که مردم با ولع و حرص هرچه شدیدتر به دنبال دنیا و زرق و برق جهان ماده می‌روند و برای نیل به آن از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کنند،دستورات مؤکّد و پشت سرهم وارد می‌شود و آنها را به ناپایداری دنیا و بی‌ارزش بودن مال و جاه توجه می‌دهد. و آنجا که گروهی به بهانه زهد، دست از کار و تلاش و کوشش می‌کشند،اهمیت کار و کوشش به آنها گوشزد می‌شود. درحقیقت،برنامه رهبران راستین نیز باید چنین باشد که جلو افراط و تفریط‌ ها را به طرز شایسته‌ای بگیرند. آیات و روایاتی که تأکید می‌کند روزی دست خداست و سهم و بهره هرکسی را خدا تعیین کرده،درحقیقت برای پایان دادن به حرص و ولع و دنیاپرستی و فعالیت بی‌قید و شرط و بی‌حد و مرز برای کسب درآمد بیشتر است،نه اینکه هدف آن خاموش کردن شعله‌های گرم و داغ نشاط کار و کوشش برای زندگی آبرومندانه و مستقل و خودکفاست. ۲٫ازنظرجهان‌بینی توحیدی همه چیز به خدا منتهی می‌شود یک خداپرست موحد راستین چیزی را از ناحیه خود نمی‌بیند و می‌گوید: «یبدک الخیرإنَّک علی کلّ شیءٍ قدیر» (آل‌عمران/۲۶) «کلید همه خوبی‌ها و نیکی‌ها به دست توست و تو بر هر چیزی قادر و توانایی.» و به این ترتیب او باید در هرمورد توجه به این حقیقت داشته باشد که حتی فرآورده‌های سعی و کوشش و فکر و خلاقیت او نیز اگر درست بنگرد، ازطرف خداست، و اگر یک لحظه نظر لطفش برگرفته شود،همه اینها خاموش می‌گردد. ولی آنچه مسلّم است،اساس و پایه کسب روزی، تلاش و فعالیت صحیح و مثبت و سازنده و دوراز هرگونه افراط و تفریط است. و اما روزی‌هایی که بدون تلاش به انسان می‌رسد، جنبه فرعی دارد نه اساسی، و شاید به همین دلیل حضرت علی«ع» درکلمات قصارش،در درجه اول، روزی‌هایی را ذکر می‌کند که انسان به دنبال آن می‌رود،سپس آنها که به دنبال انسان می‌آید؛«یا بنی‌آدم: الرزقُ رزقان رزقٌ تطلبه و رزقٌ یطلبک. (نهج‌البلاغه، حکمت۳۷۹) ای فرزند آدم!روزی دو گونه است: یکی آن روزی که تو به دنبال آن می‌روی،و دیگر آن روزی که او به دنبال تو می‌آید.» (مکارم شیرازی، ۳۲۰/۱۱-۳۱۹)
۲٫ انفاق
انفاق به مفهوم وسیع خود شامل انفاق‌های مالی و غیرمالی می‌شود.دراهمیت انفاق همین بس که در قرآن‌مجید بیش از ۱۹۰آیه به این موضوع اختصاص یافته است. مطابق آیات کریمه کسی که انفاق می‌کند عوضش را از خدا دریافت می‌کند و بلکه فزونتر از آنچه که در راه خدا داده است پس می‌گیرد؛«و ما أنفقتم من شیءٍ فهو یخله و هو خیرُ الرَّازقین» (سبأ/۳۹) «و هرچیزی را (در راه خدا) انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد، و او بهترین روزی‌دهندگان است.» و همچنین فرمود: «والله یعدکم مغفرهً منه و فضلا والله واسعٌ علیم» (بقره/۲۶۸) «خداوند وعده آمرزش و فزونی به شما می‌دهد و خداوند با قدرت وسیعش، به هرچیز داناست.» درتفسیرمجمع‌البیان از امام‌صادق«ع» نقل شده است که هنگام انفاق دوچیز ازطرف خداست و دوچیز از ناحیه شیطان است.آنچه از جانب خداست، یکی آمرزش گناهان و دیگری وسعت و فزونی اموال است، و آنچه ازطرف شیطان است یکی وعده فقرو تهیدستی و دیگر امر به فحشاء است. بنابراین، منظور از مغفرت، آمرزش گناهان است و منظور از فضل همان‌طور که از ابن‌عباس نقل شده است،زیاد شدن سرمایه‌ها درپرتو انفاق است. (مکارم شیرازی، ۲/۲۵۲) به خاطر کارکرد انفاق،حضرت‌علی«ع» فرمود: «إذا املقتم فتاجروا الله بالصَّدقه». (نهج‌البلاغه،/ حکمت۲۵۸) «هرگاه تهیدست شدید،با صدقه دادن با خدا تجارت کنید.» و همچنین فرمود: «استزلوا الرّزق بالصَّدقهِ». (همان،/حکمت۱۳۷) «روزی را با صدقه دادن فرود آورید.» آری،انفاق یکی از مهارت‌های رفتاری است که توان تحمل آدمی را درفقرمالی افزایش می‌دهد تا در برابر آثار طبیعی و عادی فقرسر تسلیم فرود نیاورد،چه آنکه در انفاق فی‌ سبیل‌الله،امید بخشی به افزایش نعمت نسبت به آنچه که داده است می‌باشد و همین امیدواری توان تحمل آدمی را در برابر فقرمالی تقویت می‌کند،علاوه آنکه انفاق به مستحق،خود توجه به وضع افرادی است که ضعف مالی دارند و روشن است چنین توجهی در توان تحمل فقرمالی تأثیر غیرقابل انکار دارد، چه آنکه انفاق‌کننده به وضوح درمی‌یابد فقط او نیست که با فقر مالی روبروست،بلکه دیگران هم با این مشکل (پدیده فقرمالی) دست و پنجه نرم می‌کنند.منبع:نشریه پژوهشهای قرآنی،شماره ۵۷٫

نوشته قبلی

مهارت غلبه برفقرمالی در قرآن (۲)

نوشته‌ی بعدی

روش استنباط گزاره‌های علمی از ساختار سوره‌ها (۳)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

نوشته‌ی بعدی

روش استنباط گزاره‌های علمی از ساختار سوره‌ها (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

پیام عاشورا

پیام عاشورا

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا