محمد بن واثق ملقب به «المهتدی بالله»، پس از معتز بر تخت نشست. هنگامی که او به حکومت رسید، فساد و تباهی، ارکان دولت عباسی را فرا گرفته بود و امنیت داخلی و یکپارچگی آن دستخوش ضعف و سستی شده بود. کارگزاران و سرداران سپاه به سبب سرگرم شدن به لذتهای دنیوی و ارتکاب منکرات، در امور دولت اهمال میکردند.([1]) تاریخ، مهتدی را خلیفهای پرهیزگار معرفی کرده است. ابن ثیر میگوید:
«کان المهتدی بالله من أحسن الخلفاء مذهبا وأجملهم طریقة و أظهرهم ودعا و اکثرهم عبادة…»([2])
ذهبی از او به «الخلیفهًْ الصالح» یاد کرده است.([3]) گویا مهتدی نیز سخت تحت تأثیر اهل حدیث و امام ایشان یعنی احمد بن حنبل بوده است.
«… رحم الله أحمد بن حنبل، والله لو جاز لی أن أتبرأ من أبی، لتبرّأت منه»([4])
گویا منظور او، معتزلی بودن پدرش واثق و اینکه او قائل به خلق قرآن بوده است. مسعودی، مهتدی را به عمر بن عبدالعزیز تشبیه کرده و میگوید:
«وکان ودعا، کاد أن یکون فی بنی العباس مثل عمر بن عبدالعزیز فی بنی أمیّة، هدیا و فضلاً و قصدا و دینا…»([5])
از او نقل است که گفت:
«…إنّی أستحیی أن یکون بنی أمیّة مثله([6]) ولا یکون فی بنی العباس»([7])
در زمان مهتدی نیز علویان و طالبیان در فشار بودند؛ چرا که در عمل کار در دست او نبود و در ثانی اساساً خلافت او به درازا نکشید و کوتاه بود.
یعقوبی خلافت مهتدی را از یکسال هم کمتر میداند:
«… و کانت خلافته سنة إلاّ أحد عشر یوما»([8])
ابو الفرج الاصفهانی به کسانی از طالبیان و علویان که در زمان مهتدی کشته یا به زندان افکنده شدند اشاره کرده است. از کسانی همچون: «علی بن زید بن الحسین» از فرزندان امام حسین(علیه السلام)؛ «محمد بن قاسم» از فرزندان عباس(علیه السلام)؛ «جعفر بن اسحاق بن موسی به جعفر(علیه السلام)» و غیره.([9])
او دربارهی «ابراهیم بن موسی» که از فرزندان امام حسن(علیه السلام) بود، میگوید:
«… حبسه محمد بن أحمد بن عیسی بن المنصور، عامل المهتدی علی المدینة، فمات فی حبسه و دفن فی البقیع»([10])
در هر صورت کار مهتدی نیز به درازا نکشید و راهی گور خویش شد. ترکان او را نیز مانند دیگر خلفای پیش از او کشتند و از سر راهشان برداشتند.
یعقوبی میگوید:
«… و تنکّر المهتدی للأتراک و عزم علی تقدیم الأبناء، فلمّا علموا بذلک، استوحشوا منه…»([11])
[1]) تاريخ خلافت عباسى؛ خضرى؛ ص103.
[2]) الكامل في التاريخ؛ ج6، ص223.
[3]) تاريخ الإسلام؛ ج19، ص326.
[4]) همان؛ ص327.
[5]) التنبيه و الإشراف؛ ص334.
[6]) يعنى مثل عمر بن عبدالعزيز.
[7]) الفخري فى الأداب السلطانية و الدول الإسلامية؛ محمدبن علىبن طباطبا ابن الطقطقى / م 709هـ؛ ص246.
[8]) تاريخ اليعقوبي؛ ج2، 506.
[9]) مقاتل الطالبيين؛ صص 528 ـ 533.
[10]) همان؛ ص532.
[11]) تاريخ اليعقوبي، ج2، ص506.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد