میهمانی رفتن عقیل به خانه علی ×
در دوران خلافت علی × عقیل از مدینه عازم کوفه شد. « قدم عقیل على علیّ × و هو جالسٌ فِی صحن مَسجِد الکُوفَه فَقال:السَّلامُ علیکَ یَا أَمیرَ المُؤمنین و رَحمَهُالله، قال: و َعلیکَ السَّلام یَا أبَا یَزید ثُمَّ التَفَّت اِلى الحَسنِ بنِ علیّ ×فَقال: قُم و أَنزَل عَمّکَ فَذَهبَ بِه فأَنزَلَهُ و عادَالیهِ، فَقالَ لَه: اشتر لَهُ قَمیصاً جَدیداً و رَداءٌ جَدیداً وَ إِزاراً جَدیداً و نَعلاً جَدیداً ، فَغَدا عَلى علیّ × فی الثِّیابِ، فَقَال:السَّلامُ عَلیک یَا أَمیرَ المُؤمِنین قال: و عَلیکَ السّلام یَا أَبا یَزید، قال: یا أمیَرَالمُؤمِنین مَا أَراکَ أَصَبتَ مِنَ الدُّنیَا شیئاً إِلَّا هَذِهِ الحَصبَاءَ؟! قاَل: یَا أَبَا یَزِیدُ یخرُجُ عَطائی فَأعطیکاهُ، فَارتَحَلَ عَن عَلیّ ُ× الى معاویه…» .[۱]
«عقیل بر برادرش علی ×وارد شد، در حالی که حضرت در صحن مسجد کوفه (برای تمشیت امور) نشسته بود. گفت: سلام بر تو ای امیر مؤمنان و رحمت وبرکاتش بر تو! حضرت فرمود: سلام بر تو ای ابا یزید سپس حضرت به حسن بن علی ×فرمود: عمویت را به خانه ببر. حسن بن علی ، عموی خویش را به خانه برد و برگشت. حضرت فرمود: برایش پیراهن عبا و کفش و بیژامه جدیدی بخر، و حسن چنین کرد. روز بعد عقیل بر علی با همین لباس وارد شد و گفت: درود بر تو ای امیر مؤمنان! حضرت پاسخ داد. عقیل گفت: غذای شما همان غذایی بود که در سفره شبانه دیدم، من خلافت تو را نمیپسندم، لذا از نزد حضرت خارج شد و به سوی معاویه رفت.و عقیل درخواست کرد که حضرت قرضش را ادا کند وحضرت استنکاف کرد».
[۱]– همان، ج ۳۵، ص ۱۱۸

















هیچ نظری وجود ندارد