12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نخستین وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

0
SHARES
200
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

این مطلب مورد اتفاق است که نزول وحی بر پیامبر (ص) نخستین بار در غار حرا بوده است . همچنین قرآن در چند مورد تأکید دارد که نزول وحی برای اولین بار در ماه رمضان بوده است . در این باره روایتی هم از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود : فرشته وحی روز دوشنبه هفدهم رمضان در کوه حرا بر پیامبر نازل شد و در آن هنگام پیامبر چهل ساله بود و جبرئیل فرشته ای است که وحی بر آن حضرت می آورده است . (۱) اینکه روز نخست وحی ، دوشنبه بوده ، تردیدی نیست . بعدها خود پیامبر (ص) فرموده روز دوشنبه روزی است که من در آن متولد شدم و در آن روز مبعوث گشتم . (۲)اما این که چه دوشنبه ای و مطابق با کدام تاریخ، روز مبعث است، اختلاف نظر است. سعیدالدین کازرونی پنج قول در این رابطه نوشته است :۱ ـ هفده شب از ماه رمضان گذشته .۲ ـ بیست و چهار شب از رمضان گذشته .۳ ـ هجده شب از رمضان گذشته .۴ ـ در بیست و هفتم رجب بوده ( و این اول بار بود که جبرئیل بر او ظاهر شد و هم آن روز رسالت برسانید . و روایت است از ابوهریره که هر روز بیست و هفت رجب روزه باشد ، حق تعالی شصت ماه در دیوان عمل او بنویسد ) .۵ ـ در دوازدهم ربیع الاول بود . (۳)آنچه در تقویم شیعه مقبول افتاده آن است که مبعث و رسالت در ۲۷ ماه رجب بوده است . اگر زمان بعثت را جلوتر از نزول وحی بگیریم ، می توانیم نزول نخستین آیات الهی را در ماه رمضان بدانیم . به نظر می رسد با توجه به ظاهر قرآن تردیدی نباشد که نزول وحی در ماه رمضان بوده است ، گر چه ممکن است بعثت ، همانگونه که پیش از این گذشت ، جلوتر از این بوده باشد .در این که نزول وحی در وهله نخست چه کیفیتی داشته و چه پیامدهایی همراه آن بوده ، قدری اختلاف دیده می شود . یکی از این روایات که در سیره ابن هشام از خود پیامبر (ص) نقل شده ، چنین است :من خفته بودم که جبرئیل پاره ای از دیبا که کتابی در آن بود به من داد . پس گفت : بخوان . گفتم : خواندن نتوانم . پس مرا فشاری داد که پنداشتم آن مرگ است . آنگاه رهایم ساخت و گفت : بخوان . گفتم : خواندن نتوانم . پس مرا فشاری داد که پنداشتم آن مرگ است و رهایم کرد . پس گفت : بخوان .گفتم : خواندن نتوانم . باز مرا فشاری داد که پنداشتم آن مرگ است و آنگاه رهایم ساخت . پس گفت : بخوان . گفتم : چه بخوانم ؟ این سخن نگفتم جز این که مبادا آنچه به من گذشت ، بازگردد . پس از آن گفت :اقرأ بسم ربک الذی خلق ، خلق الانسان من علق ، اقرأ و ربک الاکرم ، الذی علم بالقلم ، علم الانسان ما لم یعلم .سپس حضرت ادامه داد : پس بیرون آمدم . به نیمه راه کوه رسیدم که بانگی از آسمان شنیدم . می گفت : ای محمد ! تو پیامبر خدایی و من جبرئیل هستم . سر برافراشتم و به آسمان نگریستم . جبرئیل به صورت مردی که گامهای خویش به کرانه های آسمان گشوده بود ، می گفت : ای محمد ! تو پیامبر خدایی و من جبرئیلم .پس ایستادم که او را بنگرم . نه پیش رفتم و نه پس آمدم . سپس روی خویش از او بگردانیدم . به کرانه های آسمان ، به هر جانبی که نگریستم او را همچنان بدیدم . همان طور ایستاده بودم ، نه گامی به پیش نهادم و نه قدمی به عقب بازگشتم . خدیجه کسان خود به طلب من فرستاده بود که تا بالای مکه رفته و به سوی او بازگشته بودند و من در همان جای خود ایستاده بودم . سپس او ( جبرئیل ) گذشت از من .من به خانه پیش کسان خود برگشتم تا نزد خدیجه رسیدم و در بر او نشستم. پس گفت : ای ابوالقاسم ، کجا بودی ؟ کسانم را به جستجویت فرستادم . مکه را گردیدند و نزد من بازگشتند . آنگاه من آنچه دیده بودم باز گفتم . و او گفت : بشارت باد بر تو ، ای پسرعمو پایدار باشی . سوگند به کسی که جان خدیجه به دست اوست من امیدوارم که تو پیامبر این مردم گردی .درباره ی نزول آیات ، این نکته را باید با اهمیت تلقی کرد که کلمه « قرآن » ـ نامی که خداوند به عنوان شایع ترین نام برای کتابش برگزید ـ از نخستین کلمه ای است که خداوند بر پیامبرش وحی کرد ، یعنی اقرأ .دو نکته دیگر که باید آن را توضیح داد ، آن است که فشار نقل شده در این خبر ، نه به معنای آن که جبرئیل او را تحت فشار صوری قرار داد ، بلکه احساس سنگینی وحی بود که مانند فشار بر پیامبر (ص) خود را نشان می داد . خداوند درباره ی وحی الهی به پیامبر (ص) خود در همان سوره مزمل آیه پنجم می گوید : « به زودی ما بر تو گفتاری سنگین القا می کنیم. » (4 )بنابراین وحی ، سخنی سنگین بوده و احساس سنگینی در القای وحی می تواند حکایت همان احساس فشاری باشد که محمد (ص) از آن سخن می گوید . این سخن پاسخ کسانی است که تصور می کنند ، چون سخن از فشار بر محمد (ص) در این روایت آمده ، روایت مزبور نباید درست باشد ، زیرا چگونه ممکن است که جبرئیل بی دلیل پیامبر را فشار داده باشد ؟نوشته اند : وقتی پیامبر (ص) از غار بیرون آمد و روانه خانه شد ، هر گامی که برمی داشت نگرانی و بیم بیشتری می یافت . از هر جانبی صدایی می شنید و چون جبرئیل را در آسمان دید که همه فضا را پر کرده و به هر جانب که می نگرد او را می بیند ، نگرانی اش فزونی گرفت . هر چه کرد و حتی چهره خود را با دستان خود پوشاند ، فایده ای نبخشید . با لرزشی شبیه لرزه تب ، خود را به خانه رساند . خدیجه بعدها حکایت کرد که وقتی پیامبر خدا (ص) به خانه رسید ، من مشاهده کردم که رنگ به صورت نداشت . بسیار خسته به نظر می رسید . دست بر دیوار زده و با گامهای کوچک و آهسته به طرف من می آمد . خدیجه که او را چنان دید ، سخت ترسید و چنان که رسم زمانه بود ، سر پیامبر (ص) را با آب سردی شستشو داد که نگرانی اش فرونشیند و بعد او را خوب پوشاند .پیامبر (ص) آنچه را بر او گذشته بود برای همسر وفادارش نقل کرد و گفت : بر خویشتن بیمناکم . ولی خدیجه وی را دلداری داد . او گفت : هرگز جای نگرانی نیست . هیچگاه خداوند تو را خوار و زبون نخواهد ساخت . تو با خویشان نیکی می کنی ، سخن جز به راستی نمی گویی ، خود را به رنج می داری ، مهمانان را می نوازی و در سختیها مردم را یاری می دهی. (۵ ) روایت دیگر در این باب چنان است که ، رسول خدا (ص) که دل در برش می تپید ، با آن آیات نزد خدیجه بازگشت و گفت : مرا بپوشانید ، مرا بپوشایند . او را پوشاندند تا آرام گرفت . پس داستان را برای خدیجه نقل کرد و گفت بر خویشتن ترسیدم . اما خدیجه او را دلداری داد که هرگز ! به خدا که خدا تو را رسوا نکند ، زیرا صله رحم به جا می آوری ، خود را به رنج می داری و به کسان چیزهایی می دهی که دیگری نمی دهد ، مهمان می نوازی و در سختیها یاور دیگرانی .نگرانی پیامبر (ص) نوعی اضطراب برای تحمل چنین بار سنگینی بود که خداوند بر دوش او نهاده بود . سنگینی بار وحی که خود نخستین تجربه وحی برای او بود ، بدن جسمانی او را سخت به هم فشرده بود و تب و نگرانی و اضطراب ناشی از آن ، نتیجه همین امر بود. تاکنون فرشتگان مراقبش بودند ، اما اکنون با او سخن گفته و آیات الهی را بر ایشان فرود آوردند . این احساس جدیدی بود که بدون تردید می توانست پیامبر (ص) را در وضعیتی قرار دهد که به صورت عادی آرامشش برای مدتی از دست برود . اندکی نگذشت که این تجربه تکرار شد ، مرتبت معنوی او بالاتر رفت و تحملش برای دریافت وحی الهی آسانتر و آسانتر شد .در روایت دیگری از ابن عباس نقل شده است که پس از نزول وحی در غار حرا ، چند روزی وحی نیامد و این نیامدن وحی حضرت را اندوهگین کرد ، چنان که آن حضرت گاه بر کوه ثبیر و گاه به غار حراء می رفت . در همان حال حرکت روی کوه بود که جبرئیل را در افق دید که خطاب به او می گوید : ای محمد ! تو به راستی رسول خدایی و من جبرئیلم . آنگاه پیامبر (ص) برگشت در حالی که خداوند دل او را استوار و چشمان او را روشن فرموده بود . از آن پس وحی پیاپی فرود می آمد .یحیی بن ابی کثیر گوید : از ابوسلمه پرسیدم : نخستین آیاتی که وحی شد ، کدام بود ؟ گفت : یا أیها المدثر ، به ابوسلمه گفتم : پس اقرأ چه ؟ جابر گفت : آنچه را رسول خدا (ص) برایم حدیث کرد ، برایتان بازمی گویم : حضرت فرمود : یک ماه در غار حرا بودم ، وقتی کارم تمام شد و به وادی فرود آمدم ، کسی ندایم داد . اطرافم را نگاه کردم ، کسی را ندیدم . باز ندایم دادند . نگاه کردم ، اما کسی را ندیدم . بار سوم ندایم دادند ، باز کسی را ندیدم . یک مرتبه او ـ جبرئیل ـ را در آسمان دیدم . تمام وجودم لرزید ، نزد خدیجه آمدم و گفتم : آب روی من بپاشید . در این وقت بود که آیات یا أیها المدثر نازل شد . (۶) برخی همین نقل را درباره نزول آیات نخست سوره مزمل دانسته اند .با این حال ، نباید تردید کرد که روایت مقبول ، همان است که نخستین بار آیات پنج گانه نخست سوره اقرأ نازل شد و پس از مدتی ، آیات نخست سوره مدثر نازل گردید و بعد از آن هم والضحی (۷) یا مزمل که آن هم در همین زمان نازل شده است . آیاتی از سوره ی قلم هم در همان اوان نازل شده است . اینها چند سوره نخست نازل شده است .
پی نوشت :

 1 ـ طبقات : ۱۸۱/۱ ، انساب ۱۰۵/۱۲ ـ سبل الهدی : ۲۲۶/۲۳ ـ نهایه المسؤول : ۲۲۶۴ ـ مزمل : ۵۵ ـ السیره الحلبیه : ۲۷۷/۱۶ ـ انساب : ۱۰۷/۱ ـ ۱۰۸۷ ـ انساب : ۱۰۸/۱ ـ ۱۰۹منبع: مجله اندیشه نو پیش شماره اول /س

 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه دانشمندان جهان

نوشته‌ی بعدی

پیامبر اعظم صلی الله علیه آله و سلم و حقوق انسان ها

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

پیامبر اعظم صلی الله علیه آله و سلم و حقوق انسان ها

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا