۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

نسبت‌های دروغ و تهمت‌های به شیعیان

نسبت‌هاي دروغ و تهمت‌هاي به شيعيان
0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نسبت‌های دروغ و تهمت‌های به شیعیان

داعی: دعاگو را مجبور نمودید به بعض از آنچه در حافظه حاضر دارم، نمونه‌ای از هزاران اکاذیب و جعلیات و تهمت‌هایی که اکابر علمای شما به شیعیان [نسبت] داده‌اند، در این مجلس محترم، برای روشن شدن افکار مردم بی‌خبر بیان و قضاوت را به روح پاک مسلمانان روشن ضمیر واگذار نمایم.

تهمت‌های ابن عبد ربه به شیعیان

یکی از مفاخر علمای ادبی شما شهاب الدین ابو عمر احمد بن محمّد بن عبد ربه قرطبی اندلسی مالکی، متوفّای سال ۳۲۸ قمری در قرطبه بوده که در صفحه ۲۶۹ از جلد اوّل «عقد الفرید»([۱]) شیعیان موحّد پاک‌دل را که لبّ لباب اسلام و ایمان را دارا هستند، یهود این امّت معرفی نموده و نوشته همان قسمی که یهودی‌ها نصاری را دشمن می‌دارند، شیعیان هم اسلام را دشمن می‌دارند. آن‌گاه با این عنوان، تهمت‌های بسیار به شیعیان زده است؟!

از جمله گوید: شیعیان مانند یهود به سه طلاق عقیده ندارند؟ و نیز قائل به عدّه‌ی بعد از طلاق نیستند؟

الحال آقایان محترم شیعیان حاضر در مجلس، بلکه خود شما و تمام سنّی‌هایی که معاشر با شیعیان هستند، به این تهمت‌های آقای ابن عبد ربه نمی‌خندید؛ چه آنکه تمام کتب فقهیه و رسائل عملیه‌ی ما مشحون از دستورات سه طلاق و طریقه‌ی عدّه نگاه‌داشتن بعد از طلاق است. به علاوه عملیات شیعیان در طلاق و عدّه نگاه‌داشتن بعد از طلاق، بزرگ‌ترین برهان بر کذب این ادیب دور از ادب می‌باشد.

و نیز گوید: شیعیان مانند یهود، جبرئیل را دشمن می‌دارند؛ به علت آنکه چرا وحی را عوضی برای پیغمبر آورده، در حالتی که بایستی بر علی وحی آورده باشد؟! (شیعیان مجلس همگی خندیدند). ملاحظه بفرمایید که آقایان شیعیان از شنیدن این حرف خندیدند، تا چه رسد به آنکه معتقد به چنین عقیده‌ی سخیفی باشند.

اگر این مرد از گوشه‌ی آفریقا قدمی پیش می‌گذارد، یا زحمت تهیه و مطالعه کتب شیعیان را به خود می‌داد، خجالت می‌کشید و چنین تهمتی را نمی‌زد. شاید هم عمداً زده، تا امر را بر بی‌خبران مشتبه نماید و مسلمانان را از هم جدا کند؟

ما شیعیان، حضرت محمّد مصطفی خاتم الأنبیاء را پیغمبر ثابت بر حق می‌دانیم که ابداً اشتباهی در نزول وحی به آن حضرت به کار نرفته و مقام جبرئیل امین را بالاتر از آن می‌دانیم که آن مرد بی‌حقیقت نسبت داده و به آن علی بن ابی طالب معتقدیم که جبرئیل (امین وحی الهی) او را از جانب خدای متعال به وصایت و خلافت خاتم الانبیاء معرفی نموده است.([۲])

و نیز گوید: شیعیان مانند یهودان‌اند، به سنّت پیغمبر عمل نمی‌کنند وقتی به هم می‌رسند، عوض سلام می‌گویند:

«السام علیکم؛ یعنی مرگ بر شما باد؟»

(شیعیان شدیداً خندیدند). طرز عمل و معاشرت شیعیان با یکدیگر و با شما برادران اهل تسنّن، بزرگ‌تر این دلیل بر کذب گفتار او می‌باشد.

و عجیب‌تر گوید: شیعیان مانند یهود، خون تمام مسلمانان را حلال می‌دانند و همچنین خوردن مال مسلمانان را حلال می‌دانند؟

و حال آنکه شما خود شاهد اعمال شیعیان هستید و می‌بینید که ما جان و مال کفّار را حلال نمی‌دانیم، تا چه رسد که تصرّف در جان و مال برادران مسلمان خود بنماییم و در مذهب شیعه، حق الناس بزرگ‌ترین گناه به شمار آمده و قتل نفس از گناهان کبیره می‌باشد.

اینها بعضی از اقوال یکی از علمای بزرگ شما می‌باشد که وقت مجلس بیش از این اجازه نمی‌دهد به هزلیات گفتار او بپردازم.

تهمت‌های ابن حزم

یکی از اکابر علمای شما ابو محمّد علی بن احمد بن سعید بن حزم اندلسی، متوفّای سال ۴۵۶ قمری در بادیه لبله می‌باشد که در کتاب خود الفصل فی الملل والنحل جسارت‌های بسیار توأم با دروغها و تهمتهای عجیب به شیعیان زده است. مخصوصاً جلد اوّل آن کتاب را مطالعه کنید، ببینید چه هزلیاتی گفته؛ از جمله صریحاً گوید: شیعیان مسلمان نیستند، بلکه کفّار و دروغگویانی هستند که سرچشمه از یهود و نصاری گرفته‌اند؟!

و در صفحه ۱۸۲ جلد چهارم گوید: شیعیان نکاح نُه زن را جایز می‌دانند؟!([۳])

بزرگ‌ترین دلیل بر کذب گفتار و تهمت عجیب این مرد کذّاب، کتب فقهی‍ه‌ی استدلالیه و رسائل عملیه‌ی قرون متمادیه شیعیان است که در همه جا دستور است بیش از چهار زن به نکاح دائم حرام است که گذشته از فقهاء و دانشمندان اهل عرفان، تمام شیعیان جاهل بیابانی هم می‌دانند که چنین دستوری ابداً وجود خارجی نداشته.

و اگر شما جزوات آن کتاب را ببینید، از نقل اقوال دروغ و تهمتها و فحشها و نسبتهای بدی که به شیعیان می‌دهد، واقعاً خجالت می‌کشید؛ برای نمونه به همین مقدار کفایت است.

تهمت‌های ابن تیمیّه

از همه‌ی علمای شما احمد بن عبدالحلیم حنبلی معروف به ابن تیمیه، متوفای سال ۷۲۷ قمری است که نسبت به شیعیان، بلکه مولانا امیرالمؤمنین و عترت طاهره رسول الله بغض و کینه‌ی عجیبی داشته و اگر کسی مجلّدات کتاب منهاج السنّهًْ این مرد را بخواند، مبهوت می‌شود از شدّت عداوت او، که روی همین اصل، گذشته از آنکه تمام نصوص صریحه و فضایل عالیه مولانا امیرالمؤمنین و اهل بیت طاهرین را رد و تکذیب می‌نماید، دروغها و تهمت‌های عجیبی به شیعیان مظلوم نسبت داده که عقل هر شنونده مات و حیران می‌گردد که اگر بخواهم به هر یک از آنها جواب بدهم، رشته‌ی سخن به مجالس کثیره خواهد کشید، ولی برای نمونه ـ که جناب شیخ بدانند تهمت و دروغ از خصایص بعض علمای آنها می‌باشد، نه علمای شیعه ـ به بعضی از آنها اشاره می‌نمایم و عجیب آنکه با آن همه دروغ‌هایی که خود نسبت به شیعیان می‌دهد، برای اغوای عوام بی‌خبر در صفحه ۱۵ جلد اوّل می‌نویسد احدی([۴]) از طوایف اهل قبله مانند شیعیان دروغ نگفته‌اند. فلذا اصحاب صحاح، روایات آنها را نقل ننموده‌اند؟!

و در صفحه ۲۳ جلد ۱۰ گوید:([۵]) شیعیان اصول دین را چهار می‌دانند: توحید، عدل، نبوّت و امامت، و حال آنکه کتب کلامیه امامیه در دسترس عموم است و همه جا نوشته‌اند ـ چنانچه ما هم در شبهای قبل اشاره نمودیم ـ (مراجعه شود به مجلس سوّم) که شیعیان معتقدند که اصول دین سه می‌باشد: توحید، نبوّت، معاد. عدل را جزء توحید و امامت را جزء نبوّت می‌دانند.

و در صفحه ۱۳۱ جلد اول گوید:([۶]) شیعیان به مساجد اعتنایی ندارند. مساجد آنها خالی از جمعیت می‌باشد. نه جمعه و نه جماعت، در مساجد بر پا نمی‌کنند و اگر گاهی نماز بگزارند، فرادا می‌خوانند؟! (خنده شدید شیعیان).

آقای شیخ خود شما و تمام برادران حاضر و غائب اهل تسنّن، مساجد شیعیان را پر از جمعیت ندیده‌اید؟ و جماعت‌های منعقده در مساجد را مشاهده ننموده‌اید در عراق و ایران ما ـ که عاصمه تشیع می‌باشد ـ گذشته از آنکه در هر شهری، مساجد عالیه‌ای پر از جمعیت، آماده و مهیای عبادت می‌باشد.

در هر قریه و دهکده‌ای که وارد شوید، می‌بینید مسجدی دارند که گذشته از ماه مبارک رمضان، تمام ایام و لیالی، نمازها را به جماعت در آنجا برگزار می‌نمایند (برای نمونه، سه قطعه عکس از نماز جماعت سه نفر از مراجع بزرگ تقلید، مرحوم حجت الاسلام آیت الله حاج میرزا محمّد حسن شیرازی در سامراء ـ و مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی در نجف اشرف ـ و مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری قدس الله اسرارهم را در قم با جامعه‌ی شیعیان به نظر شما می‌رساند). (شکل ۱۷ و ۱۸ و ۱۹). این عکسها در صفحات ۳۳۷ تا ۳۴۰ کتاب دار الکتب الاسلامیه آمده است.

شما آقایان اهل علم کتب فقه استدلالی علماء را ببینید و همچنین برادران عزیز (اهل تسنّن و جماعت) رسائل عملیه‌ی فقهاء را مطالعه کنید، ببینید چقدر ثواب برای نماز جماعت و رفتن به مساجد نقل نموده‌اند، تا آنجا که ثواب نماز در مساجد را نسبت به منازل، به اضعاف مضاعف ذکر نموده‌اند. فلذا شیعیان تا آنجا که قدرت دارند، اصرار دارند که نمازها را در مساجد و به جماعت ادا نمایند. آن‌گاه پی ببرید که این مرد هتّاک و کذّاب چه نسبت دروغی به شیعیان می‌دهد!؟

و نیز در همان صفحه گوید:([۷]) شیعیان مانند مسلمانان به حج بیت الله نمی‌روند، بلکه حجّ آنها زیارت قبور می‌باشد. ثواب حجّ قبور را از حجّ خانه‌ی خدا بالاتر می‌دانند، بلکه سب و لعن می‌نمایند کسانی را که به حجّ قبور نمی‌روند؟! (خنده شیعیان).

و حال آنکه اگر کتب و رسائل عبادات شیعیان را باز کنید، می‌بینید که فصل مخصوصی راجع به این عبادت قرار داده‌اند به نام «کتاب الحج ـ باب الحج». گذشته از آنکه هر فقیهی کتاب مناسک حج دارد که در آنها دستورات عالیه برای شیعیان در تشرّف به حج داده‌اند، تا آنجا که اخباری از ائمّه‌ی معصومین نقل نموده‌اند که مسلمان (شیعه یا سنّی) اگر مستغنی شد و حجّ بیت الله را ترک نمود، از ربقه‌ی اسلام خارج است و هنگام مرگ

«یقال له مت أیّ میته؛ إن شئت یهودیا وإن شئت نصرانیاً وإن شئت مجوسیّاً.»

به آن تارک حج (از غیب عالم) گفته می‌شود: به چه طریق میل داری بمیری؛ به دین یهود یا نصرانیت و یا مجوسیت.([۸])

آیا عقل باور می‌کند با چنین دستوراتی، شیعیان ترک حجّ بیت الله نمایند؟ شما از یک شیعه عامی دهاتی که تشرّف به عتبات عالیات و زیارت قبور ائمّه اطهار می‌نماید، سؤال کنید که عمل حج را کجا باید به جای آورد، جز مکّه معظّمه به شما جواب نخواهد داد.

آن‌گاه این مرد از خدا بی‌خبر به یکی از مفاخر علمای شیعه، شیخ اجل اعظم، محمّد بن محمّد بن نعمان مفید نسبت دروغ می‌دهد که کتابی دارد به نام «مناسک الحج المشاهد» و حال آنکه کتاب شیخ به نام منسک الزیارات در دست عموم است که در آن کتاب، دستورات زیارت و تشرّف به اعتاب مقدّسه ائمّه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین را مانند سایر مزارات داده است.

و اگر شما کتب مزار را مطالعه نمایید، خواهید دید که در اوّل آنها نوشته است از عبادات مندوبه (نه واجبه)، زیارت قبور عالیه پیغمبر اکرم و ائمّه طاهرین از عترت آن حضرت می‌باشد. و بزرگ‌ترین دلیل بر کذب گفتار این مرد از خدا بی‌خبر، عمل شیعیان است که در هر سالی هزاران نفر افتخار تشرّف به بیت الله نصیب آنها می‌گردد و بعد از مراجعت افتخار می‌نمایند که آنها را حاجی بنامند.

آن‌گاه به دروغ پردازی‌های این مرد کذّاب پی ببرید!!

و در صفحه ۱۱ جلد اول گوید:([۹]) شیعیان سگهای خود را به نام ابی‌بکر و عمر می‌نامند و پیوسته آنها را لعن می‌کنند؛ یعنی ابابکر و عمر را لعن نموده‌اند؟!

(خنده شیعیان با تعجّب).

واقعاً انسان تعجّب می‌کند از عناد و تعصّب و نداشتن دین این مرد، که تا این اندازه نسبت کذب و دروغ و تهمت به شیعیان مظلوم بدهد!

و حال آنکه در تمام کتب احکام و اخبار شیعه، بر خلاف عقیده‌ی ایشان، سگ را نجس العین معرفی نموده‌اند و در همه جا آورده‌اند که اگر در خانه‌ی مسلمانی سگ باشد، رحمت خدا به اهل آن خانه نازل نمی‌گردد.

مسلمانان شیعه ممنوع از نگهداری سگ هستند مگر در چند جا (برای شکار، و پاسبانی خانه و گله‌بانی) با شرایط مخصوصی که ثبت نموده‌اند.([۱۰]) یک علّت مخالفت حضرت سیدالشهداء، سبط شهید پیغمبر اکرم ابا عبدالله الحسین با یزید، برای آن بود که یزید سگ بازی می‌نمود و در خانه، بدون جهات مذکوره، سگ نگهداری می‌نمود.

و اگر مسلمانی از شیعه و سنّی را ببینید که در خانه سگ نگهداری می‌نماید (بدون جهات مذکوره که مستثنا شده) ما آنها را متّهم در دین نموده و عقیده به آنها نداریم.

آن‌گاه چگونه ممکن است شیعه با این تأکیدات بلیغه (که سگ در هر خانه آزاد باشد، آن خانه نجس است)، در خانه سگ نگهداری نماید. به علاوه نام صحابه رسول خدا را بر آنها بگذارد؟! یا آنها را سب و لعن نمایند؟

اُف بر این نوع مسلمان. پناه به خدا می‌بریم از تعصّب و عناد و لجاج.

اگر شما یک شیعه ولو عامی جاهل نشان دادید که چنین عملی کرده باشد، ما تسلیم به تمام گفته‌های این مرد می‌شویم و اگر نتوانستید (و هرگز نخواهید توانست)، پس لعن کنید بر مردمان عنود، لجوج و متعصّب که به لباس اهل علم، باعث اغوای مردم بی‌خبر شده و ایجاد اختلاف و عداوت در میان مسلمانان می‌نمایند.

و نیز در جلد دوم می‌نویسد:([۱۱]) شیعیان چون منتظر امام منتظر می‌باشند، لذا در بسیاری از جاها مانند سرداب در سامراء، روزها مرکبی از اسب یا قاطر یا غیر آن حاضر می‌کنند و فریاد می‌زنند به امام خود که مرکب حاضر است و همه مسلّح آماده خدمت هستیم؛ خروج نما و در اواخر ماه مبارک رمضان رو به مشرق ایستاده، آن حضرت را صدا می‌زنند تا خروج نماید و میان آنها اشخاصی ترک نماز می‌کنند که مبادا آن حضرت ظاهر شود و او در نماز باشد و از خدمتگزاری آن حضرت محروم گردد؟!

(خنده شدید حضار از سنّی و شیعه).

عجب از گفتارهای ناهنجار و تهمت‌های بی‌حساب و خنده‌آور آن مردی که در گوشه‌ی بیابان‌های دور افتاده، چنین هزلیاتی گفته نداریم، بلکه تعجّب از علمای امروز مصری و دمشقی و غیره داریم که در تمام بلاد با شیعیان محشورند و مخصوصاً در سامراء که تمام اهالی آن از برادران اهل تسنّن می‌باشند و حتی خدّام سرداب مقدّس هم همگی سنّی هستند، از آنها تحقیق نکرده و از علمای بزرگ نشنیده، تبعیت از هزلیات امثال ابن تیمیه‌ها نموده و این قبیل خرافات و ترّهات را در کتاب‌های خود درج می‌نمایند! (مانند عبدالله قصیمی مصری در الصراع بین الاسلام والوثنیه و محمد ثابت مصری در الجولهًْ فی ربوع شرق الأدنی و موسی جار الله ترکستانی در الوشیعهًْ فی نقد عقاید الشیعه و احمد امین مصری در فجر الاسلام وضحی الاسلام ـ وغیرهم).

اینها بودند نمونه‌ای از تهمت‌ها و دروغهای شاخدار و اهانت‌هایی که اکابر علمای اهل تسنّن به جامعه شیعیان نسبت داده‌اند و اگر می‌خواستم به فهرست اقوال تمامی آنها، از قبیل ابن حجر مکّی و جاحظ و قاضی روزبهان و امثالهم بپردازم، بایستی شبهای بسیار وقت شما را بگیرم و عمر شماها را ضایع نمایم به استماع گفتار و هزلیات این قبیل از علماء که می‌خواستند راهنمای دیگران گردند.

غلط کاریهای شهرستانی

چه بسا از کتب آنها که بسیار معروفیت جهانی پیدا نموده، در صورتی که تحقیقاً قدر و قیمتی از جهت علم و اطلاع مؤلّف آن ندارد؛ مانند ملل و نحل محمّد بن عبدالکریم شهرستانی، متوفای سال ۵۴۸ قمری که در نزد ارباب تحقیق به قدر پشیزی قدر و قیمت ندارد.

صفحات آن کتاب را که آدمی باز می‌نماید، می‌بیند چه نسبت‌های ناروا و تهمت‌های بی‌جا که به شیعیان داده. گذشته از نسبت علی پرستی و عقیده به تناسخ و تشبیه([۱۲]) و خرافاتی که عقل و شرع از آنها دور و روح شیعیان از آنها برکنار است، به آنها داده است و معلوم است که قوه‌ی تشخیص و تعمّق در حقایق نداشته است.

به علاوه واضح است علم و اطلاع کافی هم بر وقایع تاریخ نداشته. گوشه‌ی دنیا نشسته، هر کس هرچه گفته، بدون تحقیق کافی، روی خیال نگاشته، نامش را کتاب ملل و نحل گذارده. وقتی انسان عاقل به گفته‌های کذب و دروغ در قسمتی از کتاب برخورد می‌نماید، بقیه‌ی کتاب در نظر او از اعتبار افتاده می‌شود که از کجا در سایر قسمت‌های کتاب هم، همین قسم روی خیال، قلم اندازی ننموده باشد.

برای نمونه به یک واقعه‌ی ساده‌ی تاریخی اشاره می‌نمایم که خوانندگان محترم از همین امر جزئی پی به مطالب کلی کتاب برده و مؤلّف را بشناسند.

ضمن وقایع و حالات اثنی عشریه می‌نویسد:([۱۳]) بعد از حضرت امام محمّد تقی «حضرت امام علی بن محمد النقی و مشهد مکرمش در قم است» (و حال آنکه هر عارف و عامی حتی دشمنان و اطفال هم می‌دانند که قبر مبارک حضرت هادی، امام علی النقی سلام الله علیه در سامراء، پهلوی قبر فرزند والا تبارش امام حسن عسکری می‌باشد، دارای حرم و گنبد طلای بسیار عالی است که مرحوم ناصرالدین شاه قاجار، افتخار مذهَّب نمودن آن را داشته است).

بس است بیش از این طول کلام ندهم. برای نمونه از هزار یک را اشاره نمودم، تا جناب شیخ نفرمایند شیعیان دروغ می‌گویند و تهمت می‌زنند، بلکه اکابر علمای خودشان این کاره هستند.

 

 

 

[۱]. عقد الفرید، ابن عبد ربه، ۲/۲۲۲، القول فی اصحاب الاهواء، الرافضهًْ.

ابن عبد ربه می‌نویسد: «… ثمّ قال: أحذّرک الأهواء المضلّه، شرّها الرافضه، فانّها یهود هذه الأمّه، یبغضون الاسلام کما یبغض الیهود النصرانیه…».

سپس در صفحه ۲۲۳ از همین جلد می‌نویسد: «والیهود لا تری الطلاق الثلاث شیئاً وکذا الرافضه والیهود لا تری علی النساء عدّه وکذلک الرافضه والیهود تستحلّ دم کلّ مسلم، وکذلک الرافضه والیهود حرّفوا التوراه وکذلک الرافضه حرّفت القرآن والیهود تبغض جبریل وتقول: هو عدوّنا من الملائکه، وکذلک الرافضه تقول غلط جبریل فی الوحی إلی محمّد بترک علیّ بن أبی طالب…».

[۲]. در یکی از سال‌ها که از کاظمین به وسیله راه آهن با جمعی از زوّار شیعه عازم سامراء بودیم، در اتاق ما جمعی از اهل موصل بودند. به اتفاق دو نفر از قضات و علمای اهل تسنّن پیوسته بر ما خرده می‌گرفتند و مسخره می‌کردند و تهمت‌ها می‌زدند، غافل از اینکه حقیر با لسان عربی آشنایی دارم. ما همه را به سکوت گذرانیدیم تا آنکه یکی از آن قضات گفت: این رافضی‌ها عادات و اخلاق فاسد بسیار دارند. تماماً اهل بدعت و مشرک هستند؛ مثلاً یکی از بدعت‌های عجیب آنها این است که سلام نماز را که می‌دهند، دستها را بلند می‌نمایند و سه مرتبه می‌گویند: «خان الأمین؛ یعنی امین خیانت کرد».

آنها پرسیدند: امین که بوده و خیانت او چه بوده؟

شیخ گفت: شیعه‌ها می‌گویند پیغمبر و علی و جعفر در کوه حرا خوابیده بودند. جبرئیل امین مأمور شد از جانب خدا وحی نبوّت را به علی بدهد، ولی خیانت کرد و عوضی به خاتم الأنبیاء داده!

این است که تمام شیعیان با جبرئیل دشمن‌اند و بعد از هر نماز سه مرتبه می‌گویند: جبرئیل خیانت کرد؛ یعنی وحی را عوض علی به خاتم الأنبیاء داد.

حقیر بی‌طاقت شدم، گفتم: جناب شیخ! دروغ و تهمت از گناهان کبیره است یا صغیره.

گفت: کبیره است.

گفتم: پس جناب عالی با این محاسن سفید، چرا دو گناه بزرگ نمودید و این نسبت غلط را به شیعیان دادی؟

گفت: مطلب همین است.

از آن آقایان موصلی سؤال کردم فارسی می‌دانید، دو سه نفر از آنها گفتند: بلی. من ده دوازده نفر از پیر و جوان زائرین را که از موضوع خبر نداشتند، یکی یکی صدا کردم و پرسیدم: شما بعد از سلام نماز که دستها را بر می‌دارید تا مقابل گوش چه می‌گویید؟

گفتند: برای قبولی نماز سه مرتبه می‌گوییم: الله اکبر.

گفتم: جناب شیخ! خجالت کشیدید یا نه؟

گفت: شما یادشان دادید.

گفتم: از خدا بترسید. من که پهلوی شما نشسته‌ام و از جا برنخاستم و حرفی نزدم. رو کردم به آقایان موصلی گفتم: خواهش می‌کنم برخیزید بروید به اتاق‌های دیگر و از زائرین شیعه که در اتاق‌های راه آهن هستند، سؤال کنید. چند نفر جوان فهمیده که زبان هم می‌دانستند، رفتند و بعد برگشتند بر افروخته حمله کردند به جناب شیخ که شما چه منظور از این دروغ داشتید. ما از همه زوّارهای دهاتی و شهری سؤال کردیم، عموماً گفتند: الله اکبر می‌گوییم. حتّی ما سؤال از کلمه‌ی خان الأمین کردیم، گفتند: ما هم چه کلمه‌ای را نمی‌شناسیم.

شیخ گفت: من هم در کتابها خوانده‌ام که شیعه‌ها این طور می‌گویند.

جوانها چون تحصیل کرده بودند، بنا کردند شیخ را تقبیح نمودن که انسان عالم تا چیزی را تحقیق ننماید، نباید بگوید. این عملیات، نمونه‌ای از تهمت‌هایی است که بعض از علمای سنّی به شیعیان می‌زنند، تا جامعه برادران اهل تسنّن را به ما بدبین نمایند؟!

در کتب علمای شیعه ذکر شده که گفتن سه تکبیر به کلمه بلند کرده است موازی گوشها از اولین تعقیبات نماز بوده و مستحب است. (فلاح السائل، سید بن طاووس، ص۱۳۵، النهایهًْ، شیخ طوسی، ص۸۴، باب التعقیب؛ المهذب، قاضی ابن براج، ۱/۹۵ بعض المستحبات فی الصلاهًْ). (محقق)

[۳]. الفصل، ابن حزم، ۴/۱۸۲، ذکر العظائم المخرجهًْ إلی الکفر.

ابن حزم می‌نویسد: «ومن الامامیه من یجیز نکاح تسع نسوه».

[۴]. منهاج السنه، ابن تیمیه، ۱/۶۶، مقدمه مؤلف، الرافضه هم أضلّ الناس فی العقول والنقول.

ابن تیمیه می‌نویسد: «أن العلماء کلهم متفقون علی ان الکذب فی الرافضه أظهر منه فی سائر أهل القبله… حتی أن أصحاب الصحیح کالبخاری لم یرو عن أحد من قدماء الشیعه».

[۵]. همان، ۱/۹۹، فصل فی مقدمهًْ کتاب ابن المطهّر.

ابن تیمیه می‌نویسد: «أصول الدین عند الامامیه أربعه التوحید والعدل والنبوه والامامه».

[۶]. همان، ۱/۴۷۴، فصل فی الرد علی قوله انّهم یقولون إنّ الأنبیاء غیر معصومین، غلوّ الرافضهًْ فی الرسل والأئمّهًْ وتعظیمهم للمشاهد.

ابن تیمیه می‌نویسد: «فتجیهم یعطلون المساجد التی أمر الله أن ترفع ویذکر فیها اسمه فلا یصلون فیها جمعه ولا جماعه ولیس لها عندهم کبیر حرمه وإن صلّوا فیها صلّوا فیها وحدانا».

[۷]. همان.

ابن تیمیه می‌نویسد: «ویعظمون المشاهد المبینه علی القبور فیعکفون علیها مشابهه للمشرکین ویحجّون الیها کما یحجّ الحاجّ إلی بیت العتیق ومنهم من یجعل الحج الیها أعظم من الحج الی الکعبه بل یسبّون من لا یستغنی بالحج الیها عن الحج الّذی فرض الله علی عباده».

[۸]. از امام صادق روایت شده است: «من مات ولم یحج حجه الاسلام ولم یمنعه من ذلک حاجه تجحف به او مرض لا یطیق الحج معه، أو سلطان یمنعه فلیمت ان شاء یهودیاً أو نصرانیاً»، (المقنعهًْ، شیخ مفید، ص۳۸۶، کتاب المناسک باب ۲؛ الکافی، لشیخ کلینی، ۴/۲۶۸/۱ و ۵، کتاب الحج، باب من سوف الحج و هو مستطیع و در بابهای یاد شده روایات بسیاری در اهمیت حج ذکر شده است).

[۹]. همان، ۱/۵۰، مقدّمه مؤلّف، بعض حماقات الشیعهًْ.

ابن تیمیه می‌نویسد: «ومنهم من یسمّی کلابه بإسم أبی بکر و عمر و یلعنهما ومنهم من إذا سمّی کلبه فقیل له «بکیر» یضارب من یفعل ذلک ویقول: تسمی کلبی باسم أصحاب النار».

[۱۰]. علاوه بر آیات قرآن کریم که در تحریم سگ و نجس بودن آن وارد شده است در روایات اهل بیت نیز بر تحریم آن تأکید شده است و حتی ثمن آن نیز باطل است.

روی عن النبی انه قال: (ان الله تعالی حرم الکلب و حرم ثمنه و حرم الخمر وحرم ثمنها) (الخلاف، شیخ طوسی، ۳/۴۶۶)، و نیز از امام صادق روایت شده است: البحث ثمن المیته وثمن الکب… (الکافی ۵/۱۲۷/۲، باب البحث) عن ابی عبدالله… انّ الله لم یخلق خلقاً شراً من الکلب وان الناصب اهون علی الله من الکلب (کافی، ۳/۱۴/۱ باب ماء الحمام). (محقق)

[۱۱]. همان، ۱/۴۴، مقدّمه مؤلّف، بعض حماقات الشیعه.

ابن تیمیه می‌نویسد: «ومن حماقتهم ایضا انهم یجعلون للمنتظر عده مشاهد ینتظرونه فیها کالسرداب الّذی بسامرّا الّذی یزعمون انه غاب فیه ومشاهد أخرز یقیمون هناک دابه ـ اما بغله واما فرسا ـ لیرکبها إذا خرج ویقیمون هناک اما فی طرفی النهار واما فی أوقات أخر من ینادی علیه بالخروج: یا مولانا اخرج ویشهرون السلاح ولا احد هناک یقاتلهم وفیهم من یقوم فی أوقات الصلاه دائماً لا یصلی خشیه أن یخرج وهو فی الصلاه فیشغل بها عن خروجه وخدمته».

[۱۲]. الملل والنحل، شهرستانی، ۱/۱۵۵ ـ ۱۵۷، باب ۶، الغالیه.

[۱۳]. همان، ۱/۱۵۰، باب ۶، الشیعهًْ الاثنا عشریه.

منبع: برگرفته از کتاب شبهای پیشاور جلد۱؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

http://shiastudies.com/fa

برچسب ها: پاسخ به شبهات
نوشته قبلی

کفر یزید و جواز لعن او

نوشته‌ی بعدی

در مذمّت ابوهریره

مرتبط نوشته ها

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

اهل سنت و زیارت امام رضا (ع)

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

نوشته‌ی بعدی
در مذمّت ابوهريره

در مذمّت ابوهریره

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

امام علی علیه السلام و عدالت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا