۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نظام قضایى امیر مومنان(علیه السلام) – (۵)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۲. تعزیراتتعزیر به معناى تادیب‏[۱۰۶] و اصطلاحاً مجازاتى است که حد معینى ندارد و اجرا و اندازه آن به دست حاکم است.[۱۰۷] قبلاً با بخشى از تعزیرات در بحث حسبه آشنا شدیم. دایره تعزیرات نوعاً بر مرکزیت، حقوق الناس یا حقوق عمومى است که غیر از حدود خداست، مانند تکدى‏گرى که خسارت آن به عموم جامعه مى‏رسد، نه به شخص خاص و حدى براى آن معلوم نشده است.[۱۰۸]تعزیرات در نظام قضایى آن حضرت داراى ضوابط زیر بود:الف) بر خلاف نظر عده‏اى، تعزیر اعم از ضرب بود. گاه حضرت اعلام عمومى یا خصوصى گناه را نوعى تادیب مى‏دانست؛[۱۰۹] بعضى را حبس مى‏کرد؛[۱۱۰] شاهد زور را با نیش مار تنبیه مى‏کرد[۱۱۱]و چه غریب و چه آشنا بود، در بازار مى‏چرخاند و حبس مى‏کرد.[۱۱۲]ب) تعزیرات حضرت چند نوع بود:تعزیر مالىگاهى دستور مى‏داد مال محتکران را آتش بزنند[۱۱۳] و امر مى‏کرد خانه کسانى که از اردوگاه او به معاویه پیوستند، منهدم شود.[۱۱۴] استاندار اصطخر را به جرم اختلاس جریمه کرد[۱۱۵] و کسى که عبد خود را شکنجه کرده بود، به اندازه قیمت عبد جریمه نمود.[۱۱۶]تعزیر بدنىبه مقدار کمتر از حد، تازیانه مى‏زد. از رسول خدا(صلی الله علیه و آْله و سلم) نقل مى‏کرد که تعزیر بدنى بیش از ده ضربه جایز نیست.[۱۱۷]ضرب تادیبىتادیب کودکان با بیش از سه ضربه را، باعث قصاص ادب‏کنندگان مى‏دانست. البته تادیب در مقابل جرم نیست.[۱۱۸]ج) اگر مجرى تعزیرات بر اثر تعدى، باعث کشته شدن کسى مى‏شد ضامن بود و گرنه از بیت‏المال به ورثه، دیه پرداخت مى‏شد.[۱۱۹] یک بار قنبر سه ضربه بیش از حد مقرر زده بود که قصاص شد[۱۲۰] و دیه زنى که در اثر ترس از اجراى حد، سقط جنین کرده بود، از بیت المال یا توسط عاقله مجرى حد پرداخت شد.[۱۲۱]د) در تعزیرات مردم را سفارش به عفو مى‏کرد، مخصوصاً نسبت به صاحبان جایگاه اجتماعى و یا خود عفو مى‏کرد.[۱۲۲]
۳. حکم متهمتمام آنچه در حدود و تعزیرات گفته شد، در صورت اثبات جرم بود، ولى اگر کسى متهم به‏جرم بود و هنوز مجرمیت او اثبات نشده بود، در نظام کیفرى و قضایى حضرت ضوابطى‏داشت:الف) اجازه ضرب و تعزیر او داده نمى‏شد.[۱۲۳]ب) اقرار او تحت شکنجه و تعزیر، نافذ و شرعى نبود و گاه به متهم مى‏آموخت اقرارنکند.[۱۲۴]ج) گاه براى حفظ حقوق مردم، متهم را احتیاطاً بازداشت مى‏کرد که فرار نکند و سپس بدون تعزیر و به محض معلوم شدن حال، او را رها مى‏کرد، مخصوصاً متهمان به قتل را.[۱۲۵] اصولاً بناى او در تهمت بر عدم حبس بود، حتى در پاسخ یکى از یارانش که چرا توطئه‏گران را حبس نمى‏کند، فرمودند:«اگر به صرف اتهام کسى را زندان کنم، زندانها پر مى‏شود. من کسى را بر تهمت نمى‏گیرم و بر ظن و گمان عقوبت نمى‏کنم و تا خلاف ظاهر نشود، مقاتله و مقابله نمى‏کنم».[۱۲۶]د) متهمان سیاسى را که امام مى‏دانست اطلاعاتى دارند و افشاى آنها باعث حفظ نظام و حقوق مسلمانان مى‏شود، حبس و تعزیر مى‏کرد.[۱۲۷]ه) کسانى را که به تجاوز حدود خدا متهم بودند، نه تنها حبس و تعزیر نمى‏کرد، بلکه بنا بر ستر و پوشش و عدم پذیرش اقرار آنها داشت.۴. اجراى حددر حال عصبانیتِ مجرى، مانع اجراى حد و تعزیر مى‏شد[۱۲۸] و خود یک بار در جنگ خندق در مقابله با عمرو بن‏عبدود این امر را نشان داد.[۱۲۹]
در شدت گرما و سرما حدود و تعزیرات جارى نمى‏شد. اجراى حد مجروح و زخمى، به زمان سلامتى موکول مى‏شد.[۱۳۰]ضربات حد به طور مساوى به تمام بدن تقسیم مى‏شد، مگر صورت و نقاط حساس،[۱۳۱] و دستها براى کسى که ایستاده حد مى‏خورد و به دستهایش تکیه مى‏کرد.[۱۳۲] گاه زنان را نشسته حد مى‏زد و مردان را ایستاده.[۱۳۳]در اجراى حد رافت نشان نمى‏داد و مى‏گفت: اگر زانى عریان دستگیر شد، به شکل عریان و اگر با لباس یافت شد، با لباس حد بخورد.[۱۳۴]۵. احکام زندان در نظام قضایى علوىموائلى در کتاب «احکام السجون» زندان‏هاى حضرت را به: احتیاطى و استبرائى و حقوقى و جنایى تقسیم کرده است،[۱۳۵] زیرا حضرت گاه متهم به قتل را حبس مى‏کرد تا شرکاى جرم و دیگر متهمان را شناسایى کند (احتیاطى). گاه حکم مى‏فرمود بدهکار را حبس کنند و اگر افلاس او ثابت شد، او را آزاد مى‏گذاشت، تا مالى بیابد و دَین خود را بپردازد (استبرائى). گاه افرادى که مال یتیم را غصب کرده یا خیانت در امانت نموده بودند، زندانى مى‏کرد (حقوقى) و گاه کسانى را که در حال مستى، عربده و قمه‏کشى و ماجراجویى کرده و کسانى را کشته یا مجروح نموده بودند، زندانى مى‏کرد تا دیه بپردازند یا قصاص شوند (جنائى). برخى معتقدند زندانهاى حضرت با توجه به سیره ایشان نوعاً احتیاطى بوده است.[۱۳۶]حضرت در مواردى حبس ابد داشت.[۱۳۷] صاحبان افکار سیاسى را تا زمانى که محاربه نمى‏کردند، زندانى نمى‏کرد و به رفاهیات زندانها خوب مى‏رسید،[۱۳۸] حتى به قاتل خود شیر داد. زندانیان را براى تربیت دینى به نماز جمعه و نماز عید مى‏آورد؛[۱۳۹] البته در رفت و برگشت براى آنها محدودیت قائل مى‏شد.[۱۴۰] نویسنده کتاب «احکام السجون»[۱۴۱] مدعى است تارکان شوون دینى‏را در زندان با عصا تادیب مى‏کرد و مسامحه‏کاران در عبادت را تعزیر مى‏نمود. وى مدعى است عبادات شرعیه و آداب تهذیب و تعالیم قرآنى و قرائت و کتابت در زندانهاى امیرالمومنین رعایت مى‏شد. حضرت براى ملاقات و خلوت مردان زندانى با همسرانشان تمهیداتى مى‏اندیشید[۱۴۲] و مخارج زندانیان ثروتمند را با هزینه خودشان و زندانیان فقیر را از بیت المال تامین مى‏کرد.[۱۴۳]
پیشگیرى از وقوع جرم و اصلاح مجرمان حضرت با شان هدایتى و ارشادى خویش، اقدام به تربیت و آموزش جامعه مى‏کرد و این را حق مردم مى‏دانست. او با تشویق مردم به برنامه‏هاى عبادى و تهذیبى و ایجاد رفاه اقتصادى و عدالت اجتماعى، زمینه هر نوع جرم را از بین مى‏برد، و اگر کسانى قابل اصلاح نبودند، مجازاتشان مى‏کرد. حتى اگر کسى مدعى بود حد و کیفر را نمى‏دانسته، تحقیق مى‏کرد آیا آیه حد مثلاً آیه قطع ید سارق بر او خوانده نشده است، که اگر خوانده نشده بود، حد نمى‏زد.نوع کیفرها و تعزیرات و حدود و نظامى که در بحث کیفرها ارائه شد، عاملى پیشگیرانه و اصلاح‏گرایانه است و شدت آنها باعث مى‏شد هر کس بشنود، از ترس دنبال جرم نرود و یا اقرار نکند و اگر تعزیر مى‏شد یا حد مى‏خورد، برخورد عادلانه حضرت، باعث کینه آنها نمى‏شد، بلکه تشکر مى‏کردند و از اینکه از عذاب اخروى نجات یافته، خوشحال بودند. احکام زندانهاى حضرت برنامه اصلاحى و تربیتى داشت و بر رعایت شوونات دینى (نماز جمعه و جماعت و نماز عید) تاکید مى‏شد. حضرت به گونه‏اى قاطع و سریع اقامه حد و کیفر مى‏کرد که نوبت به زندان نرسد؛ زندانى که بعضى صاحب‏نظران، مانند نویسنده کتاب «تشریع جنایى اسلام» مفاسد فراوانى براى آن شمرده‏اند که بیش از مصالح آن است.[۱۴۴]
پی‌نوشت‌ها:

[۱۰۶]. صحاح اللغه، ج‏۲، ص‏۷۴۴.[۱۰۷]. شرائع‏الاسلام، ج‏۴، ص‏۱۴۷.[۱۰۸]. آیین دادرسى کیفرى، ص‏۱۹۶.[۱۰۹]. غرر و درر، ج‏۴، ص‏۷۳، ح‏۵۳۴۲.[۱۱۰]. تهذیب، ج‏۱۰، ص‏۴۸، باب حدود الزنا، ح‏۱۷۵.[۱۱۱]. وسائل، باب ۱۵، از ابواب شهادات، ح‏۳.[۱۱۲]. همان.[۱۱۳]. معالم القربه، ص‏۱۹۴؛ سنن ابى‏داود، ج‏۱۰، ص‏۴۷۰.[۱۱۴]. وقعه صفین، ص‏۶۰؛ شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحدید، ج‏۳، ص‏۱۷۶ و ج‏۲، ص‏۱۱۸؛ مستدرک، باب ۲۴، از ابواب کیفیت حکم، ح‏۶.[۱۱۵]. نهج‏البلاغه، نامه ۷۱.[۱۱۶]. وسائل الشیعه، باب ۳۷، قصاص النفس، ح‏۵.[۱۱۷]. مستدرک الوسائل، باب ۶، از ابواب بقیه الحدود، ح‏۳.[۱۱۸]. وسائل الشیعه، باب ۸، از ابواب بقیه الحدود، ح‏۳.[۱۱۹]. همان، باب ۳۰، موجبات ضمان، ح‏۱.[۱۲۰]. همان، ابواب مقدمات حدود.[۱۲۱]. همان، موجبات ضمان، ح‏۱ و ۲.[۱۲۲]. نهج‏البلاغه، حکمت ۱۹؛ غرر و درر، حدیث ۶۸۱۵؛ شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحدید، ج‏۱، ص‏۲۳.[۱۲۳]. وسائل الشیعه، باب ۴، از ابواب قصاص النفس، ح‏۱.[۱۲۴]. مستدرک الوسائل، باب ۱۰، از ابواب دعوى القتل، ح‏۱؛ سنن بیهقى، ج‏۶، ص‏۵۶.[۱۲۵]. غارات، ج‏۱، ص‏۳۳۷.[۱۲۶]. همان، ص‏۳۷۱.[۱۲۷]. سیره ابن هشام، ج‏۴، ص‏۴۱.[۱۲۸]. مستدرک، باب ۲۳، از ابواب مقدمات حدود، ح‏۳.[۱۲۹]. همان، ح‏۵.[۱۳۰]. وسائل الشیعه، باب ۱۳، مقدمات حدود، ح‏۴.[۱۳۱]. سنن بیهقى، ج‏۸، ص‏۳۲۷.[۱۳۲]. همان، ص‏۳۲۶.[۱۳۳]. مستدرک، باب ۹، از ابواب حد زنا، ح‏۳.[۱۳۴]. همان.[۱۳۵]. احکام السجون، ص‏۱۲۸ ۳۰، به نقل از دراسات فی ولایه الفقیه، ج‏۲، ص‏۴۵۷.[۱۳۶]. دراسات فی ولایه الفقیه، ص‏۴۴۶.[۱۳۷]. همان، ص‏۵۳۳.[۱۳۸]. وسائل الشیعه، باب ۳۲، از ابواب جهاد عدو، ح‏۲.[۱۳۹]. همان، از ابواب کیفیه الحکم، ح‏۲.[۱۴۰]. مستدرک الوسائل، باب ۱۷، از ابواب صلوه جمعه، ح‏۲.[۱۴۱]. احکام السجون، ص‏۱۲۴.[۱۴۲]. مستدرک الوسائل، باب ۶، از کتاب حجر، ح‏۳.[۱۴۳]. خراج، ابو یوسف، ۱۵۱ ۱۴۶؛ احکام السجون، ص‏۱۲۵.[۱۴۴]. تشریع جنایى اسلامى، ج‏۱، ص‏۴۲ ۷۳۰، به نقل از دراسات فی ولایه الفقیه، ج‏۲، ص‏۴۴۲ ۴۳۹. منبع:www.lawnet.ir
 
 

نوشته قبلی

گروه های مخالف با حکومت امام علی (علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

نظام قضایى امیر مومنان(علیه السلام) – (۴)

مرتبط نوشته ها

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت
امام علی (ع)

امام علی علیه السلام و عدالت

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه
امام علی (ع)

امام علی (ع) مرد میدان جهاد در نهج البلاغه

نوشته‌ی بعدی

نظام قضایى امیر مومنان(علیه السلام) – (۴)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

امام صادق (ع) و اندیشه های صوفیان

پیام عاشورا

پیام عاشورا

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

معنای جانفدای ۳۰ میلیونی

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

فقه به مثابه‌ نرم‌افزار اداره‌ نظام

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا