۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home تاریخ شیعه

نظام های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شیعه (۲)

0
SHARES
4
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

در آستانه غیبت تا پایان قرن پنجم(۲)
3. نظام نیابت، سفارت نظام دیگری که در اواخر حضور امامان(ع) و در آستانه غیبت صغری، پی ریزی شد، نظام نیابت بود. در این نظام امام (ع)شخصی را که از هر جهت امین و معتمد او به شمار می رفت، به عنوان واسطه میان خود و شیعیان تعیین می فرمود و اداره امور شیعیان را به او محول می ساخت. روشن است که شخصیت های اخلاقی نایبان و میزان اختیارات آنان، از هر جهت با وکلای معمولی متفاوت بود(۱)؛ زیرا آنان افرادی امین و موثق بودند و امر و نهی آنان به مثابه امر و نهی امام (ع)قلمداد می شد و سایر وکلا موظف بودند تحت فرمان آنان انجام وظیفه کنند ( معار، ۱۳۸۲و۱۳۸۳، ص ۶۶).ابن شهر آشوب می نویسد: «از افراد معتمد و موثق نزد امام حسن عسکری، علی بن جعفر (کارگزار ابوالحسن)، ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری- که پنج امام را درک کرد – داوود بن ابی یزید نیشابوری، محمدبن علی بن بلال، عبدالله جعفر حمیدی قمی، ابوعمرو، عثمان بن سعید عمری، زیات، سمّان، اسحاق بن ربیع کوفی، ابوالقاسم جابر بن یزید فارسی و ابراهیم بن عبده نیشابوری بودند؛ اما از وکلای آن حضرت، محمدبن احمد بن جعفر و جعفر بن سهل صیقل بوده اند که هر دو، پدر امام حسن عسکری و فرزندش را هم درک کرده اند» ( ر. ک به : عطاردی، مسند الامام العسکری، ۱۴۱۰ق، ص ۴۸. به نقل از: ابن شهر آشوب در کتاب المناقب).برای اطلاع از تفاوت شخصیت و عملکرد نایبان خاص و وکلای معمولی، می توان به این موضوع اشاره کرد که در دوران غیبت امام زمان (ع)که تماس شیعیان با امام (ع)به حال تعلیق در آمد، وکلا نیز از دسترسی به امام عصر (ع)محروم شدند و تنها با واسطه نایبان امکان تماس و ملاقات با امام (ع)فراهم می شد؛ چنان که محمد بن احمد قطان که خود از وکیلان ابوجعفر محمد بن عثمان – نایب دوم- بود، توانست به ملاقات امام عصر (ع)نائل شود. گفتنی است محمد بن عثمان ده وکیل در بغداد داشت که زیر نظر او انجام وظیفه می کردند که یکی از آنها حسین بن روح نوبختی بود که بعد از وفات او، خود به مقام نیابت رسید (جعفریان، ۱۳۷۱، ج۲،ص ۲۳۶)؛ و باز در شرایطی که مردم موظف بودند در مقابل وجهی که به وکلا تحویل می دهند، قبوضی از آنان دریافت کنند، از نایبان خاص، کسی به مطالبه قبض نمی پرداخت، لذا زمانی که ابوجعفر حسین بن روح را به جانشینی خود برگزید، دستور داد از وی نیز قبوضی نخواهند (طوسی، ۱۴۱۱ق، ۳۷۰).نظام نیابت به این معنی در عصر امام دهم (ع)به وجود آمد و در عصر امام یازدهم و امام دوازدهم تداوم یافت تا اکثر شیعیان در دوره صغری با ذهنیتی مناسب با پدیده غیبت مواجه شوند. شیخ طوسی ضمن معرفی نایبان خاص از ابوعمرو عثمان بن سعید العمروی نخست به عنوان سفیر امام دهم و یازدهم یاد می کند. او ضمن حدیثی از قول احمد بن اسحاق بن سعد قمی می آورد: وی در محضر امام دهم از دشواری به حاضر شدن نزد امام (ع)سخن به میان آورده و جویای فرد قابل اعتمادی شد. امام (ع)فرمود :هذا ابوعمرو الثقه الامین ما قاله لکم فعنی یقوله و ما اداه الیکم فعنی یؤدیه» (همان، ص ۳۵۴): این ابوعمرو شخص موثق و امینی است. آنچه بگوید، از جانب من گفته وهر کاری برای شما انجام دهد، به نمایندگی من انجام داده است.وقتی امام دهم از دنیا رفت، احمد بن اسحاق خدمت امام یازدهم مشرف شد و از ایشان نیز همان سؤال را کرد. امام یازدهم نیز فرمود :هذا ابوعمرو الثقه الامین ثقه الماضی (المرضی)و ثقتی فی المحیا والممات و هو لکم فعنی یقوله و ما ادی الیکم فعنی یؤدیه»(همان، ص ۳۵۵): ابن ابوعمرو شخص موثق و امینی است؛ چنان که در گذشته هم مورد وثوق بود. او در حیات و ممات مورد اعتماد من است و هرچه به شما بگوید، از جانب من گفته و هر چه انجام دهد، به نمایندگی از من انجام داده است.اما تبلور اصلی نظام نیابت در شیعه، به دوره غیبت صغری باز می گردد. در این دوره چهار نفر از افراد موثق به عنوان نایبان خاص تعیین و متکفل انجام امور شیعیان شدند که عبارتند از :۱. ابوعمرو عثمان بن سعید عمری، نایب امام دهم، یازدهم و دوازدهم؛۲. ابوجعفر محمد بن عثمان فرزند عثمان بن سعید؛۳. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی؛۴. ابوالحسن علی بن محمد سمری (م ۳۲۹).شیخ طوسی در کتاب الغیبه با عنوان : «السفراء الممدوحون فی زمان الغیبه» فصلی را به معرفی نایبان چهارگانه اختصاص داده است و طی ۵۳ روایت تاریخی وثاقت نایبان خاص امام عصر و اتفاق نظر شیعیان بر آنان را شناسانده است. او در همین فصل شماری از توقیعات وارده از سوی امام زمان (ع)را نیز نقل کرده است.این توضیحات پاسخ به سوالاتی است که شیعیان به واسطه نایبان، خدمت امام فرستاده اند و امام(ع) نیز به پاسخگویی مبادرت کرده است. برخی ازتوقیعات نیز حاوی احکامی است که به موجب آن احکام، نایبان به مردم معرفی شده، وثاقت آنان مورد تأکید قرار گرفته است. بنابر یکی از این توقیعات، چون علی بن محمد سمری درآستانه وفات قرار گرفت، امام مهدی (ع) ضمن صدور توقیعی به او فرمود: « ای علی بن محمد سمری! خداوند به اصحاب تو درباره [مرگ تو] اجر عظیم عطا فرماید. تا شش روز دیگر وفات خواهی یافت. کارهای خود را سامان ده و کسی را به عنوان وصی تعیین مکن که دوره غیبت کلی و بزرگ فرا رسیده است. ظهوری در کار نخواهد بود مگر با اذن الهی و این، پس از زمانی طولانی و سخت شدن دل ها و پر شدن دنیا از جور و ستم خواهد شد» (همان، ص ۳۹۵/ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۵۱، ص ۳۶۱). در همین توقیع است که: حضرت (ع)تأکید فرمودند: هر کس قبل از خروج سفیانی به صراحت ادعای دیدار(۲) ایشان کند، او کذاب و افترا زننده خواهد بود( مجلسی، همان) و بدین ترتیب در واقع پایان عصر نیابت خاصه را اعلام کردند.گفتنی است دوران نیابت خاصه، علاوه بر آنکه آرامش فراوانی برای شیعیان به جهت هضم شرایط غیبت به ارمغان آورد، بر صدور توقیعات فراوانی نیز از جانب امام عصر (ع)منجر شد؛ توقیعاتی که شماری از آنها در کتاب های کمال الدین صدوق، الغیبه شیخ طوسی و بحارالانوار مجلسی درج شده و از سرمایه های حدیثی به شمار می رود ( معارف، ۱۳۷۴، ص ۳۵۱).
4. نظام نقابت به فاصله اندکی بعد از آغاز غیبت صغری، نظام دیگری در شیعه به وجود آمد که به نظام نقابت شهرت دارد. کلمه نقیب – که جمع آن نقبا است – به معنای بزرگ یک قوم و جمعیت آمده که نسبت به شئون قوم خود عنایت دارد (انیس، [بی تا]، ج۲، ص ۹۴۴)؛ از این رو قرآن از وجود دوازده نقیب در بین بنی اسرائیل خبر داده است (المائده: ۱۲)؛ زیرا آنان متولیان امور طایفه خود و مرجع رسیدگی به امور دین و دنیای آنان بودند (طباطبایی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص ۱۲۰). با این معنی، از آغاز قرن چهارم نظام تازه ای بین شیعیان به وجود آمد که به «نظام نقابت» معروف شد. این نظام به طوری که خواهد آمد، بیش از پیش هویت سیاسی و اجتماعی برای شیعیان به ارمغان آورد.(۳)علامه امینی معتقد است : نقابت منصبی بود که به سبب حفظ و نگهداشت شرافت خاندان ها تأسیس شد تا مردم از برخورد و درگیری با افراد فرومایه در امان بمانند؛ آن هم با توجه به اینکه نقیب هر خاندان، نسبت به افراد هم تبارش مهربان تر و فرمانش نافذتر بوده است (همان، ج۷؛ ص ۳۲۳).مراد از نظام نقابت در این بحث، نقابت طالبین در قرن های چهارم و پنجم هجری است. نقابت به این معنی، یعنی سرپرستی تمامی زنان و مردانی که نسب خود را به حضرت ابوطالب رسانده، عهده دار امور آنان بوده اند. این منصبی سیاسی و اجتماعی بود که ظاهراً از ناحیه خلفای عباسی به برخی از بزرگان شیعه اعطا گردید؛ اما در فلسفه اعطای این مقام به آن بزرگان باید گفت: این نوعی به رسمیت شناختن حضور سیاسی و اجتماعی شیعه در قرن سوم و تعامل سیاسی با آنان برای کنترل آنها از دست زدن به قیام علیه خلفای جور بوده است؛ به عبارت دیگر پس از آنکه بخشی از علویان در مازندران قیام کردند و حکومت آنجا را قبضه نمودند، خلفای عباسی برای پیشگیری از قیام های مشابه، تصمیم گرفتند اداره امور شیعیان در مناطق سنی نشین را به خود آنان واگذار کرده، نوعی استقلال سیاسی به آنان ببخشند؛ لذا نخستین منصبی که در این راستا به علویان تعلق گرفت، منصب نقابت بود ( دوانی، ۱۳۵۹، ص ۸۲، با اندکی تصرّف)؛ اما برای آنکه پذیرش این مسئولیت در بین شیعیان با مقبولیت همراه شود، آنان به سراغ شاخص ترین شخصیت های شیعیان رفتند و این منصب را به آنها تفویض کردند تا مردم به نقبا به چشم عوامل حکومتی نگاه نکنند و امر و نهی آنان را در امور خود پذیرا شوند؛ از این رو شخصیت های بزرگی مانند سید رضی و پدر او در قرن های چهام و پنجم در شمار نقبا بوده اند. به این ترتیب می توان گفت: نقیب در حکم شهردار داخلی برای شیعیان بوده، سرپرستی امور شیعه را به دور از دخالت عوامل حکومتی، عهده دار می شده است.باتوجه به آنکه در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس- تا زمان معتضد عباسی – شیعیان و علویان پیوسته در معرض تعقیب خلفا و عمال سنگدل آنها بودند و از این جهت نوعاً در شهرها و مناطق گوناگون متواری و در حال جنگ و گریز با خلفا و سربازان آنان بودند، ایجاد نظام نقابت می توانست شیعیان را از پراکندگی و دربه دری نجات داده، سر و سامانی به وضعیت شیعیان و علویان دهد که این خود تحولی عظیم در وضعیت علویان به شمار می آمد ( همان، ص ۸۵، با اندکی تلخیص و تصرف).اما به شهادت برخی از اسناد تاریخی، نقابت خود بر دو قسم بوده است که عبارتند از: نقابت جزئی و نقابت کلی. در تفاوت این دو باید گفت: در نقابت جزئی، نقیب بدون آنکه حکمی صادر کند، تنها به تمشیت و اداره امور شیعیان می پرداخت، لذا عهده داری نقابت در این مرحله نیازی به داشتن علم و دانش خاص مانند اجتهاد و فقاهت نداشت، بلکه معتمد بودن نقیب برای احراز این مقام کفایت می کرد ( برای مطالعه تفصیل مسئولیت های نقیب در این مرحله، ر.ک به: امینی، ۱۳۶۲، ج۷، ص ۳۲۳-۳۲۴)؛ اما در نقابت کلی و عمومی – علاوه بر مسئولیت های جزئی – نقیب عهده دار پنج مسئولیت دیگر به شرح زیر بوده است:۱. داوری در منازعات و درگیری ها؛۲. سرپرستی اموال و املاک یتیمان؛۳. تعیین حدود و کیفر مناسب با جرائم و اجرای آن؛۴. رسیدگی به وضعیت زنان و دوشیزگان فاقد سرپرست و اقدام جهت ازدواج آنان؛۵. کوتاه کردن دست سفیهان و نابخردان از تصرف در اموالشان تا وقتی که به مرحله رشد و بلوغ فکری نائل شوند.در این شرایط، لازم بود نقیب شخصی فقیه و دانشمند باشد تا حکومت و داوری او نافذ و مورد قبول واقع شود( امینی، همان، ص ۳۲۵ به نقل از: ماوردی در کتاب الاحکام السلطانیه). آخرین نکته در بحث نقابت آنکه: تا قبل از سید رضی معمولاً برای هر یک از مناطق شیعه نشین نقیبی تعیین می شد و به اداره امور مردم آن منطقه می پرداخت؛ به همین ترتیب سید رضی در سال ۳۸۰ ق- که تنها ۲۱ سال از عمر او می گذشت – به نقیبی علویان در بغداد تعیین شد ( نجاشی، ۱۴۱۱ق، ش ۱۰۶۵) و از سوی بهاء الدوله دیلمی علاوه بر نقابت، مسئولیت امارت حاجیان و نظارت بر دیوان مظالم به او تفویض گردید؛ اما در محرم سال ۴۰۳ ق سرپرستی امور علویان در تمام قلمرو اسلامی در عهده او قرار گرفته و به « نقیب النقباء» مشهور شد، و به نحوی که نوشته اند، سرپرستی امور همه شیعیان تا آن زمان به عهده کسی قرار نگرفته بود جز در زمان امام رضا (ع) که در عهده آن حضرت بوده است (امینی، همان، ص ۳۲۲)؛ هر چند روشن است امام رضا (ع) به شرطی راضی به پذیرش ولایت عهدی شد که در هیچ امر و نهی، قضاوت و فتوای، عدل و نصب و تغییر قانونی دخالت نکند ( کلینی، ۱۳۶۳، ج۸، ص ۱۵۱/صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، صص۳۱۵و۳۷۱/اربلی، ۱۴۰۱ق، ج۳، ص۶۵)؛ لذا معلوم نیست بتوان امام رضا (ع) را نقیب شیعیان دانست. بعد از سید رضی نیز این مقام ظاهراً به کس دیگر جز سید مرتضی واگذار نشد( امینی، ۱۳۶۲، ج۸، صص ۷۰-۷۳). سید رضی پس از مدتی از ناحیه خلیفه به سمت نمایندگی بر حرمین شریفین و امارت حاجیان نیز منصوب شد؛ با این توضیح که : دریافت این مناصب از جهت ظهور هویت سیاسی برای شیعیان، تا آن زمان امری بی سابقه بود (برای مطالعه ر.ک به : همان، ج ۷، ص ۳۲۲).
نتیجه از آنچه گذشت می توان دریافت که امامان شیعه (ع)-خصوصاً از دوره امام صادق (ع) به بعد – شیعیان را جهت ورود به عصر غیبت آماده ساخته و جهت خودکفا کردن آنان نظام هایی، از جمله نظام مرجعیت دینی، نظام وکالت و نظام نیابت را تدارک دیدند. در نظام های یاد شده، دانش و فقاهت برای مراجع مذهبی و نایبان ضروری بود؛ بنابراین ارتباط این دو نظام طولی بوده و علمای دینی به نوعی از امام (ع) نیابت عامه داشته اند.در نظام وکالت، با آنکه برخی از وکلای ائمه از دانش مذهبی بالا برخوردار بوده اند، اما معیار وکالت در درجه نخست، معتمد بودن وکیل و دیانت و امانتداری او بوده است؛ لذا وکلا خود زیر نظر مراجع مذهبی یا نایبان انجام وظیفه می کرده اند.نظام نقابت نیز از نهادهای ابتکاری شیعیان بود که به تناسب ضعف دستگاه عباسی و برای هویت بخشی به شیعیان به وجود آمد. در این نظام، نقیب شخصیتی برجسته بود که از دانش مذهبی و موقعیت سیاسی و اجتماعی بالا برخوردار بود.
پی نوشت

۱. ابن شهر آشوب به همین ترتیب در معرفی یاران امام هادی(ع) از دو گونه اشخاص نام می برد : الف) معتمدان و موثقان نزد آن حضرت و ب ) وکلای آن بزرگوار، (ر.ک به : عطاردی، ۱۴۱۰ق، ص ۷۹).۲. علامه مجلسی در توضیح این قسمت از توقیع امام عصر (ع)که : «من ادّعی المشاهده فهو کذاب مفتر» می نویسد: «لعله محمول علی من یدّعی المشاهده مع النیابه و ایصال الاخبار من جانبه(ع) الی المشیعه علی مثال السفراء …» ( همان، ج۵۲، ص۱۵۱): این موضوع احتمالاً محمول بر کسانی است که ادعای مشاهده توأم با نیابت می کنند؛ و نیز از جانب آن حضرت اخباری به شیعیان منتقل می سازند؛ به گونه ای که سفرای آن حضرت چنین کاری می کردند. علامه ضمناً در فصلی تحت عنوان « نادر فی ذکر من راه علیه السلام فی المغیه الکبری قریبا من زماننا» گزارش هایی درباره کسانی که توفیق دیدار آن حضرت را یافته اند، آورده است (همان، ج۵۲، ص۱۵۹-۱۸۰)/صدوق، ۱۳۸۰، ج۲، ص ۱۶۱-۲۳۱).۳. طبق برخی از مدارک، از اواخر قرن دوم عده ای از بزرگان شیعه به عنوان نقیب شناسایی شده اند. (امین العاملی، ۱۴۲۶ق، ص ۶۷۴-۶۷۶). منابع*. قرآن کریم.۱. انیس، ابراهیم و دیگران؛ المعجم الوسیط؛ تهران: ناصر خسرو، [ بی تا] (چاپ افست).۲. اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمه فی معرفه الائمه؛ بیروت: دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۰۱ق.۳.امینی، عبدالحسین؛ الغدیر فی الکتاب والسنه و الادب، ترجمه محمدباقر بهبودی؛ تهران: کتابخانه بزرگ اسلامی، ۱۳۶۲.۴. امین العاملی، سید محسن؛ الشیعه فی مسارهم التاریخی؛ با مقدمه ابراهیم بیضون؛ قم: موسسه دائره معارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۶ق.۵. بهبودی، محمدباقر؛ معرفه الحدیث و…؛ تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲.۶. جعفریان، رسول؛ حیات سیاسی و فکری امامان شیعه؛ قم: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱ش.۷. خویی، سید ابوالقاسم (آیت الله)؛ معجم رجال الحدیث؛ بیروت: منشورات مدینه العلم، ۱۴۰۹ق.۸. دوانی، علی؛ نهج البلاغه و گردآورنده آن؛ قم: بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۵۹.۹. سبحانی، جعفر؛ کلیات فی علم الرجال؛ قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۶۶.۱۰. طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الاعلمی، ۱۴۰۳ق.۱۱. طوسی، محمدبن حسن؛ اختیار معرفه الرجال؛ تعلیق میرداماد و رجایی؛ قم: موسسه آل البیت، ۱۴۰۴ق.۱۲. ـــــــــــــــ ؛ الفهرست؛ تحقیق محمدصادق بحر العلوم؛ قم: منشورات رضی، [بی تا]، (چاپ افست نجف).۱۳.ـــــــــــــــ ، الغیبه؛ به تحقیق عبادالله تهرانی و علی احمد ناصح؛ قم: موسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ق.۱۴. ـــــــــــــــ ؛ تهذیب الاحکام؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۴۶ش.۱۵. صدوق، محمدبن علی؛ عیون اخبار الرضا؛ ترجمه غفای و مستفید؛ تهران: صدوق، ۱۳۷۳.۱۶. ــــــــــــــــ ؛ کمال الدین و تمام النعمه؛ تحقیق و تصحیح علی اکبر غفاری؛ قم: دارالحدیث، ۱۳۸۰.۱۷. قمی، شیخ عباس؛ الکنی و الالقاب؛ نجف: المطبعه الحوریه، ۱۳۷۶ق.۱۸. عطاردی، عزیز الله، مسند الامام الهادی؛ قم: مطبعه امیر، ۱۴۱۰ق.۱۹. ــــــــــــــــ ؛ مسندالامام العسکری؛ قم: مطبعه امیر، ۱۴۱۰ق.۲۰. کلینی، محمدبن یعقوب؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳.۲۱. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار؛ بیروت: دارالوفاء، ۱۴۰۳ق.۲۲. معارف، مجید؛ پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه؛ تهران: ضریح، ۱۳۷۴.۳۲. ـــــــــــــــ ، « غیبت در آثار و روایات متقدمان شیعه»؛ کتاب ماه دین، ش ۸۲و ۸۳، ۱۳۸۳.۲۴. نجاشی، احمدبن علی؛ رجال النجاشی؛ قم: جامعه مدرسین، ۱۴۱۱ق.منبع: فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۴
 

نوشته قبلی

شیعه در عربستان

نوشته‌ی بعدی

نقش امام موسی صدر در ارتقای جایگاه شیعیان لبنان(۱)

مرتبط نوشته ها

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

طبرى و طرق حدیث غدیر
تاریخ شیعه

مظلومیت شیعه در تاریخ

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه
تاریخ شیعه

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه
تاریخ شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه

هدف از قیام امام حسین (ع)
تاریخ شیعه

بررسی آغاز و منشأ پیدایش شیعه از دیدگاه مستشرقان

نوشته‌ی بعدی

نقش امام موسي صدر در ارتقاي جايگاه شيعيان لبنان(1)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا