۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home جغرافیای شیعه

نقبای ری و قم و گسترش تشیع در ایران

0
SHARES
17
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تاریخچه ی سیاسی ، مذهبی ری پس از اسلام
الف ) تسنن در ری شهرری ، بدون درگیری ، در زمان عثمان به دست ابوموسی اشعری فتح شد .(۱) چندی بیش از پیروزی کامل بنی عباس ، ری به دست حسن بن قحطبه گشوده شد ، در حالی که گرایش مذهبی مردم این شهر به سوی امویان بود و این موضوع ، به دلیل حضور حاکمان ناصبی مذهبی چون کثیر بن شهاب بود(۲)که بر اساس سنت امویان ، علی (ع) را بر منابر ، لعن می کردند . اسکافی ، ری را در کنار شام و بصره ، از جمله شهرهای ناصبی بر شمرده است .(۳) اگر روایاتی که از اهل بیت (ع) در مذمت ری نقل شده است ، صحت داشته باشد ، می توان آنها را تأییدی بر گرایش ضد شیعی مردم این شهر دانست . (۴) ب ) علل و عوامل گرایش مردم ری به تشیع از قرن دوم و به دنبال پیروزی دعوت عباسی و مهاجرت سادات به مرکز ایران ، اهل ری ، به مرور به مذهب شیعه گرویدند . برخی از عوامل گرایش اهل ری به تشیع – که پیش از آن از سنیان متعصبی بودند _ چنین است : ۱. در مرحله ی نخست ، موقعیت جغرافیایی ری بوده که از طرف شمال به طبرستان و از طرف جنوب به قم محدود می شد ویه سبب اینکه آن دو منطقه وبه خصوص قم از مناطق شیعه نشین بوده اند ، این موضوع می توانسته از نظر مذهبی بر ری تأثیر گذاشته باشد . همچنین طبرستان با موقعیت کوهستانی و جنگلی ای که داشت و نیز تأسیس اوّلین دولت مستقل شیعی مذهب در آنجا به دست حسن بن زید و پس از او ناصر اطروش ، خود ، زمینه ای شد تا سادات و کسانی که پس از شکست قیامها ازبرابر عباسیان فرار می کردند ، در این منطقه گرد هم آیند ، چنانکه یحیی بن زید ، پس از شکست قیام زید بن علی (ع) ، ویحیی بن عبدالله بن حسن ، پس از شکست قیام حسین بن علی بن حسن ( شهید فَخّ )(۵ ) به این منطقه پناهنده شدند . ۲. حاکمیت ابوالحسن احمد بن حسن مادرانی ( / مادرایی ) بر ری در سال ۲۷۵ ق ، و حمایت وی از شیعیان ، به گونه ای که حتی برخی از علمای اهل تسنن برای تقّرب به وی کتابهایی درباره ی اهل بیت (ع) نوشتند . از جمله عبدالرحمان بن لابی حاتم ، مؤلّف کتاب الجرح و التعدیل ،(۶ ) که برای مادرانی ، کتاب فضائل أهل بیت را نوشت .(۷ ) ۳ . یکی دیگر از عوامل گرایش مردم ری به تشیع ، وجود یکی از وکلای امام زمان (ع) به نام ابوالحسین محمد بن جعفر اسدی ( م۳۱۲ ق ) در این شهر بوده است .(۸) ۴. حضور چشمگیر شخصیتهای علمی و سیاسی سادات از اواسط قرن سوم تا قرن ششم و هفتم هجری نیز تأثیر زیادی بر اوضاع سیاسی ، مذهبی این منطقه گذاشته است . ازچهره های برجسته ی این سادات میتوان عبدالعظیم حسنی (ع) و حسن بن زید ، معروف به داعی کبیر ، بنیانگذار دولت علویان طبرستان را نام برد که در قرن سوم هجری در این شهر می زیسته اند . مؤلف کتاب منتقله الطالبیه ، که در قرن پنجم می زیسته ، آمار قابل توجهی از مهاجران سادات طالبیه به ایران ارائه داده است . وی بیش از شصت نفر از سادات را نام برده که به ری مهاجرت کرده اند و هر یک ، خاندانی را در این شهر بنیان گذاشته اند . همچنین شیخ منتجب الدین در الفهرست و قزوینی در النقض ، به اسامی علما و خاندان و سادات شیعی ، ( اعم از امامی و زیدی ) اشاره کرده اند که سادات جعفری ، شجری ، دیباجی ، مرعشی و سادات کیسکی و خاندان بابویه – که منتجب الدین ، خود از آنان است – از آن جمله اند . نکته ی قابل توجه اینکه بیشتر این علما ، با یکی دو واسطه از شاگردان سید مرتضی و شیخ طوسی و پسرش شیخ علی بوده اند و این نکته ، یکی از عوامل اصلی و مهم انتقال فقه و اندیشه های تشیع از عراق به ایران بوده است . با ظهور دولت شیعی مذهب آل بویه در قرن چهارم و پنجم هجری ، عصر جدیدی برای شیعیان ایران و عراق ، آغاز شد . شیعیان و علمای شیعه که تا آن زمان در فشار و تبعید و تقّیه به حیا ت سیاسی ، مذهبی خود ادامه می دادند ، در این دوران با حمایت حاکمان آل بویه ، به بسط و گسترش عقاید خود پرداختند . شیخ مفید ، سید مرتضی و شیخ طوسی در عراق ، و شیخ کلینی و شیخ صدوق در قم و ری و خراسان ، از چهره های علمی شیعه اند که در این دوران درخشیدند و اصول چهار گانه ی جهان تشیع ( کتب اربعه ) را تدوین کردند . رکن الدوله با دعوت از شیخ صدوق برای آمدن از قم به ری و برگزاری مباحثه و مناظرات علمی ، نقش ویژه ای در گسترش تشیع در ری و خراسان داشت . از این رو ، نجاشی از صدوق به « وجه الطائفه بخراسان » یادکرده است ،(۹ ) چنانکه درباره ی کلینی نیز می گوید : « شیخ أصحابنا فی وقته بالری و وجههم » .(10 ) کتابخانه ی بزرگی که آل بویه به کمک وزیران شیعی مذهبشان در ری دایر کردند و آن گونه که از نامه ی سلطان محمود غزنوی به خلیفه عباسی به دست می آید ، بیشتر این کتابها درباره ی کلام و عقاید شیعه بوده است ، خود ، نمونه ای از تلاش آل بویه در تقویت و گسترش مذهب شیعه در ری است .(۱۱) عبدالجلیل قزوینی ، فهرستی از شهرهای شیعه نشین در قرن پنجم ارائه داده و مکرّر از ری نام برده است .( ۱۲) به نوشته ی ابن طباطبا ، ری در قرن ششم به یکی از پایگاه های تشیع در ایران تبدیل شده بود . بنا بر گزارش یاقوت ، سه طایفه در ری زندگی می کرده اند : شافعیان ، که در اقلیت بودند ، حنبلیان که جمعیت زیادی داشتند ، و شیعیان که بیشتر مردم ری را تشکیل می دادند .( ۱۳) قزوینی ، محلات شیعه نشین در ری را تا حدود زیادی معین کرده و ازآنها نام برده است . از مهم ترین این محله ها مصلحگاه و زاد مهران بوده است ، چنانکه نویسنده ی فضائح الروافض ، بدان اشاره کرده است .(۱۴ ) روستاهای ری نیز شیعه مذهب بوده اند ، چنانکه یاقوت می گوید : روستاهای ری ، همگی شیعه اند و تعداد بسیار اندکی حنفی در آن روستاها زندگی می کنند ؛ ولی از شافعیان اثری نیست . (۱۵) از جمله ی روستاهای ری می توان به کلین ، ورامین ، دوریست ، اشناباد و قصران ( منطقه ی کوهستانی شمال شرقی و غریی تا مرز مازندران ، که خود شامل روستاهای بسیار ز یادی بوده ) اشاره کرد . از روستاها و توابع ری ، برخی از خاندانهای بزرگ و علما و فقهای نامی شیعی نیز برخاسته اند که خاندان دوریستی ، از آن جمله اند . از این خاندان ، عالمانی چون : جعفر بن محمد دوریستی ( ۳۸۰ – ۴۷۲ق ) از شاگردان شیخ مفید و سید مرتضی ، و نیز عبدالله بن جعفر بن محمد بن موسی بن جعفر درویستی ( م ۶۰۰ ق ) را می توان نام برد . همچنین شیخ کلینی رازی ، مؤلف کتاب پر ارج الکافی – که یکی از اصول چهار گانه ی شیعه است – از جمله علمای بزرگ شیعه به شمار می رود که از توابع ری برخاسته است . بسیاری دیگر از این علما را می توان در فهرست منتجب الدین یافت که با پسوند فامیل ، روستاهای آنان مشخص شده اند . ری ، در قرن هفتم بر اثر نزاعها و جنگهای میان تشیع و تسنن از یک سو ، و حنبلیان با شافعیان از سویی دیگر ، رو به ویرانی نهاد ، چنانکه یاقوت که خود در سال ۶۱۷ ق ، از ری دیدن کرده ، با شهری ویران شده روبه رو شده است . (۱۶) حمد الله مستوفی ، در قرن هشتم ، درباره ی مذهب ری چنین گفته است : اهل شهر و اکثر ولایات ، شیعه ی اثنا عشری اند ، مگر روستاهای قوهه که حنفی باشند و در ری ، اهل بیت (ع) بسیار مدفون اند . (۱۷) منصب نقابت و وظایف نقیب نقیب ، به سرپرست و کسی که اداره ی گروهی را بر عهده دارد ، اطلاق می شود (۱۸ ) و در معنای اصطلاحی آن ، به کسی که امور سادات و به تعبیر دیگر ، اشراف و غربا را بر عهده داشته باشد ، گفته می شود .(۱۹ ) در تاریخ تشیع ، منصب نقابت از دوران خلافت عباسی به وجود آمد . علت این امر ، از یک طرف ، فزونی شمار آل ابوطالب و نفوذ آنان در میان مردم ، و از طرفی مخالفتهای پی در پی آنان با خلفای عباسی بوده است که این موضوع ، عباسیان را بر آن داشت تا تدابیری برای کنترل و نیز راضی نگه داشتن علویان به کار گیرند . چنانکه این مسئله رایکی از عواملی دانسته اند که سبب شد مأمون ، امام رضا ( ع) را به ولایت عهدی برگزیند و ایجاد منصب نقابت نیز در همین راستا بوده است . (۲۰) کار اصلی نقیب ، مراقبت و دقت در انساب سادات بود ؛ زیر ا بسیاری برای کسب شهرت و افتخار، به دروغ خود را از فرزندان امام علی (ع) ، امام حسن ( ع) و امام حسین ( ع) معرفی می کردند .(۲۱) نقابت ، منصبی بود که زیر نظر دولت و حاکم وقت ، به سرپرستی سادات ، مشغول به انجام خدمت می شد و در صورتی رسمیت پیدا می کرد و که فرمان خلیفه درباره ی آن صادر می شد . متن چند فرمان نقابت که از طرف خلفا صادر شده ، به انشای ابراهیم صابی است . از این متون ، به خوبی معلوم می شودکه سادات ، دارای موقعیت ویژه ای بوده اند .(۲۲ )خلفا و فرمانداران ، نقیبان را از میان علما و اشخاص صاحب نفوذ انتخاب می کردند . نقیب هر شهری ، سلسله نسب سادات ساکن آنجا را در دفتری فراهم می آورد که به آن « جریده » می گفتند . گاه نقیب ، یکی از نسب شناسان آنجا را مأمور این کار می کرد . یکی از مهم ترین این جریده ها « جریده الری » تألیف سید ابوالعباس احمد بن مانکدیم( ۲۳ ) بن علی بن محمد است که برای معرفی انساب سادات ری ، از منابع موثق ، گرد آوری شده است و بسیاری از نسب شناسان ، از جمله ابو عبدالله بن طباطبا و ابن مهنا عبیدلی ، بر آن اعتماد کرده اند .(۲۴) بیهقی در لباب الأنساب ، فصلی را به وظایف نقیب اختصاص داده که وظایف زیر از آن جمله است : ۱. رسیدگی به جرایم سادات ۲. برخورد جدی با مدعیان دروغین که خود را در میان مردم ، علوی معرفی می کردند . برای اینکه احتیاط لازم و دقت کافی در این زمینه مبذول شود ، دو نفر از علمای انساب ، یکی علوی و دیگری غیر علوی ، به عنوان د وشاهد عادل ، انتخاب می شدند تا او را در کار نقابت ، یاری رسا نند . ۳ . رسیدگی به سادات مستمند و ایجاد زمینه های اشتغال برای آنان تا به تکدی نپردازند و زندگی مناسبی برایشان فراهم شود .( ۲۵) از جمله وظایف دیگری که برای نقیب برشمرده اند ، نظارت بر موقوفات مربوط به آنان بوده است .( ۲۶ ) این موضوع می توانست در حل فقر سادات ، نقش مؤثری داشته باشد . سادات ری ، از مناطق مختلفی از جمله مدینه ، کوفه ، قم ، طوس ، طبرستان ، گرگان ،رویان ، آمل ، کلیس ( از نواحی رویان طبرستان ) و آبه ( / آوه ) به آن دیار مهاجرت کرده بودند .(۲۷ ) از آنجا ذکر شرح حال همه ی آنها به طول می انجامد ، به اجمال ،فهرست اسامی آنان را آورده ، شرح کوتاهی درباره ی برخی از آنان ارائه خواهیم کرد . نقبای ساجدی ۱ . علی بن حمزه قمی فرزند احمد بن محمد بن اسماعیل بن محمد بن عبدالله بن زین العابدین علی بن حسین علی بن ابی طالب ( ع ) . (۲۸) ۲. محمد بن حمزه ی قمی. (۲۹) ۳. سید اجل ابوالقاسم علی بن محمد بن حمزه بن احمد بن محمد بن اسماعیل بن محمد ین عبدالله بن زین العابدین علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (ع) . وی مردی بزرگوار و فاضل بوده است و پس از عموی خود ، علی بن حمزه ، نقابت سادات قم بدو تفویض شد .(۳۰ ) وی در سال ۳۴۵ ق، به حج رفت و معز الدوله و سادات عراق و حجاز ، او را گرامی داشتند .(۳۱ ) وی در شعبان سال ۳۴۷ ق ، در گذشت و در کنار پدر بزرگوارش دفن شد .(۳۲ ) ۴. محمد بن ابی القاسم علی بن محمد بن حمزه ( معروف به سلطان محمد شریف ) . وی از نقبای قم بوده است . پیش از این ، درباره ی وی سخن گفتیم . ۵ . سید ابوالحسن علی زکی بن محمد شریف بن ابوالقاسم علی بن ابی جعفر محمد بن حمزه . وی ، از نقیبان ری بوده است. (۳۳ ) خاندان سید زکی ، از نقبای قم و ری وکاشان بوده اند .(۳۴ ) او از نسل ابو محمد عبدالله با هر بن زین العابدین (ع) است . فرزندان واعقاب وی از نقبای ری و قم و بلکه تمام عراق عجم بوده اند که به برخی از آنان اشاره می شود . ۶. سید اجل ذوالفخرین ابوالحسن مطهر بن علی بن محمد بن علی (۳۵ ) ( ملقب به « مرتضی » ) . وی نقیب سادات ری و قم بوده است . گرچه سید علیخان تصریح کرده که ابوالقاسم مطهر ، نقابت آمل را نیز داشته است ؛( ۳۶ ) اما محدث ارموی ، این مطلب را اشتباهی مسلم از او دانسته است .(۳۷ ) سید ا بوالحسن ، سرآمد علمای بزرگ دوره ی خود بود که در کنار علم و سیادت ، دارای ثروت فراوانی نیز بود . دوران وی ، نقطه ی اوج سلطنت سلجوقیان بود و پادشاهان سلجوقی با اصرار و خواهش زیاد می خواستند تا او افتخار مصاهرت ( دامادی ) ایشان را به آنان بدهد . از این رو ، خواجه نظام الملک ، وزیر قدرتمند سلجوقیان ، دختر خود را به ازدوا ج پسر سید ، یعنی سید محمد درآورد،(۳۸ ) چنانکه مادرش عایشه خاتون ، دختر الب ارسلان سلجوقی بود .( ۳۹) ۷ . سید شرف الدین محمد بن مطهر . کتابخانه ی وی آنچنان غنی بوده که بیهقی می گوید . کتابهایی از ابونصر فارابی در آنجا بود که نامشان را نشنیده بودم و بیشتر آنها به خط فارابی و شاگردش ابو زکریا یحیی بن عدی بود .(۴۰ ) وی در قم ، مدرسه ی بزرگی تأسیس کرد . (۴۱) ۸. سید علی بن محمد بن مطهر . وی از نقیبان قم بوده است . همان طور که دانسته شد ، مادر سید ابوالقاسم علی ، نظام الملک طوسی بوده است . ۹. سید شرفالدین محمد بن علی بن محمد بن مطهر . تولد او به سال ۵۰۴ ه بوده است .(۴۲ ) ریاست نقابت ری ، قم و آمل با او بود .( ۴۳ ) مادر شرف الدین دختر الب ارسلان یا دختر دختر او بوده است . این موضوع ، در اشعار قوامی به کرات بیان شده است : فخر زمانه ، تاج الاسلام، صدر دهر خورید شرع ذوالحسبین ، اصل مهتری ازگوهر مطهر سلجوقیان و وحی با چتری شرع و نوبت دین ، شاه لشکری (۴۴) صدر جهان ، نقیب نقیبان شرق و غرب کو سیدی نبی صفت و پادشه لقاست (۴۵) نقیب آل محمد ، سلاله ی نبوی جمال گوهر سلجوق و فخر آل و تبار(۴۶ ) به جز تو کیست ز سادات در همه دنیا ؟ که او ائمه نژاد آمد و ملوک تبار (۴۷) ز سادات اسلام ، خرد و بزرگ ز شاهان گیتی ، صغار و کبار نباشد نظیری تو را زانکه تو پیمبر نژادی و خسرو تبار (۴۸) خوارزمی ، در ضمن سلسه سند حدیثی ، از شرف الدین محمد ، با عظمت تمام یاد کرده و او را رئیس نقبای شرق و غرب عالم اسلام برشمرده است . (۴۹ ) بیهقی نیز با عباراتی بلند ، از دانش فراوان شرف الدین محمد یاد کرده است . (۵۰ ) وی از شاگردان شیخ طوسی بوده (۵۱ ) و در علوم مختلف ، از جمله لغت ، ادب و شعر ، سیره و تاریخ ، ید طولایی داشته است .(۵۲ ) وی صحیح مسلم را ازمحمد بن فضل فراوی فرا گرفت .(۵۳ )درمجلس درس او تنی چند از دانشمندان و ستارگان آسمان دانش ایران حاضر می شدند .که برخی از آنان عبارتند از : خوارزمی ، شیخ منتجب الدین ، ابو سعید عثمان بن محمد عاقلی ، ابوالقاسم محمود بن محمد قزوینی ، مذکی بن محمد بن مذکی قزوینی( ۵۴ ) و پسرش عز الدین یحیی .(۵۵ ) وی در سال ۵۶۶ ق ، در ساوه وفات یافت .( ۵۶) ۱۰ . سید ابوالقاسم عز الدین بن یحیی بن محمد . وی از بزرگان سادات و نقیب نقیبان ری ، قم و عراق عجم بود که ثروت فراوان داشت .(۵۷ ) و از علمای بزرگ شیعه به شمار می رفت . در مجلس درس حدیث او ، بزرگانی حاضر می شدند که هر یک ،خود از ستارگان دانش فقه و حدیث به شمار می روند ،از جمله : منتجب الدین علی بن عبیدالله بن بابویه قمی ، که کتاب پرارج رجالی اش الفهرست را – که پس از رجال الطوسی ، مهم ترین کتاب دراحوال علمای شیعه است – به سفارش سید عز الدین یحیی تدوین کرد .وی در این کتاب ، از سید با عظمت بسیار یاد کرده است .(۵۸ ) وی همچنین کتاب الأربعین و فی فضائل أمیر المؤمنین (ع) تألیف ابو سعید محمد بن احمد نیشابوری را از او فرا گرفته است.(۵۹) سید عز الدین یحیی ، در ابتدا نیابت پدر را در امر نقابت سادات ، بر عهده داشت تا به قوانین این منصب ، آگاهی کامل پیدا کرد و پس از پدر ، ریاست تمام نقبای ری ، قم و عراق عجم به او رسید .(۶۰ ) نیابت او نیز بر عهده ی سید نصیر الدین بن مهدی بود .(۶۱ ) شرف الدین ، پدر سید عز الدین ، تنها یک دختر داشت و چون مادرش به عز الدین حامله شد ، شرف الدین ، رسول خدا را در خواب دید و گفت : ای پیامبر خدا به زودی صاحب فرزندی خواهم شد . نامش را چه بگذاریم ؟ پیامبر (ص ) فرمود : « نامش را یحیی بگذار » . شرف الدین می گوید : چون از خواب بیدار شدم ، فهمیدم این نوزاد پسر است و چون به این دنیا آمد ، نام او را یحیی گذاشتم . وقتی یحیی شهید شد ، تازه متوجه شدند که رسول خدا با انتخاب نام حضرت یحیی برای او از شهادتش نیز خبر داده بود .(۶۲) موضوع شهادت سید عز الدین به این صورت بود که در سال ۵۹۰ ق ، ری به اشغال سلطان علاء الدین تکش خوارزمشاه درآمد و طغرل ، آخرین سلطان سلجوقی ، کشته شد و سید عز الدین یحیی نیز به اتهام همکاری با وزیر مؤید الدین ابن قصاب در تصرف بیشتر عراق عجم ، دستگیر شد و به شهادت رسید ؛ ولی پسر او سید شرف الدین محمد به همراه نصیر الدین بن مهدی توانست به بغداد فرار کند .(۶۳ ) سید یحیی را در کنار حضرت فاطمه ی معصومه (س) در قم دفن کردند .( ۶۴) ۱۱. علاء الدین ابوالحسن مرتضی بن علی بن عز الدین یحیی . از نواده های سید یحیی بوده که از نقبای قم بوده است .(۶۵) ۱۲. سید فخر الدین ابوالحسن علی بن مرتضی بن محمد . وی از اعقاب احمد الدخ(۶۶ )از فرزندن عبدالله باهر و از نقبای قم بوده است .(۶۷ )صاحب عمده الطالب ، او را در شمار علمای انساب نام برده است .(۶۸ ) قوامی رازی در دیوان خود ، قصیده ای در مدح او سروده است .(۶۹ ) ۱۳. یحیی بن ابی عبدالله حسین ( الموفق بالله ) بن ا بی حرب اسماعیل خوارزمی فرزند ابوالقاسم زید کیاکی ( عالم سالوس = چالوس ) …. فرزند قاسم بن حسن بن زید بن حسن (ع) . وی معروف به « کیا » و ملقب به « الراشد بالله » وعالمی فرهیخته و فاضل و شاعری توانا و از معاصران سید مرتضی علم الهدی بوده و نقابت سادات ری را بر عهده داشته است . او یکی از پیشوا یان زیدیه است که مردم دیلم در سال ۴۴۶ ق ، با وی بیعت کردند . سید کیا ، از اساتید صاحب کتاب مهاجران آل أبی طالب ( منتقله آل ابی طالب ) است . او بارها مطالبی از استاد خود در آن کتاب ، بیان کرده است . همچنین ابن مهنا عبیدلی در کتاب التذکره ، او را در شمار علمای انساب آورده و کتاب أنساب آل أبی طالب ، از اوست .(۷۰) ۱۴. علی بن قاسم بن حمزه بن احمد بن عبیدالله بن محمد بن عبدالرحمان شجری . وی از جمله نقبایی است که از گرگان به ری مهاجرت کرده است . سادات بنو کسکه ، از اعقاب اویند .(۷۱) ۱۵ . ابو محمد عبدالله حجازی ، فرزند یحیی بن عبدالله حسین بن قاسم بن ابراهیم طباطبا . وی از فرزندان اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع) است . در زمانی که مادر مجد الدوله ، حاکم ری بود ، بدان جا آمد واز جانب مانکدیم ، نقیب غربا ، نقیب آنجا شد . وی تنها دو پسر به نامهای محمد و مرتضی داشت که مرتضی ، خود دو پسر به نامهای قاسم و امیرکا داشته است . ابن طباطبا ، صاحب کتاب منتقله آل أبی طالب ، این دو را در سال ۴۵۹ ق ، در ری دیده و می گوید که قاسم با او دوست بوده است . (۷۲) ۱۶ . ابو عبدالله احمد بن محمد ( اعرج ) ، فرزند احمد بن موسی ( مبرقع ) بن محمد تقی بن علی بن موسی الرضا (ع) . پدرش ابو علی محمد ، معروف به اعرج،(۷۳ ) از کوفه به قم آمد . حاکم قم ،(۷۴ ) وی را مورد احترام بسیار قرار می داد .(۷۵ ) ابوعبدالله احمد ، در سال ۳۱۱ ق ، در قم به دنیا آمد .(۷۶ ) او چهار سال بیشتر نداشت که پدرش در سال ۳۱۵ ق ، درقم درگذشت .(۷۷ )نسب تمام سادات رضوی قم به او ختم می شود .( ۷۸ )و نقابت سادات آنجا را پس از ابوالقاسم علوی بر عهده داشته است . (۷۹ )ابو عبدالله احمد در ۴۷ سالگی در سال ۳۵۸ ق ، درگذشت و در مقبره ی محمد بن موسی ، دفن شد . شهر قم در روز وفات او ، یکپارچه در غم و اندوه فرو رفت .(۸۰ )وی دارای چهار دختر و نیز چهار پسر به نامهای محمد ،(۸۱ )موسی ، علی(۸۲ )وحسن بود . ۱۷ . ابو الحسن موسی بن ابو عبدالله احمد . نقابت سادات علوی قم و نواحی آن ، پس از ابو عبدالله احمد ، به پسر جوانش ابوالحسن موسی تفویض شد . وی ، مردی بسیار فاضل و متواضع بوده است . و علاوه بر رسیدگی به امور سادات قم ، امور سادات آوه ، کاشان و خورزن نیز به فرمان او بوده است . شمار سادات قم و اطراف ، در ان زمان به ۳۳۱ نفر می رسیده است .(۸۳) ۱۸ .ابومحمد حسین بن احمد فرزند محمد [بن احمد ] بن موسی ( مبرقع ) بن محمد تقی بن علی بن موسی الرضا (ع) . بنا بر گفته ی بیهقی ، وی از نقبای قم بوده است .(۸۴ )اما علمای انساب ، در این باره که موسی مبرقع ، علاوه بر احمد فرزندی به نام محمد داشته است با هم اختلاف دارند .(۸۵ ) ۱۹ . ابو الحسن موسی بن ابی الفتح سید الأشراف ذی المناقب عبیدالله بن موسی ، فرزند احمد بن موسی (مبرقع ) بن محمد تقی بن علی بن موسی الرضا (ع) . وی علاوه بر نقابت سادات قم ، نقیب سادات کاشان نیز بوده است . بیهقی با عبارت « السید الرئیس ذو المجدین » از او تمجید کرده است.( ۸۶) با مهاجرت خاندان شیعی مذهب اشعری به قم و دعوت از سادات برای اسکان در این شهر ، قم به یکی از پایگاه های تشیع تبدیل شد . سختگیری های سیاسی عباسیان بر سادات ، حضور سادات زیدی مذهب در ری ، ، طبرستان و تشکیل حکومت در این منطقه و نیز سازمان نقابت حاکم بر قم و ری و اطراف آن دو ، عملاً شبکه ی اتصال تشیع را در حوزه ی جغرافیایی شرق خلافت عباسی گسترده و نفوذ و تسلط مذهبی خود را تاچند قرن متوالی برای مناطق تثبیت کرد . این سادات که خود ، خاندانهای بزرگی را در قم و ری تشکیل دادند ، ازسادات حسنی ، حسینی ، جعفری و حنفی بودند که اینکه مزار مطهر آنان زیارتگاه دوستداران اهل بیت ( ع) است . این موضوع از عوامل رونق و تثبیت تشیع در این مناطق بوده و هست . بارگاه نورانی حضرت فاطمه معصومه ( س) در قم از جمله مهم ترین این زیارتگاه هاست . پی نوشت :
1-ابن قتیبه ی دینوری ، عبدالله بن مسلم ، المعارف، ص ۵۶۸ . بلاذری فتح آن را به دست عروه بن زید خیل طائی در سال ۲۰ هجری دانسته است . ر . ک :بلاذری ، احمد بن یحیی ، فتوح البلدان ، ص ۳۱۳ ، تحقیق رضوان محمد رضوان ، این دو گزارش با توجه به شهرهای دیگر که گاه دو بار فتح می شده ، می تواند صحیح باشد . ۲- او از کسانی است که بر ضد حجر بن عدی، شهادت ظالمانه داد ، که بر اساس آن ، حجر و یارانش شهید شدند . همچنین کثیر بن شهاب ، درحادثه ی کربلاو پراکنده کردن مردم از دور مسلم بن عقیل و ترغیب کوفیان برای جنگ یا امام حسین (ع) نقش مهمی ایفا کرد . ۳- اسکافی ابوجعفر ، المعیار و الموازنه ، ص ۳۲ . ۴- به طور مثال ، از امام صادق (ع) چنین روایت شده است : « الری و قزوین و ساوه ملعونات مشؤومات » ( معجم البلدان ،ج ۳ ، ص ۱۱۸- ۱۱۹ ) گرچه باید توجه داشت روایاتی که در ستایش و یا نکوهش شهرها نقل شده ، قابل اعتماد نیستند . برخی از آنها برای تشویق و ترغیب سکونت در شهرهای فتح شده ساخته شده است و برخی به دلیل نزاعهای فرقه ای ۵- فخ ، زمین نشیب در مکه که محل جریان آب است . در این نقطه ، حسین بن علی بن حسن ( ع) و یارانش در ذی العقده سال۱۶۹ به شهادت رسید . سر او را جدا کردند و برای هادی عباسی فرستادند.جسد او و شهدای قیام فخ ، سه روز روی زمین رها شدتا اینکه درندگان آنها را خوردند . می گویند پس از فاجعه ی کربلا ، هیچ مصیبتی سخت تر از قیام فخ نبوده است ( معجم البلدان ، ج ۴ ، ص ۲۳۴ ) . ۶- این کتاب ، یکی از منابع مهم در باب توثیق و تضعیف محدثان است . ۷- تاریخ تشیع در ایران ، ج ۱، ص ۲۵۲ ۸- همان ، ص ۲۵۱ ۹- رجال النجاشی ، ص ۳۸۹ ۱۰- همان ، ص ۳۷۷ ۱۱- ر. ک: المنتظم …. ، ج ۱۵ ، ص ۱۹۶ ۱۲- علاوه بر قم و ری ، برخی از این شهرها عبارت اند : کاشان ، آوه ( آبه ) ورامین ، ساری ، ارم ( شهری نزدیک ساری بوده ) ، سبزوار ، قومس ( دامغان ) ( ر.ک النقض : ، ص ۱۹۸ – ۱۹۹ ، ۲۰۰ ، ۲۰۲ و ۳۶۴) ۱۳- معجم البلدان ، ج ۳ ص ۱۱۷ . ۱۴- النقض ، ص ۴۵۳ . ۱۵- معجم البلدان ، ج ۳ ، ص ۱۱۷ . ۱۶- همان ۱۷- نزهه القلوب ، ص ۵۴ . ۱۸- نقابت ، بدئین معنا در زمان رسول خدا ( ص) نیز بوده است . چنانکه آن حضرت به هنگام پیمان عقبه ی اول ، دوازده نفر از انصار را به عنوان نقیب انتخاب کرد . دکتر جواد علی معقتد است نقابت درجاهلیت نیز بوده و به نظر می رسد این عنوان با Nacebus که در برخی از منابع یونانی که از عرب سخن گفته است ، در ارتباط داشته باشد ( ر. ک علی ، جواد ، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، ج ۵ ، ص ۲۹۴ ) ۱۹- تاریخ مذهبی قم ، ص ۱۱۵ . ۲۰- همان ، ص ۱۱۵ – ۱۱۷ ۲۱- ابن جوزی ، عبدالرحمان بن علی ، تلبیس ابلیس ، ص ۲۷۷ ۲۲- تاریخ مذهبی قم ، ص ۱۱۶ ۲۳- مانکدیم : محدث ارموی در توضیح این کلمه از علامه ی قزوینی چنین نقل می کند : این نام از دو کلمه ی « مانک » یعنی ماه و « دیم » یعنی رو ، به معنای ماهرو است . همچنین سید احمد زنجانی در الکلام یجر الکلام می گوید : از جمله القاب در زمان سابقه ، مانکدیم است ؛ یعنی ماهرو . مصحح کتاب یاد شده . یحیی ابوطالبی اراکی درذیل همین مطلب می گوید : انی دو کلمه ، ظاهراً از القاب فرس قدیم است و فعلاً متروک شده ؛ ولی کلمه دیم در شهر اراک و ساوه ، اینک معمول و متعارف است . مثلاً به اطقفال می گویند : برو دست و دیمت را بشوی ؛ یعنی دست و رویت را بشوی ( ر.ک: فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم ( تصحح طباطبایی ) ، ص ۴۱۷ – ۴۱۸ ) ۲۴- مهاجران آل أبی طالب ، ص ۲۳۷ . ۲۵- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ص ۷۲۲ ۲۶- مرعشی نجفی ، سید شهاب الدین ، کشف الارتیاب ، ص ۵۹۹ ۲۷- مهاجران آل أبی طالب ، ص ۲۳۴ – ۲۳۵ – ۲۳۷ ، ۲۴۰ و ۲۴۴ ۲۸- منتهی الآمال ، ج ۲ ، ص ۱۰۲ . ۲۹- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ص ۶۱۱ ۳۰- همان ، ص ۶۱۱ ؛ منتهی الآمال ، ج ۱ ، ص ۱۰۲ ۳۱- همان ۳۲- همان ۳۳- منتهی الآمال، ج ۲ ، ص ۱۰۲ ۳۴- النقض ، ص ۱۸۲ ۳۵- نسبش را این چنین گفته اند : مطهر بن علی بن محمد بن علی بن محمد ین حمزه بن احمد بن محمد بن اسماعیل ( دیباج ) بن محمد بن عبدالله ( باهر ) بن علی بن حسین بن علی بن أبی طالب ( ع) ( شیرازی ، سید علی خان ، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه ، ص ۴۹۶ ) . ۳۶- همان ، ص ۴۹۷ ۳۷- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم ، (تصحیح ارموی ) ، ص ۴۴۹ ۳۸- الدرجات الرفیعه ، ص ۴۹۶ – ۴۹۷ ؛ اما محدث ارموی گوید : دختر خواجه نظام الملک ، زن محمد بن مطهر نبوده است ( فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم ، ( تصحیح ارموی ) ، ص ۴۴۹ ) ۳۹- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ص ۶۱۳ ۴۰- بیهقی علی بن زید بن حسین تتمه صوان الحکمه ، ص ۱۸ . یحیی بن عدی ، پس از فارابی از حکیمان بزرگ به شمارمی رود بیهقی ، شرح حال او را درتتمه صوان الحکمه ( ص ۵۶ ) آورده است . ۴۱- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم . (تصحیح ارموی ) ، ص ۴۴۹ . ۴۲- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ۶۱۳ . ۴۳- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص ۴۴۹ . ۴۴- دیوان قوامی رازی ، ص ۴۰ – ۴۱ . ۴۵- همان ، ص ۷۶ ۴۶- همان ، ص ۱۲۳ ۴۷- همان ، ص ۱۲۴ . ۴۸- همان ، ص ۱۴۵ . ۴۹- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص ۳۵۳ . ۵۰- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ص ۶۱۳ ۵۱- صدر ، سید حسن ، تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام ، ص ۱۱۱ ۵۲-همان ۵۳- التدوین فی أخبار قزوین ، ج ۱ ، ص ۴۷۰ ۵۴- همان ، ج ۴ ، ص ۸۲ ۵۵- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص۳۵۱ -۳۵۸ ۵۶- التدوبن فی أخبار قزوین ، ج ۱ ، ص ۴۷۰ ۵۷- ابن فوطی ، عبدالرزاق بن احمد ، مجمع الآداب فی معجم الألقاب ، ج ۱ ، ص ۳۶۷ . ۵۸- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص ۲۰۰ ۵۹- همان ، ص ۳۷۳ ۶۰- مجمع الآداب فی معجم الألقاب ، ج ۱ ، ص ۳۶۷ ۶۱- تجارب السلف ، ص ۳۳۳ ۶۲- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص ۳۸۷ ۶۳-تجارب السلف ، ص ۳۳۳؛ عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب ، ص ۲۰۰؛ راحه الصدور و آیه السرور ؛ ص ۳۷۸ ؛ الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه ، ص ۴۹۸ ؛ تاریخ طبرستان ، ص ۱۵۹ – ۱۶۰ ۶۴- تاریخ طبرستان ، ص ۱۵۹ – ۱۶۱ قمی . شیخ عباس در حاشیه ی سفینه البحار ( ج ۱ ، ص ۳۷۰ ) بیان شده که قمی در منتهی الآمال ، قبر سید یحیی را در ری دانسته است . و بر این اساس ، مرحوم ارموی با توجه به تصریح کلام ابن اسفندیار ، این مطلب را اشتباهی از وی دانسته است ( ر. ک :فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم ، (تصحیح ارموی ) ، ص ۳۸۷ ) . اما قمی در منتهی الآمال ، ( ج ۱ ، ص ۱۰۳ ) ، بدون اینکه به محل قبر او اشاره ای داشته باشد ، تنها ، به شهادت سید یحیی به دست خوارزمشاه ،تصریح کرده است . و شاید این مطلب در چاپهای قبلی بوده است ۶۵- مجمع الآداب فی معجم الألقاب ، ج ۲ ، ص ۳۶۹ . ۶۶- به معنای نیکرو ۶۷- عمده الطالب ، ص ۲۰۰ ؛ فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص ۴۰۹. ۶۸- فهرست اسماء الشیعه و مصنفیهم (تصحیح ارموی ) ، ص ۴۰۹ ۶۹- دیوان قوامی رازی ، ص ۱۱۱ – ۱۱۶ . ۷۰-کشف الارتیاب ، ص ۵۷۹ ۷۱- مهاجران آل أبی طالب ، ص ۲۳۴ – ۲۳۵ ۷۲ – همان ، ص ۲۳۱ – ۲۳۲ ۷۳- همان ، ص ۲۳۶ ۷۴- ابومسلم محمد بن بحر اصفهانی ۷۵- تاریخ قم ، ص ۲۱۷ ۷۶- همان ۷۷- همان ، ص ۲۱۸ ۷۸- سراج الأنساب ، ص ۷۵ . موسی مبرقع ،فرزند دیگری به نام ابوجعفر محمد داشته که او بدون داشتن فرزند ، ازدنیا رفته است ( مهارجران آل أبی طالب ، ص ۳۵۵ ) . ۷۹- لباب الأنساب ، ج ۲۷ ، ص ۵۸۶ ؛ مهاجران آل أبی طالب ، ص ۳۳۶ ۸۰- تاریخ قم ، ص ۲۱۹ ۸۱- همان ، ص ۲۲۰ ۸۲- همان ۸۳- همان ۸۴- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ص ۵۸۶ ۸۵- سراج الأنساب ، ص ۷۵ ۸۶- لباب الأنساب ، ج ۲ ، ص ۵۸۵ ، چنانکه در بخش سادات طالبیه قم بیان شد ، جد ایشان موسی مبرقع ، برای مدتی ساکن کاشان بوده است .
منبع:کتاب دولتها و خاندانها و آثار علمی و فرهنگی شیعه تاریخ تشیع
 

برچسب ها: شیعه در ایران
نوشته قبلی

تشیع سیاسی در عربستان سعودی

نوشته‌ی بعدی

سیر گسترش تشیع در اصفهان

مرتبط نوشته ها

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی
جغرافیای شیعه

پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران روزگار ایلخانی

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان
جغرافیای شیعه

اولین تکاپوهاى تشیع در خراسان

شیعه در هندوستان
جغرافیای شیعه

شیعه در هندوستان

رجال شیعه بحرین
جغرافیای شیعه

رجال شیعه بحرین

جنبش‌‌های شیعی بحرین
جغرافیای شیعه

جنبش‌‌های شیعی بحرین

جغرافیای تشیع در افغانستان
جغرافیای شیعه

جغرافیای تشیع در افغانستان

نوشته‌ی بعدی

سير گسترش تشيع در اصفهان

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا