نقش بانوان در نهضت حسینی[۱]
دکتر مهدی مهریزی[۲]
عنوان بحث، «نقش بانوان در حادثه عاشورا یا نهضت حسینی» است. من بحث را در سه بخش تنظیم کردهام. در بخش اول که مقدمات بحث است، به تحلیل مسئله و جایگاه بحث خواهم پرداخت، بخش دوم گزارشی است از زنانی که در حادثه عاشورا نقش داشتند و بخش سوم هم تحلیل و جمعبندی است.
بخش نخست: جایگاه بحث
موضوع زن در دنیای امروز یکی از مسئلههای جدی و اساسی است، یعنی وقتی میخواهند جوامع را ارزیابی کنند و از نظر پیشرفت و تمدن بسنجند، یکی از شاخصهای سنجش و ارزیابی، مسئله زن در آن کشورها است، قوانینی که تدوین شده، حضور اجتماعی، نقش در سازمانها و نهادهای مدنی، بحث حضور زنان در خانواده، و مانند آن مسائلی است که در موضوع زن به آن پرداخته میشود. در کشور ما هم با تاثیرپذیری از تحولات جهانی، موضوع زن از دوره مشروطه به این طرف، یعنی حدود صد و اندی سال است که مورد توجه بوده است.
مسئله شدن زن در جهان برای مسلمانها هم پنجره جدید و موضوع جدیدی را ایجاد کرده که مسلمانها، چه سنی و چه شیعه، چه عرب و چه غیر عرب، به این بحث توجه بکنند و به مسئله زن از منظر مطالعات دینی بپردازند. در کشور خودمان، موضوع زن تقریبا در تمام منابع دینی یا آن وقایعی که جنبه دینی و مذهبی دارد، مورد بررسی قرار گرفته است: زن در قرآن، زن در نهج البلاغه، زن در حادثه عاشورا، زن در حکومت مهدوی، زن در عصر حضور. اینها نشان میدهد که آنچه که مسئله جهانی شده است برای مسلمانها هم مسئله شده، و لذا میخواهند این را از منظرهای مختلف دینی به بحث بگذارند و برای آن چالشها یا پرسشها یا مسائلی که در این حوزه وجود دارد، پاسخ پیدا کنند، لذا دنبال این هستند که ببینند قرآن و نهجالبلاغه و فقه و تفسیر راجع به زن چه میگوید. در همه این عرصهها کتاب و مقاله و نوشته و پایاننامه شکل گرفته است. این فراوانی نشان میدهد که بحث یک بحث جدی است و هر چه هم میگذرد پرسشها در فضاهای علمی و جدّیِ مسئله بیشتر میشود.
قاعدتا همانطور که اشاره کردم، یکی از آن عرصههایی که مسئله زن بدان راه پیدا کرده، بحث عاشورا و نهضت امام حسین۷ است، یعنی اینکه ببینند در حادثه عاشورا زنان چه نقشی داشتند؟ حضور داشتند یا نداشتند، و چه کاری را بر عهده گرفتند؟ آیا از این منظر ما میتوانیم دین و شیعه و منابع شیعه را تحلیل کنیم، یعنی وقتی که مسئله زنان را در حادثه عاشورا بررسی میکنیم، به نتائج علمی و عملی و کاربردی امروز خودمان برسیم، سپس از آن منظر بفهمیم که زنها میتوانند حضور اجتماعی داشته باشند، زن میتواند در مبارزه نقش داشته باشد، و به جایگاه علمی برسد.
بررسی موضوع در منابع
به گمان من مسئله زن را در حوزه دین از پنج طریق میتوانیم به بحث بگذاریم. در فقه میخوانیم که منابع فقه چهار تا است، قرآن و سنت و اجماع و عقل؛ ولی آنچه که من ذکر میکنم یک تفاوت دارد و تفاوتش هم در واقع با توضیحاتی که ذکر میکنم روشن میشود. ما اگر بخواهیم بفهمیم دین چه رویکردی به زن دارد، زن را چگونه موجودی میداند، آیا انسان کامل و مستقلی مانند مرد، یا انسانی ناقص و وابسته به مرد، یا موجودی است کمتر از مرد، یا موجودی است که مثل مرد است، یا اگر بخواهیم نقش زن را در سیر و سلوک انسانی، و معنوی، در جایگاه اجتماعی، حضور در نهادها و سازمانها، حضور اقتصادی در بخشهای مختلف، نقش و سهم زن را در خانواده بررسی و پاسخش را پیدا بکنیم، به گمان من از پنج طریق میتوانیم این بحث را به شرح ذیل دنبال کنیم.
۱. قرآن کریم:
منبع اول قرآن است، ببینیم آیات قرآن راجع به زن چه میگوید. ما در قرآن سیصد و پنجاه آیه داریم که مستقیم و غیر مستقیم به بیان مسئله زن پرداخته؛ یا بحثهای اعتقادی، یا بحثهای فقهی و یا تاریخ را گفته است. تحلیل اینها میتواند رویکرد قرآن به زن را نشان بدهد.
۲. سنّت قولی معصومین: :
دوم، سنت قولی پیشوایان است، کلماتی را که از پیامبر، از امام علی و از سایر ائمه برای ما نقل شده، تجزیه و تحلیل کنیم. مثل آن بخشی که مربوط به نهج البلاغه است. آثار متعددی هم در این زمینه تدوین شده است.
۳. سنت عملی معصومین::
سومین منبع مهمِ سنت عملی یا سیره هست، یعنی ما غیر از اقوالی که برایمان نقل شده، باید بدانیم در زندگی عملی و سیره عملیشان زن چه معنی داشته؟ چه تعاملی با زن داشتهاند؟ به گمان من اگر این سیصد و پنجاه سال تاریخ حضور پیشوایان معصوم در شیعه جمعآوری بشود، خیلی از پرسشها و ابهامات را حل میکند و حتی یک تراز و یک سنجه است برای برخی از سنتهای قولی و اقوالی که به ما رسیده؛ چون انسان در تعامل و در سیره عملی، چیزی علاوه بر بعضی از این اقوال و احادیث قولی میبیند. نمونهاش همین حادثه عاشورا است.
ما در بحثهای تلفیقی میگوییم سنت اعم از قول و فعل معصوم است، اما به لحاظ اینکه معنی خاص و تاثیر خاصی میتواند داشته باشد، به گمان من قابل تفکیک است، به عنوان سنت عملی یا سیره پیشوایان دینی؛ این هم یک منبع است.
۴. تحلیل شخصیتها:
منبع چهارمی که میتواند در حوزه مطالعات زنپژوهی مفید باشد و مورد استفاده قرار بگیرد؛ تحلیل شخصیتهایی است که در شیعه مورد تکریم و احترامند، همانند حضرت خدیجه۳ و حضرت فاطمه۳ که سنبل و در راس است، حضرت زینب۳ است، و از جمله امامزادهها فاطمه معصومه۳، مادر امام زمان، عمه امام زمان، و از این قبیل شخصیتهای بزرگوار زن داریم. خوب وقتی یک مکتبی این جور زنها را دارد و به آنان معصوم میگوید و این جایگاه را دارند، میتواند راجع به زن آن حرفهایی را بگوید که گاه گوشه و کنار شنیده میشود و یا در برخی از استنباطهای فقهی هست؟
اینها یک منبع است، یعنی نمیتوانیم اینها را جدا کنیم، یک دین است، یک مجموعه به هم پیوسته است. مصداق برای دینی است که فقیهش به زیارت خانمی میرود که به نام خانم فاطمه معصومه. عصمت به معنی عصمت چهارده معصوم: هم ندارد. تحلیل این شخصیتی که مرجع تقلیدش به زیارت او میرود، حوزه علمیهاش در کنار آن است، باید در نشان دادن جایگاه، موقعیت، مکانت زن مورد تحلیل و مورد استفاده قرار بگیرد.
لذا تحلیل شخصیتهای برجسته زن در تفکر شیعه و در مکتب شیعه یکی از منابع برای پاسخگویی به مسئله زنان است.
۵. نمادها:
پنجمین منبع، نمادها است، هر دین و آیینی و فرهنگی، یک سری نماد برای خودش دارد. ما در اسلام هم نمادهایی داریم، مهمترین نمادش به نظر من حج است. مسائل حج را از زاویه جنسیتی و زنان مورد مطالعه قرار دادن میتواند خیلی معنیدار باشد. شما ببینید در مسجد الحرام، تقدّم و تاخُّر بین زن و مرد در نماز را هیچ یک از مذاهب فقهی معتبر نمیدانند، و هیچ کس نمیگوید وقتی نماز تشکیل میشود، اگر زن جلو مرد پشت سر باشد، نمازش باطل است، خب این قابل مطالعه است.
شما چطور میگویید هر مسلمانی اگر یک ساعت در مسجد الحرام باشد میتواند نمازش را تمام بخواند؛ چرا از حکم فقهی چیزهای دیگر را استفاده نکنیم؟ قابل مطالعه است: شما ببینید در بحث طواف، حجر اسماعیل جزء بیت است، حجر اسماعیل نشان یک زن است و دامن زن جزء خانه است، لذا اگر کسی از آن راه، راهی برود که وسط حجر اسماعیل است، طوافش قبول نیست، آیا این به عنوان یک نماد و سنبل نمیتواند مورد مطالعه و تحلیل باشد؟
در حال احرام زن ها باید صورتشان باز باشد، حتی آنهایی که میگویند واجب است در حالت عادی صورت را بپوشانند، آیا این موضوع نمیتواند قابل مطالعه باشد؟ به گمان من میشود از این زاویه مسئله جنسیت را در حج تحلیل کرد. چطور میگوییم حج مظهر مبارزه با تبعیض فقر و غنی است، همه فقیر و غنی به یک شکل درمیآیند، مظهر مبارزه با تبعیض نژادی است، سیاه و سفید به یک شکل است، آیا نمیشود گفت مظهر مبارزه با تبعیض جنسیتی هم هست؟ نمیشود گفت این موارد، از جمله قوانین جامعه آرمانی است که اسلام ترسیم کرده و میخواهد به آن سمت برود؟ اینها قابل سوال است، نظر قطعی نمیگویم، ولی مورد و جای مطالعه دارد این هم یک منبع است.
پس یکی از منابع مطالعه در حوزه زنان، نمادهای اسلامی است که به ویژه در بحث مکه و حج و مسائل پیرامون آن قابل مطالعه است. حالا اگر ما کربلا را هم یک نماد بگیریم، میتوان از منظر تاریخ و سیره آن را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. به هر حال بحث زنان را از این زوایا و از روی این منابع میتوانیم مورد مطالعه و بررسی قرار بدهیم، ما فعلا بحثمان یکی از این محورهاست، بحث حادثه عاشورا، یا به عنوان یک نماد یا به عنوان یک سیره؛ که این بحث به سیره بیشتر نزدیکتر است، چرا که اتفاقی در تاریخ مسلمانها و در تاریخ بشریت افتاده که محور این اتفاق شخص معصوم است و به نگاه شیعه، فعل او، تقریر او، سکوت او، منبع دینشناسی است.
بنابراین هر کاری که انجام داده و هر کاری که در محضر او انجام شده و او تصدیق کرده، سکوت کرده، یا تایید کرده، به عنوان یک امر دینی قابل مطالعه و بازشناسی است، حالا ما مسئله زنان را میخواهیم از این زاویه و از این منظر مورد بحث قرار بدهیم، اینها مقدمات بحث من بود.
[۱] . این سخنرانی در تاریخ بیستم صفر ۱۴۳۴ ق (۲/۱۰/۱۳۹۲) در محل دبیرخانه دینپژوهان کشور ایراد شده است.
[۲] . عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.


















هیچ نظری وجود ندارد