۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home تاریخ شیعه

نقش تشیع در براندازی حکومت عباسیان

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 

در نیمه ی نخست قرن هفتم هجری، تحول بسیار مهمی در عالم اسلام پدید آمد.
صحرا نشینان مغول، تحت رهبری چنگیز، با یکدیگر متحد شده و حرکت خود را برای تسخیر بلاد غربی خویش آغاز کردند. پشتوانه ی آنها، نیروی انسانی شگفت آوری بود که از دل صحراها می جوشید و با انضباط قبیله ای، تحت یک فرماندهی مشترک، به سایر مناطق یورش می برد. این لشکر از اواخر دهه ی دوم قرن هفتم حملات خود را به خراسان آغاز کرد و با حوصله ی تمام، طی چهل سال، توانست مقر خلافت عباسی را به تصرف درآورده حکومت عباسی را در سال ۶۵۶ منحل سازد. در این زمان مهمترین دولتی که سر را ه آنان بود، دولت خوارزمشاهی بود که چندی مقاومت کرد اما در نهایت مضمحل گردید. در راه اسماعیلیان نیز که بیش از دو قرن در برابر سلجوقیان مقاومت کرده بودند، گرفتار شکست شدند. نیروهای دولت عباسی نیزچندی مقاومت کردند، اما در نهایت تسلیم شده و خلیفه ی عباسی به دستور هولاکو کشته شد. آغاز فعالیت مغولان در سرزمینهای در زمان خلافت الناصر الدین الله (۵۷۵-۶۲۲) بود. پس از وی الظاهر بأمر الله به مدت یکسال، المستنصر بالله تاسال ۶۴۰ و المستعصم بالله تا زمان سقوط بغداد خلافت کردند. در میان اینها، ناصر در عین آن که عباسی بود و خلافتش را دوست می شد، علائق شیعی داشت. (۱)در این زمان، بغداد مملو از نیروهای شیعی بودکه هر یک در ادب و سیاست نقش فعالی داشتند. طبعا رقابتی سخت نیز میان سنیان و شیعیان وجود داشت که میراث سیصد سال به حساب می آمد.برخی تشیع ناصر را در اظهار تشیع تنها برای جذب و جلب شیعیان دانسته اند.(۲)چنانکه ساعدی به وزارت رساندن ابن علقمی شیعی را برای اقناع عالم برجسته ی شیعی رضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن طاووس حسنی ذکر کرده است.(۳) نفوذ تشیع در دستگاه اداری بنی عباس، در این اواخر، به اندازه ای بود که بسیاری از وزرای آنان از شیعیان بودند و این نمی توانست – علاوه بر مهارت آنها در امور اداری – بی ارتباط با جلب شیعیان برای پذیرش یک حاکمیت سنی در کل جامعه اسلامی باشد. آخرین خلیفه عباسی (المستعصم )، مؤید الدین بن العلقمی شیعی را به وزارت انتخاب کرد تا وقت سقوط بغداد و کشته شده خلیفه همچنان وزیر او بود. با این حال در تشکیلات خلافت، عناصری از سنیان بودند که گاه خلیفه را به چرخش علیه شیعیان وا می داشتند. با این رفتار آنها، بغداد با خون و آتش آمیخته شده و تلفات فراوانی از دو گروه به بار می آمد. این برخورد حتی در یکی از آخرین سالهای خلافت عباسی یعنی سال ۶۵۴ ه در بغداد رخ داد (۴) و کینه شیعیان را از خلافت عباسی به جهت ظلمی که در حق آنان شده بود، بیشترکرد. در این زمینه نامه ای از سوی ابن علقمی به یکی از بزرگان شیعه – سید تاج الدین محمد بن نصر الحسینی – نوشته شد که برای روشن کردن موضع شیعیان با خلافت، آن را نقل می کنیم: «کرخ محله ای در قسمت غربی بغداد که شیعیان در آنجا سکنا داشتند، این شهر گرامی غارت و بساط پیامبر اکرم در نورد دیده شد، خاندان علی را غارت و بساط پیامبر اکرم در نوردیده شد، خاندان علی راغارت کردند و پیروان هاشمی را به اسیری گرفتند، شگفت نیست، زیرا اینها تأسی به حسین – علیه السلام – دارند که او نیز حرم و حریمش غارت و خونش برزمین ریخته شد، شیطان این گروه مردم را فریفته است، جز صبر جمیل چه باید کرد…اعلام شده از طرف دستگاه خلافت آن قدر سپاه و سرباز در این شهر سرازیر کنیم تا همه ساکنانش را با ذلت و خواری بیرون بریزیم.»(5) دشمنی ریشه دار شیعیان و سنیان بغداد، علی رغم وجود نیروهای اهل مصالحه در هر دو سو، سبب شد تا در جریان سقوط بغداد که در واقع سقوط خلافت عباسیان بود، سنیان، شیعیان را متهم کرده و آنها را عاملی برای تحریک مغولان در ساقط کردن خلافت عباسی به حساب آوردند. این درحالی بود که بسیاری از علمای سنی مذهب همچون شرف الدین بن جوزی که از ملازمان مخصوص خلیفه بودند و بسیاری دیگر در رکاب هولاخان قرار گرفتند. در این میان وجود خواجه نصیر الدین طوسی رحمه الله (۶۷۲ ـ ۵۹۷) در کنار هولاکو و نیز شرکت مؤدید الدین بن العلقمی وزیر مستعصم در این جریانات، اساسی برای این اتهام شد. بعدها سنیان افراطی بغداد که حنابله بوده و دشمنی عمیق با شیعیان و حتی سایر سنیان داشتند، قلم به دست گرفته و در این باره اتهامات فراوانی را متوجه رهبران شیعه در بغداد کردند. در اینجا به چند نکته خواهیم پرداخت: نخست آن که مغولان، هزاران کیلومتر راه آمده بودند تا ایران و عراق را فتح کنند. در این باره نیازی نبود تا از مسلمانان کسی آن ها را تحریک به گرفتن بغداد کند. در حقیقت کلید تثبیت فتوحات آنها، ساقط کردن دولت عباسی بود که مشروع بخش دولتهای محلی بود. دوم آن که حضور خواجه نصیر الدین در درگاه هولاکو و اخباری که در این باب نقل شده، به تنهایی قادر نیست اثبات کند که وی محرک خان مغول برای ساقط کردن خلافت عباسی بوده است. سوم آن که این که حضور و عملکرد وی در این دوره در کاهش تلفات و جلوگیری از انهدام آثار اسلامی امری است که تاریخ گواه صدق آن و شاهدی بر تأیید آن است. چهارم آن که ابن علقمی نیز آن گونه که مخالفین او شایع کرده اند جز ظاهر کردن صداقت و رأی خویش کاری صورت نداده و تنها بر وفق شرائط حاکم، موضع درستی را به نظر خود برای حفظ خون مردم بی گناه ـ که خلافت برای حفظ خود آنها را به باد می داد ـ اتخاذ نموده است. افزون بر این ها این شبهه مطرح است که خلافت عباسی خود برای سرکوبی خوارزمشاهیان، از مغولان خواست تا قدم بر سرزمینهای اسلامی بگذارند. همانگونه که اشاره شد، این اتهامات نوعا از سوی کسانی است که اندیشه های افراطی داشته و جنبلی مسلکند. در اینجا برخی از عبارات آنها را نقل می کنیم: احمد بن محمد بن تیمیه (م۷۲۸ه) از نخستین کسانی است که چنین اتهامی را به خواجه نصیر وارد کرده است. ابن تیمیه مبدع مذهب جدیدی در میان مذاهب اسلامی است که سابقه آن به احمد بن حنبل و اهل حدیث می رسد. او در میان آثار خویش، بیش از همه ی گروه های دیگر، در حمله به تشیع شهرت داشته و در بسیاری از مؤلفات خود، تعصب ضد شیعی خود را به شدیدترین وجه نشان داده است. در اینجا نیز او مطابق همین شیوه ی خود که می باید نشأت گرفته از قدرت روز افزون شیعه در عصر او باشد – به قضاوت نشسته و برخلاف متون اصیل تاریخ، خواجه را در فتح بغداد مقصر می داند. او در یکجا با ذکر شهرت خواجه در میان خاص و عام می نویسد: وی بود که خان مغول را تحریک بر قتل خلیفه و علماء… کرد. پس از آن او را متهم به عدم مبالات در رعایت شعائر اسلامی، عدم اجتناب از محرمات شرعی، نماز نخواندن، مرتکب فواحش شدن، خوردن مسکرات، نماز نخواندن در ماه مبارک رمضان و ارتکاب عمل زنا می کند.(۶) در مورد دیگری نیز با اشاره به خواجه می نویسد: همو بود که امر به کشتن خلیفه و برچیدن بساط حکومت عباسی را داد.(۷) از مستشرقین نیز در عصر جدید کسانی چون نویسندگان تاریخ ایران کمبریج چنین نقشی را ازخواجه یادآوری و انکار نکرده اند.(۸) از دیگر افرادی که در این زمینه اظهار نظر کرده اند ادوارد بروان و آربری را می توان ذکر کرد.(۹) در میان شیعیان نیز از قرن دهم بدین سمت کسانی یافت شده اند که در خلوت خویش کار خواجه را علیه عباسیان ستایش کرده و آن را نقطه قوتی برای خواجه دانسته اند. قاضی نور الله شوشتری (م ۱۰۱۹) در باره ی نقش خواجه در این ماجرا سخن گفته (۱۰) چنانکه صاحب روضات الجنات نیز در این باب عبارت تندی را آورده است.(۱۱) صرف نظر از این که چنین اقدامی نقطه قوتی باشد یا نباشد، شرکت خواجه در این ماجرا محل تردیدبوده و این قبیل موضع گیری نشأت گرفته از موضع شیعه در قبال خلفای عباسی است. این آثار قرنها بعد از آن ماجرا نوشته شده و نمی تواند مورد استناد قرار گیرد. در اینجا جا دارد به یک محقق دیگر نیز اشاره کنیم که بی دقتی و تحت تأثیر زمینه های اختلاف شیعه و سنی واقع شده او سبب شده تا از ابن تیمیه نیز پا را فراتر گذاشته و شیعه را مقصر اصلی در این قضیه معرفی کند، گرچه از اتهام الحاد به خواجه دفاع می کند! او باذکر این که نقش تشیع از جمله موجبات درجه اول سقوط خلافت به حساب می آید می نویسد(۱۲) «و سرانجام نیز در این زمان دست تشیع از آستین مغول بدر آمد و کار را یکسره کرد».(13) وی با اشاره به نقل میرخواند در حبیب السیر (مورخ قرن نهم) و نیز گفته قاضی نور الله شوشتری و استناد به گفته ابن تیمیه (۱۴) و نقل ابن قیم الجوزیه، و سبکی، می نویسد:«…و تقریبا همه منابع به صراحت بر این موضوع – نقش خواجه در سقوط بغداد متفع القولند ».(15) در واقع باید گفت، دشمنی های دیرین شیعه و سنی این اتهام را پدید آورده است. به گفته دکتر شیبی «داستان فتح بغداد، گرچه ایلغار عمومی مغول و برانداختن همه حکومتها از ترکستان تا عراق بود و لیکن به دلیل عناد دیرین سنی و شیعه گناهش به گردن شیعه افتاد ».(16)آری کافی بود اسم خواجه نصیر در میان همراهان خان مغول باشد، همین در علت اتهام کافی بود.
پی نوشت :
۱-تاریخ فخری، ص ۴۳۲، و نک: الکنی و الالقاب، صص ۱۹۴-۱۹۳. ۲-دین و دولت در ایران عهد مغول، ج ۱، صص ۲۷۱-۲۷۰. ۳-مؤید الدین بن العلقمی و اسرار سقوط الدوله العباسیه، ص ۶۶. ۴-تاریخ الفخری، ص ۴۴۶. ۵-تاریخ وصاف الحضره، ج ۱، ص ۲۸، به نقل از دین و دولت در عهد مغول،ج ۱، ص ۳۱۴؛ تاریخ ابن الوردی، ص ۲۷۹و نیز نک: بابلیات، ج ۳، ص ۳۴، به نقل از الساعدی، ص ۳۳ و ۳۴؛ حبیب السیر، ج ۲، ص ۳۶۶؛ العسجد المسبوک، ص ۶۲۶. ۶-منهاج السنه النبویه، (قاهره ۱۹۰۳)، ج ۲، ص ۱۹۹ ۷-مجموعه الرسائل، (قاهره ۱۹۰۵) ص۹۷. ۸- تاریخ ایران کمبریج، ج ۵، ص ۵۱۲. ۹-تحقیق من وجهه نظر تدوین التاریخ، ص ۹۷. ۱۰-مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۲۰۵. ۱۱-روضات الجنات، ج ۶، صص ۳۰۰-۳۰۱، ۳۱۶-۳۱۵ ۱۲-دین و دولت در ایران عهد مغول، ج ۱، ص ۳۰۴ ۱۳-همان، صص ۳۰۵، ۲۸۵ ۱۴-رساله رد نصیریه، ص ۸۴ ۱۵- دین و دولت در ایران عهد مغول، صص ۳۰۶-۳۰۵. ۱۶- تشیع و تصوف، ص ۵۱. ۱۵-دین دو دولت در ایران عهد مغول، صص ۳۰۶-۳۰۵ ۱۶-تشیع و تصوف، ص ۵۱

 

نوشته قبلی

تشیع پسا کربلایی (۲)

نوشته‌ی بعدی

سلمان فارسی و پیدایش تشیع در ایران

مرتبط نوشته ها

حدیث سلسله الذهب
تاریخ شیعه

هجرت امام رضا (ع) به ایران

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول
تاریخ شیعه

تشیع در عصر غیبت صغری؛ تداوم و تحول

طبرى و طرق حدیث غدیر
تاریخ شیعه

مظلومیت شیعه در تاریخ

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه
تاریخ شیعه

کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه
تاریخ شیعه

تأثیر خلفا بر جریان سازی فکری و اجتماعی کوفه

هدف از قیام امام حسین (ع)
تاریخ شیعه

بررسی آغاز و منشأ پیدایش شیعه از دیدگاه مستشرقان

نوشته‌ی بعدی

سلمان فارسي و پيدايش تشيع در ايران

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا