17 جولای 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

نماز عيد

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

ماءمون ، خليفه باهوش و با تدبير عباسي ، پس از آنكه برادرش محمدامين را شكست داد و از بين برد و تمام منطقه وسيع خلافت آن روز تحت سيطره و نفوذش واقع شد، هنوز در مرو (كه جزء خراسان آن روز بود) به سر مي برد كه نامه اي به امام رضا عليه السلام در مدينه نوشت و آن حضرت را به مرو احضار كرد. حضرت رضا عذرهايي آورد و به دلايلي از رفتن به مرو معذرت خواست . ماءمون دست بردار نبود نامه هاي پشت سر يكديگر نوشت تا آنجا كه بر امام روشن شد كه خليفه دست بردار نيست . امام رضا از مدينه حركت كرد و به مرو آمد. ماءمون پيشنهاد كرد كه بيا و امر خلافت را به عهده بگير. امام رضا كه ضمير ماءمون را از اول خوانده بود و مي دانست كه اين مطلب صد در صد جنبه سياسي دارد، به هيچ نحو زير بار اين اين پيشنهاد نرفت . مدت دو ماه اين جريان ادامه پيدا كرد، از يك طرف اصرار و از طرف ديگر امتناع و انكار. آخرالامر ماءمون كه ديد اين پيشنهاد پذيرفته نمي شود، موضوع ولايت عهد را پيشنهاد كرد. اين پيشنهاد را امام با اين شرط قبول كرد كه صرفا جنبه تشريفاتي داشته باشد، و امام مسؤ ليت هيچ كاري را به عهده نگيرد و در هيچ كاري دخالت نكند. ماءمون هم پذيرفت . ماءمون از مردم بر اين امر بيعت گرفت . به شهرها بخشنامه كرد و دستور داد به نام امام سكه زدند و در منابر به نام امام خطبه خواندند. روز عيدي رسيد (عيد قربان) ماءمون فرستاد پيش امام و خواهش كرد كه در اين عيد شما برويد و نماز عيد را با مردم بخوانيد تا براي مردم اطمينان بيشتري در اين كار پيدا شود. امام پيغام داد كه :پيمان ما بر اين بوده كه در هيچ كار رسمي دخالت نكنم ، بنابراين از اين كار معذرت مي خواهم . ماءمون جواب فرستاد: مصلحت در اين است كه شما برويد تا موضوع ولايت عهد كاملاً تثبيت شود. آن قدر اصرار و تاءكيد كرد كه آخرالامر امام فرمود:مرا معاف بداري بهتر است و اگر حتما بايد بروم ، من همان طور اين فريضه را ادا خواهم كرد كه رسول خدا و علي بن ابيطالب ادا مي كرده اند. ماءمون گفت :اختيار با خود تو است ، هر طور مي خواهي عمل كن . بامداد روز عيد، سران سپاه و طبقات اعيان و اشراف و ساير مردم ، طبق معمول و عادتي كه در زمان خلفا پيدا كرده بودند، لباسهاي فاخر پوشيدند و خود را آراسته بر اسبهاي زين و يراق كرده ، پشت در خانه امام ، براي شركت در نماز عيد حاضر شدند. ساير مردم نيز در كوچه ها و معابر خود را آماده كردند و منتظر موكب با جلالت مقام ولايت عهد بودند كه در ركابش ‍ حركت كرده به مصلي بروند، حتي عده زيادي مرد و زن در پشت بامها آمده بودند تا عظمت و شوكت موكب امام را از نزديك مشاهده كنند. و همه منتظر بودند كه كي در خانه امام باز و موكب همايوني ظاهر مي شود. از طرف ديگر، حضرت رضا، همان طور كه قبلاً از ماءمون پيمان گرفته بود، با اين شرط حاضر شده بود در نماز عيد شركت كند كه آن طور مراسم را اجرا كند كه رسول خدا و علي مرتضي اجرا مي كردند، نه آن طور كه بعدها خلفا عمل كردند، لهذا اول صبح غسل كرد و دستار سپيدي بر سر بست ، يك سر دستار را جلو سينه انداخت و يك سر ديگر را ميان دو شانه ، پاها را برهنه كرد، دامن جامه را بالا زد و به كسان خود گفت شما هم اين طور بكنيد. عصايي در دست گرفت كه سر آهنين داشت . به اتفاق كسانش از خانه بيرون آمد و طبق سنت اسلامي ، در اين روز با صداي بلند گفت :اَللّهُ اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَر. جمعيت با او به گفتن اين ذكر هم آواز شدند و چنان جمعيت با شور و هيجان هماهنگ تكبير گفتند كه گويي از زمين و آسمان و در و ديوار، اين جمله به گوش مي رسيد، لحظه اي جلو در خانه توقف كرد و اين ذكر را با صداي بلند گفت :اَللّه اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَرُ اَللّهُ اَكْبَرُ عَلي ما هَدانا، اللّهُ اَكْبَرُ عَلي ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ اْلاَنْعامِ، اَلْحَمْدُللّهِِ عَلي ما اَبْلانا. تمام مردم با صداي بلند و هماهنگ يكديگر اين جمله را تكرار مي كردند، در حالي كه همه به شدت مي گريستند و اشك مي ريختند و احساساتشان به شدت تهييج شده بود. سران سپاه و افسران كه با لباس رسمي آمده بر اسبها سوار بودند و چكمه به پا داشتند، خيال مي كردند مقام ولايت عهد، با تشريفات سلطنتي و لباسهاي فاخر و سوار بر اسب بيرون خواهد آمد. همينكه امام را در آن وضع ساده و پياده و توجه به خدا ديدند، آن چنان تحت تاءثير احساسات خود قرار گرفتند كه اشك ريزان صدا را به تكبير بلند كردند و با شتاب خود را از مركبها به زير افكندند و بي درنگ چكمه ها را از پا درآوردند. هركس چاقويي مي يافت تا بند چكمه ها را پاره كند و براي باز كردن آن معطل نشود، خود را از ديگران خوشبخت تر مي دانست . طولي نكشيد كه شهر مرو پر از ضجه و گريه شد، يكپارچه احساسات و هيجان و شور و نوا شد. امام رضا بعد از هر ده گام كه برمي داشت ، مي ايستاد و چهار بار تكبير مي گفت و جمعيت با صداي بلند و با گريه و هيجان ، او را مشايعت مي كردند. جلوه و شكوه معنا و حقيقت ، چنان احساسات مردم را برانگيخته بود كه جلوه ها و شكوههاي مظاهر مادي كه مردم انتظار آن را مي كشيدند از خاطرها محو شد، صفوف جمعيت با حرارت و شور به طرف مصلي حركت مي كرد. خبر به ماءمون رسيد، نزديكانش به او گفتند اگر چند دقيقه ديگر اين وضع ادامه پيدا كند و علي بن موسي به مصلي برسد، خطر انقلاب هست . ماءمون بر خود لرزيد. فورا فرستاد پيش حضرت و تقاضا كرد كه بر گرديد؛ زيرا ممكن است ناراحت بشويد و صدمه بخوريد، امام كفش و جامه خود را خواست و پوشيد و مراجعت كرد و فرمود:من كه اول گفتم از اين كار معذورم بداريد.
 

نوشته قبلی

سران معتزله‌ی بغداد

نوشته‌ی بعدی

حسن برخورد با مردم

مرتبط نوشته ها

ایرانیان حاضر در کربلا
نهضت حسینی

پیکار با منکر، پیام عاشورا

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان
برگزیده ها

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران
نظام ولایت فقیه

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران

تولد دوباره مکتب مقاومت
محور مقاومت

تولد دوباره مکتب مقاومت

مناجات شعبانیه
نظام ولایت فقیه

آقای شهید ایران در مشهد مقدس

یا لثارات الحسین علیه‌السلام
محور مقاومت

یا لثارات الحسین علیه‌السلام

نوشته‌ی بعدی

حسن برخورد با مردم

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

ایرانیان حاضر در کربلا

پیکار با منکر، پیام عاشورا

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان

وداع با سکان‌دارِ کشتیِ ایمان

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران

پایان بدرقه تاریخی آقای شهید ایران

تولد دوباره مکتب مقاومت

تولد دوباره مکتب مقاومت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا