11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نهضت قرآنی و احساس بعثت

0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

پیدایش و رشد بعثت :
نهال بعثت در یک فضای متحجر و دشوار و در سنگستان بی آب و علفی روئید ، سیزده سال در این شرایط سخت رشد کرد و این سیزده سال منتهی شد به ایجاد یک حکومت ؛ تشکیل یک جامعه بر مبنای علم و عدل و توحید و معنویت و اخلاق و کرامت ذلت را تبدیل به عزت کرد ؛ وحشیگری را تبدیل به اخوت کرد ؛ عصبیت را تبدیل به مدارا و تعقل کرد ؛ جهل را تبدیل به علم کرد ؛ یک قاعده ی مستحکمی ، یک شالوده ی متینی به وجود آورد که بر اساس آن شالوده ی متینی به وجود آورد که بر اساس آن شالوده محکم ، قرن ها مسلمانان توانستند بر قله ی مدنیت عالم مسلط شوند و قله هایی را خودشان به وجود بیاورند که در تاریخ بشریت سابقه نداشت .ده سال هم دوران این حکومت بیشتر طول نکشید . شما ببینید سیزده سال به اضافه ی ده سال در عمر ملتها چقدر هست ؛ مثل یک لحظه است ، مثل یک ساعت گذراست . در یک چنین فاصله ی کوتاهی یک حرکت عظیمی به وجود آمد که می شود گفت تاریخ را به دو قسم منقسم کرد : قسم قبل از اسلامو قسم بعد از اسلام. انسانیت را به پیش برد ، پایه های اخلاق را مستحکم کرد ، درسهای فراموش نشدنی را برای بشر به یادگار گذاشت ؛ عظمت بعثت را از این دیدگاه شما نگاه کنید .
برکات بعثت :آنگه که این موقیعت ها را تضمین کرد ، البته عناصر در هم تنیده ی بسیاری است ؛ اما در درجه ی اول آن عناصر مستحکم باثباتی که سرشار بود از معنویت ، از صفا و از معرفت به پروردگار و اتکاء به خدا ، وجود خود پیغمبر اکرم داناترین و خردمندترین مردم مکه بود ، قبل از اینکه به نبوت برسد ؛ کریم ترین و شریف ترین و با اخلاق ترین مردم آن منطقه بود .در میان آن مردم این انسان برجسته مورد لطف الهی قرار گرفت و این بار بر دوش او نهاده شد ؛ چون خدا او را آزموده بود . خدا بنده ی خود را می شناخت و می دانست که این باررا بر دوش چه کسی می گذارد ، و پیغمبر ایستاد . این ایستادگی ، این استقامت همراه با معرفت عمیق به آن هدفی که به سوی آن حرکت می کند و آن راهی که آن را می پیماید ، پشتوانه ی همه ی پیشرفت های پیغمبر و پشتوانه ی شکوفائی این حرکت عظیم شد . بله ، حق پیروز است ، اما به شرطها؛ شرط پیروزی حق، دفاع از حق است . شرط پیروزی حق ، ایستادگی در راه حق است .وقتی که در مرحله ی اول بعثت ، بعد از آنی که سه سال یا بیشتر گذشت و دعوت پنهانی بود ، مخفی بود . پیغمبر توانسته بود سی ، چهل نفر را مسلمان بکند . بعد امر الهی آمد که : « فاصدع بما تومر و اعرض عن المشرکین . انا کفیناک المستهزئین » (1)؛ علنی کن ، برو توی میدان ، پرچم را به دست بگیر و کار را علنی کن . پیغمبر آمد وسط میدان و قضایائی که شنید اید . بزرگان و صنادید قریش و زرمندان و زورمندان آن جامعه به خود ترسیدند و لرزیدند . اولین کاری که کردند ، تطمیع آن بزرگوار بود . آمدند پیش جناب ابی طالب گفتند که این برادرزاده ی تو اگر ریاست می خواهد ، ما ریاست مطلق خودمان را به او می دهیم ، اگر ثروت می خواهد ، آنقدر به او ثروت می دهیم که از همه ی ما ثروتمند تر بشود ؛ اگر مایل است پادشاهی کند ، ما او را به عنوان پادشاه خودمان انتخاب می کنیم . بگوئید از این حرفهایی که می زند ، دست بردارد . جناب ابی طالب که بر جان پیغمبر می ترسید و از توطئه ی آنها بیمناک بود ، پیش پیغمبر آمد و گفت بزرگان مکه این پیغام را دادند ؛ شاید نصیحت کرد ، توصیه کرد که حالا شما هم یک خرده ای کوتاه بیائید ؛ این ایستادگی به این اندازه دیگر چرا ؛ لازم نست . پیغمبر فرمود : « یا عم ! و الله لو وضعوا الشمس فی یمینی و القمر فی شمال لاعرض عن هذا الامر لا افعله حتی اظهره الله او یذهب بما فیه » . (2) عمو جان ! اگر خورشید را در دست راست من بگذارند ، ماه را در دست چپ من بگذارند ، برای اینکه من از این هدف دست بکشم ، سوگند به خدا این کار را نمی کنم ؛ تا وقتی یا خدا ما راپیروز کند یا همه ی ما از بین برویم .بعد در روایت دارد که « ثم اغرورقت عیناه من الدمع » (3) چشم مبارک پیغمبر لبریز اشک شد و از جا بلند شد . ابوطالب این ایمان ، این استقامت را وقتی که دید ، منقلب شد و گفت : « یاب اخی اذهب و قل ما احببت » (4) ؛ برو هر کاری که می خواهی بکن ؛ هدفت را دنبال کن . « و الله لا اسلمنک بشیء » (5) ؛ سوگند به خدا من تو را با هیچ چیز عوض نمی کنم . این ایستادگی ، ایستادگی می آفریند . این استقامت از پیغمبر ، ریشه ی استقامت را در ابوطالب مستحکم می کند . این پایبندی به هدف، نترسیدن از دشمن ، طمع نورزیدن در آنچه که در دست دشمن است . دل نبستن به امتیازی که دشمن می خواهد بدهد درمقابل متوقف کردن این راه ، ایستادگی می آفریند ، آرامش به وجود می آورد ، اعتماد به راه و به هدف و به خدایی که این هدف متعلق به اوست ، به وجود می آورد . لذا سی ، چهل نفر بیشتر نبودند . همین سی ، چهل نفر در مقابل آن همه مشکلات ، آن همه دشواریها ایستادند و روز به روز زیاد شدند .روز به روز در مکه می دیدند که با عمار یاسر با بلال چه معامله ای می شود ، سمیه و یاسر چه جور زیر شکنجه قرار می گیرند و شهید می شوند اینها را می دیدند ، در عین حال ایمان می آوردند . پیشرفت حق اینجوری است . صرفاً در حالت آسایش ، در حالت امن و امان پرچم حق را بلند کردن و پای آن سینه زدن ، حق پیش نمی رود . حق آن وقتی پیش می رود که صاحب حق ، پیرو حق ، در راه پیشرفت حق از خود استقامت و استحکام نشان بدهد .آیه ی قرآن می فرماید : « محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم » (6) اشداء بر کفار معنایش این نیست که با کفار دائم در حال جنگند . اشداء شدت ، یعنی استحکام ، استواری ، خورده نشدن . یک فلزی زنگ می زند ، خورده می شود ، پوک می شود ، از بین می رود ، یک فلز هم قرنهای متمادی که بگذرد ، دچار خوردگی و زنگ زدگی و پوسیدگی و پوکی نمی شود . اشداء یعنی این . شدت یعنی استحکام . استحکام یک وقت در میدان جنگ است ، یک جور بروز می کند ؛ یک وقت در میدان گفتگوی با دشمن است ، یک جور بروز می کند . شما ببینید پیغمبر در جنگ های خود ، آنجایی که لازم بود با طرف خود و دشمن خود حرف بزند ، چه جوری حرف می زند . سرتاپای نقشه ی پیغمبر با طرف های مقابل وارد گفتگو شد ، اما چه گفتگویی ! تاریخ را بخوانید . اگر جنگ است ، با شدت ؛ اگر گفتگو است ، با شدت ؛ اگر تعامل است با شدت ؛ با استحکام. این معنای اشداء علی الکفار است .رحماء بینهم ، یعنی در بین خودشان که هستند ، نه ؛ اینجا دیگر خاکریز نرم است ، انعطاف وجود دارد اینجا دیگر آن شدت و آن صلابت نیست . اینجا باید دل داد و دل گرفت . اینجا باید با هم با تعاطف رفتار کرد .همان ایستادگی اول بعثت ، منجر می شود به استقامت عجیب سه سال در شعب ابی طالب ، شوخی نیست ؛ سه سال در یک دره ای در مجاورت مکه ، بدون آب ، بدون گیاه ، در زیر آفتاب سوزان . پیغمبر ، ابی طالب ، جناب خدیجه ، همه ی مسلمان ها و همه ی خانواده هایشان توی این شکاف کوه زندگی کردند . راه هم بسته بود که برای اینها غذا نیاید ، خوراک نیاید . گاهی در ایام موسم که بر طبق سنن جاهلی آزاد بود ، یعنی جنگ نبود می توانستند داخل شهر بیایند ، اما تا می خواستند جنسی را در دکانی معامله کنند ، ابوجهل و ابولهب و بقیه ی همان ایستادگی اول بعثت ، منجر می شود به استقامت عجیب سه سال در شعب ابی طالب ، شوخی نیست ؛ سه سال در یک دره ای در مجاورت مکه ، بدون آب ، بدون گیاه ، در زیر آفتاب سوزان . پیغمبر ، ابی طالب ، جناب خدیچه ، همه ی مسلمان ها و همه ی خانواده هایشان توی این شکاف کوه زندگی کردند . راه هم بسته بود که برای اینها غذا نیاید ، خوراک نیاید . گاهی در ایام موسم که بر طبق سنن جاهلی آزاد بود ، یعنی جنگ نبود می توانستند داخل شهر بیایند ، اما تا می خواستند جنسی را در دکانی معامله کنند ، ابوجهل و ابولهب و بقیه ی بزرگان مکه به نوکرها و فرزندان خودشان سفارش کرده بودند که هر وقت آنها خواستند جنسی را بخرند ، شما وارد معامله شوید ، دو برابر پول بدهید ، جنس را شما بخرید و نگذارید آنها جنس بخرند . با یک وضعیت سختی سه سال را گذراندند . این شوخی است ؟آن استقامت اولی ، آن عمود مستحکم این خیمه ، آن دل متوکل علی الله است که چنین استقامتی را در فضا به وجود می آورد که آحاد صبر می کنند . شب تا صبح بچه ها از گرسنگی گریه می کردند که صدای گریه ی بچه ها از توی شعب ابی طالب به گوش کفار قریش می رسید و ضعفای آنها هم دلشان می سوخت ؛ اما از ترس اقویا جرئت نمی کردند کمک کنند . اما مسلمان که بچه اش در مقابلش پرپر می زد که چقدر در شعب مردند ، چقدر بیمار شدند ، چقدر گرسنگی کشیدند تکان نخورد . امیرالمومنین به فرزند عزیزش محمد بن حنیفه فرمود : « تزویل الجبال و لاتزل » (7) کوهها ممکن است تکان بخورند ؛ و از جا کنده شوند ؛ تو از جا کنده نشو . این همان نصیحت پیغمبر است ؛ این همان وصیت پیغمبر است . این است راه برخاستن امت اسلامی ؛ بعثت امت اسلامی این است . این درس پیغمبر به ماست . بعثت این را به ما تعلیم می دهد .صرف اینکه بنشینیم ، بگوئیم آیه ای نازل شد و پیغمبر مبعوث به رسالت شد و خوشحال بشویم که کی ایمان آورد و کی ایمان نیاورد ، مسئله ای را حل نمی کند . مسئله این است که ما باید از این حادثه که مادر همه ی حوادث دوران حیات مبارک پیغمبر است درس بگیریم . همه ی این بیست و سه سال درس است .من یک وقت به بعضی دوستان گفتم زندگی پیغمبر را میلی متری باید مطالعه کرد . هر لحظه ی این زندگی یک حادثه است ؛ یک درس است ؛ یک جلوه ی عظیم انسانی است ؛ تمام این بیست و سه سال همین جور است . جوان های ما بروند تاریخ زندگی پیغمبر را از منابع محکم و مستند بخوانند و ببینند چه اتفاقی افتاده است . اگر شما می بینید امتی به این عظمت به وجود آمد که امروز هم بهترین حرف ها ، بهترین راه ها، بزرگترین درس ها ، شفابخش ترین داروها برای بشریت توی همین مجموعه ی امت اسلامی است این جور به وجود آمد ، گسترش پیدا کرد و ریشه دار شد . و الا صرف اینکه حق با ما باشد ، ما پیش نمی رویم ؛ حق همراه با ایستادگی . امیرالمومنین علی (ع) در جنگ صفین فرمود : « لا یحمل هذا العلم الا اهل الصبر و الصبر » (8) . این پرچم را کسانی می توانند بلند کنند که اولاً بصیرت داشته باشند ، بفهمند قضیه چیست ؟ هدف چیست ؟ ثانیاً صبر داشته باشند . صبر یعنی همین استقامت ، ایستادگی ، پابرجایی ، این را ما باید از بعثت درس بگیریم .امام عزیز ما رشحه ای ازآن چشمه ی فیاض بود که توانست این بساط عظیم را در دنیا راه بیندازد . امام هم قلبش پر بود از ایمان به راه خود . همان طور که فرمود : « امن الرسول بما انزل الیه من ربه و المومنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله » (9) خود پیغمبر اول مومن بود .در انقلاب ما خود امام بزرگوار ، اول مومن به این راه بود و از همه قلبش سرشارتر بود از ایمان به این راه و این هدف ؛ می فهمید ، می دانست دارد چه کار می کند ؛ عظمت کار را می فهمید ، الزامات این کار را هم می فهمید که اولین الزام این کار این بود که با توکل به خدا در این راه محکم بایستد . محکم ایستاد . جوانان این در انقلاب ما خود امام بزرگوار ، اول مومن به این راه بود و از همه قلبش سرشارتر بود از ایمان به این راه و این هدف ؛ می فهمید ، می دانست دارد چه کار می کند ؛ عظمت کار را می فهمید ، الزامات این کار را هم می فهمید که اولین الزام این کار این بود که با توکل به خدا در این راه محکم بایستد . محکم ایستاد . جوانان این ملت هم با ایستادگی او ایستادگی پیدا کردند ؛ آحاد این مردم هم وقتی که این سرچشمه ی صبر و سکینه لبریز شد و سرازیر شد ، آنها را فرا گرفت . آنها هم « هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم » (10) شدند . این سکینه وقتی که بر دل انسانهانازل می شود ، ایمان انسان زیاد می شود . بعد می فرماید : « و لله جنود السماوات و الارض »(11) از چه می ترسید ؟ سپاه زمین و آسمان مال خداست . با خدا باش . این سپاه زمین و آسمان مال شماست ؛ در اختیار شماست . این سنت های الهی است .ببینید خدای متعال در آن واحد دو چیز را آفریده است : یکی این عالم آفرینش را ؛ با همه ی قوانینش با همه ی سننش . یکی هم قواعد شریعت را ؛ دین مردم را ، راهنمایی زندگی مرم را ، این دو تا را با هم آفریده ؛ اینها با هم منطبقند . اگر شما طبق قوانین الهی یعنی آن اراده ی تشریعی حق عمل کردید ، زندگی شما و رفتار شما منطبق با قوانین آفرینش می شود ؛ مثل یک کشتی ای که در مسیر باد دارد حرکت می کند ، باد به او کمک می کند ؛ در جریان آب دارد حرکت می کند ، جریان آب به او کمک می کند .سنن آفرینش به انسانی که در این راه حرکت کند ، کمک می کند ؛ منتها شرطش این است که شما حرکت کنید . ملت ایران حرکت کرد ، سنن آفرینش هم به او کمک کرد ؛ قوانین طبیعی الهی به او کمک کرد . و الا کی فکر می کرد در قلب حساسترین نقطه ی عالم یعنی خاورمیانه یکی از وابسته ترین حکومت ها به استکبار جهانی یعنی حکومت شاه ؛ حکومت پهلوی در بین جامعه ای که بسیاری از روشن فکرانش ، بسیاری از نخبگانش ، دهها سال بود ذهنشان آلوده شده بود به تعلیمات غربی و وسوسه های غربی و هواهای نفسانی ، ناگهانی پرچم اسلام بلند بشود و این جامعه امت اسلامی را به اسلام دعوت کند ؟ کی فکر می کرد چنین چیزی ممکن است ؟ اما شد .این معنایش این است که وقتی یک جماعتی ، یک ملتی در این راه حرکت کنند ، بادهای موافق الهی یعنی همان سنتهای آفرینش به اینها کمک می کنند ؛ پیش می روند .
مخالفان بعثت :امروز دنیای اسلام بیداری و آگاهی پیدا کرده است . یک روزی بود تصور می شد هر چه که قدرتمندان و قلدران و گردن کلفت های عالم حالا در یک وضع آمریکا ، در یک وضع شوروی سابق بخواهند ، همان خواهد شد و سیاسیون چاره ای ندارند جز اینکه بر طبق میل آنها رفتار کنند . امروز این باور در بین ملت ها که اصلاً وجود ندارد ، در بین سیاستمدران و نخبگان سیاسی هم بسیار این باور ضربه خورده است . باید ایستاد ، باید ایستادگی کرد .من به ملت ایران ، به پیروان بعثت محمدی ( صلی الله علیه و آله ) عرض می کنم که راه ، همین ایستادگی است . نظام جمهوری اسلامی به تبعیت از امام بزرگوارش این ایستادگی را انتخاب کرده است ؛ ما از این ایستادگی سود بردیم و ضرر نکردیم. همه ی بلندگوهای استکبار جمع شدند که ملت ایران و دولت ایران و نظام جمهوری اسلامی را با انوع و اقسام استدلالها از پشتیبانی فلسطینی ها باز بدارند ، ملت ایران قبول نکرد ، بعد از این هم قبول نمی کنیم ؛ ما از ملت فلسطین دفاع میکنیم .ملت فلسطین محق است ؛ حق با اوست ؛ مظلوم است . شرم باد بر آن مدعیان آزادی ، مدعیان حقوق بشر که بر این همه ظلمی که به این ملت شده است ، چشم می بندند ، باز ادعای طرفداری از حقوق بشر میکنند ؛ خجالت هم نمی کشند . من تعجب می کنم ؛ در کجای دنیا یک انسان منصف اگر فلسطینی ها یک اقلیت بیگانه بودند توی کشورشان نمی گوئیم صاحبان کشور ، فرض کنید فلسطینی ها در سرزمین خودشان اقلیتی بودند ؛ مهاجرینی بودند که به فلسطین آمده بودند این همه ظلم رانسبت به اینها تحمل می کرد ؟ خانه هایشان را خراب کنند ، جوانهایشان را بکشند ، مردانشان را زندان ببرند ، دائم اینها را تهدید کنند ، خانه هایشان را بمباران کنند ، جلوی ارزاقشان را بگیرند ، محاصره ی اقتصادی کنند ، باغشان را خراب کنند ، همه ی زندگی آنها را به هم بزنند . آن وقت رئیس جمهور آمریکا خجالت هم نمی کشد ، و می ایستد می گوید ما متعهد به آزادی هستیم ! این آزادی است ؟! شرم باد بر شما ! این است طرفداری از آزادی ؟!یک ملتی را این جور زیر فشار قرار بدهند ، آن هم توی خانه خودش ؟ آن قوت قدرتمندان عالم دائم از زورگو ، از متجاوز ، از قاتل ، از تروریست حمایت کنند و به همه ی ظلم هایی که به این ملت می شود ، چشم ببندند و آخرش هم دربیایند که « خود گویی و خود خندی » ، ما طرفدار آزادی هستیم ! ما طرفدار فلان هستیم.ملت ایران بیدارند ، ملت ایران حقیقت را می فهمند. طبیعت استکبار این است که اگر یک قدم عقب نشستید ، او یک قدم جلو می آید . هیچ کس گمان نکند که با عقب نشینی در مقابل استکبار و عدول از مواضع صحیح و از حق صحیح و از داعیه ی صحیح ، موجب می شود که استکبار خجالت بکشد ؛ نجابت به خرج بدهد ، بگوید خوب ، حالا اینها یک قدم عقب نشستند ، ما هم یک قدم عقب بنشینیم ، چنین چیزی نیست .شما یک قدم رفتید عقب ، او یک قدم می آید جلو ؛ یک سنگر را خالی کردید ، او می آید آن سنگر را می گیرد . امت اسلام باید اینجوری به قضایای خود نگاه کند . سیاستمداران دنیای اسلام باید با این نگاه ، به حوادث پیرامون خود نگاه کنند . ملت ایران ایستاده است ؛ حرف حق خود را زده است . ما حرفمان کلمه ی توحید است و توحید کلمه. ما می گوئیم فقط بنده ی خدا باشیم ؛ بنده ی آمریکا نباشیم؛ بنده ی قدرتهای زورگو و مستکبر و قلدر نباشیم ؛ بنده ی فراعنه ی عصر نباشیم ؛ بنده ی ابولهب و ابوجهل های این زمان نباشیم . ابوجهل این زمان کیست ؟ ابوجهل که مرد و رفت ؛ امروز هم ابوجهل وجود دارد .
رگ رگ این آب شیرین و آب شوربر خلایق می رود تا نفخ صور
امروز هم ابوجهل در دنیا هست ؛ امروز هم ابولهب هست ؛ آتش افروزها ، جاهل های بی مغز ؛ از اینها امروز در دنیا هستند . ابوجهل های امروز را پیدا کنید . ابوجهل های امروز ، آنهایی که بمب اتم می سازند ، همه ی دنیا را تهدید می کنند ،آن وقت به یک ملتی بی دلیل گیر می دهند که چرا شما انرژی هسته ای می خواهید پیدا کنید ؛ که قبول هم داریم برای برق است ، برای استفاده های صلح آمیز است ؛ اما چون این توانایی را به شما می دهد ، ما نمی گذاریم ؛ حرف حضرات این است . در مقابل این زورگوها در مقابل این قلدرها ، جاهل ها ، حرف نفهم ها که نه منطق سرشان می شود ، نه حرف می فهمند ؛ مثل این داشها و لاتهای بی مغز بی کله که دائم به بازوی خودشان نگاه می کنند ، قدرت خودشان را اندازه می گیرند ، دائم عربده می کشند ، اگر چنانچه عقب نشینی کردید ، باختید . ملت ایران این را که تجربه کرده است . تقریباً سی سال است که ما با این مسائل مواجه ایم ؛ اما واقعاً پیش رفتیم ؛ روی زمین پیش رفیتم .
احساس همیشگی بعثت :امروز ملت ایران قابل مقایسه ی با ملت ایران بیست سال قبل نیست و علمش ، فناوری اش ، تجربه اش ، مهارتهای گوناگونش ، توسعه ی عظیم همه جانبه ی ملی و اجتماعی و کشوری اش ، نفوذ و اقتدارش در منطقه ، قابل مقایسه ی با بیست سال پیش و بیست وپنج سال پیش نیست .این ، بر اثر همین استقامت است . این درس بعثت است ؛ این را بایستی تک تک ما بدانیم و بفهمیم ؛ با تاریخ پیغمبر آشنا شویم ؛ بدانیم که آن روز بعثت نبی مکرم بود ، امروز بعثت امت اسلامی است .امروز امت اسلامی باید احساس بعثت بکند ؛ خود را مبعوث بداند ؛ آگاهانه و با بصیرت حرکت و اقدام کند ؛ بر علم خود اضافه کند ، با توانایی های خود اضافه کند ، بر انسجام بین الملل اسلامی خود اضافه کند . و بین ایشان توحید کلمه خیلی مهم است .این پیام ملت ایران ، پیام انقلاب اسلامی ، پیام نظام جمهوری اسلامی است . و افق هم برای ما روشن است . به توفیق الهی می دانیم چه کار داریم می کنیم و می دانیم هم به کجا خواهیم رسید و می دانیم هم که راه رسیدن به آن نقطه ، رفتن است ؛ نه ایستادن و نه عقبگرد کردن .
پی نوشت :

۱) سوره حجر آیات ۹۴ و ۹۵۲) بلاذری ، انساب الاشرف ، ص ۲۲۵ ( به نقل از عباس رزیاب ، سیره رسول الله ، ص ۱۱۷ )۳) عفیف عبدالفتاح طباره ، همراه باپیامبران در قرآن ، ص ۴۴۴۴) همان ، ص ۴۴۴۵) همان ، ص ۴۴۴۶) سوره فتح آیه ۲۹۷) نهج البلاغه نامه ها و کلمات قصار امام علی (ع)۸) همان۹) سوره بقره آیه ی ۲۸۵۱۰) سوره فتح آیه ۴۱۱) سوره فتح آیه ۷منبع:نشریه فصلنامه قرآنی کوثر شماره۲۸

 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

مظهر خلق عظیم

نوشته‌ی بعدی

آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا