نوزدهم جمادی الثانی
۱- ازدواج حضرت عبدالله و آمنه (علیهما السلام) و آغاز حمل آمنه به رسول خدا”صلی الله علیه و آله” (پیش ازعام الفیل)
۲- وفات ابوعلی بن همام بغدادی (۳۳۶ هجری قمری)
۳- وفات آیت الله «سیدحسن موسوی بجنوردی» (۱۳۹۵ هجری قمری)
—
۱- ازدواج حضرت عبدالله و آمنه (علیهما السلام) و آغاز حمل آمنه به رسول خدا”صلی الله علیه و آله” (پیش ازعام الفیل)
عبدالله کوچک ترین پسر عبدالمطلب بود. او، ابوطالب (پدرامیرالمؤمنین)، زبیر و پنج نفر از دختران عبدالمطّلب از یک مادر یعنی فاطمه دختر عمرو بن عائذ مخزومی بودند.{۱}
کنیه عبدالله را «أبوقشم» و «أبومحمّد» و «ابواحمد» و لقبش را «ذبیح» نوشتهاند.
در همان روزِ ماجرای قربانی و پس از قربانی کردن یکصد شتر، عبدالمطلب عبدالله را برداشت و یکسر به خانه وَهَب بن عبد مَناف رفت که در آن روز بزرگ قبیله خود یعنی قبیله بنی زُهره بود و دختر او آمنه بنت وهب را که در آن روز بزرگ ترینِ زنان قریش از نظر نسب و مقام بود، به ازدواج عبدالله درآورد.{۲}
پیش از اینکه عبدالله، پیشنهاد ازدواج به آمنه بدهد، برخی زنان از جمله، دختر نوفل بن اسد، فاطمه دختر مر، لیلی عدویه و… به عبدالله پیشنهاد ازدواج داده بودند {۳} و به نوشته بردلی: وقتی آمنه را برای عبدالله کابین بستند، قلبهای بسیاری از بانوان مکه شکست.{۴} مراسم جشن و سرور عروسی آن دو، سه شبانه روز ادامه یافت. در طول این مدت عبدالله به رسم قبیلهای در خانه عروس اقامت گزید.{۵}
در شب جمعه دوازده شب مانده به آخر جمادی الثانی، آمنه بنت وهب به وجود شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) حامله گردید.{۶}
از حضرت آمنه روایت شده که گوید چون به او آبستن شدم احساس نکردم و در دوران آبستنى اثر سنگینى حمل که بر حسب عادت به زنان دست میدهد به من دست نداد، در این میان خواب دیدم که گویا کسى نزد من آمد و گفت تو به خیر الانام آبستنى چون هنگام زائیدن رسید بسیار به من آسان بود و چون خارج شد با دو دست و دو زانو خود را از زمین پرهیز داد و شنیدم یکى گفت خیر البشر را زائیدى او را به واحد صمد پناه دِه از شَرّ هر ستمکار و حسود …{۷}
چون وجود شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) در رحم مادرش منعقد گردید عبدالله بن عبدالمطلب به همراه بازرگانان قریش برای تجارت عازم شام شد و در بازگشت از شام در یثرب (مدینه منوره) بیمار و پس از مدتی در همان جا بدرود حیات گفت و از این رو علیرغم اشتیاق فراوان به دیدار فرزند به آرزوی همیشگی خویش در دیدن نوزاد شریف خود نایل نیامد.
وی دو ماه و به روایتی هفت ماه پیش از میلاد مسعود رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) وفات یافت و هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) به دنیا آمد، سایه پدر بر سرش نبود و در عوض، جد بزرگوارش حضرت عبدالمطلب از او نگهداری کرد و جای خالی پدر را برای او پر نمود.
۱) ترجمۀ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۵۲۰ و ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۳٫
۲) ابن هشام، السیره، ج۱، ص۱۵۶٫
۳) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۸٫
۴) عایشه عبدالرحمن، آمنه مادر پیامبر، ص۱۰۳٫
۵) نویری، نهایه الارب، ج ۱۶، ص۵۷٫
۶) الاقبال بالأعمال الحسنه، ج ۳، ص ۶۲٫
۷) کمال الدین،ترجمه کمره اى، ج۱، ص۳۰۲٫
—
۲- وفات ابوعلی بن همام بغدادی (۳۳۶ هجری قمری)
محمد بن همام بن سهیل، معروف به ابوعلی بغدادی اسکافی در ششم ذی الحجه سال ۲۵۸ ه.ق دیده به جهان گشود.
پدرش ابوبکر همام بن سهیل از شیعیان و از ارادتمندان امام حسن عسکری (علیهالسلام) بود. وی نامهای به محضر آن حضرت ارسال و درخواست کرد که برای او دعا کند تا خداوند سبحان فرزندی به او عنایت کند که نجیب و از دوستداران اهل بیت (علیهمالسلام) باشد. امام حسن عسکری (علیهالسلام) در پاسخ وی فرمود: خداوند متعال برای او چنین فرزندی عنایت خواهد کرد.
به هر روی با دعای ویژه امام حسن عسکری (علیهالسلام)، ابوعلی به دنیا آمد و همانند پدرش از دوستداران اهل بیت (علیهمالسلام) و از شیعیان مخلص گردید.
رجال شناسان شیعه درباره وی گفتهاند: هو شیخ اصحابنا و متقدمهم له منزله عظیمه کثیر الحدیث جلیل القدر ثقه.
ابوعلی از محدثین و دانشمندان شیعه امامیه در عصر غیبت صغری و نویسنده اثر گرانسنگ “کتاب الأنوار فی تاریخ الأئمه علیهمالسلام” بود.
سرانجام این عالم فرزانه در روز پنجشنبه ۱۱ روز مانده به آخر جمادی الثانی سال ۳۳۶ ه.ق در هفتاد و هفت سالگی بدرود حیات گفت.
رجال النجاشی، ص ۳۷۹؛ خلاصه الأقوال (علامه حلی)، ص ۲۴۶٫
—
۳- وفات آیت الله «سیدحسن موسوی بجنوردی» (۱۳۹۵ هجری قمری)
سید حسن موسوی بجنوردی در سال ۱۳۱۰ه.ق در یکی از روستاهای بجنورد به دنیا آمد. نسب او به سید ابراهیم مُجاب، نواده امام کاظم(علیه السلام) میرسد.
سید حسن تحصیلات ابتدایی را در بجنورد به پایان رساند، در ۱۵ سالگی به مشهد رفت و ادبیات عرب را نزد ادیب نیشابوری فراگرفت. سپس فلسفه و تفسیر را از حاجی فاضل خراسانی و آقابزرگ شهیدی، اصول را از حاج آقا محمد آقازاده (فرزند آخوند خراسانی) و فقه را از حاج آقا حسین قمی آموخت.
در سال ۱۳۴۰ه.ق به توصیه حاجی فاضل خراسانی، برای تکمیل مدارج علمی به نجف رفت و سالها از درس آقا ضیا عراقی، میرزا محمد حسین نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی بهره برد.
میرزا حسن بجنوردی در سن ۲۵ سالگی از استادان و مدرسان بنام مشهد در اصول و فلسفه بود.
پس از درگذشت آقاضیاء عراقی، به تدریس خارج اصول در نجف پرداخت و پس از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی، مسجد شیخ طوسی را حوزه درس خارج فقه و اصول قرار داد. او به زبان عربی درس میگفت و گذشته از طلاب ایرانی، طلاب عربزبان نیز در درسش حاضر میشدند.
بجنوردی در حوزه نجف، علاوه بر فقه و اصول، به تبحّر در ادبیات و فلسفه و اطلاعات تاریخی و جغرافیایی نیز مشهور بود و با مجامع علمی و دانشگاهی بغداد، الازهر، تونس و مراکش مراوده علمی داشت.
القواعد الفقهیه مهمترین اثر اوست. قبل از بجنوردی، شماری از دانشمندان امامی در قواعد فقهی تألیفاتی داشتهاند، اما مباحث او گستردهتر است، زیرا پس از طرح هر قاعده به کیفیت دلالت و سند و نسبت آن با دیگر قواعد فقهی پرداخته و نیز آن را با پارهای از موارد تطبیق کرده است.
برخی شاگردان وی عبارتند از: شیخ حسین وحید خراسانی ، سید مصطفی خمینی ، محمدتقی جعفری ، سید مهدی حکیم ، محمدرضا مظفر ، علی کاشف الغطا ، سید محمد کلانتر و محمدجواد آل راضی .
سرانجام این عالم بزرگوار در نجف اشرف و بر اثر سکته از دنیا رفت و در مقبره استادش سید ابوالحسن اصفهانی به خاک سپرده شد.
















هیچ نظری وجود ندارد