۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home علوم شیعه

نکته سنجی های « زمخشری » در تفسیر « کشاف

0
SHARES
20
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

نکته سنجی های « زمخشری » در تفسیر « کشاف
ابوالقاسم محمود بن عمر بن محمد بن عمر زمخشری ( ۱) ملقب به «« جارالله » (2) که او را امام کبیر مسلّم در تفسیر و حدیث و نحو و لغت و بلاغت (۳) و فخر خوارزم (۴) می خوانند ، و توانمند در هر علم و دانش ، سرآمد در هوش و قریحه (۵) به حساب می آورند ؛ در سال (۴۶۷ هـ ) در « زمخشر » خوارزم به دنیا آمد (۶) و در شب عرفه ی سال (۵۳۸ هـ ) در گرگان خوارزم درگذشت . (۷) از خراسان و عراق و حجاز دیدن کرد و به هر جا روی می نمود ، بزرگان و دانشوران به دیدارش می شتافتند . (۸) او بارها به زیارت خانه ی خدا شتافت و در آنجا مجاور شد ، شریف مکه سید فاضل ، علی بن عیسی بن حمزه ی حسنی ، مقدم او را گرامی می داشت و از وی بهره می گرفت . « شریف » این علامه ی زائر را چنین می ستاید. (۹) جمیع قُرَی الدنیا سوی القریه التی تبواها داراً فداءُ « زمخشَرا » و احر بان تُزهی « زمخشر » بامریء اذ عد فی اسد الشّری زَمَخَ الشری (۱۰) زمخشری در یکی از سفرهایش به حج با تشویق شریف مکه که او را می گوید : « در غیاب تو بر آن بودم تا به خوارزم آیم و مرا در رسیدن به غرض و مراد یاری دهید » (11) تفسیر نامور و بی نظیر (۱۲) خود را در جوار خانه ی خدا ، در طول دو سال و سه ماه (۱۳) تحت عنوان « الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل » می نویسد . خود وی تفسیرش را چنین معرفی می کند .(۱۴) ان التفاسیر فی الدنیا بلا عدد و لیس فیها ـ لعمری ـ مثل کشافی ان کنت تبغی الهدی فالزم قراءته فالجهل کالدّاء و الکشاف کالشافی اهمیّت این تفسیر که جاودانگی با عزت زمخشری مدیون آن است ، مرا بر آن داشت که گفتارم را به گوشه هایی از نکته سنجینها و راز و رمزهای این اثر گرانبها اختصاص دهم؛ زیرا « هو المِسکُ ما کرّرته یتضوَّع »(16) این نکته سنجی ها را در مقاله ی حاضر ، می توان در مسائل زیر محصور کرد : مساله ی اول : در ارتباط با حضور « واو » عطف یا غیبت آن در جمله های مشابه است ، مانند آیا ت زیر : الف ) و اذ نجیناکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب یذبحون ابناء کم و یستحیون نساء کم و فی ذالکم بلاء من ربکم عظیم (بقره / ۴۹ ) ب ) و اذا انجیناکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب یقتلون ابناء کم و یستحیون نساء کم و فی ذالکم بلاء … ( اعراف / ۱۴۱) ج ) و اذ قال موسی لقومه اذکروا نعمه الله علیکم اذا انجاکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب و یذبحون ابناء کم و یستحیون نساء کم و فی ذالکم بلاء … ( ابراهیم / ۶ ) چنان که ملاحظه می شود مضامین هر سه آیه ، یکی است با تفاوتهای بسیار جزئی از جمله : ۱ ـ فعل نجات در آیه ی « بقره » ، « نجیناکم » و در « اعراف » ، « انجیناکم » و در « ابراهیم » ، « انجاکم » است . ۲ ـ فعل پس از « سوء العذاب » در سوره ی « اعراف »، «یقتلون» و در دو سوره ی دیگر، « یذبّحون » است . ۳ ـ فعل « یُذبّحون » تنها در سوره ی ابراهیم همراه حرف عطف آمده است . « زمخشری » در ارتباط با مسأله ی « فصل و وصل » در این آیات و نکته ی نهفته ی آن چنین متذکر می شود: در صورتی که فعل پس از « سوء العذاب » فاقد « واو » عطف باشد ، آن را تفسیر و توضیح « سوء العذاب » می گیریم، و در صورت حضور « واو » عنایتی بیشتر متوجه معطوف خواهد بود و به منزله ی فردی بارز از جنس عذاب که تفوّقی آشکار دارد ، و گویا می توان جنسی دیگر به حساب آورد ، تلقی می شود . این عنایت بیشتر محصول حضور « واو » عطف است و بس . (۱۷) سخن « زمخشری » در این مورد نکته ای زیبا و لطیفه ای مطبوع است . و از وی برای رمزگشاییهایش به « لله درّه » یاد می کنیم . شبیه نکته ی « جارالله » را در « معانی القرآن » « فرّاء » می توان دید ، نص عبارت وی چنین است : « فمعنی الواو انهم یمسهم العذاب غیر التذبیح ، کانه قال : یعذبونکم بغیر الذبح و بالذبح . فاذا کان الخبر من العذاب او الثواب مجملاً فی کلمه ثم فسرّته فاجعل بغیر الواو ، فاذا کان اولّه غیر آخره فبالواو » (18) خلاصه ی کلام « فرّاء » آن است که در صورت حضور « واو » عطف، عذاب فرعون تنها در «معطوف» محصور نمی شود . بر خلاف حالت غیبت « واو » که عبارت پس از « سوء العذاب »، بیان و تفصیل به حساب می آید و در ظاهر چیزی جز « تذبیح » نباشد . این دو قرآن شناس برجسته اگر چه با این نکته سنجی خویش ، دری بر روی یکی از لطایف کلام الهی گشوده اند، اما هنوز مطلب به پایان نیامده و پرسش های زیر در این ارتباط بی جواب مانده است : اولاً، هر سه آیه یک مطلب را ارائه می دهند و یک خبر را گزارش می کنند و آن برخورد ستمگرانه و سخت فرعون با بنی اسرائیل است. تردیدی نیست این برخورد یا محصور در « ذبح فرزندان » بنی اسرائیل بوده که تناسب با حضور « واو » ندارد ؛ یا محدود به آن نیست و حضور « واو » را می طلبد . بنابراین حضور و غیبت «واو » هر دو ـ در این آیات چه معنی دارد ؟ ثانیاً ، چرا حضور « واو » به آیه ی سوره ی « ابراهیم » اختصاص یافته است ؟ شاید در پاسخ این پرسش ها بتوان چنین اظهار نظر کرد . در مجموع آیات ، انحصار واقعی عذاب فرعون در« تذبیح » مورد نظر نیست ، زیرا در واقع فرعون جز « ذبح فرزندان » ستمهای زیاد دیگری را روا می داشت، بنابراین حذف « واو » در آیات مربوطه ، تنها یادآوری مساله ی « تذبیح » است و اکتفا بدان ، نه انحصار واقعی چنان که ظاهر ساختار جمله آن را نشان می دهد . اما حضور « واو » در آیه ی ابراهیم که موسی در آن قومش را مخاطب قرار می دهد تا عذاب های گذشته ی فرعون را ـ که چشیده اند و کشیده اند ـ در برابر چشم آورند و نعمت خدا را ارج نهند، برای یادآوری همه ی ستمها است به صورت مجمل و مفصّل . مسأله ی دوم : از نکته ها ، در ارتباط با همنوایی لفظ و معنی است . « زمخشری » ذیل آیه ی : « فکبکبوا هم و الغارون » ( شعراء /۲۴ ) که استقرار خدایان دروغین و پیروانشان را در دوزخ گزارش می کند ،چنین می آورد: واژه «کبکبه» تکرار شده ی کلمه ی «کبّ» به معنی بر روی زمین غلتیدن است. این تکرار حرف یا واج از این روی صورت گرفته است تا تکرار مصداق و معنی را نشان دهد و با آن هماهنگ گردد ، گویا آلهه و پیروانشان در ورود به دوزخ مکرر بر روی می غلتند تا آنگونه در قعر آن جای می گیرند . (۱۹) مساله ی سوم : در ارتباط با لطایف تکرار است . « زمخشری » ذیل آیه ی : « شهدالله انه لا اله الله الا هو و الملائکه و اولوالعلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم » (آل عمران / ۸ ) تکرار « لا اله الا هو » را چنین توجیه می کند : اولی برای اثبات وحدانیت و اختصاص آن به ذات الهی است ، دومی : که ذکرش پس از خبر اثبات وحدانیت و عدل آمده ـ اختصاص هر دو صفت مذکور را جمعاً به خدا نشان می دهد. سپس وی دنباله ی آیه را : « العزیز الحکیم » موّید نکته ی فوق به حساب می آورد . زیرا « عزیز » به معنی متفرد و غیر مغلوب است، و « حکیم » به معنی آن که کارهایش بر مبنای حکمت و داد باشد و از عدل در امور روی برنتابد . (۲۰) نگارنده در این مورد می افزاید : نکته ی جالب توجه در این است که خداوند پس از اثبات وحدانیت و تفرّد برای خویش ، صفت عدل را پیش می کشد و بر حضور آن، خود ، فرشتگان و صاحبان علم و معرفت را گواه می گیرد . زیرا معمولاً تجربه نشان داده است که شخص متفرّد و بی رقیب دیری نمی پاید که گرفتار خودبیی و کبر و غرور و زورگویی می گردد، و قوانین و مقررات را زیر پا می گذارد و به تعدی و تجاوز به حقوق دیگران روی می آورد ، چنان که امروز آن را از قدرت های بی رقیب جهانی می بینیم، اما خداوند که آفریدگار عالم است و خالق زمین و آسمان، در جای دیگر می نشیند ؛ او برپای دارنده ی عدل و قسط است و حیات بخش آنها، رمز عدل و داد است و متجلی در آن صفات . دیگر نکته ی جالب ، عرضه ی « تفرد وحدانیت » و « عدل و قسط » در اسلوب کنایی در پایان آیه است که معمولاً برهانی بلاغی محسوب می شود و بلیغ تر از تصریح . مسأله ی چهارم : در راستای فراهنجاری همنشینی و همخوانی کلمات در نظم کلام است از آن جمله آیه ی : « الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه و النهار مبصراً ان الله لذو فضل علی الناس و لکنَّ اکثر الناس لا یشکرون » (مؤمن / ۶۱ ) « زمخشری » ذیل این آیه نکات زیر را یادآور می شود : الف ) « ابصار » ـ بینا شدن ـ در حقیقت صفت مردمان در روز است نه خود « روز » بنابراین اسنادش به « نهار » مجاز است . ب ) « لیل و نهار » با در نظر گرفتن و ملحوظ داشتن همنشینی « لتسکنوا فیه » و « مبصراً» که اولی به صورت « مفعول له » و دومی به صورت « حال » آمده است ، داخل در صنعت مقابله اند که شکل با هنجار و روشن آن در ظاهر ، همخوانی و همرنگی عبارات پشت سر« لیل » و « نهار » است ، بدین معنی که هر دو در قالب « حال » چون « ساکناً » و « مبصراً » یا در قالب «مفعول له » چون : « لتسکنوا فیه » و « لتبصروا فیه » آورده شوند . «زمخشری » راز و رمز این ناهنجاری ظاهری را چنین بیان می کند : عبارتها هر چند به ظاهر همخوانی و همگرایی ندارند ؛ اما در معنی همخوانی آنها موجود است و از این جهت « مقابله » برقرار. دیگر این که چنانچه به منظور همخوانی عبارت ها، فراهنجاری شکلی آنها از بین می رفت ، هر دو در این صورت حالت حقیقت یا مجاز را می یافتند . در صورت اول که « مبصراً » به « لتصبروا فیه » تغییر شکل دهد ، فصاحت و بار معنی اسناد مجازی از بین می رود ؛ و در صورت دوم که « لتسکنوا فیه » به « ساکنا » مبدل گردد ، اختلاط حقیقت و مجاز و عدم تشخیص آنها از یکدیگر پیش می آید ، زیرا « ساکنا » هم از سر حقیقت می تواند برای لیل به کار رود و هم از سر مجاز (۲۱) « زمخشری » در ذیل همین آیه بیرون از نکته ی فراهنجاری ظاهری ، به نکاتی دیگر نیز اشاره دارد از جمله انتخاب « لذو فضل » به جای « مفضل » و « متفصل » و دیگر جانشین کردن « اکثر الناس » به جای « اکثرهم » . باعث اولی را ملحوظ داشتن فضلی نامحدود که با هیچ فضلی برابر نباشد می داند که جز از راه اضافه تحقق نیابد ، همچنان که موجب دوم را که تکرار انسان است ، تخصیص کفران نعمت پروردگار به وی به حساب می آورد . (۲۲) مسأله ی پنجم : نکته سنجی در راستای گزینش یکی از دو عضو خانواده ی لغت است که به ظاهر از اولویتی کمتر برخوردار می باشد ، از آن جمله آیه ی : « فلعلّک تارک بعض ما یوحی الیک و ضائق به صدرک ان تقولوا لو لا انزل علیه کنزٌ او جاء معه ملک انما انت نذیرٌ و الله علی کل شیءٍ وکیل » (هود / ۱۲) آیه در ارتباط با کافرانی است که از سر عناد و لجاج ، نه طلب هدایت و راهنمایی ، آیاتی را از پیامبر چون فرو فرستادن گنج و فرشته از آسمان ، می طلبیدند و رسول خدا از در میان گذاشتن آیات هدایت و دعوت الهی و گفتمان با چنین کوردلان و خفته خردان کراهت داشتند . در این آیه چنان که ملاحظه می شود، واژه ی « ضائق » که از ریشه ی « ضِیق » آمده، در مقایسه با « ضیّق » که تقریباً هم معنی هستند ـ از شهرتی کمتر برخوردار است و در استعمال و تداول مردم تا حدودی محجوب و دور از دسترس ، و از سوی دیگر جز این یک مورد در قرآن نیامده است . « زمخشری » به اقتضای شیوه ی کارش در نکته سنجی ها و زیبایی شناسی های تفسیرش ، در کنار گزینش « ضائق » به جای « ضیّق » در این آیه توقف می کند و علت گزینش را در اصول زیر جستجو می نماید : الف ) « ضائق » و « ضیق » هر چند عضو یک خانواده اند و صفتهای فاعلی به ظاهر یکسان ؛ اما آنها در حقیقت دو تا ساخت متفاوت هستند با ابعاد مختلف در معنی . ب ) « ضائق » ساختی است که اصالت و ریشه در اسم فاعل دارد با القای مفهومی حدوثی و ناپایدار در زمانی محدود ؛ ولی « ضیق » ساختی است با پایه و مایه ای از صفت مشبّهه و مضمونی نسبتاً استمراری و فراحدوثی . از آنجا که کراهت رسول خدا از روبرو شدن و گفتگو با کفار و سیه دلان در مقاطعی خاص عارضی است و او بالطبع بر راهنمایی و دعوت گم گشتگان و کوردلان پای می فشارد و حریص می باشد ، چنان که نظایر « افانت تکره الناس حتی یکونوا مومنین » ( یونس / ۹۹ ) و « ما علیک الا یزکی » ( عبس / ۷ ) از آن خبر می دهد ؛ بنابراین گزینش « ضائق » به جای « ضیّق » در آیه ی مورد نظر ، زیبا و بلیغ آمده است که عروض و حدوث حالت نادر رسول خدا را در این گاه به خوبی منعکس می سازد . « زمخشری» آنگاه در تایید رمزگشایی خویش ، نمونه هایی را در مورد تفاوت ابعاد معنوی امثال این دو ساختار و دو وزن ارائه می دهد . (۲۳)
پی نوشت ها:

۱ ـ وفیات الاعیان ۱۶۸/۵ در طبقات المفسرین ۳۱۵/۲ به جای « عُمَر » دوم از سر اشتباه « احمد » آمده است . ۲ ـ انباه الرواه علی انباه النحاه ۲۶۸/۳ . ۳ ـ وفیات الاعیان ۱۶۸/۵ ۴ ـ انباه الرواه ۲۶۸/۳ . ۵ ـ بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه ۲۷۹/۲٫ ۶ ـ انباه الرواه ۲۶۶/۳ زمخشری از زادگاهش چنین یاد می کند : دهی گمنام از روستاهای خوارزم ، از پدر ـ خداوند او را رحمت کناد ـ شنیدم که عربی گذارش به آن ده افتاد . از اسم ده و کدخدایش پرسید : گفتند : ده « زمخشر » و کدخدا « ردّاد » است . اسامی را خوش نیامد و گفت : « خیری در ( شر ) و ( رد ) نمی بینم » . سپس از آنجا دور شد . ( وفیات ۱۷۱/۵ معجم البلدان ۱۴۷/۳ ) در ماخذ اخیر اسم کدخدا « رداء » ذکر و ضبط شده است . ۷ ـ معجم الادباء ۱۲۹/۹ الکامل فی التاریخ ۹۷/۱۱ . ۸ ـ انباه الرواه ۲۶۶/۳ بغیه الوعاه ۲۷۹/۲ معجم الادباء ۱۲۶/۱۹ مختارات شعراء العرب، مقدمه محقق ، به نقل از« مناقب الادباء» ابن الانباری . به گفته ی « یاقوت » هنگامی که « زمخشری » سر راهش به حج وارد بغداد می شود، شریف ابوالسعادات هبه الله بن الشجری ( ۴۵۰ ـ ۵۴۲ هـ ) از نوادگان علی ابن ابیطالب و فضلای نامدار روزگار ـ به دیدارش می آید و مقدمش را گرامی می شمارد ، میهمان تازه وارد را به ابیاتی از جمله بیت زیر از « متنبی » می ستاید : و استکثر الاخبار قبل لقائه فلما التقینا صغر الخبر الخیر پیش از دیدار ، وصفها و گزارشها را عظیم می شمریدم ، چون دیدار دست داد تجربه و مشاهده ، شنیدنیها را خوار داشت . اما در نقل از « مناقب الادباء » این زمخشری است که به دیدار « ابن الشّجری » می رود . ۹ ـ انباه الرّواه ۲۶۶/۳ و ۲۶۸ . ۱۰ ـ ترجمه ی اشعار : همه ی روستاهای دنیا به جز آنچه « محمود » در آن جای گرفت ، فدای « زمخشر» باد . ۱۱ ـ مقدمه ی « کشاف » از خود زمخشری. ۱۲ ـ وفیات الاعیان ۱۶۸/۳٫ ۱۳ـ مقدمه ی « کشاف ». 14 ـ معجم الادباء ۱۲۹/۱۹٫ ۱۵ ـ ترجمه ی اشعار : تفسیرها در دنیا اگر چه بی شمارند؛ به جان خود قسم « کشّافم » را ندارند. اگر هدایت جویی خواندنش را دریاب نادانی ، درد و «کشاف» هست درمان. ۱۶ ـ شرح جامی بر کافیه ی ابن حاجب ، ص ۲۰، صورت کامل بیت چنین است : اعد ذکر نعمان لنا ان ذکره هو المسک ما کررته یتضوع ترجمه ی شعر : سخن از « نعمان» را دوباره بازگوی که یادش مشکی است؛ هر چه تکرار کنی بوی خوش می پراکند . ۱۷ ـ کشاف ۵۴۰/۲ . ۱۸ ـ معانی القرآن ۶۸/۲ ـ ۶۹ . ۱۹ ـ کشاف ۳۲۲/۳٫ ۲۰ ـ همان ۳۴۶ ـ ۳۴۴/۱٫ ۲۱ ـ همان ۱۷۶/۳٫ ۲۲ ـ همان ۱۷۶/۳٫ ۲۳ ـ همان ۳۸۲/۲٫
منابع و مآخذ : ۱ ـ الاعلام : خیر الدین الزَّکی ، دارالعلم للملایین ، بیروت، لبنان ، چاپ ششم ، ۱۹۸۴ م. ۲ ـ انباه الرواه علی انباه النجاه ، جمال الدین ابوالحسن علی بن یوسف القفطی، تحقیق محمّد ابوالفضل ابراهیم. دارالفکر العربی ، قاهره ، چاپ اول ، ۱۴۰۶ هـ ، ۱۹۸۶ م. ۳ ـ بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه جلال الدین عبدالرحمن السیوطی، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، المکتبه العصریه ، صیدا، بیروت ، ۱۴۱۹ هـ ۱۹۸۸ م. ۴ ـ طبقات المفسّرین ، شمس الدین محمد بن علی بن احمد الدّاوودی ، دارالکتب العلمیه ، بیروت ، لبنان ، بی تا. ۵ ـ الفوائد الضیائیه ، معروف به شرح جامی بر «کافیه» ابن الحاجب، عبدالرحمن جامی ، طبع محمد کاظم، ایران، بی تا. ۶ ـ الکامل فی التاریخ عزّالدین ابوالحسن علی بن ابی الکرم محمد بن محمد بن عبدالکریم بن عبدالواحد الشیبانی المعروف به « ابن الاثیر » دار صادر ، بیروت ، بی تا. ۷ ـ الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل: الامام جارالله محمود بن عمر الزمخشری ، افست ایران ، بی تا. ۸ ـ مختارات شعراء العرب ، ابن الشجری هبه الله ، ابوالسّعادات ، تحقیق علی محمد البحاوی ، دارالجیل ، بیروت ، ۱۴۱۲ هـ ۱۹۹۲ م. ۹ ـ معانی القرآن: ابوزکریا ، یحیی بن زیاد الفرّاء دارالسرور ، بیروت ، لبنان ، بی تا. ۱۰ ـ معجم الادبا: شهاب الدین یاقوت بن عبدالله الحموی رومی بغدادی ، دارالفکر ، بی تا. ۱۱ ـ معجم البلدان ، ـــــــــ ، داراحیاء التراث العربی ، بیروت ، لبنان ، ۱۳۳۹ هـ ، ۱۹۷۹ م. ۱۲ ـ وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان : ابوالعباس شمس الدین احمد بن محمد بن ابی بکر بن خلکان تحقیق دکتر احسان عباس ، دارالثقافه، بیروت ، ۱۹۶۸ م. منبع:نشریه پایگاه نور شماره ۲۲

نوشته قبلی

انگاره تکرار نزول آیه

نوشته‌ی بعدی

حضرت علی (علیه السلام) در خانه پیامبر و همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

مرتبط نوشته ها

کاروان اموال از قم و امام عصر (عج‌الله فرجه)
علوم شیعه

راویان قم در عصر امام (ع)

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین (ع)
علوم شیعه

شرح خطبه جهاد امیرالمؤمنین (ع)

فضیلت جهاد و مجاهد
علوم شیعه

فضیلت جهاد و مجاهد

تبیین مقوله جهاد از منظر شیعه
علوم شیعه

تبیین مقوله جهاد از منظر شیعه

جهاد دفاعی در فقه امامیه
علوم شیعه

جهاد دفاعی در فقه امامیه

شاهکار بزرگ شیعه
علوم شیعه

شاهکار بزرگ شیعه

نوشته‌ی بعدی

حضرت علی (علیه السلام) در خانه پیامبر و همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا