قرآن در موارد فراوانی به آسمان قسم یاد کرده است (۱) و آن را بزرگترین مخلوقات، (۲) ملک (۳) و میراث (۴) برای خدایی می داند که عرش و تخت قدرت او سراسر آسمان ها را فراگرفته است. (۵) پروردگاری که ملکوت آسمانها را به پیامبرش، ابراهیم (ع) نشان داد (۶) و از انسانها نیز خواست که در آن تأمل و تفکر کنند. (۷) قرآن، آسمان (۸) و آفرینش (۹) آنرا نشانه و آیه برای خداوند می داند (۱۰) و تفکر در آن را علامت ایمان می شمارد. (۱۱) خداوند متعال آسمان و زمین را که در ابتدا به هم پیوسته بودند، از هم جدا کرد (۱۲) و با قدرت (۱۳) بی نهایتش، آسمانها را در دو دوره (۱۴) به صورت هفت طبقه (۱۵) برافراشت (۱۶) و هر کدام را آسمانی جداگانه (۱۷) و در حال توسعه (۱۸) قرار داده و در آن راه هایی به وجود آورد. (۱۹) قرآن آفرینش آسمانها را بسیار محکم و بزرگ می داند؛ (۲۰) حتی بزرگتر از آفرینش انسان (۲۱). آنقدر بزرگ که حتی کفار هم، کسی بجز خدای عزیز و دانا (۲۲) را، بر آفرینش آن نمی دانند. (۲۳) خدایی که نه از روی بازی (۲۴) و عبث (۲۵) بلکه با هدف (۲۶) و حق (۲۷) این کار را انجام داده و هیچ خستگی برای او نداشته است. (۲۸) از نظر قرآن آسمان همچون سقفی (۲۹) است که با ستارگان (۳۰) و شهابها (۳۱) تزیین شده و هیچ گونه خلل (۳۲) و شکافی (۳۳) در آن نیست. این کتاب آسمانی، آسمان و کرات آن را ساختمانی (۳۴) می داند که مصالح اولیه آن، موادی دود مانند بوده است. (۳۵) و بدون هیچ ستون قابل دیدنی (۳۶) برافراشته شده (۳۷)؛ و این اذن (۳۸) و امر (۳۹) خداست که آن را از ریزش (۴۰) و نابودی حفظ کرده است. (۴۱) کلید (۴۲) درهای (۴۳) این ساختمان (۴۴) بزرگ به دست خداست (۴۵) و اوست که با اراده خویش (۴۶) آن را باز (۴۷) و بسته (۴۸) می نماید. در این بنای (۴۹) بلند (۵۰) موجودداتی زندگی می کنند (۵۱) که همانند خود این ساختمان (۵۲)، آفریدگاری را تسبیح می گویند (۵۳) و سجده می کنند (۵۴)، که به آنان (۵۵) و سخنانشان (۵۶) آگاه است. خداوند برای محافظت (۵۷) از این بنا سربازانی (۵۸) با تیرهای آتشین (۵۹)گماشته است تا آن را از ورود شیاطین محافظت کنند. (۶۰) اگر چه قرآن، از امتناع آسمان در قبول امانت الهی سخن می گوید، (۶۱) ولی آن را فرمانبردار و مطیع (۶۲) دستورات خداوند متعال معرفی می کند. و از وحی شدن امر هر آسمان به آن (۶۳) و تدبیر امور زمینی از طرف آسمان خبر می دهد. (۶۴) با این همه آسمان عمری محدود دارد (۶۵) و در آستانه ی قیامت حرکت شدیدی نموده، (۶۶) شکافته می شود (۶۷) و همچون فلر گداخته (۶۸) گلگون (۶۹) گشته و از خود دودی عذاب آور پدید می آورد. (۷۰) و به دست قدرت خدا، در هم پیچیده می شود. (۷۱) این همان زمانی است که پرده و حجاب از آسمان برداشته می شود (۷۲) و آسمان آخرت (۷۳) جایگزین آسمان دنیا گشته (۷۴) و درهای آن گشوده می شود. (۷۵) پس ستایش (۷۶) خدایی را که نور (۷۷) و خالق (۷۸) آسمانهاست؛ چرا که هر ستایشی در آسمان و زمین مخصوص اوست. (۷۹) همو که هر آنچه در آسمانهاست را مسخر انسان قرار داد (۸۰) و آسمانها را برای پاداش و کیفر اعمال خوب و بد آنان خلق کرد. (۸۱)
بخش دوم: معانی لغوی و کاربردهای قرآنی «سماء»
لغت شناسان، ریشه سماء را سَمو، سُمی و سُمُّو ذکر کرده اند که به معنای علو و بلندی است. (۸۲) و به گفته برخی از لغویون، سماء معرّب شمیا در آرامی، عبری و سریانی است. (۸۳) برابر فارسی آن، آسمان است که از دو کلمه «آس» به معنای آسیا و «مان» به معنای مانند، ترکیب شده است و این نام مناسبی است چرا که آسمان [کرات آسمانی] در حرکت ظاهری همانند سنگ آسیا می چرخند. (۸۴) در لغت به چیزی که بالای چیز دیگری قرار بگیرد و برآن محیط باشد «سماء» آن چیز گفته می شود (۸۵) و برخی از لغت دانان گفته اند، هر بالایی نسبت به پایین آن آسمان و هر پایین نسبت به بالای آن، زمین است. (۸۶) در مورد مذکر و مونث کلمه سماء ۳ نظریه وجود دارد: ۱٫ سماء مونث است ولی گاهی مذکر بکار می رود. (۸۷) ۲٫ هم مذکر و هم مونث است. (۸۸) ۳٫ سماء در مقابل ارض مونث و سماء بمعنای سقف مذکر است. (۸۹) ۴٫ این نکته شایان ذکر است که در قرآن، افعال و ضمایر برای سماء مونث آمده اند. مگر در آیه ی ۱۸ سوره ی مزمل که می فرماید: «السماء منفطر به» درباره ی کاربرد آن برای مفرد و جمع، بین لغویون دو نظریه می توان دید: ۱٫ چون اسم جنس است، هم برای مفرد و هم برای جمع به کار می رود؛ چنانچه در آیه ی شریفه «ثم استوی الی السماء فسواهن سبع سماوات» (90) ضمیر جمع به کار رفته است، که به سماء بر می گردد. (۹۱) ۲٫ سماء مفرد است و ضمیر «هن» در آیه ی ۲۹ سوره ی بقره به مناسبت «سبع سموات» به صورت جمع آمده است. (۹۲) برای «سماء» جمع های متعددی ذکر شده است؛ از جمله اُسمیه، سماوات، سُمِیّ و سماء. (۹۳) واژه ی سماء در قرآن، ۱۲۰ بار به صورت مفرد و ۱۹۰ بار به صورت جمع به کار رفته است، این کلمه ۱۰۰ بار به تنهایی و در بقیه موارد به همراه کلمه ی ارض آمده است؛ اما در تمام این موارد به یک معنا و در یک مصداق بکار نرفته است. به طور کلی، آسمان در قرآن در دو مفهوم مادی [حسی] و معنوی به کار رفته است که برخی از موارد آن عبارتند از: ۱٫ سماء در معنای جهت بالا: (۹۴) این معنا موافق معنای لغوی سماء است و گفته شده است که در آیه ی زیر سماء به این معناست «اصلها ثابت و فرعها فی السماء» (95) (همانند درخت پر برکت و پاکیزه که در زمین ثابت و محکم است و شاخه های آن به آسمان کشیده شده). البته برخی صاحب نظران برآنند که این معنا به صورت مجازی یا مسامحه در قرآن به کار رفته است (۹۶) و دلیلشان براین ادعا این است که اولا، آسمان در قرآن اشاره به ذاتی دارد و ثانیا جمع بسته می شود؛ در حالی که «جهت بالا« این دو خصوصیت را ندارد یعنی نه ذات است و نه جمع بسته می شود. ۲٫ هوای فشرده اطراف زمین یعنی همان جو زمین: (۹۷) «وجعلنا السماء سقفا محفوظا» (98) (و آسمان [جو] را همچون سقفی حفظ شده قرار دادیم). ۳٫ اجرام و کرات آسمانی: (۹۹) «الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها»(100) (خدا کسی است که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت). ۴٫ محل قرار گرفتن ستارگان و سیارات: (۱۰۱) «الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها» (102) (بزرگوار است خدایی که در آسمان برجهایی را مقرر داشت). ۵٫ مقام مقرب و مقام حضور که محل تدبیر امور عالم است: (۱۰۳) «یدبرالامر من السماء الی الارض» (104) (کارها را از آسمان تا زمین تدبیر می کند). برخی صاحب نظران، بر این عقیده اند که در قرآن گاهی سماء بر علو مرتبه وجود موجود عالی نیز اطلاق شده است، که همان سماء معنوی و عالم فوق ماده است که همه هستی از آن مرتبه بالاتر نازل می شود. (۱۰۵) «وفی السماء رزقکم و ما توعدون» (106) (روزیتان و آنچه به شما وعده داده می شود [که ظاهراً بهشت منظور است] در آسمان قرار دارد). ۶٫ جهان هستی: که شامل تمام موجودات می شود. «وهو الذی فی السماء اله» (107) (و او کسی است که در آسمان معبود است). ۷٫ ابر: برخی از آیات، نزول باران از آسمان را مطرح می کنند و با توجه به این آیات، برخی از مفسران مراد از سماء را در این مجموعه آیات، ابرها می دانند. (۱۰۸) «وانزل من السماء ماء» (109) (و از آسمان آبی فرو فرستاد). ۸٫ باران: گروهی از آیات به باراندن آسمان بر انسان ها سخن می گویند. برخی از مفسران مراد از سماء را در این آیات، باران می دانند. (۱۱۰) «یرسل السماء علیکم مدرارا» (111) (تا [باران] آسمان را پی در پی بر شما [فرو] فرستد). ۹٫ سقف خانه: (۱۱۲) «فلیمدد بسبب الی السماء) (۱۱۳) (پس ریسمانی به سقف خانه خود بیاویزد). (۱۱۴) همان گونه که برخی نویسندگان و صاحب نظران (۱۱۵) تصریح کرده اند که باید لفظ «سماء« را در قرآن، به خاطر استعمالش در معانی متعدد، مشترک لفظی دانست؛ اگر چه برخی معانی همچون معنای پنجم و ششم [که از علامه طباطبائی و آیت الله مصباح یزدی نقل شد] را می توان در معنای آسمان معنوی جمع کرد و نیز می توان اطلاق سماء بر ابر و باران را مجازی دانست چرا که آسمان محل ابر و تشکیل باران است.
بخش سوم: ویژگیهای آسمان در قرآن
از آنچه گذشت، دانستیم که در جای جای قرآن به آسمان و برخی ویژگیهای آن اشاره شده است؛ که بشر بعد از ده قرن با کمک علوم تجربی، برخی از آنها را شناخته است. ما در این بخش، بعضی از مهم ترین این ویژگیها را بیان و به بررسی آن خواهیم پرداخت.
الف) آسمان خیمه ای برافراشته شده بدون ستونهای مریی:
مقدمه:
آسمان، کُرات و اجرام آسمانی همانند سقفی، بالای سرزمین قرار گرفته اند. اما چرا این سقف باعظمت که ستونی برای آن دیده نمی شد، بر زمین سقوط نمی کند و فرو نمی ریزد؟ آیا این سقف اصلا پایه و ستونی ندارد و یا ستونی هست ولی ما نمی بینیم؟ مفسران و دانشمندان قرآنی، جواب این سوال ها را در آیات سوره رعد و لقمان یافته اند و قایلند خداوند متعال در این آیات به آن جواب گفته است.
آیات:
«خلق السماوات بغیر عمد ترونها» (116) ([خدا] آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفرید). «الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها» (117) (خدا کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت).
بحث لغوی:
«رفع» در لغت به معنای برافراشتن، بلند کردن (۱۱۸)، و برداشتن (۱۱۹)، است و در مقابل وضع (۱۲۰) و خفض (۱۲۱) بکار می رود. «عَمَد» بر وزن صَمَد و جمع عمود (۱۲۲) و به معنای ستونها و یا هر شیء طولانی، مانند قطعات چوب و آهن است که برآن تکیه می شود. (۱۲۳)
اسرار علمی جاذبه عمومی:
عقیده ای که قرنها بر فکر منجمان و کیهان شناسان درباره ی آسمان، حکم فرمایی می نمود. این بود که آسمان از لایه های مختلفی که آن را فلک می نامیدند، تشکیل شده است. زمین در وسط این افلاک قرار داشت و آنها دور تا دور زمین را فرا گرفته بودند و هریک از این افلاک؛ همانند پوسته های پیاز لایه های زیرین را دربر گرفته بودند و بر آنها تکیه داشتند. هر یک از سیّارات منظومه شمسی و خورشید و ماه، در یکی از این افلاک قرار داشتند و به آن چسبیده و حرکتشان به تبع حرکت آن فلک بود. مجموع ستارگان نیز فلکی جداگانه داشتند که به آن فلک ثوابت گفته می شود. (۱۲۴) اما از قرن ۱۶ میلادی که پیشرفت هایی در علم نجوم صورت گرفت و پرده از روی اوضاع اجرام آسمانی برداشته شد، وجود افلاکی با این خصوصیات، نفی گردید و معلوم شد که اجرام کیهانی به طور آزاد در فضای پهناور جهان شتابان در حرکتند. اکتشافات اگر چه افق تازه ای را در ستاره شناسی گشود، ولی سوالات فراوانی را به همراه داشت که ذهن دانمشندان را به خود مشغول ساخت. (۱۲۵) از جمله: ۱٫ کدام عامل طبیعی باعث شده اکه این اجرام عظیم در فضا نگاه داشته شوند و سقوط نکنند؟ ۲٫ چرا از مسیر خود منحرف نمی شوند و با یکدیگر برخورد نمی کنند و جذب یکدیگر نمی شوند؟ ۳٫ چرا این اجرام نوعاً، گرد یکدیگر می چرخند و در امتداد خطی مستقیم حرکت نمی کنند؟ ۴٫ چرا سرعت گردش این اجسام با هم متفاوت است؟ اگرچه این سوالات به طور جدی از قرن شانزدهم میلادی مطرح شد، ولی قرنها قبل به عنوان دغدغه برخی از دانشمندان و کیهان شناسان بوده است. موریس مترلینگ، پژوهش برای یافتن پاسخ این سوالات را به دانشمندان قبل از اسلام نسبت می دهد. پلوتارک که چندین قرن قبل از میلاد می زیسته در کتاب خود می گوید، ما حیرت می کنیم که برای چه ماه سقوط نمی کند و روی زمین نمی افتد. (۱۲۶) محقق سبزواری، از ثابت بن قره مطالبی را نقل می کند، و می نویسد او سعی در جواب دادن به این سوالات داشته است و به وجود نوعی جذب و کشش بین کرات آسمانی و اجزای آنها؛ اشاره می کند. (۱۲۷) برخی نیز معتقدند که بعد از اشارات علمی قرآن و روایات اهل بیت(علیه السلام) ابوریحان بیرونی (۵۵۰ق) اولین کسی بود که به نیروی جاذبه پی برد، (۱۲۸) که می توانست جواب خوبی برای این سوالات باشد. گروهی با غفلت از پیشینه ی تاریخی این بحث علمی، آغاز آن را از افتادن سیبی از درخت می دانند. (۱۲۹) به نظر برخی اساتید، این ماجرا به افسانه بیشتر شبیه است؛ (۱۳۰) ولی ممکن است جرقه ای بوده باشد که سوالاتی را در ذهن دانشمند جوانی ایجاد کرده و او را به ادامه تحقیقات گذشتگان در این باره تشویق نموده است. (۱۳۱) او برای یافتن جواب سوالاتش، شانزده سال زحمت کشید (۱۳۲) و بالاخره نتایج تحقیقات خود را در سال (۱۶۸۷م) در کتاب مشهورش، «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» منتشر کرد. (۱۳۳) برطبق قانون جاذبه عمومی، کلیه اجسام همدیگر را جذب می کنند و این کشش به دو عامل بستگی دارد: ۱٫ جرم؛ ۲٫ فاصله. نیوتن؛ اظهار داشت دو جسم به نسبت مستقیم حاصل ضرب جرم های خود، به نسبت عکس مجزور فاصله بین این دو جسم، یکدیگر را جذب می کنند؛ یعنی اگر شما یکی از جرمها را دو برابر کنید؛ نیروی جذب این دو جسم به اندازه ی یک چهارم و اگر فاصله را سه برابر کنید به اندازه یک نهم کم می شود. (۱۳۴) قانون دیگری که نیوتن ارائه داد «قانون گریز از مرکز» بود. برطبق این قانون هر جسمی که بر گرد مرکزی حرکت کند، در آن جسم طبعا کششی به وجود می آید که می خواهد از آن مرکز دور شود مانند آتش گردانه ای که در حال چرخیدن است. (۱۳۵) نیوتن با ترکیب دو نیروی جاذبه و گریز از مرکز، حرکت زمین، سیارات، قمرها و دیگر اجرام آسمانی در مدارهای خود (۱۳۶) و گرد یکدیگر را توجیه کرد و نیز به علت عدم تصادم و سقوط آنها پی برد. سقوط آزاد اجسام، جزر و مدّ اقیانوس ها و تقدیم اعتدالین از مسائل مهمی بودند که پس از کشف جاذبه، به علت آنها پی برده شد. (۱۳۷)
دیدگاهها و نظریات مفسران
در آیات ۲۸/ نازعات، ۷ رحمن، ۱۸/غاشیه و ۵/ طور نیز از برافراشته شدن آسمان سخن به میان آمده است. وجود عبارت «بغیر عمد ترونها» در آیه ی دو سوره ی رعد و ۱۰ سوره لقمان، که مفسران آن را به دو صورت ترکیب کرده اند؛ برخی دیدگاهها و نظریات متفاوتی را در تفسیر آیه، به دنبال داشته است. گروهی جمله «ترونها» را صفت برای عمد می دانند و آیه را این گونه ترجمه می کنند: (آسمانها را بدون ستونی که دیدنی باشد برافراشتیم. ) و این، وجود ستونهایی نامریی را برای آسمان اثبات می کند. گروهی نیز «بغیر عمد» را متعلق به جمله ترونها می دانند که در این صورت آیه می گوید (همانطور که می بیند آسمان بدون ستون است). (۱۳۸) برخی نیز در تفسیر این آیات، دو وجه بیان کرده و هر دو را قابل تصور دانسته اند: ۱٫ همان وجه اول؛ ۲٫ معترضه بودن جمله «ترونها» که نتیجه آن نفی هرگونه ستون است. (۱۳۹) برخی نیز همچون صاحب تفسیر الکاشف «ها» در «ترونها» را به سماوات ارجاع می دهند یعنی: (او آسمانها را که می بینیشان بدون ستون برافراشت). (۱۴۰) الف) شیخ طوسی، در التبیان، تفسیر مجاهد از آیه ی ۱۰ سوره ی لقمان که گفته: آسمان دارای ستون هایی است که دیده نمی شود، را خطا می داند و می نویسد: «آسمان ستون ندارد چرا که اگر داشت اجسامی بسیار بزرگ و قابل دیدن بودند و نیز تصور ستون برای آسمان، ممکن نیست چرا که تسلسل را به دنبال خود دارد؛ چون هر ستونی به ستون دیگری نیاز دارد». (141) ب) سید مرتضی علم الهدی، نیز در تبیین آیه می نویسد: «یعنی اگر در آنجا ستونهایی بود شما آنرا می دیدید و چون دیدن ستون را نفی کرده است، وجود ستونها نیز نفی شده است؛ چنانچه می گویند «لا یهتدی بمناره» (کسی در پرتو منار او راه را نمی یابد) یعنی مناری ندارد زیرا اگر داشت، در پرتو آن راه می بردند». (142) ج) ابوالفتوح رازی، نیز وجود ستون برای آسمان را قبول ندارد و می نویسد: «قول آن کس که اثبات عماد کرد و نفی رویت، قول رکیک است و درست آن است که مراد به نفی رویت عماد، نفی عماد است». (143) د) ابن کثیر، از دیگر مفسرانی است که ذیل آیه ی ۲ سوره ی رعد، آسمان را همچون قبّه ای بر روی زمین می داند، که بدون هیچ ستونی استوار است. ایشان جمله «ترونها» را برای تأکید نفی عمد می داند چرا که استواری سقفی بدون ستون، قدرت الهی را بیشتر مشخص می کند. در ادامه از ابن عباس، مجاهد و حسن نقل می کند که: «آسمان دارای ستونهایی است لکن دیده نمی شود». و آن را تأویل و خلاف ظاهر آیه و ضعیف می شمرد. (۱۴۴) هـ) قدمای مفسرین، اجمالاً به وجود ستونهایی برای آسمان پی برده بودند و گاهی از آن به قدرت خداوند تعبیر می کردند. (۱۴۵) و) طبری، از ابن عباس نقل کرده که گفته است: «چه دانی شاید آسمانها ستونهایی دارند و شما آنها را نمی بینید». (146) ز) علامه طباطبایی، پس از اینکه آیه ی ۲ سوره ی رعد را بیانگر عظمت و تدبیر خداوند متعال می داند می نویسد: «اینکه خداوند آسمان را با عبارت «بغیر عمد ترونها» توصیف کرد مقصودش این نبوده که آسمان اصلاً پایه و ستونی ندارد و درنتیجه، وصف «ترونها» توضیحی بوده و مفهومی نداشته باشد». [و نتوان نتیجه گرفت که پس پایه های ندیدنی دارد. ] ایشان با تکیه بر این اصل که سنت اسباب و علل در تمامی اجزای عالم جریان دارد، می نویسند: «بنابراین اگر سقفی را دیدیم که روی پای خود ایستاده، باید بگوییم به اذن خدا و با وساطت سبب خاصی ایستاده و اگر جرمی آسمانی را ببینیم که بدون ستون ایستاده، باز هم به اذن خدا و با وساطت اسباب مخصوص خود، مانند طبیعت خاص و یا جاذبه عمومی ایستاده است. (۱۴۷) وی علت مقید شدن آیه به «بغیر عمد ترونها» را، بیدار کردن فطرت خفته بشر می دانند تا به جستجوی سبب این مسئله بپردازند و از این راه به وجود خداوند متعال پی ببرند. و شاید علامه بزرگوار این بیان را از آیات قرآن فهمیده باشند، که برپا بودن آسمان و زمین را به امر خدا و نشانه ای از نشانه های او می دانند. (۱۴۸) ح) آیت الله مکارم، نیز پس از طرح آیه ی ۲ سوره ی رعد می نویسند: « قابل توجه اینکه قرآن نمی گوید «آسمان بی ستون است» بلکه می گوید: «بدون ستونی است که آن را مشاهده کنید و قابل رویت باشد». این تعبیر به خوبی می رساند که ستون مرئی وجود ندارد، بلکه ستون نامرئی آسمان ها را بپا داشته است». ایشان با اشاره به روایتی از امام رضا (علیه السلام) در این باره می نویسند: «آیا توجیه و تفسیری برای این سخن، غیر از ستونی که ما امروز آن را «توازن جاذبه و دافعه» می نامیم وجود دارد». (149) ط) آیت الله معرفت، در تفسیر آیه ی ۷ سوره ی ذاریات به برخی روایات و آیات دیگر اشاره می کنند و نیروی جاذبه را عاملی می دانند، که مانع پراکنده شدن سیارات یک منظومه و ستارگان یک کهکشان می شود. ایشان آیات ۲۵ سوره ی روم و چهل و یک سوره ی فاطر را اشاره به نیروی جاذبه می دانند و این سخن نیوتن را نقل می کنند که: «ماورای نیروی جاذبه نیروی برتری باید باشد که ممکن است مادی یا ماوراء مادی و معنوی باشد. (۱۵۰) ی) یکی دیگر از مفسرین معاصر، با پذیرفتن این تفسیر در آیه ی ۲ سوره ی رعد می نویسند: «تصور ما از این ستون، همان قوه جذب و دفع بین سیارات و ستارگان است. به عنوان مثال قوه دفع و طرد ناشی از دوران زمین به دور خورشید دقیقاً مساوی با قوه جاذبه خورشید است، به همین دلیل زمین میلیونها سال در مدار واحدی می ماند و اگر یکی از این دو نیرو تغییر کند، اتفاقی می افتد که در حساب نمی گنجد». (151) ک) آیت الله حسین نوری، نیز با اشاره به این نکته، لزوم تناسب بین ستون و چیزی برآن تکیه کرده است را یادآور می شوند و می نویسند: «نیروی جاذبه و سایر قوانین حرکت مربوط به این اجرام با نظام دقیق و فرمول مخصوص خود مورد محاسبه قرار گرفته است، تا توانسته هر یک از آنها را در ارتفاع و مدار معین در طی میلیاردها سال نگاه بدارد». ایشان این گونه تعابیر قرآنی را سرشار از لطافت و اعجاز می دانند. (۱۵۲) ل) استاد دکتر رضایی، پس از بررسی برخی دیدگاهها در تفسیر این آیات، به دو نکته مهم اشاره می کنند: ۱٫ حصر عَمَد [ستونها]، در نیروی جاذبه صحیح به نظر نمی رسد؛ چرا که ممکن است مراد از آن، نیروهای متعددی باشد که در آینده کشف شود و جمع بودن کلمه «عمد» نیز شاهد این نکته است. ۲٫ تفسیر آیه به نیروی جاذبه در صورتی صحیح است که مراد از آسمان در این آیات، کرات آسمانی باشد. ایشان با بررسی سیاق این آیات، قدر متیقن آسمان را در آیه ۱۰ سوره ی لقمان و ۲ سوره رعد، همین آسمان مادی یعنی کرات آسمان و جو زمین می دانند. (۱۵۳) م) دکتر محمد حسن هیتو، همچون بسیاری دیگر از نویسندگان، (۱۵۴) این آیات را اشاره به نیروی جاذبه می داند و می نویسد: «معنای آیه ی شریفه ۲ سوره ی رعد با قطع نظر از کمله «ترونها» کامل است و هدف از ذکر این جمله [البته خدا داناست] برای توجه دادن این نکته به انسانهاست که در این میان، موجوداتی نامرئی وجود دارند که روزی آنها را خواهید یافت و آن همان نیروی جاذبه است». (155) ن) دکتر زغلول محمد نجّار، نیز پس از بحث لغوی مفصلی پیرامون عمد و مطرح کردن برخی آیات در این زمینه، نیروهای چهارگانه ای را ذکر می کند که حفظ نظم اجرام عالم به واسطه آنهاست نیروها عبارتند از: ۱٫ نیروی جاذبه؛ ۲٫ نیروی الکترومغناطیس؛ ۳٫ نیروی هسته ای قوی؛ ۴٫ نیروی هسته ای ضعیف. این نویسنده صاحب نظر، واژه ی عمد را اشاره به این نیروها می داند که نظام عالم را حفظ کرده اند. (۱۵۶) عبدالرئوف مخلص، نیز این آیات را اعجازی علمی از قرآن می داند و می نویسد: «این آیات هم با عقاید گذشتگان سازگار است که آسمان را بدون ستون می پنداشتند و هم با یافته های کنونی که جاذبه را به عنوان ستونی می دانند که کرات آسمانی را در وضعیت خاصی حفظ می کند، که این معجزه ای علمی از قرآن است». (157)
جمع بندی و بررسی
ظاهر این دو آیه، این است که «ترونها» وصفی برای «عمد» باشد و این که برخی گفته اند مفهوم آیه، «ترونها بغیر عمد» است، یعنی آسمانها را بدون ستون می بینی [و بنابراین «بغیر عمد» جار و مجرور و مضاف و مضاف الیه است، که متعلق به ترونها می باشد. ] اولاً، خلاف ظاهر است و ثانیاً، این تعبیر نشان می دهد که شما آسمان را بی ستون می بینید، در حالی که واقعاً دارای ستون است. آنچه می تواند به عنوان حجت قاطع و کلام آخر در این باب باشد، روایتی است که از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است. حسین بن خالد می گوید: از امام رضا(علیه السلام) از تفسیر آیه «والسماء ذات الحبک» (158) سوال کردم. امام فرمودند: یعنی آسمان راه هایی به سوی زمین دارد. عرض کردم: چگونه آسمان می تواند راه ارتباطی با زمین داشته باشد در حالی که خداوند می فرماید: «آسمانها بی ستون است». امام فرمودند: سبحان الله الیس الله یقول: «بغیر عمد ترونها» (عجیب است، آیا خداوند نمی فرماید: بدون ستونی که قابل مشاهده شما باشد). عرض کردم: آری، امام فرمودند: پس در آنجا ستون هایی هست ولی شما آن را نمی بینید. (۱۵۹) این سخن امام(علیه السلام)، بیانگر معنای دقیق آیه است و عظمت علمی امام(علیه السلام)و تفاوت غیر قابل بیان این بزرگواران با دیگر مفسران قرآن را نشان می دهد. در عصر نزول قرآن فرضیه افلاک بطلمیوسی در بین منجمان رایج و حاکم بود. این فرضیه برای هریک از سیارات منظومه شمسی، ماه، خورشید و ستارگان، افلاکی قایل بود که این اجرام به آن افلاک متصل بودند و حرکتشان به تبع حرکت آن فلک بود و آن افلاک همانند لایه های پیاز هریک بر دیگری تکیه داشت. اما آنچه اکنون مسلم است این است که هر سیاره و ستاره ای در آسمان معلق بوده و این نیروی جاذبه و دافعه [گریز از مرکز] است که آنها را در وضعیت خاصی ثابت نگاه داشته است، البته ممکن است نیروهای دیگری نیز در این امر دخیل باشند که هننوز کشف نشده اند. آیات ۲۵ سوره روم و ۴۱ سوره ی فاطر نیز از آیاتی هستند، که به پا داشتن آسمانها به اذن و امر خداوند و نیز جلوگیری از زوال آنها را بیان می کنند و می تواند به نوعی اشاره به وجود عواملی همچون جاذبه باشد.
پی نوشت ها :
۱٫ سوره ی ذاریات، آیه ی ۷، سوره ی طور، آیه ی ۵؛ سوره ی بروج، آیه ی ۱، سوره ی طارق، آیات ۱، ۱۱ و سوره ی شمس، آیه ی ۵٫ ۲٫ سوره ی نازعات، آیه ی ۲۷٫ ۳٫ سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۸۹ و سوره ی مائده، آیات ۱۷ و ۱۸٫ ۴٫ سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۸۹ و سوره ی مائده، آیات ۱۷ و ۱۸٫ ۵٫ سوره ی بقره، آیه ی ۲۵۵٫ ۶٫ سوره ی انعام، آیه ی ۷۴٫ ۷٫ سوره ی اعراف، آیه ی ۱۸۵ و سوره ی یونس، آیه ی ۱۰۱٫ ۸٫ سوره ی جاثیه؛ آیه ی ۳٫ ۹٫ سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۹۰ و سوره ی بقره، آیه ی ۱۶۴٫ ۱۰٫ سوره ی روم، آیه ی ۲۲٫ ۱۱٫ سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۹۱٫ ۱۲٫ سوره ی انبیاء آیه ی ۳۰٫ ۱۳٫ سوره ی ذاریات، آیه ی ۴۷٫ ۱۴٫ سوره ی فصلت، آیه ی ۱۲٫ ۱۵٫ سوره ی ملک، آیه ی ۳ و سوره ی نوح؛ آیه ی ۱۵٫ ۱۶٫ سوره ی رحمن، آیه ی ۷٫ ۱۷٫ سوره ی بقره، آیه ی ۲۹ و سوره ی مومنون، آیه ی ۸۶٫ ۱۸٫ سوره ی ذاریات، آیه ی ۴۷٫ ۱۹٫ سوره ی مومنون، آیه ی ۱۷، و سوره ی ذاریات، آیه ی ۷٫ ۲۰٫ سوره ی نبا، آیه ی ۱۲٫ ۲۱٫ سوره ی غافر، آیه ی ۵۷٫ ۲۲٫ سوره ی زخرف، آیه ی ۹٫ ۲۳٫ سوره ی عنکبوت؛ آیه ی ۶۱٫ ۲۴٫ سوره ی انبیاء، آیه ی ۱۶ و سوره ی دخان، آیه ی ۴۸٫ ۲۵٫ سوره ی ص، آیه ی ۲۷٫ ۲۶٫ سوره ی روم، آیه ی ۸٫ ۲۷٫ سوره ی زمر، آیه ی ۵، سوره ی انعام، آیه ی ۷۳ و سوره ی ابراهیم، آیه ی ۱۹٫ ۲۸٫ سوره ی ق، آیه ی ۳۸ و سوره ی احقاف، آیه ی ۳۳٫ ۲۹٫ سوره ی طور، آیه ی ۵ و سوره ی انبیاء، آیه ی ۳۲٫ ۳۰٫ سوره ی حجر، آیه ی ۱۶ و سوره ی ق، آیه ی ۶٫ ۳۱٫ سوره ی ملک، آیه ی ۳٫ ۳۲٫ سوره ی ملک، آیه ی ۳٫ ۳۳٫ سوره ی ق، آیه ی ۶٫ ۳۴٫ سوره ی غافر، آیه ی ۶۴؛ سوره ی بقره، آیه ی ۲۲ و سوره ی نباء آیه ی ۱۰٫ ۳۵٫ سوره ی فصلت، آیه ی ۱۴، ۳۶٫ سوره ی رعد، آیه ی ۲ و سوره ی لقمان، آیه ی ۱۰٫ ۳۷٫ سوره ی طور، آیه ی ۵ و سوره ی نازعات، آیه ی ۲۸٫ ۳۸٫ سوره ی حج، آیه ی ۶۵٫ ۳۹٫ سوره ی روم، آیه ی ۲۵٫ ۴۰٫ سوره ی حج، آیه ی ۶۵٫ ۴۱٫ سوره ی فاطر، آیه ی ۴۱٫ ۴۲٫ سوره ی شوری، آیه ی ۲۱٫ ۴۳٫ سوره ی حجر، آیه ی ۱۴ و سوره ی شوری، آیه ی ۱۲٫ ۴۴٫ سوره ی بقره، آیه ی ۲۲٫ ۴۵٫ سوره ی زمر، آیه ی ۶۳٫ ۴۶٫ سوره ی قمر، آیه ی ۱۱٫ ۴۷٫ سوره ی نبأ، آیه ی ۱۹ و سوره ی قمر، آیه ی ۱۱٫ ۴۸٫ سوره ی اعراف، آیه ی ۴۰٫ ۴۹٫ سوره ی بقره، آیه ی ۲۲٫ ۵۰٫ سوره ی طه، آیه ی ۴؛ سوره ی غاشیه، آیه ی ۱۸، و سوره ی رحمن، آیه ۷٫ ۵۱٫ سوره ی شوری، آیه ی ۲۹ و سوره ی رحمن، آیه ی ۲۹٫ ۵۲٫ سوره ی اسراء، آیه ی ۴۴٫ ۵۳٫ سوره ی آل عمران، آیه ی ۸۳ و سوره ی مریم، آیه ی ۹۳٫ ۵۴٫ سوره ی حج؛ آیه ی ۱۸؛ سوره ی نحل، آیه ی ۴۲ و سوره ی رعد، آیه ی ۱۵٫ ۵۵٫ سوره ی اسرا، آیه ی ۵۵٫ ۵۶٫ سوره ی انبیا، آیه ی ۴٫ ۵۷٫ سوره ی فصلت، آیه ی ۱۲، و سوره ی بقره، آیه ی ۲۵۵٫ ۵۸٫ سوره ی جن، آیه ی ۸٫ ۵۹٫ همان، ص ۹٫ ۶۰٫ سوره ی صافات، آیه ی ۸، و سوره ی حجر، آیه ی ۱۷٫ ۶۱٫ سوره ی احزاب، آیه ی ۷۲٫ ۶۲٫ سوره ی فصلت، آیه ی ۱۱، سوره ی انشقاق، آیه ی ۲و سوره ی هود، آیه ی ۴۴٫ ۶۳٫ سوره ی فصلت، آیه ی ۱۲٫ ۶۴٫ سوره ی سجده، آیه ی ۵ و سوره ی طلاق، آیه ی ۱۲٫ ۶۵٫ سوره ی روم، آیه ی ۸ و سوره ی احقاف، آیه ی ۳٫ ۶۶٫ سوره ی طور، آیه ی۹٫ ۶۷٫ سوره ی فرقان، آیه ی ۲۱ و سوره ی رحمن، آیه ی ۳۷؛ سوره ی مزمل، آیه ی ۱۸، سوره ی مرسلات، آیه ی نه، سوره ی انفطار، آیه ی ۱، سوره ی انشقاق، آیه ی ۱ و سوره ی حاقه، آیه ی ۱۶٫ ۶۸٫ سوره ی معارج، آیه ی ۳۷٫ ۶۹٫ سوره ی رحمن، آیه ی ۳۷٫ ۷۰٫ سوره ی دخان، آیه ی ۱۰٫ ۷۱٫ سوره ی انبیاء، آیه ی ۱۰۴ و سوره ی زمر، آیه ی ۶۷٫ ۷۲٫ سوره ی تکویر، آیه ی ۱۱٫ ۷۳٫ سوره ی هود، آیات ۱۰۷-۱۰۸٫ ۷۴٫ سوره ی ابراهیم، آیه ی ۴۸٫ ۷۵٫ سوره ی نبأ، آیه ی ۱۹٫ ۷۶٫ سوره ی انعام، آیه ی ۱٫ ۷۷٫ سوره ی نور، آیه ی ۳۵٫ ۷۸٫ سوره ی زمر، آیات ۵، ۳۸ و ۴۶٫ ۷۹٫ سوره ی روم، آیه ی ۱۸٫ ۸۰٫ سوره ی لقمان، آیه ی ۲۰ و سوره ی جاثیه، آیه ۱۳٫ ۸۱٫ سوره ی جاثیه، آیه ی ۲۲٫ ۸۲٫ صحاح اللغه، ج ۶، ص ۲۳۸۲ و مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۵۶۹٫ ۸۳٫ التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۵، ص ۲۲۰٫ ۸۴٫ ساکنان آسمان، ص ۶۰٫ ۸۵٫ التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۵، ص ۲۲۰٫ ۸۶٫ مفردات راغب، ص ۴۲۷٫ ۸۷٫ نهایه ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۰۶ و مفردات راغب؛ ص ۴۲۷٫ ۸۸٫ صحاح اللغه، ج ۶، ص ۲۳۸۱٫ ۸۹٫ لسان العرب، ج ۶، ص ۳۷۸٫ ۹۰٫ سوره ی بقره، آیه ی ۲۹٫ ۹۱٫ مفردات راغب، ص ۴۲۷ و التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۵، ص ۲۲۱٫ ۹۲٫ قاموس قرآن، ج ۳، ص ۳۳۲٫ ۹۳٫ لسان العرب، ج ۶، ص ۳۷۸٫ ۹۴٫ تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۱۶۵٫ ۹۵٫ سوره ی ابراهیم، آیه ی ۲۴٫ ۹۶٫ معارف قرآن، ص ۲۳۴٫ ۹۷٫ تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۳۹۸٫ ۹۸٫ سوره ی انبیاء، آیه ی ۳۲٫ ۹۹٫ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج یک، ص ۱۵۴٫ ۱۰۰٫ سوره ی رعد، آیه ی ۲٫ ۱۰۱٫ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج یک، ص ۱۳۵٫ ۱۰۲٫ سوره ی فرقان، آیه ی ۶۱٫ ۱۰۳٫ تفسیر المیزان، ج ۱۶، ص ۲۴۷٫ ۱۰۴٫ سوره ی سجده، آیه ی ۵٫ ۱۰۵٫ معارف قرآن، ص ۲۳۴٫ ۱۰۶٫ سوره ی ذاریات، آیه ی ۲۲٫ ۱۰۷٫ سوره ی زخرف، آیه ی ۸۴٫ ۱۰۸٫ الجامع الاحکام القرآن، ج ۱۷، ص ۶٫ ۱۰۹٫ سوره ی بقره، آیه ی ۲۲٫ ۱۱۰٫ تفسیر مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۴۳٫ ۱۱۱٫ سوره ی نوح، آیه ی ۱۱٫ ۱۱۲٫ وجوه القرآن، ص ۱۳۴٫ ۱۱۳٫ سوره ی حج، آیه ی ۱۵٫ ۱۱۴٫ تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۰٫ ۱۱۵٫ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج ۱، ص ۱۴۶٫ ۱۱۶٫ سوره ی لقمان، آیه ی ۱۰٫ ۱۱۷٫ سوره ی رعد، آیه ۲٫ ۱۱۸٫ صحاح اللغه، ج ۳، ص ۲۲۱٫ ۱۱۹٫ مفردات راغب، ص ۳۶۰٫ ۱۲۰٫ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۴۷۹٫ ۱۲۱٫ التحقیق فی کلمات القرآن، ج ۴، ص ۱۸۳٫ ۱۲۲٫ مصباح المنیر، ص ۴۲۸٫ ۱۲۳٫ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص ۱۷۳ و مفردات راغب، ص ۵۸۵٫ ۱۲۴٫ کشف المراد، ص ۲۳۸٫ ۱۲۵٫ دانش عصر فضا، ص ۴۱٫ ۱۲۶٫ هیئت و نجوم اسلامی، ص ۱۱۰٫ ۱۲۷٫ شرح اسماء الحسنی، ص ۵۳٫ ۱۲۸٫ مطالب شگفت انگیز قرآن، ص ۴۱٫ ۱۲۹٫ دنیای ستارگان، ص ۱۵۰؛ قهرمان تمدن، ص ۱۸۲ و جهانهای دور، ص ۴۲٫ ۱۳۰٫ هیئت و نجوم اسلامی، ج ۱، ص ۱۱۰ و تاریخ علوم؛ ص ۲۶۲٫ ۱۳۱٫ تاریخ علوم، ص ۲۶۴و دانش عصر فضا، ص ۴۴٫ ۱۳۲٫ تفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۲۳۲٫ ۱۳۳٫ ۱۸۶ پرسش و پاسخ نجومی، ص ۷۷٫ ۱۳۴٫ زمین سیاره شماره سه، ص ۱۲۸؛ اندیشه پرواز، ص ۱۶۲ و فرهنگ بزرگ گیتاشناسی جغرافی، ص ۲۶۷٫ ۱۳۵٫ درسهایی از ستاره شناسی، ص ۴۰و اندیشه پرواز، ص ۱۶۲٫ ۱۳۶٫ درسهایی از ستاره شناسی، اصول و عمل، ص ۲۶۱٫ ۱۳۷٫ نجوم به زبان ساده، ص ۱۹۰ و هیئت و نجوم اسلامی، ص ۱۱۲٫ ۱۳۸٫ پیام قرآن، ج ۸، ص ۱۴۶٫ ۱۳۹٫ معارف قرآن، ص ۲۴۸٫ ۱۴۰٫ تفسیر الکاشف، ج ۴، ص ۳۷۳٫ ۱۴۱٫ تفسیر التبیان، ج ۸، ص ۲۷۳٫ ۱۴۲٫ امالی المرتضی، ص ۲۳۳٫ ۱۴۳٫ تفسیر روض الجنان و روح الجنان، ج ۱۱، ص ۱۷۸٫ ۱۴۴٫ تفسیر القرآن العظیم، ج ۴، ص ۱۸۷۴ و الفرقان فی بیان اعجاز القرآن، ص ۱۴۹٫ ۱۴۵٫ تفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۲۳۲٫ ۱۴۶٫ تفسیر طبری، ج ۱۶، ص ۳۲۳٫ ۱۴۷٫ تفسیر المیزان، ج ۱۱، ص ۲۸۸٫ ۱۴۸٫ سوره ی روم، آیه ی ۲۵٫ ۱۴۹٫ پیام قرآن، ج ۸، ص ۱۴۶ و تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۲۹ و ج ۱۱، ص ۱۱۰٫ ۱۵۰٫ التمهید فی علوم القرآن، ج ۶، ص ۱۲۳ به نقل از بصائر جغرافیه، ص ۲۷۲٫ ۱۵۱٫ من هدی القرآن، ج ۵، ص ۲۸۶٫ ۱۵۲٫ دانش عصر فضا، ص ۵۵٫ ۱۵۳٫ پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج ۱، ص ۱۵۴٫ ۱۵۴٫ آیات الله فی الآفاق، ص ۵۵؛ التفسیر العلمی اللآیات الکونیه، ص ۲۴۷ و اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ص ۱۷۴٫ ۱۵۵٫ المعجزه القرآنیه، ص ۱۸۰٫ ۱۵۶٫ السماء فی القرآن الکریم، ص ۳۴۱ و الموسوعه العلمیه فی الاعجاز القرآنی (د. سمیر عبدالحلیم)، ص ۱۱٫ ۱۵۷٫ جلوه هایی جدید از اعجاز علمی قرآن، ص ۱۷٫ ۱۵۸٫ سوره ی ذاریات، آیه ی ۷٫ ۱۵۹٫ تفسیر برهان، ج ۲، ص ۲۷۸٫
منبع: مسترحمی، سید عیسی، (۱۳۵۸)، قرآن و کیهان شناسی، قم، انتشارات پژوهشهای پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، چاپ اول، ۱۳۸۷٫

















هیچ نظری وجود ندارد