۲.عوامل موفقیت حنابله پس از حدود یک قرن رقابت و همزیستی فرقه ها در بغداد و بروز تنش های بحران زا میان حنابله و امامیه در بغداد، جریان امور به نفع حنبلیان به پایان رسید و شیعیان پس از سقوط آل بویه، قدرت خود را از دست دادند و حنابله توانستند خلافت را با خود همراه نموده، سلطان آل بویه را تضعیف کرده، به تدریج اوضاع بغداد را در دست بگیرند و مانع اقتدار و نفوذ شیعیان و اندیشه های عقلانی شوند. بخشی از موفقیت حنابله به خود حنابله و تدبیر رهبرانشان باز می گردد و برخی به عملکرد رقیبان و یا شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی بغداد در ادامه مهمترین عوامل موفقیت حنابله را از نظر می گذرانیم:
1ــ۲.همراهی با محدثان دین در هر جامعه ای جایگاه ویژه ای دارد و هر گونه مخالفت با واکنش مواجه می شود. معمولاً عالمان دین نیز شأن بالایی در جامعه داشته، نگاهی همراه با تقدس به آنان وجود دارد؛ از سوی دیگر به طور طبیعی سنت گرایان در میان اقشار مختلف مردم وجاهت دارند؛ از این رو افراد یا گروه هایی که بر اساس روشن فکری و یا نیاز زمان و شرایط موجود، در صدد نوآوری و ابتکار در عرصه دین باشند، مورد اتهام قرار گرفته، مهر بیدینی خواهند خورد. معمولاً اقشاردینمدار و سنتی، از تعداد بیشتری برخوردار بودند و عالمان سنتی طرفدار وضعیت موجود، میدان را دردست می گیرند.در دوره مورد بحث نیز همین وضعیت وجود داشت و عقلگرایان با تفاسیر و برداشت های نو و جدید، درصدد ایجاد تحول در درک دین و متون دینی برآمدند و بدین روی در برابر عالمان سنتی و اهل حدیث قرار گرفتند. از سویی، معتزله و گروه های همفکر آنان برخورد مناسبی با اصحاب حدیث نداشتند و از سوی دیگر اهل حدیث خود، به گونه ای عوام بودند؛ زیرا تقلید می کردند و در دین و علوم مربوط به آن به اجتهاد و نوآوری و ارائه نظر روی نمی آوردند و دلیل آن را جلوگیری از تحریف دین و آموزه های الهی و دستورات پیامبر(ص) بیان می کردند؛ در نتیجه، اینگونه افکار و باورها، با نظر و احساسات مردم نیز سازگاری تقریبی داشت و سبب تقویت جایگاه و موقعیت آنان نزد مردم شد. نشانه ی آن نیز منزلت بالای اصحاب حدیث نزد مردم بود؛ چه اینکه اینگونه برخوردها از سوی مخالفان و حاکمان نسبت به آنان، سبب مظلوم نمایی و طرفداری بیشتر مردم شد؛ از این رو مدت اندکی پس از مأمون جریان روزگار به نفع اهل حدیث دگرگون شد و مخالفان اهل حدیث در تنگنای شدید سیاسی و تفتیش عقاید گرفتار آمدند.در دوره آل بویه نیز جریان مذکور ادامه یافت و تندروی های برخی حاکمان بویه ای و صاحب منصبان طرفدار آنان، از یک سو و رفتارهای برخی شیعیان و هم اندیشان آنان سبب بروز تنش هایی و در نتیجه طرفداری مردم از حنابله گردید؛ به ویژه که حنبلیان از جمعیت زیادی بهره مند بودند و با این مسایل قدرت آنان در بغداد رو به فزونی گذاشت و در اواسط قرن پنجم هجری، بر اوضاع مرکز خلافت تسلط یافتند؛ بنابراین یکی از مسایل اثر بخش در اقتدار یابی حنابله، همراهی آنان با سنت، حدیث و محدثان بود.
2ــ۲.توجه به سلف سلف به صحابه و یاران پیامبر(ص) و پیشکسوتان دین گفته می شود. این قشر نیز در بین جامعه مسلمان جایگاه رفیعی داشتند و حنابله، مصرانه از سلف پشتیبانی می کردند و انحراف از گفته ها و سیره ی سلف صالح را خسرانی جبران ناپذیر می دانستند. در این دوره، پیروان برخی فرقه ها و به ویژه شیعیان و امامیه نسبت به صحابه سلف انتقاداتی داشته و به نقد عملکرد و حتی لعن و سب آنان می پرداختند. این مسایل برای اهل حدیث و حنابله بسیار دشوار و بدعتی آشکار قلمداد می شد؛ به همین روی خود را موظف به برخورد تند با آنان می دانستند.روند سب صحابه در دوره آل بویه، با کمک حاکمان بویه ای و به ویژه معزالدوله گسترش بسیاری یافت و به دلیل گسترش چنین رفتارهایی، مانند سب از سوی پیروان برخی فرقه ها به ویژه شیعیان تندرو، عده ای از اهل سنت و مخصوصاً حنابله در برابر آنان موضع گیری شدیدی نشان دادند و در نتیجه، درگیری های فرقه ای، بغداد را به آشوب کشاند.
3ــ۲.اهمیت به کتاب و سنت مهمترین رکن دین، قرآن و گفتار پیامبر(ص) بوده است؛ زیرا از یک سو قرآن وحی خداوند به رسولش برای هدایت بشر و پیام اصلی دین بوده و از دیگر سو، رسول خدا(ص) که آورنده ی پیام الهی و واسطه ی بندگان و خالق می باشد، به معنای آیات الهی آگاهی بیشتری داشته، بهتر از هر فرد دیگری می تواند دستورات دینی را تبیین و تفسیر نماید؛ بدین رو این دو عنصر از مهمترین عناصر دین بوده اند که جنبه ی هدایتگری آنها آشکار است.یکی از این موارد، مسئله ی قرآن ابن مسعود است که شیعیان بغداد، بارها به دلیل باور به آن بغداد را به آشوب کشاندند و به این نظر متهم شدند که بهتحریف قرآن باور دارند؛ مثلاً در سال ۳۲۳ق فتنه ابن شنبوذ رخ داد؛ زیرا ابوالحسن محمد بن احمد مقریء مشهور به ابن شنبوذ (فردی شیعی که قرائت جاری مسلمانان را قبول نداشته و بر قرائت ابن مسعود تأکید داشته است و ظاهراً در ترتیب و برخی مسایل دیگر، اختلاف داشته است) به قرائت قرآن پیش از زمان عثمان باور داشت و در محراب، نماز قرآن را بر این اساس تلاوت می نمود. قرائت او بر اساس قرائت ابن مسعود و ابی بن کعب بود و حروف این قرائت با حروف قرآنی که زمان عثمان جمع آوری شده بود، متفاوت بود. او بر این روش خود اصرار داشت و به همین دلیل سبب تنش و مجادله در بغداد گردید و مردم از این مسئله در بحران قرار گرفتند؛ از این رو سلطان او را دستگیر کرد و وزیر(ابن مقله) او را خواست و از سوی دیگر، قاضیان، فقیهان و قاریان را دعوت کرد و با حضور آنان با او مناظره کرد و از او خواست دست از باور خویش بردارد. این شنبوذ امتناع نمود و مخاطبان را جاهل دانست. با این وصف، او را برهنه کردند و تازیانه زدند. او نتوانست مقاومت کند و در نهایت از باور خویش دست شست و به صورت کتبی از اندیشه و فکر خویش توبه کرد؛ از این رو او را آزاد کردند. ابن شنبوذ در سال ۳۲۸ ق از دنیا رفت(یافعی، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۶/خطیب، ج۱، ص۲۸۰ــ۲۸۱/ابن عساکر، ۱۹۹۵م، ج۵۱، ص۱۹).با توجه به جایگاه قرآن و سنت نزد مسلمانان، توجه اندک رقیبان حنابله به آیات و سنت، برخی را به واکنش کشاند و در این زمینه به دلیل بروز برخی دیدگاه ها از سوی تعدادی شیعه، آنان را به عنوان کسانی که به تحریف قرآن باور دارند، مطرح نمود. در طرف مقابل، به سبب توجه ویژه حنابله به قرآن و سنت، مردم جذب نظر و رأی آنان شدند و همان طور که ذکر شد، شالوده ی فقه حنابله بر اساس کتاب و سنت است و اصل نخست برای دانش فقه از میان اصول پنجگانه، نص قرآن و سنت بود و حتی در اختلاف نظر بین فتواهای صحابه، آن نظری که باقرآن و سنت سازگارتر است، توسط حنابله گزینش می گردد(محمود محمد، ۱۴۰۶ق، ص۱۱۲به بعد). با توجه این مباحث، می توان گفت: اهمیت دادن به قرآن و سنت در موفقیت اجتماعی و سیاسی آنان نقش بسیاری داشته است.
4ــ۲.مبارزه با افراط عقلگرایان اندیشه های افراطی در جوامع، معمولاً مورد استقبال قرار نمی گیرند؛ به ویژه که عقلگرایان به پیروی از افکار بیرون از اسلام و اندیشمندان غیر مسلمان متهم بودند و این اتهام زمینه نفوذ آنان را در میان مسلمانان از بین برد. افراط در ارائه اندیشه های جدید و عقلگرایی افراطی، ذهنیت مقابله با اساس اسلام را به وجود آورد و در نتیجه، جریان به نفع گروه های حدیث و از جمله ی آنان، حنابله تمام شد. عقلگرایی در حد معتدل بسیار خوب و مورد پذیرش بسیاری نیز قرار می گیرد، اما هر اندیشه ای که با تکیه بر قدرت و افراط گرایی همراه باشد، خسارت می بیند. جریان مخالف حنبلیان نیز با رویکردی تعصب آمیز و بر خلاف شعار آزاد اندیشی خود عمل نمودند و سرانجامی جز سقوط نصیب آنان نشد.در جامعه ی آن روز و برای مردم و عالمان دین چنین به نظر می رسید که تنها فرقه ای که در برابر جریان افراط گرایانه عقلی و جریان تشیع که مخالف برخی اصول اهل سنت بود، مقاومت کرده، با دفاع از اسلام، در برابر دیدگاه های جدید برخاسته است و از تفکرات عقلانی و اعتزال، پشتیبانی(بر اساس دیدگاه خود) نموده است، حنابله می باشد. این مسئله در نهایت سبب توجه همه ی اندیشمندان مسلمان به آنان شد؛ بنابراین می توان مبارزه حنبلیان با افراط گرایی جریان های عقلی را از دلایل مهم و تأثیر گذار در موفقیت حنابله به شمار آورد؛ به ویژه که این جریان عقلگرایی برای مدتی از پشتیبانی حاکمان بر خوردار بود و با سختگیری آنان، جبهه گیری بر ضد عقلگرایان تشدید شده بود.منبع: نشریه شیعه شناسی، شماره ۲۶.
















هیچ نظری وجود ندارد