6ــ پيامدهاي تقابل
گفته شد که تفاوت ديدگاه ميان اماميه و حنابله و نوع رفتار و رابطه ي عالمان و عوام آنان، سبب پديد آمدن مسائلي شد که در نتيجه ي آن، تقابل مذهبي حنابله و اماميه را شکل بخشيد. هر رفتاري نتيجه اي دارد و نتيجه ي اين رفتارها، زمينه سازي براي ايجاد تقابل بود و از سوي ديگر هر نتيجه اي پيامدهايي را فراروي پيروان آن مذاهب و گاه ديگر مذاهب و اديان بر جاي مي گذارد؛ از اين رو بايسته است اين پيامدها به منظور آسيب شناسي تعامل مذاهب و اديان و بهره گيري از آنها براي تقويت انسجام و هم گرايي بين پيروان مذاهب اسلامي، مورد توجه قرار گيرد؛ از اين رو پيامدهاي زير براي نمونه در اين زمينه مطرح مي شوند.
1ــ6.تشديد بحران مذهبي
پيش از تشکيل حکومت آل بويه و اقتداريابي شيعيان امامي، وضعيت فرقه هاي اسلامي در بحران برخاسته از تقابل بين اهل حديث و اهل رأي و عقل گرايي شدت گرفته بود و چالش هايي مانند مسئله خلق قرآن، مسلمانان را به بن بست فرو برده بود، اما پس از روي کار آمدن آل بويه و قدرت گيري شيعيان امامي، به دلايل ذکر شده، تقابل پيشين بسيار فزوني گرفت و بحران بين مذاهب اسلامي را تشديد نمود. از يک سو حنابله با معتزله و از سويي با اماميه و از ديگر سو با اشاعره تقابل پيدا کردند و مردم را با ترديد و ابهام زيادي در امر دين و مذهب مواجه کردند؛ از اين رو مي توان يکي از پيامدهاي اين تقابل را تشديد در گيري ها و بحران هاي مذهبي دانست که خساراتي جبران ناپذير در بغداد و ديگر قلمروهاي اسلامي بر جاي گذاشت.
2ــ6.تضعيف حکومت آل بويه
در قرن چهارم هجري، حکومتي شيعي و مقتدر بر مرکز خلافت عباسي تسلط يافت و زمينه ي حضور شيعيان امامي را در حکومت و خلافت فراهم آورد، در حالي که پيش از اين، چنين فرصتي در اختيار شيعيان قرار نگرفته بود. گرچه حکومت هاي شيعي ديگري نيز در همين دوره در شام، مغرب و مصر موقعيت مناسبي پيدا کردند، اما شيعه ي امامي در هيچکدام از اين حکومت ها مانند آل بويه نفوذ نداشتند؛ با اين همه آل بويه به دليل درگير هاي مذهبي و از دست دادن جايگاه خود نزد خلافت و عالمان ديگر مذاهب، نتوانست دوام زيادي آورد و پس از مدتي اندک، دچار سستي شد و از موضع گيري هاي تند و متعصبانه ي روزهاي آغازين حکومت دست کشيد و با خلافت همراه شد؛ اما فرصت به آنان اجازه اقتدار يابي گذشته را نداد؛ بنابراين مي توان گفت: از پيامدهاي مهم اين تقابل شديد، ضعيف شدن حکومت شيعي آل بويه بوده است.
3ــ6.تضعيف موقعيت عالمان امامي
از ديگر پيامدهاي اين دو گروه، تضعيف موقعيت و جايگاه مناسب عالمان و انديشمندان امامي بود. پيش از آل بويه نفوذ و دخالت يک عالم امامي در دربار خلافت عباسي باي جانبداري و احقاق حقوق شيعيان، بسيار نادر و همراه با سختي و دشواري زياد بود؛ از طرفي با بر آمدن آل بويه، پشتيباني آنان از عالمان امامي، فرصت بسيار خوبي به آنان روي آورد و انديشمندان امامي نيز تا حد امکان از اين زمان بهره بردند؛ اما اگر اين زمان صرف تقابل و درگيري و مسائلي از اين دست نمي شد، فرصت هاي ديگري ايجاد مي شد و طبيعتاً بسيار به نفع تشيع و شيعيان بود. شرايط بغداد و تندروي برخي افراد در ميان فرقه ها و رخدادهاي غير منتظره، سبب به وجود آمدن بحران هايي در مرکز خلافت شد و انگشت اتهام به سوي شيعيان رفت و در نهايت، موقعيت عالمان امامي از دست رفت و يا کمرنگ شد.
4ــ6.قدرت گيري اشاعره
يکي از فرقه هايي که تعاليمي مشترک ميان اماميه و حنابله داشت، فرقه ي کلامي اشاعره بود. اشعري در آغاز، گرايشي معتزلي و سازگار با تشيع داشت، اما به دلايلي از اعتزال دست شست و به منظور جانبداري از سنت و پرهيز از افراط عقلگرايان به حنابله گرايش يافت؛ در اين ميان، حنابله به او روي خوش نشان ندادند و در نهايت اشعري به تأسيس فرقه اي مستقل و رقيب حنابله، اماميه و معتزله روي آورد(ابن ابي يعلي، همان، ج2، ص18/ذهبي، 1413ق ، ج 15، ص90/صفدي، 1420ق، ج12، ص90). گفتني است در آغاز حکومت آل بويه رقابت شديدي ميان اماميه و حنابله برقرار بود و در مراحل پاياني رقابت تنگاتنگي بين اشاعره و حنابله به وجود آمد؛ در نتيجه مي توان يکي از پيامدهاي آشکار تقابل حنابله و اماميه را اقتداريابي اشاعره قلمداد کرد.
5 ــ6.بر هم خوردن انسجام اسلامي
همه مذاهب اسلامي از درون دين اسلام منشعب شده اند و اين انشعاب و فرقه گرايي، بر اثر اختلاف در برخي مسايل سياسي و ديني بوده است؛ در هر صورت، همه ي پيروان مذاهب به ارکان و عناصر اوليه و مهم دين اسلام باورمند بودند. از اين رو اشتراکات مذاهب بسيار زياد و اختلاف معمولاً کمرنگ تر از اشتراکات است. در اين زمينه اگر عالمان و بزرگان بر اساس سفارش هاي اسلام و رسول خدا(ص) به تفاهم و هم انديشي روي آورند، وحدت و يکپارچگي مسلمانان افزون تر خواهد شد. در دوره آل بويه اين مسئله رخ نداد و به تعبيري انسجام اسلامي و وحدت فرقه ها تحقق نيافت؛ زيرا شرايط بغداد و موقعيت مذاهب سب رقابت ناسالم و متعصبانه ي مذاهب نسبت به يکديگر شد و به ويژه با شکل گيري تقابل ميان اماميه و حنابله، اشتراکات ديني مذاهب کمرنگ تر شد و بر دوري بيشتر و دشمني بين آنان افزوده گشت؛ بنابراين تقابل بين اماميه و حنابله در زياد شدن فاصله پيروان اين دو مذهب و همچنين مذاهب ديگر، نقش اساسي داشته است؛ در حالي که بهترين فرصت براي مسلمانان در دوره آل بويه فراهم شده بود. دوره آل بويه به عنوان دوره شکوفايي و پيشرفت تمدن اسلامي و به تعبير برخي، دوره رنسانس اسلامي نام گرفته است و مسايل مختلف مربوط به تمدن در زمينه علوم، تشکيلات، فرهنگ و نمادها و مظاهر ديگر تمدني، توسعه ي بسيار زيادي يافت؛ اما گفتني است تنها توجه به برخي مظاهر تمدني، سبب و عامل اين رشد و شکوفايي نبوده است و شايد بتوان برخي دوره هاي تاريخي، مانند عصر سامانيان، سلجوقيان، ايلخانان، صفويه و عثماني را همسان دوره آل بويه و يا برتر از آن دانست؛ بنابراين نکته در مسئله ي ديگري نهفته است: محور اساسي در شد تمدن اين عصر، ارزش و اهميت يافتن موقعيت براي همه ي فرقه هاي موجود در بغداد است؛ زيرا امير و سلطان آل بويه نه تنها به فرقه هاي اسلامي کاملاً مخالف مانند اماميه، معتزله، حنابله و اشاعره توجه مي نمودند، بلکه به اديان ديگر مانند يهوديت و مسيحيت نيز توجه مناسبي نشان دادند؛ در اين صورت بود که علم و دانش رشد و توسعه يافت و به نظر مي رسد با آسيب شناسي اين دوره، مي توان آن را به عنوان يک الگوي تقريبي شناساند. جدول آشوب ها در بغداد دوره آل بویه
ردیف
حادثه
سال
علت حادثه
منبع
1
درگیری و فتنه –غارت کرخ
338
تعصب اهل سنت
ابن کثیر، ج11 ص221 / ابن جوزی، ج4 ، ص75
2
درگیری
340
تعصب مذهبی
ابن کثیر، همان، ص224 / ابن جوزی، ص84
3
درگیری و قتل
346
سب صحابه
ابن کثیر، همان، ص232
4
درگیری و تعطیلی نماز جماعت
347
تعصب مذهبی
ابن جوزی|/14/126
5
درگیری و فتنه
348
ابن کثیر، همان، ص 234
6
درگیری و قتل
349
ابن کثیر، همان، ص236
7
درگیری
350
عیاران
تنوخی، ج1، ص48
8
درگیری و قتل
351
سب صحابه
ابن کثیر، همان، ص241
9
درگیری
353
عاشورا
ابن کثیر، همان، ص 253 / ابن جوزی،همان، ص 155
10
درگیری
354
عاشورا
ابن کثیر، همان، ص254
11
ظهور دعوت قائم (عباسی نزد اهل سنت –علوی نزد شیعه)
357
مسکویه، ج6، ص286
12
فتنه
359
عاشورا و غدیر
ابن جوزی، همان ، ص 196
13
درگیری
360
تعصب سبکتکین بر ضد شیعه
مسکویه، همان، ص348
14
آتش سوزی
360
تعصب اهل سنت
مسکویه، همان، ص351
15
درگیری – غارت کرخ
361
عاشورا
ابن کثیر، همان، ص271
16
درگیری غارت کرخ
362
قتل یک سنی
ابن کثیر، همان، ص273
17
درگیری
363
تعصب سنی و شیعه
مسکویه، همان، ص374
18
درگیری غارت کرخ
363
عاشورا
ابن کثیر، همان، ص275
19
درگیری-آتش-قتل- غارت کرخ
364
تعصب اهل سنت
مسکویه، همان، ص400
20
درگیری و قتل و تخریب
379
عیاران
ذهبی، ج 3، ص10
21
درگیری-آتش- قتل- محله کرخ-تخریب
380
تعصب
ابن جوزی، ج ، ص344
22
درگیری و فتنه
381
مراسم غدیرخم
ابن کثیر، همان، ص310
23
منع برگزاری رسوم شیعه وسنی
382
عاشورا
ابن کثیر، همان، ص311/ ابن جوزی، همان ، ص369
24
درگیری
384
عیاران
ابن جوزی، همان ، ص 369
25
تقابل و رفاقت
390
عاشورا- غدیر
مسکویه، همان، ص 401
26
درگیری
391
تعصب
مسکویه، همان، ص 452
27
درگیری و فتنه
392
عیاران
ابن کثیر، همان، ص 330/ ابن جوزی، همان ، ص 33
28
منع برگزاری رسوم شیعه وسنی
393
عاشورا
مسکویه، همان، ص527
29
عدم تأیید منصب قاضی القضاتی برای سید ابواحمد موسوی از سوی خلیفه
394
اقتدار خلیفه
ابن اثیر، ج8، ص20
30
درگیری- آتش – قتل- محله کرخ- تبعید شیخ مفید
398
قرآن ابن مسعود – سب صحابه و تعرض به شیخ مفید
ابن کثیر، همان، ص 338 / ابن جوزی،همان، ج 15، ص 59
31
رسمی بودن مراسم عاشورا
402
وزیر طرفدار شیعه
ابن جوزی، همان ، ص82
32
درگیری
403
ابن جوزی، همان، ص91
33
درگیری و فتنه
406
عاشورا و تندروی برخی شیعه
ابن کثیر، همان، ج12، ص2/ ابن جوزی، همان، ص111
34
آتش سوزی بارگاه امام حسین(ع)
407
ابن جوزی، همان، ص120
35
درگیری و فتنه در اعلامیه القادر
408
تعصب اهل سنت
ابن کثیر، همان، ج12، ص6/ ابن جوزی، همان، ج15، ص125
36
درگیری و تبعید شیخ مفید
415
برخورد با عامل خلیفه
ابن جوزی، همان، ص167
37
درگیری و سوزاندن خانه سید مرتضی
416
عیاران
ابن جوزی، همان، ص171
38
آتش سوزی کرخ و تعرض به سید مرتضی
417
محرم
ابن کثیر، همان، ص 20/ ابن جوزی، همان، ص175
39
درگیری و اعلامیه خلیفه بر ضد شیعه و تشیع
420
عزل خطیبان شیعه مسجد برائا
ابن کثیر، همان، ص26/ ابن جوزی، همان، ص199
40
درگیری و قتل (دوبار)
421
عاشورا
ابن کثیر، همان، ص28/ ابن جوزی، همان، ص204
41
درگیری- غارت کرخ(دوبار)
422
تعصب برای صحابه و خلفا و غدیر
ابن کثیر، همان، ص31/ ابن جوزی، همان، ص 214-219
42
درگیری
423
عاشورا
ابن جوزی، همان، ص222
43
درگیری و محدودیت برای شیعه در کرخ
424
تعصب اهل سنت
ابن جوزی، همان، ص236
44
درگیری – منع آب برای کرخ
425
تعصب اهل سنت
ابن کثیر، همان، ص36/ ابن جوزی، همان، ص240
45
فتنه
426
ابن کثیر، همان، ص38
46
درگیری
429
تعصب بر ضد واژه شاهنشاه برای امیران آل بویه
ابن کثیر، همان، ص43/ ابن جوزی، همان، ص246
47
درگیری و حمله غزنویان به ری
432
تعصب اهل سنت
ابن کثیر، همان، ص 49/ ابن جوزی، همان، ص227
48
اعلامیه خلیفه مثل اعلامیه 408
433
تعصب بر ضد شیعه و…
ابن جوزی، همان، ص279
49
درگیری و حمله عامه به یهود
437
ابن جوزی، همان، ص302
50
درگیری و قتل و عدم حج عراقی ها
439
ابن کثیر، همان، ص 49/ ابن جوزی، همان، ص308
51
درگیری
440
ابن جوزی، همان، ص 56/ ابن جوزی، همان، ص308
52
منع عاشورا و پذیرش شیعه
441
برگزاری مراسم عاشورا
ابن کثیر، همان، ص 59/ ابن جوزی
53
صلح شیعه و سنی- ترحم شیعه بر صحابه و زیارت اهل سنت قبور امامان (ع)
442
اتحاد(ترحم بر صحابه و زیارت قبور امامان)
ابن کثیر، همان، ص 61/ ابن جوزی، همان، ص325
54
درگیری
443
شعارهای شیعی و سب صحابه و زیارت
ابن کثیر، همان، ص 62/ ابن جوزی، همان، ص329
55
درگیری
444
سب صحابه
ابن جوزی، همان، ص335
56
درگیری و فتنه
445
سب صحابه
ابن کثیر، همان، ص 64/ ابن جوزی، همان، ص340
57
درگیری و قتل بین شیعه و سنی- درگیری بین اشاعره و حنابله
447
شعارهای شیعی
ابن کثیر، همان، ص 66/ ابن جوزی، همان، ص347
58
منع شیعه از مراسم و شعارها
448
غلبه سلجوقیان
ابن کثیر، همان، ص 68/ ابن جوزی، همان،ج16، ص7
نتيجه
همکاري با خلافت و حاکمان، از مسايل مهم تعامل فکري ــ سياسي است. حنابله به همکاري با حاکميت نگاه مناسبي نداشتند. اما در دوره آل بويه نگاه مثبت براي همکاري با آنان تقويت شده است؛ گر چه اصل خلافت و حاکميت را درست و شرعي مي پنداشتند. رويکرد اماميه در آغاز تندتر از حنابله بود و جنبه منفي نگاه آنان در تعامل با حکومت ها قوي تر بوده است، اما در دوره آل بويه نگاه اماميه نسبت به حاکميت تغيير بنيادي يافت و به ويژه با آل بويه ارتباط و همکاري گسترده اي برقرار کردند؛ در نتيجه مي توان رويکرد هر دو فرقه را در يک جهت تصور نمود؛ گرچه تفاوت هايي بين آنان وجود داشته است. درباره بحث خروج عليه حاکم اسلامي، باور حنابله چنين بود که بر هيچ مسلماني روا نيست امام نداشته باشد و هر کس بايد به همراه اين امام، حج و جهاد خود را انجام دهد؛ خواه اين امام نيکوکار باشد و خواه بدکار. هر کس حاکم مسلمانان شد، بايد در برابر او کرنش کرد و از او فرمان برد و در نتيجه او اميرمؤمنان خواهد بود و هيچ کس حق ندارد بر اين پادشاه يا حاکم، شورش يا ستيزه کند؛ زيرا اين کار موجب گسسته شدن وحدت و انسجام مسلمانان مي شود. اماميه در بحث خروج، نظر کاملاً متفاوتي نسبت به حنابله دارند که برخاسته از نگرش آنان درباره جانشين پيامبر(ص) است. اماميه با وجود پذيرش اعتبار و مقام ياران پيامبر(ص) و احتمال بروز اشتباه از سوي آنان، جايگاه جانشين رسول خدا(ص) را مانند پيامبر(ص) مي دانند و براي امامت شرط خروج را نپذيرفته اند؛ در انديشه ي آنان امامت يک منصب الهي است که به فردي براي هدايت مردم داده شده است؛ گرچه گستره فعاليت و رهبري او، امور سياسي و اجتماعي را نيز در بر مي گيرد. در اين جا بين اماميه و حنابله اختلاف نظر اساسي و بنيادين وجود دارد و با اين تفاوت ديدگاه بنيادين نمي توان تعاملي بين آنان در نظر گرفت. نگاه فرا دنيوي اماميه درباره امامت و ديدگاه اجتماعي و بشري حنابله نقطه اشتراک و تعامل آنان را در اين مسئله منتفي کرده است. مي توان گفت: بر اساس تفاوت معنا و جايگاه امام نزد اين دو گروه، وظايف و شرايط امام نيز متفاوت است. اماميه به دليل جايگاه ماورايي امام، منصوص بودن را براي چنين امامي از ضروريات مي داند، در حالي که به نظر حنابله اگر چنين نصي وجود مي داشت، حتماً صحابه به آن آگاه گشته، با آن مخالفت نمي کردند. غير از واگرايي اماميه و حنابله، در مواردي نيز هم گرايي اين دو فرقه وجود دارد. در سال 442ق ميان اهل سنت و شيعه اتفاق و اتحاد برقرار شد و حتي اهل کرخ بر صحابه رحمت فرستادند و در مساجد آنان نماز گزاردند و همه با هم براي زيارت مشاهد مشرفه خارج شدند و با دوستي و صميميت با هم برخورد کردند که در هيچ دوره اي اينگونه نبودند(ذهبي، 1984م، ج3، ص201). اين موارد نمونه هايي از هم گرايي ميان اين دو فرقه بزرگ در بغداد بوده است. به نظر مي رسد اگر در تعامل ميان فرقه هاي اين دوره بيش از آنچه عوام و برخي تندروها نقش داشتند، به عالمان و انديشمندان دو گروه اجازه گفتگو و همفکري داده مي شد، وضعيت مسلمانان و شيعيان در بغداد بسيار بهتر مي شد و موقعيت مذهبي اماميه تثبيت مي گرديد. عوامل واگرايي و تقابل اماميه و حنابله به رفتارهاي فردي يا گروهي پيروان آنان و انديشه هاي سياسي، اجتماعي و ديني ــ مذهبي اين دو مکتب باز مي گردد و در هر صورت، اين کنش و واکنش اجتماعي پيامدهاي ويژه خود را رقم زده است. برخي از پيامدهاي تقابل بين اين دو مکتب محوري در بغداد، تشديد بحران مذهبي، تضعيف حکومت آل بويه، تضعيف موقعيت عالمان امامي، قدرت گيري اشاعره و کمرنگ شدن اشتراکات ديني و آسيب پذيري انسجام مسلمانان بوده است.(1)
پي نوشت ها :
1.ابن کثير در حوادث سال 363ق هر دو فرقه شيعه و سني را کم عقل مي داند که به خاطر اين مسايل درگير مي شوند. به نظر مي رسد اين مسئله و فتنه هاي اين دوره در بغداد، به اقدامات تندروانه و متعصبانه گروه هاي فشار هر دو فرقه بر مي گردد که با رفتارهاي ضد مصلحتي و افراطي خود، زمينه ي ايجاد فتنه و آشوب در بغداد را فراهم مي کردند. در نهايت نيز به ضرر هر دو فرقه اماميه و حنابله به پايان رسيد و بهره ي اصلي از آن فرقه اشاعره شد. گر چه گفتني است عدم تحمل حنابله نسبت به برخي باورهاي اماميه و شيعيان، از عوامل اصلي و اثر بخش در اين زمينه بوده است؛ زيرا يکي از مهمترين مسايل در روابط اجتماعي، پذيرش باورها و رفتارهاي پيروان ديگر فرقه ها و اديان است که سنت و سيره ي پيامبر(ص) در برخورد با يهود و مسيحيان بوده است. نکته ي مهم ديگر و بر گرفته از جدول اينکه: دهه هفتاد از سده چهارم، دهه آرامش و هم گرايي بين شيعه و اهل سنت در بغداد بوده است و اين مسئله در دوره حکومتي عضدالدوله، صمصام الدوله و شرف الدوله رخ داده است، که به نظر مي رسد برخاسته از سياست مصلحت انديشي آل بويه و به ويژه عضدالدوله و عالمان شيعه بوده است. ديگر اينکه چند مسئله در واگرايي و فتنه بين شيعه و اهل سنت نقش محوري داشته است: سب صحابه، مراسم عاشورا، مراسم غدير، عياران و تعصب هاي مذهبي از عوامل اساسي در اين زمينه شمرده مي شوند که در جدول آشکار است و ديگر آنکه: شيعه پس از اعلاميه القادر و حمله ي غزنويان به ري و شکست آل بويه در ري، در برابر اهل سنت و خلافت عباسي قدرت کمتري داشته است و معمولاً کوتاه مي آيد.
منابع: 1.آغا بزرگ تهراني؛ طبقات اعلام الشيعه: نوابغ الرواة في رابعة المئات؛ بيروت: دارالکتاب العربي، 1390ق. 2.ابن ابي يعلي، محمد ابوالحسن ابن فراء؛ اعتقاد الامام المبجل ابن حنبل(ذيل طبقات الحنابله)؛ تحقيق محمد حامد الفقي؛ بيروت: دارالمعرفه، [بي تا]. 3.ـــــــــــ؛ طبقات الحنابله، تحقيق محمد حامد الفقي؛ بيروت: دارالمعرفه، [بي تا]. 4.ابن اثير، ابوالحسن شيباني؛ الکامل في التاريخ؛ تحقيق عبدالله قاضي؛ الطبعة الثانيه، بيروت: دارالکتب العلميه، 1415ق. 5.ابن جوزي، عبدالرحمن بن علي ابوالفرج؛ المنتظم في تاريخ الملوک و الامم؛ بيروت: دارالصادر، 1385ق. 6.ـــــــــــ؛ مناقب الامام احمد بن حنبل؛ به کوشش عبدالمحسن ترکي؛ تهران: هجر، 1401ق. 7.ابن خلدون، عبدالرحمن محمد حضرمي؛ العبر؛ الطبعة الخامسه، بيروت: دارالقلم، 1984ق. 8.ابن عساکر دمشقي، ابوالقاسم علي بن حسن شافعي؛ تاريخ مدينه دمشق، تحقيق محب الدين العمري؛ بيروت: دارالفکر، 1995ق. 9.ابن کثير، ابوالفداء اسماعيل بن عمر دمشقي؛ البداية و النهاية؛ تحقيق علي شيري، بيروت: داراحياء التراث العربي، 1408ق. 10.ابوالوفاء قرشي، عبدالقادر بن محمد؛ الجواهر المضيه في طبقات الحنفيه؛ کراچي: دارالنشر، [بي تا]. 11.ابوصلاح؛ الکافي في الفقه؛ تحقيق رضا استادي؛ اصفهان: مکتبة اميرالمؤمنين علي(ع)، [بي تا]. 12.ابو نعيم اصفهاني، احمد بن عبدالله؛ حلية الاولياء و طبقات الاصفياء؛ الطبعة الرابعه، بيروت: دارالکتاب العربي، 1405ق. 13.الدردير، سيدي احمد ابوالبرکات؛ الشرح الکبير؛ تحقيق محمد عليش؛ بيروت: دارالفکر، [بي تا]. 14.تنوخي، محسن بن علي، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة؛ تحقيق عبود الشالجي؛ بيروت، [بي نا]، 1392ق. 15.جعفريان، رسول؛ جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام؛ قم: انصاريان، 1371. 16.جعفري لنگرودي، محمد جعفر؛ تاريخ معتزله؛ تهران: گنج دانش، 1368. 17.خطيب بغدادي، احمد بن علي؛ تاريخ بغداد؛ بيروت: دارالکتب العلمية، [بي تا]. 18.دمشقي زرعي، ابوعبدالله محمد بن ابي بکر؛ اجتماع الجيوش الإسلامية علي غزو المعطلة و الجهمية؛ بيروت: دارالکتب العلمية، 1404ق. 19.ذهبي، شمس الدين محمد بن احمد؛ العبر في خبر من غبر؛ تحقيق صلاح الدين المنجد؛ کويت: دارالنشر، 1984ق. 20.ـــــــــــ؛ تاريخ الاسلام؛ تحقيق عبدالسلام تدمري؛ بيروت: دارالنشر، 1407ق. 21.ـــــــــــ؛ سير اعلام النبلاء؛ تحقيق شعيب الارناؤوط؛ الطبعة التاسعه، بيروت: مؤسسه الرساله، 1413ق. 22.سيد مرتضي، علي بن حسين موسوي؛ الانتصار؛ قم: مؤسسه نشر اسلامي، 1415ق. 23.ـــــــــــ؛ رسائل المرتضي؛ قم: سيد الشهداء، 1405ق. 24.شافعي عاصمي، عبدالملک؛ سمط النجوم العوالي في ابناء الاوائل و التوالي؛ تحقيق عادل احمد و علي محمد؛ بيروت: دارالکتب العلميه، 1419ق. 25.شيخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علي ابن بابويه قمي؛ الهدايه؛ قم: مؤسسه امام هادي(ع)، 1418ق. 26.شيخ طوسي، ابو جعفر محمد بن حسن؛ الاقتصاد؛ قم: خيام، 1400ق. 27.ــــــــــ؛ المبسوط؛ تحقيق سيد محمد تقي کشفي؛ تهران: المکتبة المرتضويه، 1378ق. 28.ــــــــــ؛ النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي؛ قم: قدس و محمدي، [بي تا]. 29.صفدي، صلاح الدين خليل؛ الوافي بالوفيات؛ تحقيق احمد الارناؤوط و ترکي مصطفي؛ بيروت: داراحياء التراث، 1420ق. 30.طبري، محمد بن جرير شيعي، دلائل الامامة؛ تحقيق مؤسسه بعثت؛ قم: مؤسسه بعثت، 1413ق. 31.کرمر، جوئل .ل؛ احياي فرهنگي در عهد آل بويه؛ ترجمه سعيد حنايي؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهي، 1375. 32.محمود، محمد احمد علي؛ الحنابله في بغداد؛ بيروت: دارالمکتب الاسلامي، 1406ق. 33.مسکويه، احمد بن محمد؛ تجارب الامم؛ به کوشش آمد روز، [بي جا]، [بي نا]، 1332ق. 34.مشکور، محمد جواد؛ فرهنگ فرق اسلامي؛ با توضيحات کاظم مدير شانه چي؛ چ4، مشهد: آستان قدس رضوي، 1384. 35.موسوي خويي، سيد ابوالقاسم؛ منهاج الصالحين؛ چ28، قم: مهر،1410ق. 36.يافعي، ابومحمد عبدالله بن اسعد؛ مرآة الجنان و عبرة اليقظان؛ قاهره: دارالکتاب الاسلامي، 1413ق. 37.Kohlberg, Etan;”Some Imami shii views on The TAQIYYA”;Journ al of American oriental society 95, Haven, 1975. منبع: نشريه شيعه شناسي، شماره 26.

















هیچ نظری وجود ندارد