عِصیان
عصیان خِلاف طاعَت است؛ زمانی که بنده با دستور پروردگارش مخالفت کند، گفته میشود: «عَصی العبدُ ربه» یا گفته میشود: «عصی فلان أمیرَه یَعْصِیه عَصْیاً و عِصْیاناً و مَعْصِیَةً» زمانی که امیرش را اطاعت نکند.
اسم فاعل آن عاصٍ است.([1])
ذنب
ذَنْب بر وزن ضرب و به معنای اثم و معصیت و مترادف جُرم، جنایت، جریمه، خطا، جمع آن ذنوب و جمع الجمع آن ذنوبات است.([2])
فرق ذنب و جرم
ذنب: چیزی است که مذمت و سرزنش را به دنبال دارد یا فعل قبیح بنده است که در اثر آن مورد بازپرسی قرار میگیرد؛ زیرا کلمه «ذنب» در اصل به معنای اتباع (دنبالهروی) و اصل در ذنب فعل رذل است.
جرم: قبیحی است که مرتکب، با آن از واجب منقطع میشود؛ زیرا اصل جرم در لغت به معنای قطع است و به همین دلیل به صرام (کسی که خرما را میچیند) جرام گفته میشود. هر دو نظر فوق به یک معنا است.([3])
فرق ذنب و قبیح
ذنب؛ از نظر متکلمان عبارت است از فعل مقدوری که استحقاق عقاب را دارد.
قبیح
آن است که عقابی بر آن مترتب نیست. مانند قبحی که از طفل سر میزند.([4])
خطا
خطء: مصدر خطِئ؛ خطئ یخطأ خطأ وخطأة بر وزن فعلة، اسم آن خطیئهًْ و بر وزن فعیلهًْ و به معنای گناه، ضد صواب و نقیض عمد و جمع خطیئهًْ خطایا است: «إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءاً کَبِیراً»([5])، أی إثماً.([6])
خطأ و اخطاء
أبو عبیده معتقد است که خطأ و أخطأ، به یک معناست و در مورد کسی به کار میرود که بدون عمد مرتکب گناه شود اما دیگران گفتهاند که خطأ در دین به کار میرود و أخطأ در مورد هر چیز ـ عمد یا غیر عمد ـ به کار میرود. گفتهاند که «خطأ» زمانی است که آنچه را نهی شده از روی قصد مرتکب شود؛ چنین شخصی خاطئ است؛ {لاَ یَاْکُلُهُ إِلاَّ الْخَاطِؤُونَ}.([7]) «غذایی که جز خطاکاران آن را نمیخورند» وأخطأ زمانی به کار برده میشود که بخواهد به حق برسد اما به غیر آن میرسد([8]) یا صواب از او فوت میشود.([9])
فرق خطأ و خطاء
خطأ آن است که چیزی را قصد کند ولی به غیر آن برسد و بدون قید فقط در قبیح به کار برده میشود، اما با قید در حَسَن هم استعمال میشود، مثل اینکه قصد کند قبیح را اما به حسن برسد. مثلاً گفته میشود: «أخطأ ما أراد»؛ «آنچه میخواست خطا کرد»، اگرچه قبیح را انجام نداده است.
خطاء تعمد خطأ است که تنها در قبیح به کار میرود اما «خاطئ» در دین، جز عاصی نیست؛ زیرا عاصی از دین منحرف شده و غیر دین را اراده نموده است. مُخطئ غیر خاطی (عاصی) است؛ زیرا مخطی از آنچه قصد کرده انحراف پیدا کرده است.([10])
«خِطْأ» به کسر اول و سکون دوم به معنای گناه و چیزی است که در او گناه است و «خطأ» چیزی است که در او گناه وجود ندارد.([11])
فرق خطأ و ذنب و سیّئه
ذنب بر آنچه بالذات قصد شده به کار میرود اما «سیئه» و «خطیئه» بیشتر بر آنچه بالعرض قصد شده به کار برده میشود؛ زیرا «سیئه» هم نوعی خطأ است. مثل کسی که به سوی شکاری تیر بیندازد اما به انسان اصابت کند، یا مسکری را بنوشد و در حال مستی جنایتی را مرتکب شود.
گفتهاند که خطیئه سیئه کبیره است؛ چون خطأ به صغیره مناسبتر و سوء به کبیره نزدیکتر است. گفته شده است که خطیئه چیزی است که بین انسان و خدا باشد و سیئه چیزی است که بین انسان با بندگان باشد.([12])
سهو
خلیلبن احمد فراهیدی سهو را به معنای غفلت و متوجه نبودن قلب میداند:
«السهو: الغفلة عن الشئ، وذهاب القلب عنه» ویقال: «سها الرجل فی صلاته»؛ زمانی که از اجزاء و افعال نماز غافل شود.([13])
ابن منظور مینویسد:
سهو و سهوه از ماده «سها یسهو سهوا وسهوا، فهو ساه وسهوان» و به معنای نسیان و غفلت و رفتن قلب از چیزی به غیر آن است: «السهو والسهوة: نسیان الشئ والغفلة عنه وذهاب القلب عنه إلی غیره» و سهو در نماز، غفلت از اجزاء و افعال نماز است.
ابن منظور از ابن اثیر چنین نقل میکند:
«السهو فی الشئ»؛ یعنی ترک آن شئ بدون آگاهی «السهو عنه»؛ یعنی ترک چیزی با آگاهی.
آیه مبارکه {الذین هم عن صلاتهم ساهون} از نوع دوم است.([14])
نسیان
نسیان از ماده «نسی» ضد حفظ و به یاد بودن (ذکر) و در نزد بیشتر اهل لغت به «ترک» مشهور است.([15])
راغب در مفردات مینویسد:
نسیان به معنای این است که انسان، ضبط و حفظ آنچه را که به امانت گرفته است، ترک کند؛ یا به دلیل ضعف قلب یا به دلیل غفلت یا از روی قصد تا اینکه یادش را از قلبش حذف کند. مثلاً گفته میشود: «نسیته نسیانا»([16])؛ {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ…}([17])؛ «پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم امّا او فراموش کرد» یعنی ترک کرد؛ زیرا «فراموش کننده» به سبب فراموشی مؤاخذه نمیشود.
نَسیا با فتحه به معنای چیزی است که فراموش شده باشد:
«النسی: الشئ المنسی الذی لایذکر»([18])؛ چیز فراموش شدهای که به یاد نیاید. آیه مبارکه {وَکُنتُ نَسْیاً مَّنسِیّاً}([19]) و «أنسیت» به معنی أخَّرتُ است.([20])
نسیانی را که خداوند مذمت نموده آن است که از روی تعمد باشد که عذری در آن نیست:
{فَذُوقُوا بِمَا نَسِیتُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا إِنَّا نَسِینَاکُمْ}.([21])
«و به آنان میگویم: بچشید (عذاب جهنم را)! برای اینکه دیدار امروزتان را فراموش کردید، ما نیز شما را فراموش کردیم».
عکرمه گفته است که معنی «نسیت»، ارتکبت ذنباً، است.([22])
نسیان در نزد اطباء، نقصان یا بطلان نیروی هوشیاری است.([23])
فرق نسیان و سهو
نسیان از چیزی است که بوده و سهو از چیزی است که نبوده است. گفته میشود: «نسیت ما عرفته» و گفته نمیشود: «سهوت عما عرفته» بلکه گفته میشود:
«سهوت عن السجود فی الصلاة»؛ سهو بدل از سجودی قرار داده شده است که نبود.
اهل لغت معتقدند:
نسیان آن است که انسان آنچه را که به یاد داشته، فراموش میکند اما سهو ممکن است از چیزی باشد که انسان به یاد داشته و هم ممکن است از چیزی باشد که به یاد نداشته است؛ زیرا سهو خفاء معناست به گونهای که ادراک مسهو عنه ممتنع است.([24])
[1]) لسان العرب، ج 15، ص 67.
[2]) كتاب العين، ج 8، ص190؛ الصحاح، ج 1، ص 129 (هامش) و ج 5، ص 1885؛ لسان العرب، ج 1، ص 67 و 398؛ مجد الدينبن محمد ابن اثير، النهايهًْ في غريب الحديث والاثر، ج 1، ص 298، بيروت: دار الكتب العلميه، چ 1، 1418 ه؛ القاموس المحيط، ج1، ص 254، ج 1، ص 68؛ تاج العروس.
[3]) ر.ك: أبو هلال العسكري، الفروق اللغويهًْ، ص 243 قم: جامعه مدرسين، چ 1، 1412ﻫ.ق.
[4]) همان، ص 245.
[5]) الاسراء/ 31.
[6]) ر.ك: تاج العروس، ج 1، ص 339؛ كتاب العين، ج 2، ص 57؛ الصحاح، ج 1، ص 47؛ لسان العرب، ج 1، ص 65؛ محمد بن ابي بكر بن عبد القادر الرازي، مختار الصحاح، تصحيح: احمد شمس الدين (بيروت: دارالكتب العلميه، چ 1، 1415 ه)، ص 101؛ الشيخ فخرالدين طريحى، مجمع البحرين (تهران: كتابفروشى مرتضوى، 1375 ش)، ج1، ص662.
[7]) الحاقه/37 ـ ترجمة آيت الله مکارم شيرازي.
[8]) ر.ك: الفروق اللغويهًْ، ص 220 ـ 222.
[9]) مختار الصحاح، ص 101.
[10]) ر.ك: الفروق اللغويهًْ، ص220 ـ 222.
[11]) مجمع البحرين، ج 1، ص661 ـ 662.
[12]) ر.ك: الفروق اللغويهًْ، ص20 ـ 222.
[13]) كتاب العين، ج 4، ص 71.
[14]) لسان العرب، ج 14، ص 406.
[15]) تاج العروس، ج 10، ص 366.
[16]) مفردات راغب، ص 491.
[17]) طه/ 115 ـ ترجمه آيهًْ الله مکارم شيرازي.
[18]) لسان العرب، ج15، ص 323.
[19]) ترجمه: و به كلّى فراموش مىشدم! (مريم/23).
[20]) كتاب العين، ج7، ص304.
[21]) السجده/14.
[22]) مفردات راغب، ص 491.
[23]) تاج العروس، ج 10، ص 366.
[24]) الفروق اللغويهًْ، ص 539.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد