2 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

واژه‌های متضاد با عصمت

0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

عِصیان
عصیان خِلاف طاعَت است؛ زمانی که بنده با دستور پروردگارش مخالفت کند، گفته می‌شود: «عَصی العبدُ ربه» یا گفته می‌شود: «عصی فلان أمیرَه یَعْصِیه عَصْیاً و عِصْیاناً و مَعْصِیَةً» زمانی که امیرش را اطاعت نکند.
اسم فاعل آن عاصٍ است.([1])
ذنب
ذَنْب بر وزن ضرب و به معنای اثم و معصیت و مترادف جُرم، جنایت، جریمه، خطا، جمع آن ذنوب و جمع الجمع آن ذنوبات است.([2])
فرق ذنب و جرم
ذنب: چیزی است که مذمت و سرزنش را به دنبال دارد یا فعل قبیح بنده است که در اثر آن مورد بازپرسی قرار می‌گیرد؛ زیرا کلمه «ذنب» در اصل به معنای اتباع (دنباله‌روی) و اصل در ذنب فعل رذل است.
جرم: قبیحی است که مرتکب، با آن از واجب منقطع می‌شود؛ زیرا اصل جرم در لغت به معنای قطع است و به همین دلیل به صرام (کسی که خرما را می‌چیند) جرام گفته می‌شود. هر دو نظر فوق به یک معنا است.([3])
فرق ذنب و قبیح
ذنب؛ از نظر متکلمان عبارت است از فعل مقدوری که استحقاق عقاب را دارد.
قبیح
آن است که عقابی بر آن مترتب نیست. مانند قبحی که از طفل سر می‌زند.([4])
خطا
خطء: مصدر خطِئ؛ خطئ یخطأ خطأ وخطأة بر وزن فعلة، اسم آن خطیئهًْ و بر وزن فعیلهًْ و به معنای گناه، ضد صواب و نقیض عمد و جمع خطیئهًْ خطایا است: «إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءاً کَبِیراً»([5])، أی إثماً.([6])
خطأ و اخطاء
أبو عبیده معتقد است که خطأ و أخطأ، به یک معناست و در مورد کسی به کار می‌رود که بدون عمد مرتکب گناه شود اما دیگران گفته‌اند که خطأ در دین به کار می‌رود و أخطأ در مورد هر چیز ـ عمد یا غیر عمد ـ به کار می‌رود. گفته‌اند که «خطأ» زمانی است که آنچه را نهی شده از روی قصد مرتکب شود؛ چنین شخصی خاطئ است؛ {لاَ یَاْکُلُهُ إِلاَّ الْخَاطِؤُونَ}.([7]) «غذایی که جز خطاکاران آن را نمی‌خورند» وأخطأ زمانی به کار برده می‌شود که بخواهد به حق برسد اما به غیر آن می‌رسد([8]) یا صواب از او فوت می‌شود.([9])
فرق خطأ و خطاء
خطأ آن است که چیزی را قصد کند ولی به غیر آن برسد و بدون قید فقط در قبیح به کار برده می‌شود، اما با قید در حَسَن هم استعمال می‌شود، مثل اینکه قصد کند قبیح را اما به حسن برسد. مثلاً گفته می‌شود: «أخطأ ما أراد»؛ «آنچه می‌خواست خطا کرد»، اگرچه قبیح را انجام نداده است.
خطاء تعمد خطأ است که تنها در قبیح به کار می‌رود اما «خاطئ» در دین، جز عاصی نیست؛ زیرا عاصی از دین منحرف شده و غیر دین را اراده نموده است. مُخطئ غیر خاطی (عاصی) است؛ زیرا مخطی از آنچه قصد کرده انحراف پیدا کرده است.([10])
«خِطْأ» به کسر اول و سکون دوم به معنای گناه و چیزی است که در او گناه است و «خطأ» چیزی است که در او گناه وجود ندارد.([11])
فرق خطأ و ذنب و سیّئه
ذنب بر آنچه بالذات قصد شده به کار می‌رود اما «سیئه» و «خطیئه» بیشتر بر آنچه بالعرض قصد شده به کار برده می‌شود؛ زیرا «سیئه» هم نوعی خطأ است. مثل کسی که به سوی شکاری تیر بیندازد اما به انسان اصابت کند، یا مسکری را بنوشد و در حال مستی جنایتی را مرتکب شود.
گفته‌اند که خطیئه سیئه کبیره است؛ چون خطأ به صغیره مناسب‌تر و سوء به کبیره نزدیک‌تر است. گفته شده است که خطیئه چیزی است که بین انسان و خدا باشد و سیئه چیزی است که بین انسان با بندگان باشد.([12])
سهو
خلیل‌بن احمد فراهیدی سهو را به معنای غفلت و متوجه نبودن قلب می‌داند:
«السهو: الغفلة عن الشئ، وذهاب القلب عنه» ویقال: «سها الرجل فی صلاته»؛ زمانی که از اجزاء و افعال نماز غافل شود.([13])
ابن منظور می‌نویسد:
سهو و سهوه از ماده «سها یسهو سهوا وسهوا، فهو ساه وسهوان» و به معنای نسیان و غفلت و رفتن قلب از چیزی به غیر آن است: «السهو والسهوة: نسیان الشئ والغفلة عنه وذهاب القلب عنه إلی غیره» و سهو در نماز، غفلت از اجزاء و افعال نماز است.
ابن منظور از ابن اثیر چنین نقل می‌کند:
«السهو فی الشئ»؛ یعنی ترک آن شئ بدون آگاهی «السهو عنه»؛ یعنی ترک چیزی با آگاهی.
آیه مبارکه {الذین هم عن صلاتهم ساهون} از نوع دوم است.([14])
نسیان
نسیان از ماده «نسی» ضد حفظ و به یاد بودن (ذکر) و در نزد بیشتر اهل لغت به «ترک» مشهور است.([15])
راغب در مفردات می‌نویسد:
نسیان به معنای این است که انسان، ضبط و حفظ آنچه را که به امانت گرفته است، ترک کند؛ یا به دلیل ضعف قلب یا به دلیل غفلت یا از روی قصد تا اینکه یادش را از قلبش حذف کند. مثلاً گفته می‌شود: «نسیته نسیانا»([16])؛ {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَی آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ…}([17])؛ «پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم امّا او فراموش کرد» یعنی ترک کرد؛ زیرا «فراموش کننده» به سبب فراموشی مؤاخذه نمی‌شود.
نَسیا با فتحه به معنای چیزی است که فراموش شده باشد:
«النسی: الشئ المنسی الذی لایذکر»([18])؛ چیز فراموش شده‌ای که به یاد نیاید. آیه مبارکه {وَکُنتُ نَسْیاً مَّنسِیّاً}([19]) و «أنسیت» به معنی أخَّرتُ است.([20])
نسیانی را که خداوند مذمت نموده آن است که از روی تعمد باشد که عذری در آن نیست:
{فَذُوقُوا بِمَا نَسِیتُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا إِنَّا نَسِینَاکُمْ}.([21])
«و به آنان می‌گویم: بچشید (عذاب جهنم را)! برای اینکه دیدار امروزتان را فراموش کردید، ما نیز شما را فراموش کردیم».
عکرمه گفته است که معنی «نسیت»، ارتکبت ذنباً، است.([22])
نسیان در نزد اطباء، نقصان یا بطلان نیروی هوشیاری است.([23])
فرق نسیان و سهو
نسیان از چیزی است که بوده و سهو از چیزی است که نبوده است. گفته می‌شود: «نسیت ما عرفته» و گفته نمی‌شود: «سهوت عما عرفته» بلکه گفته می‌شود:
«سهوت عن السجود فی الصلاة»؛ سهو بدل از سجودی قرار داده شده است که نبود.
اهل لغت معتقدند:
نسیان آن است که انسان آنچه را که به یاد داشته، فراموش می‌کند اما سهو ممکن است از چیزی باشد که انسان به یاد داشته و هم ممکن است از چیزی باشد که به یاد نداشته است؛ زیرا سهو خفاء معناست به گونه‌ای که ادراک مسهو عنه ممتنع است.([24])
 

[1]) لسان العرب، ج 15، ص 67.

[2]) كتاب العين، ج 8، ص190؛ الصحاح، ج 1، ص 129 (هامش) و ج 5، ص 1885؛ لسان العرب، ج 1، ص 67 و 398؛ مجد الدين‌بن محمد ابن اثير، النهايهًْ في غريب الحديث والاثر، ج 1، ص 298، بيروت: دار الكتب العلميه، چ 1، 1418 ه‍؛ القاموس المحيط، ج1، ص 254، ج 1، ص 68؛ تاج العروس.

[3]) ر.ك: أبو هلال العسكري، الفروق اللغويهًْ، ص 243 قم: جامعه مدرسين، چ 1، 1412ﻫ.ق.

[4]) همان، ص 245.

[5]) الاسراء/ 31.

[6]) ر.ك:‌ تاج العروس، ج 1، ص 339؛ كتاب العين، ج 2، ص 57؛ الصحاح، ج 1، ص 47؛ لسان العرب، ج 1، ص 65؛ محمد بن ابي بكر بن عبد القادر الرازي، مختار الصحاح، تصحيح: احمد شمس الدين (بيروت: دارالكتب العلميه، چ 1، 1415 ه‍)، ص 101؛ الشيخ فخرالدين طريحى‏، مجمع البحرين (تهران: كتابفروشى مرتضوى‏، 1375 ش‏)، ج1، ص662.

[7]) الحاقه/37 ـ ترجمة آيت الله مکارم شيرازي.

[8]) ر.ك: الفروق اللغويهًْ، ص 220 ـ 222.

[9]) مختار الصحاح،‌ ص 101.

[10]) ر.ك: الفروق اللغويهًْ، ص220 ـ 222.

[11]) مجمع البحرين، ج 1، ص661 ـ 662.

[12]) ر.ك: الفروق اللغويهًْ، ص20 ـ 222.

[13]) كتاب العين، ج 4، ص 71.

[14]) لسان العرب، ج 14، ص 406.

[15]) تاج العروس، ج 10، ص 366.

[16]) مفردات راغب، ص 491.

[17]) طه/ 115 ـ ترجمه آيهًْ الله مکارم شيرازي.

[18]) لسان العرب، ج15، ص 323.

[19]) ترجمه: و به كلّى فراموش مى‏شدم! (مريم/23).

[20]) كتاب العين، ج7، ص304.

[21]) السجده/14.

[22]) مفردات راغب، ص 491.

[23]) تاج العروس، ج 10، ص 366.

[24]) الفروق اللغويهًْ، ص 539.
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

برچسب ها: عصمت
نوشته قبلی

واژه‌های نزدیک به معنای عصمت و معصوم

نوشته‌ی بعدی

سيري کوتاه در زندگاني صادق آل محمد صلي الله و آله

مرتبط نوشته ها

الو سلام حاج آقا / 49
الو سلام حاج آقا

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی
شخصیت های شیعه

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق
معاونت پژوهش

میراث ماندگار خورشید هشتم

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)
شخصیت های شیعه

ستاره اندلس مادر امام موسی کاظم (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)
امام رضا (ع)

حیات سیاسی امام رضا (ع)

نوشته‌ی بعدی

سيري کوتاه در زندگاني صادق آل محمد صلي الله و آله

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا