وصیت از احکام ثابت اسلام
از نظر قرآن و احادیث، مرگ یک رخداد طبیعی و سنّت قطعی در زندگی انسان است. همه میدانیم که مرگ، حق است و همه موجودات، سرانجام طعم مرگ را میچشند؛ {کلُّ نَفْسٍ ذَائقَهُ الْمَوْتِ}. ([۱])
پس چرا آن را در نیابیم و به آن نیندیشیم؟ و شایسته است انسان، همواره آماده حضور مرگ باشد و نسبت به بعد از مرگ وصیت کند. خداوند متعال میفرماید:
{کتِبَ عَلَیکمْ إِذَا حَضَرَ أحَدَکمُ الْمَوْتُ إِن تَرَک خَیرًْا الْوَصِیهُ لِلْوَالِدَینِ وَالأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلیَ الْمُتَّقِین}. ([۲])
دستور داده شد که چون مرگ یکی از شما فرا رسد اگر دارای متاع دنیاست وصیت کند برای پدر و مادر و خویشان به چیزی شایسته عدل و به قدر متعارف. این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است.از ظاهر این آیه دانسته میشود که وصیت کردن حکم الزامی است، ولی در مواردی که حقّ خدا یا حقّ خلق بر عهده کسی باشد وصیت واجب است وگرنه مستحب بودن آن اجماع است. برای اینکه وصیت انسان چه لفظی و چه کتبی تنفیذ شود یادآور میشود که دو فرد عادل، وصیت او را بشنوند و بر آن شهادت دهند. چنانکه میفرماید:
{یاأیها الَّذِینَ ءَامَنُواْ شَهَادَهُ بَینِکمْ إِذَا حَضَرَ أحَدَکمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیهِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکمْ}. ([۳])ای اهل ایمان، چون یکی از شما را هنگام مرگ فرا رسید، برای وصیت خود دو شاهد عادل را گواه گیرید.
گرچه وصیت مخصوص وقت مرگ نیست و بهتر است انسان هرچه زودتر وصیت کند. پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) و پیشوایان دین سفارش اکید به وصیت دارند.
پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
فَینْبَغِی لِلْمُسْلِمِ أنْ یوصِی. ([۴])شایسته است مسلمان وصیت کند.
از امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود: مَا ینْبَغِی لامْرِئٍ مُسْلِمٍ أنْ یبِیتَ لَیلَهً إِلَّا وَ وصیتهُ تَحْتَ رَأْسِهِ. ([۵])بر انسان مسلمان شایسته نیست که شب را بخوابد مگر اینکه وصیت او زیر سر او باشد.
آن حضرت بر این معنا آنقدر پای فشرده تا آنجا که چنین میفرماید: مَنْ مَاتَ بِغَیرِ وَصِیهٍ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیه. ([۶])کسی که بدون وصیت بمیرد، به نوع مرگ جاهلیّت مرده است.
پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) فرمودهاند: الْوَصِیهُ حَقٌّ عَلَی کلِّ مُسْلِمٍ. ([۷]) وصیّت، از احکام ثابت و استوار بر هر مسلمان است.
پس شایسته است یک فرد مسلمان، پیر باشد یا جوان، همیشه با وصیت باشد. البتّه مورد وجوب وصیّت و موارد استحباب آن در فقه بیان شده است که به طور خلاصه به آن اشاره شد. نیز ناگفته پیداست این که گفته شده مرگ بدون وصیت مرگ جاهلیت است در صورت وجوب وصیّت است. البتّه در اسلام، مقدارِ موردِ وصیت مشخّص شده است. انسان تا مقدار یک سوّم مالش را میتواند وصیت کند؛ ولی به خاطر آن که به سهم وارثان ضرر نرسد و روح آنان از انسان و قانون اسلام جریحه دار نشود، بهتر است که کمتر از یک سوّم وصیت نماید. در وصیت نباید توجّه انسان تنها، به مسائل مالی و جنبههای مادّی باشد و همه میدانیم که سفارشات دینی و اخلاقی لحظه مرگ برای تمام بازماندگان و بستگان از خاطرات فراموش نشدنی است و تأثیر به سزایی در رشد انسانی و تربیت دینی و اخلاقی دارد. در این باره قرآن مجید که رمز حیات، وسیله نجات و مملوّ از برنامههای زندگی است، میفرماید:
{إِذْ حَضَرَ یعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِی}. ([۸])
هنگامی که مرگ یعقوب رسید، فرزندان خود را فراخواند و پرسید: شما بعد از من چه چیزی را خواهید پرستید؟
مشاهده میفرمایید که حضرت یعقوب در لحظه مرگ در فکر توحید فرزندان است.گرچه لازم میدانیم وصیتهای رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) و ائمّه معصومین (علیهم السلام) را در اینجا بیاوریم ([۹])، ولی جهت اختصار تنها چند فراز از وصایای حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را که در نهج البلاغه فرموده است، یادآور میشویم؛ که این وصیت در حقیقت مسائل دینی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی را بیان میکند. وصیتنامه آن حضرت که در ماه رمضان، سال ۶۰ هجری، در شهر کوفه، به فرزندان عزیزش امام حسن و امام حسین^ بعد از ضربت ابن ملجم در حالی که در بستر شهادت قرار گرفته بود و آخرین لحظات عمرش را سپری میکرد؛ بیان فرمود: ([۱۰])
«ای حسن! و ای حسین! «اُوصِیکمَا بِتَقْوَی الله»؛ من شما را به ترس از خدا سفارش میکنم. «أَلَّا تَبْغِیا الدُّنْیا وَ إِنْ بَغَتْکمَا»؛ به دنیاپرستی روی نیاورید، گرچه به سراغ شما آید «وَلَا تَأْسَفَا عَلَی شَیءٍ مِنْهَا زُوِی عَنْکمَا» اگر چیزی از دنیا از دست شما رفت، تأسّف نخورید. [این دو فراز رابطه انسان با دنیا را بیان میکند.] «وَقُولَا بِالْحَقِّ وَاعْمَلَا لِلْأَجْرِ» حق بگویید و برای قیامت و پاداشهای الهی کار کنید. [این دو جمله خط و هدف را بیان میکند.] «وَکونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْناً» دشمن ستمگر و یاور ستمدیده و مظلومان باشید. [این جمله، برخورد سیاسی و اجتماعی و نظامی و اقتصادی را هم در رابطه با قدرتمندان روزگار و هم در رابطه با مستضعفان و مظلومان بیان میکند.] «أُوصِیکمَا وَجَمِیعَ وَلَدِی وَأهْلِی وَمَنْ بَلَغَهُ کتَابِی بِتَقْوَی اللهِ وَنَظْمِ أمْرِکمْ» من هم، به شما دو فرزندم و هم به تمام فرزندان و خاندانم و کسانی را که این وصیت به آنها میرسد به ترس از خدا، و نظم در امور زندگی سفارش میکنم. [در اینجا اگر دقّت کنید، امام همه مردم جهان را مورد خطاب قرار میدهد؛ زیرا پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: «أَنَا وَعَلِی أَبَوَا هَذِهِ الأُمَّهِ ([۱۱])؛ من و علی پدران این امّت هستیم» و پدر امّت باید به هنگام وصیت همه مردم را مورد توجّه قرار دهد. قابل توجّه اینکه امام (علیه السلام) تقوا و نظم را در کنار یکدیگر آورده؛ یعنی همانگونه که باید مراعات حقوق الهی را نمود، باید نوبتها، اوّلویتها و قراردادها را نیز مراعات نمود و هر گونه بی نظمی و هرج و مرج دردیدگاه اسلام مردود است.] سپس امام وصیت خویش را چنین ادامه میدهد: «وَصَلاحِ ذَاتِ بَینِکمْ؛ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّکمَا (صل الله علیه و آله و سلم) یقُولُ: صَلاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّهِ الصَّلَاهِ وَالصِّیامِ» [ای فرزندانم و ای امّت مسلمان سعی کنید] کدورتها را از جامعه ریشه کن کنید؛ زیرا که من از جدّ شما پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) شنیدم که میفرمود: «اصلاح دادن بین مردم از نماز و روزه [مستحبی] یک سال برتر است».
«اللهَ اللهَ فی الأَیتَامِ …» خدا را! خدا را! درباره یتیمان، نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند؛ و حقوقشان ضایع گردد! باز میفرمایند: «اللهَ اللهَ فی جِیرَانِکمْ…» خدا را! خدا را! درباره همسایگانتان، حقوقشان را رعایت کنید که وصیت پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) شما است. همواره به خوش رفتاری با همسایگان سفارش میکرد، تا آنجا که «حَتَّی ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیوَرِّثُهُمْ» گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد. سپس با الفاظ و لحن مخصوصی که در وصیت آمده است، مردم را نسبت به قرآن و نماز و حج و جهاد و حُسن روابط و نظارت عمومی، امر به معروف و نهی از منکر سفارش فرمود؛ و درباره هر کدام جملات زیبایی را بیان داشته و در ادامه وصیت، به عدالت در قصاص اشاره کرده و در مورد قاتل خود چنین میفرماید: ای فرزندان عبد المطلب! مبادا پس از من دست در خون مسلمین فرو برید!، [و دست به کشتار بزنید] و بگویید امیر مؤمنان کشته شد؛ بدانید جز کشنده من کسی دیگر نباید کشته شود. درست بنگرید: «إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَهً بِضَرْبَهٍ» اگر من از ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اعضای او را قطعه قطعه نکنید. من از رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود:
إِیاکمْ وَالْمُثْلَهَ وَلَوْ بِالْکلْبِ الْعَقُورِ.بپرهیزید از بریدن اعضای مرده، هرچند سگ درنده باشد.از همین جهت است که از طرف آورندگان دین و حافظان آن، برای وصیّت و عمل به آن، سفارشهای ویژهای شده است و به عدم تخلّف از وصیت تأکید نمودهاند.
تخلّف از وصیت
در گذشته گفته شد، وصیت در برخی موارد (مستحب) و در بعضی موارد (واجب) است. اکنون نوبت آن است، که درباره تخلّفات از وصیت نامه و تغییرات در آن توضیح دهیم: عدم تخلّف از وصیت یک سفارش اخلاقی نیست، بلکه وظیفه واجب و ضروری است. در آیات و روایات بر لزوم عمل بر طبق وصیت تأکید شده و مسئولیت و گناه تغییر آن را بر عهده کسی میداند که با شنیدن و یا دیدن وصیت نامه، بخاطر هوسهای خود و یا طرفداری از شخصی معین وصیت را تغییر میدهد.
قرآن مجید در این باره چنین میفرماید: {فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَی الَّذِینَ یبَدِّلُونَهُ…}. ([۱۲])پس هر کس که آن (وصیت را) بعد از شنیدن، تغییر دهد، گناهش تنها بر کسانی است که آن را تغییر میدهند.
البتّه عمل به وصیت آن قدر تأکید شده است که امام باقر (علیه السلام) میفرماید: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أوْصَی بِمَالِهِ فی سَبِیلِ اللهِ قَالَ: أعْطِهِ لِمَنْ أوْصَی لَهُ وَإِنْ کانَ یهُودِیاً أوْ نَصْرَانِیا. ([۱۳])راوی میگوید از امام باقر (علیه السلام) در مورد شخصی که وصیت کرده است تا مالش را در راه خدا بدهند، سؤال کردم. فرمودند: باید به وصیتش عمل کند و مالش را به هر که وصیت کرده بدهد، اگرچه یهودی یا نصرانی باشد.
و از نظر فقه اسلام هرگاه تغییر وصیت، سبب از بین رفتن حق کسی شود، تغییر دهنده، گناهکار و ضامن است و باید از مال خودش دستور شخص وصیت کننده را عمل نماید.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: إِذَا أوْصَی الرَّجُلُ بِوَصِیهٍ فَلا یحِلُّ لِلْوَصِی أنْ یغَیرَ وَصِیهً یوصَی بِهَا بَلْ یمْضِیهَا. ([۱۴])هنگامی که فردی وصیت نماید؛ جایز نیست که وصی، وصیت را تغییر دهد و باید آن را طبق وصیت انجام دهد.
منابع
[۱]) آل عمران/ ۱۸۵.[۲]) بقره/ ۱۰۸.[۳]) مائده/ ۱۰۶.[۴]) وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۲۵۸.[۵]) همان.[۶]) همان، ص ۲۵۹.[۷]) همان.[۸]) بقره/ ۱۳۳.[۹]) اهل تحقیق جهت بررسی وصایای آن بزرگواران در بحار الانوار، جلد ۴۲ تا جلد ۴۸ و جلد ۷۸ مراجعه نمایند. چون وصایای امامان را در پایان زندگی هر کدام نقل فرموده است. [۱۰]) نهج البلاغه، نامه ۴۷.[۱۱]) بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۹۵.[۱۲]) بقره/ ۱۸۱.[۱۳]) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۱۷.[۱۴]) وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۳۵۰.
اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
















هیچ نظری وجود ندارد