فاطمه (عليها السلام) در روزهاى آخر زندگى
فاطمه (عليها السلام) در روزهاى آخر زندگى، «اسماء بنت عميس» را فراخواند و فرمود: دوست ندارم بر پيکر زن پارچه اى بيفکنند و اندام وى زير آن نمايان باشد.اسماء پاسخ داد: نه من چيزى به تو نشان خواهم داد که درحبشه ديدم سپس چند شاخه تر خواست، آنها را خم کرد و پارچه اى بر روى آن کشيد و تابوت گونه ساخت. فاطمه (عليها السلام) فرمود: چه چيز خوبى است پيکر زن و مرد قابل تشخيص نست. اى اسماء! هنگامى که جان دادم تو مرا غسل بده و نگذار کسى نزد جنازه من بيابد . اين اولين تابوتى بود که در اسلام ساخته شد و هنگامى که فاطمه (عليها السلام) آن را ديد تبسمى کرد که تنها تبسم او بعد از وفات پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. (1)بيمارى فاطمه (عليها السلام) روز بروز سخت تر مى شد، فرزندان زهرا سلام الله عليها بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاک على (عليه السلام) از اندوه فاطمه سلام الله عليها در خون نشسته بود.روز وفات، زهرا (عليها السلام) وصاياى خود را به على عليه اسلام بيان فرمود و او بشدت گريست.فاطمه (عليها السلام) ضمن سفارش فرزندانش به على (عليه السلام) فرمود: يا علي! مرا شبانه غسل بده، کفن کن و به خاک بسپار، آن هنگام که چشمها در خواب است.دوست ندارم کسانى که حقم را غصب کردند به تشييع جنازه من حاضر شوند و يا بر من نماز بخوانند. (2)هنگامى که وفات فاطمه سلام الله عليها نزديک شد، به «سلمى» (3) فرمود تا مقدارى آب آورد. زهرا سلام الله عليها غسل کرد و بخوبى بدن خود را شستشو داد، لباسهاى نوى خود را خواست و آنها را پوشيد; سپس از سلمى خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز کشيد; دستها را زير صورت نهاد و گفت من هم اکنون قبض روح خواهم شد. خود را پاکيزه کرده ام کسى مرا برهنه نکند. (4)پس از وفات فاطمه (عليها السلام) حسن وحسين (عليهما السلام) وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند، گفتند اکنون هنگام استراحت مادر ما نيست اسماء (5) به آنانگفت عزيزانم مادرتان از دنيا رفت.حسن و حسين (ع) روى جنازه مادر افتادند و آن را مى بوسيدند و گريه مى کردند. حسن (ع) مى گفت مادرجان با من سخن بگو. حسين (ع) مى گفت مادر جان من حسين توام، قبل از آنکه بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو.يتيمان زهرا (سلام الله عليها) به جانب مسجد شتافتند تا پدرشان را از مرگ غم انگيز مادر با خبر کنند. وقتى خبر وفات زهرا (سلام الله عليها) به على (ع) رسيد از شدت غم و اندوه بيتاب شد و فرمود اى دختر پيامبر (ص) تو تسلى بخش من بودى بعد از تو از که تسليت بجويم. (6)صداى شيون يتيمان زهرا (سلام الله عليها) آواى جانسوز عزا بود که بگوش مردم مدينه رسيد. «عده اى ازخواص بنى هاشم به درون خانه رفتند،» مردم مدينه نيز بيرون خانه اجتماع کردند و در حالى که بشدت مى گريستند منتظر بودند جنازه زهرا (سلام الله عليها) را از خانه بيرون آورند تا در تشييع جنازه شرکت کنند ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت پراکنده شويد چون تشييع جنازه به تاخير افتاد. (7)شبانگاه على عليه السلام پيکر پاک فاطمه (سلام الله عليها) را غسل داد. (8)در هنگام غسل وى اسماء نيز با على (ع) همکار داشت. (9)تنى چند از پاک مردان و رازداران اهل بيت چون سلمان فارسى، مقداد، ابوذر، عمار و حذيفه، عبدالله بن مسعود (10) ، عباس و عقيل همراه حسن و حسين و على (سلام الله عليها) نماز گزاردند. (11)شبانه فاطمه (سلام الله عليها) رادفن کردند، على (ع) او را بخاک سپرد (12) و اجازه نداد تا ابوبکر بر جنازه او حاضر شود (13) على عليه السلام جايگاه زهرا (ع) را با زمين يکسان ساخت تا مزارش شناخته نشود. (14)و به روايتى صورت چند قبر بنا کرد تا مزار واقعى مخفى بماند. (15)
سخنان على عليه السلام بر مزار زهرا
کلينى عالم و محدث معروف شيعى – متوفاى 328 ه.ق – مى نويسد:پس از وفات فاطمه (سلام الله عليها)، على (ع) او را پنهان به خاک سپرد و جاى قبرش را ناپديد کرد، سپس برخاست روبه مزار رسول خدا (ص) کرد و گفت:سلام بر تو يا رسول خدا (ص) ! از من و از دخترت که به ديدار تو آمده و اکنون در کنارت زير خاک خفته است، خداوند چنين خواسته که او زودتر از ديگران به تو ملحق شود.اى پيامبر خدا (ص) ! شکيبائى ام از فراق محبوبه ات بپايان رسيده، و خويشتن داريم بخاطر جدايى سرور زنان عالم از دست رفته است. اما چه چاره جز آنکه طبق سنت تو بر مصائب صبر کنم، آنچنان که در مصيبت جدائيت صبر نمودم. من سرت را در آرامگاهت نهادم و تو بر روى سينه من جاى دادى «همه از خدائيم و به سوى خدا باز خواهيم گشت» همانا امانت به صاحبش رسيد و گروگان دريافت گشت و زهرا (سلام الله عليها) از دستم گرفته شد.اى رسول خدا (ص) پس از او آسمان و زمين در منظر نگاهم زشت مى نمايد.اندوهم جاودانه شد و شبم در بيخوابى مى گذرد و غمم پيوسته در دل است تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.غصه اى دارم که از شدتش دل به خون نشسته و اندوهى دارم بهت آور چه زود جمع ما را به پريشانى کشانيد و ميان ما جدائى افکند تنها بسوى خداوند شکايت مى برم به همين زودى دخترت از همدست شدن امتت بر ربودن حقش به تو خبر خواهد داد، همه سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه، چه بسا درد دلهائى که چون آتش در سينه اش مى جوشيد و در دنيا راهى براى گفتن و شرح دادن آن نيافت او هم اکنون مى گويد و خداوند هم داورى مى کند و او بهترين داورانست سلام بر شما سلام وداع کننده که نه خشمگين است و نه دلتنگ اگر مى روم بخاطر دلتنگيم نيست و اگر بمانم بخاطر بدگمانيم به خدا از آنچه به صابران وعده داده نباشد.آه، آه صبر آرام بخش و زيباست و اگر بيم چيرگى ستمکاران بود براى هميشه چون معتکفان دراينجا مى ماندم و چون فرزند مرده شيون سرمى دام و سيل آسا مى گريستم خدا گواهست که دخترت پنهان بخاک سپرده مى شود در حالى که حقش غصب شد و از ارثش محروم گشت. با اينکه هنوز روزى چند از وفاتت نگذشته بود و بر خاطره ها از يادت غبار کهنگى ننشسته بود.اى رسول خدا (ص) ! دل را به ياد تو آرام ميدارم درود خدا بر تو و سلام و رضوان خدا بر فاطه (سلام الله عليها) باد» . (16)از فراق فاطمه (عليها السلام) على (عليه السالم) بشدت اندوهگين بود، رنج و اندوه على (ع) در سخنان از دل برآمده اى که درکنار مزار زهرا (سلام الله عليها) گفت هويدا است. گاه نيز سوز دل خود را در مرثيه هايى که مى سرود و يازمزمه مى کرد نشان مى داد. در ديوانى که منسوب به اميرالمومينى (ع) است شعرى با نوزده بيت آمده که على (ع) آنرا بر مزار فاطمه زهرا (عليها السلام) سروده است. (17)اما ابوالعباس مبرد – متوفاى 285 ه – دو بيت از آن شعرها را با اندکى تفاوت ذکر کرد. و گويد على (ع) به اين اشعار تمثل جست.لکل اجتماع من خليلين فرقه و کل الذى دون الممات قليل و ان افتقادى واحدا بعد واحد دليل على ان لايدوم خليل (18)جمع هر دو دوستى را عاقبت فراق و پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است و اينکه من دوستى را پس از دوست ديگر از دست مى دهم نشان آن است که هيچ دوستى جاويد نمى ماند.
در جستجوى مزار فاطمه (عليها السلام)
و لاى الامور تدفن سرا بضعة المصطفى و يعفى ثراها «پاره تن مصطفى چرا پنهان بخاک سپرده شد و مزارش پنهان ماند» ؟بدون هيچ ترديدى پس از دفن شبانه و مخفيانه زهرا (ع) مزارش نيز پنهان داشته شد. اما چرا بايستى درشهر پيامبر (ص) مزار تنها دخترش که به فاصله کوتاهى از او به ديدار خدا شتافت مخفى بماند؟ چرا نبايد آنگونه که شايسته مقام اوست انبوه مردم در عزاى او و تشييع جنازه اش شرکت کنند و بر او نماز بگزارند و دفنش نمايند؟ آيا اينها بخاطر اجراى وصيت زهرا (ع) نبود؟ از اين رو آن روزها کسى بدرستى جايگاه مزار فاطمه (ع) را نمى دانست و اگر کسى از على (ع) سراغ مزار فاطمه (ع) را مى گرفت به احتمال قوى پاسخش به سکوت برگزار مى شد.سکوتى که در آن هزاران نکته اعتراض آميز نهفته بود زيرا على (ع) سعى و اصرار فراوان در پنهان داشتن مزار زهرا (ع) داشت بدين خاطر جايگاه مزار فاطه را با زمين يکسان کرد آنگاه صورت هفت قبر (19) و يا چهل قبر در بقيع ترتيب داد و هنگامى که مردم به بقيع رفتند صورت چهل قبر را ديدند از اين روشناخت مزار فاطمه (ع) بر آنان مشکل افتاد. (20)طبرى در دلائل الامامه مى نويسد آن روز صبح مى خواستد زنها را ببرند که قبرها رانبش کنند و جنازه زهرا (ع) را از قبر بيرون آوردند و بر آن نماز بخوانند اما با تهديد على (ع) منصرف شدند. (21)با اين وجود در مورد مزار فاطمه زهرا (ع) چهار قول وجود دارد:1- برخى مزار فاطمه (ع) را در بقيع مى دانند از جمله اربلى در کشف الغمه و سيد مرتضى در عيون المعجزات (22) اهل سنت نيز عموما بر اين باورند آنان مزارى را که درکنار مزار چهار امام (ع) وجود دارد مزار فاطمه دختر رسول خدا (ص) مى دانند. (23)2- برخى چون ابن سعد و ابن جوزى گويند فاطمه (سلام الله عليها) رادر خانه عقيل دفن نموده اند. (24)3- برخى مزار فاطمه (سلام الله عليها) را در روضه پيامبر (ص) مى دانند.4- عده اى گويند فاطمه (ع) را در خانه اش دفن نمودند که قرائن، روايات و اقوال زيادى اين قول را تاييد مى کند که عبارتنداز:1- هيچ دليلى نداشت که على (ع) فاطمه زهرا (ع) را در جوار پيامبر (ص) به خاک نسپارد زيرا خانه فاطمه (ع) درکنار خانه رسول خدا (ص) بود و بنابراين خانه فاطمه فضيلت بيشترى نسبت به بقيع داشت آنگونه که حتى بعدها ابوبکر و عمر هم هنگام مرگشان وصيت کردند در جوار پيامبر (صلى الله عليه و آله) دفن شوند. امام حسن مجتبى (ع) هم هنگام شهادت وصيت نمود کنار جدش بخاک سپرده شود که متاسفانه اهل بيت (ع) هنگام اجراى وصيت با مخالفت برخى روبرو شدند. (25)و از اين رو حضرت را در کنار جده اش «فاطمه بنت اسد» بخاک سپردند. (26)در اينجا روشن مى شود: اول آنکه اهل بيت تاکيد داشتند تا در کنار پيامبر (ص) به خاک سپرده شوند و دوم امام حسن (عليه السلام) کنار مزار فاطمه بنت اسد دفن گرديد بنابراين مزارى که در بقيع در کنار مزار چهار امام (عليهم السلام) قرار دارد مزار فاطمه بنت اسد است نه مزار فاطمه زهراء (ع) !2- هر چند دفن فاطمه (ع) شبانه صورت گرفت اما با توجه با بافت شهرى مدينه در آن زمان انتقال فاطمه (ع) از خانه اش به بقيع و عبور ازکوچه هاى تنگ و از جلوى خانه هاى کوچکى که به سبک روستاها غالبا حياطى هم نداشتند چندان آسان نمى نمايد زيرا کافى است تنها در اين مسير چشمى بيدار باشد و يا بيدار شود و همه نقشه ها بر باد رود.3- سخن على (ع) بر مزار فاطمه (ع) که پس از دفن او برخاست و رو به قبر پيامبر (ص) کرد و فرمود «السلام عليک يا رسول الله عنى و عن ابنتک النازلة فى جوارک» (27) يعني: سلام بر تو اى رسول خدا (ص) ازمن و از دخترت که در جوار تو فرود آمده.و طبق نقل کليني: «السلام عليک عنى و عن ابنتک و زائرک و البائنة فى الثرى ببقعتک» (28) يعني: اى رسول خدا (ص) ! از من و دخترت که به ديدار تو آمده و در کنارت که زير خاک آرميده درورد باد.از هر دو عبارت کافى و نهج البلاغه چنين استفاده مى شود که على (ع) پس ازدفن فاطمه (ع) رو به قبر پيامبر (ص) کرد. بنابراين معلوم مى شود قبر شريف نبوى (ص) در پيش روى او بود، و اگر على (ع) در بقيع بود بايستى رو به سوى قبر حضرت مى کرد نه رو به قبر شريف پيامبر. ديگر اينکه به تصريح ذکر شده که فاطمه (ع) در جوار پيامبر (ص) و در کنار او به خاک سپرده شده است.4- شيخ صدوق ابن بابويه عالم بزرگ شيعه – متوفاى 389 ه – گويد: برايم ثابت شده که فاطه (ع) رادر خانه اش دفن نمودند، پس از آنکه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه (ع) در مسجد واقع شد. من ساليکه به سفر حج رفتم در مدينه رو به سوى خانه فاطمه (ع) که از اسطوانه روبروى باب جبرئيل تا پشت حظيره مرقد نبوى است نمودم و در آنجا زيارت فاطمه را به جا آوردم. (29)گروهى ديگر از علماء نظير علامه حلى و علامه مجلسى معتقدند که فاطمه (ع) را درخانه اش دفن نمودند. (30)5- شيخ طوسى – متوفاى 460 ق – گويد صحيح آن است که فاطمه (ع) در خانه اش يا روضه پيامبر (ص) دفن گرديد، زيرا ديث شريف پيامبر (ص) اين مطلب را تاييد مى کند که فرمود: «ما بين قبرى و منبرى روضة من رياض الجنه» بين قبر و منبرم باغى از گلشن هاى بهشت است. (31)در صورتى که مکان روضه را وسيعتر بدانيم قول شيخ طوسى نيز قابل قبول است و گرنه خانه فاطمه (ع) ما بين قبر ومنبر پيامبر (ص) نبوده است بلکه پايين قبر پيامبر (ص) قرار داشته است.6- درسال 886 ق بدنبال آتش سوزى درمسجد نبوى در مدينه سمهودى تاريخ نگار و مدينه شناس معروف که ازعلويان مصرى ساکن مدينه بود ماموريت نظارت بر تعميرات را به عهده گرفت از اين رو به مقصوره قدم نهاد تا به کار خويش پردازد در هنگام تعمير قبرى در زير کف اطاق حضرت فاطمه (عليها السلام) پيدا شد که بايد قبر فاطمه (ع) دختر پيامبر (ص) باشد. (32)7- وجود مزار شريف فاطمه (ع) درحجره اش معروف و مشهور بوده زيرا به عهد سمهودى خدام حرم شريف نبوى (ص) مردم را هنگام زيارت مردم را راهنماى مى کردند تا جلو حجره فاطمه (ع) قدرى از کنار ضريح پيامبر (ص) فاصله گيردند مبادا پا بر مزار فاطمه (ع) نهند. زيرا مى دانستد که بنا بر يکى از اقوال آنجا مزار فاطمه (ع) است. (33)8- مردى از امام جعفر صادق (ع) مکان مزار فاطمه (ع) را سؤال نمود حضرت فرمود: «در خانه اش دفن شد» . (34)9- به موجب روايتى که معتبرترين کتب شيعه نظير اصول کافى، عيون اخبار الرضا، مناقب و ديگر کتابها آن را نقل کرده اند: مردى از حضرت رضا (ع) مکان قبر فاطمه (ع) را پرسيد حضرت فرمود فاطمه (ع) را در خانه اش دفن نمودند بعد از آنکه بنى اميه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه (ع) در مسجد واقع شد. (35)10- مردى بنام ابراهيم بن محمد همدانى نامه اى به امام على النقى نوشت و از حضرت محل دفن فاطمه (ع) را سؤال کرد. امام در پاسخ وى نوشت او را کنار جدم رسول خدا (ص) بخاک سپردند. (36)بنابراين با توجه به دلائلى که ذکر شد جاى ترديد باقى نمى ماند که فاطمه زهرا (عليها السلام) در خانه اش دفن گرديد بخصوص که ائمه عليهم السلام نيز اين موضوع را با صراحت بيان فرموده اند و به يقين فرزندان بهتر جاى قبر مادرشان را مى دانند و اهل خانه از درون خانه بهتر خبر دارند اگر فاطمه (سلام الله عليها) دستور ساختن نعش رابه اسماء مى دهد نه براى اين است که جسد او را مى خواستند جابجا کنند بلکه بدين جهت است که چند تنى که بر او نماز مى گزارند پيکرش را نبيند و اگر على (ع) صورت قبرهاى در بقيع بنا مى کند بدان خاطر است تا مزارهاى واقعى در آن مقطع خاص زمانى مخفى بماند واگر با کسانى که قصد شکافتن آن قبرهاى غير واقعى را دارند به مقابله جدى برمى خيزد بدان خاطر است که اگر آن شبه قبرها شکافته شود بر آنان ترديدى نخواهد ماند که فاطمه در خانه اش به خاک سپرده شده و هر چند على (ع) مزار فاطمه را با زمين يکسان قرار داده بود اما کنجاويها راز نهفته را آشکار مى کرد. بعد از گذشت آن دوران خاص ديگر پنهان داشتن مزار دليل خاص نداشت و از اين رو فرزندان فاطمه (ع) يعنى حضرت امام جعفر صادق امام رضا و امام على النقى (که درود خدا بر آنان باد) با صراحت فرمودند که مزار فاطمه (عليها لاسلام) درخانه اش مى باشد و در کنار پيامبر (صلى الله عليه و آله) بخاک سپرده شده است. اکنون تنها پاسخ به اين سوال باقى است که مکان حجره فاطمه زهراء (عليها السلام) در مسجد نبوى کجاست؟در پاسخ به اين سوال مورخ کبير اهل سنت شيخ محمود بن محمد النجار در کتابش الدرة الثمينه فى اخبار المدينه چنين مى نويسد: قبر فاطمه رضى الله عنها در خانه اوست که عمر بن عبد العزيز آن را ضميمه مسجد کرد خانه او امروز داخل مقصوره و پشت حجره پيامبر (ص) است و در آن محرابى قرار دارد. همچنين قبر پيامبر (ص) وسائر حجرات همسرانش در مسجد قرار دارد. (37)
تاريخ وفات
در تاريخ وفات حضرت زهرا (ع) نيز اختلاف است عده اى از علماء شيعه و سنى وفات فامه زهرا (ع) را 75 روز (38) و عده اى 95 روز بعد از وفات پيامبر (ص) مى دانند. (39)يکى از مواردى که موجب اختلاف شده اين است که در خط کوفى تقطه گذارى وجود نداشته است. واز اين رو خمس و سبعون (75 روز) و خمس و تسعون (95 روز) هر دو يکسان نوشته مى شده که در خواندن و قرائت آن اشتباه پيش آمده است.با توجه به اينکه وفات پيامبر (ص) در روز دوشنبه 28 صفر سال يازدهم هجرى قمرى مطابق 7 خرداد سال 11 ه.ش اتفاق افتاد بنابر گفته اول (75 روز) تاريخ وفات فاطمه (ع) 13 جمادى الاولى سال يازدهم ه.ق مطابق هفدهم مردادماه سال 11 هجرى شمسى و بنابر گفته دوم (95 روز) تاريخ 3 جمادى الاخر سال 11 ه.ق مطابق با ششم شهريور سال 11 هجرى شمى مى باشد البته گفته هاى ديگر در تاريخ وفات حضرت زهرا هست اما فاصله 75 روز يا 95 روز با نظر اهل بيت (ع) هماهنگ است از اين رو ما را با ديگر گفته ها کارى نيست. با توجه به قرائنى چند آنچه صحيح تر مى نمايد 95 روزاست. (40).
——————————————–پى نوشت ها :
1. طبقات ج 8 ص 18- سنن بيهقى ج 4 ص 34- ذخائر العقبى ص 53- بحار الانوار ج 43 ص 189.2. بحار الانوار ج 43 ص 192.3. سلمى همسر ابى رافع کنيز پيامبر (ص) بود که حضرت وى را آزاد فرموده بود بعدها افتخار خدمتگزارى به فاطمه را يافات و به خاطر تشابه اسميش به اسماء برخى تاريخ نگاران اين جريان را به اسماء نسبت داده اند ر.ک. به پاورقى ج 43 ص 181 بحار الانوار.4. مسند الامام احمد بن حنبل ج 6 ص 163- حلية الاولياء ج 2 ص 43- ذخائر العقبى ص 43- اسدالغابه ج 5 ص 590- امالى مفيد ص 172.5.شايد هم خود سلمي!.6. بحار الاوار ج 43 ص 186.7. بحار الاوار ج 43 ص 192.8. طبقات ابن سعد ج 8 ص 18.9. کشف الغمه بحار الانوار ج 3 ص 185 و 189 و 184.10. تفسير فرات بن ابراهيم ص 215- رجال کشى ص 4- اختصاص ص 5.11. بحار الانوار ج 43 ص 183.12. طبقات ج 8 ص 18.13. انساب الاشراف.14. بحار الانوار ج 43 ص 193.15. دلائل الامامه ص 46.16. اصول کافى ج 1 ص 458- کشف الغمه – دلائل الامامه ص 47 امالى مفيد ص 165- درنهج البلاغه بطور خلاصه تر ياد شده خطبه 194 نهج البلاغه فيض ص 651 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 10 ص 265.17. بحار الانوار ج 43 ص 216.18. کامل ابوالعباس مبرد ج 4 ص 30.19. بحار الانوار ج 43 ص 182.20. دلائل الامامه ص 46.21. دلائل الامامه ص 46.22. کشف الغمه عيون المعجزات ص 47.23. نگاه کنيد به تصاوير شماره 7و8.24. طبقات ج 8 ص 20 تذکرة الخواص.25. مقاتل الطالبين ص 48 و 49- کشف الغمه ج 1 ص 586- تاريخ يعقوبى ج 2 ص – 255 شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 16. ص 14.26. کشف الغمه ج 1 ص 586 مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 44 ارشاد مفيد ص 192- فتوح ابن اعثم ج 4، ص 208.27. نهج البلاغه فيض ص 652- خطبه 195.28. اصول کافى ج 1 ص 458.29. من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 341.30. بحار الانوار ج 43 ص 188- منتقى علامه حلى – مراة العقول ج 1 ص 39.31. بحار الانوار ج 43 ص 185.32. مکه مکرمه مدينه منوره ص 160.33. وفاء الوفاء ج 2 ص 469 و ص 906.34. قرب الاسناد ص 161- بحار الانوار ج 10 ص 192.35. دفنت فى بيتها فلما زادت بنو امية فى المسجد صارت فى المسجد» . اصول کافى ج 1ص 461 عيون اخبار الرضا ج 1 ص 311 مناقب ابن شهر آشوب ج 3 139 مراة العقول ج 5 ص 349- معانى الاخبار ص 268.36. رياحين الشريعه ج 2 ص 93.37. الدرة الثمينه فى اخبار المدينه ص 359 و 360 نگاه کنيد به تصوير شماره 9.38. اصول کافى ج 1 ص 458 الامامه و السياسه ج 1 س 20 دلائل الامامه ص 45 کشف الغمه.39. روايتى از امام باقر (ع) .40. ر.ک به مصباح المتهجد ص 732 مصباح کفعمى ص 511 اقبال سيد بن طاوس ص 623- دلائل الامامة ص 45 بحار الانوار ج 43 ص 170 و 180- منتخب التواريخ ص 102 منتهى الامال ص 99.
منبع : زندگانى فاطمه زهرا سلام الله عليها، ص 108

















هیچ نظری وجود ندارد