دنیا پـس از آن همه زیستـن در ظلمتکده جاهلیت, بیـش تر نمى تواند انتظار بکشـد… و اینک زمـان, آبستـن حـادثه اى مهم و رخــدادى جاودانه است.
شبى از ماه ربیع الاول است از عام الفیل که ایـن حادثه به وقـوع مـى پیـونـدد. در آن شب تـاریخـى و جـاویـدان… چه مى گذرد؟
ستـارگـان آسمـان, رقص کنـان گـردهـم آمـده اند. بلبلان, تـرانه خـوانان بـر فراز بطحا در آن سکـوت شب, آواز سـر مى دهند.
خفاشان و شب پـره گان, آن دشمنان نـور و روشنایـى, فـرارکنان از صحنه دور مـى شـونـد. ابلیـس و ابلیـس زادگـان, از آسمان رانـده مى شوند. نسیم بهشتى در آن نیمه شب و شیریـن بهار ربیع المولود, وزیـدن گـرفته است. نور آن جنیـن ـ که هنـوز به دنیا نیامـده ـ سـراسـر اتـاق کـوچک آمنه را روشـن و منـور کـرده است.
اندک انـدک… و با گذشت بیـش از نیمـى از شب ۱۷ ربیع الاول, آن نور فروزان دیـوار را مى شکافد و به بیرون مـى تابد… و آن نـور خـدایـى تا کعبه و تا مسجـدالحرام مـى رسـد و فراتـر رفته مکه و اطراف آن را روشن مى سازد.
خـدایا چه خبر است؟ ایـن چه نـورى است که شعاعش زمان و مکان را درهـم مـى نـوردد و نه تنها کعبه و مسجـدالحـرام را که بیشتـر و فراتر و گسترده تر روشـن مى سازد, شام را و یمـن را… فارس را و روم را, بلکه هـرچه شهر و دیـار در گستـره پهنـاور زمیـن وجـود دارد, در مسیر ایـن نور قرار گرفته و روشـن مى شود ((والله متـم نوره ولو کره المشرکون)).
اینجا است که دعاى ابراهیـم خلیل پـس از صـدها بلکه هزاران سال به استجابت مى رسد, آنگاه که با اسماعیل خانه خدا را مـى سازند و دست ها را به دعا بلند مـى کننـد که بارالها, در میان ایـن مردم, رسـولـى برانگیزان که آیاتت را بر آنان تلاوت کند و کتاب و حکمت را به آنها بیامـوزد و آنان را تـربیت الهى کنـد ((ربنـا وابعث فیهم رسـولا منهم یتلوا علیهم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم…)) و اینجـا است که بشارت عیسـى تحقق مـى یابـد که مـن رسول خدایـم و به تورات تصدیق مى کنـم و به رسولى که پـس از مـن مىآید و نام نامیـش ((احمد)) است, شما را بشارت مـى دهـم ((انـى رسول الله الیکم مصدقا لما بیـن یدى مـن التوراه و مبشرا برسول یأتى من بعدى اسمه أحمد)).
و امشب است که تمام بت هاى کعبه سرنگون مى شـود و هرگاه فجر صادق از افق سر زند منادى از آسمان با صـداى بلند ندا دهد که: ((جأ الحق و زهق البـاطل ان البـاطل کـان زهـوقـا)).
امشب شبى است که فروغ نـور محمد ـ صلى الله علیه و آله ـ سراسر جهان را روشـن و منور مى سازد و هر سنگ و درخت و جمادى به وجد و سرور مىآید و هرچه در آسمان ها و زمین است به شکرانه ایـن مولود گرامى سر به سجـده مى افکند و شیطان سرافکنـده و شکست مـى خـورد.
امام صادق علیه السلام فرمود: ((هنگامى که رسول خدا زاده شد, شب بـود. در آن شب, مردى از اهل کتـاب (یهودى) نزد قـریـش آمـد که در آن هنگام, هشام و ولیـد و عتبه و شیبه گردهـم آمـده بـودنـد; از آنان پرسید: آیا امشب از شما مولودى متولد شده؟
گفتند: نه, مگر چه خبر است؟ گفت: امشب فرزندى از میان قریـش به دنیا آمـده که نامـش ((احمـد)) است و همانا هلاکت و نابـودى اهل کتاب به دست او خواهد بـود.)) در روایتى از امام موسى بـن جعفر علیه السلام نقل شده که امیرالمومنیـن علیه السلام در پاسخ به آن عالـم یهودى که از معجزات پیامبر مى پرسید, فرمود: نه تنها عیسى بـن مریم علیه السلام در گهواره سخن مى گفت که محمد(ص) نیز هنگام ولادت, دست چپ بر زمیـن گذاشت و دست راستش را به آسمان بلند کرد و با دو لبان مبارکـش تـوحیـد را بـر زبان جارى ساخت. از سیماى درخشنده اش نـورى پـدیـد آمـد که اهل مکه در لابلاى آن تـوانستنـد کاخ هاى شام را ببینند…
فرشتگان پیـوسته از آسمان به زمین فرود مـىآمدند و از زمیـن به آسمان پرواز مى کردند و تسبیح و تقدیـس خدا مـى نمـودند. ستارگان آسمان مضطرب شـده و به حـرکت درآمـده بـودنـد… (بحار, ج۱۵, ص۲۶۰)
معجزات شب مولود
آیات زیادى در شب میلاد پیامبر ـ صلـى الله علیه و آله ـ پدیدار شـد که هـر یک از دیگـرى عجیب تـر بـود. کاخ انـوشیروان آن چنان لـرزیـد که چهارده کنگـره از آن فـرو ریخت… دریـاچه ســــاوه خشکیـد… آتشکـده فارس که هزار سـال روشـن بـود, به خـامـوشـى گرائید… بت ها در سراسر جهان سرنگـون شـدنـد… شهاب هاى آسمان آن قـدر زیاد و فراوان شـد که قریـش وحشت کرده و پنداشتند پایان جهان فرا رسیده… در همان شب بـود که موبد موبدان به خواب دید شترانـى چمـوش در حالـى که اسبان اصیل را مـى کشند, از نهر دجله گذشتند و چون تعبیر خوابـش را از تعبیرگویان خواب پرسید, به او گفتنـد: آینـده غم انگیزى در استقبـال شاهنشـاهـى خـواهـد بـود.
این است که ساسان به دساتیر خبر داد جاماسب به روز سـوم تیــر خبــر داد بــر بــابک برنــا پدر پیر خبر داد بـودا به صنم خـانه کشمــیر خبر داد مخـدوم سرائیــل بــه ساعیر خبر داد وان کودک ناشسته لب از شیر خبـر داد ربیــون گفتــند, نیوشــیدند احبـار از شق و سطیح این سخنان پــرس زمانى تــا بر تو بیان سازند, اسرار نهانى گــر خــواب انـوشروان, تعبیر ندانى از کــنگره کــاخــش, تعبــیر توانى بر عبـد مسیح ایـن سخنـان گر برسانى آرد به مــداین درت از شــام, نشانى بـر آیت میـلاد نبــى, سیــد مخــتار فخــر دو جهــان خـواجه فرخ رخ اسعد مــولاى زمــان, مهــتر صاحبـدل امجد آن سیــد مســعود و خــداوند مــوید پیــغمبر محــمود, ابــوالقاسم احمد وصفش نتوان گـفت بــه هفـتاد مجــلد این بس که خدا گوید مــا کــان محمد
بـر منزلت و قـدرش, یزدان کند اقرار و بـدینسان, سـرور زنـدگـى سراسر مکه را فرا گرفت. ابرهاى بهارى پربار شـد و زمیـن تفتیده مکه را سیراب کرد. نعمت از آسمان سرازیر شـد… قحطـى رخت از میان بربست… همه جا سبز و خرم گشت…
شکـوفه ها باز شدند… گلها عطرآگیـن گشتند و عطر پرانى کردند و درختان مالامال از میوه. آرى… در آن بهاران ماه, با اولیـن فـروغ فجـر صادق و نخستیـن شعاع نـور آفتاب جهانتاب و با آغازیـن سرود بلبل و تـرانه هزار نـور خدا, در زمیـن متـولد شد او از مادر جدا شد تا به تنهایـى بشیـرى بـراى عالمیان و نذیـرى بـراى جهانیان باشـد… آمـد تا قلب ها و خـردها را فروغ بخشـد… آمـد تا جاهلیت و بـى سـوادى و فلاکت و شـر و بـدى را از میـان بـردارد…
آمد تا براى همیشه بتان را سرنگـون سازد… آمد تا بردگى را از انسان هاى آزاده بـرگیرد… آمـد تا ظالمان و ستـم پیشگان را به هلاکت رسـانـد و مظلـومان و محـرومـان را حکـومت و تـوان بخشـد.
رفتار پیامبر در کودکى
پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ در کـودکى رفتار و کردارش با کودکان دیگـر بسیار تفاوت داشت, زیـرا او یک کـودک معمـولـى نبود. هـم چنان که تـولدش آیت بزرگ الهى بـود و جهان را دگرگـون ساخت, دوران کـودکیـش نیز همراه با نشانه هاى پیامبـرى و آیات و معجزات فراوان بود.
حلیمه سعدیه که مـدت چهار سال افتخار شیـر دادن به آن حضـرت را داشت چنین مى گوید: ((انه لایشبه الغلمـان و لایبک قط و لـم یسـىء خلقه و لـم یتنـاول بیسـاره و کـان یتناول بیمینه, فلما بلغ النطق لـم یمـس شیئا الا قال: بسـم الله)) او با سایـر کـودکان شبـاهت نـداشت و هیچ وقت نمـى گریست. هرگز ندیدم که بد اخلاقـى کند و عصبانى گردد. او غذا را بـا دست راست مـى خـورد و هـرگز بـا دست چپ تنـاول نمـى کـرد.
هنگامى که به مرز سخن گفتـن رسید, دست به چیزى نمى زد, جز آن که بسـم الله گـوید. امیرالمومنیـن على علیه السلام مى فرماید: ((از آن وقت که پیامبر از شیر گرفته شد, خداوند بزرگ تریـن فرشتگانـش را همراه او نمود و قرینـش ساخت تا شبانه روز در خدمتـش باشد و راه کـردار نیک و اخلاق پسندیـده را به او بنمایانـد و از شـر و اخلاق ناپسند دور سازد.
حضرت آن چنان شایستگـى داشت و با تربیت الهى قریـن شده بـود که به امیرالمومنیـن علیه السلام فـرمـود: ((ما هممت بشـىء مما کان أهل الجاهلیه یعملون به حتى أکرمنى الله برسالته)) هرگز خـود را به آلودگى هاى اهل جاهلیت آلـوده ننمودم تا آن گاه که خداوند افتخار رسالت را به من بخشید. و به راستـى چنیـن انسان وارسته و والایى شایستگـى دارد که جهان را از آلـودگـى ها پـاک سازد و مـردم را به همان تـربیت الهى که خـدایـش تربیت کرده بـود, تـربیت کنـد. ((أدبنـى ربـى فأحسـن تأدیبـى)) خـداوند مرا تربیت کرد و چه خـوب تربیتـم نمـود. در پـایان, قسمتـى از روایت بسیار جـالب امام صـادق علیه السلام را دربـاره جـد بزرگـوارش ـ صلـى الله علیه و آله و سلـم ـ یادآور مى شویم.
در کتـاب شـریف کافـى(ج۱, ص۴۴۴) از امام صـادق علیه السلام, نقل شـده که چنیـن فـرمـود: ((… بزرگـى گنـاه مـردم و کـارهـــاى نـاپسنـدشـان, مـانع حلـم و عطـوفت و فضل الهى نبـود تـا آن که محبوب ترین و گرامى ترین و عزیزترین رسولانش را یعنى محمد بـن عبد الله ـ صلـى الله علیه و آله ـ را براى آنان برگزینـد; پیامبرى که زادگاهـش در خاندان عزت و اصلـش از دودمان کرم بود. هیچ نقص و عیبـى در حسبش نبـود و هیچ آلـودگـى و زشتـى, نسبـش را در بر نمـى گـرفت. صفـات بـرجسته و کاملـش نزد انـدیشمنـدان و عالمان, شناخته شده بود.
پیامبران پیشیـن در کتاب هاى آسمانى خـود, به آمدن وجـود مقدسـش بشارت داده بـودند و دانشمنـدان, صفات نیکـو و برجسته اش را بـر زبان مـى راندند و حکیمان و اندیشمنـدان به منـش هاى پسنـدیـده اش دیده دوخته بودند.
آن حضرت وجـود پاک و پاکیزه اى است که هرگز آلوده نمى شـود. تنها جـوانمـرد از نسل هاشـم است که در جهان, مثل و مانندى نـدارد و تنها فـرزنـد مکه است که هیچ کـس به عظمت و مقـام والایـش نـائل نمى آید.
حیأ و پاکـدامنـى, او را پـوشانده و کرم و جـوانمردى, طبیعت و سـرشت جاودانه اش بود. به هیبت و عظمت و اخلاق والاى نبـوت آراسته بـود و به اوصاف وحـى و رسالت, سـرشته. هنگامـى که مقـدرات حق, زمینه مساعدى براى حضرتـش فراهـم ساخت و حکـم استـوار خـداونـد دربـاره او, محقق گشت, در آن هنگام قضاى حتمـى خـداى عزوجل, او را به بـالاتـریـن درجه و بزرگ تـریـن مقـام بـالا بـرد.
هر امتـى از امت هاى گذشته, بشارت آمدن حضرتـش را به امت پـس از خـود مى داد و پیوسته آن نور مقدس از صلب پدرى به صلب پدرى دیگر منتقل مى گشت. در ایـن مسیر انتقالى, عنصر شریفـش را هیچ ناپاکى آلـوده نساخت و در ولادت شریفـش از زمان حضرت آدم تا پـدرش حضرت عبـدالله, هـرگز نکـاح غیـر اسلامـى دیـده نشـد.
او در بهتریـن دودمان ها و گـرامـى تـریـن تیـره ها و شـریف تـریـن خاندان ها و مصون ترین رحم ها به دنیا آمد و در امین تریـن دامـن ها پرورش یافت.
خـداى متعال او را برگزید و پسندید و براى خـود انتخابـش کرد و کلیدهاى علـم و دانـش به او بخشید و منابع سرشار حکمت را به او آمـوخت. او را رحمتـى بـراى بنـدگانـش بـرانگیخت و بهارى بـراى سرزمین هایش قرار داد.
پیامبر خدا به آن چه مأموریت داشت, خوب ابلاغ کرد و رسالت خویـش را به نحـو کامل انجام داد و در ایـن راه, که بار سنگیـن رسالت را بر دوش مـى کشیـد, متحمل رنج هاى فراوان شـد و براى رضاى خـدا صبـر کرد و در راه او جهاد نمـود و امت خـویـش را نصیحت کـرد و آنان را به رستگارى و رهایـى فراخـواند و بر ذکر خـدا تشـویق و تحریض نمـود و راه هدایت را به آنان نشان داد و اساس برنامه هاى هدایت را براى بنـدگان خـدا روشـن ساخت و پرچـم هاى راهنمایـى و هـدایت را برافراشت تا پـس از او گمراه نشـونـد و همانا پیامبر نسبت به مردم بسیار شفیق و مهربان بـود.)) در آیه ۱۲۸ از سـوره توبه مى خوانیم: ((لقد جائکم رسـول مـن أنفسکم عزیز علیه ما عنتـم حریص علیکـم بالمومنین رووف رحیم)).
پیامبرى از خـود شما و از میان شما براى شما برگزیده شـده و به سـوى شما آمده است که آن چه بر شما گران آید بر او سخت مى گذرد, و او همـواره بـر سعادت و خـوشبختـى شمـا حــریص است و نسبت به مـومنـان, بسیار مهربان و با محبت مـى بـاشـد. فـرا رسیـدن ایـن بزرگ تریـن عیـد الهى را به مقام والاى فرزنـد گرامیـش حضرت ولـى الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفـدأ, و هـم چنیـن مقام معظم رهبـرى و فـرد فـرد مسلمانان جهان بـویژه مـردم عزیز ایـران که افتخار پیروى از آن وجـود مقـدس را با دل و جان دارند, تبریک و تهنیت عرض مى کنیم. أسعد الله أیامکـم جمیعا فرا رسیدن سالروز ولادت پیشـواى ششـم مکتب مقـدسمان را به پیشگاه ولـى الله الاعظم عجل الله فـرجه, مقـام معظم رهبـرى, ملت شـریف ایـــران و کلیه پیـروان و شیعیانـش در سراسـر گیتـى تبـریک و تهنیت عرض نمـوده آرزومندیـم خـداونـد ما را مـوفق به پیروزى خالصانه از آن حضرت بنماید.
آمین یا رب العالمین.















هیچ نظری وجود ندارد