10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

ویژگی‌های حکومت امام علی

0
SHARES
6
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

چکيده و معجون کامل تمامى اديان آسمانی و حاصل زحمات تمامى انبياى الاهى، اسلام است. اسلامى که با {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً}(سورۀ احزاب/آيۀ 33) كامل شد و نعمت را بر ما تمام كرد. اين اسلام پس از وفات شهادت‌گونه پيامبر اعظم(ص) دچار كمبود‌ها، انحرافات، و گرفتار مصائبى شده بود که با شروع حکومت و رهبری پیامبرگونه امام علی(ع) به جایگاه اصلی خویش بازگشت.
حکومت آن حضرت، دارای محورهای اساسی و ویژگی‌های فوق العاده‌ای بود که به اختصار برخی را بیان می‌نماییم:
1 ـ مشروعیت الاهی
با عنایت به ادلۀ عقلی و نقلی فراوان در مکتب اسلام، نائل آمدن به مقام رفیع امامت و رهبری پس از رسول خد(ص) تعيين آن به دستور الاهى و نصب و ابلاغ آن توسط پيامبر(ص) است.
حضرت على(ع) بعد از انبياء الاهى، اولين کسى است که حكومت و ولايتش برخودار از تأييد الاهى است. به جز امام امیر المؤمنین(ع) هيچ کس در تاريخ بشر نمى‌تواند ادعا کند، که مستقيماً آياتى از قرآن در رابطه با حکومت و ولايت او نازل شده و مصداق بارز ولايت امر در حکومتی الاهى پس از رسول خد(ص) است. خداى متعال آياتى را بر پيامبر(ص) نازل و مصداق بارز خليفه بعد از ایشان را مشخص نموده است.
برخی آيات قرآن که تأييدات الاهى بر حکومت اميرالمؤمنين(ع) هستند، عبارتند از:
1- آيۀ انذار: سورۀ رعد/آيۀ 7.  2- آيۀ تطهير: سورۀ احزاب/آيۀ 33. 3- آيۀ خير البريّة: سورۀ بينه/آيۀ 7. 4- آيۀ مودت: سورۀ شورى/آيۀ 23. 5- آيۀ مباهله: سورۀ آل عمران/آيۀ 61. 6- آيۀ ابلاغ: سورۀ مائده/آيۀ 67. 7- آيۀ اکمال دين و اتمام نعمت: سورۀ مائده/آيۀ 3. 8- آية صادقين: سورۀ توبه/آيۀ 119. 9- آيۀ ولايت: سورۀ مائده/آيۀ 55. 10- آيۀ اطاعت: سورۀ نساء/آيۀ 59 و… (به ترجمه و تفسیر آیات مراجعه شود).
علاوه بر قرآن، احاديث زيادى از پيامبر(ص) در تأييد خلافت بلافصل حضرت على‌(ع) رسیده است. که به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:
1- حديث يوم الدار؛ 2- حديث ثقلين؛ 3- حديث سفينه؛ 4- حديث منزلت؛ 5- حديث ولايت؛ 6- حديث دوازده خليفه؛ 7- حديث وصايت؛ 8- حديث خلافت؛ 9- حدیث و خطبۀ غدیر خم و 10ـ حدیث طیر و… .
پيامبر(ص) از يوم الانذار تا بزرگترين گروهمايى مسلمين در غدير و تا آخرين لحظه عمر شريفش پيوسته خلافت  بلافصل اميرالمؤمنين على(ع) را ابلاغ و اعلام مى‌فرمود و بر آن اصرار و تأکید داشت.
2 ـ اصرار بر بیعت عمومی
جریان تجمع عمومى و اصرار بر بیعت با امام علی(ع) از طرف امّت اسلام، موضوعی مهم و بسیار ارزشمند در چگونگی شروع حکومت امیر المؤمنین(ع) است.
در هيچ برهه‌اى از زمان اين گونه نبوده، که امت تجمع کنند و اصرار بر بيعت داشته باشند. امّا على(ع) نه تنها از پافشارى مردم براى خلافت خوشحال نشدند، بلکه مشروط به شرايط متعددى نمودند. اين از نادرترين مواردى است که در روزگار مى‌توان پيدا كرد. افراد براى رسيدن به مقام‌ها و مسئوليت‌ها، زمينه‌سازى مى‌کنند، هزينه‌هاى بسيارى خرج مى‌کنند، به روش‌هاى مختلفى عمل مى‌کنند تا به منصبى برسند، اما آنگاه که از تمام بلاد اسلامى هجوم عمومى مى‌شود و اصرار بر بیعت با امام علی(ع) مى‌کنند، با آن توصيفى که حضرت مى‌فرمايند: «نزديک بود حسن و حسينم زير دست و پا له شوند، دو طرف جامه‌ام پاره شد و حتى جهت پذيرش تهديد به قتل مى‌کردند»، ولى با وجود اين اصرارها، حضرت على(ع) مى‌فرماید: «با اين شرط خلافت بر شما را قبول مى‌کنم که طبق فرمان الاهى و سنّت رسول الله(ص) عمل کنم، از من نخواهيد که طبق روش خلفاى پيشين عمل کنم.» بعد از قبول شرايط توسط مردم، حضرت اجازۀ بيعت فرمودند و برای بیعت به مسجد رفتند.
در بلاد اسلامى همه که در زمرۀ مسلمين بودند، با اميرالمؤمنين(ع) اعلام بيعت کردند.
يعقوبى مى‌نويسد: «همه مردم جز سه تن بيعت کردند، يکى از آنها نيز اندکى بعد بيعت کرد.»تاريخ يعقوبى/ج2/ص178وص179)
براى بيعت با ابوبکر و گرفتن بیعت برای او چه فجايعى به بار آوردند، بيعت با عمر چگونه و در چه سطحی بود؟ نصب و بيعت با عثمان چگونه بود؟
اما اميرالمؤمنين(ع) مى‌فرمايند:
«و بايعنى النّاس غير مستکرهين و لامجبرين بل طائعين مخيّرين»(نهج‌البلاغه/نامه1/ص271)
مردم با من بيعت کردند در حالى که هيچ کس اکراه نداشت و هيچ کس را هم مجبور نکردند، بلکه همه علاقه‌مندانى بودند که از روى اختيار بيعت کردند.
اين اصرار و اجماع عمومی امت اسلام، برای بیعت با امیرالمؤمنین(ع) و مشروط کردن آن توسط امام علی(ع) در عمل به سنت رسول الله(ص) و اسلام اصیل، از ويژگى‌هاى حکومت اميرالمؤمنين(ع) است.
3 ـ برخورداری از سیاست مشروع و صحیح
در حکومت امام علی(ع) سیاست، در پرتو معارف اسلام اصیل، مبانی اعتقادی دینی و برگرفته از سیره و سنت رسول الله(ص)، اعمال می‌شد.
سیاست حقیقی و واقعی غیر از سیاست رندان بی‌دین و فرصت‌طلبان جاه‌طلب است.
برخی تصور مى‌کنند که اميرالمؤمنين(ع) سياستمدار موّفقى نبودند و مى‌گويند معاويه از نظر سياست از اميرالمؤمنين(ع) قوى‌تر بود لذا با سياستى عمل کرد که حکومت خود را طولانى کرد و توانست بر همه فائق بيايد، در حالى که اگر اميرالمؤمنين(ع) با سياست‌تر بودند او را شکست مى‌دادند.
ابتدا بايد ببينيم که تعريف ما از سياست چيست؟ گاهى مى‌خواهيم سياست را مانند دنياپرستان تعريف کنيم، اما گاهى مى‌خواهيم آنچه را که خداوند به عنوان سياست از ما مى‌خواهد دنبال کنيم
اگر سياست، حيله گرى، مکر، فريب، ديگران را فداى خود کردن و حقه بازى است، همان‌گونه که معاويه طلحه و زبير را فريب داد و عايشه را فداى خودش کرد، اين تفكر از شأن و مقام و منزلت اميرالمؤمنين(ع) به دور و دون شأن اميرالمؤمنين(ع) است. و اگر هم از روى مسامحه اسم سياست روى آن بگذاريم، سياست شيطانى است نه سياست الاهى.
سياستى که همه چيز را براى رسيدن به هدف شخصی خود بخواهيم خباثت و خیانت است.
اما اگر سياست را به معناى «سامان دادن و به سامان رساندن امور کشور و هدايت مردم به سوى حق و سعادت دنيا و آخرت» بدانيم، در اين صورت معاويه، بيگانه ترين فرد به سياست است؛ چرا که اصلاً پايبند اينگونه مسائل نبود.
امام علی(ع) مى‌فرمايند: «ما در زمانى واقع شده‌ايم که اکثر مردم آن، فريبکارى را زيرکى و عاقلى مى‌پندارند و نا آگاهان، ايشان را به تدبير و چاره‌ورزى نسبت مى‌دهند… .(نهج‌البلاغه/خطبه41)
به خدا قسم! معاويه از من با هوش‌تر و با تدبيرتر نيست، ولى او فريبکارى و بزهکارى مى‌کند، من نيرنگ به کار نمى‌بندم اما بوسيلۀ فريب و نيرنگ نيز اغفال نمى‌شوم و هيچ نيروى شديدى موجب ضعف من نتواند شد.»(نهج‌البلاغه/خطبه191)
بنابراين آنچه که معاويه انجام مى‌داد، دغل‌بازى و حيله‌گرى بوده نه سياست، اما آنچه که اميرالمؤمنين(ع) به آن تمسک مى‌جستند، سياست الاهى بود؛ در حقیقت سياست واقعی و مشروع همان چيزى است که اميرالمؤمنين(ع) به آن تمسّک جستند.
امام علی(ع) با اتخاد سیاست صحیح و مشروع اصلاحات همه جانبه‌ای را در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و به ویژه در بعد سیاسی شروع کردند. ایشان با رویکرد شایسته سالاری، تصدی امورات مختلف جامعه اسلامی را، به شایستگان و کارگزاران لایق واگذار نمودند.
آن حضرت بدون مصلحت‌اندیشی و در قالب اسلام ناب محمّدی(ص) تا آخرین لحظات عمر مبارکشان، به سیاست صحیح، مشروع و خدا محور پایبند و عامل بودند.
4 ـ عدالت در حکومت امام علی(ع):
واژه‌های عدل علی(ع) و عدالت علوی از جمله واژه‌هایی است که کمتر کسی می‌تواند ادعا کند، چنین کلماتی را نشنیده است. بزرگ امام شیعیان چنان به الفاظ عدل و عدالت بار ارزشی و عظمت معرفتی بخشیده که با نام مبارک آن حضرت عجین شده است. شیعه با استناد به آیات قرآن (کهف/49، روم/9، آل‌عمران/108، انبیاء/47، یونس/44، فصّلت/46) و روایات فراوان (نهج البلاغه/خطبه‌های185و191و214و…)، عدالت الاهی، اعم از عدل تکوینی، عدل تشریعی و عدل جزایی را استنباط نموده و از اصول دین شمرده است.
از آن‌رو، عدل چنین جایگاه باعظمت و رفیعی در مکتب تشیع یافته است که اول امام شیعیان، امیرالمؤمنین(ع) مجسمه کامل و عالم عامل به عدل الاهی و احقاق حق بوده است. حضرتش فرمودند: «اَعْدَلُ الخلق اَقضاهُمْ بالحقِّ»؛ دادگرترین مردم کسی است که بهتر و بیشتر حکم به حق کند.(غرر الحکم/ج1/ص184/حدیث188)
در حکومت امام علی(ع)، تناسب، موزونیت، برابری، مساوات، ادای حق دیگران، فهم و درک قابلیت‌ها، استحقاق‌ها، شایستگی‌ها و همۀ فعالیت‌های فردی و اجتماعی بر پایۀ عدالت و عدالت‌محوری بود.
عدالت اجتماعی از پایه‌های اساسی حکومت امام علی(ع) به شمار می‌رفت. آن امام معصوم(ع) دادگری و قسط و عدل را معنای واقعی بخشید. نقش دقیق چگونگی رفتار عادلانه حاکم اسلامی با تمامی اقشار جامعه را، در عهدنامه مالک اشتر علی(ع) می‌تواند به زیبایی دریافت نمود.(نهج البلاغه/نامه53)
چه زیبا می‌توان جلوۀ عدالت علوی را از حدیث ناب پیامبر اسلام(ص) که فرمود: «عليٌّ مع الحقّ والحقّ مع عليٌّ» در قضاوت‌های حیرت‌انگیز و شگرف آن امام همام به دست آورد.
عدالت از مفاهيمى است که جامع و در برگيرندۀ تمام مبانى حقيقت است. اگر عنوان عدالت را به معنى واقعى کلمه در نظر بگيريم کوچک‌ترين عمل نامشروعى در کنار آن نمى‌تواند قرار گيرد. به همین سبب،  عدالت‌محورى‌ترين شاخصۀ حكومت امام على(ع) و تنها کسى که اسمش قرين با عدالت است و کفو عدالت است، اميرالمؤمنين على(ع) است.
يکى از چيزهايى که اميرالمؤمنين(ع) را هميشه، همراه عدالت نگاه داشته، اين است که پيوسته حرکات و سکنات حضرت مرتبط با خدا و رسول بوده است. اميرالمؤمنين(ع) در خانه خدا متولد شد، در خانه خدا با او بيعت کردند و در خانه خدا هم شهيد شدند و اين يکى از رمزهاى خدايى بودن اميرالمؤمنين(ع) است.
در كعبه پديد و به محراب شد شهيد               نازم به حسن مطلع و حسن ختام او
جائى که پاى عدالت درميان باشد، بزرگترين صحابى با بقيه افراد در نگاه اميرالمؤمنين(ع) هيچ تفاوتى نمى‌کند. همان برخوردى را که با غلام حبشى مى‌کنند با عقيل هم مى‌کنند، همان برخوردى را که با کنيزهاى خدمتگزار مى‌کند، همان برخورد را با امّ کلثوم مى‌کنند.
برخى دم از عدالت مى‌زنند، داعيه عدالت را دارند و شاید تلاش هم مى‌کنند عادل باشند، امّا وقتى پاى امتحان پيش مى‌آيد، خواسته‌ها و موقعيّت شخصى، فردى و سياسى آنها به خطر می‌افتد، به شكل دیگرى عمل مى‌کنند.
امّا اميرالمؤمنين(ع) تحت هيچ شرايطى از عدالت عدول نکرد و ذرّ‌ه‌اى ظلم نکرد. حضرت تعبيرهاى زيبايى دارد، مى‌فرمايد: «به خدا سوگند! اگر شب را با خار سعدان بيدار بگذرانم، يا مرا در غل‌ها و زنجيرهاى بسته بکشانند، بيشتر دوست دارم از اين که خدا و رسول او را روز قيامت ملاقات کنم در حالى که به برخى بندگان ستمى روا داشته باشم و چيزى از مال دنيا را غصب کرده باشم. به خدا سوگند! اگر هفت اقليم را با هر چه زير افلاک آن است به من بدهند تا با نافرمانى خدا، پوست جوى را از دهان مورى بربايم، چنين نخواهم کرد.»(نهج البلاغه/خطبه224/ص 260)
5 ـ اهتمام در عدم سازش با مخالفان اسلام اصیل
حكومت حضرت على(ع) بطور طبيعى وارث نابسامانى‌هاى بسيار زيادى بود؛ خلفای سه‌گانه، آن چنان اسلام را تخطئه کرده بودند و آن چنان مسائل اصلى را رها كرده و به مسائل حاشيه‌اى و جانبى و غيراصيل پرداخته بودند، که اگر پيامبر(ص) دوباره زنده مى‌شد، سال‌های سال طول مى‌کشيد تا اين مشکلات را بر طرف کند. اميرالمؤمنين(ع) از يک طرف نيازها و ضرورت‌هاى به روز جامعه اسلامى را بيان مى‌کرد و جلو مى‌برد و از طرف ديگر بايد مشکلاتى را که آن سه گروه عمده مخالف با اميرالمؤمنين(ع) (ناكثين، مارقين، قاسطين) براى حضرت به وجود مى‌آوردند، خنثى مى‌کردند. به اين نکته بايد توجه داشت که دشمنان اصلی پيامبر(ص) کفار و منافقين بودند؛ كسانى که پس از استقرار اسلام جرأت رويارويى مستقيم با پيامبر(ص) را نداشتند. نبوت پيامبر(ص) آن قدر بين مسلمين جا افتاده و اشتهار پيدا کرده بود که ديگر هيچ كس توانايى مبارزۀ مستقيم با پيامبر(ص) را نداشت. در زمان خلفا نيز وضع به گونه‌اى بود که خلفا از يک طرف ظاهر قضيه را حفظ و در عمل با كفار و منافقين مدارا مى‌کردند. شايد هم عمده منافقين در زمان خلفاى ثلاث به نان‌ونوا و مقام رسیده بودند كه پس از وفات پيامبر(ص) و در عهد خلفاء هيچ نام و نشانى از مخالفت و مبارزات آنها ديده نمى‌شود و گويا به يكباره خود به خود ناپديد شده بودند. از طرف ديگر مخالفين جدّى را گاهى با تطميع و پست و مقام و وعده‌هاى آن چنانى مى‌خريدند و اگر کسى را هم نمى‌توانستند بخرند، در تبعید و شکنجه و  از بين‌بردنش واهمه‌اى نداشتند، اما زمان اميرالمؤمنين(ع) اينگونه نبود، حضرت دشمنان متعدد و فراوانی داشتند؛ زيرا اسلامى که همانند اسلام پيامبر(ص) باشد و ايمان و ولايتى که همانند ايمان و ولايت پيامبر(ص) باشد در چهرۀ حضرت على(ع) ديده مى‌شد.
در واقع وارثان جبهه‌های اصلى مبارزه با پيامبر(ص)، همه در مقابل حضرت على(ع) قرار گرفتند، چه آن‌هايى که با اسلام مخالف بودند، چه آنهايى که با پيامبر(ص) مخالف بودند، چه آنهايى که خود را رقيب حضرت على(ع) مى‌ديدند و چه آنهايى که ضربه‌خورده دست اميرالمؤمنين(ع) بودند. همه به صورت متحدّ در مقابل حکومت حضرت على(ع) ايستاده بودند. از همۀ اینها بدتر مصائب و خبائث معاویه بود، که مجال تحریر بر تفصیل نیست. به هر حال امام علی(ع) تا آخرین لحظۀ زندگی مبارکشان مقتدرانه با مخالفان و معاندان مبارزه نمودند و لحظه‌ای در حفظ و حراست از اسلام و مبانی به حق حاکمیت اسلامی کوتاه نیامدند.
اقتدار امام علی(ع) در مقابل قانون‌شکنی و بی‌دینی
یکی از صفات بارز امام علی(ع) روحیه صلابت و مقاومت و سازش‌ناپذیری با دشمنان دین و امت اسلامی بوده که نمونه‌های بسیار فراوان از پایمردی و استقامت او در تاریخ اسلام ثبت گردیده است. وی تا آخر در برابر سه پدیده شوم، ناکثین، قاسطین و مارقین، مقاومت نمود و با انحرافات گوناگون آنان مقابله و در برابر خواسته‌های باطل و نامشروع آنان و هیچ کس دیگری تسلیم نگردید.
در دوران خلافت، هرگز با خواسته‌های نامشروع موافقت نکرده و حفظ مصالح امت اسلامی را بر همه چیز مقدم می‌داشت.
از این روی در حکومت امام علی(ع)، با عمل به همۀ دستورات اسلام، نمونه‌ای الگو و نمونه از ارتباط دولت و ملّت و احقاق حقوق متقابل، پایه‌ریزی و استقرار یافت. اگرچه آن حضرت عمر مبارکشان فدای اسلام شد و مدّت کوتاهی حکومت کردند، امّا همین مدّت کوتاه می‌تواند، الگوی بسیار مناسبی برای برپایی مجدد عظمت و شکوه تمدن اسلامی باشد.
 منبع : نشريه شيعه شناسي ، شماره10
 
 

برچسب ها: حکومت دینی
نوشته قبلی

فضیلت حضور در نماز جمعه

نوشته‌ی بعدی

مختار از دیدگاه اهل‌بیت (ع) (قسمت اول)

مرتبط نوشته ها

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور
نهضت حسینی

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
امام حسین (ع)

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …
ویژه جنگ رمضان

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه
علوم شیعه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)
امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی
امام حسن (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

نوشته‌ی بعدی

مختار از دیدگاه اهل‌بیت (ع) (قسمت اول)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا