حقانیت یعنی بر حق بودن، به این معنی که مسیر بر طبق صراط الله مستقیم باشد؛ و به همین دلیل ارزش واقعی یک مکتب به حقانیت آن است. در عین حال حقانیت امری نیست که به صرف ادّعا اثبات شود، بلکه واقعیتی است که در آیینهی استدلال اثبات شدنی است. اما وقتی نوبت به استدلال میرسد، باز سؤالی در رابطه با استدلال مطرح میگردد، که استدلال چه ویژگیهایی را باید داشته باشد، تا آیینهای سالم و صاف برای ارائۀی حقانیت باشد. این امریست که در علم منطق، به خوبی به آن پرداختهاند. چون مکتب تشیع تنها مکتب بر حق، و الگوی درخشان اسلام ناب محمدی است، به وضوح میتوان برجستگی و امتیاز این مکتب را در آیینهی ادله آن تشخیص داد؛ ادلهای که صدها بلکه هزارها کتاب برای عرضهی آنها نگارش یافته است. از این رو مهمترین نکته در ادله، تعداد آنها نیست، بلکه کیفیت و ویژگیهای آنها است، لذا بر آن شدیم که ویژگیها را شمرده، به تشریح مختصری از آنها بپردازیم، که در شمارههای قبل، چهار ویژگی نخست را مختصراً بررسی کردیم، و اینک نوبت آن رسیده که ویژگی پنجم را بررسی کنیم که عبارت است از: «وجود روایات استنادی شیعه در منابع معتبر مخالفین». در ابتدا بیایید کمی راجع به واژۀ «مُعتَبَر» صحبت کنیم.
واژهی معتبر در کتب حدیثی و اغلب در کتب شیعه، به معنی صحیح به کار برده میشود، که ما واژهی صحیح را در شمارهی قبل به طور مختصر توضیح دادیم؛ اما این استعمال در خصوص وصف روایت و حدیث است، یعنی وقتی بگویند: «روایت معتبر» منظور حدیث صحیح است، البته در بعضی جاها شاید استعمال «معتبر» معروفتر از استعمال «صحیح» باشد.
امّا در موضوع ما، منظور از «معتبر»، «صحیح» نیست؛ زیرا موصوف به اعتبار حدیث و روایت نیست، بلکه منظور و موصوف در موضوع بحث ما، خود کتاب و منبع است که در آن، حدیث را آوردند و روایت کردند. پس اینجا اعتبار خود کتاب مد نظر است، نه اعتبار روایت. امّا اعتبار کتاب به چه معنا است؟
به زبان ساده میتوان گفت: اعتبار کتاب به این معناست که کتاب در نظر کسی که به آن استدلال میکند، یا در نظر کسی که بر آن احتجاج صورت میگیرد، کتاب با ارزش و پذیرفتنی و مورد اعتماد است.
بعضی وقتها روایت صحیح نیست، ولی در کتاب معتبر آمده، و این باعث میشود که اهل علم به آن اعتنا کنند؛ مثلاً وقتی روایتی در کتاب شریف کافی آمده است، و لو اینکه ضعیف السند باشد، اما اهل علم به آن اعتنا میکنند، و به سادگی از کنارش رد نمیشوند، علت این است که شخصیت نویسنده، که در این مثال، ثقه الإسلام شیخ محمد بن یعقوب کلینی است، و همچنین موقعیت و اعتبار کتاب، به روایت ارزش میبخشد، و با وجود ضعف سندی، روایت مورد اعتنا واقع میشود.
مناسب است اینجا سؤال مطرح شود: ارزش و اعتنا با وجود ضعف سند، به چه معنا است؟
منظور از ارزش و اعتنا به روایت، علیرغم ضعف سند، قابلیت جبران ضعف سند با وجود سندهای دیگر برای آن روایت، ولو ضعیف هم باشد، و یا به عبارت دیگر: نفی مکذوب ودروغی بودن روایت، که به معنی در صدی از احتمال صحت دادن است.
به عنوان مثال: صرف وجود یک حدیث در «مسند» احمد بن حنبل، در نظر بسیاری از علمای اهل تسنن، یک ارزش برای روایت به حساب میآید؛ و به همین دلیل حافظ ابن حجر عسقلانی یک کتاب مستقل نگاشته است برای رد اتهام وضع حدیث، نسبت به بعضی از احادیث مسند احمد.
حال که اعتبار را تا اندازهای توضیح دادیم، باید بگوییم که اعتبار، گاهی یک امر نسبی است، مثلاٌ: کتاب «الأساس» یک کتاب معتبر است در مکتب زیدیه، اما پیش سنیها هیچ اعتباری ندارد. مثال دیگر اینکه کتب ابن حجر هیثمی از جمله: صواعق محرقه و شرح الهمزیه و غیر آن، پیش سنیها در صدی اعتبار دارد، به لخصوص صوفیها، اما در نظر وهابیها فاقد هرگونه اعتبار است.
در عین حال،کتب معتبر، در اعتبارشان تفاوتی است، مثلاً صحیح بخاری اعتبار بالاتری نسبت به اعتبار صحیح مسلم دارد، و صحیح مسلم اعتبار بالاتری نسبت به کتاب مسند احمد بن حنبل دارد، و مسند احمد اعتبار بالاتری نسبت به سنن ابن ماجه دارد.. وهکذا. امتیاز و ویژگی پنجم ادلهی استنادی شیعه، این است که بیشتر آنها در کتب معتبر مخالفان خود، آمدهاند، آن هم کتب با اعتبار بالا، مثل صحیح بخاری و صحیح مسلم و سنن اربعه و مسند احمد و موطأ مالک.. وغیر آنها. به عنوان مثال، بعضی از منابع معتبر سنیها برای پنج حدیث از احادیث استنادی شیعه را در ذیل خدمت خوانندگان گرامی بیان میکنم:
حدیث یکم: حدیث غدیر «من کنت مولاه فعلیّ مولاه…»، بعضی از منابع معتبر برادران اهل تسنن: مسند أحمد ج۱ صص۸۴ و ۱۱۸ و ۱۱۹ و ۱۵۲ و ۳۳۱ و ج۴ صص۲۸۱ و ۳۷۰ و۳۷۲ ج۵ صص۳۴۷ و ۳۶۶ و ۳۷۰ و ۴۱۹؛ سنن ابن ماجه ج۱ ص۴۵؛ سنن الترمذی ج۵ ص۲۹۷ . المعجم الصغیر نوشتۀ الطبرانی ج۱ ص۶۵ . صحیح ابن حبان ج۱۵، ص۳۷۶ .
حدیث دوم: حدیث ثقلین «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی»، بعضی از منابع معتبر برادران اهل تسنن: صحیح مسلم ج۴، صص۱۸۷۳ و ۱۸۷۴؛ سنن التِّرمذی ج۵ صص۳۲۷ ـ ۳۲۸ صحیح ابن خزیمه ج۴، صص۶۲ ـ ۶۳ . مسند أحمد بن حنبل ج۳ صص۱۴ و ۱۷ و ۲۶ و ۵۹ ، ج۴ صص۳۶۶ ـ ۳۶۷ ، ج۵ صص۱۸۱ ـ ۱۸۲ و ۱۸۹ ـ ۱۹۰؛ مسند أبی یعلى ج۲ صص۲۹۷ ـ ۲۹۸ و ۳۰۳ و ۳۷۶ .
حدیث سوم: حدیث منزلت «انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبیّ بعدی»، بعضی از منابع معتبر برادران اهل تسنن: صحیح بخاری ج۴ ص ۲۰۸ و ج۵ ص۱۲۹؛ صحیح مسلم ج۷ صص۱۲۰ ـ ۱۲۱؛ سنن ابن ماجه ج۱ صص۴۲ ـ ۴۳ و ۴۵؛ سنن الترمذی ج۵ صص۳۰۱ ـ ۳۰۲ و ۳۰۴؛ مسند أحمد ج۱ ص۱۷۰ .
حدیث چهارم: حدیث ولایت علی(ع) «علی ولی کل مؤمن بعدی»، بعضی از منابع معتبر برادران اهل تسنن: سنن الترمذی ج۵ ص۲۹۶؛ مسند أحمد ج۴ ص۴۳۸؛ خصائص أمیر المؤمنین نوشته النسائی ص۹۷؛ مسند الطیالسی ص۱۱۱ و ۳۶۰؛ المصنف نوشتهی ابن أبی شیبه ج۷ ص۵۰۴ .
حدیث پنجم: حدیث السفینه «انما مثل اهل بیتی فیکم کسفینه نوح من رکبها نجا ومن تخلف عنها غرق…» ، بعضی از منابع معتبر برادران اهل تسنن: المصنف نوشتهی ابن ابی شیبه ج۷ ص۵۰۳؛ المعجم الصغیر نوشتهی الطبرانی ج۱ صص۱۳۹ ـ ۱۴۰ و ج۲ ص۲۲؛ المستدرک علی الصحیحین نوشتهی الحاکم ج۳ صص ۱۵۰ و ۱۵۱ . مسند الشهاب نوشتۀ القضاعی ج۲ صص۲۷۳ و ۲۷۵؛ تاریخ بغداد نوشتهی الخطیب البغدادی، ج۱۲ ص۹۰ .
و به این ترتیب می بینیم، عمدۀ احادیث استنادی شیعه، در کتب معتبر مخالفان، آمده است، و این یک ویژگی مهم برای ادلهی حقانیت شیعه محسوب میگردد. و صد البته تأثیر به سزایی در شیعه شدن میلیونها سنی داشته است.
البته ما در این مقاله به ذکر چند نمونه بسنده کردیم، اما خوانندهی گرامی میتواند برای مطالعهی بیشتر، در رابطه با این موضوع به کتابهایی مانند: عبقات الانوار میر حامد لکهنوی، فضایل الخمسۀ آیت الله سید فیروزآبادی، الغدیر علامۀ امینی. و مانند اینها، مراجعه کند، که در این کتابهای ارزشمند و پر اهمیت، میتوان این ویژگی را به وضوح مشاهده کرد.
بررسی ویژگی ششم را به شمارهی بعد موکول میکنیم. (ان شاء الله تعالی. والحمد لله رب العالمین)
منبع : نشریه شیعه شناسی ، شماره۵
















هیچ نظری وجود ندارد