پيوند با طبيعت، نگهباني از موهبتهاي الهي و محيط زيست در تمامي آيينهاي ديرپاي ايرانيان وجود دارد. روزهاي نوروز به ويژه رسم روز سيزدهم فروردين ماه يا همان «سيزده بدر» نيز بهانهاي است براي گشت و گذار در دامن طبيعت که از قرنها پيش به صورت يکي از سنتهاي پايدار مردم ايران درآمده است. جنبش جهاني مبارزه با آلودگي محيط زيست، شايد در کمتر از دو دهه فراگير شده است، اما علاقهمندي مردم ايران به حفظ محيط زيست، نگهباني از آب، خاک،هوا و گونههاي زيستي، ريشه در تاريخ چند هزار ساله سرزمين ايران دارد. از گذشتههاي دور تاکنون، ايرانيان در آخرين حلقه از زنجيره آيينهاي نوروزي، طبق يک سنت باستاني با رفتن به طبيعت و گشت و گذار در کوه و دشت و صحرا، به جشن طبيعت،شکوه ويژهاي ميبخشند.ميليونها ايراني در جغرافياي فرهنگي ايران، با پيوستن به طبيعت در نوروز، روزنههاي پيوند با طبيعت را ميگشايند. در روزهاي سبز آينده که بسياري از هم ميهنان پس از روزهاي سرد زمستان دل به طبيعت خواهند سپرد؛ متاسفانه بسياري از آنان مراقبت از طبيعت را به فراموشي ميسپرند. برخي از کساني که تا چند روز پيش در تکاپوي خانه تکاني از جزييترين ناپاکيها در تميز کردن کاشانه چشم پوشي نکرده اند، در روزهاي نوروز با طبيعت به گونهاي دشمنانه رفتار ميکنند، غافل از آن، که احياي طبيعت برخلاف قرباني کردن آن ساده و سريع اتفاق نميافتد.
جشن نوروز در يک نگاه جشنهاي نوروزي، از نخستين روز فروردين تا روز سيزدهم اين ماه ادامه دارد و اين دوره، زمانگذار و انتقال از ايستايي و نهفتگي، به پويايي و پديداري است.اين دوازده روز، نمادي از دوازده ماه سال و يادآور افسانه دوازده هزار ســال عمر جهان است.براساس آيينهاي باستاني، مردم از چند روز پيش از گردش سال و آمدن سال نو به پيشواز نوروزي ميروند و در روز سيزدهم فرورديـــن، به جشنها و آيينهاي نوروزي پايان ميدهند.طبق يک سنت ديرپاي ايراني، مردم در آخرين روز از جشنهاي نوروزي، از خانهها بيرون ميروند و در دشت و صحرا در کنار آب روان جويبارها به استراحت و تفريح ميپردازند و به شاديها و جشنهاي بهاري، جلوه و جلايي افزون ميبخشند.سيزدهمين روز از هر ماهي در گاهنامه ايراني، «تير» يا «تيشتر» نام دارد و روز سيزدهم ماه فروردين، جشن «سيزده بدر» يا «روز طبيعت» نام گذاري شده است. جشن سيزده فروردين ماه، روز بسيار مبارک و فرخندهاي است. بسياري از ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمي دارند، اين روز را نحس ميدانند و بر پايه اين باور براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانه خود، کنار جويبارها و سبزهها ميروند و به شادي ميپردازند.تاکنون در هيچ سند تاريخي و علمي ذکر نشده است که سيزده فروردين، روز نحسي است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار فرخنده دانسته اند. نخست بايد به اين موضوع توجه داشت که در فرهنگ ايراني، هيچ يک از روزهاي سال«نحس» و«بديمن» يا«شوم» شمرده نشده است، بلکه چنان كه ميدانيم، هر يک از روزهاي هفته و ماه نامهايي زيبا و در ارتباط با يکي از مظاهر طبيعت يا ايزدان و امشاسپندان دارد. روز سيزدهم هر ماه خورشيدي در گاه شماري ايراني نيز «تير روز» نام دارد که از آن ِستاره تيشتر، ستاره باران آور است و نياکان فرهيخته ما از روي خجستگي، اين روز را براي نخستين جشن تيرگان سال، انتخاب کردهاند.
آيين سيزده بدر در سيزدهمين روز از تير ماه، آرش كمانگير، پهلوان ايراني با پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران را جدا كرد و در پي آن آشتي مردمي را از ميان تورانيان و ايرانيان سالها در جنگ بودند، پايدار کرد. به يادبود او، ايرانيان جشن تيرگان را در ماه تير برپا كردند و سيزدهمين روز از هر ماه را تير يا «تيشتر» ناميدند.نياكان ما پس از دوازده روز جشن در فروردين ماه که ياد آور دوازده ماه سال است، روز سيزدهم را پايان جشن بزرگ نوروز ميدانستند. امروزه هم هنوز روز سيزدهم فروردين، همانند شب پاياني چهارشنبه سال، جايگاه ويژهاي دارد.اگر با چهارشنبه سوري به پيشواز نوروز ميرويم، با جشن سيزده بدر همراه با شادي نوروز را بدرقه ميکنيم.نياکان ما از بامداد روز سيزده فروردين، سفره نوروزي را بر ميچيدند و سبزهها را با خود بر ميداشتند و به دشت، بيابان و کشتزارها ميبردند و به آب روان ميسپردند كه نشانه پيشكشي دادن به ايزد بانوي آبها است و با نيايش به درگاه اهورامزدا، آرزوي بارش باران و سالي پر از فراواني و شادي ميكردند. آنان در زمين تازه روييده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گياهان بياباني به شادي، ترانه سرايي، پايکوبي، بازيهاي گروهي، بادبادک پراني، سوارکاري، آب پاشي و آب بازي ميپرداختند و با گرد آوري سبزه از دشت و كوه به پختن آش و خوراکيهاي ويژه ميپرداختند، که همه ريشه در فرهنگ زيباي ايراني دارد و آن شاد کردن، خنداندن و آشتي و در پي آن فروريختن انديشههاي پليد و تيره است.
روزي که نحس نيست در اساطير كهن ايران، مَـشـيـه (آدم) و مَـشـيـانـه (حوا) روز سيزدهم فروردين با گره زدن دو شاخه موُرد، براي نخستين بار در جهان پايه پيوند خود را بنا نهادند. امروزه هم دختران و پسران دم بخت با گره زدن سبزه در روز سيزده فروردين آرزوي پيوندي خوب ميكنند.درباره نافرخندگي روز سيزده، ديدگاههاي گوناگوني وجود دارد. بر اساس ديدگاه نخست، آرش كمانگير پس از پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران را شناساند، ولي پس از آن جان خود را از دست داد و گويند نافرخندگي روز سيزده در نزد نياكان ما براي نافرخنده بودن مرگ آرش كمانگير در اين روز است.اما ديدگاه دوم بيانگر آن است که در فرهنگ ايران هيچ يک از روزهاي سال نافرخنده شمرده نشده است، ولي چون پس از تاخت تازيان به ايران، آنان هفت روز در هر ماه را نافرخنده ميدانستند و سيزده هم در شمار آن بوده، گويند نافرخندگي سيزده از اين جا ريشه گرفته است.اين روزها نيز با وجود تمامي تغييرات فرهنگي، آيين نوروز هم چنان نزد ايرانيان از اهميت ويژهاي برخوردار است.بوي نوروز از آغاز اسفند و با شروع تکاپوها از سراسر ايران به مشام ميرسد. پس از تحويل سال و آغاز نوروز باستاني، اين شادماني تا 13 فروردين ادامه دارد و در اين روز بسياري از ايرانيان از خانه و کاشانه بيرون ميزنند و ساعتهايي را با طبيعت همراه ميشوند، به همين دليل است که روز 13 فروردين سيزده به در و در تقويم، «روز طبيعت» نام گرفته است.
طبيعت فراموش شده از لحظههاي آغازين روز 13 فروردين، بسياري از ايرانيان اسباب تفريح و تفرج در طبيعت را آماده ميکنند، از اسبابآماده سازي غذا تا وسايل بازي، بسياري سوار بر خودروهاي خود و برخي پياده به دنبال يافتن فضايي در طبيعت ممکن است، ساعتها بگردند. اما وقتي که بساط شادي بر دامن طبيعت پهن ميشود، آن چه بيش از همه به فراموشي سپرده ميشود، طبيعت است. شايد به همين دليل است که در پايان روز سيزده فروردين يعني همان روزي که بسياري بر اين قرارند که نحسيها را از خود دور کنند، اگر سري به بسياري از نقاط طبيعي شهرها و بسياري پارکها بزنيم، با چشم اندازي رو برو ميشويم که صحنه برجامانده از يک کارزار را تداعي ميکند. زبالهها رها شده در پهنه طبيعت، بطريهاي نوشابه، باقي ماندههاي غذا، ميوه و آجيل و بقاياي خاکستر در گوشه کنار، يادگار روزي است که «روز طبيعت» نام ميگيرد.براساس تحقيق سازمان ملل که در قالب گزارشي با عنوان «زيست محيطها، رفاه انسانها و ايجاد تنوع زيستي» منتشر شده است، صدمهاي که انسانها در 50 سال گذشته بر تنوع منابع بيولوژيک جهان وارد کردهاند، از هر زمان ديگري در طول تاريخ بيشتر بوده است و اگر اين روند متوقف نشود، انسانها منافع اساسي را در جهان از دست خواهند داد.در حدود 5/3 ميليارد نفر در سراسر جهان براي گذران زندگي و تامين غذا به درياها، اقيانوسها و طبيعت اطراف خود وابستهاند و در حالي که به دليل تغييرات اعمال شده از سوي بشر طي سالهاي اخير، در برخي از مناطق ميزان ذخاير آبزيان تا 9 درصد نيز کاهش يافته است، هنوز حدود 70 درصد جمعيت جهان از منابع بيولوژيک سنتي حاصل از طبيعت استفاده ميکنند که اين نشانگر اهميت چرخههاي طبيعي در زندگي انسانهاي قرن 21 است.
مراقبت از طبيعت در نوروز مرور عکسهاي سيزده بدر در سالهاي گذشته پارکهاي سطح شهر را پر از رنگ، نمايش ميدهد. چادرهاي رنگارنگي که در ميان انبوه جمعيت برپا شدهاند تا حريم شادي شهرونداني باشند که براي سيزده بدر فضاي کوچکي در طبيعت يافتهاند.کودکان و نوجوانان بازي ميکنند و بزرگ ترها بساط ناهار را فراهم ميکنند. در گوشه و کنار رنگ خاکستري دود برخاسته است و بوي پراکنده کباب، فضاي پارک را پر کرده است. همه شادند و از شادي ديگري لذت ميبرند. اما در ميان اين انبوه جمعيت، آن چه به طبيعت ارزاني ميشود، زباله و آلودگي است. اين صحنهها براي همه ما آشناست، چشم اندازهايي که هر سال تکرار ميشود.يکي از شهروندان تهراني درباره مراقبت از طبيعت در روزهاي نوروز ميگويد: هر خانواده موظف است که هميشه در سفر و تفريح چند کيسه زباله با خود همراه داشته باشد تا همه زبالهها از کوچک و بزرگ در آن قرار گيرد و پس از پر شدن، در مخازن زباله سطح شهر يا کنار جادهها خالي شود. وي ميافزايد: اما متاسفانه تعداد مخازن زباله در جادهها و گاه در سطح اغلب شهرها و روستاها کافي نيست و کساني هم که اقدام به جمع آوري زباله خود ميکنند، نميدانند با کيسههاي پرشده چه بايد بکنند.وي همچنين ميگويد: خوشبختانه در سالهاي گذشته در روز سيزده بدر شهرداري اقدام به توزيع کيسههاي زباله در تعدادي از پارکها كرده است، اما به عقيده من ميزان توزيع كيسههاي زباله بايد افزايش يابد و در همه پارکهاي سطح شهر بايد اين طرح اجرا شود.پارکها تنها يکي از مراکزي است که شهروندان براي به سيزده بدر از آن استفاده ميکنند. ساحل، دريا، جنگلها، دشتها و بسياري مراکز طبيعي ديگر نيز از جمله مقصدهاي ايرانيان در تعطيلات نوروز است.محمود، يکي شهروند ميانسال معتقد است: نگهداري از طبيعت، وظيفه تک تک شهروندان است. درست است که مسئولان نيز موظف به ارائه خدمات بهتر به ويژه در تعطيلات نوروز هستند، اما باز هم وظيفه همگان است که به اندازه بهرهاي که از طبيعت ميگيرند، براي نگهداري آن نيز تلاش کنند.علاوه بر رها کردن زباله در شهر، آتش روشن کردن در طبيعت و خود را موظف به خاموش کردن آن ندانستن، شکستن شاخههاي جوانه زده درختان، پهن کردن بساط اقامت روي سبزههاي تازه روييده يا کندن گلهاي وحشي و گاهي کمياب دشتها و کوهها، تنها بخشي از رفتارهاي ضد طبيعت است که هيچ وجدان بيداري نميتواند بي تفاوت از مقابل آن بگذرد.
لذت بردن از طبيعت بدون آسيب رساندن به آن به اعتقاد وحيد اسلام زاده ـ کارشناس مسائل زيست محيطي و استاد دانشگاه، چهار عامل احساس مسئوليت، قانون مدون، علم و آموزش و اعتقاد به ضرورت حفظ محيط زيست براي حفظ منافع ملي و آيندگان، ميتواند در حفظ محيط زيست موثر باشد.وي ميافزايد: براي حفظ محيط زيست ابتدا بايد انديشيد که محيط پيرامون ما از چه ساخته شده است؟ چه کارکردهاي دروني و بيروني دارد؟ دليل وجودي آن چيست؟ چرا محيط زيست به انسان آرامش ميدهد؟ چرا تنوع زيست محيطي داريم و چگونه با محيط زيست رفتار کنيم که عوايد آن نصيب ما شود؟اين کارشناس محيط زيست به نقش فرهنگ سازي در جامعه براي حفظ محيط زيست اشاره ميکند و ميگويد: فرهنگ محيط زيست يعني نحوه برخورد انسانها با محيط زيست. انسانها با محيط زيست در تعامل هستند، هم انسانها بر محيط زيست تاثير ميگذارند و هم محيط زيست بر انسانها. اما مشکل اساسي در اين است که محيط زيست يک طرفه تنها بخشنده است و انسان يک طرفه تنها آسيب رسان و مضر.وي تاکيد ميکند: فرهنگ محيط زيست ميخواهد بگويد که تعادل بايد در رفتار دو طرف حفظ شود. يعني اگر منفعتي و سودي هست، هر دو طرف بايد از آن بهره مند شوند.انسان نبايد خودخواهانه، هر طور که دوست دارد با محيط زيست رفتار کند، بلکه بايد محيط زيست خود را بشناسد و رفتار خود را متناسب با آن هماهنگ کند. پس بياييد با هم از طبيعت لذت ببريم، بدون اين که آسيبي به اين نعمت بزرگ الهي وارد كنيم.
منبع:http://www.ettelaat.com

















هیچ نظری وجود ندارد