11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پدیده عاطفی ـ انسانی سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (۲)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

دوم: احسان و ایثار، نمودهای رحمتبا نگاهی به سنت و سیرت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) [احسان وایثار] به گستردگی رحمت و عطوفت گسترده‌اند؛ با نگاهی به مجموعه احادیث زیر، این امر روشن‌تر می‌گردد:۱ـ پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « نیکی کردن به هر انسان یا حیوان زنده‌ای، اجری دارد.» و امام زین العابدین (علیه السلام) با استناد به همین حدیث، اطعام گروهی از خوارج یعنی “حروری‌ها” را ـ که دشمنان سرسخت اهل بیت (علیهم السلام) بشمار می‌رفتند ـ جایز دانست.[۳۱]۲ـ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: « هرکارنیکی، صدقه است.»[32]3ـ به نقل از ابوذر (رضوان الله تعالی علیه) روایت شده که می‌گوید: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به من فرمود: «هیچ کار نیکی را دست کم مگیرید ولو اینکه با برادر خود، با روی گشاده روبرو شوید.»[33]4ـ فرمود (صلی الله علیه و آله و سلم) : « مسلمان برادر مسلمان است؛ او را ستم نمی‌کند و رهایش نمی‌سازد و هرکس به‌دنبال برآوردن نیازهای برادرش بود، خداوند نیازهایش را برطرف می‌سازد و هرکس گرهی از کار مسلمانی بگشاید خداوند در روز قیامت گره‌ای از گره‌های قیامت را برایش می‌گشاید و هرکس مسلمانی را پوشش دهد، خداوند در روز قیامت او را می‌پوشاند.»[34]5 ـ آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مؤمن آیینه مؤمن است؛ مؤمن برادر مؤمن است، هوای او را دارد و در غیابش از وی دفاع می‌کند.»[35]6ـ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « “اشعری‌ها” هرگاه بیوه شوند یا خوراک خانواده‌های آنها کاستی گیرد، هر آنچه را دارند یکجا گرد می‌آورند و سپس با پیمانه‌ای واحد، آن‌را میان خود به طور برابر تقسیم می‌کنند؛ آنها از من و من از آنهایم.»[36]7ـ می‌فرماید(صلی الله علیه و آله و سلم) : « غذای دو نفر برای سه نفر و غذای سه نفر برای چهار نفر بسنده است.»[37]8 ـ فرمود(صلی الله علیه و آله و سلم) : « چهل خصلت است که برترین آنها هدیه کردن بز [برای استفاده از شیر آن] است، هرکس به امید رسیدن به ثواب آن یکی از خصلت‌ها را دارا باشد، خداوند او را وارد بهشت می‌گرداند.»[38]9ـ آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آنهایی که به کار بیوه‌زنان و مستمندان رسیدگی کنند، همچون مجاهدان راه خدایند.»[39]10ـ فرمود(صلی الله علیه و آله و سلم) : «بندگان شما، برادران شمایند.»[40]11ـ فرمود(صلی الله علیه و آله و سلم) : «هرکس خوش دارد خداوند در هنگامه روز قیامت به یاریش بشتابد، گره از کار کسی بگشاید.»[41]بدین ترتیب، مسلمان پیرو پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ، تبدیل به بشری نیکوکار می‌گردد و به هر انسان یا حیوان زنده‌ای نیکی می‌کند و به هرکار نیکی هرچند کوچک یا اندک اقدام می‌نماید و با خوشی‌ها و ناخوشی‌های برادرش زندگی می‌کند و به او چون آینه‌ای برای خود، می‌نگرد و همچون “اشعری‌ها”، نان خود را با دیگران تقسیم می‌کند و به داد بیوه زنان و مستمندان می‌رسد؛ پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود چنین بود و در اوج این صفات، قرار داشت.
سوم ـ برخی صفات آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) : بزرگداشت، بخشش، سخن نیکو، مدارا و خوش گمانیاینها همه نمودهایی از عاطفه و محبت و مهر پیامبری‌اند. با هم نگاهی به این احادیث شریف می‌اندازیم:۱ـ از امام جعفرصادق (ع) از جابربن عبدالله (رض) روایت شده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در عرفه، طی سخنرانی برای مردم، فرمود: « خون و مال شما چون حرمت این روز و این ماه و این مکان، بر شما حرام است.»[42]2ـ در روایت دیگری، در همین مقام، فرمود(صلی الله علیه و آله و سلم) : « در مورد زنان خویش، از خدای بترسید که شما آنان‌را با امان الهی گرفتید و به نام خدا، حلالتان گشتند.»[43]3ـ فرمود(صلی الله علیه و آله و سلم) : « در مورد زنان سفارش به نیکی کنید.»[44]4ـ فرمود(صلی الله علیه و آله و سلم) : « هرکس هم پیمانی را بکشد، بوی بهشت را نخواهد شنید، بوی بهشت از فاصله چهل سال شنیده می‌شود.»[45]5 ـ آن‌حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به رزمندگان سفارش می‌فرمود: « بجنگید ولی خیانت مکنید، زیاده روی نکنید، [کشته‌ها را] قطعه قطعه نکنید و نوزادان را نکشید.»[46]6ـ آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) به “أبوهریره” فرمود: «سلام را آشکار کن و سخنت را نیکو گردان و صله رحم به‌جای آور و شب‌ها پیامبر نگام که مردم خوابند، نماز به‌جای آور که وارد بهشت خواهی شد.»[47]7ـ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سخن نرم، صدقه است.»[48]8 ـ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ما در برابر گروهی خندانیم ولی در دل، آنان‌را نفرین می‌کنیم .»[49]9ـ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « مدارای با مردم، صدقه است.»[50]بدینگونه است که می‌بینیم آن‌حضرت به بزرگداشت انسان ـ هر که باشد ـ فرامی‌خواند و میان مؤمنان احترام و سلام و امان می‌گستراند و در مورد زنان سفارش به نیکی می‌نماید و فرمان می‌دهد تا حقوق هم‌پیمانان رعایت گردد و آداب انسانی جنگ رعایت شود و صفات والایی چون صلح دو جانبه، سخنان نیکو، صله رحم و نماز خاشعانه در دل شب و سخن نرم و سرانجام مدارا با کسانی که از آنان بدشان می‌آید، در جامعه اسلامی، گسترش پیدا کند که امروزه، بیش از هر زمان به این‌ها نیاز داریم.
چهارم: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در لحظات دشوار، از عواطف انسانی یاری می‌جستدر نگاهی به رفتار و منش پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌بینیم که آن‌حضرت سرشار از عاطفه و مهر و مشارکت دهی یاران در همه کارها و برانگیختن شور و نشاط آنهاست، به‌گونه‌ای که در پی این برخورد پیامبر، دشواری‌های راه را به‌فراموشی می‌سپارند و به سمت فداکاری وایثار، کشانده می‌شوند، خلیفه سوم، “عثمان بن عفان”، دراین باره می‌گوید: « به‌خدا سوگند که ما در سفر و حضر با پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) همراه بودیم، او از بیماران ما عیادت می‌فرمود، جنازه‌های ما را تشییع می‌کرد، همراه ما در جنگ‌ها شرکت می‌کرد و با کم و زیادمان می‌ساخت و شریک می‌شد.»[51]و در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «مستمندان و بینوایان، شبﻫا در مسجد می‌ماندند، یک شب آن‌حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد و در کنار منبر با ایشان از ظرف مخصوص افطار خود افطار کرد و تعداد سی نفر مرد از آن [ظرف] افطار کردند و سپس به نزد همسرانش رفت و آنها نیز سیر شدند.»[52]آن‌حضرت با یاران خود در کار کندن خندق به کارهای سختی می‌پرداخت که ای بسا یکی از عوارض آن، گرسنگی شدید بود.از امام رضا علیه‌السلام از پدران آن‌حضرت به نقل از امیرالمؤمنین علی(علیهم السلام) روایت شده که می‌فرماید: « و در کندن خندق، همراه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم که حضرت فاطمه همراه با تکه‌ای نان حاضر شد و آن‌را به پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله وسلم) داد، حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این تکه نان برای چیست؟ حضرت فاطمه گفت: یک قرص نان برای حسن و قرصی دیگر برای حسین پختم و این تکه را برای شما آوردم، پیامبر فرمود: «ای فاطمه این نخستین خوراکی است که از سه روز پیش، وارد شکم پدرت شده است.»[53]پرشکوه‌ترین جنبه رفتار آن‌حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) ، این بود که ایشان، در مواقع حساس برخوردی عقیدتی ـ عاطفی داشت و همه را به وجد می‌آورد و شور و هیجانی در دلها ایجاد می‌کرد و آنانرا به فداکاری و ایثار، سوق می‌داد.حضرت علی (علیه السلام) آنچنان‌که در “نهج البلاغه” آمده است، می‌فرماید: « با رسول خدا ـ که آفرین بر او و تبارش باد ـ روانه کارزار می‌گشتیم و در راه حق، پدران و برادران و عموهایمان را می‌کشتیم. این رفتار ایمان و فرمانبرداری و پایداری ما را بیشتر نشان می‌داد و بردباریمان را در برابر رنج و تلاشمان در جهاد با بدکیشان، می‌افزاید . هریک از ما مردانه به حریف خود می‌تاخت و دلیرانه با آن گمراه، به نبرد می‌پرداخت و می‌کوشید به او دست یازد و از جام مرگ سیرابش سازد؛ در این گیر و دار، گاهی حریف را از پا در می‌آوردیم و گاهی از او شکست می‌خوریم چون پروردگار استواری ما را بدید و درستکاریمان را بسنجید دشمن را خوار و ما را پیروز گردانید.»[54]ما بر دو صحنه از این صحنه‌ها به عنوان دو نمونه بسیار جالب ـ که البته همه صحنه‌ها و مواضع آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) جالب و پرشکوهند ـ انگشت می‌گذاریم:
صحنه اول: “حمراء الاسد”در تاریخ آمده که قریش، در پی کشتار و شکستی که در جنگ احد بر لشکریان اسلام تحمیل کردند، سرخوش از این پیروزی، صحنه نبرد را ترک گفتند و هنگامی که به‌جایی به نام “الروحاء” رسیدند، متوجه شدند و در واقع برخی شیاطین چنین القا کردند که قادر نیستند از این پیروزی، آ‌ن‌گونه که باید و شاید بهره برداری کنند، لذا و به گفته فرمانده آنها “ابوسفیان” تدارک آن‌را دیدند که به مدینه بازگردند و مسلمانان را قتل عام نمایند . این اخبار به گوش پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و آن‌حضرت شروع به بسیج مسلمانان و تدارک نبرد و تشویق و تحریک آنها به جنگ کرد و شدیدترین و قوی‌ترین عواطف مکتبی رادر آنان برانگیخت و خود نیز همراهشان گردید. آنها نیز به رغم زخم‌ها وضربه‌هایی که خورده بودند، همچون شیران زخمی به همراه پیامبر زخمی، به حرکت در آمدند و به منطقه‌ای رسیدند که آنرا “حمراء الاسد” می‌نامیدند. آنها آماده هرگونه فداکاری و ایثاری در راه عقیده خود بودند . “ابوسفیان” این موضوع را دانست و متوجه گردید که این گروه برانگیخته و فدایی را نمی‌توان شکست داد . وقتی “معبد الخزاعی” را دید از او پرسید که پشت سر تو چیست؟ گفت: «به‌خدا سوگند که محمد و یارانش را در حالی ترک گفتم که آنها در آتش دیدار [ و جنگ با شما] می‌سوختند»؛ در “سیره ابن هشام” [پاسخ معبد الخزاعی این‌گونه] آمده است : « محمد و یارانش به‌اتفاق گروهی که در آتش برخورد با شما می‌سوزند، به‌دنبال شما هستند، کسانی که در آن‌روز از وی روی برگرداندند و از کرده خویش پشیمان گشتند، چنان کینه شما را در دل دارند که هرگز مانند آن‌را قبلاً ندیده بودم.»[55]و بدین‌گونه ترس و وحشت را در دل ابوسفیان وارد کرد و این یک نیز، گروهی را به فرماندهی “عبدالقیس” با نامه‌ای نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاد و به اطلاع آن‌حضرت رساند که از تصمیم خود منصرف گشته است، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سوگند به‌خدایی که جانم به‌دست اوست، چنانشان ساخته بودم که اگر به خواسته خود جامه عمل می‌پوشاندند [دشمنان]، چون دیروز گذشته‌شان می‌شدند» آن‌گاه آیهء «حسبنا الله و نعم الوکیل» را تکرار کرد و بدین ترتیب با آموزه‌های قرآنی در سوره انعام و نیز در ده‌ها آیه‌ای که هریک درس‌هایی پس از شکست نبرد “احد”، به مسلمانان دادند و آنان‌را به عزیمت و روحیه جنگندگی و بسیج امکانات و تعمیق مفاهیم ارزشی، فراخوانده‌اند، همراهی نشان داد. از جمله درس‌های یاد شده، این آیه کریمه است: «الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا وقالوا حسبنا الله ونعم الوکیل * فانقلبوا بنعمه من الله وفضل لم یمسسهم سوء واتبعوا رضوان الله والله ذو فضل عظیم » (سوره آل‌عمران:۱۷۴ـ۱۷۳) (کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شده‌اند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازس نیکوست * پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ هیچ بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است.) این آیات و درس‌ها، مسلمانان را چنان پرورش داده‌اند که با یاری گرفتن از خدا و توکل بر او، تهدیدها را تبدیل به فرصت‌هایی برای خود کنند.در صفحات تاریخ، قهرمانی‌های یاران آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) در قالب باشکوه‌ترین شکل به تصویر کشیده شده است؛ از جمله: « “ضمیره بن سعید” به نقل از مادربزرگ خود که در جنگ “احد” آب به رزمندگان می‌داد، نقل می‌کند که گفته از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که فرمود: مقام “نسیبه دختر کعب” از مقام فلان و بهمان بالاتر است؛ او این زن را می‌دید که در آن‌روز سخت‌ترین جنگ‌ها می‌کرد و پیراهن برکمر بسته بود و سرانجام سیزده زخم بر تنش وارد شده بود.»؛ وقتی این زن بر بستر مرگ افتاد من از جمله کسانی بودم که او را شستشو می‌دادم و زخم‌هایش را یک یک می‌شمردم و آنها را سیزده زخم یافتم؛ او می‌گفت: من به “ابن قمیئه” نگاه می‌کنم و در حالی‌که بر شانه‌اش می‌زد و سخت‌ترین زخم نیزهمین زخم بود که به مدت یک‌سال آن‌را مداوا می‌کرد. آن‌گاه منادی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ندا سر داد: پیش به سوی “حمراء الاسد”! و این زن پیراهن خود را بر زخم‌هایش بست ولی از شدت خونریزی، نتوانست [با یاران پیامبر] همراهی کند.»[56] شور و هیجان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنچنان زیاد بود که در خبر آمده که فرمود: « سوگند به آن‌کس که جانم به‌دست اوست، اگر کسی مرا همراهی نکند، خود به تنهایی خواهم رفت.»[57]از جمله باشکوه‌ترین فراز آنست که آن‌حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به منادی خود فرمان داد که ندا سر دهد: «رسول خدا به شما فرمان می‌دهد در جست‌وجوی دشمن خود برآیید و تنها کسانی ما را همراهی کنند که دیروز در جنگ شرکت داشتند.» و در پاسخ، “سعد بن خضیر”(رض) که هفت زخم بر تن داشت و در صدد مداوای آنها بود، می‌گوید: سمعاً و طاعه لله و رسوله!! و سلاح برگرفت و منتظر التیام زخم‌هایش نشد.»وقتی ندای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به گوش این دو مسلمان مجروح می‌رسد، یکی از ایشان به دیگری می‌گوید: به‌خدا سوگند اگرهمراهی حتی یک جنگ با پیامبر را از دست دهیم، باخته‌ایم.» و همچنان که یکی دیگری را می‌کشاند و به تناوب، هرکدام دیگری را بر دوش می‌کشید، پیامبر را همراهی کردند.»[58]
صحنه دوم: پس از جنگ هوازندر اینجا تأملی در نحوه برخورد آن‌حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) با حالت ضعف و رخوتی می‌کنیم که در پی اقدام وی در مورد تقسیم و توزیع اموال [غنیمتی] “بنی هوازن”، نزد برخی مسلمانان پدید آمد . آن‌حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) ، از این اموال غنیمتی، بخش بزرگی را به اهالی مکه داد که در آغاز زندگی مکتبی [اسلامی] خود با وی در این جنگ شرکت کردند و در حالی که خود سردمدار کافران بودند، با کافران جنگیدند؛ این بخشش [سخاوتمندانه]، در واقع، دارای انگیزه‌های اجتماعی و سیاسی بالایی بود و سعی داشت دل‌های آنان‌را به‌دست آورد و تفاوت زندگی بهره کشانه جاهلی و زندگی عزّت‌آمیز اسلامی را به ایشان، خاطر نشان سازد. منافقان در میان انصار شایع کردند که آن‌حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) ، خویشان خود را دید و جانب آنها را گرفت و این شایعه، حالت ضعف زیادی در میان مسلمانان انصار [مسلمانان مدینه] ایجاد کرد و چنان پخش شد که موجی از پرسش و خشم را به‌دنبال داشت. این وضعیت در جامعه‌ای که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در صدد تأسیس آن بود و رسالت بزرگ خود به جهانیان را با اعتقاد راسخی بر آن استوار می‌ساخت بر آن‌حضرت سخت گران آمد . لذا آنها را گرد آورد و این گفت‌وگو میانشان صورت گرفت:پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « ای گروه انصار! این چه سخنی است که از سوی شما شنیدم و این چیست که به دل گرفته‌اید؟ مگر گمراه نبودید و خداوند شما را هدایت نکرد؟ مگر نیازمند نبودید و خداوند شما را بی‌نیاز نساخت؟ مگر دشمن همدیگر نبودید و خداوند دل‌های شما را به‌هم نزدیک نساخت؟ انصار گفتند: آری، ای رسول خدا، هر کاری می‌خواهی بکن و به هرکس می‌خواهی ببخش. حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چرا پاسخم نمی‌گویید ای گروه انصار؟ انصار پاسخش گفتند: چه پاسخی بدهیم ای رسول خدا؟ خداوند و پیامبرش هرکاری کنند نیکو کرده‌اند.حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به‌خدا سوگند که اگر خواسته باشید می‌گویید و راست می‌گویید و باورتان می‌کنم که بگوییدهمگان تو را دروغگویت خواندند ولی ما تورا باور کردیم، همگان رهایت کردند ولی ما به یاریت شتافتیم، و تو آواره و بی‌خانمان بودی ولی ما به‌تو پناه دادیم و مستمند بودی و نیازت را برآورده کردیم ….و پس از این سخنان، افزود (صلی الله علیه و آله و سلم) : « ای گروه انصار! اینک به پشیزی از مال دنیا چشم دوخته‌اید که گروهی اسلامشان را بدان گره زده‌اند ولی من اسلام را به ارمغان شما آورده‌ام . آیا راضی می‌شوید که گوسفندان و شتران را به‌دست آورید ولی با رسول خدا به همان عهد گذشته بازگردید؟ سوگند به آن‌کس که جان محمد به‌دست اوست، اگر هجرت نبود، من نیز یکی از انصار می‌بودم و اگرهمه مردم راهی را بپیمایند و انصار راه دیگری را بپیمایند، من همان راه انصار را برخواهم گزید؛ پروردگارا! انصار و فرزندان انصار وفرزندان فرزندان انصار را رحمت آور. دراینجا بود که “انصار”، بشدت تحت تأثیر قرار می‌گیرند و احساساتشان برانگیخته می‌شود و گریه‌کنان اعلام می‌کنند که آنها از نحوه تقسیم [غنایم جنگی] از سوی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ، راضی‌اند.»[59]در اینجا دیده می‌شود که وضعیت کاملا خطرناکی مطرح بود زیرا کمترین همسویی با پیش زمینه‌های عقیدتی که به آنها ایمان داشتند و نیز با تجربه‌های قبلی که از حضور نسبتاً طولانی با پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند و دیدشان نسبت به آنحضرت به عنوان عادل‌ترین و آگاه‌ترین انسان، نداشت.برای چیره شدن بر این وضع، دو راه حل وجود دارد: یکی در بعد بلند مدت یعنی انگشت گذاردن بر عقیده و رفع همه‌گونه شائبه‌های ضعف نفس انسانی ودیگری در بعد جاری و حل موضعی مسئله، . راه حل دوم بیشتر بر جنبه‌های عاطفی تکیه دارد؛ چه آن‌حضرت خطاب به ایشان می‌گوید: « ای گروه انصار! آیا راضی می‌شوید که مردم گوسفندان و شتران را بگیرند و شما نیز با رسول خدا به شتران خود بازگردید؟ و پیش از این سخن، سخنانی مدح آمیز از انصار و موضع آنان در برابر رسالت و نیز ستایش از موضع مکتبی ایشان به زبان آورد و چنان عواطف و احساساتشان را برانگیخت و آنها را تحت تأثیر قرار داد که گریه کنان، اظهار داشتند که از تقسیم غنایم جنگی از سوی پیامبر خدا، راضی و خشنودند.مطرح ساختن نمونه‌های دیگری از این برخوردها، به درازا می‌کشد لذا به همین اندازه بسنده می‌کنیم و از خداوند عزوجل مسئلت داریم که ما را در اقتدای به رسول خدا و اجرای احکام دین مبین اسلام، توفیق عنایت فرماید.
پی نوشت ها:

[۳۱]ـ احمد، ج ۲، ص ۷۳۵، وبیهقی ، ج ۴، ص ۱۸۶و ج ۸ ، ص ۱۴، ومراجعه شود به موجز احکام الحج سید محمد باقر الصدر ص۱۶۰٫[۳۲]ـ مسلم، ج ۲، ص ۶۹۷، کتاب الزکاه، ب ۱۶، ح ۵۲، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۳۴۳، کتاب بالمعروف ، ب۱،ح ۲۰٫[۳۳]ـ مسلم، ج ۴، ص ۲۰۲۶ کتاب البر والصله، ب ۴۳، ح ۱۴۴، ثواب الأعمال، ج ۲، ص ۱۱ص ۱۲۴۰، ص ۴۲۴،ح۷٫[۳۴]ـ مسلم، ج ۴، ص ۱۹۹۶، کتاب البر والصله، ب ۱۵، ح ۵۸، مستدرک الوسائل.[۳۵]ـ أبو داود، ج ۴، ص ۲۸۰، کتاب الأدب ، ح ۴۹۱۸، کتاب المؤمن أهوازی ، ص ۴۱، ح.[۳۶]ـ مسلم، ج ۴، ص ۱۹۴۴، کتاب فضائل الصحابه ، ب ۳۹٫[۳۷]ـ بخاری، ج ۵، ص ۲۰۶۱، کتاب الأطعمه ، ب ۱۰ح ۵۰۷۷، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶٫[۳۸]ـ بخاری، ج۲، ص ۹۲۷، کتاب الهبه ، ب ۳۳، ح ۲۴۸۸، الخصال، ج ۲، ص ۱۵۴۳، ج ۱٫[۳۹]ـ بخاری ج ۵، ص ۳۰۴۷، کتاب النفقات ، ب ۱، ح ۵۰۳۸، ومسلم ، ج ۱٫[۴۰]ـ بخاری ، ج ۱، ص ۲۰، کتاب الإیمان ، ۳۰، ح ۳۰، ومسلم ج ۳، ص ۱۳۸۲، کتاب الأعمال، ب ۱۰، ح ۲۸، تنبیه الخواطر، ج ۱، ص ۵۷٫[۴۱]ـ مسلم، ج ۳، ص ۱۱۹۶ کتاب المساقاه، ب ۶، ح ۳۲، ثواب الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۹، ح ۱٫[۴۲]ـ مسلم، ج۲، ص ۸۸۹، کتاب الحج، ب ۱۹، ضمن ، ح ۱۴۷، دعائم الاعلام، ج ۲، ص ۴۱۳، ح ۴۱۰، مستدرک الوسائل، ج ۱۸، ص ۲۰۶آن‌را روایت کرده است.[۴۳]ـ همان و دعائم الاسلام ، ج ۲، ص ۲۱۴، ح ۷۸۹ آن‌را روایت کرده است.[۴۴]ـ بخاری ج ۳، ص ۱۲۱۲، کتاب الأنبیاء ، ب ۲، ح ۳۱۵۴، عوالی اللئالی آن‌را روایت کرده‌اند.[۴۵]ـ بخاری ، ج ۳، ص ۱۱۵۵، کتاب الجزیه، ب ۵، ح ۲۹۹۵، بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۷٫[۴۶]ـ نصب الرایه ۳: ۳۸۰، دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۳۶۹٫[۴۷]ـ احمد ۲/۴۹۳، تفسیر أبی الفتوح الرازی، ج ۲، ص ۱۷، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۶۴٫[۴۸]ـ احمد ۲/۲۱۳، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳، ح ۴٫[۴۹]ـ البیهقی، ۸: ۱۹۷٫[۵۰]ـ ابن حبان ۲/۲۱۶، میزان الحکمه، ج ۲۷، ص ۱۱۵۴ رقم ۵۴۹۶٫[۵۱]ـ احمد ۱/۷۰، نهج البلاغه، سید الرضی: خطبه (۱۰۰).[۵۲]ـ بحار الأنوار، ج ۱۶، ص ۲۱۹٫[۵۳]ـ بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۲۵، طبقات ابن سعد، ج ۲، ص ۱۱۴٫[۵۴]ـ نهج البلاغه ، ص ۹۲٫[۵۵]ـ ابن هشام، السیره النبویه،، جلد سوم، صفحه ۱۰۸، و “بحارالانوار”، جلد ۲۰، صفحه ۹۹٫[۵۶]ـ واقدی، المغازی، جلد ۱، صفحه ۲۷۰٫[۵۷]ـ همان، جلد ۲، صفحه ۳۲۷٫[۵۸]ـ واقدی، المغازی، جلد ۲، صفحه ۳۳۵٫[۵۹]ـ ابن هشام، السیره النبویه ، د ۴، داراحیاء الترات العربی، صفحه۱۴۲٫

 

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

امام مهدی (عج) در قرآن کریم

نوشته‌ی بعدی

پدیده عاطفی ـ انسانی سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (۱)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

پدیده عاطفی ـ انسانی سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا