12 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پيرامون مقام امام زمان عليه السلام ( قسمت سوم و پاياني )

0
SHARES
3
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

7-اطلاع از احوال و اخباريكي از جهات علم حضرتش اطلاع از اوضاع و احوال مردم مي باشد .هر حادثه اي در هر جا رخ دهد ، هر فكري در مغز هر انساني راه يابد ، هر مطلبي به قلب هر آدمي خطور كند ، هر تغيير روحي در هر كس پديد آيد ، هر چشمي به هر جا بنگرد و هر چه عنوان شود يا در دل ها پنهان گردد همه را مي داند و مي بيند . خلاصه او به تمام افكار و حالات احاطه ي علمي دارد و از همه ي جريانات مادي و معنوي و امور ظاهري و باطني مطلع است، چنانكه خود در توقيعي كه به دست شيخ مفيد رحمه الله رسيد فرمودند 🙁 فانا يحيط علمنا بانبائكم و لا يعزب عنا شيء من اخباركم . ) (1)( دانش ما بر اخبار شما احاطه دارد و چيزي از گزارش هايتان بر ما پوشيده و پنهان نيست . )قرآن و روايات گوياي اين حقيقت است كه خدا و رسول و اهل بيت عليهم السلام بر همه ي كردار و انديشه ها آگاهند و گردش چشم ها و راز دلها را مي دانند . (2)اكنون نمونه اي از اين قضايا را-كه نشانگر اطلاع امام عصر عليه السلام از حالات و افكار است – نقل مي كنيم :
يك حكايت شنيدنيحضرت آيه الله آقاي حاج سيد محمد شيرازي حكايت نمودند :حدود چهل سال قبل كه ما هنوز در عراق بوديم يكي از اهالي افغانستان اين قصه را براي من نقل كرد : (3)روزي به قبيله اي برخوردم كه ضد تشيع بودند و خيلي عليه شيعه تعصب داشتند از اين رو مذهبم را كتمان نمودم و به گونه اي رفتار كردم كه ندانند من از شيعيان هستم، چون مجبور بودم مدتي نزد آنان بمانم .يك روز با جواني از افراد آن قبيله آشنا شدم كه فهميدم شيعه است ، او در تشيع بسيار محكم و استوار بود ، من از ديدن وي خيلي تعجب كردم ، زيرا در ميان قبيله اي كه همه غير شيعه و ضد تشيع بودند وجود چنين فردي حيرت انگيز بود !‌!از او پرسيدم : مگر تو فرزند فلان شخص و برادر فلان آدم نيستي كه هر دو غير شيعه اند و مگر تو از افراد اين قبيله نيستي كه همگي عليه تشيع اند ؟‌! چطور شده كه قبيله ي تو چنان متعصبند و تو در تشيع چنين تزلزل ناپذير و استوار هستي ؟‌! و چرا اين ها كه از مذهب تو خبر دارند آسيبي به تو نمي رسانند و بلايي بر سرت نمي آورند ؟‌!‌گفت : اينكه به من صدمه و آسيبي نمي رسانند به خاطر آن است كه از يك قبيله ايم ، اين هم قبيله بودن باعث شده كه از تعرضات آنان مصون باشم ، چون ميان ما مرسوم است كه تعصب قبيله اي بر تعصبات مذهبي غلبه دارد .با شگفتي پرسيدم : چگونه تو شيعه هستي ؟‌!گفت : تشيع من داستان عجيبي دارد ، حادثه اي در زندگي من رخ داد كه باعث شد از مذهب قبيله ام دست بردارم و شيعه شوم .پرسيدم : آن قضيه چيست ؟ چه رويداد شگرفي بوده كه چنين تو را تكان داده و روح و قلبت را دگرگون ساخته و مذهبت را منقلب نموده است ؟ !گفت : من در كودكي دايه اي داشتم كه شيعه بود ، دل پاك و مهرباني داشت ، از طايفه ي ما نبود ، او زن فقيري از يك قبيله ي ديگر بود كه به تقدير الهي نزد ما آمده و پرستاري مرا به عهده داشت . من خيلي با او انس پيدا كرده بودم ، چون از دوران كودكي در آغوش وي بودم و تقريبا تا سن شش سالگي روز و شبم با او مي گذشت ، او در طفوليتم به من شير داده و با مهرباني و دلسوزي مواظبتم نموده بود .با آنكه در نماز و روزه سعي فراوان داشت و پاكيزه و درستكار و با تقوا بود اما اهل قبيله ي ما او را نجس مي دانستند و كافرش مي شمردند ، به همين خاطر از ظرف هاي او اجتناب مي كردند و غذاهاي او را نمي خوردند .يك روز از او پرسيدم : چرا مردم قبيله مي گويند تو كافر هستي با آنكه خوب و با ديانت و راستگو و اهل عبادتي ؟ !ابتدا از جواب دادن طفره رفت و نخواست حقيقت را براي من كه در سنين خردسالي بودم بيان كند .من در آن وقت تقريبا شش ساله بودم ، حس كنجكاوي مرا بر آن داشت كه رمز كار او را بيابم و علت اين امر را دريابم ، از اين رو اصرار ورزيدم و پافشاري نمودم تا از اين راز پرده بردارد و حقيقت جريان را برايم بگويد .او گفت :راستش را بخواهي مذهب من با مذهب مردم قبيله ي شما فرق دارد، من شيعه هستم اما آنها پيرو مذهب ديگري هستند .پرسيدم : مذهب شيعه چيست و چه تفاوتي با ساير مذاهب اسلامي دارد ؟ !گفت : ما معتقد به دوازده امام معصوم هستيم كه جانشينان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هستند .آنگاه دوازده امام را برايم نام برد تا به اسم امام دوازدهم حضرت حجت عليه السلام رسيد، سپس درباره ي صاحب الزمان عليه السلام برايم صحبت كرد و شرح داد كه ايشان زنده و غايب هستند و الان امام ما مي باشند و روزي ظهور نموده و جهان را سرشار از عدالت مي سازند و ظلم و ستم را ريشه كن نموده حكومت هاي دنيا را برانداخته و بر شرق و غرب عالم پيروز مي گردند .من با آنكه خردسال بودم خيلي دوست داشتم بيشتر درباره ي تشيع بدانم و به خصوص مي خواستم درباره ي آخرين امام كه شنيدم زنده است و پنهان مي باشد بيشتر تحقيق كنم ، از اين رو پرسيدم : اين امامي كه پنهان است وجودش چه فايده اي دارد ؟ ! ممكن بود صد سال يا دويست سال ديگر بيايد يا هر وقت خواست جهان را پر از عدل و داد كند به دنيا بيايد ، چرا سال ها قبل به دنيا آمده و غايب شده است ؟او آثار حضرت و ثمرات وجود آن بزرگوار را برايم شرح داد، از جمله گفت : يكي از فوايد وجود آقا اين است كه اگر كسي در جايي گرفتار شود و در صحرا يا دريا گم شود و حضرتش را بخواند و از وي استمداد نمايد به فريادش مي رسند و نجاتش مي دهند .آن روز گذشت ، از گفتگوي من با آن زن شيعه كه دايه و پرستارم در كودكي بود سال ها سپري شد.
هفده سال بعدحدود هفده سال بعد كه تقريبا در سن بيست و سه سالگي بودم مستطيع شدم و براي انجام مناسك حج به طرف مكه حركت كردم .در آن زمان مردم با شتر مسافرت مي رفتند و از ماشين و هواپيما و جاده هاي آسفالت و تجهيزات امروز خبري نبود.ما دسته جمعي با يك قافله راهي حج شديم و خاك افغانستان را به طرف حجاز ترك كرديم ، در طول راه دشواري هاي زيادي تحمل نموديم ، در مناطق سردسير شبها از سرما مي لرزيديم و در نواحي گرمسير روزها زير آفتاب سوزان و روي ريگ هاي داغ صحرا به طور طاقت فرسا راه مي پيموديم ، كم آبي و كم غذايي نيز بر رنج ما مي افزود و توان جسماني ما را كاهش مي داد. اينگونه بود تا به صحراي عربستان رسيديم.يكي از شب ها كه قافله در صحراي حجاز براي استراحت توقف كرد ، من هم كه خيلي خسته و بي رمق بودم خوابيدم تا سحرگاه برخيزم و با كاروانيان حركت كنم ، اما يك وقت از نور خورشيد كه بر صورتم مي تابيد و حرارت آفتاب كه بر پيكرم مي نواخت بيدار شدم و هراسان و مضطرب ديدم هيچ كس نيست، اثري از قافله نبود، همه رفته بودند، شتر من هم همراه چهار پايان ديگر رفته بود. تك و تنها وسط بيابان ماندم ، بيم و وحشتي بر من مستولي شد كه در تمام عمرم آنقدر نترسيده بودم . ترس از دزدهاي قاتل و بي رحم ، ترس از حيوانات درنده و وحشي ، ترس از گرسنگي و تشنگي چنان مرا از خود بي خود نمود كه نزديك بود قالب تهي كنم .در اين هنگام كه از همه جا دل بريده و نااميد بودم و از حيات دست شسته و خود را در كام مرگ مي ديدم ؛ ناگهان به ياد آن زن شيعه كه در ايام كودكي پرستارم بود افتادم و حرف هاي او به خاطرم آمد ، به ياد آوردم كه مي گفت امام دوازدهم شيعيان زنده است، گرچه غايب و از نظرها پنهان مي باشد اما يكي از آثارش اين است كه هر كه در صحرا يا دريا گرفتار شود و از آن حضرت استمداد نمايد و كمك بخواهد ياري اش نموده و نجاتش مي بخشند .در آن موقع به امام غايب شيعيان پناه بردم و او را با فرياد صدا زدم ، بغض گلويم را گرفته بود، اشك هايم مي ريخت ، حال عجيبي داشتم ، خيلي منقلب بودم ، داد مي زدم و مي گفتم يا صاحب الزمان ، مرتب از او كمك مي خواستم و فرياد مي زدم يا ابا صالح .ناگهان ديدم اسب سواري ظاهر شد و نزديك من آمد، آقايي را كه بر اسب نشسته بود نشناختم ، ابتدا گمان كردم از اهالي آن نواحي است كه تصادفا گذارش به آن جا افتاده ، اما بعد ديدم به من نظر دارد ، نگاهي به من نموده و فرمودند : چه مي خواهي ؟عجيب اين بود كه ايشان با زبان محلي خودم با من صحبت نمودند و از حالم جويا شدند . عرض كردم : آقا من در اين صحرا درمانده ام، قافله رفته و من خيلي مضطرب و پريشانم.فرمودند: همراه من بيا.آقا سوار بر اسب حركت كردند من هم پياده در ركاب ايشان به راه افتادم، چند قدمي بيش نرفته بودم كه به سمتي اشاره نمودند و فرمودند : اين قافله ي شماست .نگاه كردم ديدم اهل كاروان خودم هستند . در اين هنگام به فكرم رسيد كه ايشان كيستند و چگونه با زبان افغاني با من حرف زدند و كمتر از چند دقيقه مرا از وسط آن صحرا به قافله ام رساندند ؟‌!تا به اين فكر افتادم ديگر آقا را نديدم و هر چه اين سو و آن سو نگريستم اثري از آن بزرگوار نيافتم !‌!‌مرا از ميان آن بيابان خشك و سوزان كه تا چشم كار مي كرد نشاني از آب و آباداني نبود، نجات دادند و به قافله ام رساندند . من از همان موقع فهميدم حرفهاي آن زن شيعه كه در ايام خردسالي ام به من گفته بود درست است و به حقانيت عقايد او پي بردم ، از اين رو شيعه شدم و از مذهب قبيله ام برگشتم .زماني كه به مكه رسيدم سراغ يكي از علماي شيعه را گرفتم تا آداب و عقايد تشيع را بياموزم . يك ملاي شيعه را به من معرفي كردند ، نزد او رفتم و پس از فرا گرفتن اصول تشيع در محضر وي شيعه شدم .وقتي اهل كاروان و بستگانم كه همراهم بودند از ماجراي تشيع من آگاه شدند خيلي اصرار كردند كه به مذهب سابقم برگردم و از تشيع دست بردارم اما هيچ ترتيب اثر ندادم و چنان در تشيع استوار گرديدم كه هيچ كس نتوانست در من تزلزلي ايجاد كند.
پی نوشت:

1- بحارالانوار ، جلد 53 ، صفحه ي 175 .2-برخي از آيات و روايات و حكايات را پيرامون اين موضوع در كتاب ملاقات در صاريا نوشته ايم ، صفحه ي 101 تا 112 آن كتاب را مطالعه كنيد .3- اين حكايات در سال 1414 هجري قمري در قم بيان گرديد .

 

نوشته قبلی

پيرامون مقام امام زمان عليه السلام ( قسمت دوم )

نوشته‌ی بعدی

چگونه محبوب خدا شويم؟

مرتبط نوشته ها

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

چگونه محبوب خدا شويم؟

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا