10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

پژوهشی در تفسیر علمی قرآن کریم

0
SHARES
9
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

بیش از چهارده قرن از تاریخ نزول قرآن کریم می گذرد و تفسیر این کتاب مبین، سابقه ای بس طولانی از زمان نزول نخستین آیه تا به امروز دارد.اندیشوران مسلمان با تخصص های مختلف در رشته های گوناگون علمی، تمام توان و استعداد خود را با علاقه مندی و شور و شوق خاص، صرف تبیین و تفسیر این کتاب عظیم نموده و تمام همّ خود را در این راه مقدس، به کار گرفته اند.ارباب ادب و اصحاب بلاغت، از بُعد ادبی دقایق و ظرایف کلمات و الفاظ نورانی قرآن را مورد بحث و فحص قرار داده و به « تدبر » و تبیین ارتباط محکم مفاهیم و انسجام متقن مضامین و هم آهنگی زیبای معانی و اثبات « عدم اختلاف » در کلام الله مجید پرداخته اند.متکلمان و حکمای اسلام نیز زبان برهان گشوده و روش تعقلی و مبانی و قواعد فلسفی را به خدمت تفسیر قرآن کریم درآوردند.حکیمان الهی که در تعمق و تفکر آیات، در مقابل فهم و بیانی آیاتی چون « اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ » (1) به پایان قلمرو عقل و اندیشه بشری رسیده و از درک عمق معانی آیات عاجز مانده و پای عقل را در طی طریق، لنگ دیده اند. عارفان و اهل ذکر که در کشف حقایق قرآنی و معارف عمیق الهی، پای استدلالیان را چوبی و بی تمکین یافته اند، با رهنمود آیاتی چند از خود قرآن کریم، برای تفسیر فهم آن از « معرفت شهودی » استمداد طلبیده و در حوزه « عرفان » به کند و کاو و شناخت حقایق مصحف شریف مبادرت نمودند.فقها نیز از منبع فیض آیات الاحکام، مستفیض بوده و خصوصاً در عر غیبت در اجتهاد و استنباط احکام از این بحر نور، بهره مند گشته اند.علمای اخلاق نیز برای ارشاد و تزکیه نفوس و بعد اخلاقی و ارزشی، آیات الهی را مورد تفسیر و تفصیل قرار داده و قلوب را به نور قرآن منور ساخته اند.جمعی نیز با استناد و تمسک به ایات « آفاقی و انفسی » و سفارش قرآن کریم مبنی بر لزوم « تفکر » و « نظر » در کتاب خدا، با دید علمی، قرآن مجید را مورد مطالعه و تحقیق قرار داده اند.بنابراین، صاحبان عقل سالم و قلب سلیم در طول تاریخ تفسیر، هر کدام به قدر « طاقت بشری » برای فهم « مرادالله » و حقایق قرآن کریم در این بحر عمیق و بی پایان به غور و غواصی پرداخته و هر کس به قدر ظرفیتش از این « آب حیات » نوشیده و هر کس بر اساس « قابلیت استفاضه » و مرتبه ی علمی و تقوایی (۲) و درجه « تطهیر باطن » و تمسک به « عترت طاهره » از بطن های نورانی و ژرف این کتاب الهی بهره برده است.در این تحقیق بر آنیم که در میان انواع تفسیر قرآن کریم « تفسیر علمی » را بررسی و معرفی نماییم و میزان مشروعیت و حجیت، سوابق تاریخی، ادله موافقان و مخالفان، و مهم ترین اصول و مبانی این روش تفسیری را بیان داریم:
الف. سوابق تاریخیتفسیر علمی قرآن کریم، گرچه یک پدیده قابل توجه در عصر حاضر است و تاکنون کتاب ها و مقاله های زیادی در رد و قبول آن نگارش یافته، اما این روش تفسیر، ویژگی عصر حاضر نبوده و از قدمت تاریخی قابل توجهی برخوردار است و تفسیر آیات قرآن کریم به مدد کشفیات علمی؛ اعم از « فرضیه و تئوری » و « قانون »، در میان متقدمین و متأخرین طرفداران و دل بستگانی داشته، اما بلوغ گرایش به این شیوه در تفسیر و اوج آن در قرن اخیر است.پیشرفت های خیره کننده علوم و فنون در چند قرن اخیر؛ خصوصاً قرن معاصر و موفقیت های پی در پی بشر به حل مجهولات و کشف افق های جدید در دانش و معرفت که منجر به تسلط هرچه بیشتر او بر زمین و فرانسوی آن و بروز تغییرات مشهود در چهره زندگی فردی و اجتماعی او شده، از یک سو و وجود آیات متعددی در قرآن کریم که در آن ها به مسائل « کون » و عالم آفرینش اشاره شده، قائلین به تفسیر علمی و شماری از دانشمندان علوم تجربی و طبیعی را بر آن داشت، تا آنان نیز هم چون سایر گروه های مردم، به تدبر و تحقیق در قرآن کریم پرداخته و با استفاده از تخصص های مختلف نظیر: طب، نجوم هیئت، زمین شناسی، زیست شناسی و … آیات کونیه را تبیین، و هر کدام به نوبه ی خود وجهی از وجوه لایتناهی اعجاز قرآن را به جویندگان معارف عالیه، عرضه بدارند.رهروان این شیوه از تفسیر قرآن کریم، معتقدند که خداوند تعالی با اشاره به شگفتی ها و اسرار آفرینش آسمان ها و زمین و ستارگان و نیروهای شگرف موجود در آن ها و رموز اعجاز آمیز خلقت انسان، تحقق هدایت واقعی را به نگرش شناخت دقیق این آیات و اسرار آفرینش و پدیده های آن دانسته است. بدین ترتیب، تفسیر خود را گامی به سوی معرفت حق تعالی و کشف و شناخت واقع بینانه آثار رحمت و قدرت او دانسته اند، همان که در تقویت ایمان و هدایت بشر، به شدت مورد نیاز است.طرفداران و سالکان روش علمی در تفسیر، معتقدند که تفسیر علمی عهده دار بیان جنبه هایی از اعجاز قرآن کریم است که چه بسا از دید نحوی و اصولی و متکلم و … ناپیدا و مبهم است.گرایش به تفسیر علمی، از قدمت تاریخی قابل توجهی برخوردار است و این شیوه تفسیری در میان مفسران کهن نیز پویندگانی داشته است. از جمله این مفسران که آثار و تألیفات آنان در اختیار است می توان از ابوحامد غزالی، فخر رازی، ابن ابی الفضل المرسی، زرکشی و سیوطی نام برد. این مفسران گرچه در اشتمال قرآن بر علوم گذشتگان و آیندگان متفق القول اند اما میزان و نحوه گرایش آنان با یک دیگر اختلاف دارد.ما برای چگونگی این اختلاف، آرای تفسیری یکی از متقدمین ( غزالی ) و یکی از متأخرین ( طنطاوی ) را به بحث می گذاریم تا ضمن مقایسه این دو، میزان و نحوه ی تأثیر « علوم بشری » را بر افکار و اندیشه های یک « مفسر » بنمایانیم.
امام ابوحامد غزالیغزالی ( م ۵۰۵ هـ ) معتقد به اشتمال قرآن بر کلیه علوم گذشتگان و آیندگان است. وی معتقد بود هر کس می خواهد متعرض تفسیر قرآن شود از علوم شرعی؛ اعم از اصول و فروع و علوم عربی آگاهی داشته، و به علوم هستی شناسی، احاطه داشته باشد، تا بتواند در پرتو آن، قادر به تبیین نشانه های هدایت قرآنی باشد و بر اهداف قرآنی استدلال نماید. وی استفاده از این علوم هستی شناختی در تفسیر را برای فهم « نص قرآنی » لازم می داند. (۳)وی باب چهارم از ابواب « آداب تلاوت قرآن » را به فهم قرآن و تفسیر به رأی، بدون استفاده از نقل اختصاص داده و ضمن اشاره به این که قرآن شامل علوم اولین و آخرین است، از بعضی از علما نقل می کند که قرآن کریم شامل « 77200 » علم است. زیرا هر کلمه قرآن یک علم است و چون هر کلمه ای ظاهر و باطن و حد و مطلعی دارد، باید، تعداد کلمات قرآن ( ۷۷۲۰۰ ) را ضرب در چهار کرد، تا تعداد علوم قرآن حاصل شود.گرایش علمیِ غزالی در تفسیر، در کتاب جواهر القرآن نیز انعکاس دارد. وی فصل چهارم از این کتاب را به چگونگی انشعاب علوم دینی از قرآن و تقسیمات آن اختصاص داده است و علوم قرآن را به دو قسم تقسیم می کند:الف. علوم صدف و قشر ( پوست ) که آن را شامل علم لغت، قرائت، مخارج حروف و تفسیر ظاهر می داند.ب. علم اللباب ( هسته ) و متعلقات آن را، علم تاریخ، کلام، فقه، اصول فقه، علم به خدا و روز معاد، صراط مستقیم و طریق سلوک دانسته است.در فصل پنجم این کتاب از کیفیت انشعاب سایر علوم مانند: علم طب، نجوم، هیئت، ساختمان بدن حیوان، تشریح اعضای بدن، علم سحر و غیره از قرآن سخن به میان آورده است. وی می گوید:در عالم امکان و استعداد، گروهی از علوم وجود دارند که هنوز علم بشر بدان ها نرسیده، که این هم از قرآن خارج نیست… این علومی که برشمردیم و نشمردیم، اصول و مقدمات آن ها از قرآن خارج نیست، چون هم از دریایی منشأ می گیرند که نمی توان برای آن ها ساحلی تصور نمود… (۴)در جای دیگر اضافه می کند:… پس در قرآن بیندیش و شگفتی های آن را دریاب که در آن، کلیات علوم اولین و آخرین، جمع است و تفکر آن برای وصول از کلیات به جزئیات و تفاصیل این علوم است… (۵)از آن چه تاکنون درباره گرایش علمی غزالی بیان شد، میزان علاقمندی وی به این که قرآن کریم شامل کلیات علوم اولین آخرین است، روشن شد؛ امام غزالی برخلاف متأخرین، معتقد به تفسیر علمی و وارد جزئیات و ریزه کاری های علوم طبیعی و تجربی نشده است. (۶)
طنطاوی جوهریشیخ طنطاوی ( ۱۲۸۷-۱۳۵۸ هـ ق ) بارزترین چهره معاصر در بنیان نهادن سبک جدید در تفسیر علمی به شمار می آید. از نامی که برای کتاب تفسیر خود انتخاب نموده است الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم المشتمل علی عجایب بدایع المکنونات و غرایب الآیات الباهرات میزان تمایل و گرایش او به دخیل نمودن مباحث و عجایب آفرینش و اسرار علوم و نظریات جدید در تفسیر، به خوبی روشن می شود. (۷)از بررسی سوابق تحصیلی طنطاوی در مدارس حکومتی و الازهر، علوم دینی و عربی و علوم دیگر از قبیل: علوم تجربی، ریاضیات و زبان انگلیسی را کاملاً خوانده است و هنگام تدریس در دارالعلوم و دانشگاه مصر نیز به تدریس این درس ها اشتغال داشته، به خوبی روشن می شود که این همه استفاده از علوم تجربی و فنون جدید و استشهاد به گفتار دانشمندان غربی و گنجاندن تصویرها، جدول ها و مناظر طبیعی و گیاهان و حیوانات و سعی در هم خوانی و تطبیق آیات قرآن کریم با نظریات علمی، متأثر از موضوعاتی است که نامبرده در دوران تحصیل و تدریس با آن ها سر و کار داشته است.
دل سوزی برای مسلمینبه اعتقاد طنطاوی، گرچه تمامی علوم، مطلوب هستند، (۸) اما چون عنایت خداوند به علوم طبیعی بیش از توجه او به علوم دیگر (۹) است و حداقل در ۷۵۰ آیه از قرآن کریم درباره آفرینش آسمان ها و زمین و طبیعت سخن به میان آمده و این در حالی است که مجموع آیات مربوط به فقه از ۱۵۰ آیه برنمی گذرد، (۱۰) نیز با عنایت به این که علوم فقه لازمه بقای امت اسلامی است، در حالی که علوم طبیعت برای نیل به شناخت خداوند و حیات انسان هاست، (۱۱) لذا آموختن علوم جدید برای مسلمانان واجب است، تا بدین وسیله از ذلت و حقارتی که آن ها را در برگرفته رهایی یافته (۱۲) و بتوانند دوبار مجد و عظمت را بازیابند.وی از این که مسلمانان ندای اسلام به علم و دانش را فراموش کرده، گرفتار نادانی شده اند و جهان غرب در دانش و تکنولوژی از آن ها پیشی گرفته است، اظهار تأسف می کند (۱۳) او راه چاره را در این می داند که مسلمان با هم از در همکاری درآمده و امت اسلامی را در سرزمین های آفریقا و آسیا از بدبختی برهانند. او این مسئولیت را از آن تمامی مسلمانان دانسته، چاره را در این می داند که پای درس تفسیر او بنشینند و سپس با درس گرفتن از آن، علم را بین امت مسلمان، پراکنده سازند. (۱۴)
بزرگداشت علمعلم در تفسیر جواهر جایگاه ویژه ای دارد. طنطاوی می گوید که: اسلام به تحصیل علوم امر کرده و مرتبه علم از مرتبه عمل بالاتر است. وی نظر کردن در طبیعت را بنا به آیه « انظُرُواْ مَاذَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ » (15) و آیات دیگر، امری واجب می داند، زیرا خداوند صریحاً به آن امر کرده است.وی می گوید: مسلمانان همان گونه که کتاب مقدس ( قرآن ) را می خوانند، باید نوشته های هستی را بخوانند. (۱۶)طنطاوی ضمن اذعان به این که، زمانی نسبت به وجود خالق در حالت شک و حیرت به سر می برده و دنبال پاسخ قانع کننده ی عقلی بود، عامل اعتقاد خود به خداوند و وحدانیت او را مرهون مطالعه اش در جهان طبیعت و فراگیری علوم جدید، قلمداد کرده است. (۱۷)وی نیل به معرفت کامل خداوندی (۱۸) و بقای حیات امت اسلامی را تنها در گرو علم می داند؛ لذا در جهت عمل به این وظیفه مهم ( لزوم معرفت خداوند و بقای امت اسلام ) دست به تألیف این تفسیر زده است. (۱۹)
میزان بهره وری از علوم در تفسیر جواهرطنطاوی در نحوه و میزان بهره برداری از علوم در تفسیر خود، در میان تمامی هم قطاران خود شاخص شده است.وی در جای جای تفسیر خود از مباحث هستی شناسانه و نمایش عکس و جدول ها و اقوال دانشمندان علوم طبیعی، استفاده کرده است و از این مباحث علمی به عنوان پیش درآمدی برای مباحث مهم تر خود ( یادآوری قدرت و عظمت خالق ) بهره برده است. گرچه درباره ی تفسیر جواهر گفته است: « در آن همه چیز هست جز تفسیر » (20) اما باید تصدیق کرد که این اقدام طنطاوی از روی حسن نیت و دل سوزی برای جبران خلأ علمی در جوامع اسلامی است و آیات قرآن بهانه ای برای تحقق آرمان و خواسته او شده است. طنطاوی با استناد و تمسک به آیات مختلف، مباحث مفصلی از علوم گوناگون را مطرح کرده است، از آن جمله:الف. علم گیاه شناسی، (۲۱) در ذیل تفسیر آیه ۱۴ سوره نبأ: « وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا * لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا * وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا » (22)ب. علم ستاره شناسی، (۲۳) در ذیل تفسیر آیه ۸۹ سوره صافات: « فَنَظَرَ نَظْرَهً فِی النُّجُومِ * فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ » (24)ج. علم جانورشناسی (۲۵) در ذیل تفسیر آیه ۷۹ سوره مؤمن « اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْکَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ » (26)از علوم دیگری که در مجلّدات مختلف جواهر به آن ها پرداخته شده می توان از: انواع کوه ها، (۲۷) شگفتی های زمین و گیاهان و انواع درختان و میوه ها، (۲۸) اختلاف و توالی شب و روز، (۲۹) انواع غذاها (۳۰) و علم تشریح (۳۱) نام برد.
چند ویژگی تفسیر جواهر۱٫ خصوصیت بارزی که در تفسیر جواهر به چشم می خورد این است که طنطاوی استفاده و استناد به علوم طبیعی را منحصر به آیات مربوط به تکوین نگذاشته، بلکه چه بسا در تفسیر دیگر آیات نیز از علوم طبیعی استفاده کرده است. (۳۲)۲٫ معمولاً مطالبی که طنطاوی در تفسیر خود ارائه داده، مطالب سطحی و کم ارزش است، این امر به اضافه کثرت نقل او از علوم مختلف، نشان می دهد که وی بیش از آن که یک دانشمند متبحر در رشته های مختلف علوم باشد، یک علاقمند و شیفته بی قرار علوم است.۳٫ تطبیق آیه با یافته های علمی در تفسیر آیه ۹ سوره « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ » (33) در بیان مفهوم عدد هفت، ضمن اعلام این که عدد هفت در این آیه مفید حصر نیست می گوید:تعداد آسمان ها از نظر شرع اهمیت خاصی ندارد … چه این که آسمان ها هفت تا باشند یا هزار تا … تمام آن ها فعل خداوند هستند که بر جمال و کمالش دلالت دارند. (۳۴)متأسفانه دیری نمی گذرد که طنطاوی درباره آسمان های هفت گانه نظر دیگری می دهد و چنین ابراز می دارد:قرآن خواسته با مردم صدر اسلام بر وفق اعتمادشان سخن بگوید: در زمان نزول قرآن، باور مردم، بر تقدس و اهمیت خاص عدد هفت بود و قرآن کریم به مقتضای این اعتقاد، تعداد آسمان ها و زمین را هفت تا اعلام کرده است.وی برای گریز از مشکلی که ظاهر آیات برایش ایجاد می کند به آیه دیگری استناد می کند که به اعتقاد او مشکل محصور بودن تعداد آسمان ها و زمین در هفت تا را مرتفع می سازد و آن آیه ۸ سوره نحل « وَیَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ » (35) است.طنطاوی در موارد مشابه دیگری از جمله موضوع « خلقت آدم » و نیز راندن شیاطین با شهاب های آسمانی (۳۶) به چنین تطبیقی دست زده است. (۳۷)
ب. ادله موافقان تفسیری علمیقائلین به تفسیر علمی برای اشتمال قرآن بر کلیه علوم و حجیت روش تفسیری خود، دلایلی ذکر کرده اند که ما به اهم آن ها اشاره می نماییم:۱٫ بنا به تصریح آیات متعدد، قرآن کریم تمامیت علوم از کوچک و بزرگ را در بردارد. آیه ۳۸ از سوره انعام « مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ » (38) از این نمونه آیات است.۲٫ پاره ای از احادیث، دلالت بر شمول قرآن بر کلیه علوم دارد. از آن جمله: قول عبدالله بن مسعود: « من أراد علم الأوّلین و الآخرین فلیثور القرآن » (39)3. اعجاز علمی قرآن ملحدان را از شک در قرآن باز می دارد، زیرا حقایق علمی قرآن کریم دلایل محسوسی هستند که نزد هر عاقلی نیز مقبول می افتد. (۴۰)۴٫ قرآن کریم مملو از آیاتی است که در آن ها از احوال آسمان ها و زمین و ماه و خورشید و جاذبه و … سخن به میان آمده است و شرح و تفسیر این آیات به جز از طریق علم ممکن نیست. (۴۱)۵٫ قرآن کریم به صورت دقیق، اصول و جزئیات عالم مادی را در قرآن بیان کرده است، به گونه ای که احدی در هنگام نزول قرآن از این علوم اطلاعی نداشته و تنها علوم جدید است که مؤید و شاهدی بر صحت علوم قرآن بوده (۴۲) و بیانگر اعجاز علمی کتاب الهی می باشد.۶٫ در این عصر که عصر پیشرفت علوم است، شایسته نیست که مفسر قرآن بی اطلاع از علوم باشد و قرآن را همان گونه تفسیر کند که در صدر اسلام می نمودند. در این صورت فرصت طلبان تصور خواهند کرد که اسلام مخالف علم است و با پخش این شعار مانع پیشرفت اسلام می شوند. (۴۳)۷٫ تفسیرهای علمی، مشکل تعارض بین « علم » و « قرآن » را از بین می برد و مردم به خوبی خواهند دید که اقوال قرآن در ۱۴۰۰ سال پیش موافق کشفیات امروز علم است. این معجزه علمی قرآن، مردم و غربی ها را به سوی خود خواهد کشید، وگرنه با طرح معجزات دیگر هم چون « شق القمر » که هدایت نمی شوند. (۴۴)۸٫ قرآن کریم، آن جا که می خواهد « راه هدایت کردن » مردم را به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آموزش دهد، می فرماید:« ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ » (45) بنابراین باید با افراد از هر قشر و صنفی با مدارا و نرمی و با زبان خودش صحبت کرد، با عوام الناس، با موعظه و نصیحت و با دانش مندان، با زبان برهان و حکمت. (۴۶)۹٫ درک اعجاز لغوی قرآن برای غیر عرب بسیار مشکل است. لذا بیان علمی اعجاز قرآن برای بشر امروز که با اختراعات و اکتشافات فزاینده سرو کار دارد، ضروری است. بر علمای اسلامی لازم است که در وجوه اعجاز علمی قرآن دقت بیشتری نموده و با بیان اسرار علمی آن، مردم بیشتری را به سوی خدا و اسلام هدایت کنند. گرچه قرآن، کتاب زمین شناسی و نجوم و … نیست، بلکه کتاب هدایت است اما حقایق پدیده ها و موجودات، هم به اجماع و هم به تفصیل در آن بیان شده است. (۴۷)
ج. دلایل مخالفان تفسیر علمیمخالفان تفسیر علمی قرآن کریم نیز برای اثبات مدعای خود، دلایلی را ارائه داده اند که به اهم آن ها اشاره می نماییم:۱٫ فهم عبارت های قرآن باید منطبق با آن چه اعراب اصیل از آن می فهمیدند، باشد و ما نباید از حدود فهم و ادراک آن ها از الفاظ و عبارت های قرآن تجاوز کنیم، زیرا قرآن کریم در آن جامعه و با آن فرهنگ نازل شده و مخاطبان آن در درجه اول همان ها هستند. لذا ما باید معانی آن الفاظ و حدود و استعمال آن ها را در زمان نزول قرآن بدانیم و از هرگونه « توسع » در کاربرد الفاظ زاید بر معانی متعارف زمان نزول، پرهیز کنیم. (۴۸)۲٫ اهتمام و رسالت واقعی قرآن کریم، دین و اعتقادات است، نه علوم. (۴۹)۳٫ استفاده از نظریات علمی در فهم بیشتر آیات قرآن کریم اشکالی ندارد، اما تحمیل نظریات بر قرآن که به طبیعت حال، در معرض تغییر و تحول هستند، جایز نمی باشد. بعضی از تفسیرهای علمی موجود، دیر یا زود سبب نزاع بین علم و قرآن خواهد شد. (۵۰)۴٫ تفسیر علمی از قرآن در واقع همان « تأویل » متکلفانه آن است که پسندیده نیست. (۵۱)۵٫ نظریات علمی دوامی ندارند و حقایق علمی هم مطلق نیستند. اگر ما قرآن را به این نظریات متغیر و احتمالی ارتباط دهیم و صحت قرآن را مشروط به صحت این نظریات بدانیم و بعد معلوم شود که این نظریات باطل شده و اعتبار خود را از دست داده، چه بر سر قرآن خواهد آمد؟ پس صحیح نیست که حقایق قطعی قرآن کریم را مشروط به حقایق غیرمنطقی و غیرنهایی علم بشری بکنیم. (۵۲)۶٫ در هیچ جایی نمی بینیم که صحابه و تابعین، که داناترین مردم بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر قرآن بوده اند، از روش علمی برای تفسیر قرآن استفاده کرده باشند. اگر آنان در این مورد اقدام و بررسی داشتند، قطعاً چیزی از آن به ما می رسید. (۵۳)۷٫ اگر وجه اعجاز علمی قرآن را از وجوه اعجاز قرآن بشماریم، معنایش این است که قرآن کریم که مردم آن زمان نزول را که هیچ اطلاعی از علم به معنای دقیق کلمه نداشتند، به تحدی فراخوانده است! و این اصولاً باعث تخطئه اعجاز قرآن می شود، زیرا آنان از درک مسائل علمی عاجز بوده اند و این تحدی از اساس باطل بوده است! (۵۴)۸٫ قرآن کتاب طب و فلسفه نیست و مقصدش بالاتر از این هاست. آیاتی که دعوت به تفکر و نظر در ملکوت آسمان ها و زمین می نمایند، به قصد هدایت و موعظه و توجه به قدرت خداوند و وحدانیت او است، نه به قصد بیان نظریات علمی! (۵۵)۹٫ آیات هستی شناسانه در قرآن کریم بر یا تشویق و انگیزش عقول به تدبر در عظمت خالق و آفریننده جهان آمده است، نه این که تأیید برای یک فرضیه و نظریه خالص علمی باشد. (۵۶)
د. اصول و مبانی تفسیر علمی مقبولما در ضمن بحث های گذشته دلایل مخالفان و موافقان تفسیر علمی قرآن کریم را بیان داشتیم. حال برآنیم که پاره ای از اصول و مبانی لازم را که می توانند در حجیت بخشیدن به تفسیر علمی مؤثر واقع شوند، به طوری که اگر مفسر در تفسیر خود به این اصول و مبانی پای بند و ملزم باشد، تفسیر او از مصادیق « تفسیر به رأی » نخواهد بود، مطرح نماییم:
۱٫ قرآن محوریمفسر قرآن باید بداند که قرآن معجزه جاویدان پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و آیین نامه الهی و مهم ترین و رساترین منبع فرهنگ اسلام است. این کتاب عزیز در جایگاه بلند هدایت انسان، هم چون مشعلی فروزان بر معبر تاریخ، انسان را از ظلمت به نور هدایت و راهنمایی می کند و سپیدی می بخشد.قرآن به تعبیر خودش « تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ »، « هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ » است، حقایق قرآنی، حقایقی نهایی، قطعی و مطلق است و گذشت زمان و پیشرفت علوم و تکنولوژی، حقایق آن را فسخ نمی کند.پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:هنگامی که فتنه ها، مانند شب ظلمانی از هرطرف شما را احاطه کند، دست به دامن قرآن بزنید، زیرا قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته می شود و شکایت کننده ای است که شکایتش قبول می شود، کسی که آن را راهنمای خود قرار می دهد او را به بهشت می کشاند و کسی که آن را پشت سر اندازد، او را به دوزخ می راند. قرآن به سوی بهترین راه ها راهنمایی می کند، کتابی است که دارای تفصیل بیان و نتیجه است… ظاهر و باطن دارد، ظاهرش دانایی و باطنش علم است، بیرونش زیبا و درونش عمیق است… اسرار شگفت آن از شماره بیرون است و هیچ گاه گرد فرسودگی بر صفحه آثار دلپذیرش نمی نشیند … (۵۷)لذا مفسر قرآن به هر روش و مسلکی که بخواهد دست به تفسیر زند، باید جانب قرآن را در هر حال و تحت هر شرایطی، عزیزتر و اصل مسلم و قطعی بگیرد، و هرجا که تعارضی بین قرآن و غیر آن به نظر برسد، باید قرآن را مقدم داشت، چه رسد به فرضیه ها، تئوری ها و نظریاتی که در طول تاریخ دست خوش تغییر و تحول بوده و خواهند بود.
۲٫ قرآن بیان گر هر چیزی است که بیانش در شأن قرآن باشدقبلاً در ضمن یادآوریِ دلایل مخالفان تفسیر علمی، بیان داشتیم که اهتمام قرآن، دینی و اعتقادی است، نه علمی. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بیان گر جامعیت این کتاب الهی است. آیا معنای این قبیل آیات آن است که همه مباحث اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی و … به طور تفصیل و مبسوط با ذکر جزئیات، در قرآن مورد عنایت قرار گرفته است، آن طور که بعضی می پندارند؟هم چنین باید مشخص شود که هدف از این اشارت ها چیست؟ آیا صرف بیان این مطالب مختلف است، بدون آن که با هدف کلی قرآن و رسالت آن ارتباطی داشته باشد؟ و یا این که در جهت همان هدف کلی ( هدایت و ارشاد ) است؟!در این جا باید گفت که نیازهای انسان به دو بخش عمده تقسیم می شوند:الف. نیازهایی که در جهت تحصیل سعادت و کمال معنوی و هدایت و تربیت اوست.ب. نیازهایی که به زندگی مادی، رفاهی و آرمان های مادی مربوط می شود.بدون شک قرآن کریم به تمام نیازهای بشر برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی، گاه به تفصیل و گاه به اجمال پاسخ داده است.در عبارت « تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ » باید دانست که این بیان گاهی ظاهری است، با این قید که قرآن بیان گر هر چیزی است که بیان آن در شأن قرآن است، لذا بیان فرمول بمب اتم و جزئیات علوم فیزیک و شیمی، شأن و رسالت قرآن نیست.این قید در آیات دیگری نیز مشاهده می شود؛ مثلاً درباره بلقیس می فرماید: « وَأُوتِیَتْ مِن کُلِّ شَیْءٍ » (58)؛ سلطنت بلقیس هیچ نقصی نداشت و همه چیز به او داده شده بود. بدیهی است که منظور از « کل شیء » در آیه شریفه، هر چیزی که شأن سلطنت او و متناسب با حکومت او بود، در اختیارش گذاشته شده بود. ولی آیا هواپیما و موشک و تانک هم داشت؟! (۵۹)قرآن کریم کتاب هدایت است و برای نیل به این مهم به تمام ابعاد زندگی بشر نظر داشته و از راه های سالم و مفید بهره جسته است. در طرح مباحث عقیدتی و اخلاقی گاهی به یک مسئله مباحث طبیعی نیز اشاره کرده است. این اشاره نه به قصد بیان و طرح مسئله علمی و تجربی است، بلکه زمینه ای است برای گردش دادن انسان به درک عظمت و رحمت و حکمت الهی و یادآوری نعمت های او و نهایتاً شکرگزاری بندگان و اطاعت و تسلیم آنان در برابر خداوند تبارک و تعالی است.مطالعه و دقت در این آیات و نیل به هدایت لازم از رهگذر این آیات، هم در گذشته و هم در حال، میسر و ممکن است. اما بدیهی است که رشد علوم بر دامنه آگاهی بشر از تعبیرهای قرآنی و وسعت بخشیدن به میزان درک و استنباط افراد حق جو می افزاید. (۶۰)
۳٫ تفاوت حیطه معارف دینی و علمی ( بشری )مفسر قرآن کریم باید بداند که حیطه ی معارف دینی، با حیطه ی معارف بشری کاملاً انطباق ندارد. معارف بشری و مانند علوم طبیعی و یافته های آن، پای در حیطه هایی دارد که قران کریم و دین در آن حوزه ساکت و در آن قلمرو سخن ندارد، چون شأن و مقام قرآن، بالاتر و مهم تر از این هاست. البته در پاره ای موارد ممکن است وحدت حوزه و قلمرو داشته باشد.در هر حال حقایق دینی، حقایق مسلم و صدور آن ها قطعی است و نباید مشکل تعارض بین قرآن ( دین ) و علم را با فداکردن قرآن و دین حل کرد. که متأسفانه معمولاً چنین عمل می شود.کسی نباید در همه تفسیرها، از جمله تفسیر علمی، انتظار داشته باشد که از قرآن کریم آن چیزی را تحصیل کند که با یافته های علمی مبتنی بر فریضه و آزمون او وفاق داشته باشد. (۶۱)
۴٫ استناد به قوانین مسلم و قطعی علمی در صورت لزومدخیل کردن مسائل علمی در تفسیر آیات اگر با رعایت حد اعتدال همراه باشد و از محیط فرضیه ها و تئوری ها قدم بیرون نهاده، وارد محیط قوانین علمی که با دلایل قطعی یا مشاهدات مسلم ثابت شده است و دلالت آیات قرآن نیز در این امور صریح و روشن باشد، بی اشکال به نظر می رسد، بلکه در نظر جمعی از اندیشوران علوم قرآنی و تفسیر، بیان تطابق و هم خوانی این دو ( علم قطعی و قرآن )، در واقع بیان عظمت این کتاب الهی است.اصولاً چه مانعی دارد که معتقد باشیم قرآن در بحث های توحیدی و خداشناسی و امثال آن، پرده از روی یک سلسله حقایق علمی بردارد و پیروان خود را در جریان آن بگذارد و علاوه بر نتایج توحیدی و اخلاقی، که هدف اصلی آیات است، نشانه ای بر حقانیت قرآن و هم راه گشای علوم و دانش ها باشد.اما باید مواظب بود که:اولاً: به آن دسته از مسائل طبیعی استناد شود که صد در صد ثابت و مسلم شده باشند، مانند قانون جاذبه، زوجیت گیاهان، حرکت زمین و منظومه شمسی و امثال آن ها که حتی با دلالت حسی هم ثابت شده اند. (۶۲)ثانیاً: دلالت آیات بر این قبیل مباحث آن چنان روشن و آشکار باشد که نیازی به تأویل، تکلف و تطبیق نداشته باشد. اگر باب توجیهات ساختگی در این جا باز شد، مصداق تفسیر به رأی خواهد بود.مرحوم علامه طباطبائی (رحمه الله)، علم و علوم طبیعی را چراغ روشنی می داند که بخشی از مجهولات را از تاریکی درآورده و برای انسان معلوم می سازد. (۶۳)
۵٫ عدم مخالفت با مضامین مسلم شرعیشرع مقدس اسلام یک سری حقایق مسلم و قطعی دارد که به هیچ وجه با گذشت زمان، رنگ تغییر و تحول و جامه تبدیل و دگرگونی بر تن نمی کنند. علاوه بر اصول دین، اکثریت قریب به اتفاق احکام فرعی و عبادات و نیز بسیاری از اخلاقیات دینی ما، از این ویژگی ( ثبوت و عدم تغییر ) برخوردارند.علم بشر به هر کجا که برسد و تکنولوژی به هر درجه ای که نایل شود، شرب خمر حلال نمی شود، دروغ و غیبت پسندیده نخواهد بود، ارزش ها ضد ارزش نمی شوند. آری بحث ما در این جا از اصول مسلم شرعی است، نه از مسائلی که شرع مقدس در مورد آن ها نظر قطعی و صریح خود را اعلام نکرده، بلکه درک و شناخت دقیق آن ها را به فکر و عقل و علم و تلاش خود آدمی وگذار نموده است. نظریه داروین در مورد خلقت انسان، خلاف نص صریح قرآنی است، (۶۴) مفسری که دارای گرایش علمی است باید مواظب باشد که مبادا با قطعی گرفتن پاره ای از نظریات و فرضیات این چنینی، علی رغم میل باطنی خود برای آشتی بین قرآن و علم، دست به تأویل ناروا بزند و صراحت آیات را فدای گرایش علمی خود نماید.
پی نوشت ها :
۱٫ نور، آیه ی ۳۵: خدا نور آسمان ها و زمین است.۲٫ مانند آیه ۲۹ سوره انفال « … إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً … »؛ اگر از خدا بترسید شما را بصیرت شناخت حق از باطل دهد.۳٫ محمدالصادق عرجون، القرآن العظیم هدایته و اعجازه، ص ۲۵۷٫۴٫ جواهر القرآن، ص ۲۱-۳۴٫۵٫ همان، ص ۳۴٫۶٫ رک: احیاء علوم الدین، ج۱، ص ۲۹۶ و ج۳، ص ۱۳۵٫۷٫ الرومی فهد بن عبدالرحمان، اتجاهات الفسیر فی القرن الرابع عشر، ج۲، ص ۶۳۸-۶۳۹٫۸٫ الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم مشتمل علی عجائب بدائع المکنونات و غرائب الایات الباهرات، ج۲، ص ۲۷۰٫۹٫ همان، ج۱، ص ۷٫۱۰٫ همان، ص ۳، ص ۵۵٫۱۱٫ همان، ج۲۵، ص ۶۵٫۱۲٫ همان، ص ۳۶٫۱۳٫ همان، ص ۳۵، ج۱۱، ص ۷۳ و ج۲۵، ص ۵۴٫۱۴٫ همان، ج۲، ص ۲۰۴٫۱۵٫ یونس، آیه ی ۱۰۱: بنگرید که در آسمان ها و زمین چه هست…۱۶٫ همان، ص ۸۲٫۱۷٫ همان، ص ۲۱۰ و ج۱۷، ص ۱۶-۱۷، ج۲۵، ص ۶۵٫۱۸٫ همان، ج۲۵، ص ۵۵-۵۷٫۱۹٫ همان، ص ۲۴۵ و ج۳، ص ۱۹-۲۰٫۲۰٫ شریف، محمد ابراهیم، اتجاهات التجدید فی تفسیر القرآن فی مصر، ص ۷۰۹٫۲۱٫ همان، ج۲۵، ص ۱۶-۳۰٫۲۲٫ از ابرهای باران زا آبی فراوان نازل کردیم.۲۳٫ همان، ج۴، ص ۷۱-۷۸٫۲۴٫ نگاهی به ستارگان کرد و گفت: من بیمارم.۲۵٫ همان، ج۱۹، ص ۳۰٫۲۶٫ یعنی خداوند کسی است که چهارپایان را برای این که سوارشان شوید، قرار داد … .۲۷٫ همان، ج۲۵، ص ۱۴۷٫۲۸٫ همان، ج۲۳، ص ۱۳-۱۹٫۲۹٫ همان، ج۱، ص ۱۴۰-۱۴۲٫۳۰٫ همان، ص ۸۹٫۳۱٫ همان، ص ۱۴۲٫۳۲٫ همان، ج۷، ص ۸۳، و ج۸، ص ۹۲٫۳۳٫ یعنی سپس به آسمان پرداخت و آن ها را هفت آسمان نمود.۳۴٫ همان، ج۱، ص ۵۱٫۳۵٫ یعنی و خلق می کند آن چه را که نمی دانید.۳۶٫ همان، ج۳، ص ۶ و ج۱۱، ص ۹۷٫۳۷٫ همان، ج۱۸، ص ۱۰ و ج۸، ص ۱۴٫۳۸٫ یعنی: در قرآن از بیان هیچ چیز فروگذار نکردیم.۳۹٫ بدرالدین محمد زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۲، ص ۱۵۴٫۴۰٫ احمد عمر، ابوجعفر، التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، ص ۱۰۷٫۴۱٫ الفخررازی، مفاتیح الغیب، ج۴، ص ۲۳۸٫۴۲٫ حنفی احمد، التفسیر العلمی للایات الکونیه، ص ۴۳۸٫۴۳٫ التفسیر العلمی للقرآن، ص ۱۰۹٫۴۴٫ سید هبه الدین، شهرستانی، اسلام و هیئت، ص ۱۱۰٫۴۵٫ نحل، آیه ۱۲۵: « مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و به بهترین شیوه به آنان مجادله کن… »46. التفسیر العلمی للایات الکونیه، ص ۱۵٫۴۷٫ محمدحسین هیتو، المعجزه القرآنیه، ص ۱۴۸٫۴۸٫ امین خولی، منهجه الیوم معالم حیاته، خلاصه دلایل.۴۹٫ همان.۵۰٫ عباس العقاد، الفلسفه القرآنیه، ص ۱۸۱٫۵۱٫ محمود شلتوت، تفسیر القرآن الکریم، ص ۳۱٫۵۲٫ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج۲، ص ۹۶٫۵۳٫ الامام الشاطبی، الموافقات، ج۲، ص ۲۹٫۵۴٫ التفسیر العلمی للقرآن، ص ۱۱۲٫۵۵٫ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۳، ص ۱۵۹٫۵۶٫ التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، ص ۳۲۴٫۵۷٫ المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص ۱۲ مقدمه.۵۸٫ نمل، آیه ۲۳٫۵۹٫ محمدتقی مصباح، کیهان اندیشه، « رابطه قرآن با علوم بشری»، شماره ۲۸، سال ۱۳۶۸، ص ۵۴٫۶۰٫ همان، ص ۵۷٫۶۱٫ سیدهدایت جلیلی، روش شناسی تفاسیر موضوعی قرآن، ص ۲۲۰-۲۲۱٫۶۲٫ ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۸، ص ۱۴۴- ۱۴۵٫۶۳٫ وحی و قرآن، ص ۸۸٫۶۴٫ آیات زیادی در قرآن کریم دلالت بر خلقت آدم ( انسان ) از گل دارد. از آن جمله؛ سوره انعام، آیه ۲، سوره اعراف، آیه ۱۲، سوره ی مؤمنون، آیه ۱۲، سوره سجده، آیه ۷، سوره صافات، آیه ۱۱٫منبع مقاله :صاحبی، محمدجواد؛ (۱۳۹۲)، شناخت نامه ی تفاسیر: مقالاتی در شناخت تفاسیر قرآن کریم، قم: بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیّه قم )، چاپ اول

 

نوشته قبلی

ترجمه قرآن به زبان های اروپایی

نوشته‌ی بعدی

جایگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسیر (۳)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

جایگاه امام رضا (ع) در علوم قرآنی و تفسیر (۳)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا